هدف اصلي اصلاح نژاد جوجه هاي گوشتي افزايش سوددهي توليد گوشت است. موفقيت در توليد گوشت طيور به افزايش رشد و بازدهي لاشه، افزايش نسبت سينه و كاهش چربي بطني وابسته است. در ۵۰ سال اخير انتخاب شديد جوجه هاي گوشتي براي افزايش سرعت رشد منجر به بهبود اين صفت شده ولي اثرات نامناسبي همچون افزايش ذخيره چربي را به دنبال داشته است. . وراثت پذيري ماهيچه سينه و چربي بطني به ترتيب بين ۵۳/۰ تا ۶۵/۰ و ۵۰/۰ تا ۸۰/۰ گزارش شده است كه نشان مي دهد تركيب بدن مي تواند در اثر انتخاب به طور معني داري بهبود يابد. چربي بطني و زير پوستي از منابع اصلي ضايعات در كشتارگاه هستند. چربي بطني همبستگي زيادي (۶/۰ تا ۹/۰) با ليپيدهاي كل لاشه داشته و به عنوان معيار اصلي منعكس كننده چربي اضافه در جوجه هاي گوشتي به شمار مي رود . در جوجه هاي گوشتي چربي ۱۰ تا ۱۵ درصد وزن لاشه را در ۴۳ روزگي تشكيل مي دهد. در نتيجه مي توان با كاهش چربي، راندمان غذايي و كيفيت لاشه را بهبود بخشيد. برخلاف چربي بطني و زير پوستي كه جز صفات نامناسب به شمار مي روند چربي داخل ماهيچه اي مي تواند يك صفت مطلوب باشد. در گاوهاي گوشتي چربي داخل ماهيچه اي مي تواند باعث دلپذيري[1] گوشت شود. دلپذيري گوشت به عواملي مانند تردي، آبداري و طعم آن بستگي دارد. چربي داخل ماهيچه اي در ماهيچه longissimus مي تواند ساختار بافت پيوندي را تغيير بدهد و از اين طريق باعث كاهش سفتي گوشت شود. با اينكه چربي داخل ماهيچه اي نقش مهمي در تعيين كيفيت (طعم و آبداري) گوشت جوجه هاي گوشتي دارد ولي مطالعات محدودي براي محاسبه وراثت پذيري و همبستگي ژنتيكي آن با ساير صفات مهم انجام شده است. در مطالعات مختلف همبستگي ژنتيكي وزن بدن و صفات توليد چربي[2] مثبت گزارش شده است. افزايش ذخيره چربي بطني و زير پوستي در جوجه هايي كه براي افزايش سرعت رشد انتخاب مي شوند به علت تغيير در مكانيسم هورموني و عصبي (مكانيسم هاي سيري و گرسنگي) كنترل كننده مصرف خوراك است. به همين دليل اغلب جوجه هاي گوشتي مدرن بيشتر از نياز رشد و نگهداري خود غذا مي خورند و اين انرژي افزوده صرف افزايش ذخيره چربي در بدن مي شود. انتخاب در جهت افزايش درصد لاشه و درصد ماهيچه سينه و كاهش وزن و درصد چربي بطني (بدون كاهش درصد چربي داخل ماهيچه اي) مي تواند باعث بهبود تركيب لاشه شود. گرچه اين نوع انتخاب در عمل همراه با عوارضي نظير افزايش وقوع مشكلات پا و آسيت بوده كه ناشي از به هم خوردن هموستازي[3] فيزيولوژيكي است. گرچه مطالعات بيشتري براي روشن شدن رابطه فيزيولوژيكي بين ذخيره چربي در بخش هاي مخلف بدن و سلامت حيوان لازم است