سياه زخم ( Anthrax ) ، ” شاربن‌ “

تعريف‌ بيماري‌:

سياه‌ زخم‌يك‌ بيماري‌ عفوني‌ و قابل‌ انتقال‌ بين‌انسان‌ و حيوان‌ مي‌باشد. مخزن‌ اين‌بيماري‌ در دام‌ (عمدتا گوسفند، بز وگاو) بوده‌ و با مرگ‌ و مير بالا و سريعي‌همراه‌ است‌. انسان‌ به‌ صورت‌ اتفاقي‌ درصورتي‌ كه‌ در معرض‌ تماس‌ با دام‌آلوده‌، پوست‌، پشم‌ و فرآورده‌هاي‌ آن‌قرار گيرد يا از گوشت‌ آلوده‌ استفاده‌نمايد و يا در هواي‌ آلوده‌ به‌ اسپور(هاگ‌) تنفس‌ نمايد به‌ بيماري‌ مبتلامي‌شود.

بیماری سیاه زخم یک بیماری عفونی حاداست که توسط باسیلوس آنتراسیس ایجاد می شود. شیوع این بیماری در عموم حیوانات وحشی و اهلی مانند گاو، گوسفند، بز، شتر و گوشتخواران اتفاق می افتد. بیماری می تواند به انسانهایی که با حیوانات آلوده و یا بافت آلوده حیوانی سروکار دارند، سرایت کند. میکروب این بیماری می تواند به عنوان سلاح بیولوژیک مورد استفاده قرار گیرد و تولید آن نسبتاً آسان است ، لذا در حال حاضر از اهمیت خاصی برخوردار شده است .

پخش گسترده پاکتهای حاوی عامل این بیماری در آمریکا نگرانی هایی را در کل دنیا به وجود آورده است . گفتنی است بیماری سیاه زخم عموماً در مناطق کشاورزی و در بین حیوانات شیوع می یابد. انسان نیز در تماس با حیوان آلوده و یا محصولات به دست آمده از حیوان آلوده ، به بیماری مبتلا می شود. کارگرانی که با حیوان مرده و یا محصولات به دست آمده از حیوان مبتلا سروکار دارند، احتمال ابتلا به سیاه زخم برای آنها زیاد است این گونه آلودگی به سیاه زخم صنعتی مشهور است . انتقال بیماری سیاه زخم به سه شکل پوستی ، تنفسی و گوارشی است .

اسپور این باکتری قادر است سالها در خاک باقی مانده و حیوانات را از این طریق آلوده کند. انسان در تماس با این حیوانات آلوده شده و بیمار می شود. همچنین از طریق خوردن گوشتهای آلوده نیز به فرم گوارشی بیماری مبتلا می گردد. چنانچه اسپور این بیماری از طریق هوا وارد مجاری تنفسی شود، فرم تنفسی سیاه زخم ایجاد می شود.

تاريخچه‌:
در آثار باقيمانده‌ از مصر باستان‌ به‌اين‌ بيماري‌ اشاره‌ شده‌ است‌ ونشانه‌هاي‌ باليني‌ سياه‌ زخم‌ را ازسالهاي‌ بسيار قديم‌ مي‌شناخته‌اند.
«داوين‌» ميكروب‌ اين‌ بيماري‌ رادر سال‌ ۱۸۴۹ ميلادي‌ براي‌ نخستين‌بار از خون‌ گوسفندي‌ كه‌ از سياه‌زخم‌تلف‌ شده‌ بود بدست‌ آورد.
در ســال‌ ۱۸۷۷ ميـــلادي‌«رابرت‌ كخ‌» نيز توانست‌ آن‌ را كشت‌دهد.
عامل‌ بيماري‌:
عامل‌ اين‌ بيماري‌ نوعي‌ باكتري‌ به‌نام‌ «باسيلوس‌ آنتراسيس‌» مي‌باشد.هاگ‌ باكتري‌ بر اثر جوشاندن‌ در مدت‌۱۰ دقيقه‌ كشته‌ مي‌شود.
عامل‌ بيماري‌ قادر است‌ كه‌ سالها(حتي‌ تا بيست‌ سال‌) در خاك‌ وفرآورده‌هاي‌ دامي‌ زنده‌ بماند كه‌ اين‌خاصيت‌، عامل‌ مهمي‌ در انتشار بيماري‌به‌ حساب‌ مي‌آيد.

شکل و خصوصیات باکتری:

باکتری میله‌ای شکل و غیرمتحرک و دارای کپسول بوده و هوازی ـ بی‌هوازی اختیاری است از خصوصیات مهم این جنس یعنی باسیلوس‌ها و این باکتری، تولید هاگ یا اسپور (Spore) است به همین دلیل، مقاومت محیطی زیادی دارند و اکثرا در آب هوا و بخصوص خاک حضور دارند.
مقاومت باکتری:

فرم رویشی و جوانه‌زده‌ی باکتری، مقاومتی همانند مقاومت سایر باکتری‌های بدون هاگ دارد یعنی حساس است و در گرمای ۶۰ درجه و مواد ضدعفونی کننده‌ی عادی، بزودی از بین می‌رود ولی هاگ یا اسپور آن سالها در شرایط عادی باقی می‌ماند و پس از این مدت اگر در شرایط مناسب قرار گیرد به فرم رویشی تبدیل می‌شود. گزارش های مختلفی از دوام هاگ این باکتری وجود دارد بطوریکه بقای آن را در طبیعت تا ۶۰ سال گزارش کرده‌اند.

عواملی که باعث هاگ‌گذاری، تبدیل هاگ به فرم رویشی و تبدیل فرم رویشی به هاگ می‌شود، موجب بقای باکتری است که در این مورد می توان به وجود زمین‌های قلیائی و حاوی آهک و مقداری ازت در اثر نباتات گندیده (که این مناطق به مناطق گرمخانه‌ای موسوم هستند) و همچنین فصول بارانی و خشکسالیهای پی در پی و گرمای بیش از ۱۵ درجه اشاره کرد که تناوب تبدیل هاگ به فرم رویشی و بالعکس را تامین می کند (این تبدیلات بطور استثناء در هاگ این باکتری وجود دارد یعنی با مساعد شدن شرایط به فرم رویشی تبدیل می‌شود و با نامساعد شدن شرایط، مجددا به شکل هاگ برمی‌گردد).

اسپور باکتری در دمای ۱۲۰ درجه سانتیگراد در تحت فشار در اتوکلاو به مدت ۱۵ دقیقه از بین می‌رود. عوامل دیگری که در از بین بردن هاگ این باکتری موثر است: گرمای خشک ۱۴۰ درجه به مدت بیش از ۳ ساعت، محلول ۱۰% فرمالین در دمای ۴۰ درجه به مدت ۱۵ دقیقه( اما در دمای کمتر مدت زمان بیشتری مورد نیاز است)، محلول ۵% سود سوزآور. اما نور آفتاب و گندیدن لاشه بر هاگ باکتری اثر کمی دارد.
حساسیت:

در دام ها در شرایط طبیعی، تمام علفخواران نسبت به این بیماری حساسیت زیادی دارند. نشخوارکنندگان بویژه گوسفند، گاو و بز بسیار حساس می‌باشند و در صورت ابتلا بیماری بیشتر به شکل فوق حاد بوده و تلف می‌شوند. حساسیت دام‌های تک‌سمی نیز زیاد است اما از نظر حساسیت بعد از نشخوارکنندگان قرار دارند.

گوشتخواران حساسیت کمی دارند و بطور استثناء ممکن است مبتلا شوند. پرندگان به این بیماری مقاومت دارند به استثنای شترمرغ که حساس است. نژاد در حساسیت دام‌ها موثر است بطوریکه گوسفندان آفریقا نسبت به سایر نژادها مقاومت بیشتری به شاربن دارند همچنین حیوانات مسن بدلیل ایمنی اکتسابی و تدریجی بیش از حیوانات جوان مقاومت دارند.
انسان به بیماری شاربن حساس بوده و با تماس با حیوانات مبتلا و یا فراورده‌های آلوده به این بیماری مبتلا می‌شود.
راه انتقال و انتشار باکتری و بیماری:

بیماری شاربن در انسان در نتیجه تماس مستقیم با حیوانات بیمار و یا فرآورده‌های حیوانات مثل پوست، مو و پشم ایجاد می‌شود بنابراین دامپزشکان، دامداران، میکروب شناسان، کشاورزان، چوپانان، کارگران کشتارگاه‌ها و کارگرانی که در صنایع پوست و پشم کار می‌کنند بیشتر در معرض ابتلاء به این بیماری هستند.

در حیوانات میکروب شاربن بطور مستقیم از حیوان آلوده به حیوان سالم منتقل نمی‌شود بلکه میکروب در بافت‌های حیوانات مبتلا وجود داشته و کمی قبل از مرگ از راه ترشحات مختلف به خارج دفع می‌شود. همچنین اگر لاشه حیوانات تلف شده کالبدگشایی شود و یا در دسترس پرندگان و یا حیوانات شکاری قرار گیرد، ممکن است بطور وسیع و خطرناکی میکروب را در خاک پراکنده کند.

بنابراین انتشار میکروب در یک منطقه ممکن است بوسیله‌ی جریان آب، حشرات، سگ‌ها و سایر گوشتخواران، پرندگان وحشی و یا مدفوع دام‌های مبتلا تامین شود. ورود عفونت به یک منطقه غیرآلوده همواره بوسیله مواد آلوده حیوانی مانند پودر استخوان، کود، پوست، روده، پشم و مواد کنسانتره و یا علوفه آلوده صورت می‌گیرد.

میکروب شاربن در انسان و حیوان ممکن است از راه خراش‌های پوستی، راه گوارشی و یا از طریق تنفس ایجاد آلودگی نماید. گرچه در بیشتر مواقع طرز ایجاد آلودگی به درستی معلوم نیست اما غالبا تصور می‌‌شود که دام‌ها در نتیجه خوردن غذاها و یا آب‌های آلوده مبتلا می‌شوند و در انسان میکروب بیشتر از راه خراش‌های پوستی وارد بدن می‌شود ولی ندرتا ممکن است از راه مخاط دستگاه تنفس و یا گوارش افراد را مبتلا کند. بنابراین بسته به راه ورود میکروب سه نوع شاربن ایجاد می‌شود: شاربن پوستی، شاربن تنفسی و شاربن گوارشی.
بیماری‌زایی:

باسیلوس آنتراسیس از طریق تولید سم یا زهرابه به میزبان حمله می‌کند. بطور دقیقتر، بیماریزایی باسیلوس آنتراسیس به دو عامل مربوط است: کپسول و زهرابه. به این ترتیب که کپسول، باکتری را در برابر بیگانه خوارها و فاگوسیت‌ها و سایر عوامل دفاع غیرآختصاصی بدن محافظت می‌کند و زهرابه یا توکسین که از سه جزء مهم پروتئینی تشکیل شده است.


