رفتارشناسي گربه ها - قسمت چهارم

اختلالات رفتاري:

گربه‌ها كمتر از سگها از تغييرات رابطه با انسان متأثر مي‌شوند و بيشتر بخاطر تغيير در محيط تحت‌تأثير قرار خواهند گرفت.

ملالت و افسردگي ممكن است در گربه‌ها سبب خود تميز كردن بيش از حد شود كه شايد باعث آسيب به خود شود. گربه‌هاي تحت تحريك ممكن است درگير خود مك زدن به عنوان رفتاري نابجا شوند. تهيگاه، دم، سرپستانهاي جلويي يا پنجه‌ها ممكن است مورد مكش قرار گيرند.

بعضي ماده‌ها به فاصله كمي قبل از بلوغ آشفته و حتي گاهي دچار تشنج مي‌شوند. محروميت جنسي در نتيجه حبس در خانه ممكن است سبب افزايش ناآرامي، از دست دادن شرايط و افزايش تهاجم‌پذيري در گربه‌هاي نر و ماده شود.

اسهال مزمن ممكن است گسترش يابد و شرايط شبه تشنج نيز در بعضي گربه‌ها گزارش شده است.

افسردگي و عدم غذا خوردن به عنوان واكنش‌هاي محروميت يا عزاداري در مواقع از دست دادن صاحب خود يا در پانسيون گذاشتن آنها يا خانه‌اي كه صاحبين به مسافرت رفته‌اند روي مي‌دهد.

گربه‌ها ممكن است ادرار و مدفوع را خارج از ظرف مخصوص آن به عنوان علامت ناراحتي يا بيماري انجام دهند.

گربه‌هاي رنجور از نگراني يا حسادت ممكن است زخم، فلج پلك سوم، عدم غذا خوردن و ريزش موها را نشان دهند.

تأثيرات اخته كردن: اخته كردن تغييرات رفتاري را براي گربه‌ها ايجاد نمي‌كند. ماده‌هاي اخته شده رفتارهاي مربوط به فحلي را ديگر نشان نمي‌دهند و در نرهاي اخته پخش ادرار و بوي ادرار كمتر خواهد شد. اخته كردن همچنين پرسه زدن و جنگيدن با نرهاي ديگر در زمان فحلي ماده‌ها را كاهش خواهد داد. نرهاي اخته از غير اخته عمر بيشتري مي‌كنند.

اخته كردن گربه‌ها روش بسيار مهمي جهت كنترل جمعيت گربه‌هاي وحشي است.
ترجمه دكتر عباس زاده
انجمن حمايت از حيوانات

رفتارشناسي گربه ها - قسمت سوم

اساس تيمار كردن:

زمان صرف شده جهت تيمار كردن در بين گربه‌هاي مختلف متفاوت است. بعضي گربه‌ها چند دقيقه در روز در حاليكه بعضي 3-1 زمان بيداري خود را صرف اين كار مي‌كنند.

شستن غدد زير جلدي را كه در ضد آب نگه داشتن پوشش مهم است، تحريك مي‌كند. به علاوه گربه ممكن است ويتامين دي (D) را از پوشش خود (كه با نور خورشيد توليد شده) ليس بزند. شستن در از دست دادن گرما و خنك كردن نقش بازي مي‌كند.

تميز كردن نابجا: گربه‌اي كه دوست دارد بيرون برود با ليسيدن خود مشخص نمي‌كند كه كجا بوده و چه به سرش آورده است.

تميز كردن بيش از حد خود در گربه‌ها مي‌تواند علامت كسل بودن باشد. گربه‌هاي كسل و افسرده ممكن است دم و بعضي قسمتهاي بدنشان را بيش از حد ليس بزنند كه حتي ملتهب شود. تيمار كزدن بيش از حد همچنين مي‌تواند خطر ايجاد گلوله را در معدة گربه‌ها افزون كند.

بچه گربه‌ها تميز كردن خود را از سه هفتگي شروع مي‌كنند و تا 6 هفتگي در آن استاد مي‌شوند.

تا سه هفتگي، مادر بچه‌هايش را تميز مي‌كند كه به علاوه بهداشت در كمك دفع ادرار و مدفوع آنها مشوق باشد. بچه گربه‌ها جهت تميز كردن متقابل خواهر برادران خود و يا مادر خود به كار گماشته مي‌شوند. گربه‌هاي بالغ كه رفتار دوستانه دارند، نيز اقدام به تميز كردن همديگر مي‌كنند.

«ارتباط»

-ارتباط بينايي: گربه‌ها توسط وضعيت بدني و صورتي با همديگر در مورد حالاتشان ارتباط برقرار مي‌كنند.

تغيير در وضعيت گوش و گشاد شدن مردمك پرمعني است.

وضعيت صورت در موارد مختلف انگيزش: (a) هشيار، (b) تهديد تهاجمي، (c) افزايش ترس (d) بيان دو جنبه‌اي تهاجمي- تدافعي. (f) و (e) متمايل به افزايش تهديد تدافعي.

همين‌سري گرفته شده در مورد وضعيت بدني نيز مشاهده مي‌شود: (a) وضعيت بدني راحت. (b) گربه صميمي با دم برافراشته در وضعيت آشنايي و سلام. (c) گربه مهاجم كه تمايل به حمله را نشان مي‌دهد. (d) گربه ترسيده با پشت قوز كرده و دم افراشته، موي گردن و دم نيز معمولاً سيخ مي‌شود. (e) گربه ناسازگار و ترسيده اما اگر تحريك يا خشمگين شود حمله خواهد كرد.

گربه ترسيده دمش را فوق‌العاده افراشته كرده و پشتش را خم مي‌كند. موهاي ناحيه دم و پشت سيخ شده و دم را شبيه شيشه پاك‌كن (bottle brush) مي‌شود.

چنگ زدن و خراش انداختن مثال ديگري از ارتباط بينايي است، اگرچه در حس بويايي نيز نقش دارد. گربه‌هاي خانگي معمولاً بر وسايل خانه چنگ مي‌زنند يا به چوب‌ها خراش مي اندازند. گربه‌هاي وحشي روي درختان و ديگر وسايل چوبي خراش زياد ايجاد مي‌كنند. انجام چنين كاري يك نشان قابل روئت از فعاليتشان برجا مي‌گذارد يا ممكن است توسط ترشحات مانده به جا از غدد بالشتكي در طي پنجه زدن، گربه‌هاي ديگر را جذب كنند.

-ارتباط صدايي (شنيداري): گربه‌ها صداهاي مختلفي ايجاد مي‌كنند. 16 الگوي مختلف تشخيص داده شده است و تحت سه گروه اصلي طبقه‌بندي مي‌شود: الگوي مِرمِري (زمزمه‌اي) در وضعيتهاي راحتي و دوستانه، الگوهاي صدادار: صداهاي بندبندي در ارتباط با درخواست توجه كردن، صداهاي شديد در هنگام حمله، دفاع يا جفت‌گيري.

صداي خرخر كردن ابتدا تلاشي است در ارتباط با پرستاري كردن به طوريكه ميوي ناراحتي بچه گربه مي‌تواند تفاوتي براي هر بچه باشد.

بعضي گربه‌هاي اهلي صداي غرغر پارس مانندي در هنگام اعلان خطر ايجاد مي‌كنند.

گربه‌هاي نر يك صداي خاص به حالت ريشخند كردن گربه‌ها اطراف منزل ايجاد مي‌كند و آنها را به جنگ مي‌طلبد.

در هنگام عشق‌بازي، گربه‌هاي ماده صداي تيزي توليد مي‌كنند كه به منزله قبول انجام جفت‌گيري است.

خرخر كردن به طور كلي به عنوان علامت خرسندي و رضايت گربه‌هاي خانگي فرض شده، اگرچه آن مي‌تواند در درد ناشي از مردن هم ايجاد شود ولي معمولاً آن صدا عميق‌تر و بلندتر است.

-ارتباط بويايي: گربه‌ها غدد بويي پراكنده‌اي در دم، بطور فراوان در هر قسمت پاهاي قدامي و همچنين در لبها و ناحيه چانه‌ دارا هستند. اجسام بي‌جان در نقاط خاصي و با مفاهيم خاصي توسط دم و غدد لبي ‌علامت‌گذاري مي‌شوند.

غدد پيشين سر در علامت‌گذاري حين ماليدن دوستانه سر كمك مي‌كنند.

انسانها نمي‌توانند بوي ترشحات اين غدد را حس كنند، اما گربه‌ها آنها را حاوي اطلاعات فراوان مي‌دانند.

غدد بويي در اطراف مقعد نيز حضور دارند كه به نظر مي‌رسد منبع پخش بو در ادرار و مدفوع است. آنها براي گربه ديگر مشخص مي‌كند كه حيوان نر بوده و يا ماده و اگر ماده بوده آيا در دوره فحلي بوده است يا خير. نرها به طور معمول نشانه‌هاي بويي را روي درختان، ديوارها، صندوق‌هاي پست و هر چيز ايستاده‌اي به جا مي‌گذارند. ماده‌ها نيز در فحلي ادرار خود را روي اجسام دور و برخود پخش مي‌كنند.

بعضي بوهايي كه گربه‌ها تراوش مي‌كنند فرومون‌هايي است كه واكنش‌هاي ويژه‌اي را در حيواناتي كه آن را بو مي‌كند برمي‌انگيزد. به عنوان مثال بوي ماده فحل حيوان نر را جهت تعقيب او تشويق مي‌كند.

-ارتباط ملامسه‌اي: ماليدن خود به اجسام يا اشخاص به عنوان قسمتي از ارتباط بويايي فرض مي‌شود، ماليدن گربه‌ها ترشحاتي از غدد روي بدنشان را به شيء يا شخص مورد نظر به جا مي‌گذارد. اين رفتار به عنوان ارتباط ملامسه‌اي در گروه‌هاي اجتماعي مهم است. ماليدن غدد گونه‌اي ولي معمولاً از حيوان با رده پائين‌تر در مقابل موجود غالب مشاهده مي‌گردد.

ارتباط ملامسه‌اي و تحريك در بچه گربه‌هاي جوان بسيار مهم است، زيرا حس لامسه، گسترش يافته‌ترين حس در هنگام تولد است.

-تشخيص گربه در گروه: تحقيق در ديدار اوليه بين گربه‌ها بيني به بيني با سر كشيده و بدن كمي خم اتفاق مي‌افتد. هر دو، حيوان تلاش مي‌كنند گردن و تهيگاه همديگر را بو كنند، قبل از آنكه سراغ بو كردن مقعد بروند. گربه‌هاي صميمي به طريقه ورزش خود ادامه مي‌دهند ولي غريبه‌ها ممكن است به يك طرف برگشته و آماده جنگ شوند.

-بنيان اجتماعي: گربه‌ها در اساساً موجوداتي منزوي هستند ولي بسيار تطابق‌پذيرند. وقتي مناطق محدود مي‌گردند، مثلاً در مناطق غير شهري آنها فرم گروه‌هاي سستي را پيدا مي‌كنند.

گربه‌هاي ساكن در گروه شانس‌هاي بسياري را براي تماس اجتماعي دارند و ماده‌هاي‌ گروه ممكن است ساعات فراواني را در جمعيتهاي ديگر گذرانيده و گاه‌گاهي فعل و انفعالاتي بين آنها اتفاق بيفتد. ماده‌ها در كلوني‌هاي وحشي ممكن است از بچه‌هاي هم مراقبت كنند.

تجمع گربه‌هايي كه كاري نمي‌كنند، معمولاً جفت‌گيري شبانه دارند. آنها كاملاً اجتماعي هستند. نر و ماده مكاني كه خيلي از محل زندگي جمعيشان دور نيست مي‌نشينند و به تميز كردن و ليس زدن همديگر مي‌پردازند. گاهي رفتار خصمانه ممكن است ديده شود مانند هيس كردن و گوش را پائين آوردن اما اين تجمعات عموماً صلح‌آميز است و خارج از فصل جفت‌گيري رخ مي‌دهد.

با وجود اين تجمع حيوانات يك غالبيت نسبي ايجاد مي‌كند كه به چندين گربه اين اجازه را مي‌دهد كه با هم زندگي كنند، اما اگر بتوانند حريم خصوصيشان را نگه دارند. حريم شخصي يك دايره با يك قطر مشخص است. اگر آن حريم كم مي‌شود رئيس مستبد و چندين گربه منفور ظاهر مي‌شوند. منفورها به طور مداوم از طرف گربه‌هاي ديگر كلوني مورد حمله قرار مي‌گيرند. بازي كردن متوقف مي‌شود. رفت آمد به دور و بر كمتر شده و غرغر و هيس كردن مداوم شنيده مي شود. گربه‌ها ديگر آرام نيستند و هوشياري مزمن خواهند داشت.

گربه‌هاي شهري با پرسه زدن آزاد مشكل مشابهي ممكن است داشته باشند به اين ترتيب كه جمعيت وقتي به نقطه‌اي مي‌رسند كه گربه‌هاي نر نمي‌توانند منطقه‌اي در اندازه نياز ايجاد كنند جنگ بين نرها، ادرار كردن زياد، عدم خاك كردن مدفوع زياد مي‌شود. عدم اختيار ادرار ناشي از عصبي بودن و بيماري پوستي بدليل تحريك احساسي و تميز كردن مداوم خود، امكان ظهور دارد.

سلطه‌طلبي (غالب بودن): در جمعيت گربه‌هايي كه پرسه آزاد مي‌زنند غالب بودن وجود دارد ولي نوع رده‌بندي در آنها به حد سلسله مراتبي كه در سگها ديده مي‌شود، نمي‌رسد. به عنوان مثال گربه مغلوبي كه از راه مشتركي رد مي‌شود يك غالبيت موقتي براي گربه مافوق كه بعد از او از آن مسير رد شده ايجاد مي‌كند. پس غالب بودن در گربه‌ها بسته به زمان و مكان است. اين پديده را غالب بودن نسبي مي‌نامند.

گربه‌ها سلطه خود را بر اساس فضايي كه هستند و زمان خاص روز تغيير مي‌دهند.بعضي گربه‌ها كه صبح در روي زمين‌ بازي مي‌كنند و مي‌دوند نسبت به آنهايي كه وقتشان را در بعدازظهر در آنجا مي‌گذرانند برتر هستند. اين قضيه ربطي به رتبه‌بندي واقعي آنها ندارد.

دفاع از خانه و مناطق مربوط به آن شديداً توسط نرها طي فصل جفت‌گيري اعمال مي‌شود، اگرچه نرها نسبت به ماده‌هاي متجاوز صبر بيشتري پيشه مي‌كنند.

در رقابت غذايي معمولاً يك غالبيت خطي مشخصي وجود دارد.

بين غالب بودن و تهاجمي بودن يك رابطه مشخصي وجود ندارد. گربه‌هايي كه تهاجم‌پذيري بيشتري براي تسلط بر غذا دارند، لزوماً غالبيت اجتماعي بيشتري ندارند.

-قلمرو: گربه‌ها معمولاً مكان خاصي را براي استراحت يا خواب خود دارند. (مانند گوشه انبار). محدودة خانه منطقه‌اي است كه گربه معمولاً پرسه مي‌زند و رابطه كم و بيش دوستانه با گربه‌ها دارد و جاهايي كه گربه‌هاي ديگر از آن محروم هستند.

ماده‌ها قلمرو كوچك‌تري دارند و احتمالاً از حياط‌خانه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنند فراتر نيست ولي نرها ممكن است از پنج جريب زمين (5تا 4047 مترمربع) و يا بيشتر دفاع كنند.

گربه‌ها ترجيح مي‌دهند از درگيري دوري كنند. تكنيك دوري از درگيري برنامه‌ريزي زماني دارد. گربه‌ها حس عالي زماني دارند كه از آن در افزايش محدوده قلمرو خود استفاده مي‌كنند. به عنوان مثال در مورد گربه‌هايي كه مرزهاي فلمرويي مشترك دارند. يكي در روز حق عبور دارد و ديگري بعدازظهر. در خانه‌هايي كه چند گربه دارد نيز زمان‌بندي در مورد محدوده خانه مشاهده مي‌گردد.

در روابط بين گربه‌ها علائمي كه فاصله ايمني را كم مي‌كند مانند خوابيدن به پشت نسبت به سگها كمتر ديده مي‌شود. اين رفتار اساساً نشان‌دهنده اعتماد به انسان است. با وجود اين تهديدهايي مثل هيس كردن، غر زدن، شلاقي زدن دم معمولاً جهت افزايش فاصله ايمني انجام مي‌گردد.

تهاجم‌پذيري: تهاجم‌پذيري در گربه‌ها معمولاً بخاطر ترس ايجاد مي‌شود. ترس دو نوع واكنش را به دنبال دارد: جنگ با فرار.

تهاجم‌پذيري بوسيله گرفتن بعضي حالات مشخص مي‌شود.

در تقابل دو گربه كه هيچ‌كدام مسير خود را منحرف نمي‌كنند، ممكن است مسئله با تهديد ملايمي مثل خيره شدن تمام شود، به عنوان مثال دو گربه‌اي كه در مسير با هم برخورد مي‌كنند. هر رو مي‌ايستند و به هم خيره مي‌شوند و تلاش مي‌كنند تا حق عبور را بگيرند. يكي ممكن است برنده شود يا شايد هر دو عقب‌نشيني كنند.

گاهي هيچ كدام تسليم نمي‌شوند و حالت كاملاً تهديدآميزي ايجاد مي‌گردد. با وجود اين به ندرت جنگ اتفاق مي‌افتد. معمولاً يكي فرار مي‌كند و فاتح تعقيب مي‌كند.

تهاجم‌پذيري غيرمستقيم وقتي است كه گربه ضربه‌اي را به گربه مجاور مي‌زند، بخاطر اينكه جنگ بر سر غذا را به گربه‌اي ديگر واگذار كرده است.

درد و بيماري ممكن است ايجاد تهاجم‌پذيري كند. گربه‌اي كه توسط دامپزشك تهديد مي‌شود با گاز گرفتن، پنجه زدن و هيس كردن تلاش براي رهايي مي‌كند.

رفتارشناسي گربه ها - قسمت دوم

رفتارهاي توليدمثلي

-بلوغ: وقوع بلوغ در بين گربه‌هاي مختلف متفاوت است. ماده‌ها ممكن است 5-4 ماهگي براي بلوغ آماده شوند و يا تا يكسالگي بالغ نشوند. نرها طي 4 ماهگي خود ترشح آندروژن‌ها را شروع مي‌كنند، اما معمولاً بلوغ جنسي تا اينكه گربه به 15-12 ماهگي نرسد رخ نمي‌دهد. گربه‌هاي سيامي و شرقي (orientel) زودتر از گربه‌هاي ايراني بالغ مي‌شوند.

-چرخه‌هاي جنسي: گربه‌هاي وحشي يك فصل جف‌گيري در سال دارند. ولي گربه‌هاي اهلي براي دوبار، سه بار و حتي چهار بار جفت‌گيري در سال آماده هستند.

گربه‌هايي كه در نيم كره‌شمالي زمين زندگي مي‌كنند، نهايتاً دوره چرخه جنسي 15 روزه دارند كه بين اواخر ژانويه و جون (Jone) است ولي براي خيلي از گربه‌ها اين چرخه تا سپتامبر طول مي‌كشد. ماده‌هايي كه در اواخر تابستان به دنيا مي‌آيند مي‌توانند در اواخر ژانويه همان سال وارد مرحله جفت‌گيري شوند، بنابراين ممكن است نسبت به ماده‌هايي كه در بهار يا اول تابستان به دنيا مي‌آيند زودتر مادر شوند.

يك چرخه فحلي بين 18 تا 24 روز طول مي‌كشد. دوره فحلي اگر جفت‌گيري رخ دهد حدود 4 روز است. اگر جفت‌گيري اتفاق نيفتد اين دوره بيشتر از 10-5 روز مي‌شود.

ماده‌ها تخمك‌گذاري القايي دارند، بنابراين تخمك‌گذاري با تحريك جفت‌گيري رخ مي‌دهد. تخمك‌گذاري 27 ساعت پس از جفت‌گيري اتفاق مي‌افتد. اگر حاملگي ايجاد نگردد ماده‌ها وارد مرحله آبستني كاذب شده و به سيكل ديگر تا 36 روز بعد وارد نخواهد شد.

تخمك‌گذاري مي‌تواند بوسيله تحريك واژن (مثلاً با پارچه نخي) القاء شود، در نتيجه وارد آبستني كاذب شده و با فاز فحلي تا 36 روز آينده وارد نخواهد گرديد.

-جفت‌گيري: گربه‌ها موجوداتي منزوي هستند، در نتيجه نمي‌توان فرض كرد و جنس دقيقاً در زمان باروري تخمك كه تنها 24 ساعت زنده مي‌مانند با هم باشند. به همين دليل است كه ماده‌ها تخمك‌گذاري نمي‌كنند مگر با تحريك توسط جفت‌گيري.

از آنجائيكه آلت نرها در بعضي گونه‌ها كه تخمك‌گذاري خودبه‌خودي دارند سطح صاف دارد و در بعضي گونه‌ها كه سطح خاردار دارد تخمك‌گذاري القاء دارند به نظر مي‌رسد خاردار بودن آلت براي اين روند (تخمك‌گذاري) مهم باشد. حضور اينها در واژن توسط پالس‌هاي عصبي به هيپوتالاموس مي‌رود كه زنجيره واكنش‌هاي هورموني را فعال مي‌كند و در نتيجه تخمك‌ها از تخمدانها آزاد مي‌شوند(6-5 تخمك در يك زمان). اين واقعه 36-25 ساعت پس از جفت‌گيري زمان احتياج دارد. اسپرم‌ها تا 48 ساعت پس از انزال زنده‌اند و خاصيت خود را دارا مي‌باشند.

گربه ماده فحل خود را روي زمين پهن مي‌كند (درحاليكه سرش به يك طرف است) و بعد مي‌چرخد پس سرش را بين پنجه‌هايش مي‌مالد يا خود را تميز مي‌كند. او زمان زيادي را در حاليكه كپلش بالاست و پاهايش حركت مي‌كند مي‌گذارند. صداهايي كه جنبه همراهي براي همه را دارد، صدايي گرفته و خشن كوتاه است كه خصوصاً در گربه‌هاي سيامي مي‌تواند اعصاب خوردكن باشد.

اگر چندين نر به نزديكي او بواسطه صدا و فرومون‌هاي جنسي كه آنها آن را از فواصل دور تشخيص مي‌دهند، كشيده شوند، به واسطه به چنگ آوردن او با هم وارد جنگ مي‌شوند. نر برنده مي‌تواند به او دسترسي يابد، ولي ابتدا گربه ماده فرار مي‌كند. او ممكن است به خود بپيچد يا خود را به اجسام بمالد اما اگر نر نزديك‌تر شود ماده آب دهان به سمت او پرت كرده و با پنجه با او برخورد مي‌كند. اين تعقيب و گريز ممكن است براي مدتي ادامه يابد اما به تدريج گربه ماده به نر اين اجازه را مي‌دهد تا او را بو بكشد. وقتي گربه ماده نهايتاً حاضر به قبول نر شد او قوز مي‌كند، پاها خم مي‌شود، چشم‌ها نيمه بسته، گوشها كمي عقب، دم به كناري مي‌رود تا فرج نمايان گردد. در جفت‌گيري گربه نر با مشت‌هاي خود پوست شل پشت گردن ماده را چنگ مي‌زند. گربه نر با پاهاي قدامي خود از ناحيه بازوي ماده او را در آغوش مي‌گيرد و پاهاي خلفي خود را به ناحيه تهيگاه ماده چنگ مي‌كند. نهايتاً وقتي دخول با موفقيت انجام گرديد، عمل انزال طي چند ثانيه رخ مي‌دهد.

هنگامي كه نر عقب مي‌كشد ماده جيغ بلندي زده و به خود پيچيده و از چنگ نر خارج مي‌شود، برمي‌گردد تا در تنبيه دردي كه كشيده با پنجه ضربه‌اي به نر بزند و بعد تا فاصله كوتاهي مي‌دود.

هيچ معاشقه‌اي مشابه اولين جفت‌گيري در جفت‌گيري هاي بعدي وجود ندارد. در مراحل ابتدايي ممكن است هشت جفت‌گيري در محدوده زماني 20 دقيقه اتفاق افتد. اما با گذشت زمان آنها بيشتر منزوي مي‌شوند.

دوره جفت‌گيري 4-3 روز است و ابتدا جنس نر خسته مي‌شود. نقش‌ها عوض مي‌شود و ماده‌ها اظهار عشق مي‌كنند ولي نرها به تدريج اشتياق خود را نسبت به جنس ماده از دست مي‌دهند.

رفتار مادرانه

-شيرواري: طول اين مدت 67-63 روز است (كمتر معمول است كه به 70 روز برسد).

تعداد متوسط نوزادان: 4 بچه گربه

بيشترين نوزاد گزارش شده از سيامي نقطه آبي=13 بچه گربه

تعداد سرپستان‌ها: 8تا

مدت خروج جنين: 30 ثانيه تا 50 دقيقه

زمان‌هاي بين دو خروج جنين: 20 تا 45 دقيقه

سن حداكثر باروري=8-2 سال

جوان‌ترين سن مادر=6 ماه

مسن‌ترين سن مادر=13 سال

-وضع حمل: هر بچه گربه بصورت پيچيده در كيسه نازك شفافي كه بند نافي را به دنبال دارد بيرون مي‌آيد. مادر بلافاصله كيسه جنين را پاره كرده و بچه را ليس مي‌زند و خشك مي‌نمايد. او ممكن است بندناف بچه گربه را هنگام ليس زدن او جدا كند و يا ممكن است تا خروج جفت (دقايقي پس از تولد) صبر كند. سپس او جفت و بندناف را تا محل اتصال اينها به جنين مي‌خورد.

اهميت خوردن جفت بر اين اساس است كه جفت داراي هورمونهايي است كه شيرواري را شروع مي‌كند، به علاوه ارزش غذايي نيز دارد. گربه مادر در 24 ساعت اول و يا بيشتر با بچه‌هاي خود مي‌ماند و تغذيه‌اي كه او از جفت نموده سبب مي‌شود او به شكار نرود.

گاهي مادر كيسه جنين را درست برمي‌دارد اما بعد از گاز زدن بندناف ممكن است بچه گربه را بخورد. اين رفتار بيشتر در ماده‌هايي كه اولين وضع حمل خود را دارند پيش مي‌آيد و دليل اين امر مشخص نيست.

در طي مراحل انتهايي آبستني و بخصوص بعد از وضع‌حمل، گربه‌هاي ماده نسبت به نرهاي آشنا يا بيگانه بسيار تهاجم‌پذير مي‌شوند. آنها ممكن است در مواقع حس تهديد بچه‌هايشان به گونه‌هاي ديگر مثل سگ‌ها نيز حمله كنند.

-مراقبت از بچه گربه‌هاي تازه متولد شده:

باز شدن چشم‌ها: 10-4 روزگي

بلوغ بينايي ادامه مي‌يابد تا:3 ماهگي

ظهور دندانهاي شيري:14 روزگي

چشيدن اولين غذاي جامد:4-3هفتگي

شروع از شير گرفتن: حدود 6 هفتگي

از شير گرفته شدن كامل: حدود 12 هفتگي

مادر بيشتر وقتش را در سه هفته اول زندگي بچه‌هايش، با آنها مي‌گذارند. گربه‌هاي وحشي آشيانه خودشان را براي آوردن غذا، زمانهاي كوتاهي ترك مي‌كنند. اگر بچه‌ها از مادرشان جدا شوند با جيغ و شيون پيوسته به اين امر پاسخ مي‌دهند.

-پرستاري از بچه گربه‌ها: گربه‌هاي مادر بچه گربه را كه شيون مي‌كنند را جستجو مي‌كنند اما اگر بچه گربه‌اي ساكت باشد او را فراموش نخواهد كرد. هر بچه‌اي صداي پريشاني يا ناله خاص خود را دارد.

بچه گربه‌هاي تازه متولد شده صورت پخش دارند، چشم‌هاي بسته و فشرده، پاهاي ضعيف كه نمي‌توانند راه بروند ولي دقايقي پس از تولد انها با كمك سرشان شروع به وول‌وول خوردن مي‌كنند، پاهاي جلويي مانند پارو عمل كرده و پاهاي عقبي آنها را هل مي‌دهد. جهت حركت آنها مسير مشخصي ندارد و جهت جستجو، گرماي بدن مادرشان است.

آنها بوسيله بو و غرولند دائمي مادرشان راهنمايي مي‌شوند. مادر با خوابيدن به پهلو و هلالي شكل، كار را براي آنها راحت مي‌كند. بچه گربه‌ها اطراف پوشش مادر آنقدر پوزه مي‌مالند و مي‌كاوند تا به سرپستان رسيده به مكيدن كنند. به طور طبيعي اين اتفاقات در يك ساعت پس از تولد رخ مي‌دهد.

تا روز سوم يا چهارم هر بچه گربه به سمت نوك پستان اختصاصي خود مي‌خوابد. تشخيص سرپستانك هر بچه توسط بوي آن است. اگر زير بدن مادر گربه‌ها شسته شود و در نتيجه اين بوها پاك شود، بچه‌هايش موقتاً توانايي تشخيص سرپستانك خاص خود را از دست مي‌دهند.

در ابتدا بچه گربه 8 ساعت در روز در حال مكيدن است و هر دفعه شير مكيدن ممكن است تا 45 دقيقه طول بكشد.

عمل گام برداشتن پاهاي جلويي كه در عمل مكيدن كمك مي‌كند باعث تحريك جريان شير مي‌شود. اين نوع حركت دستها گاهي در گربه‌هاي بالغ هنگام فعاليتهايي كه با صاحب خود انجام مي‌دهند ديده مي‌شود كه به عنوان علامت رضايت و خرسندي تعبير مي‌گردد.

بچه گربه‌ها با عدم كفايت بسياري از حس‌ها يا فعاليتهاي فيزيكي به دنيا مي‌آيند. آنها در 2 هفته اول زندگي خود توانايي ادرار كردن يا مدفوع كردن ندارند و اين امر بسته به تحريك ناحيه تناسلي آنها توسط ليسيدن مادر ميسر مي‌گردد. اين امر بسيار مهم است كه وقتي بچه گربه‌اي را دستي بزرگ مي‌كنيم، غذا دادن تنها كافي نيست و بايد ناحيه تناسلي و ناحيه خلفي بدن با پارچه نرم و مرطوب ماساژ داده شود تا ادرار كردن و مدفوع كردن تحريك گردد.

سه هفته اول زندگي بچه گربه‌ها مشابه 18 ماه اول زندگي فرزند انسان است. بچه گربه‌هايي كه خيلي زود از مادرشان جدا مي‌شوند به نظر مي‌رسد، احتمال مشكلات رفتاري را در آينده بيشتر داشته باشند.

در طي سومين تا چهارمين هفته زندگي بچه گربه‌ها، مادرشان ناگهان تصميم به پيدا كردن خانه جديد براي آنها مي‌كند. عقيده بر اين است اين امر بخاطر برگشت به طبيعت و زندگي وحشي و محافظت عليه مهاجمان احتمالي مي‌باشد.

در حدود سه هفتگي، بچه گربه‌ها به چيزهايي كه حس كنجكاوي و جذابيت را براي آنها تحريك مي‌كند پنجه مي‌زنند.

همچنين در اين زمان آنها ياد مي‌گيرند مدفوع و ادرار خود را دفن كنند. در طي اين هفته‌هايي كه آنها اين توانايي را ندارند. مادرشان فضولات آنها را ليس مي‌زند. به طور معمول گربه‌ها حفره‌اي را در خاك با پاهاي جلويي حفر مي‌كنند و با نيمه خلفي روي آن مي‌ايستند و سپس با خاك ريختن روي آن خود را پر مي‌كنند.

بچه گربه‌ها خودشان براي زندگي در خانه حدود 4 هفتگي دست‌آموز خواهند شد.

اولين ماه زندگي بچه گربه‌ها با وابستگي به مادر است و معمولاً توجه و حضور مادر را نيز به همراه دارد.

دومين ماه معادل دوره بچگي انسان است. شدت وابستگي بچه‌ها با مادر كمتر مي‌شود. بچه‌ گربه‌ها ديگر هر كاري را با هم نمي‌كنند و تفاوتهاي بين آنها آشكار مي‌گردد. سلسله مراتب‌گذراي آغاز شده و تقريباً هميشه يك بچه گربه غالب در يك زايمان وجود دارد.

دوره از شيرگيري در حدود 6 هفتگي آغاز مي‌گردد. از اين زمان گربه مادر خودش را كمتر و كمتر در اختيار بچه‌ها قرار مي‌دهد. قطع ناگهاني شير وجود ندارد وگرنه شيرخوار مي‌ميرد. بچه گربه‌ها خوردن غذاي جامد را متعاقب مادرشان از ظرف غذاي او فرا مي‌گيرند.

بچه گربه‌ها طي بازي با يكديگر پريدن و دنبال هم كردن و فرار كردن را ياد مي گيرند. در 8 هفتگي آنها زمان كمتري را با هم صرف مي‌كنند. تا 12 هفتگي آنها تقريباً بطور كامل مستقل مي‌شوند اگرچه در حدود 20 هفتگي بالغ خواهند شد.

