رفتار ماهي ها با شرايط تغيير مي كند

محققان مي گويند , ماهي ها رفتار ويژه اي دارند كه تحت تاثير شرايط زيست آنها دستخوش تغيير مي شود .
اين دانشمندان گفتند: ماهي ها مانند انسان ها در زمان برخورد با شرايط مختلف واكنش هاي متفاوتي نشان مي دهند و برخي از آنها ها شجاعانه و برخي ديگر با ترس عمل مي كنند.
دانشمندان با انتخاب تعدادي از شجاع ترين و تعدادي از بزدل ترين ماهي ها واكنشهاي آن ها را در زمان روبرو شدن با مسائلي مانند پيروزي و شكست بررسي كردند و به اين نتيجه رسيدند كه ماهي هاي شجاع پس از پيروز شدن در نبرد با ساير ماهي ها شجاع تر از پيش و ماهي هاي ترسو پس از شكست دربرخورد با ماهي هاي ناشناس محتاط تر از پيش مي شوند.
اين محققان افزودند : ماهي ها توانايي فراگيري مسائل مختلف را دارند

خمير علوفه باعث افزايش رشد بچه‌ماهيان مي‌شود

نتيجه يك بررسي نشان مي‌دهد استفاده از خمير علوفه و كود حيواني در خوراك ماهيان، در مقايسه با ساير روشها نقش موثرتري در افزايش طول و وزن بچه ماهيان نورس دارد.

"محمدرضا رضايي‌خواه نرگسي" مجري اين طرح تحقيقاتي گفت در اين روش با بهره‌گيري از دستگاه خميركن علوفه هر ‪۲‬تا ‪۳‬روز يكبار در دو مرحله صبح و عصر به مقدار ‪۷۵۰‬كيلوگرم علوفه خمير شده در هر هكتار مورد استفاده قرار گرفت.

وي گفت نمونه‌برداري و بيومتري از ‪۱۰‬تا ‪۱۵‬عدد بچه ماهي نورس انجام گرفت و همچنين در هر مرحله پرورش، يكبار فاكتورهاي فيزيكي و شيميايي و بيولوژيكي استخر مورد بررسي قرار گرفت و در پايان دوره، بچه ماهيان نورس صيد شد و درصد بازماندگي، طول و وزن و ساير فاكتورها كنترل شد.

از جمله نتايج اين تحقيق افزايش ضريب رشد بچه ماهيان نورس، افزايش ضريب بازماندگي در مدت مشابه در مقايسه با ساير روشها، توليد بچه ماهيان با سايز تقريبا همگن در طي يك دوره پرورش و توليد بچه ماهيان انگشت قد با قدرت زمستان گذراني بالا، استفاده از علوفه آبزي و خشكزي حاشيه مزارع پرورش بچه ماهي و صرفه‌جويي در هزينه خريد غذاي كنسانتره است.

بر اساس نتايج اين تحقيق درصد بازماندگي بچه ماهيان علفخوار در مرحله نورس ‪۴۰‬درصد و در مرحله انگشت قد ‪۸۸‬درصد در روش تغذيه با خمير علوفه در مقايسه با روش رايج با ميزان حدودا ‪۵۵‬درصد افزايش نشان مي‌دهد.

دكتر رضايي‌خواه نرگسي در خصوص روش كار اين طرح گفت براي انجام اين پروژه چهار استخر ‪۳۰۰‬تا‪ ۳۵۰‬مترمربعي كاملا خشك شده و پس از شخم زدن و كودپاشي با كود گاوي به ميزان سه تن در هكتار به حال خود گذاشته شدند تا كود خاك را تقويت كند.

قبل از آبگيري در حاليكه كف استخر مرطوب است آهك تازه به ميزان يك تن در هكتار در ديواره‌ها و كف استخر پاشيده شده و سپس استخرها با گوني پلاستيكي و پايه چوبي محصور مي‌شود.

وي افزود در اين روش يك هفته قبل از قرار دادن ماهيان نورس، استخر را به ميزان ‪۷۰‬سانتي متر آبگيري و به ميزان يك تن در هكتار كود سبز داده شد و ‪۴۸‬ساعت قبل از معرفي لارو، سم تريكلروفن به ميزان يك گرم در متر مكعب مورد استفاده قرار گرفت.

مجري طرح در خصوص شرايط لاروهاي استخرها گفت اين لاروها ‪۳‬تا‪ ۴‬روزه و دو سوم از كيسه زرده خود را جذب كرده بودند.طول آنها در اين مرحله حدودا ‪۷/۴‬تا‪ ۷/۵‬ميلي متر بود.

وي افزود در اين روش حمل لاروها بوسيله كيسه نايلوني حاوي اكسيژن از كارگاه تكثير به استخرها صورت گرفت.

دكتر رضايي خواه نرگسي در خصوص آماده‌سازي استخر براي پرورش ماهي انگشت قد گفت مرحله پرورش ماهي انگشت قد در سه استخر پرروش ماهي نورس (‪ (Fry‬انجام شد براي اين كار بچه ماهي نورس ‪۲‬گرم به بالا به تعداد ‪۱۰۰‬ تا ‪۱۵۰‬هزار عدد در هكتار معرفي شد سپس استخرهاي آزمايشي آهك پاشي شد.

وي افزود در اين مرحله نيز به ازاي هر ‪۲‬تا‪ ۳‬روز به مقدار ‪۷۵۰‬تا‪۱۰۰۰‬ كيلوگرم علوفه تر در هر هكتار مصرف شد و كود حيواني از نوع گاوي به ميزان سه تن در هكتار مورد استفاده قرار گرفت.

وي گفت زماني كه درجه حرارات آب به زير ‪۱۰‬درجه سانتيگراد رسيد دوره زمستان گذراني بچه ماهي‌هاي آمور آغاز شد در طول زمستان گذراني مراقبت هاي لازم از نظر حمله پرندگان ماهيخوار به دليل شفافيت آب بسيار حايز اهميت است.

وي در خصوص دلايل انتخاب اين پروژه تحقيقاتي گفت پايين بودن نرخ بازماندگي و ضريب رشد در پرورش ماهي نورس (‪ (Fry‬و بچه ماهي انگشت قد و نداشتن روش معين در توليد بچه ماهي آمور، استفاده بهينه و مناسب از علوفه هاي آبزي و خشك زي حاشيه استخرها به عنوان كود سبز از دلايل انجام اين طرح تحقيقاتي است.

كپور علفخوار از زيستگاه طبيعي خود در شرق چين و شوروي سابق به ‪۵۰‬ كشور در سراسر دنيا منتقل شده است كه بررسي منابع مختلف نشانگر اين است در بين كپورماهيان پرورشي، بچه ماهي نورس، بچه ماهي انگشت قد و كپور علفخوار از حساسيت زيادي برخوردار است.

بر اساس گزارش كارگاه‌هاي تكثير و پرورش در سطح كشور ميزان بازماندگي پايين كپور علفخوار به ميزان حدود ‪۲۰‬درصد، سالانه باعث كمبود بچه ماهي كپور علفخوار نسبت به ساير كپورماهيان پرورشي مي‌باشد.

اين طرح تحقيقاتي با مجري گري محمدرضا رضايي خواه نرگسي از پژوهشكده آبزي پرروي آبهاي داخلي انجام شده است.

پژوهشكده تحقيقات آبزي پروري آبهاي داخلي با سابقه بيش از ‪۸۰‬سال فعاليت تحقيقاتي و پژوهشي، اولين مجموعه تحقيقاتي در زمينه شيلات و آبزي پروري كشور است.

شرايط پرورش ماهيان خاوياري

1- دماي مناسب آب جهت پرورش 15 تا 27 درجه سانتي گراد مي باشد ، بديهي است كه در دماي زير 6 درجه سانتي گراد تغذيه متوقف و رشد بطئي مي گردد و بهترين دماي رشد براي اين گونه 21-19 درجه سانتي گراد مي باشد .

2 - ميزان شوري مناسب آب جهت پرورش بين 10-4 گرم در ليتر آب است ليكن در شوري هاي حدود 18 گرم نيز پرورش انجام شده است

3 - ميزان اكسيژن محلول مناسب 8-6 ميلي گرم در ليتر آب ، دي اكسيد كربن به ميزان كمتر از 10 ميليگرم در ليتر آب استخر و PH آب بين 7 تا 5/8 مي باشد .

4 - وجود آب به ميزان 30-50 ليتر در ثانيه ، در پرورش متراكم جهت توليد 10-5 تن ماهي در سال كافي مي باشد .

طول دوره پرورش :

طول دوره پرورش ماهيان خاوياري يك دوره يكساله مي باشند كه البته طول دوره بستگي به وزن اوليه بچه ماهي ، تغذيه و بهداشت استخر ها داشته كه در اين مدت يكسال ماهيان به وزن 3 كيلو گرم رسيده و آماده عرضه به بازار مي باشد

اسانس گل ميخك آبزيان را بي‌هوش مي‌كند

معاون تحقيقاتي موسسه تحقيقاتي شيلات ايران گفت: اسانس گل ميخك خاصيت بي‌هوش كنندگي آبزيان را دارد.


دكتر مصطفي شريف روحاني روز يك شنبه در گفت و گو با خبرنگار علمي ايرنا افزود: يكي از رسالت‌هاي موسسه شيلات، كاهش كاربرد مواد شيميايي و مطالعه بر روي آثار سوء استفاده از آنان در آبزيان است.

وي اظهار داشت: دراين راستا به دنبال ترويج آبزي پروري ارگانيك يعني آبزي‌پروري بدون استفاده از مواد شيميايي و استفاده از مواد طبيعي هستيم.

شريف روحاني اضافه كرد: بنابراين، تحقيق روي مواد طبيعي و اثرات آن بر روي آبزيان در موسسه آغاز شد و به نتايج مطلوبي هم دست يافتيم.

به گفته او، ميخك داراي اسانسي به نام" اژنول" است كه در دندانپزشكي نيز كاربرد زيادي دارد و با توجه به اين موضوع، خاصيت ايجاد بي‌حسي يا بي‌هوشي ميخك روي آبزيان مورد تحقيق قرار گرفت كه نتيجه آن موفقيت‌آميز بود.

معاون تحقيقاتي موسسه تحقيقاتي شيلات ايران افزود: هم اكنون آبزي پروران براي تكثير مصنوعي آبزيان براي بي‌هوش كردن مولد از اسانس گل ميخك استفاده مي‌كنند.

وي در خصوص نحوه استفاده از اين اسانس براي بي‌هوش كردن آبزيان اظهار داشت: اين اسانس با ميزان مشخص در آب ريخته مي‌شود و آبزي در مدت زمان معيني در اين محلول قرار مي‌گيرد و بعد از بيهوش شدن عمل تخم‌كشي برروي آن انجام مي‌شود و بعد از زمان تعيين شده به هوش مي‌آيد و به حيات برمي‌گردد.

شريف روحاني گفت: قبل از محلول اسانس گل ميخك، براي اين كار ماده شيميايي ام‌اس ‪۲۲۲‬به كار مي‌رفت كه با قيمت بالا از خارج وارد كشور مي‌شد.
خبرگزاري جمهوري اسلامي

بررسي مقاومت آنتي بيوتيكي و اهميت آن در آبزيان - 2

اهميت مقاومت آنتي بيوتيكي در انسان :
ايجاد مقاومت ضد ميكروبي بيشتر مربوط به باكتري هاي روده اي حيوانات خونگرم مي باشد، به طوري كه فرد با تغذيه مواد آلوده (آب ،‌گوشت ، و ... ) كه حاوي اجرام مقاوم هستند دچار بيماري مي گردند . عده اي معتقد هستند كه امكان انتقال بيماريهاي مشترك (زئو نوز ) و ناشي از غذا (Food borne ) و حتي عوامل بيماريزاي مقاوم به دارو از طريق توليدات شيلاتي بسيار كم است . گزارشات منتشره بيانگر وجود يك بيماري ناشي از غذا در اثر مصرف ماهي خام است .
باكتري مرتبط با اين بيماري كه گاهي در ميگو و حتي ساير جانداران دريايي مثل ماهي يافت مي شود ويبريو پاراهموليتيكوس است كه باعث بروز مسموميت غذايي و ناراحتي گوارشي در انسان مي شود .در حال حاضر اين باكتري ، عامل 25% موارد مسموميت غذايي درژاپن است . اين باكتر ي را مي توان در آب و هواي گرم از انواع آبزيان ازجمله ماهي ،‌ميگو، صدف و خرچنگ جدا كرد . علائم مسموميت غذايي با اين باكتري در انسان بسته به تعداد باكتري بلع شده و موجود در روده دارد كه از يك اسهال خفيف همراه با درد و ناراحتي گوارشي تا بيماري شبه وبا متغير است . طول دوره بيماري 2تا5 روز بوده و معمولا نشانه هاي بيماري 15 ساعت بعد از مصرف غذاي آلوده ظاهر مي شود . در امريكا فقط 10درصد بيماري هاي ناشي از غذا مربوط به محصولات آبزيان است كه بيشتر در نتيجه مسموميت ناشي از مصرف ماهي مناطق جزاير مرجاني (ciguatera ) مسموميت غذايي ناشي از مصرف ماهي تون و ماكرل و مصرف نرم تنان به صورت خام و صدف خوراكي است . در حالي كه 90 درصد بقيه مربوط به به بيماريهاي غير باكتريايي است . مساله اساسي ، مقاومت چند گانه است به طوري كه باكتري كه مقاوم به يك دارو است توانايي مقاومت به ساير داروهاي مشابه از نظر ساختار و يا هم خانواده را نيز پيدا مي كند . نماد اين نوع مقاومت در مورد سالمونلا است .
البته احتمال وجود سالمونلا در غذاهاي آبزيان نيز وجود دارد ولي اعمال عمل آوري روزانه اي محصولات در دماهاي بالا، مشاهده سالمونلا را غير ممكن مي كند . سوالي كه مطرح مي شود اين است كه چرا اهميت مقاومت آنتي بيوتيكي در آبزيان ناچيز است.
جواب را با يد در وجود عوامل و موانع طبيعي در آبزيان دانست كه مانع از انتقال فاكتور مقاومت و ايجاد باكتري هاي روده اي پاتوژن مقاوم در انسان مي گردد. اين عوامل درجه حرارت ، ميكروفلور طبيعي ، تفاوت هاي تكاملي و فيزيولوژيك مي باشند .
عمده ترين مانع طبيعي ، درجه حرارت ماهيان است كه خونسرد ميباشند، يعني دماي بدن ثابت نبوده و وابسته به دماي محيط است . اين دما در ماهي براي اغلب باكتري هاي روده اي كه در انسان عفونت ايجاد مي كند مناسب نمي باشد زيرا انسان مانند حيوانات خونگرم بوده و اغلب عوامل بيماري زاي ناشي از غذاي انساني دماي گرم و مشابه با درجه حرارت بدن انسان را ترجيح مي دهند.
از بين باكتر ي هاي روده اي تنها ليستريا مونوسيتوژنز قادر به تكثير در دماي پايين مي باشد. بنابراين تنها تعداد محدودي از عوامل باكتريايي ماهي در آب و هواي معتدل توانايي ايجاد بيماري درانسان را دارند . يه طور كلي خطر ايجاد بيماري در انسان توسط عوامل بيماري زاي ماهي پايين گزارش شده است لازم به ذكر است كه در آب و هواي گرم (پرورش ماهيان گرم آبي ) اجرامي مانند آئرو موناس هيدرو فيلا و گونه هاي اداردزيلا جزوء مهمترين پاتوژن هاي روده اي هستند كه امكان بيماري زايي در انسان را دارند .
در مصب رودخانه و در ماهاي گرم سال جنس هاي مختلف ويبريو يكي از گونه اي غالب به شمار مي روند . بنابراين شيوع فصلي بيماريهاي ناشي از غذا ، در مصرف ماهي خام و آب مصرفي آلوده به اين گونه نمود خاصي دارد .
مانع طبيعي بعدي آن است كه توليد مثل در ماهي وابسطه به دما مي باشد و در دماي پايين انتقال فاكتور مقاومت ازطريق ترانسفورماسيون والحاق پايين مي باشد . امروزه ثابت شده كه mg و ca موجود در آب هاي دريايي موجب كاهش شديد (%90 ) در فعاليت بيولوژيك اكسي تتراساكلين ، كينو لون ها و اسيد اگزو لينيك مي شود .
بنابراين بسته به محل زندگي ماهي كه در دريا يا آب شيرين است . سويه هاي باكتر يايي تجمع يافته در روده ها ممكن است حساس يا مقاوم گردند .از موانع طبيعي ديگري كه در جلوگيري از انتقال مقاومت نقش مهمي ايفا مي كند طبيعت سيار ميكروفلور در ماهي است . يعني حضور باكتر ي ها در دستگاه گوارش ماهي رابطه مستقيم با فلور و غذا داشته و در اثر تغييرات محيطي يا غذايي ميكرو فلور نيز دست خوش تغيير مي گردد. در حقيقيت ماهي كه براي مدت زماني طولاني گرسنگي مي كشد داراي يك دستگاه گوارش استريل مي گردد . اغلب باكتري هاي روده اي انسان و ساير عوامل بيماري زاي انساني به دليل شرايط فيزيولوژيك و دمايي در مهرداران خونسرد توانايي تجمع يافتن ر حيوانات آبزي را از دست مي دهند .
با جمع بندي اين مطالب بايد گفت كه خطر اصلي استفاده از داروها در آبزيان در سلامت جامعه محدود به تماس غير مستقيم با دارو مي باشد . بنابراين اعمال روش هاي درماني بر روي آب كه يكي از راههاي مهم انتقال باكتري هاي مقاوم است ، موجب كاهش اين خطر مي گردد. در غير اين صورت عوامل بيماري زاي باكتريايي ماهي به محيطي كه تماس نزديكي با بدن انسان دارد عادت كرده و توانايي بقاء در روده انسان را مي يابند . با وضع قوانين خاص در بعضي از كشورها استفاده از داروهاي ميكروبي در آبزيان محدود شده و در نتيجه سلامت عمومي كمتر تهديد مي گردد.
در امريكا فقط اكسي تتراساكلين romet 30 و در انگلستان اكسي تترا ساكلين ، اسيد اگزو لينيك ، آموكسي سيلين و co- trimazine استفاده مي شوند . در حالي كه در بعضي كشورها سيستم نظارتي موثر وجود نداشته وپرورش دهندگان ماهي از هر دارويي كه توانايي تهيه آن را دارند استفاده مي كنند . البته اين مشكل محدود به شيلات نبوده و در تمام مراكز پرورش حيوانات وجود دارد .
تعيين اين كه استفاده از آنتي بيوتيك ها در صنعت آبزي پروري خطرناك است يانه كار دشواري است جون اطلاعات دقيقي از عوامل موثر در انتقال فاكتورهاي مقاومت از باكتري هاي غير بيماريزاي موجود در آب به عوامل بيماريزاي انساني موجود در آب و خاك در دست نمي باشد . فقدان اطلاعات معتبر در مورد عوامل دارويي مورد استفاده در صنايع دامي و به خصوص صنعت آبزيان ، اين گمان را در اذهان ايجادمي كند كه آيا مصرف داروهاي ضد ميكروبي براي سلامت و بهداشت جامعه خطر ناك است يا نه ، تا زمانيكه اطلاعات درست و علمي وجود نداشته باشد اين حدس و گمان ادامه يافته و حتي تشديد خواهد شد . اگرچه تعيين شيوع باكتري هاي مقاوم به آنتي بيوتيك در توليدات آبزيان كه مصرف انساني دارند و تعيين منشاء باكتري و راه انتقال مقاومت بسيار مشكل است ولي حصول به آن بسياري از حدس ها و گمان ها را از بين خواهد برد.