بيماري‌ در انسان‌ به‌ شكل‌شديدتري‌ ايجاد گرديده‌ و مرگ‌ ناشي‌از آن‌ غير معمول‌ نيست‌. در انسان‌بيماري‌ به‌ سه‌ شكل‌ اصلي‌ مشاهده‌مي‌گردد (كه‌ بستگي‌ به‌ چگونگي‌ ورودباسيل‌ و جايگزيني‌ آن‌ دارد):


۱ - شاربن‌ جلدي‌ (سياه‌ زخم‌):
حدود ۹۵ تا ۹۸ درصد از مواردبيماري‌ انسان‌ را شامل‌ مي‌گردد.باكتري‌ از طريق‌ بريدگي‌ يا خراش‌ درپوست‌ وارد مي‌شود (در پوست‌ سالم‌قابل‌ نفوذ نيست‌). در طول‌ دوره‌ كمون‌۱ تا ۷ روز (غالبا ۲ تا ۵ روز) عامل‌بيماري‌ رشد و تكثير نموده‌ و توكسين‌(سم‌) توليد مي‌نمايد كه‌ باعث‌ ايجادجوش‌ كوچك‌ رو به‌ پيشرفت‌ مي‌گردد.معمولا اين‌ جراحت‌ قرمز رنگ‌ بوده‌، به‌جوش‌ كورك‌ مانند يا گزش‌ حشره‌شباهت‌ دارد و ممكن‌ است‌ خارش‌ نيزداشته‌ باشد.
با پيشرفت‌ بيماري‌ جراحت‌ اوليه‌تبديل‌ به‌ تاول‌ مملو از مايع‌ مي‌گردد.تاولهاي‌ ديگري‌ نيز ممكن‌ است‌ درنزديك‌ جراحت‌ اوليه‌ ظاهر شود. مايع‌تاولي‌ كه‌ در ابتدا روشن‌ بوده‌ به‌ رنگ‌تيره‌ و سياه‌ متمايل‌ به‌ آبي‌ در مي‌آيد.هنگامي‌ كه‌ تاول‌ پاره‌ شود، نكروز درمركز جراحت‌ شروع‌ شده‌ و به‌ اسكار*سياه‌ تبديل‌ مي‌گردد. جراحت‌ معمولابدون‌ درد مي‌باشد مگر اينكه‌ تحت‌فشار قرار گيرد.
همزمان‌ با تشكيل‌ اسكار ممكن‌است‌ علايم‌ عمومي‌ خفيفي‌ شامل‌بي‌قراري‌ و بالارفتن‌ درجه‌ حرارت‌ بدن‌بروز نمايد.
شايعترين‌ محل‌ عفونت‌ شاربن‌جلدي‌، سر و ساعد است‌.
۱ - شاربن‌ مننژي‌: ممكن‌ است‌ به‌دنبال‌ اشكال‌ ديگر بيماري‌ بويژه‌ شكل‌جلدي‌ اوليه‌ عفونت‌ اتفاق‌ افتد. اين‌شكل‌ عفونت‌ تقريبا در ۵ درصدمبتلايان‌ به‌ شاربن‌ جلدي‌ گزارش‌ شده‌است‌. در اين‌ شكل‌ از بيماري‌ بدون‌توجه‌ به‌ درمان‌ ميزان‌ مرگ‌ و مير ۱۰۰درصد است‌.
۲ - شاربن‌ تنفسي‌: استنشاق‌ اسپورهاي‌* زنده‌ وجايگزيني‌ آنها در آلوئل‌*هاي‌(بافت‌هاي‌) ريوي‌ منجر به‌ ايجادشاربن‌ تنفسي‌ مي‌گردد. اسپورها بعد ازانتقال‌ به‌ غدد لنفاوي‌ رشد كرده‌، تكثيرپيدا مي‌كنند و توكسين‌ توليد مي‌نمايند.
توكسين‌ و باكتري‌ از طريق‌ مجاري‌لنفاوي‌ وارد جريان‌ خون‌ شده‌ توكسمي‌و باكتريمي‌ سريعا كشنده‌ را باعث‌مي‌شوند.
۳ - شاربن‌ گوارشي‌ : شاربن‌ گوارشي‌ در نتيجه‌ مصرف‌بافت‌ آلوده‌ حيوانات‌ تلف‌ شده‌ ازشاربن‌ به‌ وجود مي‌آيد.
علايم‌ بيماري‌ شاربن‌ گوارشي‌ به‌فاصله‌ ۲ تا ۵ روز پس‌ از مصرف‌گوشت‌ آلوده‌ تظاهر مي‌يابد. علايم‌ اوليه‌تهوع‌، استفراغ‌، بي‌ اشتهايي‌، تب‌، دردشكم‌ و گاهي‌ اوقات‌ اسهال‌ خوني‌مي‌باشد.سیاه زخم جلدی در پوست انسان سیاه‌زخم پوستی:معمولا در مناطقی از پوست دست و بازو که بیشتر در معرض تماس با آلودگی هستند روی می‌دهد (پوست صورت و گردن هم با شیوع کمتری گرفتار می‌شوند).

علائم:

ضایعه معمولا با ایجاد جوش بی‌درد در محل ورود میکروب آغاز می‌شود که به سرعت گسترش می‌یابد و به قرحه‌ای که اطراف آن را طاول‌های کوچک احاطه کرده‌اند منجر می‌شود و به نکروز قرمز تیره و سیاه رنگی تبدیل می‌شود (در مرکز زخم یک اثر و جاماندگی از زخم سیاه رنگ بوجود می‌آید). این ضایعه قطر ۱ تا ۳ سانتیمتری داشته و به آن پوسچول بدخیم (malignant pustule) می‌گویند. در اثر زهرابه میکروب خیز و ادم وسیع، بزرگ شدن عقده‌های لنفاوی (لنفادنوپاتی)، تب، بی‌حالی و نیز سر درد هم ممکن است دیده شود. بیماری در اکثر موارد خودبخود محدود شده و بهبودی حاصل می‌‌شود ‌اما موارد درمان نشده می‌تواند به باکتریمی Bacteremia یا وجود باکتری در گردش خون، مننژیت و مرگ منجر شود و این تلفات در اینگونه افراد حدود ۲۰% است. این بیماری در مناطق استوایی شایع‌تر است.

سیاه‌زخم تنفسی یا ریوی:

در انسان که بیماری پشم ریسان هم خوانده می‌شود در اثر استنشاق اسپورها ایجاد می‌گردد که در ابتدا آثاری شبیه به سرماخوردگی دارد ولی بزودی به بیماری شدید ریوی و پنومونی تهدید کننده تبدیل می‌شود. میزان تلفات در این شکل بیماری حتی افرادیکه تحت درمان دقیق قرار می‌گیرند زیاد است چون زمانی به بیماری مظنون می‌شوند که جراحات قابل ترمیم نیست.

علائم:

تب، سرفه‌ی خشک، احساس ناراحتی در پشت جناغ سینه و نهایتا تنگی نفس حاد، تعریق و سیانوز. پرده جنب ریه هم درگیر می‌شود و پس از آن تجمع مایع خونی در فضای پلور ( فضای بین دو پرده جنب) روی می‌دهد. بیماری به سرعت پیشرفت می کند و در عرض ۲۴ تا ۳۶ ساعت شوک، افت دمای بدن و مرگ رخ می‌دهد.

سیاه‌زخم گوارشی:

در اثر مصرف گوشت آلوده ایجاد می‌شود.

علائم:

بصورت یک التهاب دستگاه گوارش (گاستروانتریت) حاد تظاهر می‌یابد. تب شدید، نفخ شکم، دل‌درد و همچنین استفراغ خونی و اسهال خونی هم ممکن است دیده شود و نهایتا به مرگ منجر می‌شود.

تشخیص:

تهیه گسترش و دیدن باسیل‌های گرم مثبت و بزرگ که بصورت زنجیره‌ای قرار گرفته‌اند. اسپورها معمولا در گستره‌های بدست آمده از ترشح زخم دیده نمی‌شود. آزمایشات سرولوژی مفید نیستند.
علايم‌بيماري‌درحيوانات‌:
علايم‌ اين‌ بيماري‌ در حيوانات‌ممكن‌ است‌ به‌ سرعت‌ اتفاق‌ بيفتد;حيوان‌ ممكن‌ است‌ دچار لرزش‌عضلاني‌، تنگي‌ نفس‌ و پرخوني‌ مخاطگردد و به‌ فاصله‌ كوتاهي‌ اين‌ علايم‌ باكلاپس‌* و سپس‌ مرگ‌ خاتمه‌ يابد.همچنين‌ به‌ دنبال‌ تلف‌ شدن‌ حيوان‌ترشح‌ خون‌ از منافذ طبيعي‌ بدن‌ شامل‌:مقعد، واژن‌، بيني‌، دهان‌ و حتي‌ ازچشم‌ها و گوش‌ها جاري‌ مي‌گردد.
از علل‌ خونريزي‌ آزادشدن‌توكسين‌ (سم‌) از ارگانيسم‌ و ممانعت‌ ازانعقاد خون‌ مي‌باشد.
در شكل‌ حاد بيماري‌ ممكن‌ است‌نشانه‌هايي‌ تا ۴۸ ساعت‌ قبل‌ از مرگ‌حيوان‌ مشاهده‌ گردد كه‌ شامل‌افسردگي‌، بي‌ حالي‌ و سستي‌،بي‌اشتهايي‌، تب‌، تنفس‌ عميق‌ و سريع‌،افزايش‌ ضربان‌ قلب‌، پرخوني‌ پرده‌هاي‌مخاطي‌ و قطع‌ نشخوار مي‌باشد.
در گاو سقط جنين‌ و كاهش‌ مقدارشير نيز مشاهده‌ مي‌شود.
شكل‌ تحت‌ حاد يا مزمن‌: چنانچه‌ باكتري‌ از طريق‌ گوارشي‌ ومصرف‌ مواد آلوده‌ وارد بدن‌ شود،شكل‌ تحت‌ حاد تا مزمن‌ اتفاق‌ مي‌افتد،در گوشتخواران‌ وحشي‌ و اهلي‌ (چون‌سگ‌ و گربه‌) نيز غالبا بيماري‌، مشابه‌خوك‌ تظاهر و عفونت‌ تحت‌ حاد تامزمن‌ را ايجاد مي‌كند.
علايم‌ بيماري‌ در انسان‌:

علائم بیماری بستگی به نحوه تماس انسان با عامل بیماری دارد، ولی معمولاً این علائم در طی مدت ۷ روز ظاهر می شود: در شکل پوستی که شایعترین (در حدود ۹۵ درصد) نوع است عفونت سیاه زخم زمانی اتفاق می افتد که عامل بیماری که معمولاً در پشم ، چرم و موی حیوان (مخصوصاً بز) آلوده وجود دارد، از طریق زخم و یا بریدگی پوستی وارد بدن شود.

شروع عفونت های سیاه زخم شبیه گزش حشرات بوده که با خارش و برآمدگی پوست همراه است . اما طی یک تا دو روز به جراحات تاول گونه و سپس به زخم بدون درد با قطری در حدود ۱ تا ۳ سانتیمتر و با مشخصه نکروز سیاه رنگ در مرکز زخم تبدیل می شود. غدد لنفاوی در نزدیک زخم ممکن است متورم گردند. مرگ و میر پوستی ، در صورت عدم درمان ، حدود ۲۰ درصد است .

چنانچه درمان با آنتی بیوتیک مناسب انجام شود، مرگ و میر به ندرت اتفاق می افتد.

شکل تنفسی با ورود اسپور باکتری از طریق مجاری تنفسی ایجاد می شود. ورود اسپور می تواند اتفاقی (محیط های آلوده ) و یا عمدی باشد. شروع علائم معمولاً شبیه به یک سرماخوردگی است . پس از چند روز علائم پیشرفت کرده و مشکل تنفسی ایجاد شده و در فرد شوک ایجاد می شود.

فرم تنفسی معمولاً منجر به مرگ می شود. فرم گوارشی : ممکن است پس از مصرف گوشت آلوده به عامل سیاه زخم اتفاق بیفتد و علائم آن التهاب حاد دستگاه گوارش است .

علائم اولیه شامل تهوع ، کاهش اشتها، استفراغ ، تب و به دنبال آن دردهای ناحیه شکمی است . استفراغ همراه با خون بوده و اسهال شدید در فرد بیمار مشاهده می شود. در فرم گوارشی میزان مرگ و میر ممکن است بین ۲۵ تا ۶۰ درصد موارد را تشکیل دهد.
اپيدميولوژي‌(همه‌گيري‌شناسي‌):
اساسا شاربن‌ بيماري‌ علف‌خواران‌بوده‌، و از طريق‌ آنها در طبيعت‌ حفظ ونگهداري‌ مي‌گردد. شاربن‌ از نظراپيدميولوژي‌ به‌ صورت‌ شاربن‌ صنعتي‌و كشاورزي‌ مورد توجه‌ است‌.
۱ - شاربن‌ صنعتي‌: در افرادشاغل‌ در مراكز تهيه‌ و توليدموادحيواني‌ يا محصولات‌ آنها (كه‌ممكن‌ است‌ در نتيجه‌ حيوانات‌ تلف‌شده‌ از بيماري‌ آلوده‌ شده‌ باشند) اتفاق‌مي‌افتد. متداولترين‌ منشأ شاربن‌صنعتي‌ پوست‌ يا چرم‌ و پشم‌ يا موي‌گوسفند و بز، پودر استخوان‌، خون‌ وگوشت‌ مي‌باشد.
۲ - شاربن‌ كشاورزي‌: درافرادي‌ كه‌ در تماس‌ با حيوان‌ آلوده‌هستند مانند دامدارن‌، دامپزشكان‌،چوپانان‌، كاركنان‌ آزمايشگاهها و به‌احتمال‌ قوي‌ كشاورزان‌ اتفاق‌ مي‌افتد.


