اخته كردن حيوانات

گاهي اوقات لازم است كه حيوان نراخته شود،مثلاجهت پرواربندي وهمچنين اگرالتهاب وآبسه وياتوموري
دربيضه وجودداشته باشد مي توان حيوان رااخته كرد. اخته كردن يعني غيرفعال كردن وياتمام خارج كردن
بيضه كه به دوصورت انجام مي شود: 1ـ اخته بسته: بدون خارج كردن بيضه ازبدن خونرساني به بيضه
راقطع مي كنند كه جهت اينكار پنسهايي است بنام پنس بورديزو كه بااينكار خونرساني ازبندبيضه به خودبيضه قطع مي شود وطي چندهفته بيضه تحليل رفته وازبين مي رود. 2ـ اخته باز: بيضه راازپوست بيضه قطع مي كنند وخارج مي كنند كه جهت اينكار جراحي لازم است،به اين روش كه روي اسكروتوم(كيسه بيضه) شكافي حلالي شكل ايجاد مي كنند ولايه هاي بعدي را هم شكاف ميدهند، بعدبيضه بيرون مي آيد وبندبيضه هم بيرون مي آيد،بندبيضه راازدوناحيه بوسيله نخهاي جراحي(نخ جذب شونده)
ليگاتور(گره) مي زنيم،بعدقسمت پاييني را مي بريم.
نكته:1ـ بهتراست قبل ازاخته كردن 12-24ساعت به حيوان آب وغذا ندهيم وهمچنين ميزان غله راكاهش دهيم چون باعث ورم پس ازجراحي مي شود.
2ـ همچنين احتمال دارد كه حيوان پس ازاخته كردن كزاز بگيرد چون محل زخم براي فعاليت كزاز خيلي
مناسب است وبهتراست كه قبل ازاخته كردن به حيوان واكسن ضد كزاز زده شود.
3ـ درروش پنس بورديزو بايدمراقب پيشابراه بود زيرابطورتصادفي آسيب مي بيند.
4- دربيماريهايي مثل فتق اسكروتومي،هيدروسل ونعوپلاسم هاي بيضه مي توان ازروش اخته بازاستفاده كرد.


اين مطلب آخرين بار توسط رسول در 5 فروردين 1386 - 2:01 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.

توصيه هاي بعد از عمل جراحي ...

با سلام و احترام

احساس كردم كه اين موضوع آنقدر اهميت دارد كه آنرا در تاپيكي جداگانه به بحث بگذارم.

در اين تاپيك مي خواهيم توصيه هايي به صاحبان حيوانات خانگي بكنيم كه بعد از عمل جراحي چه بايد بكنند؟

به عنوان نمونه من يك مورد را مي نويسم كه توصيه اي است بعد از عمل جراحي اخته كردن روي گربه :

( محيط اطرافش ساكت باشد. تا به هوش آمدن كامل حيوان از دادن غذا جدا خودداري كنيد. آنتي بيوتيك تجويز شده را طبق دستور مصرف نماييد. اگر محل عمل ورم كرد از داروي تجويز شده در نسخه (فورسمايد) طبق دستور و به ميزان تعيين شده استفاده كنيد. و ... )

اخته كردن اسب

چرا اخته كنیم ؟
۱) اسبهای نر مانند حیوانات دیگر همجنس خود پس از بلوغ بد خلق و وحشی می شوند و گاهی بدخلق وحشی می شوند و گاهی عادات بد و حتی خطرناك پیدا می كنند .
گاز گرفتن – لگد زدن – صدمه زدن به اسبهای دیگر و اشخاصی كه با آنها سر و كار دارند و برخی اوقات اتفاقاتی كه ممكن است باعث مرگ شود و این از نتایج وضع روانی اسبها در این دوره از زندگی آنها است .
نگهداری اسبهای نر همیشه گرانتر تمام می شود زیرا باید پیوسته در اطاقكهای انفرادی نگهداری شوند كه به توجه دائمی نیاز دارند.
۲) خلق و خوی بد اغلب اسبهای اخته نشده را حیواناتی غیر قابل اعتماد می كند . در مسابقات نمی توان بر روی چنین اسبهائی حساب كرد و بخصوص اگر مادیانی در اطراف باشد ممكن است غیر قابل كنترل شوند و وضع ناخوشایندی بوجود آورند كه باعث صدمه خوردن سواركار و اسبهای دیگر و خود حیوان شود .
حالت وحشی حیوان بر روی تربیت كننده و سواركار و صاحب اسب اثر می گذارد و باعث می شود كه آنها از حیوان بترسند . اسب این وضع را درك می كند و ترس اشخاص را تشخیص می دهد .این ترس او را وحشی تر می كند تا جائی كه كاملا غیر قابل كنترل و خطرناك می شود. در این موقعیت تربیت كننده و خدمه و سواركار برای اعمال كنترل ناچار به استفاده از روشهای غلط می شوند و شلاق زدن و آزار بدنی را برای فرمانبردار كردن حیوان مورد استفاده قرار می دهند.
۳) اسب از تنبیهات بیزار است و بتدریج كینه سواركار و تربیت كننده خود را بدل می گیرد و گاهی بر علیه آنها چنان می شورد كه باعث صدمه فراوان و حتی مرگ آنها می شود .
اخته كردن اسب بر هیچیك از توانائی ها و كیفیات مطلوب حیوان اثر نمی گذارد و فقط خلق و خوی وحشیانه اش را ناپدید می كند . حتی فكر اینكه اخته كردن نیروی بدنی یا سرعت اسب را كم می كند اشتباه محض است
كافیست كه نگاهی به مسابقات اسبدوانی و برندگان آن بیاندازیم و یا در مسابقات سه روزه می بینیم كلیه برندگان آنها از اسبهای اخته بوده اند .
بنابراین اخته كردن كلیه كیفیتهای لازم برای رقابت و مسابقه اسبها را محفوظ نگه می دارد خواه این رقابتها پرش و یا مسابقات سرعت باشد و یا شكار و چوگان و غیره …
اسب اخته شده قابل اعتمادتر است ، خوش اخلاق تر است و برای كودكان و سواركاران تازه كار و آنانكه برای تفریح سواركاری می كنند مناسب است چنین اسبی از نظر اقتصادی بسیار با صرفه تر است زیرا خرج نگهداری آن به مراتب كمتر و زندگی قابل استفاده اش طولانی تر است .
در چه سنی اخته كنیم ؟ بهتر است كه اسب را در جوانی و قبل از اینكه عادتهای بد و خوی ناخوشایند بیابد اخته كنیم . بهترین موقع هنگامی است كه حیوان به بلوغ رسیده باشد ، معمولا بین یكسال و نیم تا دو سالگی موقع مناسبی است . اسبانیكه دیرتر به بلوغ می رسند طبیعتا دیرتر اخته می شوند زیرا بیضه های آنها دیرتر پائین می افتد . گرچه بهترین موقع اخته كردن هنگامی است كه حیوان هنوز بد خلق نشده باشد لیكن اسب را می توان در هر سنی اخته كرد .
اگر حیوان خلق بد و عادات ناخوشایند را پیدا كرده باشد اخته كردن نتیجه مطلوب را در بر نخواهد داشت لیكن بی اثر نیز نیست و تاثیر آن تقریبا همیشه مثبت است .
● جراحی :
اخته كردن عملی نسبتا ، بسیار ساده است و با جنبه استثناء برای اسب بی خطر است ، عمل باید حتما بوسیله یك دامپزشك جراح صورت گیرد كه در صورت بروز هر گونه اشكالی از عهده كار برآید. اخته كردن در ایران متاسفانه شهرت خوبی ندارد . علت آن اینست كه اغلب اشخاص بی تجربه و ناوارد در گذشته عمل مزبور را انجام داده اند و اسبهای اخته شده نیز پس از عمل مورد مواظبت و مراقبت بهداشتی لازم قرار نگرفته اند .
عمل جراحی پس از اینكه محل مورد نظر با دقت شسته و استرلیزه شده در حالیكه اسب ایستاده است و با كمك داروهای بی حس كننده موضعی و یا بوسیله داروهای بیهوشی در حالیكه حیوان دراز كشیده است انجام می گردد. كیسه محتوی بیضه بطول ده تا پانزده سانتیمتر شكافته می شود و بیضه خارج می گردد. رگها و مجراهای متصل به بیضه بوسیله گیره های جراحی بسته شده و سپس قطع می گردند.عمل برای خارج كردن بیضه دوم عینا تكرار می شود .
در این عمل مانند هر عمل جراحی دیگر مقداری خونریزی وجود خواهد داشت كه بیشتر رگهای پوست شكافته شده كیسه محتوی بیضه ها است و اهمیت چندانی ندارد . در میان اسبها خونریزی شدید و خطرناك كم دیده می شود زیرا تعداد بسیار كمی از اسبها به خونریزی مزمن مبتلا می شوند.
شكافهای ایجاد شده پس از خارج ساختن بیضه ها دوخته نمی شوند. دلیل آن اینستكه بیضه های خارج شده حجم قابل ملاحظه ای را در داخل كیسه اشغال می كرده اند و در صورتیكه بخیه زده شوند مقدار زیادی خونابه و سرم بدن و مایعات لنفاوی در كیسه جمع می شوند و باعث ورم كیسه و عفونت می گردد . بنابراین شكافهای مزبور بحال خود گذارده می شوند تا مواد نامبرده بتوانند از داخل كیسه ها خارج شوند . خونابه و سایر تراوشات باید روزانه با آب سرد از روی پاهای حیوان شسته شود لیكن نباید اجازه داد كه آب مستقیما بر روی زخم پاشیده شود .
برای اینكه تراوشات بخوبی از شكافها خارج شوند باید اسب را ورزش داد ، روز بعد از جراحی باید اسب را سوار شد یا برای مدتی حدود یك ساعت یرتمه برد .
این برنامه را باید برای مدت دو هفته ادامه داد . پرش از روی مانع ها كوتاه نیز بی ضرر است ولی باید هوشیار بود كه كثافات از سطح زمین بر روی زخم پاشیده نشود .
با همه مراقبت ها موضع جراجی شده قدری ورم خواهد كرد كه در اسبهای سالخورده از اسبهای جوان و چاق بیشتر محسوس است . درصورتیكه ورم فوق به عفونت مربوط نباشد طبیعی است و نباید باعث نگرانی باشد .
بدین ترتیب شكافها نیز كم كم سرتاسر جوش می خورند. بهبود كامل سه هفته طول می كشد.
عمل اخته اگر در محل مخصوص و مدرن جراحی اسب انجام نگیرد و در امكانی كه وجود احتمال باكتری ها و میكروبها وجود دارد انجام بگیرد می تواند منشاء خطراتی برای حیوان اخته شده باشند. علاوه بر محیط مناسب و تمیز دامپزشك جراح احتمال خطر عفونت را با شستن دقیق و سائیدن محل جراحی با محلولهای ضد عفونی به حداقل می رساند . او احتمالا برای پیشگیری از عفونت برای مدت پنج تا شش روز مقداری داروی آنتی بیوتیك نیز تجویز خواهد كرد .
محل استراحت اسبهای اخته شده باید كاملا تمیز نگه داشته شود . كاه تمیز برای خوابیدن حیوان باید فرآهم گردد و فضولات اسب از محل برداشته شود .محل خوابیدن تمیز تا زمانی كه زخم كاملا بهبود یابد می بایست ادامه داشته باشد .
بدین ترتیب است كه اسب می تواند دراز بكشد و استراحت كند .بستن حیوان بطوریكه مجبور باشد دائما سرپا بایستد نه تنها باعث ناراحتی و خستگی حیوان می شود بلكه ممكن است اشكالات خطر ناك دیگری را نیز بوجود آورد .
باید توجه داشت كه زخم عمل اخته محل مناسبی برای فعالیت ویروس كزاز است در صورتیكه كزاز باعث عفونت شود خطر مرگ حیوان وجود خواهد داشت از طرفی باید آگاه بود كه پهن و فضولات اسب خود انباشته از ویروس كزاز است .
دامپزشك جراح بهنگام عمل اخته واكسن كزاز نیز به اسب می زند . لیكن در صورتیكه این اولین باری است كه حیوان واكسینه می شود امكان دارد نتواند با سرعت كافی خود را برای دفاع در مقابل بیماری كزاز آماده كند . از طرفی چون هر زخمی محل احتمالی مناسبی برای فعالیت ویروس كزاز است توصیه می شود كه تمام صاحبان اسب اطمینان حاصل كنند كه اسبهایشان بهر حال بوسیله دامپزشك واكسینه شده باشند .
در تعداد بسیار محدودی از اسبها بیماری فتق بروز می كند و در مورد اسبانی كه تازه اخته شده اند این ناراحتی باعث می شود كه مقداری از روده های حیوان به داخل كیسه بیضوی راه یابد و یا از شكافها خارج شود. این ناراحتی بكلی مربوط به عمل اخته كردن نیست . باید دانست كه اگر اسبی پس از اخته شدن دچار فتق شود بدون عمل اخته نیز دیر یا زود بدان مبتلا می شده است . بهرحال این ناراحتی بندرت ظاهر می شود .ولی اگر بروز كند یا هر قسمتی از بافتهای داخلی در میان شكافها قرار بگیرد باید فورا مورد توجه دامپزشك جراح قرار گیرد .زیرا شكافها با وجود آنها التیام نخواهد یافت .
مراقبت های قبل از عمل جراحی اخته شامل ۱۲ تا ۲۴ ساعت گرسنگی و تشنگی است . معمولا اگر داروی بیهوشی مصرف شود حیوان را برای ۲۴ ساعت گرسنه و تشنه نگه می دارند .برخی اوقات از میزان غله حیوان كاشته می شود زیرا غله باعث ورم پس از عمل جراحی می شود .
حیوانات ایران

گزارش جراحي


به نام حق

Clinical practice in large animal surgery
(large animal hospital of veterinary college )
I.A.U-SHAHREKORD
گروه:B-1
تاريخ:11/8/82 روز:يكشنبه شروع جراحي : ساعت 9:15 پايان جراحي : ساعت 12:00
Surgery:sinusotomy ( trephining of sinuses)

طبق برنامه ريزي قبلي قرار بود كه در اين جلسه maxillary sinus تك سمي را باز كنيم كه اين جراحي در موارد عفونتهاي اين سينوس كه عمدتاً منشا‌ء دنداني دارد كاربردي است ، ولي چون الاغهاي سفارش داده شده خريداري نشده بودند اين جراحي را روي frontal sinus گاو انجام داديم كه البته در موارد عفوني شدن آن در گاو مي توان به عنوان تير آخر بدان متوسل شد.
گاو را به سالن جراحي آورديم و زماني كه او را وارد box كرديم ، ناگهان به داخل box افتاد ، و كما في سابق از آغاز كار، شرارت خود را به منصه ظهور گذاشت ولي بر خلاف انتظار كليه اعضاي تيم و پس از اينكه مجداداً او را سرپا كرديم تا پايان جراحي بسيار آرام بود و اين خود جاي بسي خوشحالي است .
پس از اينكه ناحيه پيشاني توسط مسئول آماده سازي با آب گرم شسته شد و سپس با تامپون غير استريل خشك گرديد ، مسئول آماده سازي موضع جراحي را پس از آغشته سازي با كف صابون shave نمود, البته مكراراً هر از چند گاهي مجداداً موضع را كف آلود مي كرد تا shaving روانتر و بهتر پيش رود ( ما در اين جراحي هدفمان دسترسي به frontal sinus سمت راست بود) محل trephening پس از رسم بعلاوه(محور افقي و عمودي) روي پيشاني { به طريقي كه خط افقي وسطهاي حدقه چشمها را به هم وصل كند و خط عمودي روي خط وسط frontal bone منطبق باشد} نقطه اي است كه مختصات آن روي محور افقي وعمودي ، در 2 سانتي متري تلاقي بعلاوهً مذكور قرار دارد ، سپس براي scrub كردن موضع ، سه مرتبه به ترتيب با بتادين و الكل بصورت يك در ميان محل shave شده را آغشته ساخت و سپس با يك تامپون غير استريل بصورتcentrifugal ، scrub نمود . پس از آن مسئول بي حسي 10cc lidocaine را به صورت sub cutaneus و پروانه اي در بالا و اطراف محل برش تزريق كرد . محلول penicillin نيز تهيه و توسط مسئول آماده سازي داخل يك boxter سرم تزريق شد تا پس از باز كردن سينوس آن را با اين سرم حاوي antibiotic شستشو دهيم. پس از آن من به اتفاق دستيار و وسيله دهنده تيم شروع به scrub كردن دستانمان كرديم ، پس از آن من و دستيارم دستكش دست كرديم و در حالي كه 10 دقيقه هم از زمان تزريق lidicaine گذشته بود و عملاً موضع بي حس شده بود ( به تحريك پاسخ نمي داد) scalpel را از وسيله دهنده خواستم و ابتدا محل برش را با پشت تيغه scalpel مشخص نمودم و سپس براي اولين بار در زندگيم حركت دادن تيغ برنده را بر بافت زنده تجربه كردم و يك برش نيم دايره اي به قطر حدود 3cm با مركزيت محل trephining كه قبلاً به آن اشاره شد ايجاد كردم سپس با tissue forceps لبه بافت را گرفتم و با scalple آن را از بافت زيرين جدا كردم و در اين حين دستيارم توسط allis tissue forceps پوست را برايم بالا گرفته بود و در عين حال با تامپون استريل هر از چندگاهي خون موضع را جمع مي كرد و عملاً فشار ناشي از اين كار تا حدودي به خونبندي كمك مي كرد ، عملاً هيچ ارگان يا بافت حساسي در موضع تا رسيدن به periosteom وجود نداشت ، سپس توسط scalpel ،periosteom را برش دادم و توسط periosteotome ، periosteom را برداشتم و دستيارم آن را نيز در كنار پوست نگه داشت ، دقت لازم در حفظ periosteom به عمل آمد زيرا كه عاملي مهم در healing پس از sinusotomy محسوب مي شود و خوشبختانه به نحو احسنت اين كار انجام شد كه جا دارد در اين رابطه از دقت و ظرافتي كه دستيارم به خرج داد صميمانه تشكر كنم .
پس از آن توسط trephine و بعد از fix كردن stylet در محل روي استخوان با چند ضربه محكم ، به صورت نيم دايره اي و با فشار trephine را به حركت در آوردم(the trephine is turned back & forth in a rotary motion ) تا لبه هاي trephine استخوان را در گير كرد و اين كار را تا بريده شدن كامل آن قسمت از استخوان ادامه دادم و سپس با allis tissue forceps تكه بريده شده را برداشتم و سپس مسئول اماده سازي سرم فيزيولوژي حاوي antibiotic كه همان اول كار به آن اشاره شد را با فشار داخل سينوس تخليه كرد ، ولي نكته اي كه بايد توجه شود آن بود كه سوراخ حاصله روي septum ، frontal sinus درامد ولي به هر حال راه سينوس باز بود و شستشو انجام شد .
سپس periostem را سر جاي خود باز گرداندم و بعد پوست را روي آن قرار دادم و به كمك دستيارم اولين بخيه پوست را در قسمت پاييني و درست در وسط زدم تا امكان چروكيده شدن را به حداقل برسانم بعد در هر طرف از اين بخيه و به فاصله مساوي از آن يك بخيه ديگر زدم در فاصله بين بخيه اخير و بخيه اول در هر طرف نيز يك بخيه زدم ، دو بخيه هم در دو انتهاي برش زدم ، به عبارتي 7 عدد بخيهsimple interrupted در اين برش كار گذاشتم ، نخ مورد استفاده نايلون 1 و سوزن آن round بود كه همين round بودن سوزن سوراخ كردن پوست را مشكل كرده بود و بهتر بود از cutting استفاده مي كردم .
در پايان كار OTC روي موضع زخم اسپري كردم البته با احتياط كامل و محافظت چشم گاو از گزند اين دارو.
نكاتي در رابطه با sinusotomy در اسب وجود دارد كه البته اميدواريم تا پايان ترم با فراهم شدن الاغ بتوانيم اين جراحي را روي maxillary sinus نيز انجام دهيم و عملاً حساسيتهاي آن را تجربه كنيم . اصولاً موارد indication اين جراحي در اسب عبارتند از:
1- tooth removal 4- abscesses
2- infandibular necrosis 5- periodontal disease
3- fractures 6- chronic ossifying alveolar periostitis


3


7 -tumors of the teeth
در گيري دندانهاي P4 و يا M1 مي تواند با nasal discharge همراه باشد زيرا باعث secondary maxillary sinusitis
مي شود.
ماكزيمم حد بالايي كه مجاز به trephining براي عمل روي superior cheek teeth هستيم خطي است كه از medial canthus چشم به موازات ifraorbital canal و تا جلوي ريشه اولين دندان cheek كشيده مي شود در حقيقت اين خط حدودosseus nasolacrimal canal را از بيرون براي ما مشخص مي كند.
در اسب در مقايسه با سايرين بيماريهاي در گير كننده nasal cavities و paranasal sinuses از نظر كلينيكي بسيار مهمتر است زيرا اسب يك obligate nasal breather محسوب مي شود . و بيماريهاي درگير كننده اين بخشها باعث كاهش ميزان جريان هواي عبوري در مجاري تنفسي اسب و كاهش performance حيوان مي شود ، معمولاً اين چنين بيماريهايي منجر به distortion صورت و chronic nasal discharge هم مي شوند .
در مورد paranasal sinuses هم كه هنوز نقش آنها به طور دقيق مشخص نيست ولي 5 ،hypothes در مورد وظايف آنها ذكر شده و در اينجا مجالي براي پرداختن به آنها نيست نيز بيماريهايي وجود دارد كه البته چون روند آنها روندي مزمن است تشخيص علائم وبيماري در اين رابطه بسيار مهم است . تصاوير زير در رابطه با sinusotomy در اسب مي باشد :

محل برش پوست به منظور nasofrontal surgical approach به سينوسهاي caudal maxillary و frontal در شكل مقابل روي اسب نشان داده شده است:

در اين شكل استخوان maxilla در محل مورد نظر برداشته شده و همانطور كه مشخص است مايع زرد رنگ((yellow viscus fluid از داخل سينوس بيرون ريخته ، اين اسب تحت بيحسي موضعي و تقيد شيميايي ولي به صورت ايستاده جراحي شده است.
4
البته استفاده از راديو گراف و همچنين آندوسكوپ در بررسي وضعيت nasal cavities و paranasal sinuses بسيار كارآمد و مفيد است .

در شكل مقابل osteotomy به منظور خارج ساختن ethmoidal hematoma كه به صورت توده اي سبز رنگ در frontal sinus اسب ديده مي شود ، نشان داده شده است
به نام حق

Clinical practice in large animal surgery
(large animal hospital of veterinary college )
I.A.U-SHAHREKORD
گروه:B-1
تاريخ:11/8/82 روز:يكشنبه شروع جراحي : ساعت 9:15 پايان جراحي : ساعت 12:00
Surgery:sinusotomy ( trephining of sinuses)

طبق برنامه ريزي قبلي قرار بود كه در اين جلسه maxillary sinus تك سمي را باز كنيم كه اين جراحي در موارد عفونتهاي اين سينوس كه عمدتاً منشا‌ء دنداني دارد كاربردي است ، ولي چون الاغهاي سفارش داده شده خريداري نشده بودند اين جراحي را روي frontal sinus گاو انجام داديم كه البته در موارد عفوني شدن آن در گاو مي توان به عنوان تير آخر بدان متوسل شد.
گاو را به سالن جراحي آورديم و زماني كه او را وارد box كرديم ، ناگهان به داخل box افتاد ، و كما في سابق از آغاز كار، شرارت خود را به منصه ظهور گذاشت ولي بر خلاف انتظار كليه اعضاي تيم و پس از اينكه مجداداً او را سرپا كرديم تا پايان جراحي بسيار آرام بود و اين خود جاي بسي خوشحالي است .
پس از اينكه ناحيه پيشاني توسط مسئول آماده سازي با آب گرم شسته شد و سپس با تامپون غير استريل خشك گرديد ، مسئول آماده سازي موضع جراحي را پس از آغشته سازي با كف صابون shave نمود, البته مكراراً هر از چند گاهي مجداداً موضع را كف آلود مي كرد تا shaving روانتر و بهتر پيش رود ( ما در اين جراحي هدفمان دسترسي به frontal sinus سمت راست بود) محل trephening پس از رسم بعلاوه(محور افقي و عمودي) روي پيشاني { به طريقي كه خط افقي وسطهاي حدقه چشمها را به هم وصل كند و خط عمودي روي خط وسط frontal bone منطبق باشد} نقطه اي است كه مختصات آن روي محور افقي وعمودي ، در 2 سانتي متري تلاقي بعلاوهً مذكور قرار دارد ، سپس براي scrub كردن موضع ، سه مرتبه به ترتيب با بتادين و الكل بصورت يك در ميان محل shave شده را آغشته ساخت و سپس با يك تامپون غير استريل بصورتcentrifugal ، scrub نمود . پس از آن مسئول بي حسي 10cc lidocaine را به صورت sub cutaneus و پروانه اي در بالا و اطراف محل برش تزريق كرد . محلول penicillin نيز تهيه و توسط مسئول آماده سازي داخل يك boxter سرم تزريق شد تا پس از باز كردن سينوس آن را با اين سرم حاوي antibiotic شستشو دهيم. پس از آن من به اتفاق دستيار و وسيله دهنده تيم شروع به scrub كردن دستانمان كرديم ، پس از آن من و دستيارم دستكش دست كرديم و در حالي كه 10 دقيقه هم از زمان تزريق lidicaine گذشته بود و عملاً موضع بي حس شده بود ( به تحريك پاسخ نمي داد) scalpel را از وسيله دهنده خواستم و ابتدا محل برش را با پشت تيغه scalpel مشخص نمودم و سپس براي اولين بار در زندگيم حركت دادن تيغ برنده را بر بافت زنده تجربه كردم و يك برش نيم دايره اي به قطر حدود 3cm با مركزيت محل trephining كه قبلاً به آن اشاره شد ايجاد كردم سپس با tissue forceps لبه بافت را گرفتم و با scalple آن را از بافت زيرين جدا كردم و در اين حين دستيارم توسط allis tissue forceps پوست را برايم بالا گرفته بود و در عين حال با تامپون استريل هر از چندگاهي خون موضع را جمع مي كرد و عملاً فشار ناشي از اين كار تا حدودي به خونبندي كمك مي كرد ، عملاً هيچ ارگان يا بافت حساسي در موضع تا رسيدن به periosteom وجود نداشت ، سپس توسط scalpel ،periosteom را برش دادم و توسط periosteotome ، periosteom را برداشتم و دستيارم آن را نيز در كنار پوست نگه داشت ، دقت لازم در حفظ periosteom به عمل آمد زيرا كه عاملي مهم در healing پس از sinusotomy محسوب مي شود و خوشبختانه به نحو احسنت اين كار انجام شد كه جا دارد در اين رابطه از دقت و ظرافتي كه دستيارم به خرج داد صميمانه تشكر كنم .
پس از آن توسط trephine و بعد از fix كردن stylet در محل روي استخوان با چند ضربه محكم ، به صورت نيم دايره اي و با فشار trephine را به حركت در آوردم(the trephine is turned back & forth in a rotary motion ) تا لبه هاي trephine استخوان را در گير كرد و اين كار را تا بريده شدن كامل آن قسمت از استخوان ادامه دادم و سپس با allis tissue forceps تكه بريده شده را برداشتم و سپس مسئول اماده سازي سرم فيزيولوژي حاوي antibiotic كه همان اول كار به آن اشاره شد را با فشار داخل سينوس تخليه كرد ، ولي نكته اي كه بايد توجه شود آن بود كه سوراخ حاصله روي septum ، frontal sinus درامد ولي به هر حال راه سينوس باز بود و شستشو انجام شد .
سپس periostem را سر جاي خود باز گرداندم و بعد پوست را روي آن قرار دادم و به كمك دستيارم اولين بخيه پوست را در قسمت پاييني و درست در وسط زدم تا امكان چروكيده شدن را به حداقل برسانم بعد در هر طرف از اين بخيه و به فاصله مساوي از آن يك بخيه ديگر زدم در فاصله بين بخيه اخير و بخيه اول در هر طرف نيز يك بخيه زدم ، دو بخيه هم در دو انتهاي برش زدم ، به عبارتي 7 عدد بخيهsimple interrupted در اين برش كار گذاشتم ، نخ مورد استفاده نايلون 1 و سوزن آن round بود كه همين round بودن سوزن سوراخ كردن پوست را مشكل كرده بود و بهتر بود از cutting استفاده مي كردم .
در پايان كار OTC روي موضع زخم اسپري كردم البته با احتياط كامل و محافظت چشم گاو از گزند اين دارو.
نكاتي در رابطه با sinusotomy در اسب وجود دارد كه البته اميدواريم تا پايان ترم با فراهم شدن الاغ بتوانيم اين جراحي را روي maxillary sinus نيز انجام دهيم و عملاً حساسيتهاي آن را تجربه كنيم . اصولاً موارد indication اين جراحي در اسب عبارتند از:
1- tooth removal 4- abscesses
2- infandibular necrosis 5- periodontal disease
3- fractures 6- chronic ossifying alveolar periostitis


3


7 -tumors of the teeth
در گيري دندانهاي P4 و يا M1 مي تواند با nasal discharge همراه باشد زيرا باعث secondary maxillary sinusitis
مي شود.
ماكزيمم حد بالايي كه مجاز به trephining براي عمل روي superior cheek teeth هستيم خطي است كه از medial canthus چشم به موازات ifraorbital canal و تا جلوي ريشه اولين دندان cheek كشيده مي شود در حقيقت اين خط حدودosseus nasolacrimal canal را از بيرون براي ما مشخص مي كند.
در اسب در مقايسه با سايرين بيماريهاي در گير كننده nasal cavities و paranasal sinuses از نظر كلينيكي بسيار مهمتر است زيرا اسب يك obligate nasal breather محسوب مي شود . و بيماريهاي درگير كننده اين بخشها باعث كاهش ميزان جريان هواي عبوري در مجاري تنفسي اسب و كاهش performance حيوان مي شود ، معمولاً اين چنين بيماريهايي منجر به distortion صورت و chronic nasal discharge هم مي شوند .
در مورد paranasal sinuses هم كه هنوز نقش آنها به طور دقيق مشخص نيست ولي 5 ،hypothes در مورد وظايف آنها ذكر شده و در اينجا مجالي براي پرداختن به آنها نيست نيز بيماريهايي وجود دارد كه البته چون روند آنها روندي مزمن است تشخيص علائم وبيماري در اين رابطه بسيار مهم است . تصاوير زير در رابطه با sinusotomy در اسب مي باشد :

محل برش پوست به منظور nasofrontal surgical approach به سينوسهاي caudal maxillary و frontal در شكل مقابل روي اسب نشان داده شده است:

در اين شكل استخوان maxilla در محل مورد نظر برداشته شده و همانطور كه مشخص است مايع زرد رنگ((yellow viscus fluid از داخل سينوس بيرون ريخته ، اين اسب تحت بيحسي موضعي و تقيد شيميايي ولي به صورت ايستاده جراحي شده است.
4
البته استفاده از راديو گراف و همچنين آندوسكوپ در بررسي وضعيت nasal cavities و paranasal sinuses بسيار كارآمد و مفيد است .