باقي مانده هاي آنتي بيوتيكي :
آن چه مسلم است در آبزيان مساله باقي مانده دارويي نسبت به مقاومت باكتريايي از اهميت كمتري برخوردار است . استفاده معقول وصحيح از اين داروها بر اساس استانداردهاي تعيين شده اهميت بسياري دارد و در صورت وجود باقي مانده هاي دارويي عوارضي مانند تهوع ، استفراغ ، اختلالات جنيني ؛ آلرژي ، اثرات سمي ،‌تغيير در فلور و ايجاد مقاومت دارويي را در بر خواهد داشت . مشابه دام ها در آبزيان نيز يك برنامه منظم و مجاز در استفاده از داروها وجود دارد و بهتر است به فاصله زماني بين حذف آنتي بيوتيك و مصرف محصولات آبزيان توجه كامل مبذول شود درمان كمتر يا بيشتر از مدت زمان توصيه شده مي تواند باعث شكست درمان ، و يا ايجاد عوارض ذكر شده گردد. ميزان حذف آنتي بيوتيكي از بافت هاي ماهي نيز شديدا بسته به درجه حرارت آب متغير است . زمان هاي اختصاصي پرهيزاز مصرف دارو قبل از صيد (wthdrawal time ) نيز بسته به نوع دارو متفاوت است . درمواردي كه زمان قطعي پرهيز از مصرف دارو قبل ز صيد داده نشده باشد ، طبق قاعده كلي اين زمان (درجه روز 500=تعداد روز * درجه حرارت آب ) در نظر گرفته مي شود .
اين امر به طور مشخصي مي تواند يك تخمين ابتدايي و اوليه از ميزان حذف آنتي بيوتيك باشد زيرا درجه حرارت آب به طور دايم نوسان داشته و در روزهاي مختلف نيز متفاوت است . و هم چنين علاوه بر درجه حرارت عوامل ديگري نيز وجود دارند كه ميزان حذف دارو را تحت تاثير قرار مي دهند . فارماكوكينتيك آنتي بيوتيك به طور باور نكردني در گونه هاي مختلف ماهي متفاوت است .
امروزه در دنيا بسياري از از بخش هاي صنعت آبزيان شروع به كاهش استفاده و وابستگي خود به داروهاي ضد ميكروبي كرده اند . پيشرفت در توليد واكسن ، محرك هاي ايمني و پروبيوتيك ها (ساختار اين مواد استفاده از باكتري هاي مفيد و آنزيم آن ها مي باشد )در آينده اي نزديك جاي درمان دارويي را خواهد گرفت ولي تا آن زمان ، انجام يك سري كارها در جهت پيش گير ي از بروز مقاومت آنتي بيوتيكي احساس مي گردد. مصرف بي احتياط آنتي بيوتيك ها باعث به پايان رسيدن دوره درماني آنها شده و در آينده اي نه چندان دور بايستي آنتب بيوتيك ها را از فهرست داروهاي درماني حذف كرد آگاهي از طيف اثر ، دز و دستور تركيبي دارو ، استفاده از آب با كيفيت مناسب ، كاهش استرس و استفاده از جيره هاي مناسب ،‌استفاده از داروهاي ضد ميكروبي تحت نظر دامپزشك و تحت كنترل سيستم نظارتي و علمي و استفاده از ضد عفوني كننده هاي مناسب از راه كارهاي مهم در غلبه ب اين معضل است . واكسيناسيون به عنوان موثرترين روش در درمان و پيشگيري بيماري و به خصوص در مورد بروز مقاومت هاي چند تايي توصيه مي گردد. هم چنين مي توان با استفاده از روشهاي نوين در توليد داروها اقدام به توليد يك سري داروهاي ضد ميكروبي اختصاصي نمود . هم چنين مي توان به انجام يك سري تحقيقات در جهت كاهش توليد و آزاد شدن و انتقال باكتري هاي مقاوم اقدام كرد .

بررسي مقاومت آنتي بيوتيكي و اهميت آن در آبزيان - 1

- مقدمه
استفاده از داروهاي ضد باكتريايي در درمان بيماريهاي ماهي ،‌ به دليل تماس دارو با محيط و مشكلات ايجاد كننده در سلامت انسان اهميت خاصي يافته و موجب نگراني دست اندركاران صنعت پرورش آبزيان در دنيا گشته است . متاسفانه در حال حاضر به علت جوان بودن صنعت آبزي پروري در كشور و كمبود نيروهاي متخصص لازم در زمينه بهداشت و بيماريهاي آبزيان ،‌ كاربرد داروها و مواد شيميايي خارج از سيستم صحيح تشخيص و تجويز رسمي صورت گرفته و بدون در نظر گرفتن باقي مانده هاي دارويي، اثرات آلايندگي آن ها در طبيعت و عوارض سوء اين مواد بر روي انسان (مانند اثرات سمي، واكنش هاي ازدياد حساسيت،‌ بروز عفونتهاي ثانويه، اختلالات در سوخت و ساز و اختلالات روي اجزاء اكوسيستم آب و خاك ) مصرف مي شوند. در مقاومت آنتي بيوتيكي، امكان انتقال ميكروبهاي مقاوم به انسان و به خطر افتادن سلامت عمومي جامعه وجود دارد و خسارت ناشي از اين امر اجتناب ناپذير است. مقاومت ميكروبي باعث مي شود كه درمان بيماريها دچار اختلال شده و پرورش دهندگان ماهي دچار زيان هاي اقتصادي شوند و عمدتا آنتي بيوتيك براي ميزبان سمي نمي باشد ولي مصرف طولاني مدت، مكرر، بيش از حد و كمتر از مقدار طبيعي آن در آبزيان موجب شيوع جمعيت باكتريهاي مقاوم در ماهي سخت پوستان و ميكروفلور آب شده است . استفاده بي رويه از آنتي بيوتيكها خصوصا انواعي كه مصرف مشترك انساني دارند،‌زمينه ساز ايجاد مقاومتهاي باكتريايي‌،به خطر افتادن امنيت غذايي و بهداشت عمومي و نا پايداري صادرات محصولات غذايي مي شوند.
اين نحوه استفاده از آنتي بيوتيكها با عث ايجاد سويه هاي مقاوم باكتريايي شده و مشكلات زيادي به همراه مي آورد . براي مثال موجب بروز بيماريهايي مي شود كه درمان آنها بسيار مشكل و در بعضي موارد غير ممكن است و در نهايت موجب گسترش بيماري و شيوع يك همه گيري بدون درمان در جامعه مي گردد . براي مثال در صنايع پرورش ميگو در اكوادور‌، مصرف بي رويه آنتي بيوتيكها موجب مقاومت آنتي بيوتيكي بر عليه ويبريوكلرا در انسان گرديده است . البته در اين موارد ‌، ضعف بهداشت عمومي در همه گيري بيماري نقش مهمي را داشته است .

انواع و مكانيسم مقاومت دارويي
يافته هاي جديددر زمينه بيولوژي مولكولي و جمعيت، بيانگر اين واقعيت است كه مقاومت درمقابل داروهاي ضد باكتريايي، پديده اي غير قابل اجتناب است كه در نتيجه طبيعت خاص و يا سازگاري سلول باكتريايي نسبت به آنتي بيوتيكها و ايجاد تغييرات ژنتيكي ايجاد مي گردد .
مقاومت به دو صورت طبيعي و اكتسابي ايجاد مي گردد . مقاومت طبيعي عموما يكي از ويژگي هاي اساسي گونه هاي باكتري ها بوده و تمامي افراد يك گونه را شامل مي شود و بستگي به مواجهه قبلي با آنتي بيوتيك ندارد . اين نوع مقاومت ناشي از وضعيت فيزيولوژيك بيوشيميايي يا مورفولوژيك ذاتي و خص باكتري است كه مانع از اثرات آنتي بيوتيك مي شود. تشخيص اين نوع مقاومت آسان است بطوري كه در مواجهه كم ارگانيسم، با آنتي بيوتيك نيز مشخص مي گردد . از اين نوع مقاوت طبيعي باكتري پزودوموناس آئروژينوزا به تترا ساكلين اشاره كرد .
مقاوت اكتسابي مقاومتي است كه باكتري قبلا نسبت به دارو حساس بوده و در اثر مواجهه قبلي مقاوم شده است . اين مواجهه باعث ايجا فشار انتخابي (selectiv pressure ) مي شود كه موجب رشد بيش از حد و سريع سلولهاي مقاوم و ظهور يك سري سلول هاي مقاوم ميگردد.

مكانيسم ايجاد مقاومت اكتسابي :
1) مقاومت كروموزمي ناشي از موتاسيون خود بخودي :
موتاسيون در جت مقاومت در برابر آنتي بيوتيك به طور خود بخودي و با نسبت 10تا 10 اتفاق مي افتد كه اين پديده به باكتري آنتي بيوتيك بستگي دارد . چنين تصور مي شود كه موتاسيون كروموزومي ، مسوول مقاومت در برابر تركيبات كينولون مي باشد . به طوري كه مقاومت به كينولون ها فديمي مانند اسيد ناليديكسيك و اسيد اگزو لينيك در عوامل بيماري زايي مثل آئر و موناس سالمونسيدا ويبريو آنگوئيلا روم ويرسينياراكري مشاهده شده است .
كينولون هاي جديد مثل سارافلوكساسين و آنروفلوكساسين در مقابل مقاومت چند تايي سويه هاي آئروموناس و آئرمونانس سالمونسيدا موثر هستند . با اين حال اساس دقيق مولكولي سير موتاسيون كه موجب مقاومت باكتريايي مي شوند ،‌ ناشناخته است . يكي از راههاي جلوگيري از موتاسيون و ايجاد مقاومت ، استفاده ازتركيب دارويي است .

2) مقاومت ناشي از تبادلات ژنتيكي :
باكتري از نظر ژنتيكي داراي دو ساختار به نام كروموزوم و پلاسميد است كه در ايجاد مقاومت نقش دارند . هر دو ساختار داراي DNA دو رشته اي بوده و هر دو در ارتباط با غشاء داخلي سلول باكتري هستند . براي بقاء باكتري پلاسميد ضروري نبوده ولي اين اجزاء داراي عوامل ژنتيكي هستند كه در مقاومت آنتي بيوتيكي وحدت باكتري موثر است .
پلاسميدها (فاكتور R) حاوي 500-20ژن هستند كه توانايي مقاومت نسبت به تعداد زيادي از داروها را دارا هستند. اهميت اين نوع مقاومت به اين دليل است كه بيشتر در بين باكتري هاي غير بيماريزا اتفاق مي افتد . براي مثال باكترهاي آئر موناس موجود در آب و روي ماهي نسبت به اسيد اگزو لنيك مصرفي مقاوم مي شوند . اين باكتري درصورت مصرف آب يا ماهي آلوده ،‌ فاكتور مقاومت خود را به يك عامل بيماري زاي مهم انسان مثل اشرشيا كلي انتقال مي دهد . اشرشيا كلي مقاوم مي توانندبا عث ايجاد عفونت غير قابل درمان در انسان گردد كه از نظر بهداشت عمومي خطرناك است .
براي ايجاد اين نوع مقاومت ، پلاسميد از سه طريق زير منتقل مي شود .

انواع مقاومت ناشي از انتقال پلاسميد :
الف ) انتقال بي واسطه (ترانسفورماسيون )
ساده ترين روش انتقال است كه در آن باكتري ، مولكول DNA برهنه اي را كه در اثر تجزيه سلول باكتري ها درمقابل پني سلين ديده شده است . انتقال ژن از طريق ترانسفوماسيون در خاك و اقيانوس ها هم اتفاق مي افتد و نقش مهمي در تبادلات ژنتيكي در طبيعت ايفا مي كند .
ب)ا نتقال با واسطه
انتقال ژنهاي باكتري از طريق ويروسهايي به نام باكتريوفاژ كه باكتري را تحت تاثير قرار مي دهند ،‌انجام مي گيرد . در اين روش به طور تصادفي به دليل اختلالات ايجاد شده در چرخه زندگي ويروس ، ژن هاي باكتري به پوشش پروتئيني (كپسيد ) فاژ الحاق يافته و در ادامه ويروسهاي حامل ژن ،آنها را به يك باكتري ديگر وارد مي كند . ميزان DNA انتقالي بستگي به اندازه ويروس و مرحله اي از چرخه زندگي ويرس داشته و اغلب درصد ژنوم دهنده را شامل مي شود .

ج) الحاق :شايد پيچيده ترين و در عين حال مهم ترين روش انتقال ژن در باكتري ها محسوب مي شود و بيشتر شبيه به يك جفتگيري جنسي است . در اين روش اطلاعات ژنتيكي از طريق تماس مستقيم دو سلول معاوضه مي گردد . آغاز كار به وسيله دهنده (سلول +F ) است كه داراي توانايي ايجاد خار جنسي يا F را دارا مي باشد خار F بصورت يك عضوء لوله مانند براي انتقال يك طرفه DNA از دهنده به گيرنده عمل مي كند و با انقباض خود موجب نزديك شدن دو سلول به هم مي شود . در اين روش DNA پلاسميدي به تنهايي يا به همراه DNA كروموزومي منتقل مي شود .
در عوامل بيماريزايي باكتريايي وقوع مقاومت دارويي باواسطه پلاسميد رايج تر از مقاومت ناشي از كروموزوم ها مي باشد . ژن هاي پلاسميد متحرك تر از ژن هاي كروموزومي است . ژن هاي موجود در پلاسميد ويژگيهاي مشخصي مثل مقاومت دارويي ، آنزيم هاي متابوليكي و عوامل حدت زا را در بر مي گيرد . انتقال ، بيشتر بين باكتري هاي منفي و به ندرت بين گرم مثبت ها اتفاق مي افتد . بزرگترين كارايي اين نوع مقاومت ، انتقال ژن به يك عامل فوق العاده بيماري زا مثل اشرشيا كلي است .
مقاومت ناش از انتقال پلاسميدنسبت به چهار نوع داروي ضد ميكروبي در ويبريوسالمونيسيدا ، ويبريو آنگوئيلاروم آئروموناس سالمونيسيدا ،‌ادوارد زيلا تاردا ، سيترو باكترفروندي و يريسنياراكري ديده شده است.
علاوه بر پلاسميدها عوامل ژنتيكي (transpoposons ) سكانس هاي جابجا شونده DNA مي باشند كه توانايي انتقال بين دو باكتري و بين كروموزوم ميزبان يا درپلاسميد خودشان را دارا مي باشند . عده اي معتقدند كه ترانس پوزن ها علت ايجاد باكتري هاي مقاوم به تعدادي از داروها مي باشند . مقاومت به پني سيلين و تترا ساكلين در باكتري ها ناش ياز اين مكانيسم است .
نكته مهم اينكه مقاومت ناشي از پلاسميد در عوامل بيماري زاي ماهي نسبت به كينولون ها گزارش نشده است . زيرا اين تركيبات فرايندهاي پلاسميد را مهار مي كنند . در بين عوامل بيماري زاي ماهي ، بتالا كتاماز به طور وسيعي در گونه هاي آئرومونانس ديده مي شود .