پيشگيري‌ و كنترل‌:

یکی از راههای پیشگیری ، استفاده از واکسن است که در ایران تنها برای دامها استفاده می شود. لازم به ذکر است واکسن نوع حیوانی نباید برای انسان مورد استفاده قرار گیرد. در حال حاضر کشور آمریکا به علت شیوع این بیماری از واکسن انسانی علیه آن استفاده می کند. در صورتی که لباس و وسایل به عامل سیاه زخم آلوده شود، باید آنها را سوزاند. سطوح آلوده را می توان با استفاده از فرمالدئید ۱۰ درصد در آب و محلول کلروپراکسید هیدروژن ۳ درصد ضدعفونی کرد. در صورت آلودگی موها و بدن ، آنها را باید با شامپو و مواد شوینده کاملاً شستشو داد. برای درمان سیاه زخم پنی سیلین ، تتراسیکلین و فلوروکونیلون (سیپرو) تجویز می شود که می بایست حداقل ۲۴ ساعت قبل از شروع سپتی سمی داده شود. درمان آنتی بیوتیکی می تواند در کاهش ضایعات فرم پوستی بیماری سیاه زخم مؤثر باشد. در سیاه زخم تنفسی پس از ظهور علائم بیماری ، درمان تقریباً بی نتیجه است . تحقیقات انجام شده نشان می دهد، درمان میمون هایی که بلافاصله یک روز پس از تماس با اسپور این باکتری آنتی بیوتیک دریافت کرده اند، موفقیت آمیز بوده است .

انجام‌ روشهاي‌ پيشگيري‌ به‌منظور كاهش‌ اشاعه‌ باسيلوس‌آنتراسيس‌ از لاشه‌ آلوده‌ شامل‌:
۱ - عدم‌ اجراي‌ كالبد شكافي‌حيوان‌ تلف‌ شده‌ مظنون‌ به‌ شاربن‌
۲ - سوزاندن‌ يا مدفون‌ ساختن‌عميق‌ لاشه‌هاي‌ مشكوك‌ و پوشاندن‌ آن‌با لايه‌اي‌ از آهك‌ زنده‌.
۳ - واكسيناسيون‌ تمامي‌ حيوانات‌حساس‌ و جداسازي‌ حيواناتي‌ كه‌ علايم‌بيماري‌ را نشان‌ مي‌دهند و درمان‌ آنهابا آنتي‌بيوتيك‌. (معمولا حيوانات‌ به‌مدت‌ ۲۱ روز بعد از آخرين‌ موردتلفات‌ ناشي‌ از شاربن‌ قرنطينه‌ شده‌ وبه‌ فاصله‌ ۲۴ روز پس‌ از واكسيناسيون‌با واكسنهاي‌ اسپور زنده‌ نبايستي‌ به‌كشتارگاه‌ اعزام‌ شوند).
۴ - ضدعفوني‌ كليه‌ فرآورده‌هاي‌دامي‌ مثل‌ پوست‌، پشم‌ و استخوان‌حيوانات‌ مشكوك‌.
۵ - رعايت‌ مسايل‌ بهداشتي‌ محيطكار و انجام‌ اقدامات‌ حفاظتي‌ جهت‌كارگراني‌ كه‌ با وسايل‌ و مواد مشكوك‌و آلوده‌ سر و كار دارند.
۶ - رعايت‌ اقدامات‌ احتياطي‌ دركشتارگاه‌.
درمان‌:
در درمان‌ افراد مبتلا به‌ شاربن‌اهداف‌ زير مورد نظر مي‌باشد:
۱ - از بين‌ بردن‌ باكتري‌ در حداكثرسرعت‌ ممكن‌.
۲ - خنثي‌ ساختن‌ توكسين‌ باكتري‌
با داروهاي‌ پني‌ سيلين‌،تتراسايكلين‌ها، اريترومايسين‌،كلرامفنيكل‌ به‌ طور موفقيت‌آميزي‌ دردرمان‌ شاربن‌ مورد استفاده‌ قرار گرفته‌است‌.

ليشمانيوز -قسمت پنجم

روش درمان
تركيبات آنتيموان پنج ظرفيتي ( گلوكانتيم و پنتوستام ) : كه بدوشكل تزريق موضعي و تزريق سيستميك قابل استفاده است .
تزريق موضعي در موارد زير انديكاسيون دارد.
تعداد ضايعات محدود ( ۲ –۳ ) عدد در نزديكي ارگانهاي حياتي نباشد.

روش تزريق
تزريق معمولاً در چهار نقطه داخل زخم صورت مي گيرد تا زمانيكه رنگ محل تزريق ضايعه متمايل به سفيد گردد.

مقدار تزريق


بستگي به اندازه ضايعه داشته و فواصل درمان هفته اي يكبار مي باشد . درمان ياد شده تا بهبودي كامل ضايعه توصيه مي گردد.

تزريق سيستميك


درموارد زير توصيه مي شود:
- تعداد ضايعات متعدد و السراتيو باشد ( از ۳ ضايعه بيشتر)
- همراه با لنفادنوپاتي مجاور ضايعه فرم اسپيروتريكوئيد باشد.
- بيمار قادر يا مايل به پذيرش تزريق داخل ضايعه نباشد.
- موارد A.C.L با عامل L.Tropica درايران جهت پيشگيري ازاپيدمي با هر تعداد و فرم ضايعه بايد درمان شود.
- در خواست بيمار جهت معالجه بعد از توضيحات علمي توسط پزشك معالج
- توصيه مي شود در صورت وجود بيماريهاي كبد ، قلبي و كليوي درمان تحت نظر متخصص پوست انجام شود.
- تزريق در خانم هاي حامله كاربرد ندارد و توصيه مي شود از روش هاي ديگر درماني با مراجعه به متخصصين پوست استفاده شود. مقدار دارو و طول درمان
۲۰ ميلي گرم آنتيموان بازاء كيلوگرم وزن بدن (۲۰ mg/kg sb +۵ ) روزانه دريك نوبت تزريق عضلاني كه بهتر است بصورت منقسم در دوناحيه ( دو باسن ۹ تزريق گردد . بمدت ۱۰ – ۱۴ روز و در صورت نياز پس از حداقل يكماه مجدداً رژيم درماني تكرار گردد.
درصورت عدم پاسخ تا دو دوره درماني ارجاع بيمار به پزشك متخصص پوست توصيه مي شود. درصورت عود يا مقاومت انگل به درمان گلوكانتيم تنها بايد در دور دوم درمان ، آمپول گلوكانتيم + قرص آلوپورنيول ۰ ۲۰ ميلي گرم پاركيلو ) تجويز شود .
درصورت وجود عفونت باكتريائي ثانويه توصيه مي شود از مراقبتهاي موضعي ( پانسمان – نظافت زخم ) و آنتي بيوتيك مناسب سيستميك استفاده نمود.
چنانچه دربيماران سنگين وزن ، بيش از ۲ آمپول گلوكانتيم روزانه لازم باشد در دو دوز منقسم ( صبح و شب ) تزريقات انجام شود.
توصيه مي شود از دستكاري زخم اكيداً خود داري شود.
رژيم هاي درماني ديگري هم وجود دارند كه در صورت نياز بايستي توسط متخصصين پوست تجويز گردند.
درصورت بروز هرگونه واكنش در محل تزريق ( قرمزي . گرمي ، درد ، تورم ) و علائم سيستميك ( شكايتهاي قلبي ، يرقان ، مشكلات ادراري ) درمان قطع و بيمار به پزشك متخصص ارجاع گردد.

ليشمانيوز -قسمت چهارم

درمان ليشما نيوز
الف – ليشمانيوز احشائي يا كالا آزار
براي درمان شكل هاي ليشمانيوز بجز نوع منتشر آن Diffuse Cutaneous Leishmaniasis تركيبات آنتيموان پنج ظرفيتي جهت استفاده موضعي و عمومي پيشنهاد مي شوند . بمنظور اجتناب از عود بيماري ، تقليل هزينه درمان ، پيدايش مقاومت داروئي بايستي داروئي مناسب بمقدار لازم ودر فاصله زماني متناسب تجويز گردد . اگر چه آنتيموان پنج ظرفيتي بعنوان داروي خط اول درمان بيماري پذيرفته شده است ولي تفاوتهاي فراواني در نحوه بكار بردن آن اعمال مي شود.
دو داروي آنتيموان پنج ظرفيتي دردسترس مي باشند.مگلومين آنتيموانات (گلوكانتيم) وسديم استيبوگلوكونات ( پنتوستام ) ، كه اين دو دارو از نظر شيميايي مشابه بوده و تصور مي شود كه مدت اثر بخشي و سميت آنان در درمان ليشمانيوز احشايــي به مقـــدار آنتيموان مـوجـود در دارو بستگي داشته باشد محلـــول مگلومـــين آنتيموانات تقريبـاً + ۸۵ mg/ml ) ۸.۵% sb۵) آنتيموان داشته در حاليكه ميزان آنتيموان ( Sb ۵+ ) موجود درپنتوستام درحدود (۱۰۰mg/ml) ۱۰% Sb ۵+ مي باشد
گلوكانتيم دركشورهاي فرانسه زبان و آمريكاي لاتين و پنتوستام در كشورهاي انگليسي زبان و آمريكا مصرف مي شوند . درايران تاكنون گلوكانتيم مصرف شده ودزاژ توصيه شده داروي فوق برپايه ميزان آنتيموان پنج ظرفيتي موجود بوده ودر كالا آزار عبارتست از ۲۰ ميلي گرم آنتيموان براي هركيلو گرم وزن بدن روزانه بمدت بيست روز.
بيمارا نيكه بيماري در آنان باقي مانده و احتياج به درمان طولاني تري دارند بايستي مدت بيشتري در مان شوند . عدم پاسخ درماني اوليه كه بصورت عدم پاسخ كلينيكي به درمان اوليه با آنتيموان مي باشد در بيشتر مناطق بين ۲۰% تا ۸% است .
بيمارانيكه به درمان با آنتيموان در دوره اول جواب مناسب درماني نمي دهند ممكنست در دوره دوم يا حتي دوره سوم پاسخ مناسبي بدهند . آنتيموان در اين دوره مي تواند بدون سميت تا ۳۰ روز تجويز شود . درمان موفقيت آميز با دوره طولاني تري ( ۱۲۰ روزه) درمورد PKDL ( ليشمانيوز پوستي بعد از كالا آزار ) از هندوستان گزارش گرديده است .
طول دوره درمان در يك منطقه آندميك با نقاط ديگر متفاوت بوده ولي در تمام موارد درمان بايد حداقـــل ۲ هفته پس ازمنفي شدن آزمايش انگلي خون ادامه يابد.
تزريق داخل وريدي پنتوستام بايد به آرامي ( بيش از ۵ دقيقه ) و با استفاده از وزن مناسب صورت گيرد تا از احتمال بروز هرگونه ترومبوز جلوگيري شود . درمان بايد تحت نظر كادر پزشكي صورت گيرد.
درمان با تركيبات آنتيموان معمولاً خوب تحمل مي شود ولي اگر عوارض جانبي جدي بروز كند ( عوارض كبدي وقلبي ) مي توان موقتاً درمان را متوقف كرد . اگر عود بيماري اتفاق افتد بيماران بايد نخست با تركيبات آنتيموان تحت درمان قرارگيرند ودر صورت رضايت بخش نبودن پاسخ درماني اتتخاب دوم داروهاي آمفوتريسين B وپنتاسيدين خواهند بود.