بچه گربه‌هاي 5 ماهه آماده‌اند تا زندگي خود را به گونه خودشان بسازند. در طبيعت وحش، خانواده گربه‌سانان بيشتر باهم مي‌مانند، زيرا تنها يك زايمان در سال دارند ولي گربه‌هاي اهلي در 6 ماه پس از زايش دوباره فحل مي‌شوند و ممكن است دشمن بچه‌هاي خود شده و به هم بغرند يا همديگر را دنبال كنند و بچه گربه‌ها نسبت به هم خشن شوند. گربه‌هاي يك‌ساله با خواهر برادران خود مانند گربه‌هاي بيگانه رفتار مي‌كنند.

-آموزش: بچه گربه‌ها ضرورتي براي آموزش تعقيب كردن ندارند، زيرا آنها براي تعقيب اجسامي كه از آنها دور مي‌شوند، برنامه‌ريزي شده‌اند. تعقيب و گرفتن با آنها زاده مي‌شود ولي براي كشتن بايد تحت آموزش قرار گيرند. گربه مادر توجه دارد كه بچه‌هايش شانس آموزش كشتن را بواسطه مثالهايي كه از او مي‌بينند فرا گيرند.

او همچنين به آنها آموزش مي‌دهد كه خطر را بشناسند و دشمنان بلقوه را تشخيص دهند. بچه گربه‌ها خيل زود مي‌آموزند، نوعي خاص از غرغركردن به عنوان فرماني جهت پخش شدن و پنهان شدن است. اگر حس كنجكاوي آنها باعث شود آنها سريع فرمانبرداري نكنند، غرش مادر با يك ضربه مناسب براي بردن آنها به مسير مطلوب اين

عمل را تكميل مي‌كند.

-بازي: بازي كردن توانايي گونه‌هايي است كه طريقه زندگيشان مستلزم حركات سريع، جهت‌يابي دقيق براي دستيابي به هدف و داشتن عقوبت سنگين در از دست دادن اولين تلاش جهت گرفتن آن چيزي است. ثانياً گونه‌هايي كه بازي مي‌كنند از گونه‌هاي باهوش هستند مثل پريمادها، دلفين‌ها و گوشتخواران.

تجربيات دوران كودكي حيوانات تحت حمايت بالغين اجازه مي‌دهد كه مغز زمان بيشتري براي پيشرفت داشته باشد.

حيواناتي كه زمان براي بازي دارند از آن ياد مي‌گيرند تا چگونه بر پايه تجربيات خود تصميم‌گيري كنند.

بچه گربه ها در سه هفتگي شروع به بازي مي‌كنند و بازي آنها هدف مشخصي ندارد. دو بچه گربه ممكن است دنبال يكديگر كنند و نقش فرار كننده و تعقيب كننده مرتباً عوض مي‌شود. در جنگ‌هاي بازي، گاز گرفتن يا ناخن كشيدن شديد نيست و واضح است كه زخم يا كشته شدني در كار نيست.

-شرح الگوهاي بازي بچه گربه‌ها به ترتيب زماني: حالت ايستاده و شكم به سمت بالا، بچه گربه‌اي روي بچه گربه ديگر كه شكمش رو به بالاست مي‌ايستد و تلاش جهت گاز گرفتن سر يا گردن همديگر است (روز26-23). كنار رفتن و با چنگال‌ها حمله كردن: بچه گربه پشتش را خم مي‌كند، دمش را به سمت بالا و به سمت بدنش حلقه مي‌كند و كنار يا اطراف بچه گربه يا جسم ديگر راه مي‌رود (34-32 روزگي). تعقيب و پرش: بچه گربه از گربه‌اي فرار و يا او را تعقيب مي‌كند و سپس موقعيت بدني ذكر شده در بازي كنار رفتن و حمله با چنگال‌ها را گرفته و شروع به حمله مي‌كند(46-36روزگي).

تا 18 هفتگي بچه گربه تمايل خود را براي بازي از دست مي‌دهد و معمولاً پس از آن تنها به طور انفرادي ديده مي‌شود.

-تغذيه: در طي سه هفته اول زندگي كل تغذيه بچه گربه‌ها از طريق شير مادر تأمين مي‌شود. در گربه‌هاي وحشي ميزان مناسب و با كفايتي پروتئين از عضلات مواد معدني و ويتامينهاي با ارزش از روده و استخوانهاي شكار تأمين مي‌گردد. بدن شكار همچنين مقدار آب كافي در اختيار آنها مي‌گذارد.

گربه‌ها نمي‌توانند تمام مواد شيميايي مورد نياز جهت متابوليزشان را تأمين كنند و وابسته به بدن شكار خود براي تأمين اينها هستند. به عنوان مثال تورين، كه براي بينايي ضروري است در بدن گربه‌ها متابوليزه نمي‌شود و بايد از خارج دريافت شود.

گربه‌ها دو برابر سگها به پروتئين بيشتري احتياج دارند. بين %30-25 كالري دريافتي آنها بايد شامل چربي حيواني باشد. چربي حيواني همچنين منبع ويتامين E,D,A است كه بدن گربه‌ها نمي‌تواند توليد كند.

از آنجائيكه سم‌زدائي بدن گربه‌ها ضعيف است و از طرفي متابوليسم‌شان به اين قضيه وابسته است پس شكار آنها بايد اين كار را برايشان انجام دهد. به همين دليل هم هست كه داروهاي به نظر كم خطر مثل آسپرين يا اسيدبنزوئيك بعنوان نگه دارنده غذا براي گربه‌ها بسيار سمي است.

گربه‌هاي اهلي بر خلاف طبيعت صحرائي خود، آب را به بي‌ميلي مي‌نوشند. از آنجائيكه غذاي كنسروشده تا %83 آب دارد، گربه‌هايي كه با اين غذا تغذيه مي‌شوند به ندرت آب مي‌نوشند. غذاي خشك احتياج به نوشيدن آب هم دارد.

گربه‌هاي اهلي تغذيه كننده‌ها گاه‌گاهي هستند. اما به عنوان غذادهنده‌هاي فرصت‌طلب آنها ممكن است الگوي فعاليتي متفاوتي براي دستيابي به شكار داشته باشند گاه شكارچي و گاه پاكسازي كننده يا توسط ساحب تغذيه شوند.

غذايي كه ترجيح مي‌دهند: گوشت‌خام، روده‌ها، غذاي آماده (خشك يا مرطوب)، پس‌مانده آشپزخانه

دماي ترجيحي:ºC40-24

رفتارهاي غارتگرانه (شكار): گربه‌ها با يك توانايي ذاتي غارتگرانه‌اي به دنيا مي‌آيند و حيواناتي كه هرگز شكار نمي‌كنند يا با شكار مقابل نمي‌شوند اين رفتار را همچنان نشان خواهند داد.

تجارب اوليه بچه گربه در ارتباط با مهارت شكار گربه‌هاي بالغ مي‌باشد ولي اين ضرورتي ندارد. بچه گربه‌هايي كه در محيط‌هاي بدون دستيابي به شكار پرورش يافته‌اند نيز رفتار غارتگري كافي مانند بالغين را به نمايش خواهند گذاشت.

حس‌هاي بينايي و شنوايي مهمترين حس‌ها براي تشخيص شكار است. صدا ممكن است توجه گربه را جلب كند اما اين حركت جسم شكار گونه است كه اساساً مسؤول تحريك توالي زنجيره شكار است.

دو استراتژي در مورد گربه‌ها مشاهده شده است. گربه ممكن است آرام راه برود، نگاه كند، بشنود و به طور منظم بايستد و بر روي صدا يا تصويري تمركز كند. متناوباً ممكن است استراتژي كمين را اتخاذ كند. بدين معني كه در منطقه‌اي كه شكار معمولاً به وفور يافت مي‌شود مثل لانة موش‌ها مي‌نشيند و انتظار مي‌كشد. گربه نزديك لانه زيرزمين موش منتظر شده و به سوراخ خيره مي‌شود تا موش پديدار شود. با ظهور شكار گربه منتظر خواهد ماند تا حيوان فاصله‌اي را طي مي‌كند. بعد از عمليات موفقيت‌آميز شكار ممكن است در همان نقطه خورده شود و يا به خانه انتقال يابد.

تمام گربه‌هاي شكارچي توانايي واكنش‌هاي ويژه‌اي در جهت حمله و گاز گرفتن نقطه كشنده براي شكار هستند. در گربه‌ها گردن نقطه هدف ترجيحي است. گربه به شكار از بالا و پائين حمله مي‌كند و پس گردن او را گرفته و به طور طبيعي بسيار دقيقي ستون مهره‌ها را هدف گاز قرار مي‌دهد.

گربه‌ها معمولاً خوردن شكارشان را از انتهاي سر او شروع مي‌كنند. اين عمل جهت كندن پر يا پوشش شكار است.

گربه‌ها گاهي با شكارشان بازي مي‌كنند، او را مرتباً پرت كرده و تعقيب مي‌كنند. بازي با شكار براي مشاهده كننده انسان بسيار رنجاننده است.

سه نوع بازي با شكار وجود دارد. اولين رفتار اكتشافي ضروري است. براساس ديدن اسباب‌بازي جديد يا چيز عجيب، گربه با شك به او نزديك شده و سپس در فاصله مطمئن قوز كرده و پنجه خود را كشيده و آهسته به جسم ناشناخته مي‌زند.

اين رفتار در مورد چيزهايي كه گربه چند سري پنجه به سمت آنها روانه كرده و جسم تخريب‌پذير است تشديد مي‌شود. بعضي گربه‌ها اين روش را در مورد شكار كشته شده اعمال مي‌كنند.

دومين نوع بازي نوع كشنده شكار بود كه در بالا ذكر شد.

نوع سوم بازي تنها وقتي رخ مي‌دهد كه حيوان مرده باشد. گربه رقص‌پرشي و ديوانه‌واري را انجام مي‌دهد و خودش را خم كرده و اطراف شكار يكسري جهش‌هايي مي‌كند. اين كار معمولاً متعاقب شكار طولاني و خسته‌كننده با يك حيوان بزرگ و خطرناك اجرا مي‌شود.

-خواب: گربه‌ها 3-2 عمرشان را خواب هستند. طول مدت خواب در روز بسته به هوا، درجه گرسنگي، سن و آيا اينكه مستعد عمليات جنسي هستند يا خير متفاوت است.

گربه‌هاي كسل و يا مسن بيشتر وقتشان را صرف خواب مي‌كنند.

وقتي گربه مي‌رود كه بخوابد، ابتدا وارد دوره خواب سبك مي‌شود كه 30-10 دقيقه طول مي‌كشد. تعداد حركات سريع چشم بين 8 تا 30 بار بطور يكباره رخ مي‌دهد. بعد خواب سبك وارد مرحله REM مي‌شود كه در اين مرحله عضلات گربه جمع و ناخن‌هايش بيرون كشيده و تو مي‌روند. گوش‌ها، دم و سبيل‌ها مي‌لرزند. اين مرحله 7-6 دقيقه طول كشيده و گربه دوباره وارد مرحله خواب سبك مي‌شود. اين مراحل آنقدر تكرار مي‌شوند تا گربه از خواب برخيزد.

گربه‌هاي سالم %15 زندگيشان را در REM، %50 در خواب سبك، و %35 را بيدار مي‌گذرانند. در 4 هفته اول زندگي گربه‌ها فقط در مرحله REM مي‌خوابند كه %50 روزشان را تشكيل مي‌دهد. گربه ها در REM به نظر مي‌رسد كه مي‌توانند خواب ببينند.

-جستجوي راحتي: گربه‌ها ساعات بيداريشان را با تيمار كردن، يافتن غذا، مشاهده محيط و تعيين قلمروشان مي‌گذرانند.

گربه‌هاي خارج خانه‌اي آشيانه ندارند و در عوض در جستجوي مأوايي آرام، بدون كوران و گرم مي‌گردند. گربه‌هاي وحشي شهري به داخل زيرزمين يا خانه‌هاي متروكه و خالي مي‌روند.

گربه‌هاي خانگي براي خواب، گرم‌ترين نقطه خانه را ترجيح مي دهند.

-بهداشت و تيمار كردن: گربه‌ها حيوانات خانگي مناسبي هستند، زيرا بسيار تميز هستند. آنها پوست تميزشان را ليس مي‌زنند، حتي وقتي كه با مواد بودار يا سمي آغشته باشد.

وقتي صورت خود را تميز مي‌كند. گربه پائين‌ترين قسمت يكي از پاهاي قدامي خود را ليس زده و بالاي پنجه را مرطوب مي‌كند تا بوسيله آن خاصيت اسفنجي يافته و يك طرف صورت را تميز كند. سپس گربه پاي قدامي ديگر را مرطوب كرده و طرف ديگر صورت خود را تميز مي‌كند. گربه از پاهاي خلفي جهت خاراندن پوشش خود استفاده مي‌كنند.

انعطاف بالاي بدن گربه‌ها اين اجازه را به آنها مي‌دهد كه دندان‌ها، زبان و پاها به تمام قسمتهاي بدن برسد

رفتارشناسي گربه ها - قسمت اول

اهلي شدن گربه:

احتمالاً گربه‌ها اولين بار توسط مصريان و در حدود 3000 سال پيش از ميلاد مسيح اهلي شدند.

اولين نمايش تصويري گربه‌ها به سه ميليون سال قبل از تولد مسيح برمي‌گردد، اما اينكه اينها وحشي بوده‌اند يا اهلي اطميناني وجود ندارد.

در معبد تي (Ti) در حدود 2600 سال قبل از مسيح گربه‌اي با قلاده نمايش داده شده است كه اگر اهلي بودن آن را نشان ندهد ولي دليل بر گرفتار شدن آن است.

اسناد متقاعدكننده‌تري در معبدي كه مربوط به 1900 سال قبل از مسيح است يافت شد كه در آن استخوانهاي 17 گربه در ديگ كوچكي بوده است.

به نظر مي‌رسد قبول و اهلي كردن گربه‌ها توسط مصري‌ها شامل اين مراحل باشد مثلاً:

1-دوره رقابت تا 7000 سال قبل از مسيح) كه گربه‌هاي وحشي با انسان براي شكار پستانداران كوچك و پرندگان به عنوان منبع غذايي رقابت مي‌كردند.

2-دوره همزيستي (4000-7000 سال قبل از تولد مسيح) كه گربه‌هاي نيمه وحشي پاكسازي و خوردن جانوران موذي را انجام مي‌دادند.

3-دوره اهلي شده (1000-2000 سال قبل از تولد مسيح) كه گربه‌ها در معبدها جهت انجام مراسم مذهبي محبوس بوده‌اند.

4-زمان اهلي شدن كامل (از 1000 سال قبل از تولد مسيح به جلو) كه نگهداري گربه جنبه مادي و اشرافي داشته (در مصر) و كم‌كم انتشار اين حيوان به خارج كشور شروع شد.

مصري‌ها گربه وحشي آفريقائي (Felis Libyca) را اهلي كردند ولي همتاي اروپايي اينها يعني Felis sylvestris تا به امروز طبيعت وحشي خود را حفظ كرده و حتي تلاش جهت اهلي كردن نسل‌هاي ناشي از جفت‌گيري گربه اهلي با گربه وحشي اروپايي بي‌ثمر بوده است.

به نظر نمي‌رسد باستان‌شناسان گواه بي‌چون و چرايي پيدا كنند تا بتوانند زمان و محل دقيق اهلي شدن گربه را متوجه شوند.

رابطه گربه و انسان احتمالاً با شانس‌هاي بهره‌برداري گربه از ايجاد ساختارهاي كشاورزي انسان شروع شد و از اين‌رو هماهنگ شدن گربه با تغييرات محيط انساني ادامه يافت.

زيست‌شناسي رفتاري:

اسكلت و عضلات: اسكلت گربه‌ها حتي با نژادهاي مختلف و گربه‌هاي مدرن تجملي امروزي بسيار شبيه است. گربه 23 مهره دارد (5 مهره بيش از انسان بالغ). اين مهره‌ها اضافي در قسمتي از ستون مهره‌ها قرار دارند كه از پشت بازو ادامه مي‌يابد. آنها آنقدر محكم به عضلات متصل هستند كه استخوان‌هاي پشت مي‌تواند خم، كشيده يا حتي تا º180 بچرخد.

گربه‌ها روي پنجه راه مي‌روند. پاهاي جلويي براي گرفتن شكارها سازگار شده‌اند. پنجه‌هاي قابل كشش آنها در پاهاي خلقي نيز به اين او كمك مي‌كنند. البته به جز گربه‌هاي سيامي و گربه‌هاي مشرقي (آسيايي) (orientel) كه نمي توانند پنجه‌هاي پاهاي خلفي خود را بيرون كشيده و دراز كنند.

پاهاي جلويي پنج انگشت دارد كه اولين آنها بالاتر از مچ قرار گرفته است. پاهاي خلفي چهار انگشت دارد كه اولين انگشت وجود ندارد.

گربه‌ها دونده‌هاي مسير كوتاه هستند. قفسه سينه آنها نسبتاً كوچك است و نه قلب و نه ريه آنها توانايي جبران نياز بدن را براي مسافتهاي طولاني ندارد.

ساختمان نداني: گربه بالغ 30 دندان دارد. دندانها پيش كوچك هستند و براي خراش و جر دادن گوشت استفاده مي‌شود ولي عملكرد اصلي جهت تيمار كردن است. دندانهاي نيش بلند، تيز و از دو طرف فشرده است. عمل اصلي آنها جابجايي و شكستن مهره‌هاي شكار است.

ساختار دنداني گربه به شرح زير است:

آسيا پيش آسيا نيش پيش فك بالا

2 6 2 6

2 4 2 6 فك پائين

بچه گربه‌ها 26 دندان شيري دارند و هنگامي آسياها رشد مي‌يابند كه 6 ماه از عمر حيوان گذشته باشد. دندان‌هاي شيري حدود 14 روزگي ظاهر شده و در 6 ماهگي توسط دندانهاي دائمي جايگزين مي‌گردند.

انواع حس‌ها

بينايي: بينايي در اين حيوانات براي حداكثر اثر در نور كم اختصاصي شده است. روشن‌سازي شبكيه در گربه‌ها حدود 5 برابر بيشتر از موجوداتي كه در روز فعاليت مي‌كنند است.

گربه‌ها داراي taptum Lucidum (لايه تپتوم) هستند كه لايه‌اي است كه سلولهاي بازتاب كننده در پشت شبكيه دارد. بدينوسيله نور مي‌تواند شانس ديگري براي برخورد با مولكول‌هاي فتورسپتور در شبكيه داشته باشد و ميزان تجمع نور در اين چشم تا 40% افزايش مي‌يابد.

چشم‌ها به نسبت بدن، اندازه بزرگي دارند. فاصله مردمك تا شبكيه كوتاه است، بنابراين كارايي نور جمع شده افزايش مي‌يابد.

مردمك چشم گربه بيشتر از مردمك چشم‌ ما گشاد مي‌شود و مي‌تواند آن را تا حد شكافي، كوچك كند تا از شبكيه حساس خود محافظت كند. حمايت ديگر توسط غشاء پلك سوم انجام مي‌گيرد كه معمولاً در هنگام بيماري به خارج كشيده مي‌شود.

رنگ‌ها براي گربه‌ها مهم نيستند. با وجود آن الگو و ميزان روشنايي به نظر مي‌رسد با اهميت باشد. گربه‌ها منابع نوري را با پالس‌هايي با فركان حداكثر Hz60 را تشخيص مي‌دهند. اين بدان معني است كه آنها احتمالاً تصوير تلويزيون را بصورت لرزان يا پرپرزدن مي‌بينند.

گربه‌هاي سيامي اختلال بينايي جدي دارند، زيرا تقريباً تمام فيبرهاي عصبي منشاء گرفته از شبكيه به طرف مقابل مغ تغيير مسير مي‌دهد و تنها تعداد كمي از فيبرهاي عصبي به همان طرف مغز مي‌روند.

نسبت طبيعي فيبرهاي عصبي كه به همان طرف مغز مي‌روند در گربه‌ها به طور طبيعي 35%، در سگها 25% و در انسان 50% است كه نشان‌دهنده اهميت ديد دو چشمي در اين سه گونه است.

گربه‌ها توانايي تفريق اجسام در اندازه‌هاي مختلف و حتي وقتي اجسام بزرگتر دور مي‌شوند را دارد. به نظر مي‌رسد آنها عمق تصوير را همانند انسان درك مي‌كنند.

-شنوايي: گربه‌ها مي توانند اصوات را در محدوده 5/10 اكتاو تشخيص دهند (انسانيها حداكثر محدوده 3/9 اكتاو را مي‌شنوند). محدوده حداكثر حسايت شنوايي 250 هرتز تا 35 كيلوهرتز است كه آنها را توانا مي‌سازد كه صداي جوندگان كوچك را بشنوند.

گوش گربه مانند آمپلي‌فاير عمل كرده و شدت صدا را در فركانس‌هاي 6-2 كيلوهرتز دو تا سه برابر مي‌كند.

سطح بالاي شنوايي گربه‌ها 65 كيلوهرتز است در حاليكه در انسان حداكثر 20 كيلوهرتز را مي‌شنوند.

گربه‌ها مي‌توانند منبع نواهايي بين 2000 و 500 هرتز و 24 و 16 كيلوهرتز را لوكاليزه كنند.

تعداد زيادي از گربه‌هاي با پوشش سفيد و آبي يا با چشم‌هايي كه هر كدام يك رنگ است، اختلال شنوايي جدي دارند. در موارد ژنتيكي آنها پنج روز پس از تولد كاملاً كر مي‌شوند. گربه‌هايي كه هر كدام از چشمهايشان يك رنگ است. (معمولاً تمايل دارند گوشي كه در طرف چشم آبي است كر شود.)

چشايي: حس چشايي به زبان، كام و اپيگلوت محدود مي‌شود. چگونگي 5 مزه را تشخيص مي‌دهند. گربه‌ها به چيزهاي شيرين حساس نيستند، اما حساسيت بالايي به مزه آب دارند. فيبرهاي عصبي پاسخ‌دهنده به آب مي‌توانند مزه‌هاي ديگر را بپوشانند يا تعديل كنند. به همين دليل هم شايد گربه‌ها چيزهاي شيرين را دوست ندارند. گربه‌ها تركيبات شيرين ميوه‌ها را و خيلي از گربه‌ها ساكروز موجود در شير را نمي‌توانند هضم كنند، بنابراين شير گاو مي‌تواند در آنها اسهال ايجاد كند.

مواد شيميايي شامل نيتروژن و سولفور مانند اسيدهاي آمينه گيرنده‌هاي چشايي گربه را تحريك مي كنند. چربي موجود در گوشت حس بويايي را به نسبت حس چشايي بيشتر تحريك مي‌كند.

حس چشايي در گربه‌ها خيلي سريع تكامل مي‌يابد بطوريكه گربه يك روزه مي‌تواند محلول‌هاي شور را از غير شور تفريق كند.

-هضم و حفظ آب: روده گربه‌ها الگوي گوشتخواري را كاملاً نشان‌ مي‌دهد و توانايي هضم بالايي براي بيشتر غذاي آنها دارد. روده باريك بسيار با كفايت است ولي روده بزرگ كفايت كمتري دارد و بين كولون و ركتوم تفاوت‌هاي كمي وجود دار. طول روده تنها 4 برابر طول بدن است.

كليه گربه‌ها 5/2 برابر ادرار غليظ‌تري نسبت به انسان توليد مي‌كنند.

تعريق روشي مهمي براي دفع گرماي گربه‌ها نيست و خنك شدن معمولاً با له‌له زدن به دست مي‌آيد كه فركانس 250 در دقيقه دارد.

-حس لامسه: يك ارتباط قوي بين حس لامسه و شنوايي وجود دارد. ارتعاشات مي‌توانند به عنوان يك تماس تكرار شونده درك شود.

گربه‌هاحركات تند و سريع جوندگان كوچك را روي زمين و همچنين ارتعاشات حركات جوندگان را از طريق دانه‌هاي پاسيني (Pacinian corpuscles) در بالشتك دست و پاي آنها تشخيص مي‌دهد.

موهاي محكم اطراف لب ‌(سبيل‌ها) گربه‌ها در برخورد با سطح سفت نمي‌خوابد و در نتيجه اطلاعات ضروري را درباره موقعيت سر حيوان در ارتباط با محيط اطراف فراهم مي‌آورد. موهاي حساس مشابهي روي گونه گربه، بالاي چشمان و پشت پاهاي جلويي حيوان نيز قرار دارد.

پوست گربه با نقاط حساس تماسي نقش و نگار كاري شده و اينها 25-7 تا در هر سانتي‌مترمربع پوست وجود دارند.

وقتي تلنگر دست مرطوب (خيس) براي جلوگيري از انجام كاري به حيوان وارد مي‌شود، آزرده شدن حيوان بخاطر رطوبت دست نيست بلكه بخاطر تأثير قطرات آب روي پوست است. اين حركت ماشه تمامم قدمهاي لامسه‌اي را براي موچ‌دار شدن پوست تمام بدن حيوان فراهم مي‌كند.

مانند تمام پستانداران حساس‌ترين ناحيه اطراف پوزه است. نوك‌بيني و پايه سبيل‌ها خصوصاً اعصاب حسي زياد دارند. علي‌رغم حساسيت گربه به تماس پوست او به دما به طور محسوسي غيرحساس است، (بجز در بين و اطراف آن). لب بالاي گربه مي‌تواند افزايش گرماي كمتر از 2 درجه و افزايش سرماي كمتر از يك درجه را تشخيص دهد. در گربه‌ها احساس درد پوست وقتي دما به ºC52 مي‌رسد مانند احساس درد انسانها در ºC44 است.

پوشش خز مانند گربه‌ها آنها را در برابر حرارت زياد ايزوله مي‌كند، بنابراين گربه مي‌تواند در بخاري با آتش افروخته بنشيند و بدون اينكه متوجه شود كه مويش مي‌سوزد.

گربه‌ها علاقمند به هواي سرد نيستند اما اگر مجبور به اين كار شوند خود را وفق خواهند داد.

-حس بويايي: لايه بافتي شامل سلولهاي بويايي در قسمت خلفي بالايي محوطه بيني قرار دارند و گسترش اين سلولها از نظر محوطه‌اي كه اشغال كرده‌اند در واقع خيلي بيشتر از انسان نيست. گربه‌ها حدود 67 ميليون از اين سلولها دارا مي‌‌باشند در حاليكه سگها 3-1 بيليون از اينها را دارند. گربه‌ها ردپاي شكار را جستجو نمي‌كنند و يا از طريق بوي آن شكار را شناسايي نمي‌كنند.

استخوان مياني بيني به عنوان يك ارگان كمكي بويايي عمل كرده كه در سقف بالاي دهان جاي گرفته و توسط مجراهايي به داخل بيني و دهان راه دارد. گربه‌ها وقتي بوي خاصي را استنشاق مي‌كنند بخصوص اگر مربوط به مسائل جنسي باشد شكلك‌هاي كنجكاوي را ايجاد مي‌كنند كه فلهمن (Flehman) ناميده مي‌شود.

گربه‌هاي نر بيشتر از ماده‌ها از اين ارگان استفاده مي‌كنند و محرك معمول ادرار گربه ديگر است.

-تعادل: اندام اصلي تعادل سيستم وستيبولار است كه قسمتي از گوش داخلي را تشكيل مي‌دهد. اطلاعات مربوط به حركت در مسير جاذبه، حركت در مسير خطي و جهت سر همه بوسيله اين ارگان مهيا مي‌گردد.

سيستم رفلكس‌ها اطلاعات مهيا شده را از طريق دستگاه و ستيبول مستقيماً به چشم‌ها، عضلات گردن و عضلات بدن و همچنين مغز مخابره مي‌كند.

بيشتر گربه‌ها توانايي اين را دارند كه پس از افتادن از ارتفاع با پاهايشان روي زمين بيايند. گربه ابتدا مسير سر و قسمت بالايي بدن خود را براي فرود آمدن تغيير مي‌دهند. نيمه پائيني بدن سپس در سمت بقيه بدن مي‌چرخد. تنها 8/1 ثانيه زمان لازم است تا گربه براي فرود مناسب خود را مهيا كند.
منبع : انجمن حمایت از حیوانات ایران

رفتارشناسي سگ اهلي - قسمت سوم

نگراني ناشي از جدايي در سگها (Separation Anxiety)

مقدمه: نگراني ناشي از جدايي، ترس و عدم رضايت از جداماندن است كه معمولاً منجر به مشكل رفتاري نامناسب مي‌شود.

به عنوان حيوانات اجتماعي، طبيعي است كه توله‌ها با مادرشان و ديگر خواهر برادرانشان ارتباط داشته باشند. هنگامي كه يك توله از خانواده خود جدا مي‌افتد، با صاحب خود ارتباط پيدا مي‌كند. اين ارتباط قابل‌اعتماد، پايه‌گذار ارتباط سالم و مناسب بين صاحب و حيوان مي‌شود. با وجود اين وقتي سگ بيش از حد به صاحب خود وابسته مي‌شود امكان است مشكل رفتاري ايجاد شود.

مشكلات رفتاري زيادي در ارتباط با Sepration anxiety وجود دارد كه شامل مدفوع وادرار در محل نامناسب رفتارهاي تخريبي، پارس كردن زياد، ناله كردن، افسردگي و فعاليت بيش از حد است. اين علائم ممكن است نتيجه و نشانه مشكلات ديگري نيز باشد. با وجود اين اگر رفتار نامناسب به وضوح در ارتباط با عدم حضور صاحب باشد و به فاصله كوتاهي بعد از عزيمت صاحب رخ دهد و با برگشت و در جواب احوال‌پرسي صاحب، به محض برگشتن ادامه يابد، علت احتمالي را Sepration anxiety مي‌دانند. اگر مشكل رفتاري براي مدت زيادي حضور داشت سگ بايد از جهت مشكلات و بيماريهاي زمينه‌اي توسط دامپزشك معاينه شود.

عوامل دخيل: Sepration anxiety ممكن است در سگها با زمينه غيرطبيعي در ايجاد وابستگي آنها رخ دهد. وقايع تروماتيك (ناشي از ضربه) در زندگي سگهاي جوان ممكن است احتمال گسترش و ايجاد يك وابستگي شديد را فراهم كند. اين وقايع شامل جدا شدن زودهنگام از مادر، محروم شدن از ارتباطشان در اوايل زندگي (توله‌هايي كه در مغازه‌هاي فروش سگ يا لانه‌هاي سگها نگهداري مي‌شوند). تغيير ناگهاني محيط (خانه جديد، ماندن در كنل Kenel)، تغيير در روند زندگي صاحب مي‌تواند منتج به پايان ارتباط و تماس ثابت با حيوان شود، غيبت موقتي يا دائم يكي از اعضاء خانواده (طلاق، مرگ، ترك بچه خانه) يا اضافه شدن عضو جديد به خانه (بچه، حيوان) مي‌تواند از جمله اين علل باشد. رفتارهاي ناشي از جدا ماندن (Sepration): هر سگ رنجور از Sepration anxiety رفتارهاي متفاوتي را نشان مي‌دهد. حداكثر بروز اين رفتارها پس از 30 دقيقه از جدايي رخ مي‌دهد و اين زماني است كه بيشترين خسارت وارد شده است. سگها Sepration anxiety را با ناخن كشيدن و كاوش و حفر كردن در و پنجره در تلاش براي دنبال كردن صاحب انجام مي دهند. جويدن وسايل خانه نيز بسيار شايع است. بعضي سگها در محل نامناسب مانند كنار دريا كنار تخت‌خواب صاحبشان، ادرار يا مدفوع مي‌كنند. ناله كردن و پارس كردن براي مدتهاي طولاني نيز شايع مي‌باشد. بعضي سگها افسرده مي‌شوند و آب و غذا نمي‌خورند تا صاحبشان برگردد. اين مورد بخصوص در مواردي كه صاحب براي مدت طولاني بيرون رفته است مي‌تواند دردناك و مضر باشد. در موارد نادر سگها اسهال مي‌شوند، استفراغ مي‌كنند يا به خود آسيب مي‌رسانند مانند جويدن خودشان يا ليس زدن بيش از حد خود در مواقعي كه تنها هستند. بيشتر سگها در مواقع رسيدن صاحب به منزل بيش از حد هيجان‌زده مي‌شوند و براي خوشامدگويي طولاني خود، رفتارهاي غيرطبيعي‌ نشان مي‌دهند.

درمان: بعضي روش‌ها براي درمان مشكلات رفتاري شامل: تنبيه كردن يا رفتارهاي مطيعانه درماني مي‌باشد. اين روشها در ارتباط با مشكل رفتاري است، با وجود اين در رفع منشاء اين مشكل بي‌اثر هستند. با چشم‌پوشي از منبع و منشاء مشكل يك رفتار نامناسب ديگر ممكن است به راحتي توسط سگي كه مي‌خواهد از نگراني فرار كند، جايگزين شود. به علاوه تنبيه به نظر مي‌رسد مولد باشد و نگراني سگ را بعد عزيمت صاحب بيشتر كند. بنابراين تنبيه به عنوان روش قابل‌قبول در درمان Sepration anxiety توصيه نمي‌شود.