انواع مقاومت آنتي بيوتيكي بر اساس مكانيسم بيو شيميايي :
1) تغيير در آنتي بيوتيك كه از دو طريق صورت مي پذيرد :
الف ) توليد معيوب آنزيمهايي كه موجب از بين رفتن دارو مي شود (پني سيلين ها ، سفالوسپورين ها )
ب) اضافه كردن يك گروه مواد شيميايي و آنزيمي كه مانع از فعاليت باكتري مي شود (آمينو گليكوزيدها)
2) اختلال در جذب:
بعضي از باكتريها به طور طبيعي به برخي داروها مقاوم هستند ريزا پوشش سلولي آن ها نسبت به آنتي بيوتيكهاي خاص غير قابل نفوذ است . مثلا در مورد باكتري هاي گرم منفي كه به صورت طبيعي نسبت به پني سيلين مقاوم و باكتر ي هاي
هوازي به طور ذاتي به آمينو گليكوزيدها مقاوم هستند .
3)انتشار آنتي بيوتيك به خارج :
باكتر يهاي گرم منفي با كسب يك پروتئين غشاي داخلي ،‌به طور اكتسابي به دارو به ويژه تتراساكلين ها مقاوم هستند . اين پروتئين به طور فعال دارو رابه خارج سلول پلمپ كرده و باعث كاهش جذب دارو و نرسيدن غلظت لازم تتراساكلين براي مهار سنتز پروتئين مي شود . اهميت اين مكانيسم اختصاصي نبودن آن براي دارو است . مثلا درضد عفوني كننده ها ، مس و ساير فلزات سنگين كه براي نابود كردن باكتري ها به كار مي روند و گسترش مقاومت ميكروبي در آن نقش دارد اين مكاميسم موثر است .
4) بهره گيري ازيك راه متابوليكي متفاوت :
در مقاومت پني سيلين توسط استافيلو كوك و استر پوكوك ديده شده است .
5) تغيير شكل در محل هدف:
علل نا معلوم مقاومت شامل حالت فيزيولوژيك ارگانيسم (حالت مقاوم يا ساكن ) ، غير فعال شدن يا آنتا گونيست بودن با ساير داروها ، غيرفعال شدن دارو به وسيله آنزيم هاي توليد شده در محل عفونت توسط ساير باكتري ها و حالت آنتاگونيستي اثرات دارو با مواد زائد سلولي يا اجسام خارجي و توقف فعاليت دارو در PH پايين و هيپوكسي است .

كپك‌ها در غذاي ماهي و آفلاتوكسيكوزيس

آفلاتوكسيكوزيس بيماري است كه اكثر انواع ماهيان را تحت تاثير قرار مي دهد ونتايج وقتي حاصل مي شود كه غذاي آلوده به آفلاتوكسينها توسط ماهي خورده شود.آفلاتوكسينها مواد شيميايي هستند كه بوسيله انواع قارچها ( آسپرژيلوس فلاووس و آسپرژيلوس پارازيتيكوس ) توليد مي شوند كه بطور كلي بعنوان كپك شناخته مي شوند.آفلاتوكسينها بطور كلي دانه هاي روغني بمانند تخم پنبه،بادام زميني،ذرت ،گندم ،تخم آفتاب گردان ،غذاي ماهي و بطور كلي تمام غذاها مي توانند به آفلاتوكسينها آلوده شوند.چهار آفلاتوكسين اصلي شامل آفلاتوكسينهاي B1 ، B2 ، G1، G2مي باشند كه بطور مستقيم دانه هاي روغني و غذاي ماهي را آلوده مي كنند.عواملي كه باعث افزايش آفلاتوكسين در غذاها ميشوند شامل درجه حرارت محيطي بالاي 27 درجه سانتي گراد ،رطوبت محيطي بالاتر از 62درصد ورطوبت غذاي بالاي 14 درصد ميباشند. مقدار آلودگي با موقعيت جغرافيايي،روشهاي انبار كردن و عمل آوري مواد غذايي تغيير خواهد كرد. انبار كردن نامناسب مواد غذايي يكي از متداولترين عامل مستعد كننده براي رشد آفلاتوكسين وتوليد كپك مي باشدوآن عامل مي تواند توسط پرورش دهنده ماهي كنترل شود.

مفهوم آفلاتوكسين در غذاي ماهي

آفلاتوكسين B1 يكي از قويترين آفلاتوكسين عامل ايجاد كننده سرطان بطور طبيعي در حيوانات مي باشد.اولين شيوع آفلاتوكسيكوزيس ماهي در هچري ماهي قزل آلا در سال 1960 اتفاق افتاد.در قزل آلاي رنگين كمان پرورشي كه باپلتهاي آماده شده با تركيب تخم پنبه آلوده به آفلاتوكسينها تغذيه شده بودند تومور هاي كبدي گسترش يافت. اگرچه تخم پنبه آلوده بمدت طولاني بعنوان اجزاي اصلي در تركيب غذا استفاده نشده بود با وجود اين بيش از 85 درصد ماهيها در اين هچري تلف شدند.انباركردن نا درست همه مواد غذايي و تغذيه با غذا هاي آلوده باعث آلودگي به آفلاتوكسينها مي شود.آفلاتوكسيكوزيس اكنون در صنعت قزل آلاي رنگين كمان بخاطر مقررات سخت اداره دارو و غذا (F.D.A) بعلت غربالگري آفلاتو كسين در دانه هاي روغني،ذرت وساير اجزاي خوراكي محدود شده است. به هر حال اين سم ماهيان پرورشي گرمابي مانند تيلاپيا،گربه ماهي را بدليل افزايش فرمولاسيون جيره غذايي با اجزاي گياهي به مقدار بيشتر و اجزاي حيواني به مقدار كمتر،بيشتر تحت تاثير قرار مي دهد. دليل افزايش پتانسيل گسترش آفلاتوكسيكوزيس در اين انواع ( ماهيان گرمابي) سريع مورد توجه قرار گرفت كه اجزاي گياهي پتانسيل بالا تري نسبت به اجزاي حيواني براي آلودگي با آفلاتوكسينها را دارند.در شرايط گرمسيري و نيمه گرمسيري پتانسيل گسترش آفلاتوكسيكوزيس بعلت انبار كردن مواد غذايي تحت شرايط رطوبت پايين وحرارت بالا افزايش مي يابد . غذاي قرار گرفته در معرض سم آفلاتوكسين علاوه بر ضربه اقتصادي باعث تلفات شديد درحيوانات مي شود. وسعت بيماري كه بوسيله آفلاتوكسينها ايجاد مي شود به سن و نوع ماهي بستگي دارد.بچه ماهيها به آفلاتوكسين بيشتر از بالغين حساس هستند و بعضي از انواع ماهيها نسبت به سم آفلاتوكسين بيشتر حساسند.مطالعات انجام شده روي ماهي تيلاپياي نيل نشان داد كه وقتي ماهيها با جيره غذايي حاوي 8/1 ميلي گرم آفلاتوكسين B1 در هر كيلوگرم غذا بمدت 75 روز تغذيه شده بودند كاهش سرعت رشد بعلاوه ناهنجاريهاي بافتي يا زخم هايي در كبد را كه علامت شروع و گسترش سرطان بود نشان دادند.درمطالعه ديگرغلظتهاي مختلف آفلاتوكسين B1 را بر روي تيلاپياي نيل 7/2 گرمي انجام دادند.ماهي هايي كه با جيره غذايي محتوي 5/2، 10 يا 100 ميلي گرم آفلاتوكسين B1 در هر كيلوگرم غذا بمدت 8 هفته تغذيه شده بودند كاهش وزن و كاهش شمار سلولهاي خوني را نشان دادند.ماهيان تغذيه شده به ميزان 10 ميلي گرم آفلاتوكسين B1 در هر كيلو گرم غذا ناهنجاري كبدي را نشان دادند. وماهياني كه با100 ميلي گرم آفلاتوكسين B1 در هر كيلوگرم غذا تغذيه شده بودند كاهش وزن همراه باآسيب كبدي و60 درصد ماهيها نيز در پايان آزمايش تلف شدند.ساير مطالعات نشان دادند كه سطح تحمل آفلاتوكسين براي تيلاپيا با روش پرورش ماهي فرق ميكند. در آب سبز وجاري حضور مقدار 25 تا 39 ppb آفلاتوكسين در آب باعث كاهش رشد بدون تلفات ماهي مي شود.در پرورش قفس غلظت آفلاتوكسين بالاي 5 ppb در آب باعث افزايش سرعت مرگ ومير ميشود.قزل آلاي رنگين كمان در مقايسه با گربه ماهي به سم آفلاتوكسين B1 بيشتر حساس مي باشد.قزل آلاي رنگين كمان تغذيه شده با جيره حاوي 0004/0 ميلي گرم آفلاتوكسين B1 در هر كيلوگرم غذا (4/0ppb) بمدت 15 ماه احتمالآ بميزان 14 درصد تومور ها گسترش مي يابند.در قزل آلاي رنگين كمان تغذيه شده با جيره حاوي 02/0 آفلاتوكسين B1 در هر كيلوگرم غذا (20 ppb ) بمدت 8 ماه ميزان شيوع تومور هاي كبدي 58 درصد وبا ادامه تغذيه بمدت 12 ماه ميزان شيوع تومور ها به83 درصد رسيد. گربه ماهي تغذيه شده با جيره حاوي 10 ميلي گرم آفلاتوكسين B1 در هر كيلوگرم غذا (10000 ppb ) بمدت 10 هفته كاهش سرعت رشد وزخمهاي داخلي خفيف را نشان دادند.

علائم آفلاتوكسيكوزيس در ماهي :

علائم اوليه جدا شده از آفلاتوكسيكوزيس شامل پريدگي رنگ آبششها، آسيب توده خوني ،كاهش سرعت رشد و كاهش وزن اشاره كرد.تغذيه طولاني مدت با غلظتهاي پايين از آفلاتوكسين B1 باعث ايجاد تومورهاي كبدي مي شود كه بصورت زخمهاي پريده رنگ ظاهر مي شوند كه به كليه نيز انتشار پيدا مي كنند.افزايش مرگ و مير ماهيان (شمار بالايي از ماهيان مرده ) ممكن است مشاهده شود. آفلاتوكسينها مي توانند بصورت غير مستقيم و با اثر بر روي مواد غذايي موجود در جيره باعث ايجاد بيماري شوند.بعنوان مثال آنتي اكسيدانهاي محلول در چربي بمانند ويتامين A وآنتي اكسيدانهاي محلول در آب و ويتامينهايي بمانند ويتامين C ( ويتامين ضروري براي اعمال ايمني ) و تيامين (ويتامين ضروري براي اعمال متابوليكي و تغذيه اي ) موجود در غذاها بوسيله اين سموم غير فعال مي شوند. بنابراين تعجب آور نيست كه آفلاتوكسينها ايمنيت را كاهش مي دهند وماهي را نسبت بيماريهاي باكتريائي،ويروسي و انگلي بيشتر حساس مي كنند.اين اثرات اغلب مورد توجه واقع نمي شود وبخاطر كاهش بازده توليد (كاهش رشد،كاهش وزن و افزايش مقدار غذا براي رسيدن به وزن بازاري و افزايش هزينه هاي بهداشتي) منفعت حاصل نمي شود.

مديريت و كنترل

بايستي غذاهايي كه بتازگي آماده شده وبصورت صحيح انبار شده اند براي مراكز پرورش خريداري شوند.خار وخاشاك بايد بدور از مواد غذايي باشند ودانه ها بايستي در ساختمانهاي تميز انبار شوند.در حد امكان غذاهاي ماهي بايستي در ساختمانهايي كه درجه حرارت و رطوبت آنها كنترل مي شود انبار شوند.غذاهاي ماهي را روي پالتها وبفاصله يك قدمي ديوار (پرهيز از بهم فشردگي ) ودر جاي خنك و خشك بمدت طولاني تر از 3 ماه نبايستي انبار كرد و غذارا خارج از انبار بمدت بيش از 2 هفته نبايستي نگهداري كرد.وقتي كه غذا ها بمدت طولاني وتحت شرايط بهداشتي فقير انبار شوند مشكلات بهداشتي ازقبيل رشد كپكها، كاهش ويتامينها و فساد روغنهاي موجود در مواد غذايي بوجود مي آيد.كنترل جوندگان و حشرات درنگهداري كيفيت غذاها وبدور از آفلاتوكسينها مهم است.با دقت در تاريخ توليد از خريداري غذاهاي كهنه اجتناب شود. همچنين موقعي كه غذا را خريداري مي كنيم بايستي از روشهاي انبار كردن غذا بوسيله فروشنده اطلاع كافي داشته باشيم.غذاهايي كه بمدت طولاني انبار مي شوند احتمال آلودگي با كپكها وجود داشته و تغيير رنگ داده وبصورت قلنبه وبهم چسبيده و بوي كپك زده ميدهند.غذاهاي كهنه از رطوبت اشباع بوده و خيس هستند.هر ظرفي كه براي انبار كردن غذا استفاده ميشود بايستي كاملآ تميز بوده و عاري ازرشد كپكها بر سطوحشان باشند(ظروف غذا و غذاده اتوماتيك).آزمايش منظم غذا ها از لحاظ حضور آفلاتوكسين عقيده خوبي مي باشد.بازرسي ساده بر روي فارم انجام مي شود (جستجوي كپكهاي آبي –سبز روي غذا )بطور مثال نور سياهي با تشعشع سبز مايل به زرد ممكن است در حضور آسپرژيلوس فلاووس ايجاد شود.در صورتيكه نور سياه يك روش تشخيصي سريع بوده و شاخص آسپرژيلوس فلاووس مي باشد ودر تمام موارد نيز موثر واقع نمي شود.

اگر به آفلاتوكسيكوزيس مشكوك شويم كيتهاي تجارتي براي تشخيص غلظت آفلاتوكسين در غذاها بمانند Vertox وAlfa BTM وجود دارند.ابن كيتها اكنون به آساني از شركتهايي بمانند شركت Neogon وشركت VICAM قابل تهيه مي باشند. با اين كيتها فقط مدت كمتر از20دقيقه جداسازي آفلاتوكسين انجام مي گيرد گران نيستند و به آساني در فارم مي توانيم استفاده كنيم. روش قديمي تشخيص غلظت آفلاتوكسينها شامل جداسازي با روشهاي شيميايي بوسيله كروماتوگرافي با لايه نازك يا كروماتوگرافي با مايع با فشار بالا مي باشند ولي اين روشها اغلب طولاني ،پر هزينه و پيچيده و مشكل ميباشند.استفاده از غذاي آلوده به آفلاتوكسينها خطراتي را بدنبال دارد كه توليدكننده بايستي به آنها توجه كند كه در بالا تشريح شد.بخاطر داشته باشيم كه ماهيهاي جوان نسبت به بالغين بيشتر حساس هستند. اگر مشكوك شديم كه غذا مقدار اندكي آلوده به كپكها ست بهتر است غذاي آلوده جدا و بدور انداخته شود واز غذا دهي به نوزادان و ماهيان پرواري خودداري كنيم.اصلاح غذاهايي كه مقدار كمي آلوده به كپكها ميباشند شامل اضافه كردن سم غير فعال شده به غذاهاي انبار شده مي باشد.شركتي بنام Nutriad International در توليد اين مواد اختصاص دارند. سم غير فعال شده بنام Toxy-nil براي كنترل گسترش كپكها بوسيله اتصال به آفلاتوكسينهاي موجود در غذا آنها را غير فعال ساخته و از رشد كپكها در غذا جلوگيري مي كند.اگر غذا آلودگي سنگيني به آفلاتوكسينها داشته باشد بايستي از غذا دهي خودداري كرده و غذاي جديد خريداري كرد.افزايش آگاهي و نظارت مداوم به حضور آفلاتوكسينها در غذا خطر ابتلا به آفلاتوكسينها را كاهش خواهد داد.