آمفوتريسين B :
روزانه يا هفته اي سه بار بصورت تزريق داخل وريدي و آنفوزيون داخل دكستروز ۵% طي ۴ ساعت تجويز مي شود در شروع با دز اوليه ۱۰ – ۵ ميلي گرم كه بتدريج افزايش يافته ودر هر نوبت بميزان ۱۰-۵ ميلي به آن افزوده مي شود تا زمانيكه به دز ۵/۰ تا يك ميلي گرم در كيلوگرم از وزن بدن برسد . درمان بايد تا زمانيكه دز كامل يعني ۳-۱ گرم داده شود ادامه يابد . طول دوره درمان بستگي به پاسخ درماني بيمار دارد . عود بيماري يا فقدان پاسخ درماني مناسب در ۸% - ۲% موارد اتفاق مي افتد بعلت سميت دارو براي كليه وقلب درمان بايد هميشه در بيمارستان صورت گيرد.

ب ) دستورالعمل درمان ليشمانيوز جلدي ( سالك )

درمان بيماري سالك در مواد زير توصيه مي شود.
۱- كساني كه ضايعات زخمي بزرگ تر از ۳ سانتيمتر دارند
۲- كساني كه ضايعات متعدد اولسراتيو دارند
۳- ضايعات مناطق باز بدن ( صورت – پشت دست - پشت پا ) محل ضايعه درسه سانتيمتري ارگان هاي حياتي مانند چشم – گوش و دهان باشد.
درساير موارد پيشنهاد مي شود كه درمان صورت نگرفته و جهت پيشگيري از گزش مجدد و انتقال به ديگران وهم چنين پيشگيري از ايجاد احتمالي عفونت ثانويه ، با گاز استريل پانسمان گردد.

ليشمانيوز -قسمت سوم

۲-شکل مرطوب :
این شکل نیز دارای همان چهار مرحله سالک خشک می باشد ولی تظاهرات بالینی آن تفاوتهایی به شرح ذيل دارند:
پس از طی دوره کمون چند هفته تا چند ماه ضایعه بصورت جوش همراه با التهاب حاد ظاهر می شود .پس از دو هفته زخمی شده که بسرعت بزرگ و دور آن پرخون می شود. زیر لبه زخم خالی است و لبه زخم دارای تفاریس و چرک زیاد است . جوش خوردن زخم از وسط و اطراف همزمان اتفاق می افتد و بطور معمول زخم ظرف مدت ۶-۴ ماه پس از شروع آن به کلی خوب می شود و به ندرت در حالتهای عادی بیش از ۸ ماه طول می کشد.
علائم بالینی در کالاآزار :
استقرار بیماری معمولا مخفیانه و بدون علائم مشخصی صورت می گیرد و به کندی پیشرفت می کند . تظاهرات آن با تب نامنظم و مواج تا ۴۰ درجه سانتیگراد با بیقراری ، درد ناحیه طحال ، سرفه و کم شدن وزن بدن، بزرگی طحال و کبد و در نتیجه بزرگ شدن شکم بیمار ، کم خونی و کم شدن تعداد عناصر سلولهای خونی (گلبولهای قرمز، سفید و پلاکت ها ) ورم صورت و دستها و پاها دیده می شود.
در مواردی رنگ پوست بیمار برنزه و تیره می شود که برخی دلیل نامگذاری بیماری را به مرض سیاه (کالاآزار) بهمین دلیل می دانند و برخی نیز به دلیل مرگ و میر زیاد بر اثر این بیماری نام بیماری سیاه به آن داده اند. از بین رفتن سلولهای بیگانه خوار بدن و کاهش قوای دفاعی سبب آمادگی برای پذیرش سایر عفونت ها شده و اگر تشخیص و درمان بموقع انجام نگیرد موجب مرگ بیمار می گردد.
بطور کلی تشخیص بیماری لیشمانیوز جلدی و احشایی براساس آخرین مصوبه کمیته کشوری در انواع مظنون ، محتمل و قطعی بشرح زیر است:

لیشمانیوز جلدی
- تشخیص مظنون (Suspected) :
وجود پاپول یا زخم پوستی بیشتر در نقاط باز بدن در منطقه آندمیک که بیش از ۱۰ روز طول کشیده باشد.
- تشخیص محتمل (Probable):
وجود پاپول یا زخم پوستی که بتدریج افزایش اندازه یافته ، اولسر آن گاه سطحی و برآمده است و گاه بصورت زخم های عمیق و چرکی با کناره های قرمز رنگ می باشد.
- تشخیص قطعی (Definite):
دیدن انگل در گسترش تهیه شده از ضایعه پوستی (اسمیر یا کشت)

لیشمانیوز احشایی (کالاآزار )
- تشخیص مظنون (Suspecred):
بروز علام کلینیکی بصورت بیماری تحت حاد با علائمی نظیر تب ، هپاتومگالی ، اسپلنومگالی ، کاهش وزن ، کم خونی ، تغییر رنگ پوست.
- تشخیص محتمل (Probable):
علائم بالینی همراه با آزمایش IPA DAT مثبت
- تشخیص قطعی : (Definite)
دیدن انگل در گسترش تهیه شده از بافتها (طحال ، مغز استخوان و غدد لنفاوی) و یا بدست آوردن آن در محیط کشت
تشخیص بیماری
تشخیص لیشمانیوز جلدی:
تشخیص بالینی سالک وقتی به اثبات می رسد که میکروارگانیسم در اسمیر رنگ آمیزی شده مایع حاصل از ضایعات جلدی و یا کشت دیده شود و یا در آزمایش بافت شناسی در بافت رنگ آمیزی شده مشاهده گردد.
معیارهای تشخیص آزمایشگاهی :
۱- آزمایشات انگل شناسی مثبت (اسمیر یا کشت از زخم )
۲- آزمایشات سرولوژی مثبت (IFA,ELIZA) فقط برای لیشمانیوز مخاطی
(M.C.L)
تشخیص کالا آزار :
باتوجه به اینکه کالا آزار در ایران اغلب در بچه ها دیده می شود و از علائم ظاهری آن تبهای نامنظم ، بزرگی طحال و کبد و در نتیجه بزرگ شدن شکم ، کم خونی و ضعف و لاغری است موارد مشکوک را می توان جهت تشخیص قطعی به پزشک مرکز درمانی و یا متخصص جهت انجام آزمایشات معرفی نمود.
معیارهای تشخیص آزمایشگاهی :
۱- مثبت بودن آزمایشات انگل شناسی (تهیه گسترش از مغز و استخوان – طحال – کبد – غدد لنفاوی – خون ) و کشت ازبیوپسی یا مواد آسپیره شده از اعضاء
۲- مثبت آزمایشات سرولوژی (DAT,ELIZA, IFA) تهیه نمونه خون برای انجام تستهای سرولوژی بسادگی امکان پذیر است.
میتوان نمونه خود را در لوله های باریک هپارتیه از نوک انگشت بیمار پس از ضد عفونی کردن انگشت با الکل و سوراخ کردن آن با تیغه نوک تیز استریل یا لانست یکبار مصرف تهیه کرد. پلاسمای آن را بوسیله سانتریفوژ کردن جدا نمود یا با تماس دادن کاغذ صافی آزمایشگاهی با خون روی انگشت بیمار مقداری از خون را بصورت یک لکه یکنواخت بقطر حدود یک سانتیمتر جذب کاغذ کرده و پس از خشک شدن مورد آزمایش آگلوتیناسیون مستقیم که انجام آن را در آزمایشگاههای کوچک و دور افتاده با تجهیزات ساده و دور افتاده عملی است قرار داد

ليشمانيوز -قسمت دوم

مخزن بیماری لیشمانیوز جلدی در ایران

لیشمانیوز جلدی به دو گونه است . نوع شهری یا خشک (Anthroponotic) در این نوع مخزن بیماری انسان بوده ولی سگ هم بطور اتفاقی به بیماری مبتلا می گردد.
در لیشمانیوز جلدی نوع روستایی یا مرطوب (Zoonotic) مخزن بیماری عمدتاً جوندگان بوده که مهمترین آنان در ایران رومبومیس اوپیموس (در اصفهان) از خانواده ژربیل ها مي باشد جوندگان دیگری نیز بعنوان مخزن لیشمانیوز جلدی نوع روستایی در ایران مورد بررسی و تائید قرار گرفته اند که از آنجمله مریونس لیبیکوس در شهرستان نطنز استان اصفهان مریونس هوریانه در سیستان و بلوچستان و تاتراایندیکا (Tatera indica) درخوزستان.

راههای سرایت بیماری و سیکل زند گی انگل
زندگی انگل دارای دو مرحله است یک مرحله لیشمانیانی و دیگری مرحله لپتومونائی در مرحله لیشمانیائی که به آن آماستیگوت می گویند انگل بصورت ارگانیسم فاقد تاژک با بدن گرد یا بیضوی و گاهی دوکی شکل است که در داخل سلول های بیگانه خوار (ماکروفاژ) پستانداران وجود دارد و اجسام لیشمن نامیده می شود.
در مرحله لپتومونائی که به آن پروماستیگوت نیز می گویند از تغییر شکل حالت لیشمانیائی بوجود می آید، در این شکل انگل تاژکی د رقسمت قدامی خود دارد که این شکل انگل در دستگاه گوارش پشه خاکی و هم چنین در داخل محیط کشت دیده می شود. انگل در فرم آماسیتگوت در بدن میزبان مهره دار مثل انسان و حیوان قرار دارد و اغلب در داخل ماکروفاژها (سلولهای بیگانه خوار ) زندگی می کند. پشه خاکی جنس ماده خونخوار است. و با مکیدن خون ، آماستیگوت را می بلعد و در دستگاه گوارش به مرحله پروماستیگوت تبدیل می نماید. این فرم ارگانیسم با تقسیم بندی غیر جنسی دوتایی زیاد می شود و بعد از گذشتن ۵ الی ۲۰ روز تعداد آنها زیاد شده بطوریکه در سالک با نیش زدن پشه خاکی ماده آلوده ، این انگل به انسان سالم منتقل شده و باعث بروز زخم سالک می گردد.



بطور کلی سالک بوسیله انواع پشه خاکی های آلوده به سه طریق زیر بوجود می آید:
۱- انسان به انسان
۲- حیوان به حیوان
۳- حیوان به انسان و بالعکس
و در کالاآزار محل استقرار انگلها در سلولهای بیگانه خوار سیستم رتیکولوآندتلیال ، بافت طحال ، کبد، مغز استخوان ، غدد لنفاوی وسایربافت ها است و ممکن است در منوسیتهای خون نیز دیده شوند. در موقع خون خوردن پشه خاکی از میزبان مهره دار آلوده اشکال لیشمانیایی وارد لوله گوارش پشه شده و در آنجا بشکل لپتومونايی(تاژکدار) در می آید در قسمت میانی معده پشه تکثیر شده و درموقع خونخواری از انسان سالم بهمراه بزاق وارد بدن میزبان مهره دار می شود. در بدن انسان تاژک خود را از دست داده در سلولهای بیگانه خوار بدن انتشار می یابند. راههای دیگر انتقال ممکن است تماس جنسی، انتقال خون، مادرزادی از طریق جفت و یا آلودگی مخاط چشم و یا زخمهای باز با مواد آلوده مانند ترشح زخم یا مخاط بینی انسان و یا حیوان مبتلا به لیشمانیوز احشایی باشد. حیوانات گوشتخوار ممکن است با خوردن لاشه حیوان آلوده مبتلا شوند.

دوره کمون:
درسالک بسته به نوع بیماری متفاوت است . در لیشمانیوز جلدی نوع مرطوب (روستایی) دوره کمون کوتاهتر (۴-۱) هفته ولی در لیشمانیوز جلدی نوع خشک (شهری ) این دوره طولانی تر و بطور معمول (۲ تا ۸ ماه ) گاهی ۲-۱ سال می باشد.
در لیشمانیوز احشایی (کالاآزار) نیز این دوره از چند هفته تا چند ماه و گاهی تا یکسال می باشد.