در حال حاضر، قابل‌قبول‌ترين روش درمان Sepration anxiety، عزيمت برنامه‌ريزي شده است. اين روش شامل تنظيم تنها بودن سگ با قرار گرفتن در جدايي‌هاي كوتاه‌مدت است. از آنجائيكه پاسخ استرسي حيوان با فاصله كوتاهي از عزيمت صاحب اتفاق مي‌افتد (طي 30 دقيقه)، سگ تنها براي زمانهاي بسيار كوتاه تنها بماند (چند ثانيه تا چند دقيقه) تا اطمينان حاصل شود كه قبل از بروز علائم، صاحب برمي‌گردد. قبل از آنكه اين زمانهاي عزيمت افزايش يابد صاحب بايد از عدم استرس داشتن حيوان اطمينان حاصل كند. صاحب بايد كاملاً مراقب علائم نگراني و تشويش حيوان (anxiety) باشد و از اينكه حيوان خوشامدگويي عجيب و طولاني ندارد مطمئن شود. بعد از اينكه اين عزيمتهاي كوتاه به 30 دقيقه رسيد، زمان تنها ماندن سگ مي‌تواند به زمانهاي بيشتري افزايش يابد. هنگامي كه سگ به مدت 5/1 ساعت تنها ماند، او مي‌تواند تمام روز را تنها طي كند.

عزيمت و بازگشت بايد كاملاً آرام و بدون رويداد مهم انجام گيرد تا اين رفتار بر سگ تقويت (overstimulating) نشود. سگ نبايد در هنگام ترك صاحب يا برگشت او مورد توجه قرار گيرد. توجه زياد قبل از عزيمت يا برگشت به نظر مي‌رسد نگراني (anxiety) را در هنگام جدايي بيشتر كند و اين قضيه براي صاحبين خيلي آسان نيست. اسباب‌بازي‌هاي بي‌ضرر و ايمن مي‌توانند در اين جدايي‌هاي كوتاه‌مدت مورد استفاده قرار گيرد. تلويزيون يا راديو مي‌توانند روشن‌ باشند يا اسباب‌بازي‌هاي جويدني را مي‌توان براي سگ فراهم كرد.

دارودرماني نگراني گاهي اوقات براي كاهش آن انجام مي‌گيرد. اينها معمولاً براي سگهايي كه شديداً دچار Sepration anxiety هستند و يا هنگامي كه صاحبين مجبورند در هنگام درمان سگشان را براي مدت طولاني تنها بگذارند استفاده مي‌شود. استفاده از دارو اين اجازه را به سگ مي‌دهد كه زمانهاي طولاني‌تري را بدون نگراني و تشويش طي كند. با وجود اين، در بيشتر موارد داروها به عنوان راه‌حل پيشنهاد نمي‌شوند و بايد با تركيب برنامه درماني ذكر شده انجام گيرد. دامپزشك بايد براي اطلاعات ديگر و در مورد ايمني و اثر بخشي داروهاي كاهنده نگراني مورد مشورت قرار گيرند.

در موارد شديد، صاحب بايد قدمهايي را در جهت كاهش وابستگي سگ به انسان انجام دهد. در اين مورد صاحب بايد در دوره‌هايي از زمان، گاهي تا 3 هفته از سگ چشم‌پوشي كند. اين قضيه ارتباط بين صاحب و سگ را نمي‌شكند اما وابستگي شديد سگ را كاهش مي‌دهد و اين اجازه را مي‌دهد كه در مواقع عدم حضور صاحب آن را بدون نگراني تحمل كند. چشم‌پوشي از حيوان خانگي مورد علاقه‌تان ممكن است سخت باشد اما بايد به خاطر داشته باشيد كه نتيجه آن رابطه شاد و سالم بهتر و بيشتر خواهد بود.

پيشگيري: وقتي توله يا سگ جديد به خانه آورده مي‌شود، مهم است كه از شرايطي كه ارتباط بيش از حد و قوي را تقويت مي‌كند جلوگيري شود. سگ بايد به آرامي براي تنها ماندن آموزش داده شوند. اين امر با آموزش صحيح در حيوانات جوان رخ مي‌دهد. همينطور اصمينان حاصل شود كه سگ مرتب صاحب را دنبال نمي‌كند و به تدريج در خانه تنها گذارده شود و اين راهي است به سمت رابطه سالم صاحب با سگ.

نتيجه: اگر فكر مي‌كنيد كه حيوان شما قرباني Sepration anxiety است بايد هرچه زودتر به فكر كم كردن اين مشكل باشيد. متأسفانه اين مشكل به راحتي برطرف نمي‌شود. دامپزشك ممكن است برنامه درماني را شروع كند و يا به رفتارشناس حيوان كه با روش‌هاي درماني مختلف آشناست ارجاع دهد. مهم است بخاطر داشته باشيد كه حيوان شما بد نيست يا سعي در افتضاح كردن زندگي ندارد، اگرچه گاهي اوقات اينچنين حس مي‌شود.

حيوان شما قرباني اختلالي است كه مي‌تواند درمان شود. پيش آگهي در صورتيكه تمايل به گذاشتن وقت باشيد، عالي است. اگر تلاش‌هاي شما در كاهش نگراني و تشويش حيوانتان مؤثر نبود با افراد حرفه‌اي تماس بگيرد، زيرا ممكن است به جزئياتي حياتي اشاره كنند كه افراد كم‌تجربه در مشكلات رفتاري از آن چشم‌پوشي كرده‌اند.
ترجمه دكتر عباس زاده
انجممن حمايت از حيوانات

رفتارشناسي سگ اهلي - قسمت دوم

اگر شما راهكارهاي حرفه‌اي را بخوانيد متوجه مي‌شويد بعضي نويسندگان روي رفتارشناسي و بعضي به داروها يا كارهايي مثل اخته كردن تكيه كرده‌اند. بهترين نتيجه با تركيب هوشمندانه اينها بدست مي‌آيد. به نظر من اساس جلوگيري و برخورد با مشكلات رفتاري شامل موارد زير است:

1-اجتماعي كردن كافي بين سگها و انسانها در محدوده سني 12-4 هفتگي

2-غالبيت بايد در سنين پائين ايجاد شود و توسط صاحب حيوان براي تمام وقت اعمال گردد.

3-غالبيت نبايد با اعمال فيزيكي مستقيم انجام گيرد زيرا براي سگ ناامني و ترس يا نگراني را ايجاد مي‌كند كه خود مي‌تواند از علل تهاجم‌پذيري يا افسردگي باشد. استفاده از علائم سگها (تكان دادن، غرولندكردن، پائين نگه داشتن) و كنترل رفتار توسط سگها به عنوان غالبيت صاحب تعبير مي‌شود.

4-هر سگ بايد آموزش فرمانبرداري و پايه‌اي را فرا گيرد (نشستن، ماندن، آمدن و بعضي كارها را بدون فرمان انجام ندهد مثل خوردن ، ترك محل خاص، كنار راه رفتن و غيره)

5-رابطه صميمي واعتماد بايد گسترش يابد و حفظ شود. (نه انتقام، نه عصبانيت طولاني مدت و بايد به سگ بعد تنبيه، دوباره اعتماد داد).

6-عادات خوب بايد ايجاد شود.

ساختن عادات خوب بسيار مهم است. صاحب حيوان بايد به دقت بدانند چگونه سگها خود را به زندگي خانواده عادت مي‌كنند و از نتايج رفتار سگها آگاه باشند. اگر به توله‌اي اجازه داده شود تا از ظرف صاحب خود بخورند يا از ساندويچ صاحب گاز بزنند يا براي غذا بجنگند و پيروز شوند، اين صاحب بايد انتظار داشته باشد سگ مدام براي غذاگدايي كند و حتي براي بدست آوردن غذا از دست غريبه‌ها، رفتار تهاجمي داشته باشد، چنين عواقبي براي زمينه‌هاي ديگر رفتاري سگها نيز وجود دارد.

استفاده از تقويت كننده رفتاري بسيار مهم است. صداي آرام و مهربان، نوازش شانه، يك تكه غذادادن از اين دست «تقويت‌كننده‌هاي رفتاري» است.

بعضي مشكلات معمول توسط رفتار درماني، درمان مي‌شوند.

«تهاجم‌پذيري»

-%90 از گاز گرفتن سگها مربوط به آدم‌هايي است كه سگها آنها را مي‌شناسند.

-بيشتر سگها كه گاز گرفته‌اند، حيوانات خانگي بوده‌اند.

-%60 تا %70 از گاز گرفته شده‌ها توسط سگها، بچه‌ها و مسن‌ها هستند.

-%40 بچه‌هاي گزيده شده منجر به از دست دادن بافت‌هاي صورت (لب‌ها، گونه و....) مي‌شوند.

-نيمي از شكايات موجود در بيمه صاحبان خانه مربوط به شكايات گاز گرفتگي توسط سگها است. رفتار تهاجمي، مشكل جدي براي صاحبين و همچنين دامپزشكان باليني است. تحقيقات نشان مي‌دهد كه تهاجم‌پذيري ملايم و نسبي ممكن است با تركيب جلوگيري از آسيب و صدمه، افزايش ساختارهايي در زندگي و كنترل امن سگ مانند آموزش رفتار مطيعانه سگ درمان شود.

تهاجم‌پذيري شديد و غيرقابل پيشگيري به نظر نمي‌رسد كه به درمان جواب دهد. وقوع روزافزون تهاجم‌پذيري توسط زمينه ژنتيكي و زيستي عصبي كنترل مي‌شود. تحقيقات نشان مي‌دهد كه تهاجم‌پذيري ممكن است توسط درمان دارويي براي كنترل فاكتورهاي نور شيميايي مغز كاهش يابد. اين درمان‌ها علاج قطعي نيست و بايد برنامه‌هاي كنترلي و ايمني در خانه اعمال شود.

از آنجائيكه درمان تهاجم‌پذيري مشكل است، پيشگيري آسان‌تر است.

انواع تهاجم‌پذيري:

-تهاجم‌پذيري غالب

-تهاجم‌پذيري اقليمي

-تهاجم‌پذيري ناشي از ترس

-تهاجم‌پذيري وحشيانه

تهاجمي شدن بيش از حد علل متفاوت دارد كه مي‌تواند از دو جنبه رديابي شوند: اجتماعي شدن ضعيف يا جفت‌گيري و نژادگيري‌هاي ضعيف.

اگر سگها به طور مناسب اجتماعي شدند و دروس مطيع بودن را آموزش ببينند، مشكلات بسيار كمتري در زمينه تهاجم‌پذيري در انتظار آنها خواهد بود. مهمترين نكته اين است كه تهاجمي بودن عليه سگ، برطرف‌كننده تهاجم‌پذيري سگها نيست

رفتارشناسي سگ اهلي - قسمت اول

دامپزشكان بالين ممكن است به چند دليل زير براي دانستن رفتارشناسي سگها علاقمند باشند:

3-رفتارشناسي سگ‌سانان

اكولوژي رفتاري: اگرچه گوشتخواران غالباً منفرد هستند، تشكيل گروه در سگ‌سانان معمول است كه با جفت‌ خود يك واحد اجتماعي را تشكيل مي‌دهند. در شرايط خاص جفت غالب ممكن است اقيم خود را با يك يا چند تحت رده خود تقسيم كند.

تشكيل گروه براي شكار كردن بسيار سودمند است. يك گروه گرگ‌ها براي خسته كردن و محاصره كردن يك شكار بزرگ بسيار مناسب هستند تا اينكه يك گرگ تكي باشد.

منافع ديگر زندگي گروهي ممكن است در موارد تدافعي اقليم بيشتر نمود پيدا كند.

محيطي كه توسط يك گروه پوشش داده مي‌شود ممكن است به 100 تا 600 كيلو مترمربع برسد و بيشتر از آن باشد كه توسط حضور فيزيكي محافظت شود. دارندگي بوسيله زوزه كشيدن مشخص مي‌شود. وقتي مهاجمي از هر نقطه منطقه حفاظتي زوزه مي‌كشد اعضاء گروه در پاسخ هشداري معمولاً زوزه مي‌كشند.

اين نوع ارتباط با علامتهاي موضعي ولي طولاني اثر تربويي تقويت مي‌شود. علامتهاي بويي اطلاعاتي را در محدوده مرزهاي قلمرو مي‌گذارد. سگهاي نر علامت‌گذاري ادراري را به طور مشخص اعمال مي‌كنند. زوزه كشيدن به راحتي توسط صداهاي با فركانس بالا تحريك مي‌شود. (من از زوزه‌كشيدن سگها بدون تحريك صدائي آگاه نيستم).

منافع زندگي در گروه‌ها در مواردي مثل غذا يا جفت در نتيجه رقابت كمتر مناسب است. سود و منفعت زندگي گروهي بسته به فصل و محل سكونت متفاوت است. استحكام و اندازه گروه نيز در بيشتر سگ‌سانان وابسته به اين موارد است.

سود يا ضرر هر فرد براي وارد شدن در گروه ارزيابي مي‌شود(به طور انفرادي)

مزاياي زندگي در گروه براي افراد غالب شامل شانس توليدمثل بيشتر در مقايسه با زندگي انفرادي نيز هست. مزاياي تحت رده‌ها هنوز واضح نيست زيرا آنها شانس توليدمثل كمتري بواسطه عوامل اجتماعي، دخالت مستقيم در توليدمثل آنها يا كشتن نوزادان آنها (توسط افراد بالغ) دارند.

رده‌بندي در ارتباط با سن است (حيوانات جوان شانس بيشتري براي گرفتن رده بالاتر دارند).

طبق مطالعات DNA و تحقيقات جديد علي‌رغم تضعيف شدن تحت رده‌ها (حيوانات مغلوب) آنها در توليد نسل بعدي شركت و دخالت مي‌كنند.

«علامت رفتاري»

زندگي در گروه رقابت را افزايش مي‌دهد ولي احتياج به مشاركت نيز دارد. در گرگ‌ها تعادل بين رقابت و همكاري بوسيله رده‌‌بندي محكم و ثابتي ايجاد مي‌گردد. گرگها به طور انفرادي همديگر را مي‌شناسند. جنگ براي موقعيت و وضعيتشان در نرها در سنين جواني شروع مي‌شود. جنگ‌ها بين افراد در يك سطح معمول‌تر است. وضعيتهاي مختلفي در موقعيتهاي مختلف توسط سگ ايجاد مي‌شود: پاسخ به حمله يا فرار توسط حالات چشم، گوش، لبها و پوشش مشخص مي‌شود. فرم تهاجمي بين اين دو انتها متغير است.

سگ تهاجم‌پذير، دندانهايش را نشان مي‌دهد. ميل به حمله و فرار هر دو براي نمايش حاضر هستند. نر غالب گوش‌هايش را افراشته، لبها به بالا و كنار رفته، متوقف شده و با چشمانش خيره مي‌شود و سعي مي‌كند. بدنش را بزرگتر نشان دهد. اگر سگ مغلوب باشد، گوش‌هايش را خوابانده، لبهايش را عقب كشيده، سرش را پائين آورده و چشمانش را تنگ مي‌كند. قوز مي‌كند تا بدنش كوچكتر از حد طبيعي معلوم شود و ممكن است خودش را روي زمين بكشد. اينكه چگونه اين علائم ظاهر شوند و كي به همديگر نشان دهند بسته به شرايط جايگاه رتبه حيوان و غيره دارد.

وضعيت و جايگاه فردي در گروه بوسيله اين علائم مشخص مي‌شود، دم‌، سر، گوش‌ها و پوشش افراشته وضعيت مغلوبي مانند رفتار ماده‌ها و نابالغين است.

آشنايي: كشيدن پوزه يكديگر به گوشه پوزه و دهان هم.

ليس زدن پوزه ديگري معمولاً توسط مغلوبين اجرا مي‌شود.(مانند تقاضاي غذا كردن توله‌ها).

در رتبه‌بندي پايدار، فرد غالب مي‌تواند رفتار مغلوب خود را بدون حمله مستقيم كنترل كند.

رفتار سگهاي اهلي (domactic dog)

حس‌ها

بينايي: سگها دو پيگمان مخروطي دارند. يكي با حداكثر حساسيت حدود nm555 و دومين پيگمان مخروطي با حداكثر حساسيت nm435-430 مي باشد. پس سگها كورنگ نيستند، با وجود اين آنها ديد دورنگي دارند و حداقل قدرت در تفكيك رنگ را دارا مي‌باشند (نسبت به انسانها). ديد سگها توسط پيگمانهاي ميله‌اي (با حساسيت حداكثر nm508 است. ديد آنها در تاريكي، توانايي تفريق سايه‌هاي خاكستري و در توانايي تشخيص اجسام در حركت از ديد انسان بهتر است.

شنوايي: محدوده بين 20 تا 50 هزار سيكل در ثانيه. اصوات با فركانس بالا (كه توسط انسان شنيده نمي‌شود). مي‌تواند سبب درد شديد در سگها گردد.

بويايي: كاملاً با كفايت است. به طور كلي تهويه بيني با تهويه ريوي هماهنگ است. با وجود اين در هنگام جستجوي بوي خاص توسط سگها، چرخه تنفس و مدت تهويه افزايش مي‌يابد. بوها به گيرنده‌هاي ويژه‌اي در اپيتليوم بيني باند مي‌شوند. اين گيرنده‌ها به پروتئين‌هاي ادغام شده‌اند. در سگ‌سانان تا به حال چهار تحت خانواده ژن گيرنده‌ها شناسايي شده است كه هر كدام حداقل 2 تا 20 و حتي بيشتر عضو دارند. تحقيق بر روي چهار تحت خانواده ژن‌هاي گيرنده‌ها در 26 نژاد نشان داد تعداد ژن‌ها براي هر تحت خانواده ثابت است. با وجود اين انتخابات تفريقي جهت دقت بويايي بعضي نژادها مثل سگهاي شكاري انجام شده است.

سگهايي كه قدرت تشخيص بويايي خوبي دارند جهت كارهايي جستجويي يا برنامه‌هاي تشخيص دارو استفاده مي‌شوند، مثلاً خدمات گمركي استراليا از سگهاي تعليم ديده جهت يافتن داروهاي غيرمجاز در بارهاي فرودگاه استفاده مي‌كنند. تنها 1/0 درصد سگهاي معمولي براي چنين كاري به طور مناسب عمل مي‌كنند. بنابراين برنامه‌اي جهت انتخاب ژنتيكي براي عمليات تشخيص بهتر بو انجام شده است. علي‌رغم اين حقيقت كه تفاوتهاي ژنتيكي زيادي در توانايي بويايي بين سگها وجود ندارد، انتخاب بسيار موفقيت‌آميز بو و بيش از %5 سگهاي انتخاب شده نمرة قبولي گرفتند. تحقيق دقيق روي برنامة انتخابي نشان داد كه برنامه ژنتيكي افزايش يافته مربوط به حس بويايي نيست بلكه اجراي با دقت اين كار، احتياج به توانايي انجام در محيط پر سر و صدا و شلوغ مانند فرودگاه دارد.

-تكامل: توله‌ها كروكور زائيده مي‌شوند. تفاوت رفتارهاي اجتماعي آنها اولين بار در بين 14 و 21 روزگي ظاهر مي‌شود. رفتار اجتماعي ابتدا بوسيله بازي و رفتارهاي همسوي توله‌ها ظاهر مي‌شود. پارس كردن حدود 18 روزگي مشاهده مي‌شود. تا 4 هفتگي توله‌ها ايستادن و راه رفتن مانند بالغين دارند.

از شيرگيري در 6 هفتگي انجام مي‌شود.

تا هفته پنجم، تفاوتهاي فردي بين توله‌ها در تمايل به ايجاد بازي اجتماعي و رفتارهاي جمعي افزايش مي‌يابد.

اسكات و همكاران بر روي به ارث رسيدن صفتهاي رفتاري در تقابل نژادهاي سنتي به اين نتيجه رسيدند كه تفاوتهاي ژنتيكي در تعداد پارس كردن، احساسات و غيره وجود دارد.

از 4 هفتگي تا حدود 12 هفتگي، توله‌ها روابط اجتماعي را با ديگر سگها و انسانها ايجاد مي‌كنند.

در حدود هفته 5 و4 تا هفته 12، زمان حساس اجتماعي شدن سگها است. در اين زمان توله در مورد همراهان اجتماعي خود در طول زندگي خود مي‌آموزد. به عنوان مثال توله‌هاي 5 هفته‌اي براي قبول غريبه‌ها آماده هستند اما بعد اين سن خانواده‌هاي بيگانه پرهيز مي‌شوند و اين نپذيرفتن در 8 هفتگي به حداكثر خود مي‌رسد (جالب است كه اين دوره در انسان 8 ماهگي است).

در ارتباط با پرورش سگها مهم است كه توله‌ها را به سگ‌ها يا انسانها در طول اين دوره حساس معرفي كنند.

«رفتار و درمان دارويي»

سالها پيش براي سگهايي كه مشكل رفتاري داشتند مرگ با ترحم پيشنهاد مي‌شد. براي سگهايي كه همراه و عضو خانواده مي‌شوند، صاحبان معمولاً به دنبال كمك استادانه‌اي جهت رفع مشكل رفتاري سگشان بودند.

در پاسخ به اينچنين تقاضاهايي زمينه جديد درمان رفتارهاي حيوانات خانگي ايجاد شد.

درمان رفتاري معمولاً توسط دامپزشكان حاذق انجام مي‌شد. دوره‌هاي قبل از فارغ‌التحصيلي و بعد آن اكنون براي دانشجويان در تعدادي از دانشگاهها در دسترس است.

درمان رفتاري شامل چندين زمينه است، اول از همه، رفتارشناسي حيوان، روان‌شناسي انسان و داروشناسي.

رفتارشناسي حيوان: فهميدن رفتار سگها شامل چگونگي شكل‌گيري و عملكرد رفتار است كه در اين جزوات ما در مورد آن بحث مي‌كنيم.

به عنوان مثال، اجتماعي كردن توله‌ها جهت جلوگيري از ايجاد تهاجم‌پذيري مشكل‌زاي بعدي بر پايه دانش رده‌بندي طبيعي گروه گرگ‌ها را است. سگها با اعتماد درست‌تر تربيت شده به ندرت ايجاد مشكل مي‌كنند. بنابراين سگ.

1-بايد در پائين‌ترين رتبه و رده‌بندي در خانواده قرار گيرند و هرگز اجازه داده نشود كه رأس آن باشند.2-اين قضيه نبايد با زور و اجبار بدني و وحشي‌گري باشد، نه تنها بخاطر جنبه‌هاي انساني بلكه براي دلايل عملي. اعتماد به نفس سگ بايد حفظ شود و روابط با اعتمادي را با صاحب خود داشته باشد. مهمترين زمان براي ايجاد چنين غالبيت و اعتماد به صاحب در سن 12-4 هفتگي و طي اجتماعي شدن حيوان است. آخرين فرصت براي ايجاد غالبيت بر سگ توسط ارتباط سگ‌ها با آن سگ است. به عنوان مثال بجاي ضربه زدن به سگ بهتر است كه توله را برداشته و به آرامي تكان دهيد. هميشه بوسيله تشويق كردن و گفتن كلمه‌اي به سگ به او اطمينان قلبي بايد داد.

روان‌شناسي: روان‌شناسان معمولاً از سگ‌ها به عنوان الگوي حيواني براي فهم پايه زيست‌شناسي طبيعت انساني و رفتارهاي غيرطبيعي استفاده مي‌كنند. به عنوان مثال، تحقيقات دراپر روي 56 نژاد سگ، شباهتهايي را در شخصيت انسان با مدلها نشان داد.

الف)واكنش سگ‌ها- توانايي حركت سريع انسان

ب)تهاجم‌پذيري سگها- توافق ناپذيري انسان

پ)تعليم‌پذيري سگها- فكر و ديدباز انسان

ساني (Sani) و گروهش در قسمت رفتارشناسي مطالعات اتصالي را در سگ‌ها انجام دادند. آنها آزمايشات روان‌شناسي استانداري روي سگها انجام شده است و رفتارهاي سگها با اصطلاحات روان‌شناسي انساني تعبير شد. آنها فهميدند كه رابطه سگها با انسان مشابه رفتار در رابطه بچه- والدين و شامپانزه- انسان است زيرا آنها مشاهده كردند، پديده رفتاري و رده‌بندي مشابه آنچه در روابط مادر- نوزاد است، مي‌باشد.

دارودرماني: داروهاي جديدي روي مدلهاي حيواني آزمايش و ايجاد مي‌شود. به علت شباهت سگها با انسانها در صفات شخصيتي، داروهايي كه در درمان اختلالات رواني استفاده مي‌شوند، گاهي روي سگها آزمايش مي‌شوند. به عنوان مثال، بيشتر داروهاي استفاده شده در درمان اختلالات وسواسي (OCD)، ابتدا در كاهش علائم افسردگي جوندگان آزمايش شده است. با وجود اين OCD و افسردگي به طور واضح در سگها تشخيص داده مي‌شود. پس داروهاي ويژه مطرح در درمان OCD اكنون روي مدل سگ مورد آزمايش قرار مي‌گيرد.

فعاليتهاي حقوق حيوانات گاهي تحقيقات روي مدل حيواني را محكوم مي‌كند ولي بدون جانب‌گيري در اين مورد بايد اذعان كرد كه اين تحقيقات نه تنها مفيد جهت درمان در انسانها است بلكه براي درمان در سگها نيز مفيد خواهد بود. اخيراً داروهاي مؤثر بر رفتار زيادي در درمان مشكلات رفتاري سگها استفاده مي‌شود.

رفتار شناسي خرگوش خانگي - قسمت سوم

رفتار توليدمثل:

خرگوشهاي ماده زماني كه به وزن و سن جواني مي‌رسند بلوغ جنسي مي‌شوند. آنها داراي شهوت هستند آنها ممكن است خرگوش نر را بپذيرند، اما در اين سن آنها قادر به آميزش جنسي و بارداري نمي‌باشند. ماده خرگوشها براي جفت زماني مناسب هستند كه وزن بدن آنها در حدود 80 تا 85 درصد جواني برسد. خرگوشهاي نر اولين نشانه‌هاي رفتار نري را در 9 ال 10 هفتگي سنشان نشان مي‌دهند. فعاليتهاي زيادي در اين سن ديده شده است. علي‌رغم بي‌حوصلگي خرگوشهاي نر آنها قادر به جفت‌گيري در سن 15-16 هفتگي‌شان خواهند بود، حضور و بوي خرگوشهاي نر، خرگوشهاي ماده را تحريك مي‌نمايند. هر چند تنها خرگوشهاي ماده چرخه‌اي، خرگوشهاي نر را مي‌پذيرند، خرگوشهاي نر بي‌نهايت در زمان جفت‌گيري حساس مي‌شوند. بنابراين تدارك محيط تميز و آرام اهميت حياتي دارد. به همين دليل است كه خرگوشهاي ماده را براي جفت‌گيري در قفس خرگوشها قرار مي‌دهند. قبل از جفت‌گيري، آلات تناسلي خرگوش ماده بايد مورد بررسي قرار گيرد. خرگوش‌هاي ماده دوست دارند كه جفت‌گيري اندكي حالت استثنائي داشته باشد. ديوانگي آني نيز ممكن است براي 2 تا 3 روز به طول بيانجامد. خرگوشهاي ماده دوره‌اي در هنگام جفت‌گيري حالتي مثل قوس در كمرشان را بخود مي‌گيرند.
شهوت ممكن است خوب واضح باشد و تلاش زياد را شامل شود، ژست جفت‌گيري و تحريك‌پذيري خرگوشهاي نر خسته اين امر را نشان مي‌دهد. خرگوش‌هاي خانگي ماده تحريك تخمك گذاري را در اختيار دارند. جفت‌گيري خودش باعث تخمك گذاري مي‌شود. هر چند ديگر محركهايي مانند ترشح ماده تحريك كننده ديگر خرگوشهاي ماده زماني كه در مكان شلوغ كوچكي قرار مي‌گيرند ممكن است باعث تخمك گذاري شود كه – با توجه به قانون- منجر به بارور كردن آن مي‌شود. رفتار خرگوش ماده حامله تغيير مي‌كند. پس از تخمك گذاري آنها نزديك‌هاي خرگوشهاي نر را رد مي‌كنند در ارتباط با عملكرد اين مجموعه پيچيده تا 14 الي 18 روز پس از تخمك گذاري غدد پستاني متورم و ترشح مواد لزجي رحمي مشاهد شده است. در انتهاي دوره‌ي بارداري وي آماده براي زايمان مي‌شود او در اين دوره بي‌خواب مي‌شود، شروع به لانه سازي مي‌كند و موهايش را مي‌كند. رفتار غده وذي با رور كردن را در 2 الي 3 روز متوقف مي‌كند. تلاش موجود جفت‌گيري خرگوش ماده دو رور پس از اولين جفت‌گيري اغلب از حاملگي جلوگيري مي‌كند. همچنين اين وجود دارد كه خرگوش ماده حامله تكرار جفت گيري را رد مي‌كند. ميزان بالاي پروژستون در بيشتر خرگوشهاي ماده باردار مانع چرخه جنسي مي‌باشد. هر چند استثناء‌هايي وجود دارد. برخي از خرگوشهاي ماده حامله قوي (درنيمه دوم بارداري) مايل به جفت‌گيري مي‌شوند و اين قضيه همچين اتفاق مي‌افتد. در حدود 10 روز پس از جفت‌گيري نطفه ها ممكن است به خوبي حس شود. خرگوشهاي ماده نابارور، بارور و باردار بايد از يكديگر جداشده باشند، خرگوشهاي ماده ممكن است همچنين پس از عملكردهاي هورموني مناسب بارور شده باشد.
ترجمه: دكتر محمد جعفر احمدي بزرگ
منبع: جزوه آموزشي دانشگاه بوداپست

رفتار شناسي خرگوش خانگي - قسمت دوم

رفتار نوزادي:

رفتار نوزاد بصورت ژنتيكي مي‌باشد هر چند مطيع تأثيرات محيطي مادرانه و قبل و بعد از تولد مي‌باشد. اين بصورت نزديك بستگي به رفتار مراقبتي خرگوش مادر دارد. از نظر ژنتيكي رفتار نوزادي در رفتار نظارتي محدود مي‌باشد. در ارتباط با ميزان رشد تمركز، وزن نوزاد خرگوش طي 6 روز به دو برابر مي‌رسد. در روز دهم نيز او داراي مو، حركت عرضي و چشماني باز مي‌باشد. نوزادهاي خرگوش قادر به واكنش نشان دادن در برابر درجه حرارت محيطي و تغييرات آنها مي‌باشد. در ارتباط با اين امر آنها كنترل گرمايي رفتاري را نيز از خودشان نشان مي‌دهند. بهترين درجه حرارت محيطي بچه‌هاي خرگوش 35 درجه سانتيگراد است. در سلسله مراتب درجه پايين‌تر خرگوش مادر بچه‌ها را با يك لايه مي‌پوشانند تا زماني كه آنها به هم بچسبند، چسبيدن به يكديگر نفوذ گرما را در گروه كند مي‌كند در يك درجه حرارت خيلي خوب خرگوش مادر آن لايه را از روي آنها برمي‌دارد و آنها را متفرق مي‌كندو احتياجات درجه حرارت بچه خرگوشها و خرگوشهاي مادر متفاوت است (15 درجه- 35 درجه).

بنابراين احتياجات آب و هوايي بچه خرگوشها با تيه لانه‌هاي عايق گرما دبرخورد مي‌نمايد. همچنين تلاشهايي براي رساندن درجه حرارت داخل لانه به 15 درجه صورت مي‌گيرد كه به صورت دقيق براي شيردهي خرگوش مادر بررسي شده است. درجه حرارت بالاتر از اين ممكن است همچنين بر ميزان رشد بچه خرگوشها از طريق توليد شير كم مادر تأثير بگذارد. در گرما مصرف غذايي مادر كاهش مي‌يابد، كه توليد شير مادر را كم مي‌كند. آزمايشات نشان داده است كه هر درجه بيش از 15 درجه 8 گرم از شير مادر را كم مي‌كند. اين كاهش در شير مادر قابل توجه مي‌باشد.

كاهش توليد شير ممكن است آشفتگي و ناراحتي خرگوش مادر را نگه دارد و گرسنه ماندن كودكان وي را دچار عصبانين دائما مي كند و باعث التهاب در پستان او مي‌شود. كودكان دچار سوءتغذيه ممكن است داراي انرژي و پروتئين ناقص شوند. خرگوش مادر از كودكانش با دور شدن از بچه‌هايش كه نوك پستانش چسبيده‌اند و آوردن آنها از قفس، مراقبت مي‌نمايد. خرگوشهاي ضعيف و كم وزن توانائيشان در پيدا كردن نوك پستان كم‌تر مي‌شود، بنابراين مصرف شير آنها كمتر مي‌شود و سرانجام از گرسنگي مي‌ميرند. پس از 10 روز تولد خرگوشها سعي در شناخت محيط اطراف خود مي‌كند. خرگوشهايي كه داراي تغذيه مناسب هستند و داراي شرايط بدني خوبي نيز هستند در ابتدا لانه را ترك مي‌كنند. در حدود 14-15 روز عمر آنها اگر درجه حرارت بيشتر از 20-25 درجه سانتيگراد باشد، ممكن است آنها را در قفس ديده باشند، اگرچه درجه حرارت خانه 15 درجه مي‌باشد و توليد شير خرگوش مادر خوب مي‌باشد، خرگوشها تا زمان قبل از 20-22 روزگيشان لانه را ترك نمي‌كنند.