كنترل منظم سطوح آفلاتوكسين در غذاي ماهي

با توجه به اينكه آفلاتوكسينها اغلب در جنوب شرقي آمريكا اتفاق مي افتد.محصولات كشاورزي بطور عادي از لحاظ حضور آفلاتوكسيها بررسي مي شوند. FDA براي غربالگري آفلاتوكسين در دانه هاي روغني ،ذرت و ديگر اجزاي غذايي مقررات سختي را اجرا مي كند.سطوح قابل تحمل آفلاتوكسين در غذاهاي ماهي وجود ندارد ولي FDA حداكثر مقدار 20 ppb را در تركيب غذايي براي حيوانات اهلي مجاز دانسته است.

خلاصه

آفلاتوكسينها سمومي هستند كه بطور عادي بوسيله كپكها توليد مي شوند. اين كپكها اغلب روي دانه ها وغذاهاي آماده اي كه در درجه حرارت 27 درجه سانتي گراد يا بالاتر ودر رطوبت بيش از 14 درصد نگهداري شده اند يافت مي شوند. اين شرايط اغلب دراستخرهاي پرورشي نواحي گرمسيري و نيمه گرمسيري ديده مي شوند.براي جلوگيري از بروز آفلاتوكسيكوزيس ، بايد از تاريخ توليد وتاريخ انقضاء غذاهاي خريداري شده ونيز از روشهاي انبار كردن غذاها اطلاع كافي داشته باشيم .از بكار بردن غذاهايي كه تغيير رنگ داده ،بصورت قلمبه و بهم چسبيده اند و بوي كپك مي دهند پرهيز كنيم.بطور منظم ظروف غذا،انبارمواد غذايي وغذاده هاي اتوماتيك را نظافت كنيم. آفلاتوكسينها با كاهش سرعت رشد،آسيب رساندن به سيستم ايمني و در برخي موارد با تلفات در استخرهاي پرورشي، باعث كاهش توليد مي شوند.انبار كردن غذا بصورت صحيح ( در مكان خنك، خشك،روي پالتها وبفاصله حداقل يكقدمي ديوار) مي توانند از ضربات اقتصادي بيش از حد جلوگيري كنند.

كشت و پرورش صدف‌هاي خوراكي و امنيت غذايي

باتوجه به رشد سرسام‌آور جمعيت جهان منابع غذايي دريايي و فعاليت‌هاي آبزي‌پروري نقش مهمي را در توليد پروتئين حيواني برعهده دارند.

درحال حاضر اكثر ذخاير شيلاتي در دنيا بيش از حد مورد استفاده قرار گرفته، كه اين امر منجر به كاهش ذخاير ماهي، نرمتنان و سخت‌پوستان گرديده است، بنابراين آبزي‌پروري يا كشتاب‌ورزي (Aqaculture) به‌عنوان پاسخي براي مشكل امنيت غذايي و سوء تغذيه پروتئيني به‌خصوص در كشورهاي درحال توسعه مطرح مي‌باشد.

كشت و پرورش نرم‌تنان (Shell fish) خوراكي به عنوان يك روش عملي مناسب براي افزايش توليد غذا مورد توجه بوده و در اين بين صدف‌ها سهم عمده‌اي را به خود اختصاص داده‌اند و درصورتي‌كه توليد آنها بطور قابل ملاحظه‌اي افزايش يابد گام مؤثري در جهت توليد پروتئين حيواني ارزان قيمت و مبارزه با سوء تغذيه پروتئيني خواهد بود (ميزان پروتئين صدف‌ها در حد گوشت مرغ يا خوك مي‌باشد)، بعلاوه پرورش صدف فرصت‌هايي را براي پيشرفت اقتصادي جوامع ساحلي و ايجاد اشتغال و درآمد به دنبال خواهد داشت. كشورهاي اسپانيا، هلند، فرانسه، ايتاليا، ژاپن و آمريكا از پرورش‌دهندگان عمده صدف‌هاي خوراكي بوده و كشورهاي ديگر مانند نيوزلند، مكزيك، تونس، جمهوري كره و كانادا نيز درصد كم‌تري از توليد صدف‌هاي خوراكي پرورشي را به خود اختصاص داده‌اند.

نرم‌تنان

ـ آبزيان پرورشي به دو گروه فين فيش (fin fish) و شل فيش (shel fish) تقسيم مي‌شوند كه خود شل فيش‌ها شامل سخت‌پوستان و نرم‌تنان مي‌باشند. نرم‌تنان از اولين آبزياني هستند كه انسان با آنها آشنا شده است. قدمت شناخت نرم‌تنان به وسيله انسان حتي از شناخت و اهلي كردن سگ و گربه هم بيشتر است بطوري‌كه ژاپني‌ها و رومي‌ها سال‌ها قبل از ميلاد بر روي پرورش و پرواربندي صدف‌ها كار مي‌كردند و صد‌ف‌ها را از مناطق كم توليد به مناطق پرتوليد مي‌بردند و از آنها استفاده مي‌كردند. درحال حاضر بالاترين رقم توليد از نظر تقسيم‌بندي گروهي با نرم‌تنان است زيرا 30 تا 35 درصد آّبزيان پرورشي را تشكيل مي‌دهند. نرم‌تنان داراي ويژگي‌هايي مي‌باشند كه اهميت آنها را دركشتاب‌ورزي بالابرده است. در سرمايه‌گذاري براي پرورش ماهي دو فاكتور براي كشتاب‌ورزي مهم و هزينه‌بردار است: 1 ـ سرمايه‌گذاري ثابت: شامل خريد زمين، ايجاد تأسيسات و غيره 2 ـ سرمايه‌گذاري در گردش: سرمايه‌اي كه از لحظه شروع كار تكثير و پرورش نياز است.

در پرورش ماهي در بخش هزينه در گردش دو هزينه بزرگ غذا و خريد بچه‌ماهي وجود دارد. در كشتاب‌ورزي نرم‌تان هزينه ثابت وجود ندارد زيرا كار در دريا صورت مي‌گيرد و در هزينه در گردش هم هزينه غذا نداريم زيرا نرم‌تنان و صدف‌ها فيلتر فيد ر(filter feeder) هستند. يعني از فيتوپلانكتون‌ها و ماد آلي و جامعه‌ي معلق در آب تغذيه مي‌كنند و چون تغذيه كننده از سطح اوليه زنجيره غذايي مي‌باشند، بسيار مقرون به صرفه هستند از سوي ديگر تهيه و جمع‌آوري صدفچه‌ها (spat) جهت پرواربندي، به آساني و ارزاني صورت مي‌گيرد. از ويژگي‌هاي ديگر آن است كه بيش‌تر در مناطق استوايي و گرم پرورش داده مي‌شوند كه هزينه‌هاي كارگري و سرمايه‌گذاري وابسته پايين مي‌باشد.

انواع صدف‌هاي پرورشي

ـ خانواده اوستريده (Osteridea): عمده‌ترين صدف‌هاي پرورشي در سطح جهان از نظر ميزان پرورش و ارزش مي‌باشند. در زبان انگليسي به آنها اويستر (Oyster) گويند. همه انواع آنها سسيل (sessile) (ثابت در يك نقطه) و چسبيده به بسترند. در مناطق گرم و معتدل وجود دارند، همچنين اينجانب (اسحاقي) طي گشت‌هايي كه در سواحل چابهار داشته‌ام مقادير بسيار زيادي از صدف‌هاي اين خانواده به‌خصوص ساكوسترا كوكولاتو (saccostra cuculat) را در سواحل صخره‌اي دريايي بزرگ چابهار مشاهده نموده‌ام.

ـ خانواده پكتنيده (Pectenidea): به اينها اسكالوپ گويند. جزو نرم‌تنان گران‌قيمت مي‌باشند. در مناطق معتدل سردسير وجود دارند. تنها دوكفه‌ايها هستند كه قدرت شنا دارند. اينجانب (اسحاقي) طي عمليات غواصي كارشناسان مؤسسه تحقيقاتي شيلاتي چابهار در قسمت اسكله شهيد كلانتري چابهار اين آبزي را به مقدار قابل توجهي مشاهده نموده‌ام.

ـ خانواده ميتيليده (Mytilidea): به آنها ماسل (Mussel) گويند. صدف‌هاي ارزان با توليد بسيار بالا كه در شمال و جنوب ايران ديده مي‌شوند. اينجانب (اسحاقي) مقادير بسيار زياد و در تراكم‌هاي بسيار بالايي از اين صدف‌ها به‌خصوص صدف لب‌سبز (Green mussel) را در مناطق اطراف چابهار به‌خصوص سواحل زمين و تيس مشاهده نموده‌ام.

ـ خانواده هاليوتيده (Haliotidae): به فرانسوي به آنها آبالون (Abalone) گويند.

ـ خانواده مرسراريده (Merceraridae): به آنها كلام (Clam) گويند. بزرگ‌ترين صدف‌هاي جهان در اين خانواده مي‌باشند. گونه‌اي در استراليان به نام Giant Clam وزنش به 150 كيلوگرم بالغ مي‌شود. اينجانب (اسحاقي) مقادير بسيار زيادي از صدف‌هاي اين خانواده را از رودخانه باهوكلات خورگواتر جمع‌آوري و بررسي نموده‌ام بطوري‌كه اين صدف‌ها در عمق 15 ـ10 سانتي‌متري بستر بسيار لجني مستقر بودند.

ـ خانواده آرسيده (Arcidae): به آنها كاكل (Cockle) گويند. از نظر گوشت، حجيم‌ترين صدف‌ها هستند.

تأثير عوامل مختلف بر شدت فيلتر كردن آب و رشد و نمو صدف‌ها:

1 ـ درجه حرارت: با افزايش درجه حرارت، شدت فيلتر كردن آب افزايش مي‌يابد كه محدود مي‌باشد. 2 ـ شدت جريان آّب: با افزايش شدت جريان آب، شدت فيلتراسيون تا حدي افزايش مي‌يابد و بعد كم مي‌‌شود. 3 ـ ميزان تراكم غذا: شدت فيلتراسيون آّب با ميزان تراكم غذا نسبت عكس دارد. 4 ـ اندازه صدف: با شدت فيلتراسيون آب نسبت مستقيم دارد.

تكنولوژي پرورش

در رابطه با پرورش صدف دو مرحله وجود دارد، مرحله اول شامل جمع‌آوري صدفچه‌ها Spat collection و مرحله بعدي شامل پرواربندي (Grow- up) صدفچه‌هاي جمع‌آوري شده تا رسيدن به سايز بازاري و عرضه براي مصرف مي‌باشد.

الف) جمع‌آوري صدفچه‌ها: محيط زيست و ذخاير طبيعي منبع اصلي براي جمع‌آوري صدفچه‌ها به‌منظور پرورش مي‌باشند (در مورد صدف‌هايي كه به تعداد زياد پرورش داده مي‌شوند مانند اويسترها، تكثير مصنوعي آنها نيز انجام مي‌گيرد.) دوكفه‌ايها مناطق حاره با كاهش شوري آب ppt 34 به ppt 24 در مدت 3 تا 5 روز شروع به تخم‌ريزي مي‌كنند. در اويسترها مدت زمان بين زيگوت تا نشستن صدفچه‌ها (spat settlement) بر روي صخره‌ها 2 هفته طول مي‌كشد. پرورش‌دهندگان براساس تجارب خود زمان ايجاد صدفچه‌ها را مي‌دانند. در آب‌هاي جنوبي ايران ايجاد صدفچه‌هاي اويستر داراي دو پيك بهاره و تابستان مي‌باشد. غدد جنسي در نرها سفيد كرمي و در ماده‌ها صورتي يا قرمز‌رنگ است. اشكال لاروي صدفچه‌ها عبارتند از: 1 ـ تروكوفور (trocophore) يا نوزاد چرخدار 2 ـ وليجر (veliger) يا نوزاد پشمالو

3 ـ اسپات (Spat) يا صدفچه. در مرحله اسپات، صدفچه‌ها بر روي مكان‌هاي مناسبي نشسته و استقرار مي‌يابند و همين مرحله استقرار و ساكن شدن صدفچه‌ها بخش مهمي از اقدامات ما را در جهت تعبيه وسايل و ادوات خاصي كه آنها را كالكتور (collector) يا جمع‌آوري كننده مي‌ناميم، شامل مي‌شود.

براي جمع‌آوري صدفچه‌ها دو روش كلي وجود دارد:1 ـ روش روي بستر (on bottom) 2 ـ روش بالاي بستر (off bottom)

A ـ روش روي بستر شامل: 1 ـ استفاده از كالچها (پوسته صدف‌ها) كه اين پوسته‌ها را در كف بستر مناسب و همواري كه عاري از شكارچيان صدفچه‌ها مي‌باشند، قرار داده و مفروش مي‌كنند. 2 ـ استفاده از سفال، كه از سفال‌هاي نيم‌سيلندري (كه در ساختن سقف به‌كار مي‌رود) استفاده مي‌شود كه اينها را جفت جفت روي هم قرار مي‌دهند.

B ـ روش بالايي بستر شامل: 1 روش استون ريج (Ston bridge)،‌ در اين روش از صفحات 8 شكل براي استقرار صدفچه‌ها استفاده مي‌شود: 2 ـ استفاده از تيرچه (stick) كه با تيرچه نوعي پل شامل تيرچه افقي متصل به چند پايه عمودي درست مي‌كنند تا صدفچه‌ها روي آنها مستقر شوند. 3 ـ استفاده از شاخ و برگ درختان 4 ـ استفاده از كالچهاي بند شده 5 ـ روش راك (Rack) 6 ـ روش L وارونه

ب) پرواربندي صدفچه‌ها: در بسياري از سيستم‌ها جمع‌آوري و پرورش صدفچه‌ها جداي از هم نبوده و صدفچه‌هاي جمع‌آوري شده تا رسيدن به مرحله بازاري بر روي يك سيستم قرار مي‌گيرند. در بسياري از موارد هم صدفچه‌هاي جمع‌آوري شده را از كالكتورها جدا كرده و براي پرورش، آنها را به سيستم‌هاي ديگر انتقال مي‌دهند. براي پرواربندي صدفچه‌ها بسته به شرايط، عمق آب، نوسانات جزر و مدي و مواد تشكيل دهنده ساحل و مواد استفاده شده در طراحي سيستم‌ها، اساساً دو روش روي بستر و بالاي بستر وجود دارد.

A ـ كاشت در روي بستر شامل: 1 ـ پخش كردن صدفچه‌ها بر روي بستر مناسب 2 ـ كشت در سيني (tray culture) كه اطراف اين سيني‌ها را كه توسط ريل با ساحل در ارتباطند با توري پوشانده‌اند.

B ـ كشت در بالاي بستر شامل: 1 سيستم بوشت (Bouchet sys)، كه قديمي‌ترين سيستم پرورش صدف مي‌باشد و در سواحل بسيار لجني با شيب ملايم و نوسانات زياد جزر و مدي نتايج خوبي داشته كه به‌صورت تيرچه‌هايي است كه در كف دريا كوبيده مي‌شود و صدفچه‌ها را روي آنها مستقر مي‌كنند. 2‌ـ سيستم رف يا كلك (Raft sys.) كه ساختاري شبيه كلك‌هاي شناور دارد و از اين كلك‌ها طناب‌هاي عمودي آويزان مي‌باشند. از اين سيستم معمولاً در نواحي با شرايط خوب جوي در مكاني كه شيب ساحل تند و داراي نوسانات جزر و مد قابل ملاحظه‌اي است استفاه مي‌شود. 3 ـ سيستم خطي يا لانگ لاين (Long line) كه از يك طناب طويل عرضي و تعدادي طناب عمودي كه به آنها اتصال دارند تشكيل شده كه اين طناب عرضي توسط شناورهايي كه در سطح آب شناور مي‌باشند كه درخورهاي كم عمق كه دامنه جزر و مدي آنها پايين است استفاده مي‌شود. 4 ـ روش‌ تايرهاي مستعمل (scrap tire) كه مانند سيستم رف است و از تايرهاي مستعمل استفاده مي‌شود. 5 ـ سيستم لاك يا چارچوب 6 ـ روش استيك (Stick) يا تيرچه

ـ در بررسي و تحقيق در مورد امكان كشت و پرورش صدف‌ها اولين قدم، مكان‌يابي (Site selection) مي‌باشد كه بايد مكاني را انتخاب كنيم كه دور از جريانات تند دريايي باشد پس بايد نقشه‌ها و نمودارهاي چند سال اخير منطقه مورد نظر را بررسي كرده و ديگر اينكه بايد در مكاني باشد كه از نظر تغذيه‌اي و پلانكتوني در سطح بالايي باشد. به‌منظور شناسايي دقيق كيفيت توليدمثل بايستي رابطه بين دوره توليدمثل و تغييرات شرايط محيط و مكان را بررسي كرد، از جمله درجه حرارت ـ آلودگي ـ تغييرات ناگهاني فشار جوي طوفان ـ باران و غيره.

ـ صدف‌ها داراي شكارچياني مانند ستاره دريايي ـ حلزون‌ها ـ خرچنگ‌ها ـ ماهيان گوشتخوار و سفره‌ماهي و انگل‌هايي مانند سوراخ كننده اويسترها (Purpura clavigera) مي‌باشد.