علائم بیماری در سالک:
ضایعات سالک ممکن است به یکی از اشکال زیر دیده شود:
۱) شکل خشک
۲) شکل مرطوب
۳) اشکال غیر معمول
۴) شکل مزمن
۵) شکل لوپوئید یا عود کننده
۶) ضایعات ناشی از مایه کوبی
که در این نوشته فقط به ذکر انوع خشک و مرطوب آن می پردازیم .

۱- شکل خشک
این شکل بیماری دارای ۴ مرحله پاپول بی درد، مرحله زخم و دلمه ، شروع بهبودی ، بهبودی کامل و به جای ماندن جوشگاه (جای زخم یا اسکار) می باشد.
پس از گذشت دوره کمون در محل گزش پشه پاپول سرخ رنگي ظاهر می شود این پاپول نرم و بی درد است و در اثر فشار محو نمی شود. گاه خارش مختصری دارد. پس از گذشت چند هفته یا چند ماه پاپول فعال شده ، ضایعه بزرگتر شده و اطراف آن را هاله قرمز رنگی فرا میگیرد. و کم کم بر اثر تجمع سلول ها در آن قطعه ضایعه سفت می شود. پس از گذشت ۲ تا ۳ ماه پاپول بصورت دانه ای سرخ و برجسته با سطحی صاف و شفاف و قوامی نرم در می آید. در این هنگام گاه در روی آن فرورفتگی به عمق یک میلیمتر که ته آن پوسته پوسته است دیده می شود. به تدریج سطح این دانه نرم می شود و مایع سروزي ترشح می کند و بالاخره ضایعه بصورت زخمی باز در می آید . زخم حدودی مشخص و حاشیه ای نامنظم و برجسته دارد که روی آن را دلمه ای کثیف و قهوه ای رنگ پوشانده است.
اگر دلمه کنده شود کف زخم فرو رفته است اطراف زخم دارای هاله ای صورتی رنگ كه در مقایسه با بافتهای اطراف و زیر آن سفت به نظر می رسد. ضایعه بی درد و گاهی دارای خارش خفیف است. هرچه تعداد ضایعات بیشتر باشد اندازه زخمها کوچکتر و بهبودی آنها سریعتر است . بهبودی زخم بتدریج از مرکز زخم شروع شده و دلمه شروع به خشک شدن می کند . و پس از گذشت ۱۲-۶ ماه و گاه بیشتر ضایعه کاملا بهبود می یابد و اثر آن به صورت جوشگاهی فرورفته با حدودی کاملا مشخص و حاشیه ای نامنظم باقی می ماند.

ليشمانيوز -قسمت اول

مقدمه :


بیماری لیشمانیوز در مناطق گرمسیری آمریکا، آفریقا، شبه قاره هند و در نواحی نیمه گرمسیری آسیای جنوب غربی و ناحیه مدیترانه آندمیک می باشد. این اختلال شامل گروهی از بیماریها با تظاهرات بالینی و عواقب بهداشتی بسیار متنوع است (از ضایعات بد شکل خودبخود بهبود یابنده در تعداد اندکی از افراد تا اپیدمی های شدید با میزان مرگ و میر بالا) تعداد افراد آلوده در دنیا دوازده میلیون نفر تخمین زده می شود. و ۳۵۰ میلیون نفر در مناطقی زندگی می کنند که احتمال ابتلاء به بیماری وجود دارد. ۳ میلیون نفر از اشکال مختلف بیماری رنج می برند.


تعداد موارد جدید در هر سال ۵/۱ میلیون نفر می باشد که از این تعداد ، پانصد هزار مورد (۰۰۰/۵۰۰) مبتلا به لیشمانیوز احشایی هستند. این تخمین ها مواردی را كه بعلت عدم گزارش بسیاری از موارد جدید بیماری (در مناطق روستایی ) یا عدم الزام گزارش این موارد در بسیاری از کشورهای آندمیک در نظر آورده نمی شوند، نیز بحساب می آورند. لیشمانیوز احشایی اپیدمی های وسیع ایجاد می کند و تعداد بیماران در سالیان مختلف بسیار متنوع است. در طول سال ۱۹۹۱ ، اپیدمی های وسیعی در هندوستان بوقوع پیوست. تعداد بیماران در هند به تنهایی حدود ۰۰۰/۲۵۰ نفر بوده است. از آنجا که میزان کشندگی بیماری در موارد تشخیص داده و درمان شده بین ۵ تا ۱۰ درصد (در سودان تا ۱۴%) و در موارد درمان نشده ۱۰۰% می باشد، تخمین می زنند که لیشمانیوز احشایی ۰۰۰/۷۵ نفر را در سال ۱۹۹۱ به هلاکت رسانده باشد. ابتلاء به لیشمانیوز پوستی از شدت کمتری برخوردار می باشد. ولی در مناطق آندمیک ناراحتی فراوانی را ایجاد می نماید. (حداقل به خاطر جنبه روانی و اجتماعی و ظاهر زننده ای که بیماری ایجاد می کند). اهمیت این مسئله نزد مردم در مناطق آندمیک از آنجا مشخص می شود که در این مناطق به روش قدیمی لیشمانیزاسیون روی می آورند . این روش شامل ایجاد عفونت عمومی و مخاطره آمیز بالیشمانیا به منظور القای ایمنی تمام عمر نسبت به آن و به قیمت بروز یک زخم و ضایعه در مناطقی از بدن است که کمتر در معرض برخورد با عامل بیماری قرار دارند.


اهمیت مراقبت در بیماری لیشمانیوزها :مراقبت این بیماری باتوجه به پیچیدگی اپیدمیولوژیک در حلقه انتقال این بیماری (وجود مخازن و ناقلین گوناگون) از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد چه با تجهیز شبکه مراقبتی کارآمد و آگاهی سریع ازوقوع موارد علی الخصوص در نقاط عاری از بیماری میتوان فرصت کافی جهت آگاهی از وضعیت ناقلین ، مخازن ، طبقه بندی نوع بیماری که از الزامات اولیه تعیین راه صحیح مبارزه با بیماری است و همچنین در مورد نوع احشايی درمان به موقع و پیشگیری از مرگ و میر فراوان بیماری نقش موثری در مهار بیماری ایفاء نمود. اساس مراقبت صحیح در مورد هر بیماری تعیین تعاریف مشخص جهت گزارش بیماری به سطوح مختلف می باشد که در صفحات بعد به آن خواهیم پرداخت .

عامل بیماری :
یک انگل تک یاخته ای از جنس لیشمانیا (Leishmania) است که انواع مختلفی دارد. بعضی از آنها در انسان ایجاد بیماریهایی بنام لیشمانیوز می کند. لیشمانیوز جلدی یا سالک بوسیله لیشمانیاتروبیکا (L.Tropica) و لیشمانیا ماژور(L.Major) ایجاد می شود که زخم پوستی خوش خیمی می باشد و در اغلب نقاط ایران دیده می شود.
لیشمانیا دونووانی (L.donovani) با لیشمانیااینفانتوم(L.infantum) عامل بیماری کالاآزار و یا لیشمانیوز احشایی است.
انگل لیشمانیا جزو تک یاخته های تاژک دار است. در بدن میزبان مهره دار از جمله انسان در داخل سلولهای بیگانه خوار بافتها بشکل گرد یا تخم مرغی با اندازه ۴-۲ میکرون رشد و تکثیر پیدا می کند. در میزبان بی مهره یا پشه خاکی که ناقل بیماری است و هم چنین در محیط کشت بشکل انگلی دراز ، دوکی شکل ، متحرک و دارای یک رشته باریک بنام تاژک می باشد. ناقل بیماری :
ناقل بیماری پشه ریزی است بنام پشه خاکی یا فلبوتوموس (phlebotomus) که اندازه آن ۲-۳ میلیمتر و بدن آن پر از مو برنگ زرد مایل به کرم می باشد. پشه خاکی ماده خونخوار است و از خون انسان و بعضی پستانداران تغذیه می کند . پشه خاکی ماده معمولاً هر ۵ روز یکبار خون می خورد در موقع خون خوردن آلوده می شود پس از حدود ۱۰ روز می تواند آلودگی را به میزبان مهره دار دیگر منتقل کند. خونخواری پشه خاکی معمولاً در شب انجام گرفته و روزها را در جای تاریک و مرطوب در زیر زمین و قسمت سایه دار اماکن انسانی یا حیوانی استراحت می کند. طول عمر پشه خاکی بالغ یکماه است که در این مدت یک یا چند بار تخم گذاری انجام می دهد.


تخم ها پس از طی دور ه های مختلف (حدود یکماه و نیم ) به پشه بالغ تبدیل می شوند که می تواند پرواز کند. پشه خاکی انواع زیادی دارد که بعضی از انواع آن ناقل کالا آزار و برخی دیگر ناقل لیشمانیوز جلدی نوع شهری و بعضی ناقل لیشمانیوز جلدی نوع روستایی می باشند.
مخزن انگل:
مخزن انگل در بیماری کالاآزار بر حسب نوع آن فرق می کند در کالاآزار نوع هندی مخزن انسان است که با آلوده شدن توسط نیش پشه خاکی به انسان سالم منتقل می گردد. در نوع مدیترانه ای از جمله کالا آزار ایران سگ و سگ سانان وحشی مانند روباه و شغال مخزن اصلی بیماری هستند و در برخی نقاط مانند آفریقا ، جوندگان مخزن این انگل می باشند. در کالاآزار مدیترانه ای انتقال بیماری توسط پشه خاکی از انسان مبتلا به کالا آزار به انسان سالم امکان پذیر است.

بيماري سالك

ليشمانيوز جلدي‌ يا سالك‌ عفونت‌ناشي‌ از انگل‌ ليشمانياست‌ با يك‌ ندول‌كوچك‌ شروع‌ و اغلب‌ زخمي‌ مي‌شود.اين‌ بيماري‌ در بسياري‌ از كشورهاي‌گرمسير به‌ صورت‌ بومي‌ ديده‌ مي‌شود.شايعترين‌ محل‌ ضايعات‌ در نواحي‌ بازبدن‌ بخصوص‌ صورت‌ است‌.
بيماري‌ سالك‌ در بسياري‌ ازكشورهاي‌ مناطق‌ حاره‌ و تحت‌ حاره‌شيوع‌ دارد و بيماري‌ در نقاط مختلف‌آسيا نظير چين‌، سوريه‌، عربستان‌،عراق‌، ايران‌، فلسطين‌ ،قفقاز و جنوب‌شرقي‌ روسيه‌، پاكستان‌، افغانستان‌ وهند شايع‌ است‌. همچنين‌ از كشورهاي‌اطراف‌ مديترانه‌ و كشورهاي‌ آفريقايي‌موارد متعددي‌ از بيماري‌ گزارش‌مي‌گردد.


از كانونهاي‌ مهم‌ بيماري‌ در ايران‌نواحي‌ مرزي‌ در مرز تركمنستان‌، ناحيه‌سرخس‌، لطف‌ آباد،تركمن‌ صحرا،منطقه‌ اسفراين‌ در استان‌ خراسان‌،خوزستان‌، قم‌، كاشان‌، طبس‌ وبخصوص‌ مهمترين‌ كانون‌ اصفهان‌ آن‌هم‌ در ناحيه‌ شرق‌، شمال‌ (شهرستان‌برخوار و ميمه‌)، شمال‌ شرق‌(شهرستانهاي‌ اردستان‌، نطنز، آران‌ وبيدگل‌ و كاشان‌) مي‌باشد كه‌ از مناطق‌بومي‌ كشور است‌.