در حدود 14 روز پس از زايمان توليد شير خرگوش مادر روبه كم شده مي‌كند و به تدريج مقدار آن كاهش مي‌يابد و مواد مغذي آن نيز براي احتياجات بچه خرگوشهاي جوان كاهش مي‌يابد. خرگوشهاي جوان در هفته سوم سنشان از غذاهاي جامد مصرف مي‌كنند. هر چند مصرف غذاهاي جامد در اين دوره وابسته به درجه حرارت محيط دارد تا به توليد شير خرگوش مادر.

مشاهدات ما نشان داده است كه خرگوشهاي سن سه هفته بيشتر در دماي 20 درجه سانتيگراد از غذاهاي جامد مصرف مي‌كند. در هر دو درجه حرارت بالاتر و پائين‌تر رژيم غذايي، غذاي جامد به نسبت كاهش مي‌يابند.

در هفته چهارم سن خرگوشها مصرف غذاي جامد بستگي زيادي به نيازهاي مواد مغذي دارد. اگرچه تأثير درجه حرارت هنوز مشاهده مي‌شود، يعني كاهش درجه حرارت مصرف غذاي جامد را افزايش مي‌دهد. رفتار خوردن خرگوش بايد به دقت در توجه بدست آوردن غذاهاي حبه‌اي شكل صورت گرفته باشد. اگر قطر اين حبه‌ها بالاتر از 5 ميليمتر باشد، خرگوشها بايد حبه‌ها را دوباره گاز بزنند كه ممكن است مقدار ضايعات غذايي را افزايش دهد. ضايعات غذايي ممكن است بالا باشد. اگر بافت حبه اسفنجي باشد و خرگوشهاي جوان هم با حبه هاي بزرگ تغذيه كرده باشند. بنابراين از هر دو نقطه فيزيولوژيكي و اقتصادي حداقل 13 درصد محتواي بافتي و 3 ميلي‌متر قطر مطلوب به نظر مي‌رسد. در اين زمان وقتي خرگوشها شروع به خوردن مي‌كنند آنها در پي آب هم مي‌باشند. در مورد استفاده وسايل آب دهنده در يك فضاي باز در اين اتفاق بي‌شمار رخ مي‌دهد كه دستهاي خرگوش خيس شود. براي تميز كردن آنها به دستهايشان ليس مي‌زنند و با استفاده از دستها به دقت براي تميز كردن پوست اطراف دهان، چشمها و گوشها استفاده مي‌كنند. افزايش خردن غذاي جامد، نياز آب را نيز افزايش مي‌دهد. در مزارع خرگوشي جديد از پستونكهاي آب‌دهنده بطور گسترده‌اي استفاده مي‌شود. آب از پستونكهاي آبي پائين مي‌آيد، مخصوصاً در طول آب خوردن، تمامي حواس خرگوش مادر جمع توجه بچه خرگوشهايش مي‌شود و شرايط را براي آب رساندن به آنها تسهيل مي‌نمايد. اگر يك پستونك آب‌‌دهنده در قفس استفاده شود و اگر متناسب با قد باشد(يعني قد آنها به آن برسد) رفتارهاي آب خوردن تغيير خواهد كرد. در اين مثال خرگوشهاي مادر ممكن است آب را از پستونك‌ها نخورند، اگرچه آنها بايد دولا شوند و گردنشان را بچرخانند، در اين فرم بدني طبيعي مصرف آب محدود مي‌باشد كه ممكن است در كاهش توليد شير نقش داشته باشند. از طرفي ديگر بندي وسايل آب‌دهنده براي بچه خرگوشها نامناسب مي‌باشد، زيرا آنها مجبورند روي دو پاي عقبي‌شان بيشتر بايستند و بدن كشيده‌شان را بلند كنند در حالي كه توسط پنجه هاي جلويشان بر خلاف ديوار شبكه‌اي قفس خم مي‌شوند. اگر طرح اين قفس بد شد، آنها هيچ حفاظتي براي خم شدن ندارند و مصرف آب تقريباً غير ممكن مي‌شود. مصرف كاهش يافته آب او را بي‌حوصله مي‌كند و آنها سعي در ايجاد مزاحمت براي يكديگر مي‌كنند، سيمهاي قفس را گاز مي‌گيرند و سعي مجدد براي آب خوردن مي كنند.

رفتار نوشيدن همچنين بصورت قانوني ژنتيكي مي‌باشد (مثال آنها مثل سگها ليس نمي‌زنند)، هر چند مصرف آب از وسايل آب‌دهنده گوناگون آموخته شده است.مصرف غذاي جامد در زندگي برابر با خوردن شير، هر چند رشد كردن خرگوشها بيشتر در لانه انجام مي‌شود. اين، رفتار گروه را تغيير مي‌دهد يعني آنها بيشتر از لانه استفاده مي‌كنند و الگوهاي رفتاري از شير گرفتن آغاز مي‌شود. زماني كه خرگوشها از شير گرفته مي‌شوند خرگوش مادر در رأس اين هرم قرار مي‌گيرد. پس از، از شير گرفتن وقتي كه خرگوشهاي از شير گرفته شده در گروه چاق شده‌اند، اين گروه از قرار گرفتن خرگوشهاي بيگانه و غريبه در كنارشان نگران و مضطرب مي‌شوند. غريبه‌ها- طبق قانون- رفتار فرمانبرداري را نشان مي‌دهند آنها كه ژنتيكي پرخاشگر هستند جان سالم به در نخواهند برد و در بيشتر موارد تجديد سازمان مي‌شوند. پرخاشگري تازه واردها بر سر جايگاه مي‌جنگند، هر چند آنها ممكن است شديداً زخمي شند و زخم عميق آنها نيز مي‌تواند منجر به مرگ شود.

*رفتار دفع كردن:

در زندگي عادي بچه خرگوشها مكان خاصي در مكانشان را براي دفع (دفع ادرار و تخليه شكم) انتخاب نمي‌كنند زيرا در اين زندگي آنها بيشتر در لانه قرار دارند. وقتي كه آنها شروع به خوردن غذاي جامد مي‌كنند، اين بطور زياد مشاهده است كه خرگوشها از ظرف غذايشان بالا مي‌روند و غذاي كمي مي خورند و همانجا مدفوع مي‌كنند. اين، هر چند نمي‌تواند به عنوان يك عمل يك عمل غريزي تلقي شود و هيچ كوششي را نيز براي پيدا كردن يك مكان براي دفع نمي‌كنند. به خاطر اينكه اين خرگوشها ممكن است حتماً در شبكه‌هاي توري كف قفس هم مدفوع كنند.

نظافت قفس نقش مهمي را در دوره پيش از شير گرفتن بازي مي‌كند. اگر اين قفسها شامل زوايايي باشد كه آثار مدفوع و ادرار وجود داشته باشد خرگوشهاي از شير گرفته شده آنجا را پيدا مي‌كنند و همانجا عمل دفع را انجام مي دهند. در يك قفس كاملاً تميز شده، بچه خرگوشها معمولاً قسمت پشتي قفس و يا اطراف زير وسايل آب‌دهنده را براي مدفوع كردن انتخاب مي‌كنند.

خرگوشهايي كه در قفسهاي همجوار نگهداشته شده‌اند ممكن است بر رفتار مدفوع و ادرار كردن تأثير بگذارند و از طريق حس بويايي، اين منطقه ممكن است با خرگوشهايي كه در قفس مدفوع مي‌كنند، تلقي شده باشد.

*مدفوع كردن در ظروف غذا اغلب در عمل خرگوشها مي‌باشد:

تميز كردن و گندزدايي هميشگي ظروف غذا ممكن است از اين رفتار نامطلوب جلوگيري نمايد. پس از اينكه اين رفتار يك بار انجام شد، خلاص شدن از اين مسئله كار سختي است. ظروف غذا را هميشه بالاتر قرار دهيم، هر چند حتي در اين مورد هم اين رفتار به طول نمي انجامد، معني و مقصود حس بويايي در انتخاب جا براي مدفوع ممكن است توسط مشاهدات ما روشن شود. در ابتداي آزمايش با خرگوشهاي از شير گرفته ما نديديم كه آنها در ظرفهاي غذا خوري‌‌‌‌‌شان مدفوع كنند. بعد ما بصورت غير قابل انتظار ديديم كه خگوشهاي در يك گروه سعي دارند در ظرف غذا ادرار و مدفوع بكنند. پس ما مكان ظرف‌ها را تغيير داديم و هيچ نتيجه مفيدي حاصل نشد. ما نتوانستيم كه آن موقعيت را شرح دهيم تا اينكه پي برديم كه ظروف غذا از ورقه‌هاي حلبي ساخته شده است كه به سه قسمت تقسيم شده‌اند. به اين پي‌برديم كه مميزهايي كه براي جوشش اين ورقه‌ها بكار مي‌رود همان بوهاي مدفوع را توليد مي‌كنند و همين امر موجب جذب كردن خرگوشها به آن نقطه براي ادرار و مدفوع كردن در آنجا مي‌شود

رفتار شناسي خرگوش خانگي - قسمت اول

رفتار خرگوش خانگي:

با توجه به طبقه‌بندي، خرگوشهاي خانگي متعلق به خانواده لپ‌وريداي مي‌باشد، هر چند آنها از جنس ليپوس خلق شده‌اند، اما اين شكل ابتدايي متعلق به جنس اوريكتولاگوس مي‌باشد و بطور مستقيم از خرگوشها مشتق شده است. الگوهاي رفتاري ارثي خرگوش خانگي نوشته شده و مطيع تأثيرات عوامل محيط قرار مي‌گيرد. پس از 30 روز بارداري خرگوش و خرگوش خانگي به صورت خوابيده مي‌باشد. خلاف اين امر، بچه خرگوش صحرايي به زودي پس از گذشت 42 روز از عمر خود لانه را ترك مي‌كند. آنها همچنين با چشمان باز، پوست پوشيده از مو و با حركتي سازمان يافته مي‌باشند. خرگوش خانگي متعلق به گونه‌اي مي‌باشد كه قبل از زايمان براي خود لانه مي‌سازد. اين مكان محدود از پراكندگي پوشالها جلوگيري مي‌كند. نوزاد خرگوش خانگي برهنه است، پلكهايش بسته و اجزاي رفتاري ابتدايي آن در ده روزگي كسب مي‌شود. فعاليتهاي حركتي خرگوش در ساعات شب محدود مي‌باشد. هر چند مواد تغذيه او در هنگام عصر و غروب مي‌باشد، در ساعات روز اكثراً آنها استراحت مي‌كنند. بر خلاف اين امر خرگوشهاي خانگي بيشتر در ساعات عصر فعاليت مي‌كنند. فعاليت حركتي خرگوشها در ساعت غذا خوردن، خوردن مي‌باشد.

*توصيف كلي رفتار:

الگوهاي رفتاري ويژه‌اي در محيطي خوشايند و شرايط خانگي خوبي قرار دارند. رفتار نوزاد خرگوش به طور كامل تحت تأثير خرگوش ماده قرار مي‌گيرد.

*رفتار مراقبت كنندگي خرگوش ماده:

طبق قانون ژنتيكي آنها، خرگوش ماده مكاني را براي زايمانش فراهم مي‌سازد. او در جستجوي مكاني ساكت و آرام است و با مواد قابل دسترس (مثل: كاه، سلولز گياهي) انه‌اش را مي‌سازد. او مواد را درون دهانش جمع مي‌كند و دور يكديگر جمع مي‌كند تا زماني كه مشاهده كند كه آنجا حالت نشستن بخود بگيرد. او كارش را تا زماني كه اطرافش كامل بشود ادامه مي‌دهد. اگر برخي از محركها او پريشان و ناراحت كند. (نور مستقيم، صداها، در كنار حيوانات ديگر قرار گرفتن) او دنبال مكان ديگري مي‌گردد و لانه خودش را آنجا مي‌سازد. بنابر تغييرات مغزي وي، او چند ساعت قبل از زايمانش (در آخرين مراحل ساخت لانه‌اش) موهايش به راحتي مي‌ريزد. او از موهايي كه از سينه و شكمش ريخته شده است در ديواره‌هاي لانه استفاده مي‌كند. پس از زايمان، خرگوش ماده با دقت نوزادش را مرتب مي‌كند و او را با لايه موهايي كه از او ريخته مي‌پوشاند، نوزاد خرگوش در بيرون از لانه تميز مي‌شود. البته توسط مادرش و طبق قانون آنها را مي‌خورد و تمام مي‌كند، خوردن نوزادها بطور ژنتيكي در غريزه مادرانه و وجود دارد و تا يك روز پس از زايمان اين عمل صورت مي‌گيرد، پس از اين عمل وي مقدار قابل توجهي آب مي‌نوشد و سپس به تميز كردن خودش مي‌پردازد. بعد از تميز كردن و كمي استراحت او به بچه‌هايش شير مي‌دهد.

*مراقبت:

گروه بچه خرگوشها در لانه به سرعت رشد مي‌كند، تا حدود سه هفته شير توسط مادر تأمين مي‌گردد كه يك منبع غذايي مقوي به حساب مي‌آيد. هم مادر و هم فرزندان به يك محيط آزاد و بي‌استرس نياز دارند اگر در حال ساختن لانه يا در طول زايمان عوامل استرس بر او غلبه كند ممكن است به كارش ادامه ندهد و به كلي تلاش را براي لانه‌سازي رها كند. تأثيرات استرس همچنين ممكن است او را در حال زايمان پريشان كند. در اين مورد خرگوش ماده به كلي مشغو فرايند زايمان مي‌شود او از اين كه خصوصيات مادرانه‌اش را نشان بدهد پرهيز مي‌كند. عوامل ايجاد استرس ممكن است او در زايمان و پذيرش اولادش را دچار هيجان كند و در اين حالت خرگوش مادر بيرون مي‌ماند و بچه‌هايش را نجات مي‌دهد به سمت يك قفس سيمي شبكه‌اي پناه مي‌برد. اي كودكان ممكن است بي‌توجه و يا پراكنده بمانند و خيلي زود آنها خواهند مرد. تهيه نامناسب آب يا مواد مغذي ممكن است او را در مواظبت از فرزندانش منع كند. خرگوشهاي مادر تنها در روز يكبار به بچه‌هايش شير مي‌دهند آنهم در زمان صبح، در برخي مواقع اين شيردهي به دوبار در روز مي‌رسد. الگوي شيردهي اين خرگوش ماده متفاوت با گونه‌هاي ديگر هستند. او پشتش را به شكل سقف در مي‌آورد، شكمش را بلند مي‌كند چشمهايش را باز و گوشهايش را دراز مي‌كند و يك چيزي مانند آلارم را نشان مي‌دهند. موقعيت و حالت اين بچه‌ها در طول شير خوردن شكل خاصي ندارد و تنها هدفشان پيدا كردن و چسبيدن به نوك پستان است. حس بويايي نيز نقش مهمي را در پيدا كردن نوك پستان بازي مي‌كند. يك بار آن را پيدا مي‌كند و تنها براي 2 الي 3 ثانيه به آن مي‌چسبند، مكيدن پستان دقايقي طول مي‌كشد. شير شكم آنها را پر مي‌كند و بر مثانه ادراي‌شان فشار مي‌اورد كه اغلب به ويژه در روز اول تولد ادرار آن فوراً به كار مي‌افتد.

تأثيرات صدا يا نور زياد آنها را مي‌ترساند. در اين چنين موقعيتها خرگوش ماده از لانه بيرون مي‌زند و بدون اينكه توجهي به بچه‌هايش بكند كه در حال شير خوردن هستند. در اين موارد بچه‌ها ربوده خواهند شد و در قفسها خواهند افتاد. پس از بهبودي خرگوش ماده با يك دقت خوب مادرانه بچه‌ها را به لانه برمي‌گرداند و به آنها شير مي‌دهد

جگر چرب غذای گران قیمت فرانسوی چگونه تهیه میشود؟!

لطفا از مک دونالد و کی اف سی غذا نخرید!

بدانید چه می خورید و این غذا از کجا تهیه می شود!

غذایی به نام
Foie Gras

به معنی جگر چرب

غذای تجملی و گران قیمتی است که منشاء آن فرانسه است.

برای تهیه این غذا مرغابی و غازها را مجبور می کنند مقدار زیادی چربی بخورند تا بیش از اندازه چاق شوند و به بیماری جگر چرب مبتلا شوند.

اجازه بدهید تا ببینیم این غذای لذیذ به چه قیمتی تهیه می شود :

رندگان مجبور می شوند مقدار زیادی روغن و غذای چرب بخورند حتی اگر میلی به خوردن آن نداشته باشند .
 

ک لوله فلزی از گلوی حیوان به داخل معده وارد می کنند و به حیوان غذا می خورانند تا حدی که جگر آنها بزرگ و بزرگتر شود
سپس آنها را درون قفس های بسیار کوچک قرار می دهند و آنها را مجبور می کنند که در یک حالت ثابت و بدون حرکت بایستند تا انرژی مصرف نکنند

خوب نگاه کنید. می توانید غم را در چشمهای او ببینید؟

پاهای آنها در اثر ایستادن های ثابت و طولانی مدت ورم می کند. و نمی توانند بخوابند. و البته نیازی هم به خواب نیست چون دوباره مجبور هستند غذا بخورند

نها سعی می کنند از جان خود دفاع کنند، اما این تلاش هم بی فایده است.

آنها زندگی غم انگیزی دارند.
آنها را مجبور به خوردن می کنند تا جایی که بمیرند و یا بدن آنها نتواند این مقدار غذا را تحمل کنند همانطور که می بینید غذا از دهان حیوان بیرون زده...
نهایی زنده می مانند بیمار می شوند. و از مخرج آنها هنگام دفع مدفوع خون جاری می شود.

آنها نه تنها از ناحیه دهان و گلو دچار جراحت می شوند، بلکه تمام مدت زندگی غم انگیز خود از دل درد و ورم و درد پا عذاب می کشند.

نه خوابی دارند و  نه حرکت و جنب و جوشی ، که مطابق غریزه خود و مطابق آزادی و زندگی که خداوند به آنها داده بتوانند آسمان را ببینند ، روی زمین راه بروند و در آب شنا کنند.

در عکس زیر می توانید جگر چرب را در مقایسه با جگر معمولی حیوان ببینید
 
به این شکنجه و جنایات که روزانه به حیوانات تحمیل می شود پایان دهید. از خرید این غذاها خودداری کنید. اگر شما تقاضا نکنید، عرضه اتفاق نمی افتد.از خودمان شروع کنیم.قبل از خوردن هر چیز تفکر کنیم که چه می خوریم و به چه قیمتی. به سلامتی خود و جان حیوانات اهمیت دهیم. غذایی که زجر دادن و شکنجه شدن حیوانات تهیه شود جز سم و سرطان چیزی عایدمان نخواهد کرد.

رفتارشناسي طيور قسمت دهم

رفتار جنون‌آميز: در طيور غيراهلي:
مرغها ممكن است به طور ناگهاني شروع به بال زدن، جيغ كشيدن كنند و سعي كنند كه خود را يكجا پنهان كنند و اين پيشامد ممكن است براي چند ثانيه و حتي دقيقه به طول بيانجامد. در يك قفس ممكن است اين امر رخ بدهد و در قفس كناري هم مرغها دچار اضطراب بشوند. در لانه‌هايي كه پوشالهاي عميق دارند و داراي كف سيمي هستند، اين مي‌تواند شامل حركاتي همراه هيجان و از اين سر به آن سر دويدن بشود و نتايج آن هم شامل خراشيدگي و يا زخمي شدن مرغها، درد و رنج، كاهش اشتها و توليد كمتر شود. اين ممكن است ناشي از صداهاي مزاحم ناگهاني، نورهاي شديد منعكس شده از پنجره ماشينها، داخل شده انسانهاي آموزش نديده در لانه باشد و يا اينكه ممكن است خود به خود با بعضي از فشارها صورت گيرد. اين معمولاً در لانه‌‌ها قبل از 140 روزگي عمر آنها و يا در قفسها تا قبل از 45 هفتگي آنها مشاهده شده است. تنها پيشنهادي كه تا كنون براي جلوگيري از اين امر داده شده است تغيير دادن طرح لانه‌هايي است كه در آنها اين اتفاقات رخ مي‌دهد. اين نظريه نيز داده شده است كه اين شبيه با آبريزش مشاهده شده در جوجه‌هاي غيراهلي است كه گروههاي جوجه‌ها شروع به خرد كردن از 18 هفتگي سنشان مي‌نمايند. هميشه بايد جلوگيري‌ها براي آفات جانوري يا حيوانات شكارگر در مكان مرغها صورت گيرد كه علت وحشت مرغها مي‌باشد. اگر اين اتفاق رخ بدهد يك كنترل كامل متغير مديريتي بايد به عهده گرفته شود.

*خوردن تخم مرغ: يكبار مرغها اين عادت را شروع كرده‌اند. مشخص كردن علت مي‌تواند ضايع نمودن آب باشد و آنها خيلي به سرعت مي‌توانند اين عادت را به ديگر مرغها اشاعه دهند. مرغهاي تخم‌مرغ‌خوار، تخمهاي خودشان را مي‌خورند و منتظر مي‌مانند تا ديگر مرغها هم تخم‌هايشان را بخورند. اغلب اين گفته شده است كه اين رفتار بخاطر برخي كمبودها در تغذيه است. معمولاً مرغها با تخم‌مرغهاي شكسته شروع مي‌كنند و با حس طبيعي‌شان به آنها ترك مي‌زنند.

*پيشنهاداتي براي حل اين مشكل عبارتند از:

*سعي كنيد كه مشحص كنيد كه چه ماده‌اي در زرده تخم‌مرغ باعث اين امر مي‌شود و نوك مرغ را تميز كنيد.

*علتها را دسته‌بندي كنيد البته اگر مشخص شده‌اند.

*مكانهاي داخل لانه را تاريك كنيد.

*از گذاشتن تخم‌ روي زمين جلوگيري كنيد.

*كاملاً تخم‌مرغهاي شكسته را برداريد.

*تخم‌مرغهايي كه پوسته‌هاي نازك دارند را برداريد.

*براي علت اين كار تخمها را با خردل پر كنيد.

*آسايش: نگراني‌هاي جدي براي آسايش طيور در بريتانيا در انتشارات كميسيون گزارش مرامبل نتيجه داده است و اين يك عناصر كليدي در تأكيد نمودن براي تغيير در سيستمها و تغيير در حالتها مي‌باشد. قفسهاي پرورش جوجه براي هر دو هدف توجه و تحقيق مورد توجه قرار گرفته‌اند.

*سنجش فشار:

توجه اصلي چگونگي سنجش فشار مي‌باشد. در مراحل اصلي مرغهايي كه در شرايط عادي‌شان نيستند فشارهاي عصبي‌شان را در شرايطي مانند رفتار غير عادي، كم خوري، توليد پايين، شيوع بيماري و حتي مرگ نشان خواهند داد. معمولاً درجه استرس در حيوان توسط جريان داشتن هورمونهاي استرس در خون سنجيده مي‌شود. اينها به سرعت جواب مي‌دهند. آنها در خون از هر جايي كه در بدن باشند، ارائه مي‌شوند و مي‌توانند توسط تكنيكهاي تثبيت شده سنجيده ‌شود كاربرد يك هورموني غده تيروئيد (T3) ممكن است در نشان دادن استرس خيلي حساس باشند. وزن غدد فوق كليوي يك سنجش مؤثر نمي‌تواند باشد. اگرچه عموماً از آن استفاده شده است. افزايش ضربات قلب يك درك خوب براي آزمايش استرس مي‌باشد. مرغهاي خواب يك ميزان ضربان قلبشان 230 ضرب در دقيقه مي‌باشد كه در طول روز به 280 تا 320 ضرب در دقيقه مي‌رسد. وحشت نيز مي‌تواند اين را به 450 ضربه در هر دقيقه در طول همان زمان افزايش دهد. منتقل شدن خون از ناحيه تخم‌مرغي به طرف ديگر به وقفه در تخم‌گذاري منجر مي‌شود.

*انتخاب براي تحمل استرس:

اكنون نمونه‌هاي انواع مرغهايي وجود دارد كه براي زندگي كردن انتخاب شده است و بايد يك تكنيك اصلي در توليد مرغهاي بعد باشد.

*درخواست مرغ:

به خاطر خطرات انسان گونه در تفسير نيازهاي مرغ، اكنون يك منفعت بزرگي در تحقيق وجود دارد كه توسعه تكنيكهاي آزمايش تشخيص متمركز مي‌باشد. اين تحقيق اصول زير را توجيه كرده است.

*مرغها يك برتري جزئي را در اشكال مثلثي قائل هستند.

*مرغها يك قفس را با تورهاي زياد براي محافظت از خود را ترجيح مي‌دهند.

*مرغها ترجيح مي‌دهند با ديگر مرغهايي كه او آنها را مي‌شناسد معاشرت داشته باشد.

*مرغها ترجيح مي‌دهند در كنار مرغهاي آشنا در يك قفس باشند تا در يك قفس خالي و همچنين يك قفس خالي را به قفسي كه مرغهاي غريبه در آن وجود دارد ترجيح مي‌دهد.

*اين تحقيقات نشان داده‌اند كه مرغها يك قفس را كه پر از غذا است را به آزادي بيرون از قفس بدون غذا ترجيح مي‌دهند و در كل مرغها در قفسهاي پرورش جوجه بهتر پرورش مي‌يابند، تا در يك محيط آزاد باز، همچنين مرغها يك قفسي كه كف آن با علف پوشيده شده است را خيلي دوست دارند، تجهيزات مشابه مي‌توانند براي شناختن نيازهاي مرغ بكار رفته باشند بخاطر اينكه ارزشهاي آنها در بو كردن و چشيدن بايد دقيقاً ارزيابي شده باشد.

*نكات رفاهي اساسي:

همانگونه كه يك مرغ بصورت علمي نگه داشته خواهد شد به دلايل اقتصادي، مديران بايد برخي متدهاي اساسي را در سيستمهاي خود بگنجانند كه نيازهاي رفاهي حيوانات را برطرف سازند.

درباره رفتارهاي مرغ نكات زير بايد مورد بررسي قرار گيرد.

*كنترل تهويه و محيط بر اساس نياز مرغها صورت مي‌گيرد.

*غذا دادن بايد به اندازه‌اي باشد به كلي نياز مرغها را برطرف سازد.

*كيفيت خوب آب با دو لوله آب‌رسان در قفسها لازم مي‌باشد.

*رژيمها بايد به گونه‌اي باشد كه براي طيور مناسب باشد.

*دان‌خوري‌ بايد عمق مناسب داشته باشند.

*تعداد دان‌خوري‌هاي كافي بايد وجود داشته باشد تا مرغها با يكديگر بصورت اشتراكي بتوانند غذا بخورند.

*قفسها بايد به گونه‌اي باشد كه به راحت تميز شود.

*قفسهاي خوب بايد طوري طراحي شود كه از زخمي شدن مرغها جلوگيري كند.

*ديواره‌هاي بدون محفظه، نوك زدن به يكديگر را كاهش مي‌دهد.

*استانداردهاي مهندسي قفس بايد بالا باشد، لبه‌هاي تيز نداشته باشد و يا سطوح گالوانيزه نيز استفاده نشود.

*قفسها بايد شرايط راحت معاينه را فراهم سازند.

*كف قفسها بايد محكم و از جان مرغها محافظت نمايد.

*مرتب كردن، اگر لازم باشد با لوازم خوب و توسط كارگران با تجربه صورت گيرد آنها بايد نتايج كارشان را براي درك كردن نياز با كارشناسي بالا بررسي كنند.

*جوجه‌هايي كه تازه از تخم بيرون آمده‌اند را بايد به مراقبت جابجا شوند و در پيدا كردن آب و غذا به آنها كمك شود.

*TCG، يا ظريف، با ملاحظه و با احتياط،‌ مرغها در تمام سنين به اين جواب مي‌دهند، سسيستمي كه اين را ناديده مي‌گيرد مردود و بي‌اهميت مي‌باشد.
منبع: جزوه آموزشي دانشگاه بوداپست
ترجمه: دكتر محمد جعفر احمدي بزرگ و دكتر بهراد شجاعي

رفتارشناسي طيور قسمت نهم

رفتار در قفس:
مفيدترين كاري كه واكنشهاي مرغها را در قفس‌هاي معمول آزمايش مي كند، پيدا كردن راههايي براي بهبود دادن به آنهاست. يك طرح استاندارد براي قفس 30cm و عرض 46 سانتيمتر پهناي او مي‌باشد. اينها قفسهاي وارونه ناميده شده است. بنابر يك مطالعه، اين ادعا شده است كه مرغهاي در اين قفسهاي وارونه 10 درصد بيشتر تخم‌ گذاشته‌اند كه وزن آنها نيز 8/3 درصد سنگين تر شده است. همچنين تخم‌مرغهاي شكسته كمتر و پر ريزي كمتري نيز ديده مي‌شود. اين مشخص مي‌شود كه در قفس وارونه بيشتر حركت مرغها به سمت جلو و عقب مي‌باشد و بيشتر وقتشان صرف خوردن مي‌شود و پرخاشگري كمتري صورت مي‌گيرد، همانگونه كه غذا خوردن يك فعاليت اجتماعي در مرغها است، قفسهاي انواع مرغها بايد به گونه‌اي باشد كه فضاي كافي و مناسب براي تمام مرغها باشد تا بتوانند به سرعت تغذيه كنند. هر چند استلزام قفس دارند مشخص نمي‌باشد.

ديگري قفسهاي جديدي نيز طراحي شده‌اند مانند ((قفسهاي گريختن))

قفسهاي برانتا نيز مانند جعبه‌هايي است كه شبيه مكانهاي داخل لانه مي‌باشد. علي‌رقم هدفي براي بهبود دادن قفس، رفتار، مطالعاتي وجود دارد كه برخي مشكلات را مشخص مي‌سازد. تخم‌مرغهايي كه در اين قفسها گذاشته شده‌اند و شكسته‌اند خود يك مشكل مي‌باشد. اگرچه آهسته حركت كردن در بين اين مرغها، مشكل اصلي در قفسها است، اما كاهش يافته‌اند و مرغها از نرده‌هاي لانه كه در بالاي قفسها وجود دارد استفاده مي‌كنند. فضاي بزرگتر غذاخوري يعني تعرض و پرخاشگري كمتر. يك عيب اصلي اين قفسهاي پيچيده اين است كه معاينه و بازرسي آنها مشكل است.

ديواره‌هاي بدون محفظه (كاملاً جامد) در قفسها باعث مي‌شود كه از پرخاشگري مرغهايي كه در قفسهاي كناري هستند جلوگيري كند. ميله‌هاي افقي در غذا خوردن خيلي بهتر از ميله‌هاي عمودي است زيرا آنها مي‌توانند دسترسي بيشتر به غذا و نياز كمتري به نوك زدن مي‌توانند داشته باشند. عمق مناسب دان‌خوري همچنين براي جلوگيري از تاولهاي گردن مهم است، استفاده از سنباده زدن لبه‌هاي دان‌خوري‌ها براي پرنده‌ها از پنجه‌هايشان و فرسوده شدن آنها و شكل پاهايشان مراقبت مي‌نمايد. زخمها (تا 5/3 درصد) مي‌تواند در بين پرنده‌هايي صورت گيرد كه در اثر عبور و مرور گردنشان، بالها، پاها و تاجهايشان به ميله‌ها گير كرده باشد كه آنهم به طراحي و توليد اين قفسها بستگي دارد. اين توليدكنندگان بايد آگاهي‌هايي را درباره عيبهاي اين طراحي ارائه كنند.

تحقيقات يك نيازي را براي هر كس در توليدات طيوري مشخص كرده است كه شامل توليدكنندگان تجهيزات و شناختن تفاوت بين تراكم و ازدحام مي‌باشد. بخاطر داشته باشيد كه در مرغهاي تكي بيشتر مرتبط با فضا و حمل كردن آنها مي‌باشند و تراكم، تعداد منطقه‌ واحدي طيور يا فضاي واحد مي‌باشد اما ازدحام كردن يك توليد فشردگي، تماس، ارتباط و فعاليت است، ازدحام كردن شامل برخي عوامل روان‌شناختي است كه به خوبي عوامل فيزيكي مي‌باشد. اين امر توسط يك مطالعه توضيح داده شده است كه نوك زدن و خطرهايي در مرغهاي گروهي در قفسهاي 14،8،4 و 28 عددي به حساب آمده‌اند. نتايج نشان داده‌اند كه تعداد زياد نوك زدن‌ها در محيطي به اندازه 824 سانتي‌متر مربع است و اين صورتهاي اجتماعي هر مرغ در گروه هيج مزيتي را در غذا خوردن، فعاليت، تميز كردن پر و بال يا استراحتشان ندارد. در مرغهاي آرام الزامي نيست كه بصورت توليد در بيايند.

*كل:

*ريتم روزانه:

كارهاي روزانه مرغ در شرايط آزاد بيروني با آواز خواندن خروس شروع مي‌‌شود.