ـ در پايان بايد متذكر شويم كه براي آشنا كردن عموم مردم از ارزش غذايي صدف‌ها و ترغيب آن‌ها به مصرف اين نوع غذا تلاش زيادي لازم است بطوري‌كه محصولاتي كه ارزش افزوده ايجاد مي‌كنند مي‌بايستي صدف‌ها را براي مصرف‌كننده‌هاي غيرمعمول جذاب‌تر نمايند. برنامه‌ريزي آتي كشت و پرورش صدف احتياج به پوشش موسسه‌هاي مالي دولتي و خصوصي دارد.

همانگونه كه آشنايي آبزي پروران كشورمان با تكثير و پرورش ميگو توانست سهمي از بازار جهاني را نصيب ما كرده و از طرفي مصرف پروتئين دريايي را در كشور افزايش دهند مطمئناً فعاليت در زمينه كشت و پرورش صدف‌هاي خوراكي نيز مي‌تواند بعنوان فعاليتي نو در جهت تأمين پروتئين و ارزآوري براي كشورمان ايران، به دليل دارا بودن منابع غني در آبهاي جنوبي، مطرح باشند.

خلاصه:
در بسياري از كشورهاي درحال توسعه، سوء تغذيه پروتئيني باعث مرگ بسياري از مردم مي‌گردد. آبزي پروري مي‌تواند پاسخي باشد در راستاي مشكل امنيت غذايي، كشت و پرورش نرم‌تنان خوراكي به‌خصوص صدف‌هاي دوكفه‌اي (براي مثال ماسل‌ها) مي‌تواند در كنار توليد پروتئين حيوان ارزان‌قيمت جهت مبارزه با سوء تغذيه، فرصت‌هايي را براي پيشرفت اقتصادي جوامع ساحلي، اشتغالزايي و درآمدهاي صادراتي ايجاد نمايد. اين مقاله مي‌كوشد تا راه جديدي جهت توسعه پايدار صنعت شيلات ايران، ارائه نمايد.

ارزش غذايي آرتميا در تكثير و پرورش ماهي و ميگو

چكیده :
با گسترش صنعت آبزی پروری و اهمیت تكنولوژی در دنیا ، بخصوص در ایران و توسعه روز افزون پرورش انواع میگو و ماهی در كشور و با توجه به اینكه آرتمیا یكی از فاكتور های مهم در امر پرورش و تغذیه میگو است ، از طرفی از نظر اقتصادی ارزش آرتمیا و قیمت آن در بازار های جهانی رو به افزایش است میتوان با بهره برداری اصولی و علمی از این موجود آبزی چه بصورت پرورش مصنوعی و یا استفاده از منابع طبیعی دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی ، علاوه بر تأمین احتیاجات داخلی ، با صادرات مقادیر مازاد این محصول بصورت قابل توجهی برای كشور ارز آوری كرد .
در این میان دریاچه ارومیه با حدود 5000 كیلو متر مربع مساحت ، علاوه بر غنی بودن از نظر املاح و مواد معدنی زیستگاه گونه ای از آرتیما بنام آرتمیا اورمیانا می باشد . آرتمیا اورمیانا یكی از هفت گونه ارتمیای شناخته شده در جهان است و در حالت طبیعی 52% پروتئین و 4% چربی دارد . كه می توان میزان چربی آن را در پرورش مصنوعی و غذا دهی دستی به میزان 14 % افزایش داد .می توان از آن پس از انجام اعمال غنی سازی به عنوان حامل در انتقال انواع مواد غذایی ، ویتامین ها و انتی بیوتیك ها در تغذیه انواع آبزیان استفاده كرد .
در كشورهایی كه بازار آرتمیای جهان در اختیار آنهاست به ازای هر 100 هكتار زمین برای پرورش آرتمیا در مزارع پرورش حداقل 50 نفر كار گر ساده ، 10 نفر كارگر آموزش دیده بكار برده شوند . با توجه به سود آوری كلان ، ارز آوری كمك به رشد و اقتصاد بدون اتكاء به نفت . حل معضل بیكاری اهمیت مطالعات انجام شده در این زمینه را گوشزد می نماید .
در این مقام ارزش غذایی آرتمیای دریاچه ارومیه با استناد به یافته های نگارنده و محققّین مركز تحقیقات آرتمیا و جانوران آبزی دریاچه ارومیه ، مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت .

مقدمه
آرتمیا یكی از انواع مهم و نسبتاً گسترده سخت پوستان است كه از آبهای لب شور تا آبهای شور كه میزان املاح آنها ممكن است تا چند برابر آب دریا باشد زندگی میكند . اسم علمی این سخت پوست به زبان لاتین با توجه به شكل ظاهری آن آرتمیا ( به معنی گوشواره آبی ) می باشد . قدیمی ترین نوشته ها در بارة این آبزی به سال 1755 میلادی بر می گردد . كه توسط Schlosser و Bass Beking تهیه شده بود . در این گزارش آمده است كه برخی از قبایل آفریقایی از آن به عنوان غذا استفاده می كرده اند و حتی سرخپوستان و لیبیایی ها از آن به عنوان خوراك انسان استفاده كرده اند. این محققان آبزی مذكور را برای اولین بار در آبهای شور منطقه Lymington انگلستان شناسایی و نامگذاری علمی آن در سال 1758 توسط دانشمند سوئدی لینه به نام Artemia Salina انجام گرفت . آرتمیای دریاچه ارومیه برای اولین بار در سال 1899 توسط شخصی بنام Gunther شناسائی شد و در سال 1976 توسط : Clark و bowen تحت گونة جداگانه ای بنام Artemia Urmiana نام گذاری شد .
از آنجائیكه ارزش غذایی و كار برد آرتمیا در تغذیه آبزیان در سال 1933 ، به وسیله Alvin seale در امریكا و در سال 1939 توسط Rollebson در نروژ بیان شد . با روشن شدن ارزش غذایی و كار بردی آرتمیا در تغذیه ماهیان پرورشی ، برای اولین بار آكواریوم عمومی سانفرانسیسكو موفق به جمع آوری و خشك كردن تخم مقاوم آن كه اصطلاحاً سیست نامیده می شود گردید. و از نیمه دوم قرن 19 به بعد مطالعات و تحقیقات وسیعی در رابطه با مورفولوژی ، اكولوژی ، هیستولوژی ، ژنتیك ، بیوشیمی ،توكسیكولوژی و بیولوژی مولكولی و بسیاری از موضوعات دیگر آغاز گردیده و سال به سال گسترش بیشتری یافته است ، در حال حاضر تحقیقات و پژوهش در مورد موضوعات مختلف آرتمیا توسط مركز رفرنس جهانی آرتمیا در دانشگاه ژنت بلژیك ، مركز آرتمیای یونان و مركز رفرنس كالفرنیا و مركز رفرنس آرتمیای دانشگاه ارومیه در حال انجام می باشد . مطالعات اولیه بر روی دریاچه ارومیه توسط دكتر احمدی و دكتر آذری تاكامی در سال 1366 آغاز گشت و هم اكنون دكتر آق و دكتر نوری ، و كارشناسان متخصص در مركز رفرنس دریاچه ارومیه بررسی های تخصصی دراین خصوص را هدایت می كنند .
ارزش غذایی آرتمیا اورمیانا
آرتمیا اورمیانا یكی از هفت گونه شناخته شده آرتمیای دو جنسی در جهان است . ارزش غذایی آن در حد مطلوب است و دارای بیش از 52 در صد پروتئین و 4 درصد چربی است و تركیب و میزان اسیدهای آمینه و اسید های چرب آن در حدی است كه نیاز های آبزیان آبهای شیرین را به طور كامل بر آورده می سازد . از آن می توان مستقیماً یا پس از منجمدكردن و یا خشك كردن به عنوان یك خوراك پروتئینی مغذی برای پرورش انواع ماهیان ، میگو ها و خرچنگهای آب شیرین استفاده نمود و یا می توان پس ازغنی سازی برای پرورش ماهیان و میگو های آب شور بكار برد . تراكم آرتمیا در دریاچه ارومیه در وضع بسیار خوبی است و سالانه براحتی می توان صد ها هزار كیلو آرتمیا و تخم مقاوم آنرا بدون اینكه به اكوسیستم لطمه ای بخورد از دریاچه ارومیه صید نمود . تخم های مقاوم آرتمیا را می توان پس از صید خالص سازی ، خشك و بسته بندی كرد و جهت مصارف آتی و یا فروش آماده نمود . تخم آرتمیارا در هر زمان كه لازم باشد در طی 24 ساعت می توان به لارو تبدیل نمود و به عنوان غذایی زنده در اختیار لارو ماهی و میگو قرار داد .
مقادیر پروتئین و چربی آرتمیای دریاچه ارومیه در مراحل مختلف رشد به درصد :



آرتمیای بالغ
متا ناپلیوس
ناپلیوس اینستار 1
سیسیت فاقد كپسول

30/52
72/53
74/55
22/56
پروتئین

28/14
62/15
18/16
80/16
چربی



میزان پروتئین به روش كجدال وچربی به روش سوكسله اندازه گیری شده است . (حسینی1377 ، اكبرپور 1380)
در ابتدا از این موجود به عنوان غذای ماهیان اكواریومی استفاده می شد ولی بعداً با پی بردن به اهمیت آن در تغذیه لارو تازه تفریخ یافته انواع آبزیان ، كار برد آن در این زمینه به طور جدی مورد توجه قرار گرفت به طوریكه امروزه در صنعت آبزی پروری خصوصاً پرورش میگو به صورت اجتناب ناپذیری با آرتمیا پیوند خورده است و آرتمیا علاوه بر اینكه یك منبع غذایی با ارزش است دارای خصوصیات و ویژگی های فراوانی است كه هم برای پرورش دهنده و هم برای آبزیان بی نهایت مهم است .
از نظر بیولوژیك آرتمیا عاری از بیماری است ، برای آبزیان قابل قبول است ، براحتی توسط آبزیان دیده می شود و به سهولت شكار می شود ، غذایی لذیذ و مطبوع است ، قابل هضم بوده و مغذی است . از نظر مزایای آن برای پرورش دهنده نیز می توان گفت ، به سهولت قابل دسترس است و قابلیت نگهداری برای مدت طولانی را دارا است ، روند كشت آن بسیار آسان بوده و براحتی سیست ها ضد عفونی می شوند و مهمتر از اینها از آرتمیا می توان به عنوان حامل انواع مواد غذایی ، ویتامین ها ، آنتی بیوتیك ها و واكسن ها برای تغذیه آبزیان استفاده نمود . (Sorgeloos, 1987)
آنالیز های انجام شده بر روی ماده خشك آرتمیا ( پیش از آنكه به روش انجماد خشك گردد ) و بدنبال آن انجام آمالیز های دیگر نشان داد كه قابلیت تبدیل غذایی بالایی دارد ( بیش از 40% ) و ماده خشك آن 6 برابر حالت طبیعی پروتئین دارد . (Ronsivalli . 1987)
آرتمیا را می توان به عنوان یك منبع پروتئینی برای انسان نیز بكار برد . زیرا كه نسبت اسید های امینه اصلی در آرتمیا بكل اسید های آمینه بالاتر از مقادیری است كه پزشكان علوم تغذیه برای انسان توصیه كرده اند . از آرتمیا می توان به عنوان خوراك دام و طیور نیز استفاده كرد . بیومس آرتمیا به كمك صنایع جانبی به خوراك قابل قبول دام و طیور تبدیل می گردد .
با توجه به نرخ افزایش سالانه جمعیت جهان و ضرورت تأمین پروتئین خوراكی برای آنها ، بهره برداری از منابع طبیعی آبزیان نیز به شكل بی رویه ای افزایش یافته تا حدی كه در سال 1993 میلادی سهم صید از دریا ها و اقیانوس ها به 72 میلیون تن رسید و البته در كنار آن سهم ابزی پروری نیز تا 18 میلیون تن افزایش یافت ولی با رشد جمعیت در سالهای آتی و كم شدن ذخایر طبیعی آبزیان پیش بینی
می شود كه تا سال 2010 میلادی سهم صید از دریا ها و اقیانوس ها حد اكثر به60 ولی سهم پرورش آبزیان به 30میلیون تن افزایش یابد تكثیر و پرورش آبزیان ارتباط تنگاتنگی با تأمین خوراك مناسب و مغذی برای خود آبزیان در طی رشد و بخصوص در اوایل دورة لاروی آنها دارد . كشت و تولید آرتمیا از غذا های زنده دیگر بسیار راحت تر است و با صرف هزینه و نیروی كار كمتری می تواند انجام گیرد .
آمار صید و پرورش ابزیان