ليشمانيوز جلدي‌ بر دو نوع‌است‌:


۱ - شهري‌ يا خشك‌:(Anthroponotic) در اين‌ نوع‌مخزن‌ بيماري‌ انسان‌ است‌ ولي‌ سگ‌هم‌ بطور اتفاقي‌ به‌ بيماري‌ مبتلامي‌شود.
۲ - روستايي‌ يا مرطوب‌:(Zoonotic) در اين‌ نوع‌ مخزن‌بيماري‌ عمدتا جوندگان‌ مي‌باشند. ناقل‌بيماري‌ پشه‌ خاكي‌ ماده‌ مي‌باشد كه‌هنگام‌ غروب‌ خونخواري‌ مي‌كند.
بطور كلي‌ سالك‌ بوسيله‌ انواع‌پشه‌ خاكي‌هاي‌ آلوده‌ به‌ سه‌طريق‌ زير به‌ وجود مي‌آيد:
۱ - انسان‌ به‌ انسان‌(بنابراين‌ بهتر است‌براي‌ جلوگيري‌ از انتشار آلودگي‌توسط ناقل‌ روي‌ زخم‌ سالكي‌ پوشيده‌شود).
۲ - حيوان‌ به‌ حيوان‌
۳ - حيوان‌ به‌ انسان‌ يا انسان‌ به‌ حيوان‌.
تظاهرات‌ باليني‌ و اشكال‌ مختلف‌بيماري‌ عبارتند از:
۱ - شكل‌ خشك‌ يا نوع‌ شهري‌: اين‌شكل‌ از بيماري‌ چهار مرحله‌ متفاوت‌را طي‌ مي‌كند. دوره‌ نهفتگي‌ ۲ تا ۸ ماه‌است‌، پس‌ از گذشت‌ اين‌ دوران‌ درمحل‌ گزش‌ پشه‌ پاپول‌ سرخ‌ رنگي‌ظاهر مي‌شود كه‌ ۳ تا ۴ ميليمتر قطردارد و نرم‌ و بي‌ درد است‌ و بر اثر فشارمحو نمي‌شود و گاه‌ خارش‌ مختصري‌دارد; سپس‌ پاپول‌ فعال‌ مي‌شود وشروع‌ به‌ رشد مي‌كند و كم‌ كم‌ بر اثرتجمع‌ سلولها در آن‌ نقطه‌ ضايعه‌ سفت‌مي‌شود و به‌ نظر مي‌رسد به‌ بافتهاي‌زيرين‌ چسبيده‌ است‌. بازشدن‌ زخم‌ به‌احتمال‌ زياد بر اثر عوامل‌ خارجي‌ مثل‌ضربه‌ است‌. زخم‌ حدودي‌ مشخص‌ وحاشيه‌ نامنظم‌ و برجسته‌ دارد كه‌ روي‌آن‌ را دلمه‌اي‌ قهوه‌اي‌ رنگ‌ پوشانده‌است‌. پس‌ از گذشت‌ ۶ تا ۱۲ ماه‌ و گاه‌بيشتر ضايعه‌ كاملا بهبود مي‌يابد و اثرآن‌ بصورت‌ جوشگاهي‌ فرو رفته‌ باحدودي‌ كاملا مشخص‌ و حاشيه‌ نامنظم‌باقي‌ مي‌ماند. تعداد زخم‌ معمولا كم‌ وگاه‌ منفرد است‌.
۲ - شكل‌ مرطوب‌ يا نوع‌ روستايي‌: دراين‌ شكل‌ پس‌ از طي‌ دوره‌ نهفتگي‌(چند هفته‌ تا چند ماه‌) ضايعه‌ بصورت‌جوش‌ همراه‌ با التهاب‌ حاد ظاهرمي‌شود. زخمي‌ شدن‌ آن‌ در عرض‌ ۱۰روز تا ۲ هفته‌ پس‌ از شروع‌ اتفاق‌مي‌افتد. زخم‌ به‌ سرعت‌ بزرگ‌ و دورآن‌ پرخون‌ مي‌شود. زخم‌ نسبتا زود ازبافت‌ گرانولوماتوز (۱) پر مي‌شود.جوش‌ خوردن‌ زخم‌ از وسط و اطراف‌همزمان‌ اتفاق‌ مي‌افتد و بطور معمول‌در مدت‌ ۴ تا ۶ ماه‌ از شروع‌، زخم‌بكلي‌ خوب‌ مي‌شود. تعداد زخم‌هامتعدد و معمولا بيش‌ از يكي‌ است‌.


۳ - شكل‌ سقط شونده‌: اين‌ شكل‌معمولا بصورت‌ توبركول‌ كوچكي‌ كه‌رنگ‌ سرخ‌ دارد شروع‌ مي‌شود، ولي‌رشد چنداني‌ ندارد; روي‌ آن‌ پوسته‌پوسته‌ مي‌شود و گاه‌ زخم‌ كوچكي‌ ايجادمي‌كند كه‌ به‌ سرعت‌ بهبود مي‌يابد وجوشگاه‌ كوچكي‌ باقي‌ مي‌گذارد و گاهي‌نيز توبركول‌ بدون‌ ايجاد زخم‌ بهبودمي‌يابد. تمام‌ دوره‌ عارضه‌ حدود ۵ ماه‌بيشتر طول‌ نمي‌كشد.
۴ - اشكال‌ غير معمول‌: مواردي‌ ازاشكال‌ باليني‌ سالك‌ بصورت‌ غيرمعمول‌ نظير زرد زخمي‌، اگزمايي‌،زگيلي‌، توموري‌ و اسپوروتريكوئيدي‌بروز مي‌كند.
۵ - نوع‌ مزمن‌: در اين‌ شكل‌ دوره‌بيماري‌ پس‌ از گذشت‌ مرحله‌ حاد به‌طور مزمن‌ براي‌ ماهها و سالها ادامه‌مي‌يابد. علت‌ پيدايش‌ اين‌ شكل‌بدرستي‌ روشن‌ نيست‌ و به‌ نظر مي‌رسدمصونيتي‌ كه‌ لازم‌ است‌ به‌ وجود آيد تاضايعه‌ اوليه‌ بهبود يابد در اين‌ بيماران‌اتفاق‌ نمي‌افتد.
۶ - شكل‌ عود كننده‌: حدود ۷ تا ۱۰درصد از بيماران‌ مبتلا به‌ سالك‌ پس‌ ازگذراندن‌ دوره‌ حاد بهبود كامل‌نمي‌يابند و عارضه‌ آنان‌ تبديل‌ به‌شكلي‌ از بيماري‌ مي‌شود كه‌ به‌ آن‌شكل‌ عودكننده‌ (توبركولوئيد يالوپوئيد) مي‌گويند. در اين‌ بيماران‌ نيزمانند سالك‌ حاد بيماري‌ با يك‌ پاپول‌قرمز رنگ‌ ظاهر مي‌شود كه‌ تبديل‌ به‌زخم‌ و سرانجام‌ جوشگاه‌ مي‌شود. اين‌جوشگاه‌ بيشتر در روي‌ صورت‌ و شبيه‌ديگر جوشگاههاي‌ ناشي‌ از سالك‌فررفته‌ با حاشيه‌ مشخص‌ و نامنظم‌است‌. دانه‌هاي‌ ريز قهوه‌اي‌ و زردرنگي‌ در سطح‌ جوشگاه‌ و اطراف‌ آن‌ظاهر مي‌شود كه‌ با فشار لام‌ شبيه‌دانه‌هاي‌ ژله‌ سيب‌ مي‌گردند و در سل‌پوستي‌ نيز شايع‌ است‌.
تشخيص‌ قطعي‌ بيماري‌ با يافتن‌ اشكال‌مختلف‌ انگل‌ در نمونه‌هاي‌ باليني‌ زخم‌(مواد آسپيره‌ يا بيوپسي‌) داده‌ مي‌شود.مواد آسپيره‌ يا بيوپسي‌ مي‌تواند ازكناره‌ داخلي‌ يا حاشيه‌ داخلي‌ زخم‌برداشت‌ شود. اين‌ مواد را مي‌توان‌ روي‌لام‌ گذاشت‌ تا خشك‌ و براي‌ جستجوي‌ميكروسكوپي‌ آماده‌ شود. علاوه‌ بر اين‌روش‌، از روشهاي‌ مختلف‌آزمايشگاهي‌ ديگر نظير كشت‌ ،تلقيح‌به‌ حيوان‌ آزمايشگاهي‌، آزمون‌ليشمانين‌ و… نيز مي‌توان‌ استفاده‌ كرد.اين‌ بمياري‌ قابل‌ درمان‌ مي‌باشد وداروهاي‌ مؤثري‌ براي‌ درمان‌ آن‌وجوددارد كه‌ با نظر پزشك‌ معالج‌تجويز مي‌شود.


پيشگيري‌ :
۱ - اسپري‌ حشره‌ كش‌هاي‌ ابقايي‌ و به‌كاربردن‌ مواد دوركننده‌ روي‌ پوست‌:شايان‌ ذكر است‌ اسپري‌ كردن‌ يك‌اقدام‌ كنترل‌ مؤثر براي‌ ليشمانيوزپوستي‌ شهري‌ است‌ ولي‌ براي‌ نوع‌روستايي‌ غيرمعمول‌ است‌.
۲ - مبارزه‌ با مخزن‌ بيماري‌: در نوع‌شهري‌ اتلاف‌ سگ‌هاي‌ ولگرد، حذف‌محيطهاي‌ مساعد زندگي‌ و تكثير آنهاو همچنين‌ پوشيدن‌ زخم‌ سالكي‌ براي‌جلوگيري‌ از آلوده‌ شدن‌ پشه‌هاي‌ ناقل‌لازم‌ است‌.


در نوع‌ روستايي‌ مبارزه‌ با جوندگان‌ ازطريق‌ طعمه‌ گذاري‌ و لانه‌ كوبي‌ ،دفع‌صحيح‌ زباله‌ و حذف‌ زمينه‌هاي‌ مساعدرشد و تكثير جوندگان‌ مؤثر خواهدبود.


۳ - مبارزه‌ با ناقل‌ بيماري‌: تأمين‌بهداشت‌ محيط، حذف‌ مناطق‌ رشد وتكثير پشه‌ مانند محل‌هاي‌ تجمع‌ زباله‌،نخاله‌هاي‌ ساختماني‌ و كودحيواني‌،ساختمانهاي‌ نيمه‌ كاره‌ و تسطيح‌ وبهسازي‌ حوالي‌ مناطق‌ مسكوني‌ ازاولويت‌ ويژه‌اي‌ برخوردار است‌.سمپاشي‌ از اقدامات‌ نهايي‌ است‌ كه‌ درصورت‌ لزوم‌ آن‌ هم‌ در نوع‌ شهري‌مي‌تواند مورد استفاده‌ قرار گيرد. البته‌به‌ لحاظ خطر بروز انواع‌ مقاوم‌ نسبت‌به‌ سم‌، عوارض‌ زيست‌ محيطي‌ آن‌ واحتمال‌ مهاجرت‌ ناقل‌ به‌ مناطق‌ مجاورو جديد سمپاشي‌ از كمترين‌ اولويت‌برخوردار است‌.
با توجه‌ به‌ اينكه‌ در نوع‌ روستايي‌ محل‌رشد و تكثير پشه‌ها عمدتا در لانه‌جوندگان‌ مي‌باشد و معمولا افراد درهنگام‌ غروب‌ در خارج‌ از اماكن‌ موردگزش‌ قرار مي‌گيرند سمپاشي‌ كمترين‌تأثير را در كنترل‌ ناقل‌ خواهد داشت‌.
۴ - حفاظت‌ فردي‌: از مهمترين‌بخش‌هاي‌ پيشگيري‌ آموزش‌ مردم‌جهت‌ حفاظت‌ خود از گزش‌ پشه‌ ناقل‌مي‌باشد. نصب‌ توري‌ پنجره‌، استفاده‌ ازپشه‌ بندهاي‌ آغشته‌ به‌ سم‌ (دلتامترين‌)،خودداري‌ از انباشتن‌ زباله‌ و كودحيواني‌ در مناطق‌ مسكوني‌، بهسازي‌اماكن‌، رعايت‌ فاصله‌ مناسب‌ زندگي‌انسان‌ و دام‌، پوشاندن‌ زخم‌ و تميزنگهداشتن‌ آن‌، شناسايي‌ و درمان‌مبتلايان‌ به‌ سالك‌ به‌ منظور كاهش‌مخازن‌ انگلي‌، تخريب‌ اماكن‌ متروكه‌،كنترل‌ كودكان‌ جهت‌ بازي‌ در مكانهاي‌آلوده‌ در ساعات‌ عصر و غروب‌ آفتاب‌و رعايت‌ احتياط در موقع‌ كشاورزي‌در ساعت‌ خاصي‌ از روز همگي‌ ازنكات‌ مهمي‌ هستند كه‌ بايد در آموزش‌روشهاي‌ پيشگيري‌ مورد توجه‌ قرارگيرند.
توليد واكسن‌ نيز در كشور ایران در دست‌تحقيق‌ و تجربه‌ مي‌باشد كه‌ تا كنون‌واكسن‌ مناسب‌ قابل‌ استفاده‌ براي‌ عموم‌توليد نگرديده‌ است‌.