در شكل مقابل osteotomy به منظور خارج ساختن ethmoidal hematoma كه به صورت توده اي سبز رنگ در frontal sinus اسب ديده مي شود ، نشان داده شده است :

كك در سگ و گربه ( درمان و كنترل )

ادامهً مبحث بیماریهای پوستی ناشی از کک

درمان و کنترل (treatment & control ):
- palliative treatment در مورد FAD با تجویز corticostroids به صورت موضعی و سیستمیک امکان پذیر است .
- معمولاً کنترل آلودگی منوط به از بین بردن و حذف ککهای بالغ از بدن میزبان و همچنین از بین بردن آنها طی مراحل تکاملی در همهً مکانهای اطراف محل زندگی حیوان است .
- از مواد دارویی که به عنوان Insect growth regulators از آنها یاد می کنند ، اگر در زمان مناسب استفاده شود در کنترل مراحل لاروی انگل بسیار مناسب خواهد بود . ولی از آنجایی که این ترکیبات نسبتاً گران هستند صاحبان دامها راههای نسبتاً ارزانتری را انتخاب می کنند .
- نکته مهم و قابل توجه آن است که ، گربه ها نسبت به برخی از insecticide های ضد کک بسیار حساسند و اصولا در به کار بردن چنین محصولاتی توجه به بروشور و راهنمای مصرف دارو بسیار مهم است ، مصرف زیاد چنین داروهایی در جایگاهها و محلهای آلوده نیز موجبات یک cumulative toxicity را فراهم می نماید
- قبل از به کار گیری هر گونه insecticide به صورت اسپری و ... در داخل منزل و یا داخل محل زندگی حیوان، صرفنظر از روش درمان ، توصیه بر تمیز کردن آن محیط می باشد می باشد . با این وجود استفاده از اسپری در محیطهای باز میسر است .

Insecticide هایی که به منظور کنترل ککها مورد استفاده اند عبارتند از :
1- chlorinated hydrocarbon & organophosphates :
داروهای این گروه خاصیت سمی یا toxicity دارند ، ترکیباتی چون : chloropyrofos ، malathion ، fenthion و carbamate ها ( carbaryl و propoxur ) در این دسته اند و به خاطر سمیت آنها ، باید در استفاده از آنها دقت کرد .
2- botanically derived compounds :
pyrethrin های سنتتیک نسبت به انواع طبیعی اثر بخشی بهتری دارند ، و استفاده همزمان این ترکیبات با ترکیباتی مانند piperonyl butoxide، هم اثر بهتری دارد و هم در مورد گربه ها قابل استفاده است .
3-insect growth regulators( IGRs) :
این گروه از داروها شامل ترکیبات هورمون مانندی میباشند که از بلوغ ککهای نابالغ جلوگیری می کنند . در زیر به چند نمونه IGR اشاره می کنیم :
- Lufenuron ( Program ) که در مورد سگ و گربه هر ماه یک بار و از راه خوراکی تجویز می شود .این ترکیب از hatch شدن تخم کک جلوگیری می کند ، و عملاً کک دیگر قادر به تولید مثل نبوده و از بین می رود .
- Ovi-spot plus در سگهای با سن بالا تر از 6 ماه، به منظور جلوگیری از بلوغ ککها و کنه ها ( fleas & ticks ) و همچنین ممانعت از تولید تخم زنده توسط کک ماده و به صورت موضعی ( topical ) مورد استفاده قرار می گیرد .

IGR ها برای سگ و گربه ترکیبات safe و قابل اعتمادی می باشند .
دو ترکیب زیر جزو IGR ها نمی باشند :
A ) Imidacloprid( Advantage ) B ) Fipronil ( Frontline)
بلکه این دو، ترکیباتی هستند که به شکل topical droplet و به صورت local روی پوست استفاده می شوند ( هر ماه ) و کک بالغ را از بین می برند ؛ Fipronil علاوه بر کک روی کنه ها هم موثر است .
ترکیبی به نام selamectin که به صورت topical مورد استفاده قرار می گیرد، بر علیه ککها و مایتهای گوش ( ear mites ) بسیار خوب و موثر عمل می کند ، همچنین این ترکیب ، بر علیه hookworms و roundworms و dirofilaria immitis ( heartworm ) نیز موثر است .
Sentinel( Novartis) ، ترکیبی از lufeneron وmilbemycin می باشد و به منظور کنترل ککها ، heartworm ، hookworm ها ، roundworm ها و whipworm ها در سگ مورد استفاده قرار می گیرد ( heartworm = کرم قلب = dirofilaria immitis – hookworm= کرم قلاب دار – roundworm= کرم گرد = nematode – whipeworm کرم نواری ) .
مصرف اکثر ترکیبات insecticidal در بچه گربه های زیر 2 ماه ممنوع است ؛استفاده از اسپری و یا شامپوی حاوی pyrethrin و pyrethoid در این موارد توصیه شده است .در مواردی که آلودگی با کک شایع می شود تمام سگها و گربه های نگهداری شده ، همگی باید تحت درمان با این ترکیبات قرار گیرند .
اکثر ترکیبات ضد کک به صورت موضعی (topical) استفاده می شوند ، و البته برخی نیز به صورت خوراکی (orally ) مورد مصرف قرار می گیرند .

ترکیبات insecticide ، به شکلهای مختلفی تولید شده و مورد استفاده قرار می گیرند، که در اینجا به برخی از این محصولات اشاره ای می کنیم :
Flea collars ( قلاده های ضد کک ) : که قبلاً اثر چندانی نداشت و امروزه انواع بهتر و موثر آن موجود است .
Shampoos : به خاطر اینکه شسته می شوند و در موضع زیاد باقی نمی ماند ، اثر چندانی نخواهند داشت .
Powders : برای گربه های با موی کوتاه موثراند ولی دو یا سه بار در هفته باید استفاده شوند .
Dips : برای گربه های مو بلند به شرط مصرف هفتگی موثر خواهد بود .
sprays & flea foams : خوب هستند و در مواقع مورد نیاز مورد استفاده قرار می گیرند .
Foggers(flea bombs) : برای استفاده در داخل و خارج از محل نگهداری حیوان ، البته در مورد مکانهای غیر قابل دسترسی مستقیم ، می توان از اسپری استفاده کرد .

از نظر بهداشت عمومی :
کک در انتقال بسیاری از بیماریها به انسان نقش دارد . ککهای گربه و opossum عوامل ریکتزیال (rickettsial agent ) را به انسان منتقل می کنند .
Ctenocephalides felis ، c.canis و pullex irritans میزبانان واسط dipylidium caninum ( در سگ و گربه ) و D.reconditum ( در سگ ) ، می باشند

توليد مثل در گربه ها

مراحل مختلف چرخه فحلی در گربه ها به اختصار عبارتند از :
1 - Anestrus : در این مرحله گربه ماده از نظر جنسی غیر فعال است. این دوره حدود سه ماه در پاییز و زمستان به طول می انجامد.

2 - Proestrus : این مرحله حدود یک تا دو روز طول می کشد گرچه گاهی هم اصلاً مشخص نمی گردد. گربه ماده حیوان نر را به خود جلب می - کند ولی از جفت گیری ممانعت بعمل می آورد.

3 - Estrus : در این مرحله گربه ماده نسبت به حیوان نر روی خوش نشان می دهد. در خلال این دوره ترشح صورتی رنگ و کدر از واژن بدون خونریزی مشاهده می شود. طول مدت این مرحله از سه تا شانزده و به طور میانگین هفت روز است. تخمک گذاری در گربه های ماده خود بخودی نبوده و 23 تا 30 ساعت پس از جفت گیری انجام می شود.

4 - Interestrus : این مرحله از دو تا نه روز و به طور متوسط هفت روز به طول می انجامد ، آنهم زمانی که جفت گیری انجام نشود یا جفت گیری قبل از رسیدگی فولیکول انجام گرفته باشد.

5 - Metestrus : این مرحله زمانی است که گربه ماده تخمک گذاری کرده ولی آبستن نیست. طول این دوره از 35 تا 70 و به طور متوسط 45 روز است. ممکن است علاوه بر آن حدود 35 روز زمان لازم باشد تا فحلی بعدی بروز یابد.

- تشخیص آبستنی در گربه ها
در ابتدا باید دانست که غلظت پروژسترون در خون به سرعت بین هفته - های اول تا چهارم آبستنی افزایش می یابد. در هفته های سوم و چهارم آبستنی سرپستانک ها پرخون (قرمز) می شوند. غلظت پروژسترون به تدریج از هفته پنجم به بعد کاهش می یابد و دو روز قبل از زایمان دچار افت بسیار شدیدی می شود.

در طی روزهای 16 تا 26 پس از جفت گیری می توان از راه لمس شکم آبستنی را تشخیص داد. از طریق سونوگرافی ، وزیکولهای کروی و anechoic در 11 تا 14 روزگی پس از جفت گیری قابل مشاهده اند.

در رادیوگراف های تهیه شده پس از 49 روزگی آبستنی سیستم استخوانی جنین به طور کامل قابل مشاهده است .

البته ذکر این نکته لازم است که دانسیته های استخوانی در استخوانهای طویل نظیر ران یا دنده ها در رادیوگرافهای تهیه شده در 38 روزگی هم قابل مشاهده است.

- زایمان طبیعی در گربه
در گربه های ماده افت درجه حرارت 12 ساعت قبل از زایش رخ می دهد ولی این مسئله نسبت به سگ کمتر به عنوان معیار قابل اتکا برای تشخیص زمان زایمان مطرح است.

زایمان طبیعی به طور کلی به سه مرحله تقسیم می شود :

1 - مرحله اول : این مرحله در گربه ها بطور معمول بین 12 تا 24 ساعت طول می کشد.

در این زمان قدرت و تعداد انقباضات رحمی افزایش یافته و سرویکس هم باز می شود. حیوان در این مرحله به تناوب رفتارهایی نظیر گوشه گیری و بی قراری را نشان می دهد و به فراهم کردن محل زایمان می پردازد و گاهی هم استفراغ مشاهده می شود. له له زدن و لرز نیزگاهی از علائم این مرحله است. ترشحات واژن حیوان نیز در این مرحله آبکی و شفاف می باشد.

2 - مرحله دوم : در این مرحله حیوان به طور کامل زور زدن شکمی را بروز می دهد که نتیجه انقباضات قوی رحم است و در زمان خروج نوزاد به اوج خود می رسد. این زور زدن نباید بیش از یک تا دو ساعت بین تولد نوزادان طول بکشد. بی اشتها شدن ، لرز و له له زدن حیوان نیز معمولاً در این مرحله قابل انتظار است.

در گربه ها معمولاً اولین بچه در عرض یک ساعت پس از شروع مرحله دوم و بچه های بعدی با فاصله 10 تا 60 دقیقه از هم به دنیا می آیند.

3 - مرحله سوم : این مرحله مخصوص خروج جفت است. البته در مورد گربه ها نمی توان این مرحله را بطور کامل جدا از مرحله دوم درنظر گرفت و در حقیقت این مرحله در دل مرحله دوم قرار دارد. به عبارت دیگر گربه ها که چند قلوزا هستند دائم در بین مراحل دوم و سوم در رفت و آمد هستند. معمولاً جفت مربوط به هر نوزاد در گربه عموماً بین 5 تا 15 دقیقه دفع می شود. البته مواردی هم مشاهده شده که جفت مربوط به یک نوزاد همراه نوزاد بعدی دفع شده است.
ماهنامه حكيم مهر

مارها و انواع نژادي آن


گرچه مارها دارای پا نیستند ولی قادرند بسیار سریع حرکت کنند و اغلب شناگران خوبی هستند . همه مارها گوشتخوارند و طعمه خود را توسط حس بویایی و یا حس ارتعاش ، شکار می کنند. آنها تمام شکار خود را با جابه جا کردن آرواره پایینی و گشودن دهان بطور وسیع به یکباره می بلعند . اکثر مارها مانند دیگر خزندگان تخم می گذارند.
حرکت آرواره مارها بسیار خیره کننده است. استخوان کوادرات آزاد بوده و انعطاف پذیری قابل ملاحظه‌ای را امکان‌پذیر می‌سازد. بدین وسیله مارها می‌توانند از طعمه‌های بسیار بزرگتر از قطر بدن دهانشان تغذیه کنند. مارها تعداد زیادی دنده دارند که بالغ بر یک صد عدد است و این دنده‌ها آزاد بوده به جناغ سینه اتصال ندارد در حقیقت مارها فاقد استخوان جناغ سینه هستند. در مارهای بوآ بقایای استخوانهای لگن به شکل زائده ناخن مانند در اسکلت بندی جانور به چشم می‌خورد.

بسیاری از مارها زنده‌زا هستند و بسیاری تخم می‌گذارند. چشم مار و مارمولکها تفاوت فاحش این دو جانور است. وجود لایه عینک مانند در مارهای گوناگون که در زیستگاههای متنوع و متفاوتی زیست می‌کنند بیانگر این مطلب است که اجدادشان یا زیرزمین زندگی می‌کردند و یا شبها فعالیت داشته‌اند. مارها فاقد پلک هستند اما اکثریت مارمولکها دارای پلک متحرک هستند.
مار ها زیستگاههای گسترده ای دارند در همه قاره ها به جز قطب جنوب.
مارهای چمباته زن
مارهای چمباته زن بزرگترین مارهای دنیا هستند و شامل پیتونها و بواها می باشند. آنها غیر سمی هستند و حیوانات دیگر را با فشار دادن و له کردن از پا در می آورند. مارهای جمع شونده دور شکار خود می پیچند و بتدریج حلقه راتنگ تر می کنند تا حیوان خفه شود آنها نیز مانند مارهای دیگر قادر به جویدن نیستند و شکار خود رابه یکباره می بلعند.
مارهای سمي
حدود 700 گونه از 3200 گونه مارهای دنیا سمي هستند و شامل چندین مار هستند که می توانند انسان را به هلاکت برسانند . یک مار سمي سم خود را از طریق نیشهایش که یا توخالیند و یا شیار دارند تزریق می کند. وقتیکه زهر تزریق شد مار به انتظار می نشیند تا قربانیش قبل از بلعیده شدن بمیرد.
بزرگترین مار دنیا پیتون مشبک که ماری چمباتمه زن است از جنوب شرقی آسیاست او می تواند تا طول 10 متر (33 پا) یا بیشتر رشد کند.
یکی از بزرگترین قاتلان انسان افعی آفریقایی و هندی است.زهر این مار سالیانه باعث مرگ ده هزار نفر می گردد. حدود 30 درصد از افرادی که توسط این مار گزیده می شوند می میرند.
شناسایی مارها سمی از غیر سمی

در شناسایی مارهای سمی از غیر سمی فرم ظاهری ، پولکها و دندانها بهترین راهنما هستند. البته مارهای فراوانی هستند که سمی نیستند ولی این مارها غده تولید کننده سم را دارند که به درون دستگاه گوارش ریخته می‌شود. آنهایی را که دارای دندان نیش ثابت یا متحرک ، در جلو یا عقب دهان هستند و غده سمی توسط این دندانها سم تزریق می‌کنند سمی یا نیمه سمی می‌گوییم
گرچه مارها دارای پا نیستند ولی قادرند بسیار سریع حرکت کنند و اغلب شناگران خوبی هستند . همه مارها گوشتخوارند و طعمه خود را توسط حس بویایی و یا حس ارتعاش ، شکار می کنند. آنها تمام شکار خود را با جابه جا کردن آرواره پایینی و گشودن دهان بطور وسیع به یکباره می بلعند . اکثر مارها مانند دیگر خزندگان تخم می گذارند.
حرکت آرواره مارها بسیار خیره کننده است. استخوان کوادرات آزاد بوده و انعطاف پذیری قابل ملاحظه‌ای را امکان‌پذیر می‌سازد. بدین وسیله مارها می‌توانند از طعمه‌های بسیار بزرگتر از قطر بدن دهانشان تغذیه کنند. مارها تعداد زیادی دنده دارند که بالغ بر یک صد عدد است و این دنده‌ها آزاد بوده به جناغ سینه اتصال ندارد در حقیقت مارها فاقد استخوان جناغ سینه هستند. در مارهای بوآ بقایای استخوانهای لگن به شکل زائده ناخن مانند در اسکلت بندی جانور به چشم می‌خورد.

بسیاری از مارها زنده‌زا هستند و بسیاری تخم می‌گذارند. چشم مار و مارمولکها تفاوت فاحش این دو جانور است. وجود لایه عینک مانند در مارهای گوناگون که در زیستگاههای متنوع و متفاوتی زیست می‌کنند بیانگر این مطلب است که اجدادشان یا زیرزمین زندگی می‌کردند و یا شبها فعالیت داشته‌اند. مارها فاقد پلک هستند اما اکثریت مارمولکها دارای پلک متحرک هستند.
مار ها زیستگاههای گسترده ای دارند در همه قاره ها به جز قطب جنوب.
مارهای چمباته زن
مارهای چمباته زن بزرگترین مارهای دنیا هستند و شامل پیتونها و بواها می باشند. آنها غیر سمی هستند و حیوانات دیگر را با فشار دادن و له کردن از پا در می آورند. مارهای جمع شونده دور شکار خود می پیچند و بتدریج حلقه راتنگ تر می کنند تا حیوان خفه شود آنها نیز مانند مارهای دیگر قادر به جویدن نیستند و شکار خود رابه یکباره می بلعند.
مارهای سمي
حدود 700 گونه از 3200 گونه مارهای دنیا سمي هستند و شامل چندین مار هستند که می توانند انسان را به هلاکت برسانند . یک مار سمي سم خود را از طریق نیشهایش که یا توخالیند و یا شیار دارند تزریق می کند. وقتیکه زهر تزریق شد مار به انتظار می نشیند تا قربانیش قبل از بلعیده شدن بمیرد.
بزرگترین مار دنیا پیتون مشبک که ماری چمباتمه زن است از جنوب شرقی آسیاست او می تواند تا طول 10 متر (33 پا) یا بیشتر رشد کند.
یکی از بزرگترین قاتلان انسان افعی آفریقایی و هندی است.زهر این مار سالیانه باعث مرگ ده هزار نفر می گردد. حدود 30 درصد از افرادی که توسط این مار گزیده می شوند می میرند.
شناسایی مارها سمی از غیر سمی

در شناسایی مارهای سمی از غیر سمی فرم ظاهری ، پولکها و دندانها بهترین راهنما هستند. البته مارهای فراوانی هستند که سمی نیستند ولی این مارها غده تولید کننده سم را دارند که به درون دستگاه گوارش ریخته می‌شود. آنهایی را که دارای دندان نیش ثابت یا متحرک ، در جلو یا عقب دهان هستند و غده سمی توسط این دندانها سم تزریق می‌کنند سمی یا نیمه سمی می‌گوییم.
ادامه نوشته

تهيه کردن غذاي خانگي براي سگ

امکان تهیه جیره غذایی متعادل ومناسب درخانه میسرمی باشد. هرگزبرای سگ بالغ گوشت چرخ کرده نخرید زیرا اغلب میزان چربی آنها بالااست. تکه هایی ازگوشت که چربی کمتری دارد مناسب ترمی باشد وخودتان می توانید درصورت نیازآن را چرخ کنید. بالانس بودن جیره غذایی سگ بسیارمهم است اما تنوع آن اهمیت کمتری دارد. اگرچه وجود مقدارمعینی سبزیجات درجیره غذایی سگ مفید است اما باید بخاطرداشته باشید که سگها حیواناتی گوشتخوارند واگرشما خود عادت به گیاه خواری دارید نباید تنها غذاهای گیاهی را به سگ تحمیل کنید. ازدادن قطعات استخوانی کوچک که احیانا تیزنیزمی باشند به سگ خودداری کنید. برای تهیه غذا درخانه ازریه گوسفند وگاو استفاده نکنید زیرا این اندامها علاوه براینکه ارزش غذایی چندانی ندارند اغلب حاوی کیستهای انگلی بوده که می توانند موجب آلودگی انگلی سگ شوند. ضمنا ازپای مرغ نیزدرصورت امکان استفاده نکنید زیرا ارزش غذایی چندانی ندارد وزیادی آن می تواند منجربه یبوست گردد. درهرصورت توصیه می شود حتما غذای حیوان را بصورت پخته به آن بدهید که به این ترتیب احتمال آلودگی کاهش می یابد وباعث اسهال الهضم شدن آن می گردد. درتغذیه حیوان همچنین می توانید ازسنگدان پاک شده مرغ اسکلت مرغ وکله مرغ استفاده کنید اما برای جلوگیری ازبوی نامطبوعی که درموقع پختن اسکلت مرغ درفصل تابستان ایجاد می شود می توانید ازپیاز. سیر. ادویه ویا سبزیجاتی نظیراسفناج یا جعفری استفاده کنید. درجدول زیرمعایب غذاهای مختلف آورده شده است .

ماده غذایی.......................اختلالات ناشی ازاستفاده بلند مدت

پای مرغ...........................یبوست شدید. کمبود تغذیه ای. اختلال رشد. اختلال درباروری

جگر مرغ...........................احتمال تجمع مواد آنتی بیوتیکی دربدن حیوان واختلالات متا بولیکی احتمال بی اثرشدن برخی آنتی بیوتیک ها درهنگام بیماری حیوان

کله مرغ...........................احتمال نفوذ تکه های تیزاستخوان درمری کمبود های تغذیه ای اختلال رشد

جگرسفید.گوسفند گاو.............بروزبیماری های انگلی خطرناک برای انسان وحیوا ازجمله کیست هیداتید درصورت عدم پخت


دستورپخت غذایی ساده درمنزل:
این مقادیربرای یک سگ 10 کیلوگرمی می باشد.
3/2 فنجان چایخوری برنج خام 1 قاشق چایخوری پودراستخوان
3/1 فنجان چایخوری گوشت 1 قاشق چایخوری روغن ذرت
6 قاشق چایخوری جگر 2/1 قاشق چایخوری نمک یددار
روش پخت
گوشت را پس ازخردکردن درکمی آب بپزید. برنج را کته نموده وبا گوشت مخلوط نمایید. پس ازخنک شدن سایراجزاء را به آن اضافه کنید وبصورت سرد یا ولرم به سگ بدهید.
* برای حفظ شرایط بدنی مناسب درسگهای کوچک وسگهای بزرگی که برای رشد وفعالیت به انرژی بیشتری نیازدارند میزان برنج را نصف ومقدارگوشت را دوبرابرکنید.
* برای سگهای چاق میزان برنج را نصف کرده گوشت کمتری استفاده کنید و 3/2 فنجان چایخوری جوانه گندم. مالت وانواع مخمرهای حاوی ویتامین های گروه B استفاده شود.
* برای سگهای پیرمیزان برنج را نصف کنید و2/1 فنجان چایخوری گوشت و 2/1 فنجان چایخوری جوانه گندم به غذا اضافه کنید.
روش دیگری که می توان برای تغذیه سگها بکاربرد پختن غذایی شبیه به آبگوشت برای آنها است که درآن علاوه بربه کارگیری گوشت واستخوان(بنابه شرایط اقتصادی) می توان ازسبزیجات وغده های گیاهی نظیرشلغم وهویج وسیب زمینی نیزاستفاده کرد. شایان ذکراست که سگ یک حیوان گیاه خوارنیست وچنانچه سگی را مجبوربه خوردن گیاهان نمائیم منجربه عوارض گوارشی وبروزاستفراغ واسهال خواهد شد ولی شروع تغذیه با مقادیرکم وسپس افزایش تدریجی آنها باعث تطابق دستگاه گوارش وتحمل آنها می شود. می توان به این آبگوشت نان نیزافزود. مطمئن باشید که سگها با علاقه خاصی آن را خواهند خو

همه چيز در مورد گربه

معرفي گربه
گربه‌ عضو خانواده‌ گربه‌سانان‌ بوده‌ و حيواني‌ گوشتخوار مي‌باشد. از خصوصيات‌ گربه‌سانان‌ يكي‌ پوشش‌ راه‌راه‌ يا لكه‌اي‌ تيره‌ در زمينه‌اي‌ روشن‌تر بوده‌ كه‌ اين‌ لكه‌ها و خطوط از هم‌ جدا مي‌باشند. خصوصيت‌ ديگر داشتن‌ پوزه‌ كوتاه‌ ودندانهايي‌ است‌ كه‌ براي‌ بريدن‌ و پاره‌كردن‌ تخصصي‌ شده‌اند.
گربه‌ اهلي‌ با سگ‌ متفاوت‌ است‌. سگ‌ اجتماعي‌تر و با وفا بوده‌ ولي‌ گربه‌ منزوي‌ و خودخواه‌ مي‌باشد. بيش‌ از 100 نژادشناخته‌ شده‌ گربه‌ وجود دارد اگر چه‌ بيشتر گربه‌ها دورگه‌ مي‌باشند. گربه‌ها را ميتوان‌ در 2 گروه‌ كلي‌ موكوتاه‌ و موبلندتقسيم‌بندي‌ نمود.
گربه‌ بالغ‌ 30 دندان‌ دارد. فكهاي‌ گربه‌ حركت‌ جانبي‌ ندارند تا غذا آسياب‌ شوند، ضمنا دندانهاي‌ آسيا نيز داراي‌ سطح‌آسياب‌كردن‌ نيستند، در عوض‌ زبان‌ سوهان‌ مانند گربه‌ توانايي‌ جداكردن‌ گوشت‌ از استخوان‌ (ونيز تيمار كردن‌ بدن‌) رادارد.
گربه‌ها بطور طبيعي‌ شبگرد هستند و در طول‌ روز بيشتر اوقات‌ را استراحت‌ مي‌كنند. اينكه‌ گفته‌ مي‌شود گربه‌ها درتاريكي‌ مي‌بينند صحت‌ ندارد، ولي‌ در نور كم‌ قادر به‌ ديدن‌ مي‌باشند. بدن‌ گربه‌ها داراي‌ انعطاف‌ زيادي‌ است‌ و هنگام‌دويدن‌ و تعقيب‌ شكار به‌ سرعت‌ به‌ حداكثر سرعت‌ خود مي‌رسد ولي‌ به‌ دليل‌ داشتن‌ ريه‌هاي‌ كوچك‌ طاقت‌ زيادي‌ ندارد(برخلاف‌ سگ‌) و زود خسته‌ مي‌شود.
چرخه‌ زندگي‌ گربه‌
گربه‌ ماده‌ پس‌ از 61-68 روز دوران‌ بارداري‌ (متوسط 63) بطور ميانگين‌ 3-5 نوزاد به‌ دنيا مي‌آورد. بدن‌ نوزادان‌ از موپوشيده‌ شده‌ ولي‌ چشمها و گوشهايشان‌ بسته‌ مي‌باشد. وزن‌ آنها هنگام‌ تولد بين‌ 90-140 گرم‌ بوده‌ و اضافه‌ وزن‌ طبيعي‌حدود 80-100 گرم‌ در هفته‌ مي‌باشد. در هفته‌ اول‌ زندگي‌، نوزادان‌ تنها توانايي‌ مكيدن‌ سينه‌ مادر، خزيدن‌ و ميو كردن‌ رادارند. در صورتي‌ كه‌ بچه‌ها به‌ ميزان‌ كافي‌ شير بخورند و جاي‌ مناسب‌ و گرم‌ داشته‌ باشند اغلب‌ ساكت‌ يا خواب‌ هستند.در حدود 10 روزگي‌ چشمها باز شده‌ و در حدود 20 روزگي‌ بچه‌ها قادرند با زبان‌ نيز شير بنوشند. در هفته‌ چهارم‌ علاوه‌بر شير مادر مي‌توان‌ به‌ بچه‌ها شير و غذاي‌ نرم‌ كمكي‌ داد. بچه‌ گربه‌ها حتما بايد تا 2 ماهگي‌ شير بخورند.
بچه‌ گربه‌ها حدود 6-7 ماهگي‌ بالغ‌ مي‌شوند ولي‌ آبستني‌ در سن‌ كمتر از يك‌ سال‌ مناسب‌ نيست‌ زيرا گربه‌ ماده‌ هنوزجثه‌ لازم‌ را پيدا نكرده‌ است‌. گربه‌ ماده‌ تا 8 سالگي‌ و نر تا 10 سالگي‌ قابليت‌ جفت‌گيري‌ مناسب‌ دارند. طول‌ عمر گربه‌ساكن‌ منزل‌ با شرايط مناسب‌ حدود 12-15 سال‌ است‌.