1972
1993
2000
2010

صید آبزیان
53 میلیون تن
72 میلیون تن
60 میلیون تن
60 میلیون تن

پرورش آبزیان
5 میلیون تن
18 میلیون تن
20 میلیون تن
31 میلیون تن



اهمیت اقتصادی آرتمیا
عرضه سیست آرتمیا در بازارهای جهانی از سال 1950 از دو منبع آن در آمریكا و یك منبع در كانادا آغاز شد . با گسترش تحقیقات پیرامون آرتمیا و افزایش استفاده های متنوع از آن در ابزی پروری مشكل كمبود سیست آرتمیا نمایان گشت .
اهمیت آرتمیا در صنعت آبزی پروری و مشكلات ناشی از كمبود سیست آن در كنفرانس های prouasoli (1969) FAO در سالهای 1976 ، 1972 و كنفرانسAsean در سالهای 1977 و 1976 مطرح گشته و به ضرورت استفاده وسیع ان در آبزی پروری در كنفرانس ها جهان ابزیان در سالهای اخیر اشاره شده است .
امروزه تولیدات تجاری سیست آرتمیا از آرژانتین ، برزیل ،كلمبیا ، چین ، تایلندوارد بازار شده است . اما عرضه سیست های نا نرغوب باعث آشكار شدن اختلافات ارزش غذایی گونه ها و سویه های مختلف آرتمیا گشت . لذا مبنای قیمت سیست آرتمیا بر مرغوبیت سیتها از نظر ارزش غذایی خصوصاً از نظر اسید های چرب ، غیر اشباع آلی ، اندازه و میزان تفریخ آنها بستگی دارد. بر طبق آمار در سال 1992 مصرف سالانة سیست آرتمیا حدود 2000 تن بر آورد شد كه سالانه حدود 15 تا 20 در صد بر نیاز جهانی آن افزوده می شود ( نوری ، 1375) .
امروزه آمریكا ، برزیل و چین بزرگترین تولید كنندگان سیست و بیوماس آرتمیا در جهان می باشند و آمریكا به تنهایی 70% بازار جهانی آرتمیا را دراختیار دارد و سالانه میلیون ها دلار از این تجارت سود می برد . جالب اینكه كشورهای نظیر تایلند و ویتنام بدون دارا بودن زیستگاه طبیعی آرتمیا و فقط با پرورش مصنوعی آن سالانه هزاران تن بیوماس و سیست آرتمیا تولید می كنند . ایران با بر خور داری از بزرگترین زیستگاه آرتمیا یعنی دریاچه ارومیه با وسعت 6000كیلو متر مربع می تواند با استفاده از هكتار ها زمین غیر زراعی حاشیه دریاچه ارومیه جهت فعالیتهای تولیدی ـ اقتصادی بسیار سود آور و ایجاد اشتغال برای هزاران نفر استفاده نمود. با توجه به تجربیات بدست آمده در نقاط مختلف جهان به طور متوسط به ازای هر 100 هكتار زمین برای پرورش آرتمیا حد اقل 50 نفر كارگر ساده ، 10 نفر كارگر آموزش دیده ، 6 نفر كارشناس و یك نفر متخصص می توانند در مزارع پرورش آرتمیا مشغول به كار شوند (اسكندری ، 1380).
سرمایه گذاری ثابت به ازای هر 100 هكتار زمین در حدود دو ملیارد و پانصد هزار ریال بر آورد می شود در حالیكه سالانه می تواند حدود پانزده هزار كیلو سیست خشك و حد اقل 100 تن بیوماس آرتمیا تولید كند . با توجه به اینكه ارزش سیست آرتمیا در بازار های جهانی با توجه به كیفیت آن حدود 120 تا 200 دلار می باشد . بنابراین فقط ارزش سیست تولیدی در یك سال با احتساب پائین ترین قیمت در همان سال اول حدوداً یك میلیون و هشتصد هزار دلار معادل پانزده میلیارد و چهارصد میلیون ریال یعنی 3 برابر كل سرمایه گذاری ثابت و غیر ثابت می باشد ( اسكندری ، 1380) . یعنی سود آوری این سرمایه گذاری از همان ابتدا در حدود 10 میلیون ریال به ازای هر صد هكتار زمین در سال بر آورد می شود و بی تردید میزان سود آوری از سال دوم تولید كمتر از 12 میلیارد ریال نخواهد بود (نوری و آق 1379).
اشكال متفاوت آرتمیا برای استفاده در پرورش آبزیان
دلیل اصلی استفاده از آرتمیا اسید های چرب n-3 آن می باشد كه در تغذیه انواع آبزیان بسیار موثر است . دارای مزایای دیگری نیز می باشد كه در ادامه به آنها اشاره می شود .
سیست های پوسته زدایی شده : كوریون یا پوسته سخت روی جنین آرتمیا غیر فعال آرتمیا را می توان با مواد شیمیایی در طی پرورش پوسته زدایی یا جدا نمود. جنین ها در طی این عمل ضد عفونی می شوند، بنابراین هر نوع باكتری روی غلاف سیست موجود باشد از بین می رود ، از خرده شدن پوسته توسط آبزی جلوگیری می شود ، اندازة آنها نسبت به ناپلی كوچك بوده و پر ارزش تر است در ضمن زمان تفریخ آنها نیز كوتاهتر می شود . این نوع آرتمیا بیشتر در پرورش مرحلة پست لاروی میگوی Penaecid استفاده می شود .
ناپلیوس تازه تفریخ یافته : ناپلیوس های مرحله اول و دوم لاروی آرتمیا احتمالاً بیش از مراحل دیگر آرتمیا در پرورش آبزیان مورد استفاده قرارمی گیرند . ارزش غذایی آنها به وجود اسید های چرب غیر اشباع خصوصاً EPA مربوط می باشد . از مزایای آن می توان به اندازه كوچك ، دارا بودن مواد ذخیره فراوان ، قابل رویت بودن ، دارا بودن اسید های آمینه و دارا بودن مقادیر زیادی آنزیم های پروتئولتیك اشاره كرد . از این ناپلیوس ها می توان در پرورش و تغذیه لاروی كلیه ماهیان پرورشی وكلیه ده پایان بجز لارو گونه های Penaeus استفاده كرد.
متاناپلیوس : بدلیل كمبود مواد غذایی ذخیره ای تا چندین سال قبل ، از اهمیت كمتری بر خور دار بودند ولی در سالهای اخیر با معرفی تكنیك های غنی سازی آرتمیا امروزه در سر تا سر جهان مورد استفاده قرار می گیرند . مهمترین عاملی كه استفاده از آنها را محدود می كند . اندازة بزرگ آنهاست كه تغذیه توسط لارو آبزیان را مشكل می سازد .
آرتمیا های جوان و بالغ : از مزایای آن افزایش میزان پروتئین و كاهش میزان چربی آنهاست كه در پرورش میگو برای رشد و بلوغ جنسی سریعتر و در پرورش ماهیان آكواریومی استفاده می شود .
آرتمیا های خشك و منجمد تحت سرمای شدید : بیوس آرتمیا را می توان به این طریق نگهداری كرد بدون اینكه تغییری در تركیب غذایی شلن بوجود آید . امروزه مصرف آن در پرورش لارو سخت پوستان و ماهیان مورد توجه قرار گرفته است (حسینی ، 1377) .
پیشنهادات
مقدار پروتئین آرتمیاهای بالغ دریاچه ارومیه كه در آزمایشگاه كشت یافته اند ( 3/52% ) با مقدار پروتئین ارتمیا های بالغ اخذ شده از خود دریاچه ارومیه ( 2/52 % ) اختلاف نا چیزی دارد.درعوض میزان چربی آنها به ترتیب 28/14 % و 93/4 % می باشد كه اختلاف قابل ملاحظه ای دارد . این اختلاف بدلیل تغذیه دستی در آزمایشگاه با موادی مثل سبوس برنج است .
با توجه به اهمیت اسید های چرب ضروری 20:5 , 18: 4, 18:3 كه همگی اسید های n-3 می باشند ، در تغذیه ابزیان و مطالعه مقادیر اسید های چرب در گونه های مختلف این نتیجه بدست آمده كه مقادیر اسیدهای چرب از گونه ای به گونه ای دیگر و حتی در داخل یك گونه در طول یك سال فرق می كند . در مراحل مختلف رشد آرتمیای دریاچه ارومیه ، بیشترین میزان اسید های چرب 20:5 (n-3) را درمرحله متا ناپلیوس بخود اختصاص می دهد .
در كل با توجه به بالا بودن میزان اسید های چرب 18 كربنه گروه n-3 در آرتمیای دریاچه ارومیه ، این گونه جزو گونه های مناسب برای تغذیه آبزیان آب شیرین محسوب می شود .
از آغاز تحقیقات علمی بر روی آرتمیای دریاچه ارومیه زمان زیادی نمی گذرد در نتیجه اطلاعات كاملی از این گونه بخصوص در دسترس نمی باشد این اطلاعات حاصل نمی شود مگر با انجام تحقیقات مكرر و مستمر درمراكز تحقیقاتی تخصصی . یكی از زمینه های تحقیقاتی بسیار اساسی در این ارتباط مطالعه ارزش غذایی آرتمیا است كه می بایستی بطور مستمر و متناوب انجام گیرد .
از سویی با توجه به اهمیت اقتصادی آرتمیا و نقش آن در پرورش آبزیان و با توجه به اینكه كشت و پرورش انبوه آرتمیا در كشور های مختلف نظیر چین ، تایلند و ویتنام نتایج موفقیت امیزی را بهمراه داشته است انجام طرح هایی جهت اجرای چنین پروژه هایی در ایران بخصوص در اطراف دریاچه ارومیه ضروری است . كشت و پرورش آرتمیا بصورت انبوه می تواند با توجه به قیمت جهانی آن ( 90 تا 120 دلار در هر كیلو ) می تواند در زمینه صادرات میزان زیادی ارز آوری نیز بهمراه داشته باشد .
تقدیر و تشكر
بدینوسیله از زحمات جناب آقای دكتر آق كه زحمت ویرایش این مقاله و همچنین زحمت راهنمائی اینجانب را در طی انجام طرح تعیین میزان پروتئین و چربی آرتمیا اورمیانا (1380 ) كشیدند و همچنین جناب آقای فضلی كه منایع جدید را در این زمینه در اختیار این جانب قرار دادند تقدیر و تشكر مینمایم .

فهرست منایع
آق ، نوری . نقش آرتمیا در شكوفائی اقتصادی استان اذربایجان غربی ، طرح تحقیقاتی سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان آذربایجان غربی ، 1380 .
اسكندری ، آرمین . بررسی كاریولوژی آرتمیا اورمیانا ، پایان نامه دورة دكترای دامپزشكی ، 1380 .
اكبر پور ، مهزاد . تعیین میزان پروتئین و چربی آرتمیا اورمیانا ، طرح تحقیقاتی دانشجویی مركز تحقیقات آرتمیا دریاچه ارومیه ، 1380 .
حسینی ، سید حسین . بررسی ارزش غذایی آرتمیای دریاچه ارومیه با تأكید بر تركیب اسید های چرب آن در مراحل مختلف رشد ، پایان نامه دورة دكترای دامپزشكی ، 1377

ويژگيهاي فيزيكي شيميايي آب مورد مصرف ماهيان گرم آبي

ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آب مورد استفاده و پرورش ماهیان گرمابی

ردیف نوع فاکتور مقادیر استاندارد
1 دما
30-20 ºC

2 شفافیت آب
< 30 cm

3 رنگ آب زرد متمایل به سبز

4 اکسیژن محلول
10mg/Lحداکثر

5 PH
7-8

6 درجه شوری
3ppt حداکثر

7 SH2
0

8 کل اهن
1mg/Lحداکثر

9 سولفاتها
10mg/Lحداکثر

10 آمونیاک کل
2-3mg/L

11 آمونیاک غیر یونیزه NH3
0.02mg/L

12 فسفر
0.5mg/Lحداکثر

13 سختی کل
100-200 ppr Caco3

14 قلیائیت کل
50-2000 mg/L Caco3

15 هدایت الکتریکی EC
حداکثر2000میکروموس بر سانتی متر مربع

16 BOD5
20mg/Lحداکثر

17 CO2
20mg/Lحداکثر

18 torbidity مواد معلق
80mg/Lحداکثر

ويژگيهاي فيزيكي شيميايي آب مورد مصرف ماهيان سرد آبي

ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آب مورد استفاده و پرورش ماهیان سردآبی
ردیف نوع فاکتور مقادیر استاندارد
1 دما
7-17 ºC

2 کدورت
25 mg/L

3 قلیائیت کل
10-400 mg/L Caco3

4 سختی کل
10-400 mg/L Caco3

5 منیزیوم
>20mg/L

6 آهن کل
0-0.15 mg/L

7 اهن دو ظرفیتی
منفی
8 آهن سه ظرفیتی
0.5 mg/L

9 سولفات
<500 mg/L

10 مس در آبهای سبک
<0.06 mg/L

11 مس در آبهای سنگین
<0.3 mg/L

12 روی
<0.05 mg/L

13 فسفر کل
0.01-3 mg/L

14 فسفر محلول
< 1 mg/L

15 کلر
< 0.003 mg/L

16 هیدروژه سولفوره
< 0.002 mg/L

17 آمونیاک کل
< 2 mg/L

18 آمونیاک غیر یونیزه NH3
< 0.013 mg/L

19 نیتریت
< 0.05 mg/L

20 نیترات
< 10 mg/L

21 کل مواد جامد محلول TDS
< 800 mg/L

22 مواد معلق رسوب پذیر
25mg/Lحداکثر

23 PH
6.8-8.4

24 هدایت الکتریکی EC
حداکثر432میکروموس بر سانتی متر مربع

25 اکسیژن محلول
7-12 mg/L بیش از 80% اشباع

26 کل فشار گازهای محلول
< %103 اشباع

27 CO2
0-10 mg/L

28 درجه شوری
< 10 ppt

دستورالعمل اجرايي نمونه برداري از مزارع پرورش و تكثير ماهي

دستورالعمل اجرایی نمونه برداری ازمزارع پرورشی و تكثير ماهيان سردآبي و گرم آبي
اين برنامه در دو قسمت ضوابط كلي ودستور العمل اجرايي با هدف ارايه راهكاري يكسان و همسو براي اجرا در كليه استانهاي كشور تدوين گرديده است . بديهي است اين برنامه بدون اشكال نبوده و اميد است همكاران محترم با راهنمايي هاي خود در جهت هر چه عملي كاربردي واجرايي تر كردن آن ما را ياري فرمايند .


ضوابط كلي :

الف) اهداف نمونه برداري: در طي بارديد ار مرارع ماهي سه حالت رير ممكن است مشاهده شود :

1 _ ماهي داراي علايم باليني بيماري باشند .

2 _ ماهي سالم يا به ظاهر سالم باشند.

3 _ ماهي ها دچار تلفات شده باشند .



بنابراين بسته به سه مورد فوق اهداف نمونه برداري متفاوت خواهد بود كه شرح آن خواهد آمد . بطور كلي نمونه برداري در مزارع تكثير و پرورش جهت حصول به اهداف زير انجام مي شود .

1 _ اهداف تشخيصي : كه جهت تشخيص بيماري در مزارع واجد ماهي بيمار و يا تلفات داده نمونه برداري صورت مي گيرد .

2 _ صدور گواهي بهداشتي كه براي تعيين سلامت و يا عدم سلامت ماهيان يك مزرعه و يا مركز صادر مي گردد.

3 _ بررسيهاي منظم دوره اي : كه براي تعيين سياست هاي پيشگيري رد يابي و شناسايي بيماريهاي احتمالي مختلف ماهي انجام مي شود و هدف آن است كه با شناسايي بيماريهاي احتمالي سياست هاي ويژه كنترل و پيشگيري اعمال شود . براي دو مورد فوق نمونه برداري از ماهيان سالم صورت مي گيرد .

الف _1 ) اهداف تشخيصي : براي تشخيص بيماري در مزارع بايستي از ماهيان در حال مرگ و يا ماهياني كه داراي علايم باليني بيماري مي باشند نمونه برداري صورت گيرد . ماهيان در حال مرگ نمونه هاي مفيد تري مي باشند زيرا داراي بيشترين تعداد پاتوژن هستند . در صورت عدم دسترسي به چنين نمونه هايي براي مقاصد باكتري و ويروس شناسي مي توان از ماهيان تازه تلف شده استفاده كرد . براي ماهيان سرد آبي نگهداري شده روي يخ مي توان تا 24 ساعت پس از مرگ براي مطالعات باكتري شناسي از آن نمونه برادري كرد در حاليكه يك ماهي گرم آبي (و حتي سرد آبي ) را اگر در محيط طبيعي نگهداري كنند پس از يك ساعت فاقد ارزش نمونه برداري و تشخيصي خواهد بود .

الف _ 1 _ 1 ) تعداد نمونه برداري : در مورد اينكه دقيقا چه تعداد ماهي جهت تشخيص بيماري نمونه برداري شود عقايد متفاوتي وجود دارد ولي براساس قوانين OIE حد اقل بايستي از 10 ماهي در حال مرگ يا با تظا هرات بيماري نمونه برداري انجام شود . بهر حال با توجه به تاريخچه ، ماهيت بيماري ، دسترسي به نمونه مطلوب ، ارزش ماهيان بيمار و يا توان آزمايشگاهي ممكن است نمونه برداري از تعداد متر صورت بگيرد ولي اين تعداد نبايستي كمتر از 5 عدد باشد .ُ
الف _ 2 ) نمونه برداري جهت صدور گواهي بهداشتي و بررسيهاي منظم دروه اي

هدف از اين نوع نمونه برداريها شناسايي وجود عفونتها تاخيري در ماهيان حامل بدون علايم باليني مي باشد . نمونه گيري بايستي از تمامي گونه ها ي مزرعه و جمعيت داخل يك گونه انجام شود. مزرعه و جمعيت به گروهي از ماهيان يك گونه گفته مي شود كه داراي منبع آب مشترك بوده و از يك مولد يا يك محموله تخم حاصل شده باشند در صورت مراجعه به مزارع جهت مقاصد فوق اگر ماهي در حال مرگ ديده مي شود بايستي ابتدا از آنها نمونه برداري نمود و بعد از ماهيان بظاهر سالم و يا سالم ديگر اقدام به نمونه برداري تصادفي نمود


الف _ 2 _ 1 ) تعداد دفعات مراجعه به مزرعه : در مزارع پرورش جهت انجام بررسيهاي منظم دوره اي بايستي در طول سال و در صورت امكان دو بار به هر مزرعه سركشي نمود . در غير اين صورت به دستورالعمل حاضر مراجعه شود . بازديد ها بايستي در فصول و دماهايي كه براي رشد ماهي و نيز روئت علايم باليني و جداسازي عوامل پاتوژن مناسب است صورت بگيرد . فلذا براي ماهيان گرمابي بايستي نمونه برداري عمدتا در شش ماه اول سال و براي سرد آبي در شش ماه دوم سال صورت پذيرد در مزارع تكثير بدليل اهميت بيشتر بايستي در صورت امكان نمونه برداري هرسه ماه يكبار جهت اطمينان از توليد بچه ماهيان سالم بهداشتي صورت پذيرد . در غير اين صورت به دستور العمل A مراجعه شود . همچنين بايستي از مولدين هر سال يكبار در زمان تخم كشي از اسپرم و مايع تخمداني نمونه برداري صورت گيرد . در صورت كه در مزرعه تكثير مولدين با سنين مختلف وجود داشته باشد نمونه برداري بايستي از ماهيان مسن تر صورت پذيرد .

تذكر (1) : در صورت وجود مسئول بهداشتي در مزرعه نامبرده موظف است تا ده روز يكبار ( در مزارع با وضعيت بهداشتي مناسب هر يك ماه يكبار ) ضمن نمونه برداري از ماهيان در صورت مشاهده افزايش تعداد انگل و يا مشاهده عوامل پاتوژن بيماريزا در مزرعه و احتمال شيوع بيماري بلافاصله مراتب را به كارشناسان دفتر بهداشت و مبارزه با بيماريهاي آبزيان در مراكز استانها اطلاع دهد تا كارشناس فوق ضمن بازديد و نمونه برداري از مزرعه اقدامات لازمه رابا كمك مسئول بهداشتي به اجرا در آورد

الف _ 2 _ 2 ) تعداد نمونه برداری: تعداد نمونه برداري براي اهداف صدورگواهي بهداشتي و يا بررسيهاي منظم دوره اي بايستي از نظر آماري معني دار بوده و بستگي به اندازه جمعيت مورد نظر و نيازمنديهاي مربوط به نوع مقررات وضع شده در هر كشوري داشته باشد معمولا تعداد نمونه براساس رسيدن به يك احتمال ( اطمينان ) 95 % مي باشد

ب) نمونه برداري از آب مزارع تكثير و پرورش :
در صورتيكه آب ورودي به مزرعه يا مركز از چشمه و يا چاه تامين شده باشد بدليل ثابت بودن فاكتورهاي آن يكبار نمونه برداري از آب ورودي آنها در سال و انجام آزمايشات مختلف آب كه متعاقباً ذكر مي شود ضروري و كافي است. مي توان فاكتورهاي متغيري مانند دما, CO2,O2,PH را در محل مزرعه انجام داده و بقيه آزمايشها را در آزمايشگاه مركز استان انجام داد . جهت انجام اين كار لازم است كه حداقل 2 ليتر از اب مزرعه سرد آبي لازم است و دررودخانه بدليل متغير بودن فاكتورهاي آب در طول سال, لازم است كه در هر بار مراجعه به مزرعه ضمن نمونه برداري و اخذ تاريخچه اقدام به نمونه برداري از آب و انجام آزمايشات مرتبط با آن بر اساس دستور العمل بخش 1-A,2-A نمود, نمونه برداري از آب و انجام آزمايشات آن بايستي هدفمند بوده و در جهت تشخيص بيماري و يا آگاهي از وضعيت موجود مزرعه و يا مركز تكثير صورت بگيرد, بهتر است آزمايشات آب در مزارع سرد آبي در نزديكي خروجي آب صورت بگيرد . حد طبيعي و بيماريزائي ( خطرناك ) فاكتورهاي فيزيكوشيمايي آب در جدول پيوست آورده شده است).