توکسوکاريازيس

توکسوکاریازیس یک بیماری انگلی است این انگل از خانواده کرمهای گرد است این انگل در بسیاری از حیوانات از جمله انسان قادر به ایجاد بیماری است در سگ و گربه دو گونه توکسوکارا کتی و توکسوکارا کنیسس می تواند سبب ایجاد بیماری شود.

یکی از بیماریهای مشترک بین انسان و حیوان خانگی از جمله سگ و گربه ، بیماریهای انگلی می باشد.
در این مقاله به بیماری توکسوکاریازیس که در اثر کرمهای اسکاریس ایجاد می شود پرداخته خواهد شد.
● توکسوکاریازیس چیست؟
توکسوکاریازیس یک بیماری انگلی است این انگل از خانواده کرمهای گرد است این انگل در بسیاری از حیوانات از جمله انسان قادر به ایجاد بیماری است در سگ و گربه دو گونه توکسوکارا کتی و توکسوکارا کنیسس می تواند سبب ایجاد بیماری شود.
توله سگها از طریق بند ناف در دوران جنینی و نیز خوردن شیر مادر پس از تولد آلوده می گردند . اما گربه ها فقط از طریق خوردن شیر مادر آلوده می شوند. این انگل نه تنها در سگ و گربه باعث بیماری می گردد ، بلکه مهاجرت لارو انگل در بدن انسان خصوصاً بچه ها ایجاد بیماری می کند.درایلات متحده تخمین زده می شود که سالانه هزار مورد از آلودگی در انسان مشاهده می شود.
تذکر: اصولاً موارد توکسوکاریازیس در انسان نادر است.
● علائم توکسوکاریازیس چیست؟
دو شکل عمده این بیماری وجود دارد:
۱) فرم چشمی
توکسوکاریازیس می تواند منجربه بیماریهای چشمی گردد که درنهایت موجب کوری می گردد. فرم چشمی زمانی ایجاد می گردد که انسان و یا حیوان تخم انگل را ببلعد تخم انگل در داخل روده باز می شود و تبدیل به لارو می شود این لارو می تواند با مهاجرت به سایر نقاط بدن از جمله چشم سبب بروز مشکلاتی برای چشم شود که در نهایت منجر به التهاب و زخم شبکیه شود.هر ساله حدود هفتصد نفر از کودکان مبتلا به فرم چشمی توکسوکاریازیس بینایی خود را از دست می دهند.
۲) فرم احشایی
آلودگی شدید ومرتبط با توکسوکاریازیس اگرچه به ندرت اتفاق می افتد ، اما می تواند منجر به ایجاد فرم احشایی توکسوکاریازیس شود . پس از اینکه تخم توکسوکاریازیس توسط انسان بلعیده شود در داخل روده به لارو تبدیل می شود. این لاروها در داخل بدن شروع به مهاجرت می کنند تا اینکه خود به خود بمیرند. این امر ممکن است چندین سال به طول بیانجامد. ارگانهایی که بیشتر درگیر می شوند ، شامل: مغز ، کبد ، ریه یا چشم می باشند.
علائم بیماری شامل: تب ، سر درد ، سرفه ، درد یا ناراحتی معده ، آسم یا پنومونی می باشد. در بیشتر موارد آلودگی به توکسوکاریازیس خیلی جدی نیست و بیشتر افراد خصوصاً افراد بالغی که به تعداد کمی لارو انگل آلوده شده اند ، علائم خاصی را نشان نمی دهد. موارد بسیار شدید اغلب نادر است ، اما بیشتر در بچه هایی که در مناطق آلوده شده با مدفوع سگ یا گربه بازی می کنند دیده می شود.
● توکسوکاریازیس چگونه منتشر می شود؟
متداول ترین انگل که در انسان خطرساز می باشد توکسوکاراکانیس می باشد.
اگر چه مواردی از توکسوکاریازیس گربه ای نیز در انسان دیده می شود ، اما به دلیل عادت رفتاری گربه در دفع مدفوع ، موارد آن نادر است. انگل از طریق بند ناف یا شیر مادر به توله ها منتقل می شود. لاروها به سرعت در روده توله سگها ، بالغ می شود. وقتی توله سگها به سن سه یا چهار هفتگی می رسند شروع به دفع تعداد زیادی تخم انگل می کنند که از طریق مدفوعشان موجب آلودگی محیط می گردند. تخمها به سرعت تبدیل به لارو عفونی می گردند.
● چگونگی آلودگی به توکسوکاریازیس؟
شما و فرزندانتان می توانید در صورت بلع ناگهانی تخمهای عفونی توکسوکاریازیس که در خاک یا سایر سطوح آلوده وجود دارند (حتی اگر سگ یا گربه هم نداشته باشید) آلوده شوید. تخم این انگل می تواند تا دو سال یا بیشتر در خاک زنده بماند.
● راه تشخیص آلودگی به توکسوکاریازیس؟
در صورت احتمال آلودگی به توکسوکاریازیس با پزشکتان در مورد احتمال آلودگی صحبت کنید. در صورت بروز علائم ، انجام آزمایشات خاص جهت تشخیص آلودگی ضروری است.
● درمان توکسوکاریازیس:
فرم احشایی آلودگی ، با داروهای ضد انگل که معمولاً همراه با داروهای ضد التهاب داده می شوند درمان می گردد. درمان فرم چشمی مشکل تر است و معمولاً تلاش می شود تا از پیشرفت جراحت چشم جلوگیری شود.
● چه کسانی بیشتر در معرض توکسوکاریازیس قرار دارند؟
بچه های کوچک ، صاحبان سگ و گربه بیشتر در معرض ابتلا هستند. بچه های کوچک به دلیل اینکه چهار دست و پا راه میروند و مرتب دستشان را در دهان خود می کنند بیشتر در معرض خطر هستند.
● راههای پیشگیری از توکسوکاریازیس چیست؟
۱) جهت اطمینان از نداشتن آلودگی توله ها سعی نمایید توله هایی خریداری نمایید که مادرانشان طی دوران بارداری بطور کامل تحت درمان ضد انگلی قرار گرفته اند. ضمناً توله ها را بطور منظم از سن دو هفتگی هرسه هفته طبق توصیه دکتر دامپزشک مورد درمان ضد انگلی قرار دهید.
۲) دستهایتان را پس از بازی با حیوان خانگی (تازه خریداری شده و بطور کامل خودتان درمان انگلی را انجام ندادید) یا فعالیت در خارج از خانه بخصوص قبل از خوردن غذا بخوبی با صابون شستشو دهید.
۳) به بچه هایتان بیاموزید همیشه دستها یشان را بعد از بازی کردن با سگ یا گربه و بعد از بازی کردن در خارج از خانه شستشو دهند.
۴) به بچه ها اجازه ندهید در مکانهایی که بوسیله مدفوع حیوانات خانگی یا سایر حیوانات آلوده شده است بازی کنند.
۵) هرگز بچه های کوچک را با سگها تنها نگذارید مگر اینکه سن سگ بیش از شش ماه باشد ضمناً مانع از این شوید که نوزادتان چهار دست و پا روی زمین حرکت کند.
۶) دور محل بازی کودکان را محصور نمایید تا مانع ورود سگها به آن شوید.
۷) تا حدی که امکان دارد از تماس نوزادان با توله سگها و بچه گربه ها قبل از تکمیل برنامه ضد انگلی آنها جلوگیری نمایید.
۸) هرگز بچه های کوچک را مقابل درب ورودی ساختمانهای عمومی روی زمین نگذارید.
۹) فوراً پس از مدفوع کردن سگ محل آن را تمیز نمایید و پس از جمع آوری مدفوع آنرا بطور دقیق و کامل معدوم نمایید. حداقل هفته ای یکبار محل زندگی حیوانات خانگی را تمیز نمایید و سرانجام اینکه دقت نمایید تا سگتان در محلهای عمومی مدفوع نکند.

دکتر علیرضا قمریان

بيماري سياه زخم

مقدمه:
بیماری سیاه زخم يک بيماري سمي و عفوني باکتريائي است و اين بيماري در بين گياهخواران اهلي شيوع دارد. شیوع این بیماری در عموم حیوانات وحشی و اهلی مانند: گاو، گوسفند، بز، شتر و گوشتخواران اتفاق میافتد. بیماری میتواند به انسانهایی که با حیوانات آلوده و یا بافت آلوده حیوانی سروکار دارند، سرایت کند. گفتنی است بیماری سیاه زخم عموماً در مناطق کشاورزی و در بین حیوانات شیوع مییابد. انسان نیز در تماس با حیوان آلوده و یا محصولات به دست آمده از حیوان آلوده، به بیماری مبتلا میشود. کارگرانی که با حیوان مرده و یا محصولات به دست آمده از حیوان مبتلا سروکار دارند، احتمال ابتلا به سیاه زخم برای آنها زیاد است این گونه آلودگی به سیاه زخم صنعتی مشهور است .ميکروب مسئول باسیلوس آنتراسیس يک باسيل درشت و مستقيم گرم مثبت است که در محيط هاي معمولي به خوبي رشد ميکند. در محيطهاي نامساعد ايجاد اسپور (هاگ) ميکند و خيلي مقاوم ميباشد. انتقال بیماری سیاه زخم به سه شکل پوستی، تنفسی و گوارشی است. چنانچه اسپور این بیماری از طریق هوا وارد مجاری تنفسی شود، فرم تنفسی سیاه زخم ایجاد می شود. علائم بیماری بستگی به نحوه تماس انسان با عامل بیماری دارد، ولی معمولاً این علائم در طی مدت ۷ روز ظاهر میشود. در شکل پوستی که شایعترین (در حدود ۹۵ درصد) نوع است عفونت سیاه زخم زمانی اتفاق میافتد که عامل بیماری که معمولاً در پشم، چرم و موی حیوان(مخصوصاً بز) آلوده وجود دارد، از طریق زخم و یا بریدگی پوستی وارد بدن شود. در فرم گوارشی ممکن است پس از مصرف گوشت آلوده به عامل سیاه زخم اتفاق بیفتد و علائم آن التهاب حاد دستگاه گوارش است .علائم اولیه شامل تهوع، کاهش اشتها، استفراغ ، تب و به دنبال آن دردهای ناحیه شکمی است .

انسان از راه تماس و دستکاري مواد آلوده دامي(‌پشم، پوست، گوشت و غيره) مبتلا ميگردد. اسپور این باکتری قادر است سالها در خاک باقی مانده و حیوانات را از این طریق آلوده کند. انسان در تماس با این حیوانات آلوده شده و بیمار میشود. همچنین از طریق خوردن گوشتهای آلوده نیز به فرم گوارشی بیماری مبتلا میگردد.

پودر استخوان خام که براي تغذيه چهارپايان مصرف ميشود يکي ديگر از راههاي سرايت ميباشد. ميکرب از راه خراش هاي کوچک و ناچيز پوست وارد بدن آدمي ميشود. گرفتاري از راه دستگاه تنفسي (دم زدن )‌ توسط گرد و غبار آلوده به ندرت ديده ميشود(در کارخانههاي پشم بافي و پشم شويي)‌ از راه خوراکي يا دستگاه گوارشي توسط گوشت خام يا نيم پز، شير خام و غيره آلودگي ميسر مي باشد.