تخم‌گذاري در اواسط جمع انجام مي‌شود، سپس در بين روز، دوره استراحت مي‌باشد، غذا خوردن در هنگام بعدازظهر و سپس آواز خروس در هنگام غروب. اين ريتمهاي رفتار روزانه هستند كه بر يك چرخه 24 ساعته مبني مي‌باشد اما ريتم تخم‌گذاري كه چرخه 26 ساعته دارد. تغييرات در الگوي نوردهي شايد نياز به لوازم زياد براي توليدكنندگان فرآورده‌هاي طيوري باشد كه آنها بطور متداول براي تهيه توليدشان از آنها استفاده مي‌كنند. تحقيقات زيادي براي ريتمهاي روزانه نياز مي‌باشد.

*ريتم‌هاي غذا خوردن:

در كار كردن مرغهاي قفسي در 16 ساعت نور روزانه، سه دوره اصلي خوردن ثبت شده است. دو دوره اولي در ابتدا و انتهاي دوره نوردهي و دوره سوم تصنعي (نور) مي‌باشد. بيشتر غذاهاي خرده شده در دوره آخر خوردن صورت مي‌گيرد.

محصولات غذايي (جوجه گوشتي) در خوردن دفعات كمتر از نوع مرغهاي گوشتي نشان داده شده‌اند. آنها مدت زمان استراحت بيشتري دارند. بنابراين وزن كافي و مؤثري را پيدا مي‌كنند. وقتي كه ريتمهاي غذا خردن بطور مستمر در نور آزمايش مي‌شود، آنها همچنين در حالتهاي ريتميك منظم قرار مي‌گيرند. اگر آنها تغييراتي چون نوسانات درجه حرارت يا زمانهاي غذا خوري را كشف كرده باشند، سيستم تخم‌گذاري همچنين در بوجود آوردن ريتمهاي غذاخوري كمك مي‌نمايد.

غذا خوردن دسته جمعي در مرغها مهم است و در ميزان غذا خوردن آنها نتيجه داده است. مرغهاي گروهي در هنگام غذا خوردن آرام‌تر و آهسته و راحت‌تر هستند. اين پذيرش اضافي ممكن است سودمند باشد اگر تمام مرغهاي توليد مي‌باشند. اما اگر اين روش توليدكنندگان سطح پايين را تشويق در زياد غذا دادن بكنند، اين بسيار مضر مي‌باشد. پنجه كشيدن نيز يك قسمت از آب خوردن را شامل مي‌شود. در بين مرغهاي سلسله آزاد، يك مرغ گرسنه خيلي بيشتر از يك مرغ سير زمين را پنجه مي‌كشد. نگهداشتن غذا در نوك در جوجه‌هاي جوانتر ديده شده است اما اين همچين در بين مرغهايي است كه سعي در فرار كردن از يك درگيري را دارند. اين عمل به نظر مي‌رسد به قصد خرد كردن غذا باشد كه در نوك خود نگه مي‌دارد.

*ريتمهاي آب خوردن:

آب به عنوان مواد مغذي فراموش شده در مرغها توصيف شده است به ويژه كه تخم‌مرغ 74 درصد آب دارد. تعداد تخم‌مرغها و اندازه آنها از آب خوردن 48 ساعت قبل از تخم‌گذاري تأثير پذير مي‌باشند. ريتم آب خوردن بطور نزديك با ريتم غذا خوردن مرتبط است. آب خوردن و غذا خوردن، هيچ كدام در هنگام شب صورت نمي‌گيرد.

در يك ميزان حرارتي 18 الي 24 درجه‌اي اين موقعيت، منظم و استوار مي‌باشد. هر چند در موجهاي گرما، مرف آب ممكن است 50 درصد افزايش يابد و هنگام بعدازظهر زماني است كه بيشترين آب مصرف مي‌شود. هنگامي كه مرغ جوان رشد مي‌كند آنها زمان مصرف آب را از صبح به ظهر تغيير مي‌دهند. يك مرغ تخم‌گذار در حدود 170 ميلي‌ليتر در هر روز آب نياز دارد و حداكثر آب مصرفي زماني است كه بدن وي بعد از تخم‌گذاري رو به بهبودي مي‌رود و شروع به تخمك‌گذاري مي‌كند. مديريت آب زماني كه مرغهاي جوان با اقامتگاه جديد منتقل مي‌شوند بسيار مهم است. اين آب‌دهنده بايد قبل از اينكه صبح بشود و نور خورشيد بزند شروع به كار كند به خاطر اينكه آنها قبل از غذا خوردن بايد آب بخورند. آب‌بندهاي هوايي در برخي سيستمها كه آب را قطع و وصل مي‌كنند استفاده مي‌شود.

*ديگر مشكلات رفتاري:

موارد زير برخي مشكلات منطقه‌هاي توليد فرآورده‌هاي طيوري هستند كه رفتارها را شامل مي‌شود.

*تهويه:

تهويه نيز راه‌حلي براي از بين بردن برخي عوامل محيطي از قبيل محلول بالاي آمونياك دي‌اكسيدكربن، خاكهاي جوي، رطوبت نامناسب و در نهايت درجه حرارت مي‌باشد. جزئيات ديگر در طبقه‌هاي مختلف اين مورد در مطالب متخصصان داده شده است.

*گرماي تابستان: در محيطهاي خيلي گرم از قبيل نواحي استوايي، دقت ويژه‌اي در ساخت و احداث آن نياز مي‌باشد كه از خيلي اثرات به اشعه خورشيد جلوگيري بكند. ريتم رفتار كامل مرغها ممكن است تغيير كرده باشد. زيرا ميزان غذاخوري در روز با توجه به نورهاي روز تغيير مي‌كند. اين مي‌تواند به آساني توسط الگوهاي روشنايي و تاريكي تغيير نمايد. مرغها ممكن است در جستجوي پوشالهاي عميق باشند. بخاطر اينكه گرماي زياد را نمي‌توانند تحمل بكنند. مرغها عرق نمي‌كنند و فشارهاي گرما از نفس كشيدن آنها آشكار مي‌شود.

مصرف غذايي پايين‌تر، مصرف آب را بالا مي‌برد و توليد را نيز مي‌كاهد. درجه حرارت هاي محيطي كشنده در حدود 46-47 درجه سنتيگراد مي‌باشد. در اين درجه حرارت همچنيني توانايي از تخم بيرون آمدن را از بين مي‌برد. براي جلوگيري از فشار گرما موارد زير توصيه شده است:

*مقداري آب خنك كافي را تهيه كنيد، مجراهايي را در نزديك ديواره‌هاي نورگيري لانه ايجاد كنيد.

*لانه را عايق كاري كنيد.

*درها را باز كنيد.

*لانه را در سمت‌هاي شرقي و غرب بنا كنيد تا در قسمتهاي شمالي و جنوبي.

*رنگهاي مناسبي را در سطوح دروني و بيروني بكار ببريد. پشت‌بام را هم سفيد كنيد.

*در كنار لانه‌ها درخت بكاريد و ميلهاي لخت اطراف را با كاشت علوفات پر كنيد.

*روي پشت‌بام آب بپاشيد.

*سيستم‌هاي تهويه و هواكشها را در هنگام بعدازظهر به حداكثر برسانيد.

*دستگاههاي تهويه را باز و آنها را پاك نمائيد.

*وروديهاي هوايي خوبي را روي سطح زمين ايجاد كنيد.

*در خنك‌ترين موقع روز به آنها غذا بدهيد.

*يك سيستم تيره كننده را درون لانه تهيه كنيد.

*لانه‌ها را خيلي نزديك هم نسازيد.

*نوك زدن مقعد:
در مرغهاي جوان اين هيچ ارتباطي با نوك زدن به پرها ندارد و اساساً در زمان سن 18 هفتگي در اطراف محل تخم گذاري رخ مي‌دهد و ممكن است به تغييرات هورموني در آن زمان كمك كند. اين ممكن است زماني صورت بگيرد كه مرغها ديگر خوابيده باشند. در اينجا هيچ توصيه‌اي اساسي براي جلوگيري از اين عمل ارائه شده است. برخي تغييرات در اين محيط از قبيل كم كردن نور ممكن است انجام شده باشد.

*جيك جيك زياد:
در اينجا يك گيره پلاستيكي شبيه به عينك وجود دارد كه در قسمت نوك بالايي قرار مي‌گيرد و از نگاه مستقيم، جلوگيري مي‌كند. اين از معلوليت مرتب نمودن نوك براي متوقف سازي نوك زدن به پرها و هم نو خواري نيز جلوگيري مي‌كند، اگرچه برامبل نظري خلاف اين قضيه را داده است، مطالعاتي در سال گذشته مخصوصاً در استراليا نشان داده شده است كه اين براي مرغها تعديل كردن آنها مصرف مي‌شود، آنها تخم مرغ بيشتري را نيز در برابر غذاي كمتر توليد مي‌كنند. برخي توليدكنندگان استفاده آنها را متوقف مي‌سازند و آن به سيسمتهاي مديريتي آنها اختصاص ندارد.

*پرخوري:
اين، آب بيش از اندازه است كه توسط مرغها خورده مي‌شود، اين در مرغهاي قفسي كه كسالت دارند و يا زياد بازي كرده‌اند با نوشيدن از لوله‌ها رخ مي‌دهد. اين نيز منجر به بالا آمدن غذا و جلب كردن توجه مرغهاي ديگر مي‌شودكه اغلب غذاهاي سبكي مي خورند. اين عمل به دلايل ضايعات غذايي است و غالباً نگران كننده مي‌باشند. اين مي‌تواند بصورت مكانيكي توسط تحت فشار غذايي قرار دادن آنها انجام شده باشد

رفتارشناسي طيور قسمت هشتم

*سيسمتهاي تهيه جا و رفتار:
توليدات طيوري در سالهاي اخير تعميرات زيادي را در سيستمهاي تهيه جا داشته است. سود قابل توجهي توسط توليدكنندگان، شباهتهاي بين سيستم هميشه نشان داده شده است. اما اين قبيل عملها داراي ارزش كمي هستند. اين سيستم تهويه جا و توليد از نظر نيازهاي طيور و همچنين عملهاي مستمر و اقتصادي گوناگون بايد آزمايش بشوند. طبق فلسفه مك‌برايد، يك هدف نهايي بايد داراي سيسمتهاي مناسب براي مرغها و سيستمهايي براي غير طيور.

*سلسله آزاد:
اين يك سيستم قديمي براي توليد تخم‌مرغ است امروزه نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرد و براي تخم‌مرغ تازه صورت مي‌گيرد. اين يعني اينكه مرغها بتوانند در يك مرتع سرسبز و بدون محدوديت محيطي قرار گيرند. هر چند موانع بسياري در اين سيستم وجود دارد و در بريتانيا فقط در حدود 2 درصد طيور در اين فضاها پرورش مي‌يابند. برخي از مضراتش را در زير ببينيد:

*حفاظت‌هاي كمي در برابر آب و هوا وجود دارد.
*ايجاد مشغله زياد بر غذا دادن، جمع‌آوري تخم‌مرغها و تغيير مكانها.

*نياز به غذاي فراوان در برابر دوازده تخم مرغ

*ضايعات بالاي غذايي.

*رژيم طيور ممكن است نا متعادل بشود.

*تخم‌مرغهاي كثيف و بدبو.

*كيفيت پايين آمده تخم‌مرغ، تخم‌مرغ مانده و طعم و بوي نفرت‌انگيز.

*قرار گرفتن مرغها در معرض خطر امراض كه از آلودگي خاك بوجود مي‌آيد.

*شيوع بالاي انگلهاي دروني و بيروني.

*خطراتي كه توسط حيوانات شكارگر وجود دارد.

*محيط كاري ضعيف و خسته‌كننده براي كارگران.

مقدار كمي از اين توليدكنندگان مي‌توانند رضايت مصرف كنندگان اين تخم‌مرغها را جلب نمايند. مشكلات رفتاري كمي در اين سيستم‌ها وجود دارد، به خاطر اينكه فضايي كه به طيور داده شده است به آنها اجازه مي‌دهد كه به هر طرف كه مايلند بدون محدوديت بروند و حتي براحتي فرار كنند. همچنين خود اين تخم‌مرغ يك مشكل مي‌باشد چون مشاهده و پي بردن به اين مشكلات اين قبيل طيور واقعاً مشكل است، همينطور حيوانات شكارگر مي‌توانند ضررهاي زيادي را به آنها وارد كنند.

*كفهاي سيمي و كركره‌دار: (سيستمهاي مرغداني)

مرغها در كل در سطوح سيمي و نازكي نگهداري مي‌شوند. مكانهاي داخل لانه از بيرون و بدون داخل شدن بين طيور قابل دسترسي مي‌باشند. اين سيستم تلاش در بوجود آوردن يك ميانه‌گيري در بين قفسها و مقدار پوشالهاي موجود مي‌كند. مكانهاي نشستن يك صورت اصلي اين سيستم است و اين بالهاي حفره‌هاي مخصوص فضولات ساخته مي‌شود كه تنها يك بار در سال بايد خالي بشوند.

نمونه‌هاي حياتي براي مشكلات رفتاري در اين لانه، تأمين كردن و كارگذاري سيستم تهويه است كه مي‌تواند بوي بدي را كه از حفره‌هاي فضولات توليد مي‌شود را از بين ببرد. تخم‌گذاري در كف لانه نيز مي‌تواند يك مشكل اساسي باشد. مرغداني‌هاي بلند و باريك براي جلوگيري از كنشهاي زياد بين طيور بسيار خوب مي‌باشد اما وحشت و ضرب‌ديدگي مي‌تواند زماني كه مورد بررسي و معاينه قرار مي‌گيرد، بوجود بيايد.

پوشالهاي عميق:

اين جايي است كه انواع مرغها روي پوشالها با يك كنترل جزئي و كلي نگهداري مي‌شوند. مشكلات رفتاري در اين پوشالهاي عميق، معمولاً در افتادن تخم‌مرغ ديده شده است و شامل پرخاشگري (نوك زدن به يكديگر)، مرگ و مير ضايعات غذايي مي‌شود. تخم‌گذاري در كف مرغداني همچنين يك مشكل اساسي مي‌باشد. براي پي‌بردن به اين مسائل، موارد زير بايد كنترل بشوند:

*درجه حرارت، رطوبت و دستگاه تهويه.

*دسترسي به غذا، ضايعات و كيفيت و كميت رژيم، شكل فيزيكي رژيم.

*نوع و حالتهاي پوشالها، آيا خيس و يا خشك هستند.

*نوردهي و شدت نور، كنترل تعداد دفعات قدقدها.

*فضاي پايه اين را به عنوان يك تغييري كه ممكن است اساسي باشد كنترل كنيد.

*كنترل تميز كردن نوك، كنترل كردن بعد از پرخاشگري.

مرغها در لانه‌هاي باز بزرگ در فضاهاي خاك نگهداري مي‌شوند و در يك رشته گسترده در بين اين مكان قرار نمي‌گيرد. نظمهاي اجتماعي نيز درون اين قلمروها بكار گرفته شده است، اگرچه آنها براي حركت كردن آزاد هستند اما محدوديتهاي اجتماعي مشخصي در تحركشان وجود دارد. همچنين خطرات حمله براي مرغهايي كه خارج از قلمروشان حركت مي‌كنند نيز وجود دارد. مشاهدات نشان داده‌اند كه ناحيه بالايي كه مرغها در آنها حركت مي‌كنند، خيلي بزرگتر از محدوده ديگران است. بنابراين تصور فردي و يا فضاهاي شخصي در مرغهايي كه روي پوشالها قرار گرفته‌اند قابل قبول‌تر است تا آنهايي كه در قلمروشان مي‌باشند.

*محوطه كاهي:

اينها شبيه سيستمهاي پوشالها عميق هستند كه پر كاه به جاي پوشال استفاده شده است آنها داراي كنترل محيطي كافي نيستند. برخي از مردم از اين سيستم قديمي حمايت مي‌كنند و نشان مي‌دهند در اين سيستم از نظر تجاري كارآمد مي‌باشد و نيازهاي رفاهي را برطرف مي‌سازد. هيچ مطالعه رفتاري درباره اين گونه مرغها گزارش نشده است.

*قفسهاي پرورش جوجه:

طرحهاي اين قفسها فشارهاي اقتصادي زيادي را شامل حال توليدكنندگان مي‌كند. مزيتهاي اين قفسها براي مرغهاي تخم‌گذار، موارد زير مي‌باشد.

*آنها اجازه مي‌دهند كه برايشان يك رژيم كاملاً متعادل تهيه شود.

*براي بوجود آوردن آب و هواي خوب بسيار ساده‌تر است.

*خوردن تخم‌مرغ احتمال كمتري دارد.

*معاينه مرغها راحت‌تر است.

*گرفتن مرغها راحت‌تر است.

*كنترل كردن انگلها و امراض راحت‌تر است. اين امر ممكن است در محيطهاي ضعيف صحيح صورت نگيرد.

*توليدات و كيفيتهاي بالا، آسان‌تر است.

*مرغها بيشتر استراحت مي كنند، نوك زدنشان كاهش مي‌يابد و احتمال حمله و خودخوري كم مي‌شود، با توجه به يك نتيجه در آخر توليد، در برخي كششهاي سنگين‌تر مرغهاي قفس در وزن آنها بهتر هستند كه داراي مزاياي تجاري مي‌باشند. هر چند كبودي و ضرب‌ديدگي، مي‌تواند با مديريتهاي ضعيف رخ بدهد. يك نظريه اين است كه بايد يك طبقه‌بندي بايد در بين هشت مرغ قفسي صورت گيرد. از مطالعات متداول، اين روشن مي‌شود كه مكان حدود 460cm براي مرغ از نظر اقتصادي خوب است اما طبق قانوني كه وجود دارد، 500 سانتيمتر در بريتانيا و 600 سانتيمتر مربع در دانمارك مي‌باشد

رفتارشناسي طيور قسمت هفتم

تخم‌مرغ:
ميانگين جوجه‌ها از مرغهاي غير اهلي جنگلي 6 جوجه مي‌باشد كه جزء طبقه جوجه‌هاي همزاد قرار مي‌گيرند. ميانگين تخم‌گذاري مرغها 220 عدد، در مكانهايي با پوشالهاي عميق 245 و در لانه‌هاي توليد جوجه‌ 260 تخم در سال مي‌باشد. تحقيقات نشان داده‌اند كه يك افت 5 الي 20 درصدي نيز مي‌تواند وجود داشته باشد. وقتي تخمها در لانه راست نباشد معمولاً مرغ را از نوكش جداي درست كردن جايشان استفاده مي‌كنند، يك مرغي نيز مشاهده شده است كه يك تخم را تا 5/1 متر جابجا كرده است.

*تخم‌مرغهاي شكسته:
تخم‌مرغهاي شكسته مي‌توانند يك مسئله اساسي باشد. شكستن زماني صورت مي‌گيرد كه بر روي زمين تخم بگذارند كه تخم‌مرغ با زمين برخورد نموده و شكسته است. در قفسها شكستگي تخم‌مرغ بيشتر در سطوح سيمي و كلفت رخ مي‌دهد كه البته برامبل آن را توجيه كرده است. همچنين آزمايشات نشان داده است كه مرغها ترجيح مي‌دهند در سطح‌هاي با ضخامت نازك‌تر و محافظت شده تخم‌گذاري مي‌كنند.

*تخم‌گذاري روي زمين:
تخمهايي كه روي زمين گذاشته مي‌شوند ضرر اقتصادي اساسي را به توليدكنندگان مي‌زنند و بهبود دادن اين عادت سخت است و بايد از آنها جلوگيري شود تخم‌گذاري روي زمين در بين مرغهاي غير اهلي طبيعي است بنابراين محيط بايد تغيير داده شود كه عادت كند در مكانهاي مخصوص تخم‌كذاري كنند،‌ برخي نظريات اساسي عبارتند از:

*شروع به وسيله قرار دادن جعبه‌هاي آشيانه‌اي روي زمين و به آرامي و كم‌كم آنها را بالا آوردن.

*سطح پوشالي خيلي عميق را درست نكنيد 7 الي 8 سانتيمر بهتر از 15 سانتيمتر در اين مكانها ميباشد.

*تخم‌مرغهاي سطح را بردايد و چند عدد تخم‌مرغ مصنوعي ويا واقعي را بگذاريد.

*جذابيت زيادي را با پوشالهاي فراوان ايجاد كنيد البته بطور مرتب و نو.

*لانه‌ها را نيزتاريك نگهداريد.، اطمينان حاصل كنيد كه آنجا به دور از هرگونه انگل مي‌باشد.

*سعي كنيد زاويه‌هاي تاريك را در مرغداني از بين ببريد.

*درجه حرارت و رطوبت:

كنترل محيط مرغها در سيسمتهاي متمركز جديد به حالت يك تخصص در آمده است و مراجع بايد منابع مناسبي را براي جزئيات آنها ارائه كرده باشد. درجه حرارت و رطوبت، ميزان تهويه را براي فشردگي‌هاي موجود فراهم كنيد.

خوكها يك برتري را در ميزان درجه حرارت بدنشان در طول روز را نشان داده‌اند و اين ممكن است همچنين براي مرغها با عامل بالقوه براي نگه‌داري انرژي بالايشان بكار برود.

*الگوي غذا خوردن:

پذيرش غذا خوردن قبل از خوابيدن روي تخم بسيار خوب است و باعث مي‌شود كه مرغ به راحتي بين 2 تا 3 ساعت روي تخمها بخوابد. در يك مطالعه‌اي كه انتخاب غذا خوردن آزاد پيشنهاد شده است، مشاهده شده است كه مرغها يك رژيم بهتري (بيشتر كلسيم و پروتئين و انرژي كمتر) را انتخاب نموده‌اند كه آنهم براي توليد بيشتر تخم‌مرغ مؤثرتر است.

همانگونه كه غذا خوردن مهمترين بخش هزينه را 70 تا 80% در توليدات طيوري مي‌باشد، راههايي براي جلوگيري از ضايع شدن غذا داده شده است كه به منظور تازه نگه داشتن و خوش طعم نگه داشتن غذا مي‌باشد. خواننده هاي اين مطلب بايد آنها را با يك متخصص در ميان بگذارند.

*نوردهي:

توليدكنندگان فرآورده‌هاي طيوري مي‌توانند پيشرفت جنسي طيور تخم‌گذار و توليد تخم‌مرغ را با سياستهاي نوردهي كنترل نمايد. تغيير در اين الگوها (چه درجه بالا، چه پائين) و شدت نور بسيار مهم است.

به نظر مي‌رسد كه مرغها بر اساس شدت نور مثلاً دوره تاريكي رفتارهايشان نيز تغيير كند. تعيين از يك جدول زماني نورپردازي 24 تا 28 ساعته ممكن است منجر به توليد كمتر اين تخم‌مرغها بشود اما اين تخم‌مرغها سنگين‌تر و داراي پوسته ضخيم‌تر هستند كه از شكستن ساده آنها جلوگيري مي‌كند اين امر نيز براي مرغها مهم مي‌باشد. يك چرخه 28 ساعته تعيين اينكه هفته كاري آنها از 7 روز به 6 روز كاهش مي‌يابد كه همراه با يك زير نور مستقيم خورشيد قرار گرفتن است. به نظر مي‌رسد كه مرغهاي تخم‌گذار براي توليد محصولات بهتر به زماني بيش از 17 ساعت در معرض نور نياز دارند.

*چگالي ذخيره: چگالي ذخيره با يك بازدهي تبديلي، كليدي براي پي بردن تحقيقات اساسي در بين طيور مي‌باشند. اين چگالي ذخيره است كه دققتهاي بالايي را در بحث بهزيستي دريافت نموده است. اين اطلاعات از مطالعات خوب طراحي شده برجسته سه سئوال را براي جواب دادن ايجاد مي‌نمايد.

*بهترين اعمالي كه براي مرغها صورت مي‌گيرد چيست؟

*چه شرايطي براي بازدهي بالاي توليد مورد نياز است؟

*بهترين فضا و مكاني كه از نظر اقتصادي مناسب است چقدر مي‌باشد؟

نتايج اين تحقيقات نشان داده است كه كاهش دادن فضاي مرغها باعث كاهش توليد تخم‌مرغ، كاهش وزن آنها و افزايش مرگ و مير آنها مي‌شود. افزايش اندازه‌هاي اين فضاها نيز منجر به كاهش توليد تخم‌مرغ، بالا رفتن ميزان غذا خوردن و افزايش مرگ و مير آنها مي‌تواند بشود، اين تأثيرات ممكن است بصورت منفصل و يا جمعي صورت گيرد. بنابر يك قانون كلي، تمام ابعاد فضاها بايد كوچك نگه داشته بشوند وقتي كه ميانگين بهره شود، پايين آمد فضاهاي طيور مي‌تواند افزيش و يا كاهش پيدا كنند و دوباره بهره آنها بالا برود. اين امر نيار به قفسهايي نرم و انعطاف‌پذير دارد.

*آب: آب براي مرغهاي تخم‌گذار بسيار حياتي مي‌باشد. مرغها ممكن است آبهاي خيلي بد و سخت را (بالاي 1000p.p.mكلسيم) رد كنند. مقدار روي (بالاي 2300 p.p.m) همچين ورودي آب را كاهش مي‌دهد و همينطور مقدار نتيرات (بالاي 300 p.p.m).

اينها مشكلاتي شيميايي هستند كه مي‌توانند در آب وجود داشته باشند.

*پر ريزي:

پر ريزي و يا كمبود پرها، يك فرايند عادي در بين مرغها است و معمولاً در بين مرغهايي كه تخم‌گذاري آنها در آخر فصل متوقف مي‌شود رخ مي‌دهد. يك نسل جديد پرها رشد مي‌كنند و به پرهاي قديمي فشار وارد مي‌كنند و آنها را مي‌ريزند و اين اتفاق در حدود 8 تا 12 هفته به طول انجامد. تا 25درصد مرغها ممكن است در سال دوم توليدات تخم مرغ زماني كه تعداد تخمهاي توليدي‌اش 20 درصد پائين مي‌آيد، اندازه تخم‌مرغها بزرگتر شده باشد اما كيفيت پوسته آنها پايينتر مي‌آيد.

داروهاي ضد تخمك‌گذاري ممكن است همچنين به خوبي داروهاي معدني براي جلوگيري از نابرابريها در رژيم آنها استفاده مي‌شود، يك وقفه، يك فاصله 2 تا 3 روزه است كه در مرغهاي كه روزي يك تخم مي‌گذارند در روز ششم، بوجود مي‌آيد. تكنيك پر ريزي مصنوعي اين وقفه را توسعه مي‌دهد.

اين دوره بهبودي، به ويژه اطراف قيف غذا صورت مي‌گيرد. در مرغهايي كه زياد نوك مي‌زنند نشان داده شده كه جبران كننده‌هاي خوبي در اين پر ريزي هستند. هر چند مرغها بسياري از رژيمهاي پر ريزي را با مشكلات جوي‌اش تحمل مي‌كنند.

*توليد گوشت: محصولات جديد جوجه‌هاي غذايي شايد بهترين مثال براي چگونه پرورش دادن آنها، انجام اعمالي براي برطرف نمودن نيازهاي بازار و ايجاد رقابت بين آنها با بازدهي‌‌هاي بهتر كيفيتهاي بالاتر مي‌باشد.

مشكلات رفتاري كه در بيانات اجتناب‌ناپذير در ميزانهاي ضعيف رشد رخ مي‌دهد، رو به بدتر شدن مي‌رود و مرگ و مير را افزايش مي‌دهد و تنها با سيستمهاي مديريت خوب بهبود مي‌يابند، موارد زير برخي نكات مديريتي هستند كه براي نتايج خوب در توليدات غذايي گوشتي مهم هستند.

*وسايل آب‌دهنده كافي ضروري هستند و بايد به طور منظم كنترل شوند.

*طرح ظروف غذايي بايد به گونه‌اي باشد كه مرغها كوچكتر بايد بتوانند از انها تغذيه كنند همچنين از هدررفتن غذايي ضايعات غذايي جلوگيري كند.

*مرغها بايد دسترس به آب و غذا را در فاصله دو متري از يكديگر در فضايشان داشته باشند، همچنين به گونه‌اي باشند كه مرغهاي خجالتي هم به آنها راحت دسترسي پيدا كنند.

*شكل فيزيكي غذا نيز بسيار داراي اهميت مي‌باشد مثلاً سفت يا نرم بودن دانه، خرده نانها و اندازه دانه‌ها بسيار مهم است. حذف كردن غذاهاي بيات شده بصورت دستي يا مكانيكي بايد حتماً صورت بگيرد.

*نظارت بر تمام تجهيزات مكانيكي و مكانيزهاي محافظت شده و دستگاههاي هشدار دهنده براي تمام اين دستگاهها توليد، اساسي و مهم مي‌باشد.

*تهويه:درصد بالاي محلول آمونياك و دي‌اكسيدكربن مي تواند مشكل جوي را بوجود بياورد اين جو بايد خشك و درجه نرمال را داشته باشد.

*فضاي پايه و ازدحام: توصيه‌هاي ميزان ذخيره در متنهاي متخصصان ارائه شده است. مثالهاي محيط كنترل شده بين 17 تا 22 مرغ در هر متر مربع و براي مرغهاي مسن‌تر تا 2/34 كيلوگرم در متر مربع مي‌باشد. در محيطهاي كنترل نشده اين ميزان تا 12 الي 19 مرغ در هر متر مربع كاهش مي‌يابد.

*بيماريهاي واگيردار: بيماريهاي واگيردار، ضرب‌ديدگي و حمل و نقل: كبودي در توليدات طيوري يك دليل اصلي اقتصادي ضعيف در عملكردها مي‌باشد. كبودي در مرغداريهاي مي‌تواند 3 درصد يا بيشتر برسد. مقدار زيادي از اين كبوديها (80 درصد) در بيماريهاي مسري رخ مي‌دهد كه در هنگام شب و نزديكهاي صبح رخ مي‌دهد. اين مرغها زير شدت و نور كم قرار گرفته‌اند كه همچنين محيط كاري خوبي براي كارگران نيست. براي جلوگيري از بيماريهاي مسري، مهارت و دقت نياز مي‌باشد. تجربه نشان مي‌دهند كه كبودي‌ بيشتر در شبهاي گرم صورت مي‌گيرد تا شبهاي سرد. كبودي خروسها ساده‌تر از مرغها مي‌باشد . كبودي مرغهاي سنگين‌تر ساده‌تر از مرغهاي سبكتر رخ مي‌دهد. همچنين عواملي مانند مسافرت با كاميونهاي پر صدا مي‌تواند باعث زخمي شدن، خونريزي،‌ ضعف كردن و خفگي بشود. داروها نيز ممكن است در آب آشاميدني آنها چند ساعتي قبل از واگرفتن آنها داده شود هرچند نظارتها بايد بصورت دقيق در اين زمينه صورت گيرد. رسيدگي‌هاي كامل و جدي براي استفاده از چهارچوبهاي سيمي براي نگه داشتن مرغها و جلوگيري از كبودي در آنها حتماً بايد صورت گيرد مرغها ممكن است از بين 6 تا 12 ساعت قبل از كبودي گرسنه شوند و شايد هم از گرسنگي بميرند.

*كشتن و استرس: در اينجا نياز مستمري براي اطلاعات بيشتري درباره ذبح طيور وجود دارد به خاطر اينكه شيوه ذبح كردن ممكن است بهبودي يافته باشد بيشتر دستگاههاي فرايند توليدات طيوري مي‌توانند بين 1000 تا 6000 مرغ در ساعت را ذبح كنند كه اين دستگاه بصورتي است كه پاي مرغ را از بالا گرفته و آنها را در هوا معلق نگه مي‌دارد، اين زنجيره پس از ذبح 10 متر در دقيقه حركت مي‌كنند.

بي‌حس‌كردن با ولتاژ بالا يك عمل معمول مي‌باشد. اين امر بر مقاومت سر و تاج غلبه مي‌كند و مي‌تواند حتي براي ذبح كنندگان خطرناك باشد. اين برآيند مرغها از انقباظ عضلاني كه ممكن است باعث شكستن استخوان، خرد شدن جناق سينه و خونريزي مي‌شود، جلوگيري مي‌كند، سيسمتهاي ولتاژ پايين نيز بر اين مشكلات غلبه مي‌كند و يك سيستم حمام آبي برق را هم مي‌تواند بكار گرفت.

رفتارشناسي طيور قسمت ششم

توليد- تخم‌مرغ:

*لانه‌سازي:

در مرغهايي كه آزاد زندگي مي‌كنند انتخاب مكان لانه با دقت بسياري صورت مي‌گيرد و اغلب در معاشرت با خروسها قرار مي‌گيرند. لانه‌سازي بطور پنهاني (لانه مخفي) و مرموز و مراقبت از لانه توصيف شده است. مطالعات اصلي گوناگون بر احاطه نمودن رفتار خوابيدن بر روي تخم‌مرغ تاكيد شده است و اين روشن است كه آشيانه سازي و تخم‌گذاري به هم وابسته هستند بخاطر اينكه يك لانه خوب برابر توليد بالا مي‌باشد. مرغ عموماً چهار مرحله را طي مي‌كند.

*پيدا كردن يك مكان براي خوابيدن، اين عمل ممكن است طول بكشد و امكان داراد بي‌خواب شود. در اطراف آن مكان كه به وي داده شده است قدم مي‌زند، از خود صدا توليد مي‌كند و اندامش را نشان مي‌دهد. در لانه‌هاي تخم‌گذاري، او ديواره‌ها و گوشه‌هارا حسابي بازرسي مي‌كند.