انتخاب‌
هنگام‌ انتخاب‌ گربه‌ به‌ سن‌، جنس‌ و پوشش‌ بدن‌ آن‌ توجه‌ كنيد.
سن‌: بچه‌ گربه‌ نياز به‌ مراقبت‌ بيشتري‌ دارد ولي‌ سازش‌ پذيرتر است‌ بخصوص‌ اگر حيوان‌ ديگري‌ در خانه‌ باشد. بچه‌گربه‌ را ميتوان‌ به‌ ميل‌ خود تربيت‌ كرد و دردسر آن‌ كمتر از گربه‌ بالغي‌ است‌ كه‌ عادات‌ قديم‌ دارد. بهتر است‌ بچه‌ گربه‌ تا 8هفته‌ نزد مادرش‌ باشد.

جنس‌: ماده‌ مهربانتر، مطيع‌تر و بازيگوش‌تر است‌. گربه‌ نر براي‌ حفظ قلمرو خود مبارزه‌ مي‌كند. اگر گربه‌ نر اخته‌ شودمطيع‌تر خواهد شد. اگر گربه‌ ماده‌ داريد بايد مراقب‌ آبستني‌ ناخواسته‌ نيز باشيد.

پوشش‌ بدن‌: گربه‌ موكوتاه‌ وقت‌ كمتري‌ جهت‌ نگهداري‌ مي‌گيرد و مي‌تواند خود را تيمار كند. گربه‌ موبلند زيباتر است‌ولي‌ نياز به‌ برس‌زدن‌ روزانه‌ دارد و به‌ مشكلات‌ پوست‌ و مو حساس‌تر مي‌باشد.

فراهم‌ كردن‌ وسايل‌ اوليه‌

پيش‌ از آوردن‌ گربه‌ به‌ منزل‌ بهتر است‌ وسايل‌ زير تهيه‌ شده‌ باشد. ظرف‌ آب‌ و غذا، محل‌ خواب‌، قفس‌ محل‌ گربه‌،برس‌، جعبه‌ براي‌ بچه‌ گربه‌، ظرف‌ يا سيني‌ شن‌ (جهت‌ دفع‌ ادرار و مدفوع‌) و يك‌ گلدان‌ چمن‌ يا گياه‌ غير سمي‌ (درصورتيكه‌ گربه‌ شما هميشه‌ داخل‌ است‌).
ظرف‌ آب‌ و غذا: بهتر است‌ فلزي‌ باشد و هر روز شسته‌ شود.
محل‌ خواب‌: گربه‌ نسبت‌ به‌ سگ‌ به‌ جاي‌ راحت‌تري‌ نياز دارد كه‌ از سرما و رطوبت‌ زياد مصون‌ باشد.
كنده‌ كوچك‌ جهت‌ پنجه‌ كشيدن‌: گربه‌ براي‌ تيز كردن‌ پنجه‌هاي‌ خود عادت‌ به‌ پنجه‌ كشيدن‌ دارد. بهتر است‌ يك‌ وسيله‌برايش‌ فراهم‌ كنيد در غير اينصورت‌ به‌ مبلمان‌ و فرش‌ شما ممكن‌ است‌ آسيب‌ وارد نمايد.
چمن‌ داخل‌ خانه‌: اگر گربه‌ هميشه‌ داخل‌ خانه‌ است‌ براي‌ جويدن‌ بايد گياه‌ در دسترس‌ داشته‌ باشد. علف‌ منبع‌ فيبرخوب‌ براي‌ گربه‌ است‌. ضمنا براي‌ گربه‌هاي‌ مو بلند كه‌ ممكن‌ است‌ كلاف‌ مو در معده‌شان‌ تشكيل‌ شود مي‌تواند بعنوان‌قي‌آور عمل‌ كند.
ظرف‌ شن‌: شن‌ آن‌ بايد بطور مرتب‌ و حداقل‌ هر 3 روز يكبار تعويض‌ شده‌ و تميز نگه‌ داشته‌ شود.

نگهداري‌ در خانه
گربه‌ را مي‌توان‌ به‌ راحتي‌ در خانه‌ نگه‌ داشت‌ به‌ شرطي‌ كه‌ سرگرمي‌ و تفريح‌ داشته‌ باشد. در نگهداري‌ گربه‌ 4 اصل‌ زيررا رعايت‌ كنيد.
1ـ پيرايش‌: گربه‌ مو بلند هر روز و گربه‌ مو كوتاه‌ 1 بار در هفته‌ برس‌ زده‌ شود. بعد از غذا براي‌ اينكار زمان‌ مناسبي‌ است‌.
2ـ تغذيه‌: به‌ گربه‌ خود بطور منظم‌، در زمان‌ معين‌ و در يك‌ مكان‌ مشخص‌ غذا بدهيد.
3ـ بازي‌: حداقل‌ روزي‌ 15 دقيقه‌ بازي‌ مورد نياز گربه‌ است‌ (بويژه‌ اگر فقط در منزل‌ باشد).
4ـ خواب‌: مكان‌ خواب‌ و استراحت‌ گربه‌ در نقطه‌اي‌ ساكت‌ باشد.

فعاليت‌ و بازي‌
گربه‌ها نياز به‌ بيرون‌ بردن‌ روزانه‌ ندارند ولي‌ بايد آزاد باشند تا فعاليت‌ طبيعي‌ خود را انجام‌ دهند. گربه‌ها (بويژه‌ بچه‌گربه‌) به‌ بازي‌ روزانه‌ نياز دارند. توپ‌ پينگ‌پنگ‌، گلوله‌ كاموا و كارتن‌ خالي‌ اسباب‌ بازيهاي‌ مورد علاقه‌ گربه‌ به‌ شمارمي‌رود.
تغذيه‌
انواع‌ غذاي‌ مناسب‌ براي‌ گربه‌ عبارت‌ است‌ از:
1ـ غذاي‌ تازه‌: شامل‌ گوشت‌، مرغ‌، ماهي‌، تخم‌ مرغ‌ پخته‌، شير و غيره‌.
2ـ غذاي‌ آماده‌: شامل‌ غذاي‌ كنسرو شده‌ (Canned food)، غذاي‌ خشك‌ (Dry food) و غذاي‌ نيمه‌ مرطوب‌ (Semimoist food)مي‌باشند ولي‌ در صورتي‌ كه‌ غذاي‌ تازه‌ مصرف‌ شود بايد بصورت‌ پخته‌ بوده‌ و نياز به‌ بالانس‌ دارد.
شير: هميشه‌ بايد شير تازه‌ داده‌ شود. شير را نبايد بعنوان‌ جايگزين‌ آب‌ داد. برخي‌ گربه‌ها توانايي‌ هضم‌ لاكتوز راندارند. در ناراحتي‌ معده‌ شير گاو داده‌ نشود.
آب‌: آب‌ تازه‌ بايد هميشه‌ در دسترس‌ گربه‌ باشد. نياز گربه‌ به‌ آب‌ بستگي‌ به‌ نوع‌ غذا دارد.

نوع‌ و شرايط تغذيه‌
هر گربه‌ بايد داراي‌ ظرف‌ آب‌ و غذاي‌ جداگانه‌ و تميز باشد. زير ظرف‌ آب‌ و غذا بهتر است‌ روزنامه‌ انداخته‌ شود.محل‌ غذاخوري‌ گربه‌ بايد در جايي‌ ساكت‌ و تميز (مثلا گوشه‌ آشپزخانه‌) باشد و كمتر تغيير كند.
در صورتي‌ كه‌ بيش‌ از يك‌ گربه‌ داريد ظروف‌ غذا جدا باشد. يك‌ گربه‌ بزرگ‌ ممكن‌ است‌ به‌ يك‌ بچه‌ گربه‌ اجازه‌غذاخوردن‌ در يك‌ ظرف‌ مشترك‌ را ندهد. از سنين‌ پائين‌ بايد سعي‌ كرد گربه‌ را به‌ غذاهاي‌ مختلف‌ متنوع‌ عادت‌ داد.
بچه‌ گربه‌ تا 2 ماهگي‌ بايد در كنار مادر باشد و شير مادر را به‌ حد كافي‌ بخورد. از سن‌ 1 ماهگي‌ ميتوان‌ علاوه‌ بر شير مادرغذاي‌ نرم‌ جامد و شير گاو را نيز اضافه‌ كرد. در صورتيكه‌ بچه‌ گربه‌اي‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ شير مادر را نخورده‌ باشد بايد تا 4ماهگي‌ شيرگاو در غذاي‌ بچه‌ گربه‌ موجود باشد (حداقل‌ 1 وعده‌) در صورتي‌ كه‌ گربه‌ نتواند شير گاو را هضم‌ كند ميتوان‌به‌ جاي‌ آن‌ ماست‌ شيرين‌ داد.
تعداد وعده‌هاي‌ غذايي‌ با توجه‌ به‌ سن‌ گربه‌ متفاوت‌ است‌.
1-2 ماهگي‌: 6 وعده‌. حداقل‌ 3 وعده‌ شير ولرم‌ و 3 وعده‌ غذاي‌ جامد نرم‌.
2-4 ماهگي‌: 4-5 وعده‌. 2 وعده‌ شير ولرم‌ و 2-3 وعده‌ غذا.
4-6 ماهگي‌: 3 وعده‌.
6 ماهگي‌ به‌ بعد: 2 وعده‌.
در آبستني‌ سنگين‌: 2-4 وعده‌ (13 بيشتر از غذاي‌ معمول‌).
در دوران‌ شيردهي‌: 4-5 وعده‌
گربه‌ پير: 2-3 وعده‌ ولي‌ ميزان‌ غذاي‌ هر وعده‌ كمتر باشد.

نظافت‌ و تميز كردن‌
برس‌ زدن‌: گربه‌ مو كوتاه‌ 1-2 بار در هفته‌ و گربه‌ مو بلند هر روز بايد برس‌ زده‌ شوند. اين‌ كار بايد به‌ آرامي‌ و در جهت‌موهاي‌ بدن‌ انجام‌ شود. در صورتي‌ كه‌ روي‌ بدن‌ كرك‌ بوجود آمده‌ باشد مي‌توان‌ از شانه‌ فلزي‌ براي‌ باز كردن‌ آن‌ استفاده‌نمود.
موي‌ گربه‌ بطور طبيعي‌ مي‌ريزد. در صورتي‌ كه‌ بطور منظم‌ برس‌ زده‌ نشود گربه‌ موهاي‌ سست‌ ريخته‌ شده‌ را خواهدبلعيد. اين‌ موها قادرند در دستگاه‌ گوارش‌ كنار هم‌ جمع‌ شده‌ و ايجاد گلوله‌هاي‌ مو (Hair ball) و انسداد نمايند.
تميز كردن‌ چشم‌، گوش‌ و دندان‌: حداقل‌ هفته‌اي‌ يكبار چشم‌ها و گوشها بايد بوسيله‌ پنبه‌ مرطوب‌ و تميز شده‌ و دندانهابا مسواك‌ كوچك‌ يا گوش‌ پاك‌كن‌ مسواك‌ زده‌ شوند. گربه‌ را بايد از بچگي‌ به‌ اين‌ موارد عادت‌ داد.
كوتاه‌ كردن‌ ناخنها: در صورتي‌ كه‌ گربه‌ شما دائم‌ در خانه‌ است‌ بهتر است‌ بطور منظم‌ انجام‌ شود. عمل‌ جراحي‌ قطع‌ناخن‌ توصيه‌ نمي‌شود زيرا دفاع‌ طبيعي‌ را از گربه‌ مي‌گيرد.
حمام‌ كردن‌: بطور كلي‌ گربه‌ نياز به‌ شستشو ندارد مگر اينكه‌ بدن‌ آن‌ واقعا كثيف‌ شده‌ باشد. در صورت‌ نياز به‌ حمام‌كردن‌، اين‌ كار بايد با آب‌ گرم‌ و شامپو مخصوص‌ انجام‌ شده‌ و پس‌ از آن‌ بدن‌ گربه‌ كاملا خشك‌ شود.

سلامتي‌ گربه‌

گربه‌ سالم‌ داراي‌ اشتهاي‌ خوب‌، پوشش‌ شفاف‌ و حركت‌ آسان‌ بوده‌ و از زندگي‌ لذت‌ مي‌برد. در منزل‌ به‌ نشانه‌هاي‌ زيرتوجه‌ كنيد:
پوشش‌ بدن‌: خارش‌، ريزش‌ موي‌ زياد، انگل‌ خارجي‌ و تغيير رنگ‌ پوست‌.
چشم‌ها: آبريزش‌، التهاب‌ ملتحمه‌ و پلك‌ سوم‌، تار بودن‌ قرنيه‌ و عدسي‌.
گوش‌: خارش‌ گوش‌، تورم‌، نگه‌داشتن‌ سر به‌ يك‌ طرف‌، ترشحات‌ قهوه‌اي‌.
بيني‌: آبريزش‌، عطسه‌، صداي‌ تنفسي‌ غير طبيعي‌
دندانها: لثه‌هاي‌ متورم‌، بوي‌ بد تنفسي‌.
دفع‌: اسهال‌، ترشحات‌ دستگاه‌ تناسلي‌، دفع‌ مكرر ادرار.
لاغري‌: مي‌تواند به‌ دليل‌ انگل‌، بيماري‌ يا سوء تغذيه‌ باشد.
كاهش‌ اشتها: در هواي‌ داغ‌ يا متعاقب‌ بيماري‌ پيش‌ مي‌آيد. نبايد به‌ زور به‌ گربه‌ غذا داد. غذا را عوض‌ كرده‌ يا غذاي‌مطبوع‌ گرم‌ با مقادير كم‌ داده‌ شود. غذايي‌ را كه‌ گربه‌ امتناع‌ مي‌كند پس‌ از 10 دقيقه‌ دور بياندازيد.
استفراغ‌: گاهي‌ به‌ دليل‌ ماده‌ مضر بلعيده‌ شده‌ است‌ يا براي‌ خلاصي‌ از كلافه‌ مو. اگر استفراغ‌ ادامه‌ يابد و همراه‌ اسهال‌باشد يا خون‌ نيز وجود داشته‌ باشد نشانه‌ بيماري‌ است‌.

بيماريهاي‌ مشترك‌
مهمترين‌ بيماريهايي‌ كه‌ از گربه‌ ممكن‌ است‌ به‌ انسان‌ سرايت‌ كند عبارتند از هاري‌، توكسوپلاسموز، عفونتهاي‌قارچي‌ و انگلي‌. بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ همه‌ اينها قابل‌ پيشگيري‌ مي‌باشند.
هاري‌ بوسيله‌ واكسيناسيون‌ منظم‌ گربه‌ و بيماريهاي‌ انگلي‌ با تجويز منظم‌ داروهاي‌ ضدانگلي‌ قابل‌ پيشگيري‌ هستند.جهت‌ پيشگيري‌ از توكسوپلاسموز، گربه‌ شما نبايد غذاي‌ خام‌ خورده‌ يا اجازه‌ شكار داشته‌ باشد. ضمنا با گربه‌هاي‌ولگرد تماس‌ نداشته‌ باشد.

مراقبتهاي‌ دامپزشكي‌

گربه‌ را بايد مرتب‌ نزد دامپزشك‌ برد. واكسيناسيون‌ گربه‌ نيز در سال‌ اول‌ 2 و 3 ماهگي‌ و سپس‌ سالي‌ يكبار توسطدامپزشك‌ انجام‌ مي‌شود. داروهاي‌ ضد انگل‌ بايد هر 6 ماه‌ يكبار تجويز شوند.
تجويز دارو: براي‌ خوراندن‌ قرص‌ يك‌ نفر گربه‌ را محكم‌ گرفته‌، سر گربه‌ را با يك‌ دست‌ گرفته‌ و با دست‌ ديگر كه‌قرص‌ در آن‌ است‌ به‌ آرامي‌ دهان‌ را باز مي‌كنيم‌. قرص‌ را در انتهاي‌ زبان‌ قرار داده‌ دهان‌ را بسته‌ و كمي‌ بالا نگه‌ ميداريم‌ تابلع‌ نمايد. داروي‌ مايع‌، با سرنگ‌ (بدون‌ سوزن‌) از گوشه‌ دهان‌ به‌ آرامي‌ داده‌ مي‌شود. براي‌ قطره‌ گوش‌، ابتدا گوش‌ را ازترشحات‌ پاك‌ كرده‌ بعد لبه‌ گوش‌ را به‌ عقب‌ مي‌بريم‌ تا مجرا مشخص‌ شود. پس‌ از تجويز قطره‌ به‌ آرامي‌ ماساژ داده‌مي‌شود.
گربه‌ بيمار: گربه‌ بيمار يا پس‌ از عمل‌ جراحي‌ نياز به‌ مراقبت‌ دارد. گربه‌ را بايد در جايي‌ آرام‌، گرم‌ و تميز قرار داد. يك‌كارتن‌ كه‌ كف‌ آن‌ روزنامه‌ يا پارچه‌ است‌ مناسب‌ مي‌باشد. غذاي‌ آن‌ نيز بايد مطبوع‌، در حجم‌ كمتر و وعده‌هاي‌ بيشتر داده‌شود.
كمكهاي‌ اوليه‌: اگر گربه‌ مجروح‌ پيدا كرديد قبل‌ از رساندن‌ به‌ مراكز درماني‌، زير آن‌ يك‌ پتوي‌ گرم‌ و نرم‌ انداخته‌ و باگرفتن‌ دو سر پتو گربه‌ را جابجا كنيد. نبايد چيزي‌ به‌ او خوراند و بيش‌ از 5-10 دقيقه‌ نبايد گربه‌ به‌ يك‌ سمت‌ خوابيده‌باشد.
اگر دست‌ و پا شكسته‌ باشد نيز گربه‌ را به‌ آرامي‌ روي‌ پتو قرار داده‌ پاي‌ شكسته‌ نبايد حركت‌ كند و بهتر است‌ بطرف‌بالا باشد.

تربيت گربه‌

تربيت‌ گربه‌ از سگ‌ مشكل‌تر مي‌باشد. در ابتدا گربه‌ بايد نام‌ خود را بداند. هنگام‌ غذا دادن‌ يا زمان‌ خواب‌ او را صداكنيد. بزودي‌ ياد مي‌گيرد كه‌ پاسخ‌ دهد.
عصبانيت‌ گربه‌: عموما گربه‌ها با انسان‌ رفتار تهاجمي‌ ندارند. در صورتي‌ كه‌ گربه‌ شما ناگهان‌ حمله‌ كرده‌ تا شما را گازبگيرد و چنگ‌ زند ممكن‌ است‌ به‌ دليل‌ درد، حال‌ ناخوش‌ و جابجايي‌ همراه‌ با خشونت‌ شما باشد. گربه‌هايي‌ كه‌ دائما درداخل‌ خانه‌ هستند و وسايل‌ بازي‌ ندارند، بيشتر عصباني‌ و تهاجمي‌ مي‌شوند.
اگر گربه‌ هنگام‌ بازي‌ چنگ‌ زند معمولا آسيب‌ نمي‌رساند. اگر گربه‌ به‌ پشت‌ خوابيده‌ باشد در اين‌ حالت‌ احساس‌آسيب‌ پذيري‌ كرده‌ و بيشتر تهاجمي‌ مي‌شود.
ولگردي‌: گربه‌هاي‌ نر و گربه‌هايي‌ كه‌ بد نگهداري‌ مي‌شوند ممكن‌ است‌ چنين‌ عادتي‌ پيدا كنند. با صدا زدن‌ مرتب‌ گربه‌هنگام‌ غذادادن‌ و فراهم‌ كردن‌ وسايل‌ بازي‌ در منزل‌ بايد با اين‌ عادت‌ مبارزه‌ كرد.
جويدن‌ گياهان‌ خانگي‌: اگر گربه‌ شما برگ‌ گلداني‌ را مرتب‌ مي‌جود، مي‌توان‌ در چند مرحله‌ روي‌ آن‌ آبليموي‌ رقيق‌اسپري‌ كرد. بيشتر گربه‌ها مزه‌ آن‌ را دوست‌ ندارند.
تنبيه‌ كردن‌: ديسپلين‌ را بايد از بچگي‌ اجرا كرد. نبايد براي‌ اجراي‌ آن‌ كاري‌ كرد كه‌ گربه‌ دردش‌ بيايد. يك‌ روش‌ مناسب‌تنبيه‌، اسپري‌ كردن‌ آب‌ با يك‌ آب‌پاش‌ يا سرنگ‌ است‌.
رفتار گربه با ساير حيوانات خانگي
وقتي‌ كه‌ براي‌ اولين‌ بار مي‌خواهيد بچه‌ گربه‌ جديدي‌ كنار حيوانات‌ ديگر بياوريد، چند هفته‌ اول‌ جداگانه‌ غذا داده‌ ورفتار آنها را با هم‌ زير نظر داشته‌ باشيد. معرفي‌ بچه‌ گربه‌ جديد به‌ يك‌ گربه‌ بالغ‌ خيلي‌ مشكل‌ است‌ و ممكن‌ است‌ آنراتهديد كند.
سگ‌ و گربه‌: اولين‌ رويارويي‌ آنها را كنترل‌ كنيد. بهتر است‌ اولين‌ رويارويي‌ سگ‌ شما با بچه‌ گربه‌ جديد هنگامي‌ باشدكه‌ گربه‌ خواب‌ است‌. وقتي‌ كه‌ سگ‌ و گربه‌ به‌ هم‌ عادت‌ كردند مي‌توان‌ به‌ راحتي‌ آنها را كنار هم‌ قرار داد.
گربه‌ و خرگوش‌: بايد تحت‌ نظر باشند. اگر گربه‌ روي‌ حيوان‌ كوچكي‌ بپرد مي‌تواند به‌ آن‌ آسيب‌ برساند (حتي‌ در بازي‌)اگر گربه‌ بالغي‌ در خانه‌ داريد اجازه‌ ندهيد حيوانات‌ كوچك‌ (بچه‌ خرگوش‌، همستر، مرغ‌ عشق‌ و ...) از قفس‌ خارج‌شوند.

تشخيص‌ نر و ماده‌
نرها بزرگتر از ماده‌ بوده‌ و داراي‌ گردن‌ قوي‌ مي‌باشند.

توليد مثل‌

گربه‌ ماده‌ 2 بار در سال‌ مي‌تواند زايمان‌ كند حالت‌ فحلي‌ او در هر فصل‌ چندين‌ بار تكرار شده‌ تا جفت‌گيري‌ انجام‌شود. در زمان‌ فحلي‌ گربه‌ ماده‌ بيقرار بوده‌ و پر سرو صدا مي‌شود. گربه‌ ماده‌ تنها در پاسخ‌ به‌ عمل‌ جفت‌گيري‌،تخمك‌گذاري‌ را انجام‌ مي‌دهد.
گربه‌ آبستن‌ تا هفته‌ پنجم‌ آبستني‌ نياز به‌ توجه‌ بيشتر ندارد و تنها حمل‌ و نقل‌ آن‌ بايد با احتياط باشد. در 4 هفته‌ پاياني‌اشتهاي‌ آن‌ زياد شده‌ و نياز به‌ غذاي‌ بيشتري‌ دارد (بويژه‌ گوشت‌ و ماهي‌).
در 2 هفته‌ پاياني‌ رشد جنين‌ها سريع‌ بوده‌ و به‌ مادر بايد شير كافي‌ و ساير غذاها به‌ هر ميزان‌ كه‌ مي‌خواهد داده‌ شود.دادن‌ قرصهاي‌ ويتامين‌ و مكمل‌ نيز در اين‌ زمان‌ سودمند است‌.
براي‌ زايمان‌ ماده‌ گربه‌ بايد يك‌ جعبه‌ مناسب‌ آماده‌ شده‌ و در مكاني‌ نسبتا تاريك‌ قرار داده‌ شود زيرا نوزادان‌ به‌ نورزياد حساس‌ مي‌باشند (حتي‌ قبل‌ از باز شدن‌ پلكها). نوزادان‌ هر كدام‌ با جفت‌ جداگانه‌ به‌ دنيا مي‌آيند. گربه‌ ماده‌ بچه‌ها را به‌تنهايي‌ بزرگ‌ كرده‌ و آنها را در برابر گربه‌ نر نيز حفظ مي‌كند.