ج) روش صيد:
بهترين روش صيد ماهيان سرد آبي صيد با تور دستي ( ساچوك ) و براي ماهيان گرم آبي صيد با تورهاي ساليك ( ماشك پرتابي) مي باشد. در ماهيان سرد آبي صيد بهتر است در ساعات اوليه قبل از غذادهي و در ماهيان گرم آبي بعد از ظهر انجام شود. بهترين روش صيد ماهي كپور معمولي پرتاب ساليك در كناره ظروف غذاخوري است. صيد آمور نيز در كنار آخورهاي علوفه صورت گيرد. فيتوفاگ در تمامي سطوح, در لايه هاي بالائي استخر صيد مي شود ولي صيد ماهي سرگنده با توجه به جمعيت كم آنها بسيار مشكل است . صيد بايستي با ملايمت و بدون وارد آوردن استرس زياد صورت گيرد.

د) روش حمل ماهي به آزمايشگاه:
دـ1) ماهي زنده : با توجه به سرعت فساد پذيري ماهي و تفاوتهاي فراوان محيط خشكي با آب ماهيان غير زنده بغير از موارد معدود فاقد ارزش آزمايش مي باشند . فلذا انجام عمليات بررسي در آزمايشگاه, مستلزم حمل ماهي زنده به آزمايشگاه است. بدين منظور از مخازن پلاستيكي استوانه اي 60ـ50 ليتري دهانه گشاد كه حداكثر تا نيمه از آب همان استخر لحظاتي پيش از صيد برداشت شده است , استفاده مي شود و به ازاي هر كيلوگرم ماهي زنده 20 ليتر آب در نظر گرفته مي شود . جهت جلوگيري از تداخل نمونه ها صيد هر استخر در ظروف جداگانه حمل خواهد شد.
انتقال ماهي به ظروف بايد به آرامي بوسيله تورهاي دستي ساچوك انجام شود. از تماس دست و فشردن ماهي كه سبب از ميان رفتن بسياري از عوامل انگلي و پاتوژن , افزودن باكتريهاي دست به ماهي, ايجاد استرس و شوك و ترشح ناگهاني و بيش از اندازه موكوس كه سد دفاعي اوليه بدن مي باشد بايد دوري جست , زيرا سبب تلفات ماهيان صيد شده پيش از رسيدن به آزمايشگاه خواهد شد. با توجه به احتمال تلفات ناشي از حمل و نقل توصيه مي شود تعدادي بصورت اضافه و بدين منظور در نظر گرفته شود. مخازن حاوي ماهي زنده را در ماشين با طناب و يا هر وسيله ديگر ثابت نمائيد تا در طول راه در اثر تكانهاي شديد واژگون و ماهيان به بيرون ريخته نشوند.
استفاده از سنگ هوا و كپسول اكسيژن جهت هوادهي در طول مسير, سلامت حمل را تسهيل مي نمايد. فشار كپسول اكسيژن را بر روي 5/1 اتمسفر تنظيم مي كنند و سنگ هوا نيز توسط وزنه يا قطعه سنگي به كف ظرف ثابت گردد.
به منظور جلوگيري از بالا رفتن دماي آب در روزهاي گرم تابستان و ثابت نگهداشت آن با شرايط دماي مزرعه استفاده از كمي يخ در مخازن مي تواند به بقاي ماهيان كمك كند. استفاده از يخ بيش از حد نياز, باعث جدا شدن بسياري از انگلهاي بيماريزا از سطح بدن مي گردد. از كيسه هاي پلاستكي نيز مي توان جهت حمل و نقل ماهي و بويژه لارو آنها استفاده كرد . نسبت بين آب و اكسيژن در كيسه بايستي يك به سه (3 : 1) باشد.

دـ2) ارسال ماهي مرده : ماهيان تازه مرده و يا ماهيان به ظاهر بيمار زنده را بايستي بلافاصله در داخل كاغذ زرورق قرار داده و در داخل فلاسك يا يخدانهاي حاوي كيسه هاي يخي همراه با برگ حاوي اطلاعات به آزمايشگاه ارسال كرد.

دـ3) ارسال نمونه بافتي : ارسال نمونه هاي بافتي جهت تهيه مقاطع پاتولوژيك در بخش ( الف ـ 1 ـ3) آورده شده است.جهت ارسال نمونه هاي ويروسي مي توان تكه اي از بافت كبد, كليه, طحال و روده را جدا و آنرا پس از انداختن در داخل محلول گلوترآلدئيد 3 درصد جهت مشاهده ويروس با استفاده از ميكروسكوپ الكتروني به آزمايشگاه ارسال كرد. همچنين مي توان اين بافتها را در C 10- فريز نموده ( ماهيان كوچك را پس از قطع سر و دم مي توان مستقيماً فريز كرد) و جهت مشاهده ويروس با ميكروسكوپ الكتروني به آزمايشگاه ارسال نمود.
دستورالعمل اجرایی
نمونه برداری از مزارع پرورش ماهی و مراکز تکثیر ماهیان گرمابی و سردآبی به دو منظور و با شرایط مشروح ذیل انجام خواهد گرفت.
A: نمونه برداریهای معمول : به منظور پی بردن به بیماریهای احتمالی انگلی، میکروبی و قارچی ماهیان گرمابی و سردآبی متعاقب آن اعمال ضوابط و مقررات حاکمیتی برای کنترل پیشگیری از انتشار بیماریها و درمان آنها انجام می شود.
الف) نمونه برداری از مزارع پرورشی:
1- منطقه بندی
کلیه مزارع گرمابی و سردآبی موجود در هر استان بصورت منطقه ای تقسیم شده به نحوی که تمام نمونه برداری ها هر بار از یک منطقه انجام شود.

2- سهم نمونه برداری منطقه ای:
برمبنای برنامه سوم پیوست که سهم هر استان از تعداد نمونه برداریها به تفکیک مشخص گردیده است و براساس تعداد مزارع هر منطقه، سهم نمونه برداری منطقه ای مشخص و نمونه برداری در آن منطقه صورت خواهد گرفت.

3- سهم نمونه برداری مزرعه ای
براساس سهم نمونه برداری هر منطقه و تعداد مزارع موجود آن منطقه (اعم از مزارع کوچک یا بزرگ) تعداد کل نمونه برداریهای لازم بر تعداد کل مزارع تقسیم شود. مثلا چنانچه منطقه ای دارای سهم نمونه برداری 20 بار در سال باشدو در همان منطقه 10 مزرعه وجود داشته باشد، سهم نمونه برداری هر مزرعه در سال 2 بار خواهد بود.
3-1) از نظر این دستورالعمل مجموع استخرهایی که در یک مکان و درکنار یکدیگر واقع شده اند و تحت مدیریت یک نفر و یا یک مرکز می باشند، یک مزرعه محسوب می شوند.
3-2) چنانچه مجموعه ای از استخرها با مدیریت متعدد در یک مکان و درکنار یکدیگر واقع شده باشند، مزارع متعدد محسوب خواهند شد.
3-3) چنانچه سهم نمونه برداری مزرعه ای کمتر از تعداد مزارع هر منطقه باشد، بصورت تصادفی مزارعی برای نمونه برداری انتخاب شوند.
3-4) نمونه برداری از هر مزرعه با تعریفی که از مزرعه ارایه گردید، اعم از اینکه آن مزرعه یک یا چند استخر داشته باشد، ضمن اینکه باید حتی الامکان از تمامی استخرها نمونه برداری شود، یک بار نمونه برداری محسوب می گردد.

4- زمان نمونه برداری
نمونه برداری ها در گرمابی از 15 اردیبهشت شروع و در پایان مهرماه به اتمام خواهد رسید و در مزارع سردآبی در تمام سال ادامه خواهد داشت.

5- تعداد نمونه برداری در سال
تعداد کل نمونه برداریهای از مزارع گرمابی و سردآبی هر استان براساس جدول پیوست بوده ( جدول 1 ) که لزوما هر استان ملزم به رعایت آن می باشد.
5-1) براساس منطقه بندی ، سهم منطقه ای ، در صورت نیاز نمونه برداری از آب و موجود زنده توأمان انجام می شود. بعبارت دیگر هر بار که نمونه برداری از موجود زنده انجام می شود، در صورت لزوم نمونه برداری از آب هم صورت می گیرد.

تبصره (1): در صورت بروز هر گونه تلفات در مولدین ، لارو، بچه ماهی و یا ماهیان پرورشی اعم از گرمابی و سردآبی ، بدون استثناء باید نمونه برداری انجام گرفته و عملیات تشخیصی، پیشگیری و درمان به موقع اجرا شود. بعبارت واضح تر هر گونه اقدامات نمونه برداری برای تشخیص و پیشگیری در زمان برز تلفات خارج از سهمیه نمونه برداری باید صورت بگیرد.

ب) نمونه برداری از مراکز تکثیر
1- از کلیة مراکز تکثیر باید نمونه برداری صورت بگیرد. برخلاف مزارع هیچ استثنایی نمی پذیرد.
2- نمونه برداری از مولدین کلیه مراکز تکثیر اعم از گرمابی و سردآبی تنها دو بار در سال، یکبار 30 روز قبل از فصل تکثیر و یکبار در ماهیان سردآبی در تابستان و درماهیان گرمابی در زمستان انجام خواهد شد.

3- نمونه برداری از لارو
از هر پارتی یا بچ لارو و یا مرحله لارو گیری برحسب مورد، لزوماً باید نمونه برداری صورت بگیرد. مثلاً چنانچه مرکزی در 5 مرحله اقدام به تکثیر می نماید، نمونه گیری از هر پنج مرحله الزامی است.

4- چنانچه در مرکزی مکان مرحله بندی، تکثیر و تولید لارو وجود نداشته باشد، نمونه برداری هر 15 روز یکبار از لاروهای تولید شده از بدو شروع لارو تا پایان دوره تکثیر انجام خواهد شد.
1- در نمونه برداریهای معمول، نمونه برداری از آب مزارع بر حسب ضرورت و نظر کارشناس صورت می گیرد.
2- در نمونه برداری از آب مراکز تکثیر لزوماً براساس سهم استانی باید انجام شود.

ج) نمونه برداری از آب
3- استخرهایی که مولدین در آن نگهداری می شوند، مشمول همان ضوابط مربوط به آب مزارع پرورشی است، بعبارت دیگر براساس سهم منطقه ای و مزرعه ای نسبت به نمونه برداری از آن اقدام شود. اما در مورد آبی که وارد هچری ها می شود، در زمان تکثیر نمونه برداری از آب در هر بار مراجعه ضروری است نمونه برداری از لاروها انجام شود.

A) اهداف نمونه برداری
الف) آب
1- درصورت تشخیص کارشناس و نیاز به نمونه برداری از آب مزارع و مراکز تکثیر در هر بار نمونه برداری از آب مزارع پرورشی و مراکز تکثیر فاکتورهای ذیل جستجو و میزان هرکدام تعیین می گردد: NH3 ، NH4 ، PH ، Po2 ، Po5 ، No3 ، No2
o2 ، ، Co2 ، SH2 قیلیلئیت ، سختی ، EC ، کدورت ، COD ، BOD5 ، شوری ، Cu، Fe ، سرب ، جیوه و ....
2- در آب ورودی مراکز تکثیر پارامترهای Fe ، Co2 ، SH2 ، Cu ،سرب ، جیوه و سایر فلزات سنگین در اولویت هستند.
3- در آب داخل استخزهای پرورشی، سایر پارامترهای فوق اولویت خواهد داشت.
4- در نمونه برداری از آب مراکز تکثیر جستجوی عوامل بیماریزای میکروبی، انگلی و قارچی نیز مدنظر قرار گیرد.
5- در مواردی که تلفات نباشد، نمونه برداریهای روتین از آب بسته به منظور کارشناس مربوطه، نوع فاکتور و یا عوامل پاتوژن تعیین می گردد.
6- بسته به نظر کارشناس مربوطه از سهم نمونه برداری آب می توان کاسته و به سهمیه نمونه برداری های دیگر افزود.
8- در موقع بروز تلفات نمونه برداری از آب و تعیین فاکتورهای آن و نیز جستجوی عوامل پاتوژن الزامی است.

ب) ماهیان پرورشی
نمونه برداری از ماهیان گرمابی و سردآبی اعم از بچه ماهی های انگشت قد و یا بزرگتر و یا بچه ماهی های نورس با هدف های تشخیصی معطوف به اولویت های زیر انجام می شود.
ب-1) جستجو ، ردیابی و شناسایی عوامل بیماریزایی باکتریایی با اولویت
1- فلکسی باکتر کولومناریس عامل بیماری کولومناریس
2- فلکسی باکترسایکروفیلا عامل مولد آب سرد و ساقه دمی
3- فلکسی باکتروفلاووباکتریوم عامل مولد بیماری باکتریال آبشش
4- اداواردزیلاتاردا عامل مولد سپتی سمی ماهیان گرمابی (SWWF) و سپتی سمی تورم روده متعفن (FSE) در قزل آلا
5- آئروموناس هیدوروفیلا عامل مولد سپتی سمی آئروموناسی در آزاد ماهیان

وسائل و سخت افزارهاي مورد نياز در آکواريوم آب شور

يكي از متداولترين و مورد نياز ترين وسائل براي آكواريوم آب شور دستگاه ultra violet يا همان دستگاه uv است .

در دريا باكتريها و ويروسهاي مضر با قرار گرفتن در برابر طيفهاي مختلف نور خورشيد از بين خواهند رفت .

ما فقط بخش بسيار كوچكي از طيف مرئي خورشيد را مي توانيم مشاهده كنيم كه طول موجي بين 760 – 380 نانومتر دارد . در دو انتهاي بخش مرئي ، طول موجهاي نامرئي وجود دارد . فوق بنفش در انتهاي بخش آبي و زير قرمز در انتهاي بخش قرمز .

طول موج اشعه فوق بنفش با 254 نانومتر به وضوح اثر ضد ميكروبي داشته و بي ترديد براي از بين بردن موجودات ميكروسكوپي مضر بسيار موثر است .

دليل منطقي وجود ندارد كه چرا از تكنيك دستگاه uv براي ماهيان آب شيرين استفاده نمي شود ولي ممكن است اين اشعه سلامتي ماهيهاي آب شيرين را كاهش داده و يا از بين ببرد .

اين دستگاه از يك لامپ uv تشكيل شده كه درون لوله اي از گوارتز قرارگرفته و بدين ترتيب آب مي تواند آزادانه در اطراف منبع توليد uv جريان يابد .

پرتوهاي uv با تغيير در ساختمان DNA سلولي باعث غيرفعال شدن ويروسها ، باكتريها ، تك ياخته ايهاي انگلي و انواع اسپورهاي بيماري زا مي گردند . براي اينكه استريليزاسيون با uv موثر واقع شود بايد از انرژي كافي براي كشتن بزرگترين اجرام بيولوژيك نظير تك ياخته ها و تخمهاي ترماتودها و ساير كرمها برخوردار باشد مثلا" براي كشتن ايكتيوفتيريوس( ichthyophthirius ) به انرژي معادل 180 ميكرووات احتياج دارد .

سيستمهاي توليد uv براي تاثير بهتر نياز به آب از پيش تصفيه شده ، لوله كوارتزي تميز ، تعويض مرتب لوله و لامپهاي مناسب از نظر تعداد و اندازه دارد تا بتواند ميزان انرژي مورد نياز را فراهم كند .

Protein skimmer :

بسياري از مواد آلي مثل پروتئين ها و غير آلي در آب شور حل شده ولي به آساني به فضاي بين آب و هوا ( حباب ) جذب مي شوند . به اين مواد مواد جذب سطحي يا surfactant مي گويند .

وظيفه اسكيمر چربي گير ايجاد محيطي است كه در آنجا بيشترين سطح در كمترين فضا ايجاد شود در اين وسيله يك لوله كلاهك دار آكريليكي از آب تانك پر مي شود و ميليونها حباب كوچك براثر عبور آب از يك سنگ آهك نفوذ پذير ايجاد مي شود . مواد surfactant به سطح بسيار وسيعي كه بوسيله اين حبابها ايجاد شده چسبيده به بالاي لوله منتقل مي شوند . جريان هوا بايد به اندازه اي باشد كه ستون سطحي حذف كننده پروتئين را كاملا" به رنگ شيري درآورد . معمولا" بايد از يك پمپ آب كه بتواند كل آب مخزن را در هر ساعت يك بار به هم بزند استفاده كرد.