علائم:
· زخم سياه: شايعترين فرم بيماري را در افراد بالغ و سالم نشان ميدهد و در محل ورود باسيل که اغلب قسمتهاي باز بدن است(صورت، گردن، دست، بازو) ديده ميشود. محل ورود باسيل اين بيماري بيشتر از صورت و گردن و بعد دست ها و تنه و بالاخره پاها ميباشد و اين نشان ميدهد که موضعهاي باز بدن که براحتي در معرض تلقيح قرار ميگيرند بيشتر به بيماري مبتلا ميشوند.

· ادم بدخيم: که زخم ابتدائي در آن ناپيدا بوده و ورم خيلي شديدي در محل ورود باسيل ملاحظه مي شود.

· مننگوآنسفاليت سياهزخمي: به دنبال زخم سياه به ويژه ادم بدخيم پيش ميآيد. علائم مننگوآنسفاليت ظاهر ميشود. مايع نخاع چرکي و حاوي تعداد زيادي باسيل سياه زخم مي باشد. در غياب درمان خطر مرگ و مير زياد است.

اشکال احشائي:

· سياه زخم ريوي: در اثر تنفس گرد و خاک آلوده به اسپورسياه زخم پديد ميآيد.

· سياه زخم روده اي و معدي: اين سياه زخم خيلي نادر مي باشد، ۳ تا ۵ روز پس از مصرف گوشت نيم پز آلوده يا غذاي آلوده ديگر با دردهاي شکمي، تهوع، استفراغ و تب آغاز ميشود .

· مننژيت ابتدائي سياه زخمي : بشکل يک مننگوآنسفاليت سير ميکند. هيچ نشانۀ پوستي و مخاطي در بيمار ديده نميشود. گرفتن مايع نخاع و آزمايش آن کليد تشخيص ميباشد. پيش بيني بيماري مربوط به تشخيص و درمان زودرس مي باشد .


درمان:
چنانچه درمان با آنتی بیوتیک مناسب انجام شود، مرگ و میر به ندرت اتفاق می افتد درمان با آنتي بيوتيک­هاي مناسب به مدت دو هفته انجام ميشود. برای درمان سیاه زخم پنیسیلین، تتراسیکلین و فلوروکونیلون (سیپرو) تجویز میشود. درمان آنتی بیوتیکی میتواند در کاهش ضایعات فرم پوستی بیماری سیاه زخم مؤثر باشد.

سرم درماني در اشکال دير درمان شده و اشکال خطرناک سودبخش ميباشد. البته استعمال دارو حتماً بايد با نظر پزشک باشد.


پيشگيري:
بهداشت فردي، واکسيناسيون دامها و انهدام دامهاي بيمار و خاموش کردن همه گيري دامي است. رعايت موازين بهداشتي در کارخانههاي پشم ريسي، پشم شويي، دباغي و غيره (بهداشت شغلي) نهايت ضرورت را دارد.

بيماري تب مالت

بیماری های مشترک بین انسان و دام که با نام زئونوزها شناخته می شوند از جمله عفونت هایی هستند که بین انسان سایر حیوانات مهره دار و یا بالعکس در شرایط طبیعی منتقل می شوند. هدف از نامگذاری گروهی از بیماری ها با این عنوان، ایجاد یک مسئولیت حرفه ای مشترک بین پزشکان و دامپزشکان بودتا بدین ترتیب آنها بتوانندبا همکاری یکدیگر در زمینه تحقیقات و کنترل این بیماریها، گامهای بسیار موثری در جهت تامین بهداشت عمومی بردارند. در کشورهای در حال توسعه، این از بیماری ها، هنوز به عنوان یکی از چالش های اصلی نظام بهداشت و درمان آنان قلمداد می شود. در کشور ما نیز توجه به بیماری های مشترک بین انسان و دام و کنترل آن ار اهمیت ویژه ای برخوردار است به نحوی که بنا به گفته برخی از کارشناسان،هم اکنون نزدیک به 50 درصد از بیماری هایی که مردم گرفتار آن هستند به نحوی به دام و حیوان مربوط می شود.


تعریف و علائم این بیماری :
بروسلوز یا تب مالت عبارت است از یکعفنت باکتریایی بین انسان و دام که عامل آن باکتری از جنس بروسلا است. این بیماری معمولا در اثر انتقال یکی از انواعبروسلا ملی تنسیس از گوسفند و بز، بروسلا سویس از خوک، بروسلا آبورتوس از گاو و بروسلا کنیس از سگ به انسان ایجاد می شود. این بیماری اولین بار در اواخر قرن 19 میلادی از طحال سربازی که بر اثر این بیماری فوت کرده بود توسط فردی به نام بروس جدا شد.

این عفونت باکتریایی مهمولا اعضای خون ساز بدن، از جمله مغز استخوان، گره های لنفاوی، کبد و طحال را تحت تاثیر قرار می دهد و در انسان دارای دو نوع حاد و تحت حاد یا مزمن است.


نوع حاد:
نوع حاد این بیماری پس از یک دوره نهفتگی چند روزه تا چند هفته ای که گاهی اوقات ممکن است چند ماه نیز طول بکشد، بصورت ناگهانی ظاهر می شود که شامل علائمی از قبیل : تعریق شدید،سردرد شدید،درد ناحیه مفاصل و پشت که به صورت ناگهانی تظاهر یافته و شدت آن بتدریج افزایش می یابد، است.
حرارت بدن نیز در این مرحله بین 7/37 و 4/39 در نوسان بوده که در حالت اول خود ممکن استبه 41 درجه نیز برسد. البته همراه با این نشانی ها کاهش اشتها، ضعف و خستگی مفرط واحساس افسردگی نیز مشاهده می شود.

نوع تحت حاد:
شکل تحت حاد بیماری بروسلوز (تب مواج) ممکن است به دنبال فرم حاد آن ظاهر شود. در این مرحله خستگی مفرط یک عامل شایع است که به همراه در ناحیه پشت مشاهده می شود. در این شکل از بیماری، بخصوص هنگام عفونت با بروسلا ملی تنسیس،ممکن است درد سیاتیک نیز بروز کند. بطور کلی در شکل تحت حاد بیماری حرارت بدن نامنظم بوده و همراه تحلیل قوای بدن استکه ممکن است در برخی موارد به شکل حاد آن تبدیل شود. این مرحله از بیماری ممکن است 12 تا 16 ماه دوام یابد و حدود 20 درصد از بیماران ممکن است وارد این مرحله شوند.

همچنین نتایج این تحقیق نشان می دهد بیشترین عارضه ای که در مبتلایان به تب مالت وجود دارد، عوارض گوارشی خفیف شامل تهوع، استفراغ، بی اشتهایی، یبوست، درد شکم و اسهال است که در 70 درصد از بیماران مبتلا مشاهده می شود.

در مورد علائم بیماری در حیوانات باید گفت مه در اغلب موارد باکتری برئسلا باعث سقط جنین در حیوانات آلوده شده و از سوی دیگر سبب لاغر شدن حیوان و حذف تدریجی آن از گله و یا مرگ آن می شود.

راه های انتقال بیماری :
میکروب بروسلا قادر است از طریق هر یک از بافتها وارد بدن شود چون در محل ورود خود آثار قابل رویتی از خد بر جای نمی گذارد، نمی توان به طور دقیق مشخص کرد که این میکروب به چه نسبتی از راه پوست یا بافت های مخاطی دهان، چشم و دستگاه تناسلی وارد بدن شده است. منبع طبیعی بروسلوز انسانی، حیوانات اهلی و بخصوص گاو،گوسفند، بز و خوک هستند. عفونت بروسلوز در انسان عمدتا از طریق خوردن بافت های آلوده حیوانات و یا فرآورده های لبنی و یا از طریق انتقال مستقیم از راه پوست صورت می گیرد. همچنین پژوهش ها در این زمینه نشان داد که انسان از طریق تنفس نیز ممکن است به بروسلوز مبتلا شود ولی انتقال بیماری در شرایط طبیعی از انسان به انسان ممکن نیست .

درمان بیماری:
پس از قطعی بیماری با انجام آزمایش خون، درمان شامل یک دوره استراحت در رختخواب و مصرف آنتی بیوتیک آغاز می شود. در این مورد معمولا لازم نیست که بیمار از دیگران جدا شود. درمان معمولا شامل استفاده از آنتی بیوتیک هایی نظیر تتراسایکلین و استفاده از دارو های کورتیزونی برای کاهش پاسخ التهابی در موارد شدید و همچنین استفاده از داروهای ضد درد برای تسکین دردهای عضلانی است که البته انجام همه این موارد می بایست تحت نضارت پزشک معالج صورت پذیرد.


این بیماری منشا غذایی دارد:
در کشورهای توسعه یافته، انتقال بیماری بروسلوز از طریق مواد غذایی در اثر پاستوریزاسیون شیر و ریشه کنی بروسلا آبورتوس به حداقل ممکن رسیده است و هم اکنون این بیماری به عنوان یک بیماری شغلی در این کشورها قلمداد می شود که افرادی نظیر دامپزشکان، کشاورزان و کارکران کشتارگاه را مبتلا می سازد. این در حالی است که همین بیماری در کشورهای در حال توسعه بصورت یک بیماری بومی و آندمیکبوده که راه عمده انتقال آن از طریق خوردن بافت های آلوده حیوانات، شیر و محصولات لبنی غیر پاستوریزه می باشد.

جالب اینکه این باکتری در طول مراحل ساخت پنیر زنده می ماند و می تواند ماه ها به زندگی خود در انواع پنیرهای سخت ادامه دهد. از سوی دیگر با توجه به اینکه باکتری تب مالت در خامه و بستنی از ماندگاری طولانی برخوردار است، چنین به نظر می رسد که بستنی ها به عنوان یکی از منابع آلوده پنهان برای تب مالت به شمار می روند و به این ترتیب استفاده ی زیاد از بستنی تابستانه امکان ابتلا به تب مالت را افزایش خواهد داد.

همچنین مصرف گوشتهای آلوده که بطور ناقص پخته شده است ممکن است بیماری را به انسان انتقال دهد.

پیشگیری :
بر اساس یک معیار جهانی، میزان شیوع تب مالت در هر کشوری بستگی بسیار نزدیکی با میزان شیوع بروسلوز حیوانات در آن کشور دارد که این موضوع ضرورت کنترل و ریشه کنی بیماری را در جمعیت دامی کشور دو چندان می کند.

در حالت حاضر پیشگیری از بروسلوز در گاو و گوسفند با بکارگیری دو نوع واکسن زنده تخفیف حدت یافته بروسلا انجام می گیرد. برای پیشگیری از این بیماری در انسان در اغلب کشور ها هیچ گونه واکسنی وجود ندارد اما در فرانسه واکسن ضد بروسلا آبورتوس در دسترس است. بنابراین تنها اقدام موثر در زمینه پیشگیری، رعایت نکات بهداشتی در جهت پرهیز از تماس با نسوج حیوانات مبتلای ذبح شده و همچنین عدم مصرف شیر، پنیر و لبنیات غیر پاسستوریزه است. به همین دلیل توصیه می شودتا شیر خام قبل از هرگونه استفاده، به مدت 15-20 دقیقه تحت حرارت مستقیم شعله قرار گیرد به نحوی که در طی این مدت حداقل 10 دقیقه شیر در حال جوشیدن باشد. باید توجه داشت که باکتری بروسلای موجود در شیر قادر است به راحتی به ذرات چربی موجود در آن متصل شده و به سطح آن منتقل شود که در چنین شرایطی برداشتن سر شیر بدون رعایت موارد ذکر شدهمی تواند از جمله راههای مهم انتقال تب مالت به انسان باشد.

به هر حال در کشور ما بروسلوز به عنوان یکی از بیماری های مهم و خطرناک مشترک بین انسان و دام مطرح است و هرگز نمی توان بدون حذف، کنترل ویا مبارزه جدی با این بیماری در حیوانات، آن را در جمعیت انسانی ریشه کن کرد که البته انجام هرگونه اقدامی در این زمینه می بایست مطابق با شرایط فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی جامعه صورت گیرد.