گربه ها

اندازه
گربه‌ها معمولا وزنی بین ۲.۵ تا ۷ کیلوگرم (۵.۵ تا ۱۶ پوند) دارند, اگرچه در بعضی گونه‌های خاص وزن گربه تا ۱۱.۳ کیلوگرم (۲۵ پوند) نیز می‌رسد. گربه‌های هم بوده‌اند که به علت پرخوری تا ۲۳ کیلوگرم وزن داشته‌اند. از طرف دیگر در برخی گونه‌های گربه‌های کوچک, وزن گربه کمتر از ۱.۸ کیلوگرم است.

استخوان بندی
گربه‌ها هم همانند اکثر پستانداران دارای ۷ مهره گردنی, ۱۳ مهره صدری(مهره‌های پشت سینه, که انسان دارای ۱۲ مهره از این نوع است), ۷ مهره کمری (انسان دارای ۵ مهره از این نوع است), ۳ مهره خاجی (مهره‌های قرار گرفته در قسمت انتهایی بدن که انسان به علت نوع ایستادن دارای ۵ مهره از این نوع است) و به جز "گربه مانکس" ۲۲ یا ۲۳ مهره‌ دمی(انسان دارای ۳ تا ۵ مهره از این نوع است) هستند. تعداد بیشتر مهره‌ها در کمر و سینه گربه در مقایسه با انسان باعث انعطاف‌پذیری و تحرک بیشتر این حیوان می‌شود. گربه از مهره‌های انتهایی دم برای حفظ تعادل در حرکات سریع استفاده می‌کند. استخوان‌های چنبر(ترقوه) گربه دارای قابلیت جابجایی هستند بدین ترتیب گربه قابلیت دارد از هر مجرایی که سرش از آن بگذرد, عبور کند.

دهان
گربه‌ها از دندان‌های بسیار خوبی برای شکافتن گوشت‌ها برخوردارند. دندان آسیاب اول و دندان اسیاب کوچک در این حیوان با هم جفتی را تشکیل می‌دهند که برای شکافتن گوشت همچون قیچی عمل می‌کند. البته گرگ‌ها نیز دارای چنین مکانیسمی هستند و در بسیاری از گربه سانان این مکانیسم از این پیشرفته‌تر است. زبان گربه دارای برآمدگی‌های ریزی است که از آنها برای نگه داشتن و شکافتن گوشت یا لاشه استفاده می‌کند. بر روی این برآمدگی‌ها یا تیغ‌های کوچک نوعی ماده خاص وجود دارد که به گربه در هنگام تمیز کردن آنها کمک می‌کند. این برآمدگی‌ها مانند قلاب‌های ریزی هستند که به سمت عقب خوابیده‌اند و به این صورت اجازه نمی‌دهند گوشت از دهان گربه خارج شود.


گربه به وسیله دهان و زبان خود قادر به تولید انواع مختلفی از صداها هستند که شامل: میو کردن(mewing), خرخر کردن, خرناس کشیدن, جیرجیر کردن, نالیدن و... می‌شود.

گوش‌ها
32 ماهیچه متفاوت در هر گوش گربه به حیوان اجازه می‌دهند تا یک شنوایی کنترل شده‌داشته باشد. بدین صورت گربه می‌توانند هر کدام از گوش‌های خود را آزادانه نسبت به دیگری حرکت دهد؛ با این قابلیت گربه می‌تواند در حالی که در یک جهت حرکت می‌کند گوش خود را در جهت مخالف بچرخاند همچنین بیشتر گربه‌ها می‌توانند گوش‌های خود را به سمت بالا بگیرند. برعکس سگها, گربه‌های دالگوش (با گوش‌های آویزان) بسیار نایابند( گونه Scottish Fold به علت جهش ژنتیکی دالگوش است). در هنگام عصبانیت یا وحشت‌زدگی گربه گوش‌های خود را می‌خواباند. گربه‌ها همچنین در زمان بازی یا زمانی که صدایی از پشت سر بیاید گوش‌های خود را به سمت عقب می‌چرخانند. زاویه گوش گربه یکی از پارامترهای مهم برای پی بردن به حالت روانی حیوان است.

پاها
گربه‌ها هم مانند سگ‌ها از جمله حیوانات پنجه‌رو هستند. این حیوانات دقیقا بر روی پنجه‌های خود حرکت می‌کنند. گربه‌ها قادرند خیلی بادقت حرکت کنند. این یکی از قابلیت‌های گربه سانان است بدبن ترتیب این حیوانات قادرند با کمترین صدا حرکت کنند. گربه‌ها می‌توانند در هنگام راه رفتن پنجه‌های عقبی خود را دقیقا بر روی مکان پنجه‌های جلویی قرار دهند؛ این قابلیت نه‌تنها به بی صدا حرکت کردن حیوان کمک می‌کند بلکه بدین ترتیب گربه همیشه از جایگاه پاهای عقبی خود مطمئن است. این قابلیت مخصوصا در زمین‌های ناهنوار برای حیوان مفید است.

برعکس سگ‌ها و دیگر پستانداران گربه‌ها برای راه رفتن هر دو پای خود را بر روی مکانی قرار می‌دهند و سپس دو پای دیگر را جلو می‌آورند. اما بیشتر پستانداران پاهای خود را به نوبت از روی زمین بر می‌دارند. گربه‌ها این قابلیت خود را با یورتمه رفتن در شترها, زرافه‌ها, برخی اسب‌ها (pacers) و تعداد کمی از پستانداران شریک هستند.

مانند دیگر گونه‌های شاخه گربه سانان البته بجز چیتاها, چنگال‌های گربه هم حالت جمع شونده دارند. در حالت عادی و آرام گربه چنگال‌های این حیوان به وسیله پوست پوشیده شده و به صورت پنجه هستند. این قابلیت باعث می‌شود تا چنگال‌های حیوان تیز بماند و از گیر کردن چنگال‌ها به زمین و ایجاد صدا در موقع شکار جلوگیری می‌کند. چنگال‌های پاهای جلویی گربه همیشه از چنگال‌های عقبی تیزترند اما گربه‌ها می‌توانند با اراده کامل چنگال‌های هر کدام از پاهایشان را باز کنند. آنها از چنگال‌های خود برای دفاع, شکار کردن, بالارفتن از سطوح, پاره کردن و یا کشیدن اجسامی که دارای پوسته‌ای نرم هستند استفاده می‌کنند. گیر کردن پنجه گربه در سطوحی مانند فرش, موکت یا پارچه‌های کلفت در صورتی که گربه قادر به آزاد کردن خود نباشد می‌تواند موجب آسیب دیدن حیوان شود.

بیشتر گربه‌ها دارای پنج چنگال بر روی پنجه‌های جلوی و چهار یا پنج چنگال بر روی پنجه‌های عقب هستند. این بدلیل یک جهش ژنتیکی کهن است اما با این حال گربه‌های خانگی از تعداد چنگال‌های بیشتری برخوردارند.

مواد زير در غذاي سگ استفاده نگردد

هر گونه گوشت قرمز به صورت خام

جگر و شش گاو و گوسفند
قارچ پياز خام ادويه جات تند –سفیده تخم مرغ به صورت خام -شیر حاوی لاکتوز- سويا به تنهایی –سیر- .شكلات- .تخمه آفتاب گردان .تن ماهي- نان به مقدارزیاد-جگر مرغ واحشای مرغ- . سیب زمینی خام –هر گونه استخوان مرغ استخوان ماهی و ماهی- با استخوان کله و پای مرغ -وکلیه استخوانهای ریز مرغ- ماهي با استخوان حتی استخوان خیلی ریز تخم مرغ خام

همچنین گیاهان زیر از دسترس سگ بدور باش
د تنباکو -تنبا کوی وحشی-سوسن وحشی-گل شیپوری پیچی و وحشی –گل نرگس- دانه سیب- هسته هلو-مارچوبه -آزالیه -شاه بلوط هندی- کاج بودایی -گیاه همیشه سبز- نارنگی کلماتیس -کرچک هندی -سرخس نخلی -پنجه مریم –نرگس زر د -پامچال فرنگی -خون سیاوشان -سوسن سفید(خصوصا در گربه)-سرخس نخلی -پنجه مریم- نرگس زرد- پامچال فرنگی گیاه اوکالیپتوس -گل انگشت دانه –شمعدانی -گل شیپور پیچک امریکایی-زنبق رشتی -گیلاس اورشلیم -نهاله گوجه فرنگي زنبق(در گربه)درخت مو مناطق گرمسیری-پیچک -درخت نخل ساك و-پامچال-زهر الزبیع-گل صد تومانی -گل شیپوری پيچي- بلوط -بنتقنسول-سرخس- انجیر هندی -هلوی پوسیده -زنبق -پیاز-خرزهره -انجیر هندی –نرگس –دارو اش -کرچک هندی -درخت نان


پیاز و سیر دو ماده غذایی خطرناک برای سگ و گربه
سیر و پیاز حاوی یک ترکیب شیمیایی بنام تیو سولفات هستند که خوردن آن می تواند برای سگ و گربه خطرناک باشد.خوردن حتی مقدار کمی پیاز خام یا پخته می تواند سبب ایجاد نوعی کم خونی در سگ گردد (hemolytic anemia) .در ابتدا علائم مسمومیت که معمولا پس از چند روز ایجاد می گردد شامل حالت تهوع واستفراغ می باشد و سگ از خوردن غذا امتناع می کند.به فاصله کوتاهی سگ دچار تغییر رنگ ادرار ناشی از مواد آزاد شده از گلبول های قرمز تخریب شده در خون می گردد و علائم کم خونی به صورت بی حالی وضعف و تنگی نفس ظاهر می گردد. خوردن یک وعده پیاز البته به مقدار زیاد مثلا حدود 600 گرم و یا به دفعات متعدد مثلا 150 گرم در هر وعده غذایی در یک سگ حدودا 10 کیلو گرمئ می تواند سبب مسمومیت شدید گردد.


مسمومیت با شکلات
شکلات حاوی ماده ای بنام تئو برومین است که بدلیل عدم توانایی بدن سگ در متابولیزه کردن ودفع آن(بر خلاف بدن انسان )می تواند سبب مسمومیت شود.علائم مسمومیت حدود چند ساعت بعد از خوردن کاکائو و یا شکلات البته بسته به مقدار آن و نیز جثه سگ ، ایجاد می گردد.طیف اثرات سمی تئو برومین از ایجاد علایم یک مسمومیت گوارشی ساده یعنی استفراغ و اسهال تا سر دیگر طیف یعنی مرگ کشیده شده است.خطر ناکترین اثر این ماده ناشی از تا ثیرات قلبی آن به صورت افزایش ضربان قلب و ایجاد نا منظمی در ریتم قلب می باشد که متعاقب فعالیت بیش از حد سگ می تواند سبب ایست قلبی و مرگ شود.تشنج، خونریزی داخلی،اسهال،استفراغ و افزایش غیر طبیعی ادرار و تحریک پذیری سگ از دیگر علائم مسمومیت با این ماده است.لازم به ذکر است خوردن حدود ۷۰ گرم شکلات برای یک سگ ۱۰کیلوگرمی می تواندایجاد مسمومیت کرده و حتی مرگبار باشد!

ي دانيد خوردن چه چيزها يي مي تواند براي سگ ايجاد بيماري كند و حتي سمي نيز باشد!؟

خوب براي نمونه تعدادي از آنها را ذكر مي كنم .

پيا ز _ سبب ناراحتي گوارشي و نوعي كم خوني مي شود.
دانه سيب _ سمي

قارچ _ سمي

زردالو _ حالت تهوع، دل درد و اسهال

بادام _ حالت تهوع، دل درد و اسهال

ميوه بلوط _ سمي

شكلات _ حالت تهوع، دل درد ، اسهال و افزايش ضربان قلب و تعداد تنفس و حتي ايست قلبي
پرشين پت

سگ هاي نگهبان و گله

ولش کورگی Welsh Corgi
سن‌برنارد St. Bernard
تریر موگندمی Soft-Coated Wheaten Terrier
سگ گلۀ شتلند Shetland Sheepdog
سانشو Sanshu
ساموید Samoyed
راتویلر Rottweiler
پامی Pumi
پالی Puli
ناپولیتن مستیف Napolitan Mastiff
پیرنس بزرگ Great Pyrenees
گریت دین Great Dane
ژرمن شیفرد German Shepherd
بول‌داگ فرانسوی French Bulldog
سگ اسکیمو Eskimo Dog
انتلباچر Entlebucher Sennenhund
دابرمن پینچر Doberman Pinscher
کاتاهولا Catahoula Leopard Dog
بول تریر Bull Terrier
بریارد Briard
آردنس باویر Bouvier des Ardennes
بوستون تریر Boston Terrier
بوردر کالی Border Collie
بابتیل Bobtail
سگ کوهستان برن Bernese Mountain Dog
برگاماسکو Bergamasco
ترورن بلژیکی Belgian Tervuren
سگ گلۀ بلژیکی Belgian Sheepdog
باکسر Baxer
کلپی استرالیایی Australian Kelpie
کانگال Anatolian Sheepdog
مالاموت آلاسکا Alaskan Malamute
آئی‌دی Aidi
بیاسرون Beauceron
منبع : بادي اي ار
ادامه نوشته

پارگي كيسه جنيني

خروج مايع سبز مايل به سياه از واژن درگوشتخواران آبستن،علامت پارگي كيسه جنيني است

علائم بيماري هاري در حيوان

تمام پستانداران خونگرم اهلي و وحشي به بيماري هاري حساس هستند و ميزبان هاي مختلفي موجب گسترش وسيع هاري مي گردند.طي بررسي هاي مختلف كارشناسان انستيتو پاستور ايران روي خفاش هاي نقاط مختلف ايران تاكنون مورد مثبتي مشاهده نشده است .
دوره نهفتگي در سگ وگربه معمولا 2تا3 هفته و گاهي چند ماه است . در خصوص بروز علائم هاري در حيوان بايد به اين نكته مهم توجه داشت كه در برخي موارد 3تا10روز قبل از علائم باليني در سگ و گربه ويروس موجود در بزاق حيوان ميتواند بيماري را منتقل كند به عبارت ديگر اگر بزاق سگ و گربه در زمان گاز گرفتن به ويروس هاي هاري الوده باشدعلائم باليني حداكثر تا10روز بعد در حيوان ظاهر شده وخواهد مرد.به همين دليل پس از هر گاز گرفتن توسط اين دو حيوان بايد انها را تا10روز در قرنطينه نگاه داشت. پس از طي دوره نهفتگي اولين علامت بيماري تغيير در رفتار وعادت هاي حيوان است به نحوي كه يا بيش از اندازه به صاحب خود انس والفت پيدا مي كند و مثل اين كه از او كمك مي طلبد يا عصبي و بد خو شده باشد غذاي خود را به دليل اختلال در بلع به خوبي نمي خورد.
پيشرفت بيماري در برخي موارد به صورت فلجي بوده حيوان به گوشه اي پناه مي برد و ابتدا دست ها سپس پاها وبعد ساير اندام ها فلج شده و در نهايت به علت فلج دستگاه تنفسي مي ميرد.ولي در بيشتر موارد پس از دوره تغيير رفتار حيوان پريشان و مضطرب و كم كم وحشي و درنده مي شود و به گاز گرفتن سنگ و چوب اشياي مختلف پرداخته ومحل زندگي خود را ترك مي كند وبدون هدف به هرجايي مي رود و به هركس حمله مي كند. در نهايت پس از مدتي در اثر دوندگي زياد وگرسنگي وتشنگي به علت عدم قدرت بلع كف از دهانش سرازير شده و پي درپي زمين مي خورد . صداي پارس حيوان خشن ناموزون وبريده بوده و درندگي در چهره اش هويدا است. در اغلب موارد مردم سگ ها را مي كشند و اگر فرار كنند به زودي در اثر فلج دستگاه تنفسي خواهند مرد. گربه پس از طي دوره نهفتگي به محل تاريكي مي رود واز طريق پنجه كشيدن مشابه گازگرفتن سگ يا گرگ هاري را انتقال مي دهد.
در واقع از انجا كه ازطريق ليسيدن دائم پنجه هاي خودرا به بزق خود آغشته مي كند با پنجه كشيدن بر دست وپا يا صورت انسان يا حيوان ديگر هم مي تواند با ايجاد خراش ويروس هاري را منتقل كند.

مروري بر وضعيت پرورش دام در ايران

بدون هيچ مقدمه اي ميروم سر اصل مطلب كه همان آمار و ارقام ميباشد.
هم اكنون حدود 2 ميليون نفر بطور مستقيم و يا غير مستقيم در زمينه دام و طيور در ايران مشغول به كار هستند. كه حاصل آن توليد 2 ميليون تن پروتئين حيواني و 6 ميليون تن شير است. به اين ترتيب اين ميزان از توليد حدود 12% توليد ناخالص ملي و 44% ارزش توليدات كشاورزي ايران را شامل ميشود. ارزش سرمايه موجود در اين بخش 19000 بيليون ريال ميشود كه طي 10 سال اخير 4.8% رشد داشته است.

جمعيت حيوانات اهلي ايران طبق آمار سال 2001
بز و بزغاله : 53900100 راس
گوسفند و بره : 25757000
گاو شيري : 770400
گاو دو رگه : 1999400
گاو بومي : 5500300
شتر : 144300
بوفالو : 490600
تك سميان : 1727100

گوسفند و بره :
در حال حاضر 27 نژاد گوسفند در ايران وجود دارد كه مجموعا 53900000 راس هستند و 44.7 % گوشت قرمز كشور را توليد مي كنند همچنين بعنوان منبع اصلي توليد پشم و روده و پوست بشمار ميروند.
نژادهاي شناخته شده گوسفند در ايران:

Afshari, - Baluchy, - Bahma’ee, - Zel, - Kordy in northern Khorasan, - Sangsary, Taleshy, - Farahany, - Qaraqol Saraqs, - Qashqa’ee, - Delaq, - Zandy, - Sanjaby, - Chal, - Araby, - Fashandy, - Qezel, - Kabude Shiraz, - Kordy, - Kermany, 21- Qalaquhy, - Lory, - Lory-baqtdyary, - Maku’ee, - Moqany, - Mehraban, - Nainy

بز و بزغاله :
8 نژاد از اين حيوانات در كشور وجود دارد كه بر اساس منطقه جغرافيايي ، ظاهر و توليد تفريق ميشوند. اكثر نژاد هاي ايراني بمنظور توليد گوشت نگهداري ميشوند ولي تعداد كه و البته معروفي از گوسفندان ايراني نيز هستند كه براي استحصال كرك و موي آنها نگهداري ميشوند و بيشتر ارزش صادرات دارند.
نژاد هاي بز شناخته شده ايراني :

- Taly, - Adany, - Marqoz, - Najdy, - Raie’ny, - Baluchy, - Mamasany, - Nadushan (Yazdy).

گاو و گوساله :
تعداد 741500 گاو در سال 2001 موجود بوده كه توليدي در حدود 44500 تن گوشت قرمز و 1657990 تن شير داشته اند. و به اين ترتيب 61.41% گوشت و 29.58 % شير دامي كشور را به خود اختصاص داده اند بر حسب تخمين صورت گرفته 1990000 راس گاو دورگه بهمراه گوساله هايشان توليدي در حدود 87550 تن گوشت و 1719000 تن شير داشته اند وبر مبناي آمار 12.15% گوشت و 29.52 % توليد شير كشور در اين گروه انجام گرديده
گاو هاي بومي :
جمعيتي 5.5 ميليون راسي با توليد 1468000 تن شير و 134000 تن گوشت قرمز
نژادهاي گاوهاي بومي :

Taleshy, - Saraby, - Golpaygany, - Dashtiary, - Sistany, - Najdy

بوفالو :
جمعيت اين دسته بالغ بر 491350 راس در سال 2001 تخمين زده شده. با توليد 82 تن گوشت و 1224 تن شير يعني 2.81 % شير و 25 % گوشت توليدي كشور
نژادهاي بوفالوهاي ايراني :
Khuzestany, - Azary, - Gilany, - Mazandarany. In this connection the common portect of: Improvement of Azari buffalo with cooperation of UNDP and FAO has been conducted in research station of JABAL with capacity of 300 heads in Orumieh (W.Azarbaijan).

شتر :
بر اساس سرشماري سال 2002 حدود 144300 راس بوده اند و 4107 تن گوشت توليد كرده اند.
70 راس از آنها در اردبيل هستند و مابقي كه شتر جماز هستند در شرق ايران مامن گزيده اند

افزايش 5 درصدي توليد شير

 طريق بهبود عوامل محيطي و تغديه اي ميانگين توليد شير گاوميش 5درصد افزايش يافت

از زمان اجراي پروژه گاوميش در سال 74 تاكنون حدود 20هزار دوره شيردهي كامل از كل جمعيت گاوميش هاي ايران ثبت شده است• مسوول پروژه گاوميش و مركز اصلاح نژاد كشور افزود: در حال حاضر 23هزار رأس گاوميش در قالب 1250 گله در 15 استان كشور تحت پوشش عمليات ثبت مشخصات قرار دارند•وي با اعلام اينكه از اين تعداد 11هزار رأس، توليدكننده شير مي باشد گفت: در مقايسه با گاو تعداد جمعيت مولد گاوميش نسبت به كل جمعيت كمتر است•وي گفت: ركوردگيري از گاوميش ها تحت نظارت مركز اصلاح نژاد دام كشور و سازماندهي بازوهاي اين مركز در ساير استان ها صورت مي پذيرد•كيانژاد گفت: با توجه به فحلي پنهان و بلوغ ديررس گاوميش روند تكثير ژن هاي مطلوب كه تضمين كننده بهبود اصلاح نژاد و ارتقاء روند ژنتيكي توليد شير وچربي مي باشد در جامعه گاوميش هاي كشور از حد مطلوبي برخوردار نيست•وي افزود: تاكنون 2 تا 5درصد جامعه تحت پوشش از طريق تلقيح مصنوعي بارور شده است•وي خاطرنشان كرد: اصلاح نژاد گاوميش هاي بومي كشور در زماني امكان پذير است كه 25درصد جامعه مورد تلقيح مصنوعي قرار گرفته باشد• كيانژاد پيش بيني كرد حدود 10 سال طول مي كشد تا 25درصد جامعه را مورد تلقيح مصنوعي قرار دهيم•مسوول پروژه گاوميش مركز اصلاح نژاد دام كشور گفت: با برگزاري دوره هاي ترويجي و كلاس هاي كاربردي براي روستاييان و ايجاد فرهنگ پرورش و نگهداري ملي گاوميش توانسته ايم فرهنگ استفاده از تلقيح مصنوعي در گاوميش را در بين گله داران رواج دهيم•وي گفت: از طريق عمل آوري ضايعات غذايي حاصل از بخش زراعت و غلات و صنايع فرآوري كشاورزي و ارايه توصيه هاي مناسب جهت استفاده از جيره هاي غذايي مطلوب در سطوح مختلف پرورش گاوميش كه توسط مركز اصلاح نژاد انجام پذيرفته است ميزان توليد شير در گاوميش ها به ميزان 5درصد از طريق بهبود عوامل محيطي و تغذيه اي افزايش يافته است

مناسبترين روش توليد دام با جنسيت دلخواه

تلقيح دام با اسپرم‌هاي انتخابي، مناسبترين روش توليد دام با جنسيت دلخواه است
نتايج يك پايان‌نامه نشان داد: مناسب‌ترين روش براي توليد دام با جنسيت دلخواه، جدا كردن اسپرمهاي حاوي كروموزوم X و Y از يكديگر و تلقيح حيوان فحل با اسپرمهاي انتخابي است. مهندس عاطف مقدم، دانشجوي مهندسي علوم دامي دانشگاه گيلان در پايان نامه خود با عنوان “تعيين جنسيت اسپرم ورويان حيوانات” آورده است: يكي از اهدافي كه پرورش دهندگان دام از چند دهه قبل تعقيب مي‌كنند، توليد دامهايي با جنسيت از قبل تعيين شده است ولي اين امر قبل از متداول شدن تكنيكهايي نظير تلقيح مصنوعي و انتقال جنين غير عملي بوده يا كاربرد آن مقرون به صرفه نبوده است. تعيين جنسيت مي‌تواند به دامداران كمك كند تا بدون توليد حيواني از جنس ديگر، جنس مطلوب خود را به تعداد دلخواه توليد كنند. اين امر مي‌تواند در عين كاهش هزينه توليد، سرعت پيشرفت ژنتيكي را نيز افزايش دهد. در بخش ديگري از اين پايان نامه با تاكيد بر اين‌كه مناسب‌ترين شيوه براي توليد دام با جنسيت دلخواه، تلقيح دام با اسپرم‌هاي انتخابي است، آمده است: روشهاي مختلفي براي جدا كردن اسپرمها از هم وجود دارد كه اساس آنها مبتني بر تفاوتهاي فيزيكي موجود بين دو نوع اسپرم است. اين روشها شامل روش جداسازي از طريق سنجش جريان اسپرمها، جداسازي به كمك الكتروفورز، تصفيه كردن اسپرم به وسيله چند ستون آلبومين و استفاده از كاوشگر DNA مشخصه Y مي‌باشد. در مقابل، مشكلاتي كه براي جداسازي اسپرمهاي نرزا و ماده‌زا از يكديگر وجود دارد. تعيين جنسيت رويان (Embryo sexing) در مراحل اوليه رشد و انتقال جنينهاي انتخابي مي‌تواند راه حل مناسبي براي توليد نوزاد با جنسيت مورد نظر باشد. در بخش ديگري از اين پايان نامه آمده است: روشهاي بيوشيميايي - ايمونولوژيكي ارائه شده براي تعيين جنسيت جنين را مي‌توان به دو گروه تقسيم كرد. در تعدادي از اين روشها كه تهاجمي (In vasive) نام دارند، بايد سلول يا سلولهايي از جنين مورد آزمايش را نمونه برداري كرد تا بتوان با تعيين كاريوتيپ سلولها به جنسيت رويان پي برد. در روشهاي غير تهاجمي (Non-in vasive) ساختار جنين آسيب نمي‌بيند و عواملي را كه وابسته به يكي از جنسها هستند، مورد شناسايي قرار مي‌دهند تا به كمك آنها جنسيت جنين را تعيين كنند

درمان اسيدوز لاكتوز شكمبه در گوسفند

پژوهشگران دانشكده دامپزشكي دانشگاه شهيد چمران اهواز موفق به درمان اسيدوز لاكتوز شكمبه در گوسفند با استفاده از محلولهاي هيپرتونيك بيكربنات سديم شدند.


دكتر"افشين جعفري دهكردي" دانشجوي رشته دكتري تخصصي بيماريهاي داخلي دامهاي بزرگ در پايان نامه دكتراي تخصصي دامپزشكي خود كه به راهنمايي دكتر محمد رحيم حاجي حاجيكلايي، دكتر محمد نوري و دكتر فريدون صابري افشار صورت گرفت با مقايسه محلولهاي هيپرتونيك و ايزوتونيك بي‌كربنات سديم در درمان اسيدلاكتيك تجربي شكمبه در گوسفند موفق شد درمان مناسبتري براي اين بيماري پيدا كند.

معاون پژوهشي دانشكده دامپزشكي دانشگاه شهيد چمران اهواز شنبه در اين باره گفت: در اين پژوهش به منظور مقايسه محلولهاي ايزوتونيك و هيپرتونيك بي‌كربنات سديم در درمان اسيدوز لاكتيك تجربي شكمبه در گوسفند، ‪ ۱۵‬راس گوسفند ماده تقريبا چهارساله انتخاب و به صورت كاملا تصادفي به سه گروه پنج تايي شامل يك گروه شاهد بيمار و دو گروه تحت درمان تقسيم شدند.

دكتر"محمد رحيم حاجي حاجيكلايي" افزود: هفت روز قبل از ايجاد بيماري با استفاده از تكنيك رومينوستومي، فيستول‌گذاري شكمبه انجام شد و در تمامي گروهها بيماري اسيدوز لاكتيك شكمبه با استفاده از شكر به ميزان ‪ ۱۸‬گرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن به صورت تلقيح داخل شكمبه‌اي ايجاد شد.