*بازرسي تعداد مكانهاي موجود بنابر مكاني براي غذا خوردن، تميز كردن پر و بال يا خوابيدن صورت مي‌گيرد و سرانجام در يكي از آنها قرار مي‌گيرد. او به امتحان كردن لانه ادامه مي‌دهد، پاهايش را با دقت بلند مي‌كند و گردنش را نيز به صورت افقي نگه مي‌دارد.

*قرار گرفتن، چمباتمه زدن و چرخيدن‌هاي متعدد در لانه صورت مي‌گيرد سپس او مي‌نشيند و استراحت مي‌كند، اغلب نيز مي‌ايستد تا تخم‌مرغها را بيرون كند.

*بعد از خوابيدن او ممكن است تخمها را با نوكش اتحان كند، سپس بلند مي‌شود و به گروه برمي‌گردد و قدقد مي‌كند. در مرغهاي غيراهلي با قدقدكردن، خروس را به سمت خود مي‌كشند و او اغلب در اين زمان در حال جفت‌گيري مي‌باشد، مرغها بيشتر وقتشان را براي انتخاب لانه مي‌گذارانند و به نظر مي‌رسد كه اين كار مهمتر از خانه خودش باشد.

*آشيانه كردن در قفس:

در فضاي محدود قفسي رديف‌هاي مشابه توسط مرغها پذيرفته‌ شده‌اند و فشردگي آنها تعديل شده است. مرغ قفس را مي‌گردد و مرغهاي ديگر را هل مي‌دهد. او ممكن است در بين پاهاي ديگر مرغها آهسته حركت كند، بعضي وقتها او اين كار را قبل از نشستن بيش از 100 مرتبه انجام مي‌دهد. او زماني كه خوابيده است سرش را در بين سيمهاي قفس مي‌گذارد، هل مي‌دهد، گاهي هم توسط مرغهاي قفس بغلي به سرش نوك مي‌خورد. حركتهاي به قصد پرواز ممكن است با بلند كردن دم و بالا بردن اندك بالها نشان داده شود. او حتي ممكن است سعي كند كه از قفس بالا برود سپس بطور يكدفعه ساكن مي‌شود و مي خوابد. ميزان قفسهاي او بالا است و صداي او اغلب ضعيف است. تخمها نيز اغلب در محيطي مشابه قفس خوابانده مي‌شود.

تحقيق نشان مي‌دهد كه مرغ، در قفس عموماً وقت خود را با قدم زدن قبل از خوابيدن مي‌گذراند و از 100 الي 2600 گام برمي‌دارد صرف وقت مرغها بدين ترتيب ثبت شده است: 55 درصد وقت استراحت، 21 درصد براي خوردن، 17 درصد براي خوابيدن و 7 درصد براي آب خوردن.

يك محقق نيز ادعا كرده است كه قدم زدن يك مرغ در قفس، عدم وجود مكان صحيح لانه را جبران نمي‌كند.

*طرح لانه‌: در بين طيور غير اهلي، لانه‌سازي اساساً به زمين چسبيده‌اند و در يك مكاني ساخته شده از ني زير سايه برگها و نيز نسبتاً تاريك ممكن است ساخته شود. هدف اصلي در مرغهاي آزاد دادن يك مكاني در لانه براي خوابيدن مي‌باشد كه بايد تميز باشد كه منجر به تخم‌مرغهايي با كيفيت بشود و همچنين جلوگيري از خوابيدن آنها بر روي زمين. در كل يك لانه براي تخم‌گذاري بايد در هفته 18 تهيه شود يعني دو هفته قبل از رسيدن به بلوغ جنسي: لانه بايد تميز باشند و پوشالهاي فراواني از قبيل كاه، تراشه‌ها، خاك اره، الياف چوبي، پوسته ها برنج، پوست بادام و چوب پنبه و... وجود داشته باشد.

همچنين بايد از نشستن مرغها در بالاي مكانهاي تخم‌گذاري در لانه يا خوابيدن در آنها جلوگيري كرد اين مكانها بايد بزرگي كافي را داشته باشند كه مرغ بتواند به راحتي در آن بگردد. همچنين برخي مطالعات نشان داده‌اند كه مرغها، مدخلهاي مثلثي شكل را ترجيح مي‌دهند تا مرغهاي مربعي شكل تلاشهايي نيز براي رنگي نمودن آن مكانها صورت گرفته اما هچ يك جوابگو نبوده است. البته هدف آن جب كردن مرغها به لانه و آن مكانها مي‌باشد. بهترين اندازه براي اين مكانها در آشيانه 450 تا 500 ميليمتر است بر روي سطح پوشالي بنا شده است. تخم‌مرغهاي مصنوعي در لانه‌ها يك ترفندي بريا جذب كردن مرغها براي خوابيدن بر روي آنها مي‌باشد، اين به نظر مي‌رسد كه مرغ بيشتر، با موادي كه لانه ساخته شده است بيشتر جذب مي‌شد تا با تخم‌مرغها.

*لانه‌هاي تكي يا دسته‌جمعي:

انتخاب طرح مكانهاي داخل لانه به سيستمهايي كه بكار گرفته مي‌شود بستگي دارد. لانه‌هاي دسته‌جمعي مي‌توانند سبب بروز مشكلاتي چون خجالتي شدن و قرار نگرفتن آنها در مكانهايشان شود. مرغهايي كه تنگ هم نشسته‌اند در حركت كردن دچار مشكل مي‌شوند مخصوصاً اگر كرچ هم باشند.

يك مطالعه انواع مرغها را تعريف نموده است. مرغهاي منزوي و مرغهاي اجتماعي. مرغهاي منزوي به دنبال لانه‌هاي خالي مي‌گردند و اگر هم لانه پر باشد مرغهاي ديگر را بيرون مي‌كند. لانه‌هاي دسته‌جمعي 60×200 سانتيمتري حدود 50 مرغ را در خود جاي مي‌دهد هر چند نوع لانه هم مهم است. بايد جاي نشستن براي مرغها فراهم شده باشد كه آنها بتوانند بايستند، بنشينند و...، هرچند تعداد لانه‌ها و نوع آنها مهم نيست اما برخي از آنها ممكن است استفاده نشوند و در ديگر لانه‌ها ازدحام بوجود بيايد. در موقعيتهايي كه نيازي براي ثبت تخم‌مرغها است يك ترفندي بكار مي‌رود و اين مكانيزم لغزش مي‌باشد و به اين صورت است كه زماني كه مرغ وارد لانه مي‌شود تخم‌مرغ به پايين مي‌افتد. مكانيز لغزش توسط پشت و يا دم مرغ صورت مي‌گيرد. اين لانه‌هاي ترفندي منجر مي‌شود كه هيچگونه مشكلي در ثبت تخم‌مرغها بوجود نيايد.

رفتارشناسي طيور قسمت پنجم

آشيانه كردن يا نشستن:
مرغهاي غير اهلي جنگلي، در وسط قلمروي خويش كه آشيانه وي مي‌باشد استراحت مي‌كند. برخي مطالعات اخير نشستن زياد مرغهاي خانگي را نشان داده است كه برخي طيور اصلاً نمي‌نشينند و حتي دائم در حال تغيير موقعيت خويش مي‌باشد و هيچ تغييري نيز در رفتارشان رخ نمي‌دهد.

*پرورش دادن: جوجه‌ها خيلي استثنائي و توانا هستند و داراي قابليت به اصطلاح «بلند شدن و رفتن» هستند كه خيلي زود پس از تولد مي‌توانيد اين عمل را انجام دهيد. در مورد طيور غير اهلي، بقاء، بستگي زيادي به چسبيدن سريع مرغها به جوجه‌هايشان دارد. اما يك سئوال مهمي كه كاملاً جوابي داده نشده است، اين است كه تأثيري كه تولد‌هاي مصنوعي و پرورش آنها كه با تأخير روبرو مي‌باشد، رفتار مرغ در اين قبيل ويژگيها به عنوان غذا دادن و لانه سازي چگونه است. از طرفي ديگر تيز هوش جوجه‌ها اين اجازه را مي‌دهد كه خودشان را با پرورش دادن بدون مرغ كرچ در سيستمي متمركز وفق دهند.

*پيوند: جوجه در حدود يك ساعت بعد از تولد مي‌تواند به اجسامي كه حركت مي‌كنند نزديك شوند و آنها را تعقيب مي‌كنند و جانورشناسان و روانشناسان يك موضوع گسترده قابل توجه را نشان داده‌اند كه چگونه مرغ و جوجه‌ها به يكديگر مي‌پيوندند. جوجه‌ها نيز در برابر بادكنك در حال حركت، چرخهاي رنگي متحرك و يا هر جسمي كه در يك تضاد مشخص براي پيش‌زمينه‌اش مي‌ماند اثرپذير هستند. اين دوره اثرپذيري و پيوند از 9 تا 20 ساعت پس از تولد شروع مي‌شود.

برخي اثرپذيريهاي سمعي قبل از تولد در برخي از طيور، استثنائي گزارش شده است.

اما اهميت آن در طيور ناشناخته مي‌باشد. قدقدكردن مرغ و جيك جيك كردن جوجه،‌ بيشتر شدن قدقد، جيك جيك و جيرجير از روي خستگي. اگر يك مرغ بايستد و شروع به صدا كردن كند، جوجه‌ها ثابت مي‌مانند و بي‌حركت مي‌ايستند. اگر او خيلي دور بشود، جوجه‌ها شروع به جيك جيك كردن مي‌كنند و او را دوباره به گروه بر مي‌گردانند. اگر صداي يك مادر غريبه شنيده شود، جوجه‌ها مي‌ايستند و جيك‌جيك كمتري مي‌كنند. اين امر خطر مورد مهاجم قرار گرفتن توسط يك مرغ قوي را كاهش مي‌دهد. طول و بلندي اين صداها، رفتار جوجه را كنترل مي‌كند، در حالي كه فركانس صدا منجر به درك و حس كردن صداي والدينشان مي‌شود. جوجه‌ها بصورت آزادانه در كنار مادرشان غذا مي‌خورند. در حالي كه اگر صداهاي يك غريبه شنيده شود. غذا خوردن بصورت كامل متوقف مي‌شود. جوجه‌ها نمي توانند قبل از 10 روزگيشان به خوبي، يكديگر را درك كنند. مرغ و سيستم صدايي‌اش، جوجه‌ها را در كنار يكديگر نگه مي‌دارد و ازخشونت بين آنها جلوگيري مي‌كند. مرغ‌ها همچنين به جوجه‌ها مي‌آموزند كه او در برابر غذا و حيوانات شكارگر چگونه عكس‌العملي را نشان بدهند. جوجه ها عموماً ترسشان را بين 33 تا 36 ساعت بعد از تولدشان نشان مي‌دهند اما زماني كه آنها جدا از يكديگر نگه داشته شوند، اين موضوع گسترش مي‌يابد. تجربه غذا خوردن، محلي نياز است كه تا سه روز بعد از تولد جوجه بدست آمده باشد.

*رفتارهاي ديگر: جوجه ‌ها خيلي فعال هستند و وقتي كه بالهايش را باز مي‌كنند و بال مي‌زنند يعني اينكه از چيزي مخالفت مي‌كند آنها بر روي دستگاههاي تغذيه مي‌پرند، اما تا زمان 4 الي 6 هفتگي نمي‌نشينند. اين كشش با يك بال و پا به يك قسمت منجر به نمايان شدن پرهاي ابتدايي مي‌شود. جوجه‌ها بيشتر وقتشان را در دنبال كردن يكديگر صرف مي‌كنند. سرهاي بالا و خيره به يكديگر نگاه كردن ممكن است منجر به يك دعواي عادي بشود كه اين امر از سنين دو هفتگي به بعد رخ مي‌دهد.

اين ستيزها تنها بين دو مرغ در يك زمان (معمولاً جوجه خروسها) صورت مي‌گيرد كه آنها به پرهاي گردن يكديگر چنگ مي‌زنند و برو روي زمين يكديگر را مي‌كشند، نوك زدن و پر كشيدن به طور كلي منجر به درد از روز 13 تا 18 روزگي مي‌شود. جوجه‌هاي ضعيف‌تر بر زمين كشيده و لگدمال مي‌شوند. حمام خاك در روز سوم شروع مي‌شود و يك عمل تقليد شده مي‌باشد. تميزكردن پرهاي بالها و سينه ممكن است از روز دوم شروع ‌شود. اين زمان تميز كردن پر و بال ممكن است 4 دقيقه طول بكشد، جوجه‌ها ممكن است نوك زدن به ناخنها را در 10 روزگي شروع ‌كنند و بخصوص اگر شرايط گرم، خشك و خيلي شديد روشن باشد. آنها ممكن است به پرهاي بال و دم نوك بزنند تا زماني كه به خونريزي بيافتند، آنها به هر چيز روشن كه در كاهها وجود دارد نوك مي‌زنند. اينها ممكن است شامل حلزون و چيزهاي ديگري شود كه خوردن آنها منجر به مرگ مي‌شود. پنجه كشيدن در كاهها يك عمل طبيعي كليشه‌اي است كه از روز وم شروع مي‌شود. وي ابتدا پنجه كشيدن را با پاي راست شروع مي‌كنند و بعد با پاي چپ و به همين ترتيب، تا زماني كه كاهها با نوك زدن جوجه‌ها پاك شوند. اين توالي در حدود 15 دقيقه اتفاق مي‌افتد. اگر محيط خيلي سرد باشد، كاهها ممكن است خورده شوند و در سنگدان آنها نهفته بماند. يك مطالعه اصلي رفتار در جوجه‌ها تا هفته دهم تولد خيلي تغييرات را ثبت كرده‌ است. استراحت كردن در نزديكي زمان تولد بالا مي‌باشد و تا سه و نيم هفته طول مي‌كشد. تا هشت هفته هم شدت مي‌گيرد و سپس دوباره كاهش مي‌يابد. مرغها نيز بيش از خروسها استراحت مي‌كنند. پنجه كشيدن در هفته اول افزايش مي‌يابد و تا هفته هفتم بطور چشمگيري كاهش مي‌يابد، سپس دوباره در هفته نهم اين عمل برمي‌‌گردد. تميز كردن پر و بال با رشد پرها همچنين افزايش مي‌يابد. بازي و جست و خيز كردن همچنين تا هفته چهارم افزايش مي‌يابد. درگيريهايي واقعي در هفته هفتم جايگزين كشمكشها مي‌شود.

*حرارت: اولين واكنش جوجه‌ها بعد از متولد شدنشان در برابر گرما و پوشش است و آنها در ارتباط با اين جريان خيلي آسيب‌پذيرند. حرارت بدن يك جوجه تازه متولد شده 6/0+ 6/38 درجه سانتيگراد است كه تا 5/0+ 6/40 درجه مي تواند افزايش پيدا كند. اگر سيستم گرمايي نامناسب باشد، جوجه‌ها به صورت يك نيم دايره به يكديگر مي‌چسبند و به راحتي ممكن است آنهايي كه در گوشه‌ها قرار گرفته‌اند خفه شوند. وقتي هم كه خيلي گرمشان باشد از منابع گرمازا فاصله مي‌گيرند. يك درجه حرارت مطلوب در بين جوجه‌هاي همسان 30 درجه سانتيگراد. در بين 3-4 هفته اول مي‌باشد و تا 21 درجه كاهش مي‌يابد. از زماني كه پر زدن شروع مي‌شود، حرارت بدن جوجه‌ها ممكن است بيشتر كاهش يافته باشد، همچنين عكس‌العملهاي جوجه‌ها به عنوان يك راهنما استفاده مي‌شود، جوجه‌ها در يك دماي سرد براي غذا خوردن در قبل سنين 7 الي 15 روزگي، حركت نمي‌كنند. حرارت كم، رشد را كند مي‌كند بخاطر اينكه پر زدن، اندازه قلب، غده تيروئيد و غده فوق كليوي را افزايش مي‌دهد.

*نوشيدن: به علت اينكه جوجه‌ها در يك درجه حرارت بالا به سرعت دهيدره مي‌شوند، اين مسئله حياتي است كه به سرعت آب را بنوشند. نوشيدن اغلب با نوك زدن به حباب‌هاي آب آغاز مي‌شود، يك متدي كه بكار مي‌رود، قرار دادن يك كاغذ در روي آب و غذا است و به منظور اينكه آنها در طول نوك زدن به كاغذ غذا را پيدا كنند. سپس بعد از يك هفته كاغذ را برداريد بخاطر خط امراضي كه وجود دارد. اگر آنها آب را پيدا كردند. اين تصور را مي‌توان كرد به نتيجمان رسيده‌ايم. به جوجه‌ها در اين زمان بايد 24 ساعت نور كامل داده شود بخاطر اينكه به آنها براي پيدا كردن آب و غذا فرصت داده باشيم. برخي از جوجه‌ها ممكن است از فضولات مرطوبي تغذيه كنند كه به نوكشان چسبيدن است. در طول سه و نيم هفته جوجه ممكن است در يك حالت نوشيدن بلندمدت آب قرار گيرد، آنها 11 بار با يك مدت زمان طولاني در هر مرتبه با يك مكث، آب مي‌نوشد، جوجه‌ها با قرار دادن نوك در آب و سپس بالا بردن نوك و غورت دادن آن با نگهداشتن حالت افقي سر آب را مي‌نوشند. آب بايد هميشه قابل دسترس باشد و حداقل 4 ساعت قبل از غذا دادن آب را به آنها بدهيد. اطلاعاتي هنوز براي ساختن بهترين وسايل آب‌دهنده براي ايجاد عادتهاي خوب آب خوردن در مرغها نياز مي‌باشد. مطالعات نشان داده‌اند كه بسياري از جوجه‌ها فقط به آن وسايل آب‌دهنده نزديك مي‌شوند ولي از آب نمي‌نوشند. تابلو شماره 1 درصد جوجه‌هايي كه با توجه به شكل وسايل آب‌دهنده آب مي‌نوشند را نشان مي‌دهد.

علت درصد پايين آب خوردن جوجه‌ها بصورت واضح در تأثير شكل وسايل آب‌دهنده را مي‌توان مشاهده كرد. در برخي از وسايل آب‌دهنده لبه 4-6-7cm بالا قرار دارند. آبخوري‌ها موجب تسهيل در نوشيدن آب مي‌باشد. لانه‌سازي در برخي از مدلهاي دستگاههاي آب‌دهنده‌هاي قيفي شكل ممكن است دليل قطع كردن آ بصورت خودكار ‌باشد. بسياري از رفتارها نشان داده است كه طرح وسايل آب‌دهنده از قبيل شكل، رنگ، مكان آن، فضا و غيره بسيار مهم مي‌باشد.

*خوردن: درك غذايي جوجه بسيار پيچيده است. جوجه‌ها بصورت بي‌هدف به اجسام مختلف كه در محيط اطرافش وجود دارد از قيبل خاك و اجسام براق، امكان دارد نوك بزند و تقريباً توسط شيوه آزمايش و خطا غذاي خود را پيدا مي‌كند. اگر آنها توسط يك مرغ كرچ تربيت شده باشند، مشكل غذا خوردن جوجه‌ها از بين مي‌رود و منجر به توليد صداهايي در هنگام غذا خوردن آنها مي‌شود.

استفاده از نوارهاي براق در دور دان‌خوري، بعضي اوقات براي جذب كردن جوجه‌ها و استفاده از سطوح شيشه‌اي و مرمري براي غذاي آنها بكار مي‌رود سيني‌هاي تخم‌مرغ وسيله خوبي براي شروع غذا خوردن جوجه‌ها مي‌باشد. در يك تحقيق فرانسوي، استفاده از يك رژيم نوري 10 ساعتي براي جوجه‌هاي سه روزه صورت مي‌گيرد كه آنها فقط يك سوم وقت خود را مشغول به خوردن مي‌باشند اما در روز دهم تولدشان اين تغييرات به نزديك 60 درصد مي‌رسد. مشاهده شده است كه جوجه‌ها در روز سوم 34 مرتبه و در روز دهم 134 مرتبه غذا مي‌خورند. در مطالعات قبلي نشان داده شده كه جوجه‌ها 30 الي 55 با در روز غذا مي‌خورند و 22 الي 45 مرتبه هم در روز آب مي‌نوشند. هر چند سن، تعداد دفعات غذا خوردن را افزايش مي‌دهد اما در مجموع نشان داده مي‌شود كه مقدار غذاي خورده شده كاهش يافته است.

*تميز كردن: تميز كردن نوك بالايي و نوك پاييني با كشيدن آنها (ماليدن آنها) به همديگر و آنها صورت مي‌گيرد. مرغها بدين ترتيب قادر به خوردن مي‌باشند اما نمي‌توانند نوك بزنند و اين يك تكنيك رايجي براي جلوگيري از خودخوري در بين مرغها در تمامي سنين، در تمامي سيستمها مي‌باشد.

جوجه‌ها معمولاً اين كار را در 5 روزگي انجام مي‌دهند و اين مي‌تواند تكرار شود. مراقبت از نوكها براي داشتن لبه‌هاي تيز نياز مي‌باشد. اين عمل مي‌تواند يك نقش برجسته‌اي را در طول هفته 2 الي 3 بوجود آورد. اين امر در كاهش غذا خوردن و آب نوشيدن، كم شدن وزن بدن و پايين آمدن توليدات نتيجه مي‌دهد و مطالعات نشان داده‌اند كه نوكها از طيور مرتب در يك وسعت بزرگ بيش از طيور بي‌عيب در نظر گرفته نمي‌شوند. اين مرغهاي مرتب درجه بالاي نوك زدن را نشان داده‌اند اما طبقه‌بندي اجتماعي آنها توسط تميز و مرتب بودن تغييري نمي‌كند و به علاوه، آنها بخاطر مكانشان مجبورند بيشتر نوك بزنند، هر چند كه آسيب كمتري متوجشان مي‌شود. در اينجا هيچ شك و ترديدي وجود ندارد كه ضعيف تميز كردن نوك مضراتي را نسبت به خودخوري در پي داردو در سيسمتهاي خوبي كه امر خودخوري بندرت ديده مي‌شود به تميز و مرتب نمودن نوكها نيازي نيست.

*كنترل پذيري: تأثير كنترل پذيري به موقع (قبل از سه روزگي) TCG ناميده مي‌شود كه براي مشاهده تأثير آن بر رفتار و اعمال مطالعه شده است، گروه كنترل پذير رشد بهتري، مقاومت بهتر، توانائيهاي بهتر را در زندگي‌شان در برابر فشارها نشان داده‌اند. در عمل، اين امر براي دامداران براي داشتن يك سياست سنجيده، مفيد به نظر مي‌رسد در اين عمل دامداران با آنها صحبت مي‌كنند و حتي با دست به آنها غذا مي‌دهند. ملاقات مكرر اين دسته مرغها در اين مرحله بسيار مهم مي‌باشد. مجموعه‌هاي متمركز بزرگ، تنها نياز به بهره‌برداري TCG را در سيستمهايشان دارند.

رفتارشناسي طيور قسمت چهارم

رفتار اجتماعي:

يك مرغ از طريق علامتها و آواسازي، ارتباط برقرار مي‌كنند. اين دو صورتهاي ارتباطي به عنوان يك قانون، تواماً، ظاهر مي گردند.

*علامت ها:

*ارتباط آوايي:

تبديل يك پرنده اجتماعي از يك سرزمين جنگلي باز، مرغ يك مجموعه گسترده قدقدكردن، جيك جيك كردن و فرياد زدن را براي حفظ رابطه‌اش با ديگران بكار مي‌برد. يك مطلب، 12 نوع صداي جوجه‌هاي جوان را طبقه‌بندي مي‌نمايد. اغلب اين صداها براي غذا خوردن، اخطارهايي براي حيوان شكارگر، صداهاي قبل و بعد از تخم‌گذاري خواندن خروس مي‌باشد. يك طبقه‌بندي، صداهاي آوايي‌اي را توصيف مي‌كند كه مرتبط با ترس و ديدن حيوان شكارگر، صداهاي فيزيولوژيكي براي غذا خوردن، برقراري ارتباط مي‌باشد و سپس علامتهايي كه مرتبط با ترس يا درد، ناكامي، دعوا كردن و آواز خواندن مي‌باشند.

هرچند يك شناخت خوبي براي كارهاي روازنه آواز خواندن خروس نزديك صبح، صداهاي غذا خوردن، صداهاي تخم‌گذاري و سرانجام صداي خروس موجود مي‌باشد. صداهاي اندوهگين جوجه‌ها نيز به سرعت مورد توجه مادرش قرار مي‌گيرد. مراحل صدا توسط گروههاي بزرگ مرغها كه مي‌توانند بالا هم باشند، خلق شده‌اند. يك مطالعه نشان داده است كه تخم‌گذاري مرغها در مراحل صدايي تأثير گذار هستندو اين مرحله بالاي 83db مي‌باشد. در حالي كه مراحل بالاتر باعث ترس و وحشت مي‌گردد، دامنه اين صداها از 87 تا 72 db در زمانهاي عادي 100 تا 73 db در موقع غذا خوردن 15 تا 75 db. در طول تخم‌گذاري افزايش مي‌يابند. اين مراحل صدايي مي‌توانند همچنين در مراقبت از سلامتي‌شان تأثير گذار باشد.

*ژست بدن:

وقتي مرغها مي‌توانند با يكديگر نگاه كنند، آنها با ژستهاي بدنشان با يكديگر ارتباط برقرار مي‌كنند، مانند بالا و پايين بردن سر ودم، از هم باز كردن پرها و غيره. دم بسيار مهم مي‌باشد و مطالعات طيور غير اهلي نشان داده‌اند كه آنها زماني كه ايستاده‌اند دمشان نيز راست مي‌باشد، با بالهاي باز و تقريباً عمودي رو به پايين. در سيسمتهاي متمركز جديد ارزشهاي مفيد ژستهاي بدن داراي اهميت كمي هستند.

آثاري كه مدلهاي بصري يك ژن غالب را ساخته‌اند مي‌توانند شايد براي كمك به خوابيدن و نشستن استفاده شده باشد بيشتر تحقيقات نيز در اين زمينه صورت گرفته است.

*درك فردي:

تحقيقات نشان داده‌اند كه زمينه‌هاي مرتبط كه با درك فردي بين مرغهاي مي‌باشد شامل تاج، سر و غبغب آنها مي‌شود. عناصر فردي، نيز براي درك و فهم سخت‌تر مي‌باشد. اما تاج آنها ساده‌ترين آنها مي‌باشد. تغييرات رنگي در پر و بال با رنگهاي شديد مواجه مي‌باشد. تنها تغييرات ناگهاني و هيجان‌انگيز، دليلي است كه مي‌تواند با مرغ‌ها مانند غريبه رفتار كند.

*نوك زدن و نظام نوك زدن:

نوك زدن يك رفتار خاص و شناخته شده مرغ است. مرغها به انواع پوسته‌هاي موجود، براي غذا خوردن و نوشيدن و نوك مي‌زنند و يك فضا و دركي را براي جفت‌گيري و خيلي عملهاي ديگر بدست مي‌آورد. مرغها يك فضاي شخصي را حفظ مي‌كنند كه شامل اطراف سرشان و فاصله‌هاي خودشان با يكديگر مي‌شود.

هر چند، هدف اصلي نوك زدن خوردن است و دقيقاً با حركت سر و گردن صورت مي‌گيرد، زمان‌بندي نادرست اين عملها ممكن است آزاردهنده باشد. بينايي دو چشمي مرغها در تخمين زدن مسافتي كه مي‌خواهد نوك بزند بسيار مهم است. همچنين اين ارتباط طرز ايستادن بدن آنها و موقعيت سر در طول نوك زدن بسيار مهم مي‌باشد. حملات شامل خطراتي مي‌شوند كه امكان دارد مرغهاي ديگر بر سر او حمله كنند و تاج، سر، گردن . يا پشت گردنش و غبغبش را نوك بزنند و به دنبال او بيافتند. اگر صورتهاي دو مرغ مقابل همديگر براي جنگيدن قرار گيرد، آنها يكديگر را نوك مي‌‌زنند، با پاهايشان لگد مي‌زنند و يكديگر را زخمي مي‌كنند. سلطه‌پذيري توسط دولا شدن يا فرار كردن نشان داده مي‌شود. ميزان كم بروز اين رفتار نبردآميز در بيرون رخ مي‌دهد. اما اين امر حركات پيچيده را تا 460 سانتي‌مترمربع در پرندگان افزايش مي‌دهد. در بين مرغهاي آزاد، عمل نوك زدن، زماني كه خروسها در كنار آنها حضور دارند كاهش مي‌يابند، در شرايط متمركز دروني، رد پاها نشان داده‌اند كه نقش خروسها در كاهش نوك زدن بيشتر مي‌شوند. همچنين نشان داده شده است كه صداي خروسها در اين عمل هيچ نقشي را ندارد. عمل نوك زدن اغلب در بين مرغهاي جوان بيشتر است و مشاهدات نشان داده‌اند كه ميزان و نوع آن از 30 تا 50 درصد در بيرون از قفس افزايش مي‌يابد. اين مرغها، زماني كه خروس در گروه نباشد، ميزان نوك زدنشان تا 70 درصد بيشتر مي‌شود. تلاش درجانشيني توسط مرغهاي جوانتر، موفقيت محدودي را شامل مي‌شود و با حمله و نوك زدن ديگر مرغها روبرو مي‌گردد. موارد زير نكات مفيدي براي تثبيت نظم نوك زدن سريع مرغها مي‌باشد كه در توليدات تخم‌مرغ بسيار مؤثر است:

*گروههاي جديد مرغها توسط مخلوط كردن آنها قبل از شروع توليد شكل مي‌گيرد.

*مرغها را در دور گروهها نگه داريد.

*مقدار فراوان غذا و آب را تهيه نمائيد و به مقدار كافي در زمين منطقه‌اي كه آنها مشغول حركت كردن هستند غذا را فراهم سازيد.

*اگر دو گروه مجبور شوند كه با يكديگر مخلوط شوند گروهها را با تعداد برابر با يكديگر مخلوط كنيد.

*اطمينان حاصل كنيد، قبل از مخلوط مرغها با يكديگر، خروسها را پيش يكديگر قرار داده‌ايد.

*وقتي كه مرغها نوك زدنشان كاهش مي‌يابد يك خروس را در بين آنها قرار دهيد. بيشتر ين نوك زدنها در طول دوره غذا خوردن در بين مرغهاي داخل قفس رخ مي‌دهد و بستگي به فضاي غذاب دهنده و تعداد مرغهاي داخل قفس دارد.

*حمام خاك: حمام خاك جهت رفع نياز رفتاري يك مرغ مي‌تواند باشد. تصور مي‌شود كه اين عملكرد براي خلاص شدن از انگلها و منظم كردن پرها صورت مي‌گيرد. معمولاً مرغهايي كه در محيط آزاد زندگي ي‌كنند وقتشان را در حالت پراكنده از يكديگر ي‌گذرانند، به جز حمام خاك كه زماني كه در كنار يكديگر هستند صورت مي‌گيرد. حمام خاك همچنين به عنوان يك نوع فعاليت رخ مي‌دهند و در مرغهايي مشاهده مي‌شود كه از قفسها جهش مي‌كنند و حداقل 100 ساعت حمام خاك نگرفته‌اند. حمام خاك معمولاً با نوك زدن به يك محيط خاكي آغاز ميشود. آنها دولا مي‌شوند و خاك را به سمت پرهايشان بلند مي‌كنند و سپس دوباره اين عمل را تكرار مي‌كنند و خود را تكان مي‌دهند. هرچند حمام خاك يك نياز ابتدايي مرغهايي است كه هنوز دچار تزلزل هستند مي‌باشد.

*تميز كردن و مراقبت از پر و بال:

تحقيقاتي كه درباره تميز كردن آنها مطالعه شده است به عنوان عملهايي توصيف شده‌اند كه مرتبط با محافظت سطح بدن است كه شامل تميز كردن پر و بال با نوك، خاراندن خودشان با پاهايشان، حمام خاك و نرم كردن پر و بالش مي‌باشد. تميز كردن پر و بال در جوجه‌ها هم توصيف شده است و در طيور جوان يك ارتباط قوي را در بين ميزان تميز كردن و تعداد شپشهاي از بين رفته دارد. مرغها تميز كننده‌هاي كارآمدي هستند البته نسبت به خروسها و آنها همچنين تميزتر هستند و از غده چربيشان بيش از خروسها استفاده مي‌كنند. در تميز كردن پر و بال مرغها، پرهايشان را برجسته مي‌كنند و آنها را از طريق نوازش كردن با نوك و ور رفتن به آنها تميز مي‌كند.

*ديگر رفتارهاي آرامش‌بخش: پاك كردن نوكها از طريق خوردن ملت خيس صورت مي‌گيرد. اين حيوان يك قسمت از پشت خود را روي زمين تميز مي‌كند و در يك حركت پيوسته سمت ديگرش را تميز مي‌كند. كشش يك سوي پا و بال و ول كردن بالها، يك رفتار آرامش‌بخش را ايجاد مي‌كند.