وي اضافه كرد: پس از اين اقدام نمونه برداري‌هاي لازم از گروه شاهد و گروه تحت درمان انجام شد سپس همزمان با كاهش ‪ pH‬خون و شكمبه و آشكار شدن علايم باليني بيماري اسيدوز لاكتيك شكمبه، درمان با استفاده از درمانهاي حمايتي هيدرواكسيد منيزيم به صورت داخل شكمبه‌اي و محلولهاي ايزوتونيك بي كربنات سديم ‪ ۳/۱‬درصد و هيپرتونيك بي‌كربنات سديم ‪ ۴/۸‬درصد محلول در دكستران ‪ ۷۰‬به طور جداگانه به صورت تزريقي انجام شد.

دكتر حاجيكلايي افزود: به منظور ارزيابي اقدامات انجام شده بعد از درمان نيز نمونه خون و شكمبه اخذ شد و معاينات باليني انجام پذيرفت.

نتايج اين مطالعه نشان داد كه هر دو نوع روش درماني، توانايي اصلاح پيامدهاي باليني و آزمايشگاهي اسيدوز لاكتيك شكمبه را داشتند با اين تفاوت كه استفاده از محلول ايزوتونيك بي‌كربنات سديم هنگام تجويز نياز به حجم بالايي از محلول دارد و استفاده از اين مقدار حجم نياز به صرف وقت بسياري دارد كه در اين حالت ممكن است درمان ناقص انجام شود ضمن اينكه هزينه بيشتري به دامدار تحميل مي‌شود.

معاون پژوهشي دانشكده دامپزشكي دانشگاه شهيد چمران اهواز اضافه كرد:
استفاده از محلول هيپرتونيك بي‌كربنات سديم با توجه به نياز به حجم كم، صرف وقت اندك، تكميل مراحل درمان و نداشتن عوارض جانبي روش مناسبتري براي درمان اسيدوز لاكتيك شكمبه در نشخواركنندگان است.

دكتر حاجيكلايي افزود: بيماري اسيدوز لاكتيك شكمبه يكي از بيماريهاي شايع در نشخواركنندگان ( گاو ، گوسفند و بز) است كه در تمامي فصول به علت پرخوري اين دامها در اثر مصرف مواد غذايي حاوي كربوهيدارت بالا مانند آرد گندم، آرد جو، خرماي زياد، سيب، سيب زميني و هر نوع مواد قندي ديگر موجب بيماري و تلف شدن دامها مي‌شود.

وي با اشاره به اينكه بيماري در دو حالت حاد و مزمن در دامها رخ مي‌دهد اظهار داشت: شكل مزمن بيماري در اثر خوردن تدريجي مواد غذايي حاوي كربو هيدرات ايجاد مي‌شود كه التهاب شكمبه، سوء هاضمه، لنگي، كاهش توليد و كاهش چربي شير را به همراه دارد.

به گفته دكتر حاجيكلايي نوع حاد بيماري نيز كه با خوردن يكدفعه مقدار زيادي مواد غذايي حاوي كربوهيدرات رخ مي‌دهد عمده‌ترين علايم آن اسيدوز، بي اشتهايي، كوري، اتساع شديد شكمبه، تجمع آب زياد داخل شكمبه، كم آبي بافتها، افسردگي، اسهال و در نهايت زمين گير شدن و مرگ دام در مدت كمتر از ‪ ۲۴‬ساعت است

دستورالعمل كنترل بيماري تورم عفوني بيني و ناي گاو IBR

دستورالعمل كنترل بيماري تورم عفوني بيني و ناي گاو IBR ( برنامه كنترلي با همكاري داوطلبانه دامدار)

مقدمه:
عامل بيماري تورم عفوني بيني و ناي گاو، Bovine Herpes Virus-1، يك آلفا هرپس ويروس است. اين ويروس داراي 3 تحت تيپ مي باشد.
الف. BHV-1.1 يا ويروسهاي ) IBR-like) كه مسبب فرم تنفسي بيماري است و سقط جنين نيز ايجاد مي كند.
ب. BHV-1.2 يا ويروسهاي (likeـIPV ) كه مسبب فرم تناسلي بيماري است . BHV-1.2 داراي دو تحت تيپ a BHV-1.2 مسبب سقط جنين وb BHV-1.2 (سقط جنين ايجاد نمي كند) مي باشد.
ج . BHV-1.3 كه BHV-5 نيز خوانده ميشود كه ايجاد آنسفاليت مي كند.
هرپس ويروس عامل تضعيف كننده سيستم ايمني بوده لذا زمينه را براي ايجاد عفونتهاي ثانويه فراهم مي نمايند .از خواص ديگر ويروس پنهان شدن Latency) ) و پايداري است كه با فراهم شدن شرايط مناسب فعال شده وتظاهر مي نمايد
اين بيماري در گاو گستره جهاني دارد . در اروپا ، آسيا ، آمريكاي شمالي ،‌آفريقا، ‌استراليا و حتي در زلاند نو مشاهده شده است . مطالعات سرم شناسي حاكي از آنست كه بر حسب وضعيت واكسيناسيون بين 10 تا 50 در صد گاوها سرم مثبت بوده اند. مشكل تنفسي در گله هاي گاو گوشتي متداول تر است

مطالعه سير بيماري در انگلستان در دهه 1960 نشان داده است كه كمتر از 10 درصد گاوها سرم مثبت بوده اند. از اواسط تا اواخر دهه 1970 ميزان شيوع عفونت بطور قابل ملاحظه اي افزايش يافته است و تا قبل از سال 1986، 35 در صد از دامها و 48 در صد گله ها مثبت بوده اند .

در استراليا در گله هاي گاو گوشتي تا 96 در صد گاوهاي نر و 52 در صد گاوهاي ماده سرم مثبت بوده است . در اسكاتلند و انگليس شمالي در10 مورد رخداد IBR شديد طي سال هاي 1978و1979 در گله هاي گوشتي و شيري حداقل 10 ، و حداكثر 90 ، با ميانگين 50 درصد داراي نشانه هاي باليني بيماري بودند.ميزان مرگ ومير بيماري بين 1 تا 3 درصد گزارش شده است.كاهش شير درهر گاو مبتلا 14 ليتر در روز به مدت 5 روز بوده است.سقط جنين در عفونت با BHV-1 در هر مرحله آبستني مي تواند اتفاق بيفتد ولي غالباً در سه ماهه آخر آبستني تشخيص داده مي شود. ميزان سقط جنين از رخداد بيماري در يك گله شيري 160 راسي در انگلستان 4/9 درصد بوده است (كامرون، 1981) . مطالعات ديگري طي پنج سال 1980-1995 در انگلستان، بطور متوسط ميانگين سقط جنين ناشي از بيماري IBR را 25/0 در صد نشان مي دهد.
در ايران هرپس ويروس گاوي در سال 1352 براي نخستين بار از تعدادي ماده گاو آبستن وارداتي از انگلستان توسط دكتر حضرتي جدا شد. از آن سال تا كنون آلودگي به هرپس ويروس گاوي بارها در بين گاوهاي نژاد خارجي گاوداري هاي اطراف تهران و ساير استان ها مشاهده شده است. طي مطالعه اي در سال هاي 1378 تا 1379 از 9968 نمونه سرم توسط آقاي دكتر گارگر مؤخر، نتايج 30 درصد آلودگي سرمي را نشان داد . همچنين نتيجه مطالعه در چند واحد گاوداري صنعتي تهران و اصفهان در سال 1380 توسط سازمان دامپزشكي نشان دادكه دامنه آلودگي سرمي در اين واحدها 80 تا 95 درصد مي باشد.

انتقال عفونت :
منابع اصلي عفونت ترشحات بيني، ترشحات سرفه اي ، ترشحات دستگاه تناسلي، اسپرم ، مايعات و بافتهاي جنيني است . ويروس قادر است در اسپرم منجمد در برودت 196 - درجه سانتي گراد تا يك سال زنده بماند.انتقال بيماري از طريق تماس مستقيم و مقاربتي ( Veneral) صورت مي گيرد. در صورت تماس با ترشحات (تنفسي ، چشمي و دستگاه توليد مثل ) آلوده، بيماري انتقال مي يابد .
اين بيماري علاوه بر گاو در بعضي از دامهاي ديگر نظير گوزن در انگلستان و كانادا نيزمشاهده شده است.

نشانه هاي بيماري:
تورم مخاط بيني همراه با زخم هاي مشخص بيني، تورم ناي، تب، تورم ملتحمه، سرفه، ترشحات بيني، تورم غلاف قضيب، تورم واژن وفرج، فرم سيستميك حاد در گوساله هاي تازه متولد شده و يا سقط جنين و آنسفاليت ميباشد .

تشخيص:
جدا سازي يا شناسايي ويروس: با استفاده از كشت سلولي ياPCR و RFLPs
راه تشخيص سرمي : Serum- Neutralization(SN) و الايزا.

اهميت اقتصادي بيماري :
بيماري داراي اثرات زيانباري در دام هاي آلوده بشرح زير مي باشد: سقط جنين، ناباروري در گاوهاي نر، كاهش توليد، مرگ ناشي از فرم تنفسي بيماري در تمام سنين، مرگ ناشي از فرم بسيار كشنده بيماري در گوساله هاي جوان، هزينه درمان به علت عفونت هاي ثانويه باكتريايي دستگاه تنفسي، عفونت پنهان در دامهاي مولد كه موجب بروز مشكلات و محدوديت در تجارت ملي، منطقه اي و بين المللي دام و اسپرم و ورود دام مولد به مراكز تلقيح مصنوعي مي گردد.

استراتژي مبارزه با بيماري :
ريشه كني :
در بعضي از كشورها مانند دانمارك و سوئيس با شناسايي و حذف دام سرم مثبت به صورت مرحله به مرحله به ريشه كني اقدام نموده اند . اين عمليات با آزمايش هاي ساليانه دام هاي گله، حذف موارد مثبت و ممنوعيت تجارت دام هاي سرم مثبت آغاز شده و در نهايت به ريشه كني ختم شده است .

راه كار كنترل و ريشه كني بيماري :
1. انجام اقدامات بيوسكيوريتي (امنيت حياتي) سختگيرانه در دامداري هاي صنعتي.
2. محدوديت در خريد و فروش گاوهاي سرم مثبت IBR به واحدهاي پاك از بيماري.
3. استفاده از واكسن كشته: با توجه به عدم شناخت كامل آنتي ژن هاي شايع در فارم ها، زمان كوتاه ايمني زايي واكسن (مدت 4 ماه) و تداخل واكسيناسيون در شناسايي موارد مثبت سرمي، با اجراي اقدامات بيوسكيوريتي، انجام آزمايشي واكسيناسيون با واكسن كشته در چند واحد درگير با همكاري داوطلبانه دامدار و دامپزشك مسئول بهداشتي فارم زير نظر سازمان دامپزشكي كشورصورت پذيرفته و پس از آناليز نتايج براي امكان استفاده از واكسيناسيون اتخاذ تصميم خواهد گرديد..

مشمشه

مشمشه Glander
عامل بيمراي باكتري پزودوموناس مالئي Psedomonas mallei ميباشد . بيماري يكنوع بيماري شغلي نيز محسوب گرديده و از طرفي براي اسب , قاطر و الاغ قوياً بيماريزا است . عفونت در اسب بصورت حاد يا مزمن تظاهر نموده و شكل مزمن آن متداول تر است در قاطر و الاغ شكل حاد بيماري متداول تر از اسب اتفاق مي افتد عمدتاً‌عفونت از طريق ترشحات شديداً‌آلوده بيني كه محيط را آلوده مي سازد, اشاعه مي يابد.

علائم شكل مزمن باليني :
ترشحات مزمن بيني از يك يا هر دو مجرا با يا بدون جراحت قابل رويت جداره بيني , بزرگي و سختي مزمن ( با يا بدون ترشحات چركي ) در طول رگهاي لنفاوي و در غدد لنفاوي و بويژه غدد لنفاوي و بويژه غددد لنفاوي زيرفكي ـ حضور ـ ندول ها ( جوانه هاي فارسي) طاولها و جراحات در پوست پاها ( اكثراً و ديگر قسمتهاي بدن

شكل حاد:
تب شديد, جراحات مخاط بيني , ادم حنجره و تنگي نفس ,‌مشمشه جلدي ثانويه با تشكيل ندولها ,‌ابسه ها و جراحات مشخص مي شود در طي يك هفته حيوان تلف مي شود ( اين نوع شكل حاد بيماري در الاغ متداول است).
بديهي است جهت كسب اطلاعات مورد نياز و بيشتر در مورد بيماريهاي فوق مطالعه رفرانس هاي معتبر پيشنهاد مي گردد.

اسهال گوساله ها

خطرات تهدیدکننده گوساله ها دربدو تولد و منشا ابتلای اسهال گوساله ها پس از زایمان


گوساله های پس از زایمان توسط تعداد کثیری از میکروبهای گوناگون (باکتریها، ویروسها و پارازیتها) که در تمام محیط و احتمالاً توسط مادر درهنگام زایمان انتقال داده میشوند در معرض خطر قرار دارند.
مهمترین این میکروبها عبارتند از:

• (Rotavirus (Reoviridae / RNA – Virus
• (Coronavirus (Coronaviridae / RNA – Virus
• (E. Coli (Echerichia Coli
• (Cryptosporidiosis (Cryptospriidae / Eimeriinae / Sporozoa / Protozoa

شیرآغوز و اهمیت آن
گوساله تازه بدنیا آمده عاری از سیستم ایمنی فعال میباشد.
شیرآغوز مستقیماً پس از تولد گوساله نوزاد را دربرابر میکروبهای تهدیدکننده حمایت مینماید.
شیرآغوز گاوهای ماده واکسینه نشده حاوی آنتی بادیهای طبیعی میباشد که حمایت کافی نوزاد را در روز اول پس از زایمان بعهده میگیرد.
طبق برنامه های مدیریتی آگاهانه در دامداریهای مدرن اقدام به واکسینه کردن گاوهای باردار در زمانهای تعریف شده نه تنها تدبیری صحیح در پیشگیری از ابتلا به بیماری (پیشگیری از بیماری باصرفه تر از درمان بیماری میباشد) بلکه از دیدگاه اقتصادی سودمند میباشد.
امروزه با افزایش آنتی بادیهای مشخص ازطریق غیرمستقیم تحت واکسیناسیون کیفیت شیرآغوز نیز افزایش داده میشود. به این نوع شیرآغوز شیرآغوز ایده آل یا شیرآغوز کیفیت بالا میگویند.
بدیهی است که کیفیت این شیرآغوز بهمان میزان بیشتر است که آنتی بادیهای مشخص و شناخته شده اقلیمی به آن اضافه شده است. امروزه صنایع دارویی و آزمایشگاههای واکسن سازی خدمات سودمندی در این زمینه ارائه میدهند.
تغذیه با شیرآغوز میبایست حداکثر تا 8 ساعت پس اززایمان شروع شده باشد زیرا شیرآغوز ابتدایی موثرترین عامل حمایتی نوزاد را بعهده میگیرد.
گوساله های نوزاد را توصیه میگردد که در محلهای جداگانه با شیرآغوز ذخیره ای کیفیت بالا بمقدار روزانه نیم لیتر تامین نمود. با این اقدام حمایتی میتوان تا هفته های اولین پس از زایمان از ابتلا به اسهال مبارزه کرد.
از دیدگاه اقتصادی مقرون به صرفه ترین روش پیشگیری از اسهال گوساله ها استفاده صحیح و بموقع از شیرآغوز میباشد بنابراین امروزه در کشورهای توسعه یافته در دامداریهای مدرن شیرآغوز ذخیره گشته که حاوی آنتی بادیهای مشخص و اقلیمی مناسب میباشد پس از زایمان به گوساله ها داده میشود. این امر سبب کاهش هزینه های دامپزشکی در این دامداریها میباشد.

زمان مناسب واکسیناسیون
6 تا 8 هفته قبل از زایمان اولین واکسیناسیون انجام میگردد. 1 تا 3 هفته قبل از زایمان واکسیناسیون تکرار میگردد و سالانه یکبار واکسینه کردن 2 تا 6 هفته قبل از زایمان توصیه میگردد.
بدیهی است که واکسیناسیون نمیتواند جایگزین اقدامات بهداشتی در دامداریهای مدرن باشد بنابراین واکسیناسیون اقدامی تکمیلی جهت مدیریت صحیح در اجرای اقدامات اساسی در دامداریهای مدرن میباشد. از موارد اصلی تدابیر بهداشتی میتوان موارد ذیل را نام برد:
پاکیزه بودن اسطبل
اسطبل جداگانه برای گوساله ها
محل زایمان پاکیزه

از دیدگاه اقتصادی هر گوساله که بنا بدلایل خاص خود از دامداری جدا میگردد هزینه های اضافی را بوجود می آورد مانند هزینه های درمان، هزینه خرید گوساله جهت جایگزینی و در نهایت قیمت ازدست رفته گوساله جداگشته از دام. همچنین گوساله هایی که مبتلا به اسهال میگردند ناقلین اصلی این بیماری در دامداری نیز محسوب میگردند.
تمام این هزینه های اضافی و قیمت ازدست رفته یا کاسته شده را میتوان با یک اقدام پیشگیری کننده کم هزینه عملاً از بین برد.

Paraimmunity
مصونیت اکتسابی مصنوعی یا افزودن ایمنی بدن دربرابر میکروبهای گوناگون التهاب زا ، سموم و بطورکل آنتی ژن بمدت کوتاه (تا 2 هفته) را Paraimmunity میگویند. امروزه در کشورهای توسعه یافته از این طریق بطور سیستماتیک پیشگیری از بروز بیماری میگردد

توصيه براي گاودارها در فصل گرما

براي گاوها و بر روي آخورها سايه بان تعبيه كنيد تا از تابش مستقيم خورشيد در امان باشند .
در اطراف گاوداري درخت بكاريد و از هواكش ها براي تهويه هوا در جايگاهها استفاده نماييد .
آب تازه و آزاد در اختيار دامها قرار دهيد .
از مه پاش براي خنك كردن گاوها استفاده كنيد .
پنجره هاي ديوار جايگاههاي نگهداري دامها را براي تهويه بهتر باز نگه داريد .
غلظت انرژي را در جيره غذايي افزايش دهيد .
تعداد آبخوريها را زياد كنيد .
بيشتر خوراك گاوها را در اوقات خنك شبانه روز تغذيه كنيد .
ميزان بافر را در جيره غذايي متناسب با سطح مواد مغذي افزايش دهيد
محيط استراحت گاوها را خنك و آراو نگه داريد .
به مخلوط كردن كامل خوراك دقت كنيد .
با توجه به تغيرات اسيدي شكمبه به سلامت سم گاوها توجه بيشتري نماييد .
از چربي ها در تغذيه گاوهاي شيري استفاده كنيد .
پتاسيم را 5/1 % ، سديم را 4/0 % و منيزيم را 3/0 % در جيرا بالا ببريد.
به قوام مدفوع گاوها توجه داشته باشيد .

تغذيه ذرت در گاوهاي شيري

كيفيت ذرت در تغذيه گاوهاي شيري منحصر به فرد است . اين گياه داراي ارزش غذايي بالايي است و حاوي مقادير زيادي انرژي و نشاسته مي باشد . اين گياه قادر است در هر هكتار 40 تن علوفه تازه و در برخي شرايط حتي بيشتر از اين مقدار توليد كند به عبارت ديگر توليد آن در هر هكتار 10 تا 15 تن ماده خشك است .
بر اساس هدف مصرف گياه ذرت نحوه برداشت آن متفاوت است :

ذرت تازه : ذرت تازه را مي توان در هر مرحله اي از رشد گياه حتي در مرحله اوليه رشد نيز برداشت كرد .
در مراحل اوليه رشد علوفه ذرت ارزش غذايي مناسبي دارد ولي بايد مواظب بود كه ميزان زيادي از علوفه تازه به صورت يك جا به مصرف دام نرسد زيرا داراي تركيباتي است كه به سرعت هضم شده لذا توصيه مي شود كه در هر وعده غذايي بيش از 10 كيلو گرم علوفه تازه در اختيار دام ها قرار نگيرد .

ذرت دانه اي ( كنسانتره ) :
برداشت ذرت دانه اي بايد در زماني صورت گيرد كه بلال آن كاملاً رسيده باشد . سه روش براي ذرت دانه اي وجود دارد :

الف ) برداشت بلال كامل و خرد كردن و قرار دادن آن سيلو

ب ) برداشت بلال كامل به روش خرمن كوبي كه محصول حاصل از اين روش شامل دانه هاي بلال و قسمتي از چوي بلال است كه فرايند شده و سيلو مي شوند .

ج ) استفاده از كمباين كه در اين روش چوب بلال خرد شده و دانه هاي آن جدا مي شود محصول اين روش تنها شامل دانه ذرت است .

سيلوي ذرت :
برداشت دانه هاي ذرت براي سيلو كردن بايد در زماني صورت گيرد كه به اندازه كافي رسيده باشند ( مرحله خميري سفت ) . همچنين طول مطلوب قطعات ذرت خرد شده بايد 8/0 سانتي متر باشد . اين اندازه براي تهيه سيلو مناسب است و امكان فشردگي كافي علوفه را در ساختمان سيلوي زميني فراهم مي كند .

اين مساله بسيار حياتي است كه تمام دانه هاي ذرت در طي مرحله چاپر كردن به خوبي عمل آوري شوند . اين عمل باعث شده كه در هنگام هضم به ميزان بيشتري در دسترس دام قرار گيرند زيرا دانه هاي سالم و فرايند نشده هضم نمي شوند و در نهايت از طريق مدفوع دفع مي شوند .

در تهيه سيلو مهمترين مساله مديريت صحيح آن است كه شامل : برداشت علوفه ذرت در مرحله مناسب رشد ، پر كردن و متراكم كردن سريع سيلو ، پوشاندن سريع و مناسب سيلو .

برداشت علوفه ذرت بايد در مرحله اي از رشد گياه ضورت گيرد كه داراي 35 – 30 % ماده خشك باشد .اين مرحله زماني است كه برگ هاي علوفه ذرت از پايين بوته شروع به زرد شدن كرده و دانه هاي ذرت به صورت خميري و در حال سفت شدن باشند در غير اين صورت اگر علوفه ذرت در مرحله اي برداشت شود كه ماده خشك آن كمتر از 30 % باشد ضايعات سيلو به صورت از دست رفتن مواد مغذي از طريق پساب زياد مي شود . از آنجايي كه غالباً ميزان ماده خشك علوفه ذرت در مرحله برداشت مناسب نيست بهتر است براي كنترل آب مازاد اقداماتي انجام داد . در اين راستا مي توان در هر تن علوفه بر اساس رطوبت آن 40 تا 70 كيلوگرم تفاله خشك چغندر قند اضافه نمود . اين تفاله بايد به صورت پرك و يا كل علوفه مخلوط شود نه اين كه به صورت يك لايه ريخته شود . تفاله خشك چغندر قند علاوه بر جذب مقدار زيادي آب مازاد مي تواند شرايط تخمير علوفه را نيز بهبود بخشد هرچند اضافه كردن دانه جو آسيياب شده مي تواند مفيد باشد ولي به لحاظ تلفات حاصل از تخمير اقتصادي نمي باشد .

در صورتي كه احتمال كنترل و مديريت رطوبت علوفه امكان پذير نباشد و دامدار آن را از بازار تهيه كرده باشد ، توصيه مي شود براي حفظ و كنترل آب مازاد سيلو اقداماتي از قبيل در نظر گرفتن يك لايه ضخيم از كاه غلات در كف سيلو براي جذب آب مازاد و نيز عمل آوري كاه انجام شود . افزودن اوره به علوفه سيلو شده ( 1 تا 2 كيلو گرم در هر تن ) در زمان پر شدن سيلو مي تواند مفيد باشد زيرا باعث:

افزايش سطح پروتئين علوفه سيلو شده
تهيه ازت سهل الهضم براي رشد باكتريايي سيلو شده و در نتيجه از كاهش كيفيت پروتئين علوفه جلوگيري مي كند

افزايش سهم توليد اسيد استيك در توده سيلو شده و طول عمر سيلوي ذرت در آخورها افزايش مي يابد .
توصيه مي شود 1 تا 5/1 كيلوگرم كربنات كلسيم به هر تن علوفه در حال سيلو شده اضافه گردد

درمان نفخ

در موارد خفیف می توان از راهنمایی های زیر استفاده کرد :

1- با قرار دادن تکه ای چوب در دهان ترشح بزاق را تحریک کرد دو سمت این چوب از دوطرف فک های دام بیرون میباشد و با طنابی به سر دام بسته شود تا قابل خروج نباشد یا بلعیده نشود .

2- از جوش شیرین به مقدار 150 تا 200 گرم در یک لیتر آب استفاده کرد و به دام خورانید .

3- از روغن های غیر سمی مثل روغن های گیاهی به دام خورانیده شود .

4- گاز را توسط لوله ای از بدن دام خارج کرد .

5- از داروهای مربوطه همانند پولوگزالون٬ L46 و.... استفاده نمود .

6- مالیدن مخلوطی از روغن های غیر سمی با داروها به پهلوی دام ٬ با لیس زدن دام این مواد خورده میشود و اثر خویش را میگذارد .

7- از روغن ها و داروهای فوق در آبخوری ها استفاده کرد .(مقدار روغن های گیاهی 240 تا 300 گرم به ازاء هر راس دام و یا 1%حجم آبخوری)

8- از ترکیبات ضد نفخ در پلت های غذایی استفاده گردد .

9- اسپری روغن های گیاهی بر روی علف ها و علوفه های مرتع انجام شود. البته بارندگی تا حد زیادی این روغن ها را خواهد شست .

10- استفاده دایمی از روغن هامی تواند بر کیفیت شیر دام اثر گذار باشد . این روغن ها برجذب بتاکاروتن اثر منفی دارد به این ترتیب مقدار بتا کاروتن در شیر و کره کم می گردد و نیز مزه ٬بو و طعم شیر نیز تغییر خواهد یافت . از روغنهایی که اثر نامطلوب بر طعم و بو می گذارند می توان روغن کتان ٬سویاو ماهی را نام برد . روغن بادام زمینی و امولسیون پیه بهترین می باشند

تغذيه گاوهاي پرواري با محتويات بستر طيور گوشتي

تغذیه گاوهای پرواری با محتویات بستر طیور گوشتی
سایت : www.Aoes.Edu
Reference: D. RanKins. 2000. Feeding broiler litter to beef cattle. Animal and Daivy science Department university of AUBURN.

گاوها و سایر نشخواركنندگان، حاوی دستگاه گوارش بی نظیری هستند كه امكان استفاده از ضایعات و سایر محصولات جانبی را به عنوان منبعی برای جیره غذائی آنها ، مهیا می كند. تغذیه گاوها عمدتاً بر مبنای استفاده از محصولات فرعی و سایر مواد مغذی هستند كه منحصراً بوسیله نشخواركنندگان قابل هضم باشد. یكی از خوراكهای غیر معمول كه در تغذیه گاو قابل استفاده می باشد، فضولات بستر جوجه های گوشتی می باشد. در صنعت پرورش جوجه های گوشتی ، حجم قابل توجهی از فضولات بسترتولید می شود كه به عنوان یك فراوری جانبی (by -product ( محسوب می شود. كاربرد اصلی فضولات مرغی، برای حاصلخیزی زمینهای زراعی می باشد. بهرحال استفاده از محتویات بستر جوجه های گوشتی صرفاً به عنوان كود، نمی تواند بازدهی مناسبی را به دنبال داشته باشد و در اصطلاح هزینه جایگزینی مواد مغذی كه از سایر منابع غذائی فراهم می شود ، در مورد بستر جوجه های گوشتی زمانی كه كود مرغی به جای اینكه در حاصلخیزی مزارع استفاده شود در تغذیه گاوهای گوشتی استفاده شود ، 4 برابر بیشتر است ( بازده استفاده از بستر طیور در تغذیه گاوهای گوشتی بیشتر از استفاده آن در حاصلخیزی مزارع است ) . محتویات بستر طیور منبع خربی از پروتئین ، انرژی ، مواد مغذی برای گاوهای آبستن و گاوهای داشتی است كه ساختار صنعت پرورش گاو شیرده را در كشور تشكیل می دهند. بعلاوه از دیدگاه اقتصادی استفاده از محتویات بستر طیور را در تغذیه باعث حفظ مواد مغذی گیاهان می شود. این مواد مغذی شامل نیتروژن ، فسفر ، پتاسیم و مواد معدنی است كه در مراتعی كه كود گاوها تغذیه شده با بستر طیور پخش شده به فراوانی در خاك وجود دارد. یكی از مزایای بستر جوجه های گوشتی این است كه تا مسافتهای طولانی قابل نقل و انتقال است، بدون اینكه ارزش اقتصادی آن تحلیل یابد. تولید كنندگان و دامداران ایالت آلباما برای كاهش هزینه های خوراك خود از این منبع عمده موجود، در تغذیه گاوهای خود استفاده می كنند. بیشتر دامداران ایالت آلباما با كاربرد این مواد جانبی در تغذیه گاوهای به مقدار قابل توجهی باعث كاهش هزینه خوراك شده اند. بهر حال بعضاً در بعضی تولید كنندگان و پرورش دهندگان گاو گوشتی یك بی میلی آشكار در رابطه با استفاده از بستر جوجه های گوشتی در تغذیه وجود دارد. چرا كه افكار عمومی رشد و نمو سبزیجات و گیاهان را در فضولات حیوانی پذیرفته اند نباید فراموش كرد كه فرایند استفاده از غذا در داخل بافتهای گیاهی ، فرایندی با پیچیدگیهای گیاهی كمتر نسبت به همان فرایند در دستگاه هاضمه گاو می باشد. بطوری كه مواد غذائی مورد استفاده توسط گاو كاملاً كاملاً شكسته و تجزیه می شود و مورد فرآوری كامل قرار می گیرد. گاوی كه روانه كشتارگاه می شود، 15 روز قبل باید تغذیه از بستر جوجه های گوشتی در آن قطع شده باشد در حالی كه قارچ خوراكی كه در بستری از كود پرورش داده شده است همان روز می تواند مستقیماً به فروشگاه خواربارفروشی فرستاده شود. بهرحال در صنعت پرورش گاو گوشتی باید از هر عملی كه سلامتی گوشت تولیدی را زیر سئوال می برد ، اجتناب نمود. بستر طیور گوشتی چندین سال است كه در تمامی مناطق كشور بدون هر گونه مشاهده اثرات جانبی مضرر برای انسان یا حیوان مصرف كننده آن ، مورد استفاده قرار گرفته است بعلاوه در ایالت آلباما ، استفاده از بستر جوجه های گوشتی عمدتاً در گاوهای آبستن و گاوهای داشتی استفاده می شد كه كمتر چنین گاوهای مورد خرید و فروش یا كشتار قرار گرفته می شود. گزارشات متعدد حاكی از كاربرد ناچیز بستر جوجه های گوشتی در تغذیه گاوهای پرواری است و اگرچه درموارد نادر استفاده نیز 15 روز قبل از زمان كشتار گاو ، مصرف فضولات بستر در جیره غذائی قطع می شود بنابراین با این راهكار هر نوع خطر احتمالی تهدید كننده سلامت انسان ، كاملاً مرتفع خواهد گردید.
بطور كلی استفاده از بستر جوجه های گوشتی در تغذیه گاو شامل 3 سودمندی اولیه می باشد :
1 ) استفاده از بستر جوجه های گوشتی ، رفع مشكل استفاده از محصولات فرعی در محیط
2 ) یك راهكار برای مدیریت مناسب ضایعات حاصل از بستر جوجه های گوشتی برای استفاده پرورش دهندگان گاو گوشتی است.
3 ) صرفه اقتصادی در تولید گاوهای گوشتی می باشد.
آئین نامه های استفاده از بستر جوجه های گوشتی در تغذیه :
در سال 1967 ، زمانی كه سازمان FDA شرح سیاستهای تغذیه بستر و سایر محصولات جانبی حیوانی را منتشر كرد. اطلاعات علمی بسیار اندك در مورد تغذیه بستر طیور وجود داشت. در سال 1980 بعد از آزمونهای گسترده محققان دانشگاهی و استفاده از تسهیلات انجام پروژه های مرتبط ، سازمان FDA موجب گردید تا بعضی از مقررات اولیه محدود كننده مصرف چنین محصولات جانبی را باطل شود. در حال حاضر حداقل 22 ایالت مقررات مناسبی را برای خرید و فروش بستر جوجه های گوشتی و سایر ضایعات با منشاء حیوانی را به عنوان اجزاء تشكیل دهنده خوراك دام و طیور تصویب نموده اند. اخیراً هیچ قانون مبنی بر كنترل و محدود كردن دادو ستد و استفاده از بستر جوجه های گوشتی در خوراك دام و طیور وجود ندارد. بعلاوه هیچ قانون و مقررات خاصی در ایالتی استفاده از ضایعات حیوانی یا سایر مواد جانبی (by product ) را در تغذیه دام منع نمی كند.
در بعضی ایالتها بعضی مقررات كه كنترل دادوستد عمده این محصولات را توسط شركتهایی كه نامزد فروش این محصولات برای مصارف خوراك دامی برعهده دارند تدوین شده است. سازمان كشاورزی و صنعت آلباما ، با تدوین مقررات محدودی ، استفاده و دادو ستد فضولات حیوانی فرآوری شده را پذیرفته است این مقررات اجازه هر نوع استفاده خصوصی یا مبادله بستر جوجه های گوشتی و سایر فضولات حیوانی را محدود كرده است و این كار بیشتر تحت مسئولیت سازمانهای دولتی می باشد. بستر جوجه های گوشتی فرآوری شده طبق استاندارد های مناسب برای استفاده در جیره های غذائی دام ، آماده عرضه به بازار می شود. مقررات مربوط به تغذیه ضایعات با منشاء حیوانی در سال 1977 توسط وزارت كشاورزی و صنایع مورد تصویب قرار گرفته است.
این آئین نامه ها جزء نهمین مقررات شیمی كشاورزی لیست شده است. اگر ضایعات با منشاء حیوانی حاوی دارو یا باقیمانده مواد داروئی باشد. چنین ضایعاتی حتماً باید حاوی برچسب برای اطلاع مصرف كنندگان باشد. به اینصورت كه در روی آن نوشته شود. توجه : این ماده حاوی باقیمانده مواد داروئی است و نباید در 15 روز مانده به كشتار مورد استفاده دام قرار گیرد.
این هشدار همچنین توسط فروشندگان خوراك حاوی بستر جوجه های گوشتی به گاو داران اعلام شود.
صرف نظر از مقررات دولتی موجود، در مورد مواد غذائی مورد استفاده در تغذیه دام، تولید كنندگان گوشت موظفند و متعهد هستند كه در دادو ستد خود تمامی گوشتی را به بازار عرضه می كنند، عاری از هر گونه مواد داروئی یا تركیبات سمی باشد. برای حداقل نمودن احتمال وجود باقیمانده مواد داروئی در بافتهای گاو گوشتی تغذیه شده با بستر تغذیه با مواد بستر باید 15 روز مانده به كشتار حیوان مورد نظر قطع شود. محتویات بستر جوجه های گوشتی، نباید مورد تغذیه گاوهای شیرده قرار بگیرد چون در اینصورت هیچ فرصتی برای قطع كردن جیره برای مطمئن شدن از حذف باقیمانده های مواد تغذیه شده در شیر تولیدی وجود ندارد. چون گوسفندان نیز به مقادیر بالای كبالت حساس هستند و بستر جوجه های گوشتی حاوی مقادیر زیادی از كبالت می باشد. نباید از محتویات بستر جوجه های گوشتی در تغذیه گوسفند استفاده كرد.رعایت این اصول و نكات هر گونه امكان به خطر انداختن سلامتی و ایجاد مشكلات ناشی از باقی ماندن مواد داروئی و باقیمانده های ناشی از مصرف غذائی بستر جوجه های گوشتی را به حداقل خود می رساند. برای كسب اطلاعات بیشتر در مورد آئین نامه های دولتی مربوط به خرید و فروش فضولات جوجه های گوشتی به سازمان كشاورزی و صنایع ایالت آلباما مراجعه كنید. این ایالت اخیراً مقرراتی را كه منحصراً در مورد خرید و فروش فضولات جوجه های گوشتی بوده را تصویب نموده است.
ارزش غذائی بستر جوجه های گوشتی :
مواد تشكیل دهنده بستر معمولاً در سالنهای پرورش جوجه های گوشتی ایالت آلباما، تراشه چوب خاك اره ، پوسته بادام زمینی و ریزه های كاغذ می باشد. به طور كلی پرورش دهندگان از منابع مختلفی برای ایجاد بستر اولیه استفاده می كنند. مواد اولیه تشكیل دهنده بستر از لحاظ ارزش غذائی و مواد مغذی موجود بسیار فقیر هستند. به هر حال افزوده شدن پر ، ضایعات جیره غذائی مورد استفاده و فضولات دفعی پرنده ، ارزش غذائی بستر را تا حدودی بهبود می دهد. نوع مواد اولیه تشكیل دهنده بستر در سالن پرورش زمانی كه از این بستر برای تغذیه گاوهای گوشتی استفاده می شود ، چندان بر ارزش غذائی نهائی موثر نمی باشد. زیرا كه مقدار بستر اولیه مورد استفاده بر حسب تعداد جوجه مورد پرورش در سالن تغییر می كند و استاندارد ویژه ای برای آن وجود ندارد و هر مرغدار می تواند. از مواد كاملاً متفاوتی نسبت به مرغدار دیگر در بستر اولیه سالن خود استفاده كند. عواملی دیگر همچون مدیریت سالن ، روشهای از بین بردن بستر ، می تواند مقدار مطلوب و تركیبات و كیفیت بستر نهائی را تغییر دهد. میانگین مواد مغذی 106 نمونه جمع آوری شده از بستر طیور مرغداریهای ایالت آلباما در جدول شماره یك نمایش داده شده است.
1 ـ رطوبت :
میزان رطوبت بستر جوجه های گوشتی بوسیله مدیریت سیستم آبخوری در سالن پرورش تعیین می شود. مقدار رطوبت بستر نباید تفاوت معنی داری بین بستر تازه و بستر تشكیل شده بعد از 6 ماه داشته باشد. از طریق اندازه گیری رطوبت بستر هیچگونه اطلاعی از مواد مغذی بستر حاصل نمی شود ، اندازه گیری رطوبت تنها كیفیت فیزیكی ماده خوراكی مورد استفاده را نشان می دهد.
اگر مقدار رطوبت 25 % یا بیشتر باشد ، غذا به آسانی در داخل میكسر مخلوط نخواهد شد بهر حال اگر بستر طیور حاوی 12% رطوبت یا كمتر باشد جیره حالت گرد و اشتهاآور برای گاوها خواهد بود. بعضی پرورش دهندگان گاوهای گوشتی یك افزایش مصرف خوراك را زمانی آب به مخلوطی از بستر خشك و دانه ها قبل از مصرف اضافه شود.
TDN:
مقدار كل مواد مغذی قابل هضم (TDN ) از طریق ارزش پروتئین خام و قیبر خام محاسبه می شود. ارزش انرژی زائی بستر جوجه های گوشتی واضح و روشن است كه كمتر از غلات می باشد. بهرحال میزان TDN بستر در مقایسه با یك علوفه با كیفیت 50 % محاسبه شده است. بستر می تواند منبع با ارزش از انرژی برای هر دو گروه گاوهای داشتی و گاوهای آبستن باشد.
پروتئین خام (CP ) :
میانگین پروتئین خام نمونه های آنالیز شده بستر جوجه های گوشتی 24/9 می باشد بیشتر از 40 % از پروتئین خام حاصل از بستر از منشاء نیتروژن غیر پروتئینی (NPN) می باشد. بخش NPN عمدتاً از اسید اوریك ناشی می شود كه در طیور یك ماده دفعی محسوب می شود. نشخوار كنندگان جوان قادر به استفاده از NPN به خوبی گاوهای پرواری بالغ نمی باشند بنابراین بهترین عملكرد و بازده مصرف فضولات بستر در گاوهای پرواری كه بیش از 400 پوند وزن دارند دیدن می شود.
نیتروژن نامحلول :
وقتی تركیبات خوراكی تحت تأثیر حرارت بیش از حد قرار می گیرند نیتروژن موجود بصورت نامحلول در می آید و گاو به آسانی قادر به هضم این نیتروژن نمی باشد. مقدار نیتروژن نامحلول در نمونه های بستر آنالیز گردیده و 15 % كل نیتروژن موجود محاسبه شد. در تعداد كمی كه تحت حرارت بیش از حد قرار گرفته اند مشاهده شده این میزان 50 % كل نیتروژن را به خود اختصاص داده بود.
مطالعات مختلف نشان می دهد كه با كاهش قابلیت هضم ماده خشك بستر میزان نیتروژن نامحلول افزایش می یابد بنابراین حرارت بیش از حد بستر بطور معنی داری ارزش غذائی بستر را كاهش می دهد. روشهای كنترل دما در بستر انبار شده در بخش فرآوری و نگهداری بستر طیور مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
فیبر خام ( CF ) :
تركیب فیر خام نمونه های بدست آمده از بستر به طیور میانگین 6 / 23 درصد محاسبه شده است. عمده فیبر بستر ناشی از مواد اولیه مورد استفاده در شروع پرورش، همچون تراشه های چوب ، خاك اره ، پوسته و پوسته بادام زمینی می شود بستر معمولاً شامل مواد فیبری می باشد. فیبر موجود در بستر جوجه های گوشتی به تنها نمی تواند نیازهای نشخواركنندگان را به قیر برآورده كند ، چرا كه گاوها همچنین به علوفه های خشن برای عملكرد مناسب سیستم گوارشی خود نیاز دارد. گاوهای تغذیه شده با بستر به طور طبیعی نیاز به مصرف علوفه خشبی دارند حتی اگر مقدار قیبر خام بستر كمی بیش از مقدار اندازه گیری شده باشد، توصیه می شود كه به ازای هر 100 پوند وزن زنده گاو 1/2 پوند از علوفه خشبی استفاده شود.
مواد معدنی (Minerals ) :
بستر جوجه های گوشتی منبع عالی از مواد مغذی می باشد ، در حقیقت گاوهای آبستن تغذیه شده با 80 درصد بستر: 20 درصد كنسانتره در حقیقت بیش از 5 برابر نیاز خود به كلسیم ، فسفر ، پتاسیم ، مواد مغذی دریافت خواهند كرد. مقادیر بیش از حد مواد معدنی جز در بعضی شرایط خاص كمتر مسئله زا می باشد. اما باید توجه كرد كه افزایش 2% كلسیم بیش از نیاز، باعث عدم توازن سایر مواد مغذی و ایجاد تب شیر در گاوهای آبستن می نماید. این احتمال را می توان با قطع تغذیه بستر در نزدیكی زایمان و یا كاهش مقدار علوفه خشبی به نصف میزان مورد نیاز ، مرتفع نمود. هنوز اطلاعی در دست نیست كه چند روز قبل از گوساله زائی باید استفاده از بستر جوجه های گوشتی در جیره را قطع كرد. بهر حال بر اساس مطالعات بر روی تب شیر در گاوهای شیری ، به نظر در نظر گرفتن30 روز قبل از گوساله زائی مناسب به نظر می رسد. تب شیر ممكن است مسائلی را نیز بعد از زایمان بوجود آورد بنابراین گاوهای آبستن مصرف كننده بستر جوجه های گوشتی در حین گوساله زائی باید دائماً مورد سركشی قرار گیرند. مواد معدنی میكرو مانند مس ، آهن و منیزیم به مقادیر زیادی نسبت به تركیبات غذائی معمول در بستر جوجه های گوشتی وجود دارد. مس به طول مثال معمولاً در جیره گاوهای گوشتی نباید بیش از 150PPM باشد. سطوح بالای مس ممكن است اثرات سمی را داشته باشند. گله گاوهای آبستن تغذیه شده با بستر در طول 120 روز زمستان باید بیش از 600 مس را دریافت كند. مقادیر اضافی مس در كبد باقی خواهد ماند اما معمولاًً فاقد هر گونه اثرات مضرری می باشد معمولاً سطح مس موجود در بافتها با آمدن تابستان و فصل چرا دو مرتبه به سطح طبیعی خود برمی گردد یعنی زمانی كه دیگر نیازی به مصرف بستر جوجه های گوشتی در این فصل وجود ندارد. در گاوهای جوان داشتن تغذیه شده با جیره حاوی 50% بستر : 50% كنسانتره ،مقدار مس موجود بیش از 225PPM خواهد بود گاوهای جوان به خوبی می توانند مقادیر بالای مس را در 180 الی 200 روز تحمل كنند. تغذیه گاوهای داشتنی با جیره های حاوی بستر كمتر از 18 روز به طور معنی داری از اثرات معنی دار سمیت مس خواهد كاست
خاكستر ( Ash ) :
خاكستر بستر ، از مواد معدنی ناشی از باقیمانده های جیره غذائی ، فضولات دفعی ، مواد متشكله بستر ، خاك تشكیل شده است. محتوای خاكستر بستر یكی از شاخصهای مهم اندازه گیری كیفیت بستر می باشد. میانگین خاكستر نمونه های بستر آنالیز شده 24/7 درصد بود. محتوای خاكستر بستر بیش از 28% بسیار مقدار بالائی است و نباید در جیره غذائی گاوهای گوشتی مورد استفاده قرار گیرد.
كلسیم ، فسفر ، پتاسیم و مواد معدنی كمیاب 12% خاكستر بستر جوجه های گوشتی را تشكیل می دهند و باقی خاكستر را خاك تشكیل می دهد. تا حد امكان مقدار خاكستر بستر بخصوص بخش خاك آن در حد پایین باید باشد تا محدودیتی در تغذیه گاوهای گوشتی نداشته باشد. بیشتر محتوای خاك بستر زمانی از تخلیه بستر از سالن و یا هنگام حمل و نقل آن با كامیون ، می باشد.
فرآوری و انبار كردن بستر جوجه های گوشتی :
بستر طیور همانند سایر تركیبات غذائی ، احتمال بروز مخاطراتی را در بعضی از موارد مصرف دارد مصرف بسیاری از تركیبات غذائی معمول ، با مواردی همچون باقیمانده افت كشها ، مایكوتوكسینهائی مانند افلاتوكسین یا سمیت نیترات ممكن است روبرو شود. در مورد مصرف محتویات بستر طیور نیز ممكن است خطرات احتمالی ناشی از باكتریهائی همانند سالمونلا و باقی مانده مواد داروئی مورد استفاده در طول دوره مانند آنتی بیوتیك و كوكید استات كبالت و ارسینك مواجه گردد. به هر حال تمامی بستر های مورد استفاده در تغذیه باید ابتداً به منظور حذف عوامل بیماریزا و پاتوژن فرآوری شود. بعضی از پرورش دهندگان طیور از بقایای پرندگان مرده نیز در تركیب بستر استفاده می كنند اگرچه این روش ممكن است روشی مناسب برای استفاده از پرندگان تلف شده می باشد ولی نباید از چنین بسترهای در تغذیه گاوهای پرواری استفاده نمود. بهرحال با وجود اینكه احتمال انتقال بیماری از طریق مصرف فضولات طیور درگاوهای پرواری ثابت نشده است با این وجود توصیه می شود كه از كاربرد چنین موادی به عنوان منبع خوراكی خود داری شود.
برای فرآوری بستر طیور به عنوان یك تركیب خوراكی یكی از روشهای زیر را می توان مورد استفاده قرار داد :
1 ) بستر می تواند با سایرتركیبات خوراك مخلوط شده و سپس در تهیه سیلو مورد استفاده قرار گیرد كه در نتیجه وجود تركیبات بستر ، تولید اسید در سیلوهای سور گرم و ذرت را تشویق می كند.
زمانی كه تركیبات بستر با ذرت یا سورگرم سیلو می شود ، 20 ـ 30 درصد كل ماده خشك سیلو را می توان به تركیبات حاصل از بستر طیور اختصاص داد.
2 ) محتویات بستر می تواند به طور مستقیم تحت تأثیر اسید قرار گیرد و پس از فرآوری مورد استفاده قرار گیرد.
3 ) بستر طیور می تواند تحت تیمار حرارتی قرار گرفته و سپس به صورت پلت مورد استفاده قرار گیرد.
4 ) اقتصادی ترین و كاربردی ترین فرآوری بستر استفاده از حرارت دهی stacking می باشد. در این روش یك تیمار حرارتی 130 درجه فارنهایت یا بیشتر در طی 5 روز بر روی بستر اعمال می گردد.
به منظور حصول اطمینان مبنی بر از بین رفتن سالمونلا و سایر عوامل بیماری زا در بستر باید حداقل تا 20 روز حرارت دهی شود. نتایج حاصل از تحقیقات متعدد ثابت كرده كه بسیاری از عوامل پاتوژنی كه در بستر طیور قادر به رشد و نمو هستند با چنین تیمار حرارتی در طی 5 روز كاملاً از بین می روند. بهرحال اعمال تیمار حرارتی طولانی مدت به منظور سلامتی و از بین رفتن هر نوع احتمال آلودگی پیشنهاد می گردد. علاوه بر این اعمال حرارت باعث ایجاد آمونیاك منبع از تجزیه شدن اوره و اسید اوریك می شود كه در نتیجه وجود آمونیاك باعث كشته شدن عوامل بیماری زای موجود در بستر می گردد. در درجه حرارت 140 درجه سانتی گراد باكتریهائی مانند سالمونلا و باسیلهای مرتبط باسل در گاو ، با بازدهی مناسب در طی یك ساعت از بین می روند. بهرحال این مطلب خیلی مهم است كه هر نوع احتمال ناشی از انتقال عوامل بیماریزا از بستر به گاوهای پرواری مصرف كننده آن ، از بین برود. در روش چهارم مورد اشاره حرارت داخلی تركیبات تحت حرارت به بیشتر از 130 در جه فارنهایت و یا بیشتر می رسد. آنتی بیوتیكها ئی كه مورد استفاده در دوره پرورش قرار گرفته اند ، حتی اگر باقی مانده ی آنها در بستر طیور وجود داشته باشد در تغذیه گاوهای پرواری مشكل زا نمی باشد. چرا كه بسیاری از آنتی بیوتیكهیای موجود در بستر توسط میكروارگانیسم های موجود تجزیه می شود ، از طرف دیگر همانطور كه مصرف آنتی بیوتیك محرك رشد طیور می باشد با همان قاعده باعث تحریك رشد گاوهای پرواری مصرف كننده آن می شود. مایكوتوكسینهای مانند آفلاتوكسین از عوامل نگران كننده مصرف بستر در تغذیه گاوهای پرواری نیستند ، قارچهائی كه تولید كننده آفلاتوكسین می باشند بعلت وجود محیط بازی بستر ناشی از آزاد شدن آمونیاك قادر به رشد و نمو در بستر نیستند چرا كه آمونیاك یك ماده سمی برای قارچها محسوب می شود به هر حال استفاده از حرارت دهی طولانی مدت از رشد قارچها جلوگیری می نمایند. بستر طیور معمولاً بطور انبوه ، جمع آوری و سپس در مقادیر بزرگ نقل و انتقال می یابند. معمولاً بعضی از پرورش دهندگان گاوهای پرواری اقدام به خریداری توده های 100 الی 300 تنی از بستر می نمایند.
به هر حال اگر بستر بیش از 5 سال از انبار شدنش گذشته باشد به مقدار زیادی كیفیت خود را از دست می دهد. بهرحال معمولاً قبل از مصرف محتویات بستر باید از كیفیت مناسبی آن اطمینان حاصل كرد. حرارت یكی از مواردی است كه به نحوی باعث كاهش كیفیت بستر می شود. اعمال حرارت بیش از حد موجود كاهش قابلیت هضم ماده خشك بستر می شود. بعضی از آزمایشات استفاده از افزودنیهای شیمیائی مانند اوره و اسید را برای محدود نبود اعمال حرارت بیش از حد مورد بررسی قرار دادند. حرارت بیش از حد ( 140 فارنهایت به بالا ) با محدود نمودن محتوای رطوبت بستر به كمتر از 25% و همچنین محدود كردن تماس بستر با هوا تحت كنترل در می آید. بعضی از روشها هنگام بسته بندی بستر از یك تراكتور برای خارج كردن اكسیژن از محتویات بستر استفاده می كنند. برای از بین بردن عوامل بیماری زای بستر ، درجه حرارت اعمال شده باید 130 فارنهایت باشد اگر حرارت اعمال شده بیش از 160 درجه باشد میزان قابلیت هضم پروتئین بستر كاهش می یابد.
بسترهای كه با پلی اتیلن پوشیده می شوند. دمای بالای مناسب را بدست می آورند كه نیاز به اعمال تیمار حرارتی بالا را برطرف می كند.
جیره های پیشنهادی :
از آنجائی كه سطح مواد مغذی موجود در بستر طیور غالباً متغیر می باشد جیره های پیشنهادی در جدول 2 می تواند به عنوان یك راهنما مورد استفاده قرار گیرد. افزودن ویتامین A باید در جیره های حاوی بستر طیور همواره رعایت شود چرا كه بستر طیور فاقد این ماده مغذی می شود. همچنین افزودن Bovatec و Rumensin احتمال شیوع نفخ را كاهش می دهد.
علوفه و مواد خشبی در چنین جیره ای برای فراهم نمودن عملكرد مناسب شكمبه گاو مورد نیاز می باشد. تقریباً حدود 5 پوند در هر روز علوفه با چنین جیره ای كافی می باشد. یك گاو خشك 1000 پوندی در فصل زمستان برای تأمین احتیاجات نگهداری خود به ن20 الی 24 پوند جیره نیاز دارد. ذرت موجود با جیره حاوی بستر پس از مخلوط شدن كامل باید به حالت crack یا ground در بیاید چرا كه گاوهائی كه در جیره هایشان از دانه كامل غلات به همراه بستر طیور استفاده می شوند پرت غذائی بیشتری نداترند.
جیره شماره 2 برای گاوها ی شیری پیشنهاد شده است این جیره در فصل زمستان احتیاجات غذائی گاوها را تأمین كند به شرطی كه روزانه 25 پوند از این جیره استفاده شود. در این جیره نیز برای تأمین عملكرد مناسب شكمبه به مواد خشبی و علوفه نیاز می باشد.
جیره شماره 3 برای گاوهای داشتنی در حال رشد پیشنهاد شده است گاوهای داشتی 500 پوندی به اندازه 3% وزن كل بدنش به این جیره نیاز دارند.
چندین تحقیق به ارزیابی تركیبات غذائی جیره و منبع ماده خشبی جیره و در تغذیه گوساله های داشتی پرداختند به طور خلاصه نتایج حاصل از این تحقیقات نشان دادند كه افزودن علوفه خشبی به جیره حاوی بستر طیور اجتناب ناپذیر می باشد. همچنین مطالعات متعدد نشان دادند كه ذرت می تواند با پوسته سویا جایگزین شود.
جیره شماره 3 برای دامهای داشتی در فصل زمستان توصیه می شود. تحقیقات متعدد ثابت كردند كه استفاده دامی در تابستان از مرتع باعث افزایش وزنه روزانه یك پوندی می گردد. از آنجائی كه یك سوم جیره گاوهای گوشتی به بستر طیور اختصاص داده می شود. قبل از استفاده باید تركیبات مواد مغذی بستر مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.