رفتارشناسي طيور قسمت سوم

رفتار تناسلي مرغهاي خانگي:
نمونه‌هاي جلب توجه و جفت‌گيري روزانه آنها كاملاً برابر با طيور جنگلي قرمز مي‌باشد

نوع جوابهاي مرغ و خروس به يكديگر در شكل شماره 1 نشان داده شده است:

*خروس: خروسها معمولاً در بين سنين هفته 12 تا 16 به سن بلوغ جنسي مي‌رسند. هرچند اين امر با نظام مديريتي پيش زمينه‌هاي ژنتيكي تفاوت مي‌باشد، برنامه غذايي و رژيمهاي نوري اهميت زيادي را داراست. بخصوص با توجه به گرايشات مرغ امروزي . يك مطالعه رشد سريعتر مرغها را در نور سبز نشان داده شده است، اگرچه آنها زياد خورده‌اند و در نور قرمز پرورش يافته‌اند اما از ميل و هورمونهاي جنسي آنها مي‌كاهد. آواز خواندن خروس كه در بين هفته‌هاي 24 تا 68 افزايش مي‌يابد مورد مطالعه قرار گرفته است اين هيچگونه ارتباطي با توانايي طيور براي جفت‌گيري ندارد. اين نشان داده كه خروسها قدرت جلب توجه قبل از جفت‌گيري و پرخاشگري قبل از سكس را بخوبي انجام مي دهد. بهترين شيوه درجه‌بندي خروسها براي فعاليتهاي جنسي بطور گسترده‌اي بحث‌انگيز خواهد بود. يك مطالعه مي‌گويد كه تعداد جفت‌گيريها در هشت دوره مشاهده شده اما دو نكته بر اين ويژگي انتخاب شد كه هيچ تفاوتي در بين فرزندان پرورش يافته در گروههاي فردي يا گروههاي دسته جمعي مشاهده نشده است، آواز خروس به نظر نمي‌رسد كه تأثيري بر بقاء و باروري بگذارد.

موقعيتهاي تجاري در تخم‌گذاريها توسط درصد توانايي تخم‌گذاري، اندازه‌گيري شده است و توانايي جفت‌گيري خروس مي‌تواند يك تأثير متغيري را بر روي آنها (0 تا 74 درصد برخي مطالعات) بگذارد.

*تجربه جفت‌گيري قبلي براي خروس بسيار مهم است.

*خروسهاي سنگين‌تر جلب توجه كمتري مي‌كنند و نسبت به خروسهاي سبكتر كمتر جفتگيري مي‌كنند با توجه به اينكه آنها مقدار اسپرم با آتري را دارند.

*مرغها نيز اغلب براي خروسهاي جوانتر دولا مي‌شوند تا براي خروسهاي پير.

*هرچند خروسهاي طبقه بالا در آغاز با بيشتر مرغها جفت‌گيري مي‌‌كنند.

*بيشتر جفت‌گيري‌ها در حدود ساعت 4 تا 6 بعد از ظهر صورت مي‌گيرد (80درصد) كه به روشنائي زمان بستگي دارد.

*نسبتهاي مرغ و خروسها 1:5 1:10 1:12 يا 1:40 بطور برابر موفقيت‌آميز است.

*تغيير در نمونه نور، توليد اسپرم خروس را افزايش مي‌دهد اگرچه نطفه معمولي در نورهاي معمولي توليد مي‌شود.

*آب نخوردن خروسها براي 48 ساعت، توليد نطفه را براي 6 هفته كاهش مي‌دهد.

*كيفيت اسپرم نيز توسط مقدار يد (5000 p.p.m) و نوع غذاهاي مانده كاهش مي‌يابد.

*توليد اسپرم همچنين توسط درجه حرارت پايين بهبود مي‌يابد.

*درفعاليتهاي جنسي، ماليدن، هيچ تأثيري در توليد نطفه ندارد.

*خروسها در روز بين 1 تا 53 بار جفت‌گيري مي‌كنند.

*خروسها با يكديگر نگهداشته مي‌شوند و با يكديگر هم قدم مي‌زنند.

*خروسهايي كه در قفس مي‌باشد بيشتر وقتشان را به حركت كردن مي‌پردازند و ترجيح مي‌دهند كه بيشتر در عقب مرغها حركت كنند تا در كنار هم.

*خروسها در مرغداني بيشتر دعوا مي‌كنند تا جلب ‌توجه و سپس جفت‌گيري نمايند. مرغها نيز در مرغداني بيشتر از اين عمل پرهيز مي‌نمايند.

*خروس اخته:

يك خروس اخته خروسي است كه عقيم شده است، اين عمل اخته كردن توسط يك عمل جراحي با برداشتن تخمهاي تناسلي انجام مي‌شود كه از طريق ايجاد خراش در ديواره بدني بيضه مي‌باشد. امروزه اين عمل با كارگذاري هورمونهاي استروژنتيك در زير پوست گردن صورت مي‌گيرد.

اين متوقف سازي رشد تخمهاي تناسلي، باعث رشد ننمودن تاج مي‌شودكه در آنها اين ظاهر مي‌شود و هيچ عمل جنسي نيز ندارند. هرچند پيوند هورموني ممنوع مي‌باشد، در برخي كشورها با كنترل انجام مي‌شود.

*مرغ: در سيسمتهاي زندگي آزاد، مرغهاي جوان عمل جفت‌گيري را از زمان 18 هفتگي خود انجام مي‌دهند و تمام مرغها صرف‌نظر از سنشان، رفتار ويژه جفت‌گيري را 4 الي 8 روز قبل از تخم‌گذاري جديديشان از خود نشان مي‌دهند. تحقيقات اخير نشان داده است كه موفقيت‌هاي مرغ به شدت در رفتار جفت‌گيري وي تأثيرگذار مي‌باشد.

محيط، به ويژه تغذيه نمونه‌هاي نوردهي و گريشات، تأثير مهمي را بر روي بلوغ جنسي دارد.

كرچي: طول مدت زماني كه يك مرغ ، كرچ مي‌شود، بسيار متفاوت مي‌باشد و گرايشات دوره تخم‌گذاري جديد به گونه‌اي كه مخالف كرچي باشد بكار مي‌رود. بدين ترتيب، بهترين سويه مرغ كرچ، غير دو رگه‌هاي بزرگتر هستند. يك قسمت خوب درجه كرچي، دادن يك سري تخم‌مرغهاي مصنوعي به مرغ است كه مشاهده نمائيم كه او چگونه بر روي آنها مي‌نشيند و چگونه در برابر بيماريها مقاومت مي‌نمايد. نكات مفيد اصلي در مراقبت از يك مرغ كرچ عبارتند از:

*ساخت يك آشيانه از كلوخ پوك كه به مرور زمان نم‌دار شده است. سپس آن را با كاه خشك بپوشانيد.

*از بين بردن انگلهاي خارجي قبل از خوابيدن مرغ بر روي تخمها.

بگذاريد براي يك روز يا بيشتر بر روي تخمهاي مصنوعي بخوابد، سپس آنها را توسط 15-17 عدد تخم‌مرغ تعويض نمائيد. به مرغ اجازه دهيد هر روز براي خوردن، نوشيدن، حركت كردن و پاك كردن خود از لانه بيرون بيايد، از يبوست آن جلوگيري كنيد.

*اگر او لانه را ترك نكند او را بلند كنيد و مطمئن شديد كه هيچ تخم‌مرغي زير بال و پر او نيست.

*اطمينان حاصل كنيد كه او تا زماني كه جوجه‌ها سر از تخم درآوردند، روي تخم نشسته است.

*قبل از بيرون آمدن جوجه از تخم و زمان بيرون آمدن آنها از تخم، جنين پوسته‌هاي شيشه‌ايش جابجا مي‌شود، همانگونه كه در دوره فعاليتهاي قبل از متولد شدن نشان داده شده است.

جوجه‌ها سرشان را معمولاً در زير بال راستشان نگه مي‌دارند و با هر حركت اندامش، فشار مي‌آورد و سپس به حالت طبيعي‌اش برمي‌گردد. وقتي كاملاً عمل از تخم بيرون آمدن انجام شد، بدن در بالا در خلاف پوسته قرار مي‌گيرد و در طول اين عمل، نوك عمل شكستن پوسته را انجام م‌دهد. حركتهاي اندام در يك مجموعه‌اي قرار دارد كه مانند حركت عقربه ساعت عمل مي‌كند. البته در پوسته‌اش، هيچ فعاليتي در زماني كه جوجه‌ها در موقع خواب هستند صورت نمي‌گيرد.

اين عمل به سرعت با كشش بالها و خم كردن اندامهاي عقبي صورت مي‌گيرد. گردن آنها نيز مي‌تواند قبل از اينكه بتوانند بايستند، راست نگهداشته شوند.

جوجه‌ها به زودي از دوره جوجه‌ سازي خارج مي‌شوند (19 روز) و مي‌توانند مشكل از دست رفتن آب بدنشان را تحمل كنند و سپس از تخم بيرون بيايند (21روز) و مي‌توانند مشكلات پايشان را تحمل كنند. زمان بيرون آمدن آنها از تخم در بيست روز و نيم مي‌باشد كه پس از گذشت 24 ساعت آنها به آب و غذا نيازمند هستند.

درجه حرارت بدن حالت كرچ براي جوجه سازي، 30 درجه سانتيگراد است كه تا 5/19 درجه بعد از 5 هفته كاهش مي‌يابد. يك مرغ ممكن است جوجه‌هاي قوي‌اي را بين 2 تا 5 روز پس از بيرون آمدن بپذيرد البته اگر رنگ آنها بيشتر به خودش باشد، در غير اين صورت ممكن است آنها را بكشد.

*كشتن جوجه‌ها: خيلي از شيوه‌هايي براي كشتار جوجه‌ها بكار رفته‌اند، اما هيچ كدام كاملاً موفقيت‌آميز نبودند، شيوه‌هاي قابل دسترس عبارتند از:
*شكستن دستي گردن آنها
*شكستن مكانيكي گردن، گردن‌زني يا له كردن آنها با سرعتهاي بالا
*خفگي يا تقليل فشار هوا توسط جلوگيري از اكسيژن
*گاز نيتروژن يا دي‌اكسيدكربن
*كشتن با برق

*شيوه‌هاي دستي بصورت فشردن در سرعت بالا حدود 500 جوجه در دقيقه براي عملكرد ميزان بالا انجام مي‌شود، تقليل فشار هوا كارآمدتر مي‌باشد در حالي كه گاز نيتروژن و دي‌اكسيدكربن تنها 15 دقيقه براي مرگ وقت مي‌گيرد. دي‌اكسيدكربن به تنهايي به نظر مي‌رسدكه بهترين مي‌باشد كه با بي‌هوشي پس از 10 الي 15 ثانيه صورت مي‌گيرد. اين جوجه‌ها بايد براي 30 دقيقه در اتاق گاز بماند. هيچ كدام از اين شويه‌ها به نظر مي‌رسد كه ملاك‌هاي انساني براي راضي نمودن انسانهاي نگران نيست

رفتارشناسي طيور قسمت دوم

الگوي ويژه رفتار مرغ:

* حواس مرغ:

*بينايي: جنين ها در حدود 17 روزگي رشد خود، در تخم‌مرغ نسبت به نور واكنش نشان ميدهد، مرغ نمي‌تواند چشمهايش را خيلي زياد بچرخاند، اما آنها مي توانند يك ميدان ديد 300 درجه‌اي را داشته باشند البته با يك ويژگي دو چشمي 26 درجه، مرغها با تحرك و جنبش سرشان به دنبال اجسام متحرك حركت مي‌كنند. تيز بودن آنها بسيار خوب است و آنها يك ديد مسافتي خيلي خوبي را دارند. آنها معمولاً سرشان را بلند مي كنند بعد مي‌پرند. همچنين مي‌توانند بين اجسان مثلثي شكل و مربعي شكل متفاوت قائل شوند و نقاط قرمز و سياه را درك كنند و مطالعات نشان مي‌دهد كه جوجه‌هايي كه از تخم بيرون مي‌آيند ترجيح مي‌دهند كه اجسام آبي را نوك بزنند تا اجسام سبز و يا نارنجي را همچنين نارنجي را به سبز و سبز را به قرمز ترجيح مي‌دهند. جوجه‌ها نيز تفاوت آب قرمز شده و خون را خوب مي‌فهمند و عكس‌العمل تنفرآميزي را نسبت به خون نشان مي‌دهند. جوجه‌ها به سرعت ياد مي‌گيرند كه از غذاي رنگ شده كه باعث مريضي‌شان مي‌گردد پرهيز كنند و ترجيح مي‌دهند زمين را نوك بزنند تا اجسام سخت را.

*بويايي: اطلاعات مستند كمي درباره اين امر وجود دارد. اما اين نظريه ارائه شده است كه مرغها مي توانند بوي خون را نيز بفهمند.

*شنوايي: مرغها لاله گوش ندارند اما داراي قواي شنوايي بالايي مي‌باشند. صداهايي كه توسط مرغ توليد مي‌شود مثل (قدقد مرغ كوچ) 250 تا حدود 3000 صدا مي‌باشد، مطالعات نشان داده‌اند كه آنها قادر به شنيدن مجموعه 8000 صدا مي‌باشند. تحقيقات نيز نشان داده‌اند كه شنوايي در مرغها بين 815 تا 2000 Hz مي‌باشد و فركانس‌هاي بين 950 تا 1160 Hzرا با حساسيت بالا مي‌شنوند.

*چشايي: مرغها در حدود 340 جوانه چشايي را در حس چشاييشان در مجاري گفتاريشان دارند. آنها تقريباً به شيريني بي‌اهميت هستند، اما مقدار گلوكز بالاي 5/2 درصد در محلول را قادر به شناسايي مي‌باشد. آنها مقداري از مزه‌هاي اسيدي و قليايي را ميتوانند تحمل كنند و آنها به اين مواد حساس هستند. آنها مي توانند دماهاي مختلف آب را از 8/2 درجه حس كنند. مرغها آبي كه دماي آن 5/5 درجه بيش از دماي بدنشان باشد را پس مي‌زنند و ممكن است از آب يخ بنوشد.

*لامسه: نوازش كردن، چرخاندن و بالا و پايين بردن ممكن است او را براي دوره‌هاي زماني خاص، از حركت كردن باز دارد. در اين باب اگرچه آنها كاملاً هوشيار به محيط اطرافشان هستند، آنها مي‌توانند شرطي و يا ملاحظه كار نسبت به انسانها يا ديگر چيزهايي كه آنها را مي‌ترساند، بشود. بعد از بازگشت آنها به حالت عادي‌ ترس كمتري را به چيزهاي شرطي شده نشان مي‌دهند.

ماليدن پشت مرغ اغلب باعث جوابي مانند دولا شدن سكسي مي‌شود،‌ مخصوصاً اگر اين مرغ درجه اجتماعي پاييني باشد.

*توانايي‌هاي آموزشي: مرغها خيلي زود عملهاي كشيدن، نوك زدن، خاراندن را مي‌آموزند. فعاليتهاي طبيعي عمده آنها اين معنا را مي‌رساند كه آنها مي‌خواهند و در يك مدت زمان طولاني وظايف خود را انجام دهند، مرغها توانائيهاي محدودي را براي نتيجه گرفتن دارند. آنها به آن توانايي خود مي‌چسبند اما تمايلي به هدفشان نشان نمي‌دهند. آنها در تشخيص‌هاي بينايي بسيار خوب هستند. انعطاف‌پذيري محدود آنها ممكن است يك فرصتي در شرايط تمركز باشد كه آنها را خسته نخواهد كرد و به سرعت يك گونه از حيوانات مانند خوك، مي‌توانند نتيجه كامل بگيرد، در آزمايشات مختلف، مرغها بعد از انسان، خوك، سگ، بز و قبل از خرگوش، موش، گربه و لاك‌پشت‌ در درجه‌بندي قرار مي‌گيرند.

رفتارشناسي طيور قسمت اول

رفتار طيور
سيسمتهاي مديريتي صنعتي براي انتشار گسترده توليدات تخم‌مرغ و مرغهاي گوشتي آغاز بكار كرده است، تنوع محيط طبيعي‌ حيوانات بيشتر در طيور خانگي مي‌باشد تا در مورد حيوانات اهلي ديگر، با وجود اين از ابتداي تاريخ مرغها را در يك فضايي كوچك نگهداري مي‌كردند كه البته اين در فرهنگستان نيز وجود دارد.

شرح رفتار:
يك مرغ، بيمناك و خجالتي مي‌باشد و داراي توانايي و انعطاف‌پذيري محدود مي باشد هرچند داراي قدرت خوب بينايي مي‌ باشد. اين امر در يك زيستگاه جنگلي خيزراني (جنگل بامبو) (ني‌‌اي) توسعه يافته است و اين رفتارش در برابر موقعيتش مناسب مي‌باشد. همچنين ميل به پرواز هم ندارد. او از مكان زميني براي خوردن و لانه‌سازي استفاده مي‌كند و يك مكان عمودي را براي آشيان كردن و آواز خواندن (قوقولي‌كردن خروس) در طول چرخه روزانه فعاليتش استفاده مي‌كند. نوك زدن و پنجه كشيدن از خصوصيات ويژه او مي‌باشد كه در محيط‌اش انجام مي‌دهد كه شامل پر و بالش هم مي‌شود.

رفتار اجتماعي پيچيده‌شان شامل واكنشهايي است كه در حركتهاي سريع در قسمت سرش مشاهده مي‌شود. البته اين زماني است كه به ديگر مرغها نزديك مي‌شود و اين واكنش مبني بر فرم بدن و فعاليتهاي زياد وي مي‌شود. همچنين از سيستم صداي خود زماني كه ديگر طيور از وي دور و يا مخفي هستند استفاده مي‌كند.

به نظر يك پرورش‌دهده فصلي، مرغ نسبت به لانه‌سازي‌اش مرموز عمل مي‌كند، او در يك چرخه 26 ساعته قادر است تخم‌گذاري كند و سپس روي آنها بخوابد. وظيفه خروس نيز مراقبت از مرغ از زمان نوك زدن تا دوره تخم‌گذاري مي‌باشد،‌ اغلب هم در حال جفت‌گيري با مرغ است. جوجه‌ها هم به سرعت رشد مي‌كنند و به زودي خودشان تبديل به مادر مي‌شوند. آنها با مادرشان حركت مي‌كنند، غذا ميخورند و سپس مادر بر روي تخمهاي ديگر مي‌خوابد. اين امر يك جريان روزانه را براي تخم‌گذاري، شامل مي‌شود اين گروه با يكديگر مي‌مانند حتي براي چند هفته‌اي كه مادر آنها را ترك مي‌كند و سپس به آشيانه خود باز مي‌گردد.

طيور جنگلي و مرغهاي غير اهلي:
مرغهاي امروزي نسبت به طيور جنگلي به خاطر خانگي بودنشان پيشرفته‌تر هستند و داراي تفاوتهايي در وزن، خشونت، فعاليت نوك زدن، ‌حركات پا، تفاهم اجتماعي بخصوص رنگها مي‌باشند. در زمانهاي قديم، مثلاً در زمان امپراطوري روم، محصولات گوشتي و تخم‌مرغ توسط سيستم‌‌هايي كه شبيه به عملكردهاي امروزي مي‌باشد پيشرفته بود.

مطالعات رفتار طيور جنگلي وحشي جنوب شرق آسيا نسبت به پرندگان بيشتر است. فعاليتهاي دوره‌اي روزانه از قبيل، به آشيانه رفتن، غذا خوردن، نوشيدن و نوك زدن با صفت همه چيزخواري و نمونه‌هاي حركت مرموزانه و همراه با احتياط (ترس)، مي‌باشد. مرغها در پيوند با خروسها نسبت به يكديگر؛ قلمرو مرغها حدود 1 هكتار (خروس) و قلمرو خروسها 5 هكتار (مرغ) مي‌باشد.

مطالعاتي كه در طي مدت زمان 100 سال بر روي مرغ‌هاي غير اهلي، انجام گرفته نتايج ذكر شده را داشته است.

* لانه‌هاي رايج مرغها در حدود 60 متر جدا (با 6-30 آشيانه مرغي و يك آشيانه حرمسرايي) يا (و همراه 6 تا 30 پرنده در يك حريم مي‌خوابند.)
* مقدار خواندن (خروسها) به وضعيت بيشترين سر و صداي (قوقولي قوقول) (خروسهاي) زير دست بستگي دارد. خروس حاكم نيز يك نقش يك بازدارنده از دعوا را در بين مرغهاي گروهش ايفا مي‌كند.
* اين مرغها در حدود 45 متري آب لانه مي‌سازند، اما مرغ كرچ تنها يك زمان كوتاهي را در روز، لانه خود را ترك مي‌نمايد.
* مرغ كرچ و جوجه‌هايش در برابر مرغهايي كه تهديدشان مي‌كنند از خودشان مراقبت مي‌كنند.
* جوجه‌ها همراه مادرشان، لانه را ترك مي‌كنند. در هفته دهم الي دوزادهم وقتي كه پردار شدند، زمان راندنشان از خانه فرا مي‌رسد.
* جوجه‌ها در ابتدا جلوي مرغ حركت مي‌كنند اما بعد از مدتي پشت سر او حركت مي‌كنند.
* در هفته‌هاي 16 الي 18 نمونه‌هاي رفتاري جوابي آغاز مي‌شود.

مرغ رفتار قوي مادرانه‌اش را به جوجه‌هاي از تخم بيرون آمده‌اش نشان مي‌دهد، در حدود 3 كيلومتر در روز آنها قدم مي‌زنند و حدود 24 درصد از وقتش را در كنار آنها مي‌گذراند. فعاليت روزانه آنها شانزده ساعت طول مي كشد و رفتارهاي ويژه آنها شامل تغذيه، نوك زدن و خراش دادن زمين مي‌باشد. وي همچنين از دعواي بين جوجه ‌هاي خود جلويري مي‌نمايد. اهميت نقش خروس در سازمان دادن يك حرمسرا و جلوگيري از دعواي بين مرغها مي‌باشد كه نشان داده شده است و اخيراً در تحقيقات تأئيد شده است. اين انتقال مرغ كرچ و نگداري از آن، صورتهاي كليدي پرورش طيور امروزي ست.

خيره شدن در پرندگان

پرندگان خيره شدن انسان ها را تشخيص و نسبت به آن واكنش نشان مي دهند همچنين شكارچياني كه قبل از شكار به آنها خيره مي شوند يك نشانه خطر براي آنها محسوب مي شود.

به گزارش پايگاه خبري ساینس دیلی در انسان ها ، چشم ها به عنوان پنجره اي رو به طبيعت شناخته شده و احساسات و مفاهيم را مي رسانند تحقيقات جديد براي نخستين بار ثابت كرده كه پرندگان به خيره شدن چشم هاي انسان ها پاسخ مي دهند.

بنابر اين گزارش،شكارچيان تمايل دارند به شكارچيان هنگام حمله نگاه كنند بنابر اين خيره شدن مستقيم خطر قريب الوقوعي را پيش بيني مي كند استارلينگ ها از غذاهايي كه انسان ها به آن نگاه مي كنند پرهيز مي دارند اما اگر شخص نزديك باشد اما چشم هايش را برگرداند پرنده دوباره غذا خوردن را از سر خواهد گرفت و زودتر و بيشتر غذا خواهد خورد.

رفتارشناسي سگ ها - قسمت چهارم

3-2 زبان
با وجود آنكه برخي از سگها ممكن است بسيار باهوش باشند،‌ ولي آنها قادر به انجام بعضي كارهاي بسيار پيچيده ذهني مانند نمادسازي30 يا آبستراسيون پيشرفته نمي‌باشند. براي مثال سگها قادر به فهميدن زبان با درك متداولي كه از لغات وجود دارد نمي‌باشند. آنها مي‌توانند براي مثال معني كلمه «قدم‌زني» را به صورت يك ايده يا انتظار خاصي تداعي كنند ولي هيچ تصويري از صرف و نحو نمي‌توانند داشته باشند. اين حيوانات نمي‌توانند بياموزند كه تركيبات متفاوت واژگان مشابه معاني جديدي توليد مي‌كند. براي مثال يك سگ ممكن است معني بنشين، غذا و... را درك كند ولي ياد گرفتن مفهوم اين دو فرمان به اين معني نمي‌باشد كه عبارت «بنشين سر غذا» را نيز درك كنند. در نتيجه سگها هرگز چيزي بيشتر از قسمت‌هاي كوچكي از گفته‌هاي صاحبش را درك نمي‌كند. علت اينكه بعضي از صاحبان احساس مي‌كنند كه سگشان آنها را درك مي‌كنند اين است كه سگها ارتباط غير كلامي مانند حالت صورت، اشارات و حركات سر و صورت و تُن صدا را خيلي خوب درك مي‌كنند (به فصل 4 رجوع شود) و به خوبي قادر به پيش‌بيني حركات و تفسير ايما و اشاره‌‌هاي صاحب خود مي‌باشند.

در ارتباط با همين موضوع، با وجود توانايي آشكار سگها در ضبط خاطرات گذشته و ساختن چشم‌انداز آينده، به هيچ عنوان نمي‌توانند با گذشته يا آينده ارتباط برقرار كنند. انسانها قادرند بوسيله زبان در طول زمان به عقب و جلو حركت كنند ولي در سگها زبان وجود ندارد. مشكلات رفتاري مانند دزديدن غذا و جويدن و گاز گرفتن اشياء كه در هنگام عدم حضور صاحب سگ رخ مي‌دهد را مي‌توان به اين موضوع مربوط دانست، در اين مواقع نه فرمان صاحب دام مبني بر نخوردن سوسيس‌ها قبل از ترك اتاق در جلوگيري از اين عمل تأثيري دارد و نه تنبيه حيوان پس از بازگشت صاحبش و مواجهه با سوسيس‌هاي خورده شده؛ در هر دوي اين موارد عمل صاحب سگ از نظر زماني با زمان وقوع تخلف حيوان فاصله زيادي دارد و تأثيري روي آن نخواهد داشت.
4-2 درك مسائل اخلاقي

يكي ديگر از نكاتي كه هنگام بررسي مشكلات رفتاري بايد در نظر داشت اين است كه سگها توانايي درك مسائل اخلاقي را ندارند: براي آنها خوب و بد تفاوتي ندارد. خيلي اوقات مشكلات رفتاري كه در سگها بوجود مي‌آيد نه تنها براي صاحبانشان دردسرساز است بلكه گاهي اهانت‌آميز هم تلقي مي‌شود و موجبات دلسردي آنها از حيوانشان را فراهم مي‌آورد به همين دليل اين مشكلات بدتر هم مي‌شوند و توسعه مي‌يابند. آنها بخصوص پس از ديدن رفتارهاي فرمانبردارانه و حاكي از ترس حيوان كه پس از انجام كار اشتباه ديده مي‌شود، عقيده پيدا مي‌كنند كه حيوان مي‌داند فلان كار اشتباه است ولي انجام مي دهد. صاحب حيوان اغلب اين قبيل رفتارهاي حيوان را نشانه شرمندگي آن مي‌داند. در حاليكه در حقيقت اين رفتارها يك ترس ساده از تنبيه شدن مي‌باشد و هيچ ردپايي از درك اخلاقي در آنها وجود ندارد. اين تفسيرهاي اشتباه بخصوص باعث پيچيده‌تر شدن مشكلات رفتاري مخربي كه هنگام عدم حضور صاحب سگ رخ مي‌دهد، مي‌شود. صاحب سگ وقتي به خانه باز مي‌گردد مي‌بيند فرش جويده شده است و سگ او با حالتي مطيع و دلواپس چمپاتمه زده يا پاورچين پاورچين به گوشه‌اي مي‌گريزد، علاوه بر ناراحتي براي فرش با خود مي‌انديشد كه «اين سگ مي‌داند كه انجام اين كار اشتباه است: ببين چه قيافه خطاكاري به خود گرفته است. او حتماً اين كار را براي جلب توجه يا به تلافي بيرون رفتن من انجام داده است». بسته به خلق و خوي فرد، صاحب حيوان ممكن است با آن برخوردي خشن داشته باشد تا به او بفهماند انجام چنين خطايي بدون مجازات نخواهد بود يا آنكه حيوان را مورد مهر و محبت بيش از حد خود قرار دهد كه احساس فراموش‌شدگي در او شكل نگيرد. هر كدام از تدابير گفته شده ممكن است به جاي بهبود اوضاع آنرا بدتر كند(به بخش 7-10 مراجعه شود).
5-2 پيروي از قانون

سگها قدرت پيروي و گردن نهادن با قانون (به معني كلمه) را ندارند. سگها ممكن است تنها به اين دليل كه عادت پياده‌روي در پياده‌رو در آنها شكل گرفته شده است، خيلي اطمينان بخش كنار صاحب خود در پياده‌رو قدم بزنند ولي ندانند كه نبايد وسط خيابان بروند. بنابراين ممكن است سگي از 100 بار 99 بار در پياده‌رو بدون اينكه وارد خيابان بشود، به آرامي قدم بزند ولي بار صدم تحت‌تأثير يك محرك قوي مانند ديدن گربه‌اي در آن دست خيابان ناگهان به وسط خيابان بدود. عدم توانايي سگها در آموختن قانون (آنچنان كه انسان‌ها مي‌آموزند) در فرايند آموزش آنها به خوبي انعكاس دارد. بيشتر قوانيني كه انسانها مي‌آموزند از طريق تجربه‌هاي شخصي (مانند: به علت بسته بودن مغازه‌ها، پنجشنبه‌ها زود تعطيل مي‌شود) يا از طريق آموختن از گفته ديگران (براي خريد نان بايد در صف ايستاد) حاصل مي‌شود، با يكبار آموختن يك قانون، انسانها قادرند از موقعيتي كه از درستي آن مطمئن نيستند براي هميشه به موقعيتي كه همواره (بر اساس آن قانون) درست است تغيير وضعيت بدهند و آن قانون را در شرايط مشابه به كار گيرند. يكبار كه بياموزيم براي خريد نان بايد در صف ايستاد هرگاه كه به نانوايي برويم در صف خواهيم ايستاد، ولي (سازوكار) آموختن در سگها مشخصاً فاقد چنين تغييراتي است و رشد اين فرايند در آنها كند و مرحله به مرحله است. به عبارت ديگر از «انجام اشتباه» در بيشتر اوقات، بايد آهسته آهسته، بهتر و بهتر شود تا به «انجام درست» در بيشتر اوقات رسيد.

از اين موضوع مي‌توان براي تربيت سگ و جلوگيري از مشكلات رفتاري آنها سود برد. صاحبان سگ نبايد با يك بار آموختن پاسخي، فكر كنند كه سگشان آنرا براي هميشه ياد گرفته است(مانند ماندن در باغ يا راه رفتن در پياده‌رو). بلكه همواره بايد به خاطر داشته باشند كه يك شرايط و موقعيت خاص مي‌تواند منجر به لغزش و اشتباه حيوان بشود. گاه در مورد انسانها گفته مي‌شود كه بيشتر آموخته‌هاي ما از اشتباهات ما منشاء مي‌گيرند. زيرا كه اين اشتباهات ما را در شناخت قوانين و استفاده آنها در آينده كمك مي‌كنند، ولي به نظر مي‌رسد كه اين مسئله زياد در مورد سگها صادق نيست. اغلب وقتي سگي كاري را درست انجام بدهد، احتمال تكرار آن در آينده بيشتر خواهد بود. بنابراين از شرايطي كه باعث رفتار اشتباه سگ مي‌شود بايد اجتناب كرد.

منابع جهت مطالعه بيشتر:WALKER‚S(1983). Animal Thought. Routledge and Kegan Paul, London.

15-maze
16 -B.F.Skinner
17 –hard-core Learning theory
18 –mechanisticماده‌گرايي افزارگاني، مطابق با عقايد اين باور تمام پديده‌هاي جهاني و حتي حيات را مي‌توان از راه بررسي ماده و تحرك ماده طبق قوانين طبيعي توجيه كرد.=
19 -(Skinnerian model)
20 –associative learningاصلي كه به موجب آن افكار، عواطف و حركات چنان به هم مربوط مي‌شوند كه به توالي در ذهن پديدار مي‌گردند.=
21 -Pavlov’s dogs
22 -(Mackintash,1974).
23 –delyed response
24 –Beritoff,1971
25 –Scott and Fuller,1971
26 –beagles dogs
27 –spatial tasks
28 –basenjis dogs
29 –manipulatng tasks
30 -Symblistion
ترجمه: دكتر داريوش سعادتي
منبع: رفتارشناسي سگ از انتشارات جامعه دامپزشكي حيوانات كوچك انگلستان

رفتارشناسي سگ ها - قسمت سوم

فصل دوم:
2-1 ماهيت فرايند تفكر

در خانواده‌هايي كه از سگي دوست داشتني و وفادار نگهداري مي‌كنند، به راحتي اين فرضيه كه سگ‌ها مانند انسان‌ها مي‌انديشند مانند يك رفتار عادي شكل مي‌گيرد.

از نظر بسياري محققين و پژوهشگران ذهن، براي مطالعه و فهم عملكرد ذهن ساير حيوانات، انسان شناخته شده‌ترين و مناسب‌ترين مدل مي‌باشد و بلطبع استفاده از آن بسيار طبيعي به نظر مي‌رسد، ولي استفاده از اين مدل اغلب مشكلات و خطاهايي را در پي دارد و چه بسا موجب بغرنج‌تر شدن تفسير اطلاعات غلط بدست آمده بشود، به طوريكه اين مسئله خود مي‌تواند مشكلي بر مشكلات موجود بيفزايد.