سطح سایر مواد مغذی نیز نباید نادیده گرفته شود چرا كه اگر این مواد نیز پایین تر از سطح معمول باشند كیفیت جیره را كاهش خواهند داد.
نتیجه :
بستر طیور می تواند چندین سال متفاوت در تغذیه گاوهای پرواری بدون هیچگونه اثرات مضرر استفاده می شود. هدف این مقاله استفاده از بستر طیور به عنوان یك منبع برای جیره گاوهای پرواری می شود.
استفاده از بستر طیور ممكن است یك منبع اقتصادی مناسب برای جلوگیری آلودگی از محیط زیست و استفاده مناسب از این فرآورده جانبی باشد.
ترجمه سهراب آذرفر

جابجايي شيردان

جابجائی شیردان به حالتی اطلاق می گردد كه شیردان ( معده حقیقی) از وضعیت طبیعی خود به سمت چپ یا راست منحرف گردد. وضعیت طبیعی شیردان نزدیك به كف شكم متمایل به راست است در حدود 80- 90 % از جابجائی های شیردان بطرف چپ می باشد, جابجائی شیردان از محل طبیعی خود بطرف زیر شكمبه و به سمت چپ دیواره حفره شكمبه موجب گیر كردن شیردان شده و در اثر فشار وارده از سوی محتویات شیردان بیشتر جابجا می گردد و مملو از گاز شده و نفخ می كند حدوداً 90 % جابجایی های شیردان در طول 6 هفته بعد از زایمان روی می دهد.
علایم جابجایی شیردان:
- عدم تغذیه
- كاهش تولید شیر
- خمیدگی پشت
- كاهش میزان مدفوع یا اسهال ملایم در روزهای اول و مدفوع با رنگ تیره و بد بو
علل جابجایی شیردان:
- جابجایی شیردان می تواند در اثر فشار وارده توسط جنین به دستگاه گوارش در طول زایمان اتفاق بیفتد.
- عوامل مستعد كنده شامل تب شیر, سندرم كبد چرب و ورم پستان
- عوامل تضعیف كننده انقباضات ماهیچه ایی و تجمع گاز در روده در اثر جیره های با سطوح غلات بالا.
درمان:
- غلتاندن گاو به حالت پشت در موارد خفیف
- جراحی كه معمولاً مقرون به صرفه نیست
پیشگیری:
- مورد توجه قرار دادن برنامه های غذایی قبل اززایمان و تغذیه با خوراك های حجیم در جیره گاوهای خشك
- تغییر تدریجی جیره مرحله خشكی به جیره مرحله شیرواری

تب بي دوام گاوي (Bovine Ephemeral Fever)

واژه شناسي (Terminology):
در زبان انگليسي معادل هاي زيادي براي تب بي دوام گاوي (BEF) وجود دارد كه عبارتند از :
Bovine Epizootic Fever Thre- day Sickness
Three- day stiff sickness Dragon Boot Disease
Bovine در زبان انگليسي دو جايگاه اسم و صفت را دارد. ليكن اغلب موارد نقش صفت غالب است كه در جملات يا واژگان به كار مي رود :
1- صفت نسبي گاوي, يعني گاو (Pertaining to bos)
2- گاو مانند ـ گاو منش ـ معاني مجازي آن يعني : كند ذهن و آهسته ـ انسان كم خرد
3- به هر يك از گونه هاي جنس Bos از نشخواركنندگان تهي شاخ را Bovine مي گويند.
واژه ephemeral در زبان انگليسي داراي چهار معني تقريباً مرتبط با هم مي باشند كه عبارتند از:
1- تك روزه ـ يك روزه
2- موقت ـ كوته زمان
3- ناپايدار ـ گذرا ـ بي دوام
4- چند روزه ـ كوته زي
5- در حشره شناسي به معني حشره كوته زي , گونه هايي كه از راسته بالداران افمروپترا (Ephemeroptera) كه از چند ساعت تا چند روز بيشتر عمر نمي كنند كه به اين حشرات كوته زي mayfly هم گفته مي شود .
پس معادل هاي واژه شناسي اين بيماري عبارتند از:
تب بي دوام گاوي ـ تب سه روزه گاوي ـ بيماري سه روزه گاوي ـ تب گذراي گاوي ـ اما در اين مجموعه,‌بيشتر از اختصار زبان انگليسي آن يعني BEF استفاده مي شود.

1- تعريف (Definition):
تب بي دوام گاوي (BEF) يك بيماري ويروسي,‌بند پا برد (arthropod-borne) همه گير , غير واگير دار (non contagious- not transmissible by contact) است كه صرفاً در گاو و گاوميش بروز مي كند. مشخصه بيماري آماس بافت هاي مزودرم است كه با بروز ناگهاني تب ,‌افسردگي , جمود مفصلي و لنگش خود را نشان مي دهد نكته بسيار جالب و منحصر به فرد در BEF اين است كه شدت باليني بيماري با بهبود سريع متعاقب علايم باليني در اكثر حيوانات مبتلا,‌ناسازگار و متناقض است.

2- سبب شناسي (etiology):
ويروس BEF يك رابدويروس آربورويروسي ( از خانواده ويروس هاي عامل هاري و وزيكولار و استوماتيت) كه از نظر تيپ گونه اي جنس افمروويروس (Ephemerovirus) است. ويروس مذكور يك ويروس RNA دار يگانه, حساس به اتر و داراي پنج ساختمان پروتئيني (G Protein) است. افمرو ويروس از نظر پادگني با حداقل سه ويروس غير بيماريزا براي گاو, داراي قرابت است,‌كه اين سه ويروس عبارتند از: كيمبرلي , بيريسه و ويروس رودخانه آدلآيد و همچنين دو ويروس ديگر كه درگاو بيماري شبه تب بي دوام گاوي ايجاد مي كنند,‌كه اين دو ويروس كوتون كاو در آفريقا و پوچونگ در مالزي است.

3- دامنه ميزباني (host Range):
علايم باليني بيماري صرفاً‌در گاو و گاوميش آبي (water buffaloes) بروز مي ك ند . اگر چه پادتن هاي خنثي كننده (Neutralizing antibodies) بر عليه ويروس BEF در گاوميش دماغه اميد (Syncerus caffer) گاوميش بومي آفريقاي جنوبي) گونه هاي گوزن و آنتلوپ آفريقايي و گوزن استراليايي ديده شده است . پادتن هاي BEF مي تواند كوچك آزمايشگاهي ,‌متعاقب تزريق وريدي و زير جلدي هم ايجاد شوند.

4- گسترش جغرافيايي(geographic Distribution)
5-1- گسترش جغرافيايي در جهان:
تب سه روزه اولين بار در سال 1906 در آفريقاي جنوبي شناخته شد, اگر چه قبل از اين تاريخ در سال 1867 به صورت خلاصه توسط شروين فورث (Schwein furth) توضيح داده شده بود, بصورتيكه در سال 1895 در مصر تب سه روزه اعلام شده بود. بيماري امروزه در يك كمربند پهني در مناطق حاره , تحت حاره و معتدله وجود دارد كه در كشورهاي سه قاره آسيا , آفريقا و استراليا و همچنين بيماري شبيه به اين بعنوان تب اپي زئوتيك گاوي در ژاپن بروز مي كند. كشورهايي كه در دو طرف استوا در دو قاره آسيا و افريقا قرار دارند و تب سه روزه در آنها گزارش شده است عبارتند از :
سوريه , فلسطين اشغالي, عراق,‌ايران , پاكستان , هند , بنگلادش , مناطق جنوبي و مركزي چين,‌جنوب ژاپن , جنوب شرقي آسيا تا استراليا اين نوار كشيده مي شود. تاكنون بيماري از اروپا,‌آمريكاي شمالي و جنوبي, نيوزيلند و جزاير حوزه اقيانوس آرام گزارش نشده است.

5-2- گسترش جغرافيايي در ايران:
تا قبل از پديده ال نينو و لانينو, تب سه روزه بصورت همه گيري هاي كانوني (Focal outbrcaks) منحصراً در استان هاي فارس و ايلام گزارش مي گرديد. در ساير نقاط كشور بصورت موارد استثنايي و منفرد و يا اينكه رخدادBEF به شكل غير قابل تشخيص حادث مي شدند, اصولاً تشخيص موارد انفرادي BEF دشوار است و اولين گام در تشخيص بيماري تب سه روزه, داشتن آگاهي هاي لازم همه گيري شناسي , باليني و تشخيص افتراقي توسط كلينيسين ها مي باشد( بويژه در مناطق پرخطر BEF اما در سال جاري (فصل تابستان سال 81) علاوه بر استان فارس همه گيري هايي در استانهاي تهران,‌قم , خراسان , يزد و خوزستان بروز كرده است.

5ـ انتقال (Transmission):
بيماري تب بي دوام گاوي مي تواند به صورت تجربي در گاو و صرفاً از راه تزريق , وريدي ويروس BEF ايجاد شود . چون ويروس ارتباط نزديك با بخش پلاكت ـ لكوسيت خون دارد, از اين رو تزريق زير جلدي يا داخل عضلاني در ايجاد تجربي بيماري, ناموفق مي باشد. شواهد همه گيري شناسي دلالت بر اين امر مهم مي كنند كه ويروسBEF در طبيعت تنها از طريق نيش حشرات گسترش مي يابد .
حشرات مي توانند عفونت را در طي يك هفته بعد از خونخواري از دام هاي آلوده منتقل كنند . از نظر مخزن (reservoir) در بين حيوانات ,‌تاكنون غير از گاو,‌هيچ حيوان ديگري بعنوان مخزن مشخص نشده است. بيماري از طريق تماس مستقيم دام با دام, آئروسل , ترشحات بدن دام بيمار, و حتي انتقال و يا تزريق اگزودا و ترشحات دام هاي بيمار به دام سالم, صورت نمي پذيرد. به عبارت ديگر يك بيماري عفوني غير واگير دار (non contagious) است و تنها راه انتقال محتمل عفونت از طريق نيش ناقلين (Veetors) مي باشد . انتقال بيماري عمدتاً مستقل از نقل و انتقالات دامي است,‌به عبارت ديگر راه برد اجرائي قرنطينه در اين بيماري تاثيري نداردBEF از طريق مني و تلقيح داخل رحمي هم انتقال پيدا نمي كند . گوشت نمي تواند يك منبع خطر براي انتقال بيماري باشد , زيرا ويروس در PH حدود 5 كاملا غير فعال مي شود اين درجه اسيديته در لاشه گاو سريعاً پس از كشتار بوجود مي آيد . نكته مهم ديگر اين است كه ضد عفوني (جايگاه بدن دام و ...) بهيچ وجه نقي در كنترل انتقال بيماري ندارد.
همه گيري تب سه روزه در تابستان در مناطق معتدله, سه قاره آفريقا, آسيا و استراليا بروز مي كنند و با شروع فصل سرد, اين همه گيري ها كاملاً‌ناپديد مي شوند. در آفريقا , چين و استراليا بيماري تب سه روزه, در فواصل طولاني سريعاً منتقل مي شود. اماهميشه جهت آن بصورت گريز از خط استوار است . اين حركت ماكرواپيدميولوژي BEF عمدتاً‌به جمعيت حشرات ناقل و همچنين نيرو و جهت بادهاي بيش ورز (Prevailing winds) بستگي دارد, كه در فاصله كوتاه مدت زماني, به دليل تبعات پديده هاي ال نينو و لانينو, توده هاي حشرات ناقل فواصل مكاني طولاني را طي مي كنند .( در شرق آفريقا در فاصله 24 ساعت تا 700 كيلومتر جابجايي براي ناقلين تب دره ريفت ,گزاش شده است .) در شرق آفريقا بويژه كنيا همه گيري هاي تب سه روزه متعاقب باران هاي سيل آسا گزارش شده است.
در سالهاي اخير ,‌عليرغم اينكه كارهاي علمي و پژوهشي در سطح وسيع بر روي ناقلين BEF شده است, ليكن هنوز به درستي و به شكل واضح ليست ناقلين تب سه روزه مشخص نشده است . اما احتمالاً پشه هاي جنس آادس , كولكس , آنوفلس و پشه ريز نيش زن ,‌از خانواده سراتوپو گوينده يعني جنس كوليكوئيدس (biting midge) بعنوان ناقل بيولوژيكي در استراليا مشخص شده اند. بدين سان كه ويروسBEF از پشه هاي جنس كوليسين و آنوفلين در استراليا و جنس كوليكوئيدس در آفريقا و استراليا جدا شده است نهايتاً اين بندپايان بعنوان ناقلين محتمل ويروسBEF مطرح مي باشند دو دليل عمده براي اين نظريه عبارتند از :
1- ايجاد بيماري تجربي BEF تنها از طريق تزريق وريدي خون كامل يا بخش لكوسيت خون دام آلوده صورت مي پذيرد .
2- عدم وجود ويروس در ابتداي ويرمي در مايع لنفي دام بيمار

6-دوره كمون (incubation Period):
دوره كمون بيماري 4-2 روز, اگر چه ممكن است تا 10 روز هم طول بكشد. اين زمان بستگي به سويه و ميزان (dose) ويروس وارد شده به بدن دام دارد. تزايد ويروس به صورت اوليه در سيستم عروقي بدن دام صورت مي پذيرد تحت شرايط همه گيري BEF ابتلا يك يا چند مورد شاخص Index case (s) درگله گاو بروز مي كند و متعاقبا بعد از متوسط يك هفته موج اصلي بياري BEF درگله حادث مي شود
Index Case (S) Main wave of cases in a hard
تبيين و تحليل اين نكته همه گيري شناسي در تشخيص كانونهاي BEF از اهميت ويژه اي برخوردار است .

6- علايم باليني (Clinical Signs):
گوساله ها كمترين تاثير باليني را از BEF نشان مي دهند بدين سان كه كمتر از 6 ماهگي هيچگونه علايم باليني را نشان نمي دهند. گاوهاي شيري , گاوهاي نر با شرايط بدني خوب و مناسب و تليسه ها و گاوهاي چاق بيشترين تاثير را از ويروس BEF مي پذيرند در گروه سني 6 ماهگي تا 2 سالگي بيشترين موارد ابتلا مشاهده مي شود اصولا در اكثر موارد بيماري تب سه روزه يك بيماري حاد است علايم بيماري بسيار آشكار و كاملاً شديد است.
پس از اينكه مورد ياموارد شاخص بروز كرد, متعاقب آن پس از يك هفته , موج اصلي تب سه روزه در گله شايع مي شود. اوج زماني ويرمي معمولاً‌24 ساعت قبل از بروز علايم تب است. اولين علايم باليني تب ناگهاني C 5/41 – 40 بصورت دو مرحله اي و گاهي هم سه مرحله اي مشاهده مي شود كه معمولا 18-12 ساعت طول مي كشد. اغلب ساير علائم متعاقب چند ساعت پس از كاهش و قطع تب در اكثر گاوها بروز مي كند. قطع اشتها و كاهش شديد شير حادث مي گردد. يبوست شديد در بعضي از دام ها و اسهال در ساير دامهاي ديگر ديده مي شود افزايش ميزان تنفس و ضربان قلب به همراه ترشحات غليظ و چسبنده در بيني و ترشحات سروزي آبكي از چشم ,‌از علايم بارزBEF است.

ساير علايم عبارت است از :
لرزش عضلاني و تكان دادن مستمر سر حيوان
آماس و تورم در شانه ها , گردن و پشت دام
علايم عضلاني در روز دوم آشكار مي شود كه با جمود شديد عضلات و مفاصل توام با ضعف در عضلات اندام هاي حركتي
لنگش در چهار اندام حركتي دام كه نظير لامينيت حاد, دام اندام هاي حركتي را در زير بدن خود جمع كرده و بصورت متناوب وزن بدن را بر روي اين اندام ها جابجا مي كند . ( به دليل درد در مفاصل اندام هاي حركتي)
حدوداً‌در روز سوم تب فروكش نموده و دام شروع به خوردن و نشخوار كردن مي كند, اما لنگش و ضعف عمومي براي 2-3 روز ديگر ادامه مي يابد.
اكثر دامها زمين گير شده و وضعيت بدن در اين حالت شباهت بسياري با زمان تب شير پيدا مي كند, در حقيقت اين تظاهر كلينيكي در ارتباط با كاهش كلسيم خون است
بعضي از دام ها آمفيزم ريوي و زير جلدي از خود نشان مي دهند كه احتمالاً‌در ارتباط را كمبود تغذيه اي سلنيوم حاصل از تعامل ويورس BEF با آنزيم هاي داخلي سلولي مي باشد . در چنين مواردي احتمال اينكه شاربن علامتي بعنوان اولين تشخيص افتراقي بيماري توسط كلينسين ها اعلام گردد, بسيار زياد است در اپيدمي سال 81 استان تهران اين پديده حادث گرديد و حتي توصيه مايه كوبي بر عليه شاربن علامتي در برخي از واحدهاي درگير بعمل آمده است.
نهايتاً در اكثر موارد بهبودي دام درعرض مدت 5-3 روز حاصل مي گردد اما مواردي هم زمين گيري ادامه مي يابد و به دليل شرايط اقليمي و پنوموني استنشاقي ناشي از نوشاندن غلط داروها به دليل عدم وجود رفلكس بلع در دام بيمار اين امر ممكن است تا 20 و حتي مواردي تا 45 روز هم طول بكشد و در اين حالت اگر دام آبستن باشد در مواردي سقط جنين هم رخ مي دهد در اپيدمي اخير منطقه ورامين استان تهران اين موارد زمين گيري طولاني مدت گزارش و مشاهده شده است.
در انتهاي همه گيري موارد خفيف BEF هم ممكن است رخ بدهد كه علايم آن منحصراً به تب و عدم اشتها محدود مي شود.
تمامي علايم ذكر شده در يك دام و يا يك گله رخ نمي دهد و علايم با استرس وادار كردن دام به تحرك و استرس هاي شرايط اقليمي تشديد مي گردد.

8- علايم كالبدگشايي (Gross lesions):
مهمترين يافته ثابت پس از مرگ يا ذبح دام يك پلي سروزيت سروفيبريني (Serofibrinous Polyserositis) است كه حفرات سينوويال, پريكارديال, پلورال و پريتونيال را در بر مي گيرد , كه مشخصه اين پلي سروزيت حفرات مذكور اين است كه نوتروفيل در مايع حفرات مذكور و بافت هاي اطراف آن تجمع مي نمايند.
تغييرات دژنراتيو درغشاء سينوويال و افزايش مايع سينوويالي در اكثر مفاصل مشاهده مي شود.
تورم عقده هاي لنفاوي و پرخوني و گاهي خونريزي در لايه هاي سروزي بدن دام .
آمفيزم ريوي و آماس برونكيول ها از يافته هاي استاندارد كالبد گشايي BEF است
در دام هاي زمين گير تغييرات دژنراتيو در نخاع مشاهده مي شود
نكروز كانوني در گروههايي از عضلات در بعضي دام ها هم مشاهده مي شود.

9- ابتلا و مرگ و مير (Morbidity & Mortality):
در مناطق آترئوتيك ابتلا 10-5 درصد است .
در مناطقي كه بيماري سابقه نداشته و براي بار اول بروز مي كند (naïve areas) ابتلا 100-35 درصد است.
طول دوره بيماري در يك گله يا واحد اپيدميولوژيك از 3 تا 6 هفته متغير است اما موج اصلي BEF همانطوريكه قبلا گفته شده در اكثر قريب به اتفاق گله ها و واحدهاي اپيدميولوژيك يك هفته بعد از مورد شاخص بروز مي كند
ميزان مرگ و مير يا Case fatality rate كمتر از يك درصد است.

10- عوامل خطر (Risk factors) :
1- فصل تابستان كه كانون هاي بيماري به صورت خوشه اي و در زمان كوتاه بروز مي كند.
2- كانون هاي BEF توسط بادهاي بيش ورز (prevailing wind) در فواصل طولاني گسترش مي يابند . بدين سان كه جهت و شدت اين بادها بر روي جابجايي جمعيت حشرات ناقل تاثير مثبت دارند .
3- چهره ماكرواپيدميولوژي BEF در طي يك دوره چند ساله به شكل كاهش موارد ابتلا به صورت سيكلي (Cyclical diminution) و سپس موج باز خير و احياء شونده (resugence) به صورت افزايش موارد ابتلا, در يك يا چند واحد اپيدميولوژيك, بروز مي نمايد. اين كاهش و افزايش هاي متوالي عمدتاً به دليل تغيير وضعيت ايمني جمعيتي است . كه خود در اكثر موارد به دلايل بروز خشكسالي ها است, كه موجب كاهش جمعيت ناقلين ويروس مي شود.
در طي دوره زماني كه بيماري بروز نمي كند و حالت خاموشي ماكرواپيدميولورژي (Quiescence) در منطقه آنزوتيك حاكم است, عفونت وجود داشته اما,‌درگيري و ابتلا بسيار كم است . در چنين شرايط سيستم گزارش گيري و مراقبت از بيماري در منطقه پائيين آمده و موارد باليني بيماري در فرم هاي خفيف اغلب تشخيص داده نمي شوند.
بروز مجدد يااوج باز خيز و احيا شونده عمدتاً‌ به دو عامل زير بستگي دارند:
1- شرايط محيطي( خشكيالي ها ـ بارندگي هاـ مبارزه بيولوژيك و شيميايي و ...)
2- گسترش حشرات احتمالي ناقل در واحد زمان و واحد مكان
همواره درذهن بسياري از همكاران دامپزشك و دامداران اين سوال مطرح است كه چرا در مناطق آندميك هر از چند گاهي همه گيري هاي وسيع و ناگهاني بيماري بروز مي كند پاسخ اين سوال در سه بخش زير خلاصه مي شود:
A. تغييرات در جمعيت ناقلين ـ عواملي نظير خشكسالي ها و بارندگي ها كه به طور مفصل توضيح داده شده است.
B. تغيير در حدت بيماري زائي ويروسي BEF ماندگاري ويروس در جمعيت بي مهرگان ناقل باعث افزايش حدت ويروسي مي شود. به عبارت ديگر پاساژ ويروس در بي مهرگان موجب افزايش پاتوژنيسيته ويروس مي گردد,‌اما پاساژويروس در جمعيت مهره داران( گاو) موجب كاهش بيماري زائي ويروس مي گردد.
اين امر در اپيدمي هاي جمعيت هاي گاو كاملاً بارز است بدين صورت كه موارد ابتلا در هفته هاي اخر 3 تا 6 هفته بعد از شروع اولين موارد شاخص بيماري غالبا به شكل خفيف بروز مي نمايد.
C. ارتباط پادگني ويروس BEF با ساير رابدوويروس هايي كه در گاو ايجاد عفونت مي نمايند داراي اهميت مي باشد, زيرا كه عفونت اين رابدو ويروس ها موجب افزايش پاسخ ايمني در گاو برعليه BEF مي شوند .
علاوه بر اين ايمني زودگذر بر عليه BEF مي تواند ناشي از ابتلا به ساير آربوويروس هاي غير خويشاوند نظير ويروس هاي آكابان و آينو بوجود ايد. اين پديده ايمني متقاطع ناشي از ساير ويروس ها در ماكرو اپيدميولوژي بروز تب سه روزه از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشند.

11- تشخيص (diagnosis):
12-1- تشخيص صحرايي (Field Diagnosis):
تشخيص موارد منفرد BEF بسيار دشوار است اما بروز كانوني در گله يا واحد اپيدميولوژي زماني كه مراحل مختلف بيماري مورد ارزيابي و تشخيص قرار مي گيرد آسانتر است. اصولاً تشخيص بر اساس مشاهدات باليني ذكر شده و تاريخچه بروز كانون , صورت مي پذيرد.

12-2- تشخيص آزمايشگاهي (Laboratory diagnosis) :
كارآمدترين وسيله براي اثبات موجوديت BEF اين است كه خون كامل غير لخته شده (uncoagulated whole blood) دام بيمار در مرحله اوج تب از طريق تزريق وريدي به گاو حساس منتقل شود.
جداسازي ويروس از طريق بخش لكوسيتي خون دام بيمار در محيط كشت يا تخم مرغ جنين دار روش موثري نمي باشد, زيرا كه به سختي در محيط كشت رشد مي كند.
شمارش تفريقي لكوسيت ها از طريق تهيه يك فروتي خون كه معمولاً سريع ترين راه جهت تكميل تشخيص صحرايي است,‌انجام مي پذيرد . در اين حالت افزايش نسبي نوتروفيل ها همراه با لنفوپني در مرحله حاد بيماري مشاهده مي گردد(shift to the left &lymphopenia)
افزايش پلاسما فيبرينوژن به مدت يك هفته پس از بيماري ,‌كه افزايش بارز كراتين كيناز مشاهده مي شود.
هيپوكلسمي بارز در موارد طبيعي ( نه در مورد تجربي ) BEF بروز مي كند.
ائوزينوپني هم در BEF حادث مي شود.
تست هاي سرولوژي شامل AGID,FAT,SN,CFT و تست blocking ELISA براي BEF وجود دارد در بين اين روش ها serum neutralization test)SN (virusبه عنوان معمولي ترين تستي كه در اكثر آزمايشگاهها انجام مي شود, مطرح است اما اشكال مهم SN اين است كه موارد مثبت كاذب اتفاق مي افتد( ويژگي پايين تست) اما تست blocking ELISA) يك روش اختصاصي و سريع جهت تشخيص BEF از ساير ويروس هايي كه قرابت پادگني با BEF دارند مطرح است نهايتاً اين روش اليزا بعنوان تست مطلوب پاراكلينكي از اهميت خاصي برخوردار مي باشد.
در شرايط فعلي كشور CBC جهت تشخيص لوكوسيتوز ( افزايش نسبي نوتروفيل ها همراه با كاهش لنفوسيت ها ) مناسب ترين روش پاراكلينيك است.

12-3- تشخيص افتراقي (Differential diagnosis) :
بيماري هاي مختلفي هستند كه ممكن است موجب اشكال در تشخيص BEF شوند كه عبارتند از :
بوتوليسم ـ تب شير ـ بيماري زبان آبي ـ شاربن علامتي ـ پنوموني ـ كاودريوز ـ بايزيوز

12- درمان(treatment):
BEF از بيماريهاي ويروسي نادري است كه پاسخ درماني بسيار مناسب است (mitigation effect) پروتكل درماني تب سه روزه در دو بخش عمده صورت مي گيرد:
A. درمان علامتي تسكين دهنده عضلاني با تركيبات ضد التهابي غير استروئيدي منجر به فروكش و بهبودي علايم بيماري مي شوند, اما بدون اينكه بر روي گسترش سير بيماري تاثير بگذارند . سه نوع ضد التهاب غير استروئيدي توصيه شده عبارتند از:
1- فنيل بوتازون ( به ميزان 8ميلي گرم به ازاي هر كيلو وزن بدن دام در فواصل 8 ساعت)
2- فلونيكسين ملوماين ( به ميزان 2/2 ميلي گرم به ازاي هر كيلو وزن بدن دام در فواصل 24 ساعت)
3- كتوپروفن ( به ميزان 3 ميلي گرم به ازاي هر كيلو وزن بدن دام در فواصل 24 ساعت)
اين تركيبات اثر اندكي بر روي تظاهرات باليني تنفسي دارند ,‌اما تاثيراصلي آنها بر روي جمود عضلاني, لنگش و قطع اشتها است. اين درمان ها بايستي به مدت سه روز ادامه يابند
در كانون هاي اخير استان تهران مشخص شد كه فلونيكسين مگلوماين تاثير به مراتب بهتري نسبت به فنيل بوتازون دارد ( برخلاف رفرانس veterinary Medicine چاپ نهم) همچنين مشكل ديگري كه فنيل بوتازون ايجاد مي كند به دليل تزريقات مكرر (حداقل 9 تزريق در طي سه روز) كمتر در سطح گاوداري از سوي كلينيسين و دامداران مورد انتخاب قرار ميگيرد.
B. درمان با بورگلوكونات كلسيم ( به شيوه وريدي و زير جلدي) باعث رفع علايم هيپوكليسمي شده و نهايتاً موجب بلند شدن دام زمين گير مي شود در درمان هيپوكليسمي ناشي از BEF بايستي مقوله ايجاد سميت ناشي از كليسيم در دام هيپرترمي را مد نظر داشت . بدين سان كه ابتدا از داروهاي ضد التهابي غير استروئيدي استفاده نمود و پس از كاهش درجه حرارت به دليل مكانيزم مهاري سنتز پروستاگلندين ها , بروگلوكنات كلسيم را تجويز نمود. ميزان انتخابي درمان با بروگلوكنات كلسيم 100 تا 200 گرم كلسيم در غلظت 18 تا 40 درصد است معمولا براي گاو دوز معمول و رايج (usual dose) 400 تا 800 ميلي ليتر با غلظت 25 درصد است . اما به دليل اينكه در گاوهاي تاكسميك حساسيت بالايي نسبت به تزريق داخل وريدي كلسيم بروگلوكنات وجود دارد و ممكن است منجر به مرگ دام گردد,‌از اين رو به تزريق زير جلدي يا داخل پرده صفاقي توصيه مي شود. اما اگر تصميم به تزريق داخل وريدي توسط كلينيسين اتخاذ گرديده شد, بايستي مونيتورينگ و نظارت بر روي سيستم قلبي ـ عروقي به صورت دقيق و به فواصل كوتاه مدت انجام پذيرد. اگر در طي زمان تزريق هر گونه آريتمي و تاكيكارد يا بوجود آمد درمان بايستي متوقف شود. در شرايط نرمال حداقل 10 دقيقه رمان تزريق ميزان در استاندارد بروگلوكنات كلسيم طول مي كشد.

13- كنترل و پيشگيري (control & Prevention):
14-1- كنترل :
واكسيناسيون صرفاً بعنوان تنها روش موثر كنترل BEF در دنيا مطرح است اصولا به دليل ماهيت ايمني شناسي BEF در گاو كه تقريباً تمامي دامهاييكه دستخوش مواجهه با يك بار ويروس BEF شوند, در مقابل چالش طبيعي و مصنوعي بيماري ايمن مي باشند, از اين رو واكسيناسيون با توجه به ايمني شناسي ويروس افمروويروس و ماكرواپيدميولوژي BEF بعنوان تنها روش موثر كنترل اعلام شده است اگر چه تفاوت هاي پادگني در سويه هاي ويروس BEF به كمك پادتن هاي تك تيره (monoclonal antibodies) مشخص شده است اما در دام هاي ايمن سويه هاي مختلف BEF از منشا مختلف جغرافيايي ايجاد بيماري نمي كنند. ايمني ناشي از واكسن و عفونت طبيعي ويروس BEF يك ايمني استريل است , بدين سان كه موارد دفع ويروسي و كارير وجود ندارد (no shedder no carrier) بدليل اينكه ويروس به سادگي تخفيف حدت مي يابد,‌واكسن هاي مختلفي براي BEF ساخته شده است.
در حال حاضر سه نوع واكسن در دنيا وجود دارد:
1- واكسن زنده تخفيف يافته: اين واكسن بر روي محيط كشت و يا مغز موش تخفيف حدت مي يابد و سپس از ياورهاي مناسب نظير فروند يا كويل (Fruends or Quil adjutants) استفاده مي شود. دو تزريق به فاصله دو هفته ايمني لازم و موثري براي مدت 12 ماه بوجود مي آورد. ( اين نكته در همه گيري هاي كشور ژاپن در مورد موثر بودن واكسن به اثبات رسيده است). اين نوع واكسن نظير ساير واكسن هاي تخفيف حدت يافته داراي معايبي است كه مهمترين آنها از نظر بي آزاري (Safety) و همچنين ايجاد سندرم كاهش ايمني ناشي از تزايد پاگن هاي ويروسي در بدن ميزابن مي باشد.
2- واكسن كشته فرمالينه: اين واكسن كارآمدي واكسن تخفيف حدت يافته را ندارد اما از نظر بي آزاري (Safety) و همچنين عدم ايجاد اختلال در سيستم ايمني بدن ميزبان, نسبت به واكسن زنده ارجحيت دارد.
3- واكسن سابيونيت (Subunit Vaccine): اين واكسن از بخش پروتئين G يا گليكوپروتئين پيراگير (envelope glycoprotein) ويروس BEF ساخته شده است و در آزمايشات چالش آزمايشگاهي و صحرايي حيوانات را بر عليه ويروس BEF حفاظت مي نمايد, اما تاكنون به شكل تجارتي توليد نشده است.
ايمني حاصل از واكسن BEF در گاو به صورت بارز و مثبتي با سطح پادتن اختصاصي ناشي از دو تست blocking ELISA, SN ارتباط منطقي و آماري دارد ,‌بدين معني كه تست Potency با تست Efficacy تطابق دارد.

14-2- پيشگيري :
همانطوري كه قبلا گفته شد, گونه هاي حشرات ناقلي كه در گسترش ويروس BEF دخيل هستند , تاكنون مشخص و معلوم نشده اند از اين رو روش هاي كنترل ويژه سم پاشي (چه در سطح وسيع و چه در سطح محدود) به هيچ وجه توصيه نمي شوند . در استراليا توصيه مي شود كه بجاي چراي مراتع, از روش تغذيه دستي و در دامداري استفاده شود (Housing method) زيرا موارد باليني BEF بندرت در دام هاييكه در دامداري محدود شده اند مشاهده مي شود . اما اين پروتكل مديريتي بستگي به بيولوژيكي ناقلين منطقه دارد و نمي تواند در سر تاسر دنيا توصيه شود. به صورتيكه در كشور ما برعكس اين نكته, در دام هايي كه در دامداري پرورش مي يابند ( سيستم بسته ) بروز مي كند

نهايتاً
واكسيناسيون تنها روش موثر و مناسب كنترل و پيشگيري بر عليه BEF است .
علاوه بر اين آموزش دامپزشكان بخش هاي دولتي و خصوصي از طريق برگزاري كارگاه هاي آموزشي و انتشار مجموعه هاي كاربردي ... مي تواند آگاهي هاي لازم در زمينه هاي همه گيري شناسي, روش هاي تشخيص , تست هاي پاراكلينيكي , روش هاي درماني و ... دركنترل و پيشگيري بيماري سودمند مي باشند.

دكتر حميد ابراهيم زاده
دكتر داراب عبداللهي

بيماري جنون گاوي

آخرين يافته ها و اقدامات بهداشتي و قرنطينه اي بيماري جنون گاوي
تعريف و اپيدميولوژي بيماري:
بيماري جنون گاوي Bovine Spongiform Encephlopathy (B.S.E) يك بيماري كشنده و دژنراتيو عصبي مغزي قابل انتقال گاو مي باشد. كه يك هفته تا چند ماه بعد از بروز علائم باليني و آغاز مراحل پيشرفته بيماري باعث مرگ گاو مي شود. علائم باليني اين بيماري شامل تغيير رفتار ( لگد زدن ,‌عدم همكاري با دامدار ,‌تهاجم ) كاهش وزن و بروز رفتارهاي عصبي مي باشد. ميانگين زماني بين آلودگي دام تا بروز علائم باليني حداكثر تا پنج سال مي باشد. مطالعات انجام گرفته ارتباط بين بيماري جنون گاوي و nvCJD را نشان داده است. همچنين تشابهاتي بين B.S.E و بيماري KURU در انسان وجود دارد .
اين بيماري براي اولين بار در يك فارم بنام KENT در سال 1985 در انگلستان گزارش گرديد قبل از سال 1985 هيچ كس شناختي از بيماري جنون گاوي نداشت مدتها قبل دامپزشكان پاتولوژيست يك بيماري ناشناخته را كه غير قابل تشخيص بود گزارش دادند و تا سال 1987 هيچ مشكلي دال بر اينكه اين بيماري بصورت اپيدمي در حال پيشرفت باشد وجود نداشت مطالعات انجام گرفته بر روي موارد آلوده منتج به اين شد كه پودر استخوان و پودر گوشت توليدي تنها فرضيه اي بود كه بعنوان عامل بيماري غير قابل تشخيص اعلام گرديد. در سال 1988 براي بررسي بحران تحت نظارت RICHARED SOUTHWOOD و براي توصيف اختلالات اين بيماري گروه كاري تشكيل شد كه در 18 ژوئيه 1988 اولين محدوديت و ممنوعيت در رابطه با فروش غذاهاي دامي بخصوص براي پودر استخوان و پودر گوشت بمنظور استفاده در جيره دام را بوجود آوردند در اين زمان يك سياست كشتار را براي كنترل بيماري اعمال كردند بنحوي كه براي موارد مثبت بيماري 50% غرامت و براي موارد منفي بيماري 100% غرامت پرداخت ميگرديد در فوريه 1990 رسماً‌نتايج اولين گروه كاري منتشر گردد و اعلام كردند كه عامل بيماري مي تواند از طريق دهاني توسط جيره به موش منتقل شود و انتقال گاو به گاو از طريق تزريق داخل وريدي و داخل مغزي نيز تاييد گرديد. در سال 1989 در كشور انگلستان و متعاقباً در اسكاتلند و ايرلند محدوديت براي مصرف الايش گاوسانان در جيره انساني اعمال گرديد و اتحاديه اروپا نيز در همان سال محدوديتهاي وسيعي را متعاقب گزارش 40 موارد بيماري انسفالوپاتي اسفنجي شكل گربه سانان (FSE) feline Spongy form Encephalopathy بر اثر تغذيه با مواد غذائي بامنشاء دامي براي واردات انواع دام زنده و فرآورده هاي آنها اعمال كردند در سوم آوريل سال 1990 كميته اي بنام كميته توصيه انسفالوپاتي اسفنجي شكل (SEAC) تشكيل گرديد و در همان زمان نيز سيستم سرويلانس بيماري انساني CJD توسط دپارتمان بهداشت راه اندازي گرديد و از اين زمان به بعد ضوابط و دستورالعملهاي بهداشتي و قرنطينه اي فراواني صادر گرديد از جمله ممنوعيت در مصرف الايش گاوسانان درتغذيه تمام دامها . در چهارم مارس سال 1992 كميته SEAC بر اساس آخرين تحقيقات و مطالعات انجام گرفته خود را براي امنيت بهداشت انساني و دامي دستورالعملهاي لازم الاجرا فراواني را صادر كرد تا سال 1993 ( تعداد موارد بيماري افزايش پيدا كرد و به 100000 مورد رسيد از تاريخ 1993 به بعد تعداد موارد بيماري گزارش شده كاهش پيدا كرد. و سيستم سرويلانس بيماري CJD يك مورد CJD غير طبيعي را گزارش داد بنحوي كه علائم و تظاهرات بيماري بسيار متفاوت از موارد قبل بود و تحت عنوان واريان جديد CJD گزارش شدند . بدليل افزايش بروز CJD نزد دامداران اعضا كميته SEAC تشكيل جلسه دادند و اعلام كردند كه واريان جديد CJD ارتباط نزديك با بيماري جنون گاوي دارد و متعاقب آن مصرف گوشت گاوهاي با سن بيش از 30 ماه را ممنوع كردند و اتحاديه اروپا نيز متعاقب اين گزارش محدوديت وسيعي را بر روي تجارت گوشت, سرم و جنينهاي با مبداء بريتانياي كبير اعمال كردند . بر اساس مطالعات اپيدميولوژيكي انجام گرفته منشاء بيماري گاوهايي بوده است كه از پودر گوشت و پودر استخوان نشخواركنندگان تغذيه نموده اند بوده است.سن دامهاي مبتلا اكثراً از چهار سال به بالا بوده و بيشتر دامهاي نژاد شيري و ماده را مبتلا مي سازد.دوره كمون بيماري در صورت استفاده ازمخلوط هموژنيزه مغز تهيه شده از موارد مبتلا به شكل طبيعي بيماري حدود 18 ماه است.
گسترش يافته است بنابر اين همانند BSE كه در بافت هاي گاوي از طريق مصرف گوشت و پودر استخوان پاساژ خورده است ,‌عامل بيماري كورو در بين خويشاوندان پاساژ خورده است با كاهش موارد آدمخواري در اواخر دهه 1950 , همه گيري كورو به وضوح به پايان خود نزديك مي شود انسان ميزبان نهايي بيماري است .

بيماري كروتزفيلد ـ جاكوب (CJD)Creutzfeldt – jakob Disease
با روشن شدن قابليت انتقال CJD در سال 1987 براي اولين بار احتمال وجود ارتباط بين CJD و اسكرپي به طور گسترده اي مورد مطالعه قرار گرفته است. نتايج اوليه حاصل از تعيين سويه nv CJD در نژادهاي هم خون موشها نشان داد كه عوامل ايجاد كننده BSE و CJD بسيار شبيه اند و به همين علت احتمالا BSE منشاء اصلي بروز بيماري است.
روند عمل آوري ضايعات دامي در توليد پودر گوشت و پودر استخوان مورد توجه قرار گرفت . دو تغييراساسي در روشهاي صنعتي مورد استفاده در انگلستان به عنوان موارد بالقوه قابل توجه و مهم شناخته شد.
روشهاي عمل اوري با تغيير دما و زمان عوامل اسكرپي راغير فعال كند امكان پذير است.
بروز دو تغيير اساسي در روند عمل آوري را مورد تاييد قرار دادند كاهش بكارگيري حلالهاي هيدروكربن در مناطق حرارت دهي براي حدود 8 ساعت در دماي 70 درجه سانتي گراد .
نكته مهم ديگر در اپيدميولوژي BSE آن است كه غالب موارد وقوع بيماري ناشي از استفاده مجدد از بافت هاي آلوده بدن گاوها يعني از پودر گوشت و استخوان بوده است.

عامل بيماري:
بيماري در ارتباط با يك عامل قابل انتقال كه مغز و طناب نخاعي گاو را تحت تاثير قرار مي دهد مي باشد و ضايعات اين عامل تغييرات اسفنجي شكل كه با يك ميكروسكوپ معمولي قابل رويت ميباشد. عامل بيماري قدرت بقاي بسيار بالائي دارد بطوري كه در برابر انجماد و حرارت بسيار مقاوم مي باشد. بر اساس مطالعات انجام گرفته مطالعات تجربي از طريق خورانيدن مواد آلوده به گاو نيز امكان پذير است دراين مطالعه يك گرم از بافت مغزي ماخوذه از دام بيمار در مراحل انتهايي بيماري پس از طي دوره كمون مشابه به موارد طبيعي توانست بيماري را ايجاد نمايد .
ممنوعيت استفاده از پروتئين بدن نشخواركنندگان در تغذيه دامها از ژولاي 1988 مطرح شد يعني مدت كوتاهي پس از آنكه در ژوئن 1998 بصورت قانوني جزء بيماري هاي هشدار دادني قلمداد گرديد .
درنوامبر 1989 بكارگيري قسمت هايي از احشاء و امعاء گاوي كه بصورت بالقوه مقادير بالايي از عفونت زايي BSE هستند براي مصرف انساني ممنوع گرديد.
محتملترين منشاء بروز بيماري BSE اسكرپي گوسفند است و استفاده از پودر گوشت و استخوان دامهاي آلوده در جيره غذايي گاوها بوده است( تهيه پودرها در حرارت كمتر از معمول و زمان كمتر ).
در سال 1998 واريانت جديدي از TSE انساني تحت نام بيماري كروتزفيلد جاكوب CJD در انگلستان شناخته شد كه وجود تظاهرات قابل مشاهده در BSE را آشكار ساخت. اسكرپي (Scrapie) با سابقه قديمي است كه بيش از 200 سال بيماري را درگوسفندان انگلستان ايجاد نموده است . اين بيماري در بسياري از كشورها نيز مشاهده شده است , انتقال عمودي و افقي بيماري وجود دارد .

آنسفالوپاتي قابل انتقال مينك (TME)
در صورت بروز بيماري تلفات حاصله بسيار بالا بوده و در دامهاي بالغ به 100% مي رسد.
مينكهاي پرورشي انگلستان بجاي ضايعات كشتارگاهي دامهاي كشتاري يا تلف شده كه بعنوان منبع بيماري براي اين حيوان شناخته شدهاند از كنسانتره هاي تجارتي استفاده مي كنند . شواهد موجود نشان مي دهند كه منشاء TME همانند BSE اسكرپي گوسفند است و مينك ميزبان نهايي بيماري است .


كورو (KURU)
علت اصلي مرگ در ميان قبيله هاي محلي ساكن گينه جديد پاپوآ بود. منشاء بيماري و شكل همه گيري آن شباهت هايي را با همه گيري BSE نشان مي دهد.
احتمال مي رود كه اين بيماري از يك مورد يا از موارد خودبخودي CJD نشات گرفته باشد و كورو در نتيجه برگزاري مراسم مذهبي آدمخواري اجساد خويشاوندان در يك دهه قبل عامل بيماري يك پروتئين عفوني بنام پريون (PRION) ميباشد پريون در واقع يك پروتئين كه خودبخود قابل تكثير (Self-replicating) مي باشد.
تشخيص قطعي BSE فقط از راه مطالعه پاتولوژيكي بافت مغزي پس از كالبد گشايي امكان پذير است .

روش انتقال
عامل بيماري به صورت محيطي و تماس مستقيم قابل انتقال نبوده ,‌تنها راه انتقال اثبات شده از طريق مصرف بافت هاي آلوده از جمله پودر گوشت و پودر استخوان مي باشد, انتقال عمودي عامل بيماري هنوز ثابت نشده است . بافت هاي سيستم اعصاب مركزي ـ مغز, نخاع‌, تيموس و شبكيه عمده بافت هايي هستند كه قابليت عفونت زايي دارند.

تعداد موارد BSE
از نوامبر سال 1986 تا حال حاضر تعداد 180501 مورد در انگلستان
بلژيك 19 مورد
فرانسه 182 مورد
آلمان 7 مورد
ايرلند 489 مورد
در كانادا يك مورد ( دام وارداتي )
جزاير فالك لند يك مورد ( دام وارداتي )
ايتاليا 2 مورد ( دام وارداتي )
عمان 2 مورد ( دام وارداتي )
كويت يك مورد ( دام وارداتي )
تاحال حاضر گزارش گرديده است .

ضوابط ودستورالعملهاي لازم براي جلوگيري از انتشار عامل BSE
اعلام گزارش مورد و يا موارد بيماري با انجام مطالعات اپيدميولوژيكي در كشتارگاهها ,‌گله ها ...
معدوم نمودن لاشه هاي مبتلا با استفاده از حرارت .
معدوم نمودن اسپرم, تخم هاي غير بارور و جنينهاي جمع آوري شده از دامهاي مبتلا به BSE
معدوم نمودن نتايج حاصل از دامهاي مبتلا به BSE
معدوم نمودن دامهاي موجود در گله هايي كه در آنها موردي از BSE گزارش گرديده است .
عدم استفاده از پودر استخوان و پودر گوشت در جيره غذائي نشخواركنندگان.
عدم استفاده از غدد لنفاوي و بافتهاي عصبي گاو ( در هر سني ) بعنوان جيره غذائي
عدم استفاده از مغز , چشم ,‌طناب نخاعي , طحال ,‌تيموس و روده باريك نشخواركنندگان با سن بالاتر از 6 ماه در جيره دام
عدم استفاده از استخوانهاي ستون فقرات , استخوان خاجي , استخوان دم و مغز استخوان بعنوان جيره دام
معدوم نمودن مغز ,‌جمجمه , طناب نخاعي , چشم ,‌تونسيل دام با روش حرارت
ممنوعيت ورود دام زنده از بريتانياي كبير (UK)
بر اساس ضوابط و دستورالعملهاي سازمان بهداشت جهاني شير و فرآورده هاي لبني حتي آنهائيكه از كشورهاي با خطر بالاي BSE مواجه مي باشد مصرفشان بي خطر مي باشد.
بر اساس ضوابط و دستورالعملهاي O.I.E ماده 3.2.13.3 شير و فرآورده هاي لبني از دامهايي كه از نظر باليني سالم باشند بلامانع مي باشد .

توصيه هاي FAO,O.I.E, WHO براي محافظت از بهداشت عمومي :
هيچ قسمتي از دامي كه علائم باليني انسفالوپاتي اسفنجي شكل نشان داده باشد نبايستي وارد زنجيره غذائي دامي و يا انساني گردد.
تمامي كشورها بايستي كشتار و معدوم نمودن قسمتهاي دامهاي مشكوك به انسفالوپاتي اسفنجي شكل را با دقت و اطمينان انجام دهند و تمامي مراحل را مجدداً كنترل و بررسي كنند.
تمامي كشورها يك سيستم سرويلانس ملي مستمر را براي پيگيري بيماري در كشورشان بوجود بياورند و گزارشات خود را به دفتر بين المللي بيماريهاي واگير دامي (O.I.E) ارسال نمايند.
در صورت نبود سيستم سرويلانس در يك كشور در رابطه با بيماري جنون گاوي آن كشور موقعيتش بعنوان ناشناخته (UNKNOWN) اعلام مي گردد

عدم واردات چربي (TALLOW) بمنظور تغذيه دام از كشورهاي آلوده به BSE
واردات دام زنده ( گاو ,‌گوسفند ,‌بز از كشورهايي مجاز مي باشد كه در سيستم تغذيه دامداريهاي آنها از پودر گوشت و استخوان نشخواركنندگان استفاده نشده باشد.

بر اساس دستورالعملهاي بهداشتي بين المللي :
تمامي كشورها نبايستي اجازه بدهند كه بافتهايي را كه مي توانند عامل بيماري را وارد زنجيره غذائي دامها را متوقف كنند.
شير و فرآورده هاي لبني براي مصرف انساني و دامي بي خطر مي باشند حتي براي محموله ايي كه از كشورهاي با خطر بالاي BSE مواجه مي باشد.
با توجه به مطالعات انجام گرفته تا حال حاضر هيچ دليل علمي دال بر اينكه عامل بيماري جنون گاوي از طريق مصرف گوشت بدون استخوان و بدون غدد لنفاوي به انسان منتقل بشود وجود ندارد.
ژلاتين در صورتي كه در مرحله فرآوري آن پرامترهاي لازم حرارت فشار و مدت زمان براي از بين بردن عامل بيماري اعمال شده باشد مصرف آن بي خطر مي باشد.
واردات خون تازه به منظور مصرف انساني به استناد دستورالعمل شماره 72/462/E.E.C ممنوع مي باشد.
پپتيدها و آمينه اسيدهاي توليدي از پوست گاوي در صورتي كه از دامهاي كشورهاي غير آلوده جمع آوري شده باشد بلامانع است ولي در صورتي كه از دامهاي كشور هاي آلوده جمع آوري شده باشند بايستي پارامترهاي لازم جهت از بين بردن عامل بيماري اعمال گردد.
بر اساس دستورالعملهاي اتحاديه اروپا روده باريك بعنوان يك ماده با خطر خاص مد نظر مي باشد .

حداقل پارامترها براي فرآوري الايشهاي خوراكي :
اندازه آلايش دامي حداكثر 50mm
دما حداقل 133 درجه سانتگراد
فشار مطلق حداقل 3 بار
فرآوري الايش دامي ممكن است در Bath يا در يك سيستم مستمر انجام بپذيرد.

بيماري نقص چسبندگي گلبولهاي سفيد گاو

بیماری نقص گلوبولهای سفید گاو یک اختلاف ژنتیکی است که بر روی سیستم خون ساز تاثیر می گذارد. این بیماری که اهمیت اقتصادی زیادی در صنعت گاوداری شیری دارد در دهه اخیر در گاوها گزارش شده است .
بیماری با علائم پنومونی عود کننده(recurrent pneumonia) تورم دهان گرانولوماتوزی و تورم دهان قرحه ای (ulcerative and granulomatous stomatitis)تورم روده همراه با رشد بیش از حد باکتریها در روده تاخیر در التیام زخمها افزایش پایدار نوتروفیلها و مرگ در سنین کم مشخص می شود.این بیماری ژنتیکی ناشی از یک ژن معیوب در کرومزومهای اتوزوم می باشد.از علائم شاخص دیگر این بیماری تورم لثه ها و بافت نگه دارنده دندان افتادن دندانها توقف رشدو نوتروفیلی می باشد.(بیش از 100000 عدد در هر میکرولیتر)از طرف دیگر نوتروفیل گاوها فعالیتهای طبیعی خود را از دست می دهند و قادر به خروج از خون برای مقابله با عوامل عفونی نمی باشند که این نقص با افزایش نوتروفیل در گردش خون مشهود تر است (تا 300000 عدد در میکرولیتر ).این مهم در اثر عدم توانایی نوتوفیلها برای خروج از خون و ورود به بافتها ایجاد می شود.
در بیماری مشابهی که در انسان مورد بررسی قرار گرفته است ژنCD18 عامل این نقص شناخته شده است.در گوساله های مبتلا به نقص چسبندگی گلوبولهای سفید دو جهش در آللهای کد شده CD18 تشخیص داده شده است.یکی از این جهشها منجر به جایگزینی اسید اسپاتیک به جای گلیسین در امینو اسید 128 می گردد(D128G)و جهش دیگری جهش خفته است.تعداد زیادی از گوساله هایی که علائم بیماری را نشان می داده اندمورد آزمایش قرار گرفته اند و در تمامی آنها تشابه در آلل D128G مشاهده گردیده است و با بررسی های شجره نامه گاوهای دارای نقص مشخص گردیده که همگی آنها از یک گاو نر که بیشترین تولید اسپرم را داشته است به وجود آمدهاند و فراوانی حاملین این زن در بین گاوهای هولشتین امریکا که تلقیح مصنوعی شده اند 15 درصد و8درصد در بین دیگر گاوها می باشد.بنابر این در این ارتباط برای تشخیص و ریشه کنی بیماری در گاوهای نری که به منظور تلقیح مصنوعی استفاده می شود سازمانی ایجاد گردیده است و نظر به اینکه آزمایش DNA از دقت زیادی برخوردار و نسبتا ارزان است مراکز تلقیح مصنوعی قادرند حاملین این ژن را که برای تولید اسپرم استفاده می شوند آزمایش نموده و حاملین این بیماری را به حداقل برسانند.

روش واكسيناسيون در بيماري تب برفكي

در حال حاضر استفاده از واكسن كشته تب برفكي ساخت موسسه رازي و يا وارداتي ساخته شده از سوشهاي در گردش ويروس تب برفكي بومي تهيه شده مناسبترين واكسن مي باشد . زمان واكسيناسيون برابر با توصيه شركت سازنده واكسن حداقل هر 4 ماه يكبار درواحدهاي دامپروري و مناطق اشاره شده و همراه با استفاده از راپل واكسن و رعايت تمامي اقدامات بهداشتي و قرنطينه اي ذكر شده مي باشد .

نمونه برداري و ارسال نمونه :
به منظور آگاهي از نوع سويه هاي در چرخش بيماري تب برفكي و آگاهي بموقع از تغييرات آنتي ژنتيكي آن و بكارگيري آن در ساخت واكسن مطابق با ويروس در گردش ، نمونه برداري و ارسال صحيح و مناسب آن از اهميت بسيار زيادي برخوردار است .
نمونه بايد از دامهاي تب دار ، طاول هاي نتركيده و يا تازه تركيده برداشت شده باشد .
نمونه بايد به اندازه كافي و حداقل يك گرم باشد .
نمونه بايد در بافر مخصوص انتقال نمونه تب برفكي و در كنار يخ به آزمايشگاه ارسال گردد .
انتقال نمونه و شروع آزمايشات نبايد بيشتر از 48 ساعت طول بكشد .
در انتقال نمونه بايد از ظروف مخصوص كه سبب ايجاد آلودگي نشود ، استفاده نمود ، تا بتوان از آزمايشات نتايج مثبت اخذ گردد . در آزمايشگاه ، نمونه بايد به روش استاندارد (اليزا) آزمايش و آزمايشات تكميلي جداسازي و شناسايي ويروس انجام گيرد .
چنانچه مسائل فوق انجام نگيرد پاسخ هاي بسياري از نمونه ها منفي خواهد بود در شرايطي كه حضور بيماري انكار ناپذير مي باشد ، لازم به ذكر است كه شرايط نامناسب برداشت و ارسال نمونه همواره خطر عدم شناسايي تغييرات ويروس و يا حضور سويه هاي جديد را در برخواهد داشت .