از طرفي ديگر روانشناسان در طول نيم قرن گذشته ديدگاه سخت‌گيرانه‌تري نسبت به اين مسئله داشته‌اند و براي حيوانات هيچگونه پروسه فكري‌اي قائل نشده‌اند. به علت اين طرز تفكر، در آزمايشهاي اين محققين تنها رفتارها اندازه‌گيري مي‌شود(براي مثال شمارش تعداد گردش به چپ يا راست يك موش رات در يك هزارتو15 يا اندازه‌گيري مقدار غذاي خوشمزه خورده شده). شديدترين شكل اين رويكرد توسط اسكينر16 ارائه شده است. طبق نظرات او اتفاقات درون يك موجود زنده بي‌اهميت بوده و توجه به آن بي‌فايده مي‌باشد. بنابراين نگرش او به موجودات زنده بسيار ساده بود و آنها را مانند يك جعبه خالي فرض مي‌كرد و تنها به جمع‌آوري اطلاعات ورودي و خروجي و محاسبه ارتباط ميان آنها اكتفا مي نمود. نتايجي كه اسكينر و همكارانش بدست آوردند بسيار موفقيت‌آميز بود و منجر به شكل‌گيري نظريه آموزشي «تمام و كمال»17 شد. اين نظريه امروزه تبديل به مجموعه قوانيني شده است كه بوسيله آنها ارتباط ميان ورودي اطلاعات (محرك) و خروجي اطلاعات (پاسخ) تفسير مي‌شود و بهترين شرايط مناسب براي آموزش محاسبه مي‌شود. قوانين ذكر شده از ديدگاه مدرن شايد بسيار مكانيستيك18 به نظر برسد، ولي بايد توجه داشت كه با تمام محدوديت‌ها و نارسايي‌هايي كه در اين نظريه وجود دارد، استفاده از آن در آموزش انسانها به ويژه معلولين بسيار ثمربخش بوده است. در تربيت حيوانات هم نتايج مطلوبي از اين روش بدست آمده است و به دنبال استفاده از روش اسكينري 19براي آموزش بايدها و نبايدها به حيوانات (وبه ويژه سگ‌ها) نتايج مؤثري بدست آمده است. در فصل بعدي به جزئيات بيشتري از اين قوانين خواهيم پرداخت.

از آنجا كه نتايج اين روش آموزشي بسيار موفقيت‌آميز بوده است، اين سئوال كه «در ذهن حيوانات چه مي گذرد؟» تقريباً مورد غفلت قرار گرفته است. اين موضوع امروزه اينگونه مورد پذيرش قرار گرفته است كه در حيوانات رده‌هاي پايين‌تر از پريمات‌ها پاسخ‌ها به طور خودبخودي و غيرآگاهانه انجام مي‌شوند و بر اساس آموختن مبتني بر تداعي معاني20، اين پاسخ‌ها برمبناي عادت صورت مي‌گيرد و از تجربيات گذشته نشأت گرفته است. نقش آگاهي در اين پاسخ‌ها مانند راننده اتومبيلي است كه بدون تفكر به مقصد مي‌رسد و هيچ نظري در مورد اينكه چگونه به آنجا رسيده است ندارد. به همين ترتيب، اين امر به بياني ديگر در سگهاي نژاد پاولوف21 اثبات شده است. اين سگها پس از آنكه مدتي همراه غذا چند نوبت صداي زنگي را مي‌شنيدند، رفته رفته عادت كردند كه با شنيدن صداي زنگ بزاق ترشح كنند. ترشح بزاق در اين سگها به طور ناخودآگاه و خودبخود انجام مي‌شود و هيچ فرضيه و انتظار خاصي مانند «صداي زنگ يعني غذا» در آنها شكل نگرفته است.

به دنبال تحقيقات اخير روي Learning theory traditional، نتايجي بدست آمده كه آنها را تنها در صورتي مي‌توان تفسير كرد كه از پيش پذيرفته باشيم حيوانات در شرايط مختلف به هر حال انتظارات و پيش فرض‌هايي براي خود مي سازند22بر اساس شواهد و مدارك موجود حيوانات و به ويژه سگها تنها به طور خود به خود و كاملاً ناآگاهانه، به محرك‌ها پاسخ نمي‌دهند. يك نمونه آزمايشي كه انجام آن تنها به صورت پاسخ خود به خود به محرك امكان‌پذير نمي‌باشد «پاسخ تأخيري»23 مي‌باشد كه در آن جايزه‌اي را زير فنجان‌هاي مشابه يا ظروف هم شكل پنهان كرده و پس از گذشتن زماني معين به حيوان اجازه داده مي‌شود تا يكي از ظروف را انتخاب كند. بريتوف در سال 241971 نشان داد كه سگها قادرند اين آزمايش را با فاصله زماني 5/1 ساعت، حتي اگر در اين فاصله خوابيده باشند، به خوبي انجام دهند. همچنين در گرگها نشان داده شده است كه آنها طرحي ذهني از قلمرو خود دارند و قادرند از محلي به محل ديگر مسير خود را از كوتاه‌ترين راه انتخاب كنند، بي‌آنكه نياز باشد قبلاً آن راه را طي كرده باشند.

صاحبان و تربيت كنندگان سگ معمولاً مي‌توانند مثالهاي مشابه بسياري ارائه كنند كه به نوعي تأئيد كننده اين موضوع باشد. بهترين نتيجه‌اي كه از اين بحث مي‌توان گرفت اين است كه:

روش آموزش مبتني بر تداعي معاني، با وجود آنكه به نوعي مفيد بوده و قادر است در بسياري شرايط رفتارهاي سگها را پيش‌بيني و كنترل كند، ممكن است ذهن را بيش از حد ساده در نظر گرفته باشد و در مورد پيچيدگي‌هاي ذهني سگها به درستي مصداق نداشته باشد.
2-2 هوش

تفاوت بهره هوشي سگها با هم مسئله جالبي است كه در ميان صاحبان و پرورش دهندگان سگ علاقمندان بسياري دارد. اسكات و فولر25 در سال 1965 آزمايش‌هاي متعددي را روي توله‌هاي چند نژاد براي آزمايش توانايي ذهني آنها انجام دادند.

آنها دريافتند كه بعضي نژادها در آزمايش‌هاي خاصي بهتر از ديگران عمل مي‌كنند. براي مثال نژاد بيگل26 در آزمايش‌هاي فضايي و مكاني27 بهتر عمل مي‌كنند. در حاليكه نژاد باسنجي28 در آزمايش‌هاي عملي و مهارتي29 از ديگران بهترند. اين محققين به اين نتيجه رسيدند كه توانايي خاصي را نمي‌توان به عنوان معيار براي هوش سگها معرفي كرد زيرا كه انجام هر آزمايشي نياز به توانايي خاص خودش دارد. با اين حال اين نتيجه‌گيري عاقلانه با وجود هماهنگي با عقايد رفتارشناسان آن دوران، خيلي منطقي به نظر نمي‌رسد. به طور سنتي، سنجش هوش انسان به وسيله تعدادي آزمون هوش انجام مي‌شود. كارايي هر كدام از اين آزمون‌ها مي‌توانند توسط عوامل اختصاصي مختلفي مانند اضطراب يا چابكي و مهارت فردي تحت تأثير قرار بگيرد ولي با اين حال كارايي تمام آنها تحت تأثير عوامل كلي هوش قرار دارد. در اين آزمون‌ها با حساب كردن امتيازات بدست آمده هوش را تخمين مي‌زنند، به نظر مي‌رسد به همين روش بتوان مجموعه‌اي از آزمون‌هاي هوش مخصوص سگها طراحي كرد و بوسيله آن طبقه‌بندي سگها بر اساس هوش فردي ممكن شود به هر حال همانطور كه پيش از اين به آن اشاره شد، براي تشخيص و درمان مشكلات رفتاري سگها شناخت محدوديت‌ها شايد از شناخت محدوده هوش آنها مهمتر و ضروري‌تر باشد.

رفتارشناسي سگ ها - قسمت دوم

تاريخچه روانشناسي ناهنجاري‌هاي گوشتخواران
در حدود 20 سال پيش (دانشمندان) دريافتند كه با روشهاي عملي و نظري علوم مختلف روانشناسي مي‌توان به شيوه‌اي براي درمان اختلالات رفتاري حيوانات دست يافت. در اين رابطه نظريه‌ها و آزمايش‌هاي بسياري در طول 20 سال اخير مورد پژوهش قرار گرفته‌اند ولي تاكنون ارتباط آنها با صاحبان حيوانات خانگي كشف نشده است.

بيشتر تحقيقات مفيد صورت گرفته با استفاده از نظريه آموزش بوده است. اين نظريه مجموعه‌اي از روشهاي واقعاً متفاوتي مي‌باشد كه همگي تجربي بوده و هدفش تشريح چگونگي آموزش و بدست آوردن الگوهاي رفتاري در موجودات زنده از جمله انسان مي‌باشد. روانشناساني كه در دهه‌هاي 1940 و 1950 روي اين زمينه كار مي‌كردند به دنبال اثبات اعتباري همانند علوم فيزيكي براي روانشناسي به عنوان يك علم بودند. آنها اعتقاد داشتند كه مطالعه روي نكات قابل لمس و مشاهده داده‌هاي سخت (hard data)، بيشترين اهميت را دارد و فرايند تفكر و ذهن را چون غير قابل اندازه‌گيري و قياس بود، امري پيچيده مي‌دانستند و بنابراين خود را تنها به مطالعه روي رفتارها و كنش‌ها محدود ساختند. با در نظر گرفتن اين عقيده محققيني كه زمينه تحقيقاتشان روي حيوانات است امتيازات بيشتري نسبت به محققين انساني دارند. رفتارهاي حيوانات روي همرفته از پيچيدگي كمتري برخوردار است و آسانتر مي‌توان بر جنبه‌هاي مختلف زندگي آنها نظارت و كنترل داشت. به اين ترتيب هزاران حيوان از گونه‌هاي مختلف تحت انجام آزمايشهاي گوناگون آموزش و يادگيري (Learning experiment) قرار گرفتند كه احتمالاً پر كاربردترين آنها سگ‌هاي پاولوف6 كبوترهاي نگهداري شده در قفس‌هاي اسكينر7 و رت‌هاي نگهداري شده در هزار تو8 بوده‌اند.

حداقل ميزان زجر و ناملايمتي وارد شده به اين حيوانات و اخلاقي بودن اين آزمايشها، كه شامل تعدادي از آزمايشهاي اين كتاب هم مي‌شود، مشخص نمي‌باشد و قابل ذكر نيست. با اين حال بي‌توجه بودن و انكار نتايج بدست آمده از اين آزمايشها تنها به همين دليل كاري احمقانه است. به ويژه اينكه حاصل اين آزمايشها امروزه براي زندگي حيوانات بسيار سودمند بوده است.

اين بخش از نظريه (يادگيري) كه بر مبناي تحقيق روي حيوانات شكل گرفت. از همان ابتداي شكل‌گيري، در حوزه‌هاي (روانشناسي) انساني كاربرد بسياري پيدا كرد و در دهه 1950 ارتباط آن در درمان تعدادي از ناهنجاري‌هاي رواني در دستور كار قرار گرفت و اين موضوع در درمان بعضي بيماري‌ها مورد پذيرش قرار گرفت؛ اگر بيماران رواني بتوانند بياموزند كه خود را درگير رفتارهاي غيرطبيعي خود نسازند و به صرف همين واقعيت ماهيتاً درمان آنها ممكن خواهد بود. اگر يك بيمار گذر هراس9 بتواند بياموزد كه از خانه خارج شود و به بيرون برود يا به فردي مبدل پوش10 بتوان آموخت كه لباس‌هاي زنانه بر تن نكند احتمال درمان بيماري آنها بالا خواهد بود و به اين ترتيب با درمان نشانه‌ها اختلال درمان خواهند شد. عملكرد رفتار درماني كه خود مجموعه‌اي از روشهاي درماني بر پايه اين نظريه است در درمان بسياري از ناراحتي‌هاي رواني كه تا آن موقع درماني نداشتند بسيار موفقيت‌آميز بود و شايد بيشتر اختلالاتي كه با استفاده از اين روش درمان شد ترس‌هاي مونوسيمپتوماتيك (يعني ترس از چيزهايي تقريباً خاص يا موقعيت‌هاي مشخص مثل ترس از عنكبوت يا پرواز با هواپيما) در بيماراني كه از نظر ساير ويژگي‌هاي شخصيتي سالم هستند، باشد. ادامه اين موفقيت‌ها در دهه 1960 موجي از تشويق‌ها و حمايت‌ها را براي اين روش درماني در پي داشت ولي ادامه اين كار در پي كشف فرايندهاي ذهني بيماران توسط (روان) درمانگران در دهه 1970 كاهش يافت. در فرايند ذهني، توانايي بيمار به بازتاب و واكنش به اعمال خود به صورت سمبول‌سازي و استفاده از چيزي به عنوان نماد چيزي ديگر، اغلب موجب بي‌اطلاعي آنها نسبت به معني كارهاي قابل مشاهده خودشان مي‌شود. بنابراين يك بيمار گذر هراس ممكن است نسبت به چيزهايي مانند خيابان و فضاهاي باز، بيشتر از تنهايي و ساختارهايي كه نماينده اين چيزها هستند بترسد. به همين ترتيب بيماري در يك فرد مبدل پوش متمايل به لباس‌هاي زنانه ممكن است به شكل اختلال در ايجاد ارتباط با ساير انسانها بروز كند.

همزمان در همين دوران رفتارشناسان حيوانات مستقلاً به كاربردهاي بلقوه رفتار درماني در گونه‌هايي كه اين عمل براي اولين در آنها اجرا شد پي بردند و همانطور كه انتظار مي‌رفت اين روش در حيوانات بيشتر از انسان‌ها اجرا شد و توسعه يافت.

فرايند شناخت در حيوانات نسبت به انسانها پيچيدگي كمتري دارد. فكر آنها مشغول اتفاقات گذشته نمي‌شود و دغدغه آينده ندارند و از همه مهمتر آنها فاقد تفكر سمبوليك هستند.

فرايند شناختي حيوانات بيشتر تحت تأثير شرايط و زمان حال است. بنابراين اگر سگي از چيزي هراس (fear) دارد بايد نوع آن مشخص شود، مثلاً صداي تفنگ، يا اگر سگي رفتار جنسي غير متعارف دارد، نوع رفتار بايد مشخص شود. براي مثال پريدن روي كوسن كاناپه و مبلمان. حسن اين مسئله آن است كه در حيوانات اين عوارض تنها ناشي از يك پاسخ اكتسابي و آموخته شده در برابر يك محرك ناشناخته است و برخورد با آن نسبتاً آسانتر از بيماري‌هاي انسان است، در انسان اين رفتارها ‌مي‌تواند علائم يك ترس ريشه‌دار و گسترده‌تر باشد يا ريشه در اختلالات شخصيتي عميق داشته باشد.

شاخه ديگري روانشناسي كه براي درمان اختلالات رفتاري حيوانات استفاده شده است، رفتارشناسي يا اتولوژي مي‌باشد.

در اين علم درباره رفتارهاي آموخته شده يا فراموش شده مطالعه مي‌شود. اين علم در دهه 1940 توسط دانشمنداني چون لورنز و تينبرگن11 گسترش يافت. شنكل12 در سال 1947 با استفاده از چارچوب علم اتولوژي به عنوان مرجع، مطالعات خود را بر روي نزديك‌ترين خويشاوند سگها در طبيعت يعني گرگها آغاز كرد ولي در دهه 1970 بود كه ارزش‌هاي اين علم براي استفاده در حيوانات خانگي مورد توجه قرار گرفت.

روانشناسي رشد مطالعه چگونگي رشد انسانها و حيوانات و تغييرات ذهني و رفتاري آنها در طول زندگي، يكي ديگر از علومي است كه امروزه بسيار مورد تأئيد قرار گرفته است. مشهورترين محققيني كه در اين زمينه كار كرده‌اند اسكات و فولر13 در دهه 1940 و فوكس14 در دهه 1950 مي‌باشند. اين دانشمندان روي رشد فيزيولوژيك توله سگها و راه تأثير محيط روي آنها كار كردند. اگرچه نتايج كار آنها مانند نظريه آموزش و اتولوژي در درمان مشكلات رفتاري مفيد نبوده است، ولي اين نتايج در توصيف علل مستعد بودن بعضي سگها به مشكلات رفتاري بسيار مفيد بود؛ كه براي افرادي مانند پرورش دهندگان سگ كه در موقعيتي هستند كه قادر به جلوگيري از مشكلات رفتاري سگ‌ها مي‌باشند مفيد و كاربردي است.

روانشناسي باليني انسانها حوزه‌اي است كه به تازگي ارتباط آن با حيوانات روشن شده است. با توجه به رشد رابطه ميان صاحب حيوان و حيوان (كه گاهي به آن زوج همكار انسان و حيوان مي‌گويند) روانشناسان و روانپزشكاني چون بك و كاتچر در سال 1983 به جاي استفاده صرف و خشك از تشويق بيماران به تمرين و فعاليت يا ايجاد علاقه در آنها به امتيازات و سودهاي حيوانات خانگي براي انسانها پي بردند. با استفاده از حيوانات مي‌توان رابطه‌اي به وجود آورد كه نيازهاي روانشناختي فرد را كه از ساير راه‌هاي ديگر قابل تأمين نيستند برآورد كرد؛ يك سگ براي صاحبش معمولاً چيزي بيش از يك سگ است؛ نه تنها آنها عضوي از خانواده محسوب مي‌شوند بلكه بوسيله آنها مي‌توان احساسات و حالات روحي را كه هيچ راهي براي بروز يا تخليه ندارند را مصرف كرد. همچنين با استفاده از آنان مي‌توان شيوه قابل قبولي براي تخليه رفتار تهاجمي و عصبانيت پيدا كرد. در حال حاضر شواهدي وجود دارد كه استفاده از سگها بدين منظور مي‌تواند عامل به وجود آمدن مشكلات رفتاري در اين حيوانات بشود، بنابراين هنگام استفاده از چنين روشهايي بايد به اين موضوع نيز توجه داشت(O’Ferral 1992).

هدف اين كتاب، اين است كه با ارائه اطلاعات كافي از شاخه‌هاي مختلف روانشناسي و كاربرد آنها در درمان مشكلات رفتاري، دامپزشكان بخش باليني قادر باشند حداقل تعدادي از مشكلات رفتاري بيمارانشان را به تنهايي حل كنند. همانطور كه در ساير بيماري‌ها پيش مي‌آيد گاهي مشكلات رفتاري جدي و حادي وجود دارند كه براي درمان آنها بايد به متخصصين رجوع كرد ولي با اين حال به ازاي هر مورد جدي و خطرناك موارد عادي زيادي وجود دارند كه درمانشان از عهده دامپزشكان عمومي كه به خوبي آموزش ديده باشند برمي‌آيد.

مشكلات رفتاري را با بكار گرفتن كوركورانه روش‌هاي مكانيكي نمي‌توان درمان كرد بلكه براي هر مورد به طور اختصاصي بايد تركيب منحصر به فرد علل مختلف بررسي و ارزشيابي شود.

1-recognation
2 –Houpt,1976
3 –Wilber,1976
4 –Voith,1981
5 –Attachment to animal
6 -Pavlov’s dogs
7 –Pigeons in Skinner
8 –rats in maze
9 –agoraphobicترس قرار گرفتن در محيط‌هاي باز=
10 –transvestiteميل به پوشيدن لباس‌هاي جنس مخالف=
11 –Lorenz and Tinbergen
12 -Schenkel
13 –Scott&Fuller
14 -Fox
ترجمه: دكتر داريوش سعادتي
منبع: رفتارشناسي سگ از انتشارات جامعه دامپزشكي حيوانات كوچك انگلستان

رفتارشناسي سگ ها - قسمت اول

فصل اول:
بسياري اعتقاد دارند كه انگلستان سرزمين دوستداران سگ است و در ميان حيوانات خانگي سگ يكي از محبوب‌ترين و رايجترين آنها در اين كشور مي‌باشد. البته قبول اين موضوع خيلي سخت نيست زيرا كه سگ‌ها طبيعتاً حيواناتي اجتماعي هستند و به راحتي با انسانها ارتباط برقرار و با آنها زندگي مي‌كنند. رفاقت و دوستي سگ با انسانها مي‌تواند كاملاً واقعي و محسوس باشد در حاليكه مثلاً دوستي با يك گلدفيش (ماهي طلايي) تنها به صورت خيالي امكان‌پذير است.

از سويي ديگر اما چنين رابطه دوستانه‌اي هزينه‌هايي هم دارد. سگ‌ها و گاهي صاحبان آنها، انتظار دارند با يكديگر رابطه‌اي صميمي داشته باشند و اين مسئله فضا را براي عدم درك و رنجش متقابل مهيا مي‌كند.

مقايسه رفتار سگ‌ها و گربه‌ها مي‌تواند در توضيح اين مسئله راهگشا باشد. با وجود آنكه ظرفيت شناخت1 گربه‌ها مانند سگ‌ها است، ولي اشتياق دروني آنها به ايجاد رابطه اجتماعي مانند سگ‌ها نمي‌باشد. گربه‌ها معمولاً در خانه مكان خلوت و جداگانه‌اي را به خود اختصاص مي‌دهند. آنها به شيوة خود زندگي مي‌كنند و مطابق خواسته‌هاي صاحبشان رفتار نمي‌كنند.

براي مثال صاحب گربه نبايد از صاحبش انتظار محبت بي‌دليل داشته باشد؛ گربه‌ها تنها در صورت مورد توجه قرار گرفتن واكنش نشان مي‌دهند. همچنين اطاعت خود به خود و بي‌اختيار در آنها ديده نمي‌شود. براي مثال صاحب گربه بايد همواره مراقب غذاي روي ميز آشپزخانه باشد، در غير اينصورت بايد عواقب اين غفلت را بپذيرند.

در عوض سگ‌ها به طور مداوم به صاحبان خود اظهار محبت مي كنند. صاحبان سگ اغلب به سگشان به چشم عضوي تقريباً انساني از خانواده نگاه مي‌كنند (Wilbur,1976) و بلطبع از سگ خود هم انتظار دارند كه مسئوليت‌هاي اجتماعي پيوستن به خانواده را بپذيرند. به همين دليل بسياري از اين افراد از ناخنك زدن حيوانشان به غذاي روي ميز ممكن است عصباني شوند.

در نتيجه بنابر آنچه گفته شد، وقوع بالاي مشكلات رفتاري در سگ‌ها خيلي نبايد تعجب برانگيز باشد. در آزمايشي كه در كلينيك آموزش علمي حيوانات كوچك مدرسه سلطنتي دامپزشكي ديك (Dick) (واقع در انگلستان) انجام شد و در آن 50 صاحب سگ به طور غير انتخابي شركت داشتند، مشخص شد كه 10 قلاده از سگ‌هاي اين افراد رفتارهاي كاملاً دردسرساز (مانند تهاجم به افراد) داشتند. 30 قلاده ديگر هم به مشكلات رفتاري كم اهميت‌تري مانند هيجاني شدن و زود به خشم آمدن در برابر افراد يا ترس از جاروبرقي و.... مبتلا بودند. تنها 10 صاحب دام بيان داشتند كه سگشان رفتار مناسبي دارد. در مطالعات ديگري كه با همكاري صاحبان بيشتري (1500-350) به طور جداگانه توسط هوپت2 در سال 1976 و ويلبر3 در سال 1976 در آمريكا انجام شد، معلوم شد كه حدود 42-25 درصد اين افراد متوجه مشكلات رفتاري سگهايشان شده‌اند. تفاوت درصدهاي ذكر شده احتمالاً به علت اختلاف تعريف‌هاي موجود از مشكلات رفتاري مي‌باشد.

مشكلات رفتاري در جدي‌ترين شكل خود مي‌تواند تهديدي براي زندگي سگ باشد. زيرا كه به علت غير قابل تحمل بودن تنها مرگ شفقت‌آميز برايش توصيه مي‌شود. علاوه بر اين بسياري از مشكلات رفتاري وجود دارند كه تحمل آن براي صاحب دام آشكارا بر كيفيت زندگي آنها و يا خود سگ تأثير منفي مي‌گذارد. بسيارند خانواده‌هايي كه داشتن مهمان در خانه را به علت رفتار تحريك پذير و مهاجم حيوانشان متوقف كرده‌اند و يا بيرون رفتن به همراه سگي كه پارس مي‌كند يا در هنگام عدم حضور ايشان رفتار مخربي انجام مي‌دهند را ترك كرده‌اند.

چنين تحملي ممكن است از نظر ديگران شگفت‌انگيز باشد، ولي براي اين افراد دلايل بسياري وجود دارد تا چنين وضعي را ادامه دهند. وويث4 در سال 1981 در مصاحبه با صاحبان سگ و گربه‌هايي كه مشكلات رفتاري داشتند مشاهده كردند كه رايجترين دليل آنها براي اين كار احساس نزديكي و وابستگي به حيوان5 مي‌باشد. البته تذكر اين نكته ضروري است كه اغلب مشكلات اين حيوانات تنها بخش كوچكي از فعاليت‌هاي معمول آنهاست و بيشتر اوقات آنها حيواناتي با محبت و دوست داشتني هستند. يكبار صاحب سگي بيش فعال كه مدام پارس مي‌كرد وضع بغرنج و هميشگي خود را اينگونه توضيح مي‌داد: «گاهي اوقات فكر مي‌كنم كه ديگر نمي‌توانم اين شرايط را تحمل كنم ولي وقتي تصور مي‌كنم كه همراه سگم در مطب دامپزشكي منتظر تزريق داروي كشنده نشسته‌ام، در مي‌يابم كه قادر به انجام چنين كار نيستم.»

علت ديگري كه باعث مي‌شود اين افراد سگ مشكل‌دار خود را تحمل كنند احساس مسئوليت و گناه در برابر رفتارهاي دام است. در ميان صاحبان سگ‌هاي مشكل‌دار ديدگاه در «سگ بد وجود ندارد و تنها صاحبان بد وجود دارند» بسيار رايج است و اغلب آنها اين جمله را در ضمير خود تكرار مي‌كنند. اين افراد در زمان حال و گذشته به دنبال رفتارهاي اشتباهي كه با سگ داشته‌اند مي‌گردند و البته هميشه موضوعي براي احساس گناه پيدا مي‌كنند. در اين شرايط اظهارنظر ديگران هم كه هميشه وجود دارد. در جامعه ما (انگلستان) همانند انتقاد از شيوه تربيت كودكان، ايراد گرفتن از ديگران در مورد روش تربيت و بارآوردن حيوانات خانگي هم نقل محافل مي‌باشد. يكي از نتايج ميل به سرزنش افراد به خاطر رفتار حيواناتشان اين است كه فرد مي‌پندارد چون مشكل رفتاري سگش به خاطر اشتباهات او به وجود آمده است پس او مجبور است كه به زندگي با آن ادامه دهد. بسياري از دارندگان سگهاي مشكل‌دار با مشكل خود تنها هستند و برخي از آنها هم به كلاس‌هاي فرمانبرداري يا به تعليم دهندگان مراجعه مي‌كنند و تنها درصد كمي از آنها با دكتران دامپزشك مشاوره مي‌كنند.

شايد دانستن اين موضوع كه در 10 سال گذشته دامپزشكان هيچ تخصص حرفه‌اي براي درمان مشكلات رفتاري حيوانات نداشتند، زياد تعجب برانگيز نباشد، ولي به هر حال دامپزشكان بسياري بوده‌اند كه بر حسب مورد مطالب مفيدي براي ارائه داشته‌اند و البته علت اين امر هم ساده است چون آنها سگ‌هاي زيادي را ديده و مطالعه كرده بودند و تجربه زيادي داشته‌اند.

يك پرورش دهنده يا يك تربيت كننده آگاه به كار خويش به راحتي مي‌تواند به چنين نتيجه‌اي برسد كه اين قبيل راهنمايي‌ها برخلاف ساير نظريات حرفه‌اي دامپزشكان بر پايه و اساس ساختار عملي دانش بنا نشده است.

دامپزشكاني كه در نظر دارند درمان مشكلات رفتاري حيوانات را هم در رديف خدمات مطب خود بگنجاند بايد توجه داشته باشند كه ممكن است قبل از پرداختن مراجعينشان به اين موضوع نياز باشد تا خودشان به ارائه اطلاعات اقدام كنند. يك راه براي انجام اين كار اين است كه به عنوان قسمتي از معاينه عمومي سلامتي حيوان، در مورد رفتار آن نيز پرسش‌هايي را مطرح كنند.

پستي وبلندي

توانايي گاوها براي چرا درزمينهاي شيبدار محدود است،وهمچنين تحت چنين شرايطي كه قادر به نشستن نيستند،استراحت كافي نخواهند كرد.آنها ترجيح ميدهند كه درزمينهاي پست ومسطح چراكنند وفقط درصورتي كه علفهاي مناطق ديگر ناكافي باشد،درشيبهاي تند چراميكنند.

گاو ها از نوعي "قطب نما" برخوردارند

محققان مي گويند بررسي تصاوير ماهواره اي از هزاران گاو در نقاط مختلف جهان نشان مي دهد که گاو ها مي دانند چگونه جهت هاي شمال و جنوب را پيدا کنند.

گروهي متشکل از محققان آلماني و چک در شماره جديد نشريه آکادمي ملي علوم گزارش دادند اکثر گاوهايي که سرگرم چرا و يا استراحت هستند، بيشتر تمايل دارند که بدنشان را در جهت شمالي جنوبي قرار دهند و اين موضوع در مورد همه قاره ها صدق مي کند.
دانشمندان دانشکده زيست شناسي دويسبورگ-اسن آلمان معتقدند که ميدان مغناطيسي زمين را بايد يکي از دلايل اين امر دانست.
محققان در بررسي هشت هزار و 510 گاو در 308 چراگاه مختلف جهان دريافتند که 60تا 70درصد گاو ها در جهت شمالي جنوبي قرار مي گيرند که اين درصد به مراتب بيشتر از آنست که يک توزيع اتفاقي تلقي شود.
يکي از دلايل اين رفتار گاو ها مي تواند تلاش آنها براي خنک شدن باشد.
محققان مي گويند دماي بدن گاوها نزديک به 30درجه سانتيگراد است و آنها عملا يک کت چرمي سياه رنگ برتن دارند و اگر چرخش به سمت جهت شمالي جنوبي، آنها را اندکي خنک تر کند آنها در اين جهت قرار مي گيرند.
آنها دريافتند در هواي بسيار طوفاني و پر باد، گاو ها معمولا روبه باد مي ايستند و از قديم مشخص بوده است که آنها در روزهاي سرد به دنبال خورشيد مي گردند. اما يک نکته مهم در اين تحقيق آنست که پژوهشگران توانسته اند با تجزيه و تحليل عواملي مانند موقعيت خورشيد از طريق مطالعه سايه گاوها، اثر هوا را در انتخاب جهت استقرار آنها حذف کنند.
يک استاد زيست شناسي دانشگاه کاروليناي شمالي اين موضوع را کشفي شگفت انگيز خواند و گفت که تاکنون هرگز چنين خاصيتي در گاو و يا هيچ حيوان بزرگ ديگري ديده نشده بود.
اما او که در اين تحقيق شرکت نداشت، گفت اين مطالعه کلا بر اساس قراين و ارتباط ها استوار است و براي آنکه قاطعانه نتيجه بگيريم که گاوها يک حس مغناطيسي دارند نهايتا اين موضوع را بايد در شرايطي ساخته دست خود آزمايش و تجربه کنيم.
جهت يابي حيوانات بر اساس ميدانهاي مغناطيسي در زنبور عسل و موريانه ها گزارش شده است و جانور بايد نوعي سيستم حسي ويژه داشته باشد تا بتواند ميدان مغناطيسي را رديابي کند.
يک پژوهشگر دانشگاه کليولند گفت اگر شواهدي يافت شده باشد که پستانداران هم براي جهت يابي و حرکاتشان از ميدان مغناطيسي استفاده مي کنند، اين کشف بسيار جالبي است.
او گفت مدت زيادي نيست که شروع به درک سازو کاري کرده ايم که پرندگان و حيوانات کوچک با استفاده از آن با تکيه بر ميدان مغناطيسي جهت يابي مي کنند.
در سال گذشته اين پرسش مطرح شد که آيا حيوانات بزرگ هم ميدان مغناطيسي زمين را حس مي کنند يا نه. اما بديهي است که آزمايش اين موضوع در شرايط آزمايشگاهي ممکن نبود. در نتيجه اين فکر پيش آمد که با استفاده از تصاوير ماهواره اي که در "گوگل ارث" يافت مي شود گله هاي گاو را پيدا کرد و از آنها اطلاعات به دست آورد.
تصاوير ماهواره اي مي توانند جهت شمال -جنوبي حيوانات را نشان دهند اما براي روشن شدن اين که يک راس گاو رو به شمال قرار دارد يا به جنوب، مي بايست تصاوير نزديکتري را مشاهده کرد.
اکنون محققان در صدد مطالعه روي گله هاي گوسفند، بز، اسب، گراز و چند نوع آهو هستند.
بر اساس اين گزارش علمي، روشن شده که گوزن سرخ نيز هنگام چريدن و لميدن در جهت شمالي جنوبي مستقر مي شود اما برخلاف مطالعه مربوط به گاو ها که جهاني بود، مطالعه مربوط به گوزن ها فقط در جمهوري چک انجام شده است.