در آنجا اين حبابها بصورت كف درآمده و در يك بخش فنجان مانند روي هم انباشته مي شوند . سپس مايع قهوه اي رنگ حاصله را ميتوان از آنجا خارج كرد . اسكيمر چربي گير براي سيستم فيلتر كننده آكواريومهاي آب شور بسيار ضروري است ولي براي آب شيرين ضرورت ندارد .

بيماريهاي ماهيان آكواريومي

به طور کلي در مقايسه با طبيعت ، محيط آکواريوم از نظر ابتلا به بيماريها داراي مزايا و معايبي به شرح زير مي باشد :

مزايا :
1- کنترل بيماريها به مراتب در آکواريومها آسانتر است .
2- مصرف داروهاي شيميايي عملي و اقتصادي است .
3- شناسايي و قرنطينه ماهي بيمار آسانتر است .
4- چرخه زندگي انگلها محدود است .

معايب :
1- سرعت بيمار شدن ماهي ها و همه گيرِي آنها بيشتر است .
2- ايجاد شرايط نامساعد و در نتيجه آماده شدن ماهي ها براي ابتلاء به بيماري بيشتر است.
3- امکان آلوده شدن ماهي هاي مقاوم به برخي از بيماريها که در طبيعت معمولا به آن آلوده نمي شوند، بيشتر است .
4- در شرايط نامساعد ، ماهي امکان فرار از محيط ناسالم را ندارد.

خوشبختانه مقدار و انواع بيماريهايي که ماهيهای آکواريومي را تهديد مي نمايند ، بمراتب از عوامل بيماريزاي موجود در طبيعت کمتر است .علت اصلي آن دور بودن آکواريوم از منابع بيماري زا ، و به خصوص نامساعد بودن شرايط داخلي آن براي رشد ونمو عوامل بيماري زا در مقايسه با محيط طبيعي مي باشد .بنابراين اگر کنترل محيط آکواريوم به روش صحيح انجام گيرد ، ماهي هاي داخل آن ممکن است هرگز بيمار نشوند .

نحوه شناسايِي ماهيهای بيمار :
به طور کلي رفتار و وضع ظاهري ماهي بيمار از ماهي هاي سالم متمايز است ، بنابراين به آساني مي توان در يک آکواريوم بين تعدادی ماهي ، يک يا چند ماهي بيمار را شناسايي نمود .عوامل ظاهري عمده اي که در تشخيص و شناسايي ماهي بيمار موثر هستند عبارتند از :

1- بي حال شدن ماهي
2- فرار نکردن در اثر تحريک يا ترساندن
3- شناي غير طبيعي
4- جداشدن از ساير ماهي ها و کناره گيرِي کردن از آنها
5- ماليدن بدن به ديواره ها يا کف
6- ماندن در سطح آب
7- بازنگه داشتن دهان
8- سريع شدن تنفس و افزايش تعداد آن در دقيقه
9- پرِيدن از آب
10- کم رنگ شدن سطح بدن
11- خونريزي جلدي
12- سخت شدن يا پاره شدن باله ها
13- تا خوردن باله ها
14- ظهور لکه هاي سفيديا قرمز بر روي بدن
15- پيدا شدن لکه هاي ابر مانند بر روِي بدن
16- امساک يا غير طبيعي بودن تغذيه

هر ماهي بيمار ممکن است يک يا چند عامل از عوامل مذکور را نشان دهد .در هر صورت بلافاصله پس از ظهور علائم بايد در اسرع وقت نسبت به شناسايي و کنترل عامل بيماري زا اقدام نمود ، در غير اين صورت ممکن است ماهي ها در وضعي قرار گيرند که کنترل يا مداواي آنها امکان پذير نباشد .

عوامل بيماري زا در ماهيهای آکواريومي
به طور کلي عوامل بيماري زا در ماهي هاي آکواريومي را مي توان به شش دسته تقسيم نمود :

1- بيماري هاي حاصله از نامساعد بودن عوامل محيط زيست
2- بيماري هاي حاصل از بدي تغذيه
3- بيماري هاي وِيروسي و باکتريايي ( ميکروبي )
4- بيماري هاي حاصل از انگلهاي خارجي و داخلي
5- بيماري هاي در اثر ضربه ، خراش و غيره ( مکانيکي )
6- بيماريهاي حاصل در اثر عوامل ناشناخته

جلوگيري از آلوده و بيمار شدن ماهيها
در نگهداري ماهي هاي آکواريومي بايد توجه داشت که همواره جلوگيري از آلوده و بيمار شدن ماهي ها بمراتب عملي تر ، آسانترو مهمتر از کنترل و معالجه بيماري ها مي باشد .بنابراين حداکثر کوشش بايد به عمل آيد تا محيطي خوب و مناسب براي ماهي ها ايجاد گردد .براِي اين منظور عوامل زير بايد به بهترين وجه مورد توجه قرار گيرند :

1- اکسيژن کافي
2- درجه حرارت مناسب
3- نور کافي
4- Phمناسب
5- نبودن هر گونه فلز بدون روکش در داخل آکواريوم
6- از بين بردن کلر آب قبل از افزودن به آکواريوم
7- گياه کافي در آکواريوم
8- تغذيه صحيح از نظر نوع غذا ، نحوه و تعداد تغذيه در روز

خوشبختانه تعداد عوامل بيماريزا در ماهي ها آکواريومي بسيار محدود مي باشند اگرچه تشخيص اکثر بيماري ها تخصصي بوده و اکثراً توسط افراد عادي عملي نمي باشد .
ابزاكو

بررسي بيماريهاي متفرقه و رايج در آكواريم


الف- بررسي بيماري سخت شدن شكم ماهي ماده
معمولاً ماهي ماده داراي شكم متورم و بزرگ است. چنانچه با این وجود قادر به تخم ریزی نباشد ماهي احتمالاً مبتلا به چسبندگي تخمها در داخل تخمدان گرديده است و ديگر قادر نيست تخمريزي نمايد. علت اين مسئله مي تواند يا نامساعد بودن شرايط زيستي و يا نداشتن جفت باشد.

اگر غذاهاي چرب در رژيم غذايي ماهي وجود داشته و ماهي چاق شده اشت بيماري در اثر بدي تغذيه بصورت حاد در مي آيد.

چربي اضافي كه در اعضاي داخلي بدن ماهي بخصوص در كبد جمع مي شود منجر به مختل شدن متابوليسم يا سوخت و ساز بدن ماهي مي گردد.

چربي همچنان در اطراف غدد تناسلي بخصوص تخمدان ها باعث اختلال در امر تخمريزي مي شود.

تنها درمان و يا پيشگيري از بروز اين بيماري اين است كه بايد حتی الامكان به ماهيها غذاهاي بدون چربي داده شود و در صورتيكه غذاي ماهيها را خودتان درست مي كنيد، بايد چربيهاي موجود در غذاها رابگيريد و در چنين وضعيتي بايد از انواع غذاهاي زنده براي ماهيها استفاده كنيد.

ب- سفيد شدن تخمها:
سه عامل مهم باعث سفيد شدن و خراب شدن تخمها مي شوند:

1- كمبود اسپرم
2- آب داراي املاح اضافي است اصطلاحاً سنگين است.
3- حمله قارچها به تخمها

1- كمبود اسپرم – علت كمبود اسپرم ضعيف بودن ماهي نر است. بايد ماهي نر از ماهي ماده حداقل يك هفته بصورت جداگانه نگهداري شود و در اين مدت با غذاهاي مقوي و متنوع تقويت شود و تا زمان آماده شدن كامل براي تخم ريزي تمام نكات بهداشتي رعايت شود و كنترل زنجيره هاي مراقبتهاي ويژه و شرايط لازم آكواريم بصورت ايده آل باشد. كه در آنصورت بايد ماهيهاي نر شاداب و سرحال باشند تا بتوانند در موقع تخم ريزي اسپرم كافي براي بارور ساختن تخمها رها سازند.

2- آب داراي املاح اضافي است و اصطلاحاً آب سنگين است- آب داراي املاح متعددي است كه مهمترين آنها نمكهاي كلسيم و منيزيم مي باشند. مقدار اين نمكها در هر آب و در هر منطقه كشورمان متفاوت است و اصطلاحاً مقدار املاح موجود در آب را سختي آب يا ميزان سنگيني آب يا DH آب مي گويند. اندازه درجه DH آب را با دستگاهي بنام سختي سنج اندازه گيري مي نمايند. ازطرفي هر گونه و هر نوع از ماهيها با شرايط خاصي مي توانند تخمريزي كنند و تخم هر كدام از آنها احتياج به درجه سختي آب معيني دارد.

حالا چنانچه درجه سختي آب متناسب با آن نوع تخم نباشد وجود املاح اضافي در آب باعث سفيد يا خراب شدن تخمها مي گردد.

آبي كه ميزان نمكهاي كلسيم و منيزم محلول آن زياد باشد آب سنگين است كه براي تخمها مناسب نيست. بهترين آب براي تخمها آب باران و آب برف است. زيرا داراي كمترين درجه سختي است. آب چشمه هايي كه از مناطق كوهستاني جاري مي شود، سبك و بسيار مناسب است. آب جوشيده كه املاح آن به ديواره ظرف چسبيده باشد داراي املاح كمتري است و براي تخمها مناسب است. بهترين روش و آسانترين راه سبك كردن آب از طريق استفاده از ماده شيميايي رزين است. آب پس از عبور از اين ماده شيميايي املاح اضافي خود را از دست مي دهد باعث سبك شدن آب خواهد شد. با داشتن دستگاه DH سنج آب مورد نياز هر خانواده ماهيها را تهيه و اندازه گيري نمائيد. و در نتيجه زمانيكه تخمها در آب با شرايط مناسب قرار بگيرند كه داراي درجه سختي اندازه نياز تخمها باشد. هيچگونه صدمه اي به تخمها وارد نمي شود. در غير اينصورت اگر درجه سختي آب تخمها مناسب نباشد تخمها خراب خواهد شد.

3- حمله قارچها به تخمها- چون تخمها در يك مكان ثابت و بدون حركت هستند. حمله قارچها به تخمها شروع مي شود، كه در ابتدا به تخمهاي سفيد و خراب شده حمله ور مي شوند. اين عمل كه حمله قارچها به تخمها خواهد بود، باعث سفيد شدن و خراب شدن بقيه تخمها خواهدشد. قارچها با صدمه وارد كردن به تخمها منجر به نابودي آنها مي شوند و روي تخمها يك غشاي ابري سفيد رنگ ظاهر مي شود كه اين غشاي سفيد رنگ همان قارچها هستند.

راههاي كنترل و جلوگيري از رشد قارچها عبارتند از :
الف- تخمها در جاي تاريك قرار گيرند.
ب- درجه حرارت آب تخمها 27 تا 29 درجه سانتيگراد باشد.
ج- به تخمها داروي ضد قارچ اضافه كنيد. براي كنترل و جلوگيري از رشد قارچها بهترين دارو متيلن بلو بصورت حمام دائم است.
د- حدالامكان تخمهاي فاسد شده را از آكواريم خارج كنيد.
ج- بررسي تلفات لاروها و علل بيماري آب آوردگي كيسه زرده نوزادان

نوزاداني كه تازه از تخم در مي آيند، دراطراف كيسه زرده آنها مقدار غير طبيعي مايع جمع مي شود. رنگ نوازدان از بقيه روشنتر مي شود . نسبت به نوزادان سالم كمتر فعاليت دارند و از كمر حالت خميدگي پيدا مي كنند و به نظر مي رسد كه كيسه زرده آنها جذب بدنشان نمي شود و هيچ تغييري حاصل نمي شود. در واقع سه عامل مهم در بوجود آمدن چنين حالاتي نقش مهم دارند كه عبارتند است:

1- مسموميت شيميايي مثلاً با نوعي فلز مثل زنگ آهن و غيره .
2- آب داراي املاح زيادي است كه اصطلاحاً گفته مي شود آب سنگين است.
3- انواع باكتريها يا ميكروبها باعث اين حالت در نوزادان مي شوند.
الف- بررسي بيماري سخت شدن شكم ماهي ماده
معمولاً ماهي ماده داراي شكم متورم و بزرگ است. چنانچه با این وجود قادر به تخم ریزی نباشد ماهي احتمالاً مبتلا به چسبندگي تخمها در داخل تخمدان گرديده است و ديگر قادر نيست تخمريزي نمايد. علت اين مسئله مي تواند يا نامساعد بودن شرايط زيستي و يا نداشتن جفت باشد.

اگر غذاهاي چرب در رژيم غذايي ماهي وجود داشته و ماهي چاق شده اشت بيماري در اثر بدي تغذيه بصورت حاد در مي آيد.

چربي اضافي كه در اعضاي داخلي بدن ماهي بخصوص در كبد جمع مي شود منجر به مختل شدن متابوليسم يا سوخت و ساز بدن ماهي مي گردد.

چربي همچنان در اطراف غدد تناسلي بخصوص تخمدان ها باعث اختلال در امر تخمريزي مي شود.

تنها درمان و يا پيشگيري از بروز اين بيماري اين است كه بايد حتی الامكان به ماهيها غذاهاي بدون چربي داده شود و در صورتيكه غذاي ماهيها را خودتان درست مي كنيد، بايد چربيهاي موجود در غذاها رابگيريد و در چنين وضعيتي بايد از انواع غذاهاي زنده براي ماهيها استفاده كنيد.

ب- سفيد شدن تخمها:
سه عامل مهم باعث سفيد شدن و خراب شدن تخمها مي شوند:

1- كمبود اسپرم
2- آب داراي املاح اضافي است اصطلاحاً سنگين است.
3- حمله قارچها به تخمها

1- كمبود اسپرم – علت كمبود اسپرم ضعيف بودن ماهي نر است. بايد ماهي نر از ماهي ماده حداقل يك هفته بصورت جداگانه نگهداري شود و در اين مدت با غذاهاي مقوي و متنوع تقويت شود و تا زمان آماده شدن كامل براي تخم ريزي تمام نكات بهداشتي رعايت شود و كنترل زنجيره هاي مراقبتهاي ويژه و شرايط لازم آكواريم بصورت ايده آل باشد. كه در آنصورت بايد ماهيهاي نر شاداب و سرحال باشند تا بتوانند در موقع تخم ريزي اسپرم كافي براي بارور ساختن تخمها رها سازند.

2- آب داراي املاح اضافي است و اصطلاحاً آب سنگين است- آب داراي املاح متعددي است كه مهمترين آنها نمكهاي كلسيم و منيزيم مي باشند. مقدار اين نمكها در هر آب و در هر منطقه كشورمان متفاوت است و اصطلاحاً مقدار املاح موجود در آب را سختي آب يا ميزان سنگيني آب يا DH آب مي گويند. اندازه درجه DH آب را با دستگاهي بنام سختي سنج اندازه گيري مي نمايند. ازطرفي هر گونه و هر نوع از ماهيها با شرايط خاصي مي توانند تخمريزي كنند و تخم هر كدام از آنها احتياج به درجه سختي آب معيني دارد.

حالا چنانچه درجه سختي آب متناسب با آن نوع تخم نباشد وجود املاح اضافي در آب باعث سفيد يا خراب شدن تخمها مي گردد.

آبي كه ميزان نمكهاي كلسيم و منيزم محلول آن زياد باشد آب سنگين است كه براي تخمها مناسب نيست. بهترين آب براي تخمها آب باران و آب برف است. زيرا داراي كمترين درجه سختي است. آب چشمه هايي كه از مناطق كوهستاني جاري مي شود، سبك و بسيار مناسب است. آب جوشيده كه املاح آن به ديواره ظرف چسبيده باشد داراي املاح كمتري است و براي تخمها مناسب است. بهترين روش و آسانترين راه سبك كردن آب از طريق استفاده از ماده شيميايي رزين است. آب پس از عبور از اين ماده شيميايي املاح اضافي خود را از دست مي دهد باعث سبك شدن آب خواهد شد. با داشتن دستگاه DH سنج آب مورد نياز هر خانواده ماهيها را تهيه و اندازه گيري نمائيد. و در نتيجه زمانيكه تخمها در آب با شرايط مناسب قرار بگيرند كه داراي درجه سختي اندازه نياز تخمها باشد. هيچگونه صدمه اي به تخمها وارد نمي شود. در غير اينصورت اگر درجه سختي آب تخمها مناسب نباشد تخمها خراب خواهد شد.

3- حمله قارچها به تخمها- چون تخمها در يك مكان ثابت و بدون حركت هستند. حمله قارچها به تخمها شروع مي شود، كه در ابتدا به تخمهاي سفيد و خراب شده حمله ور مي شوند. اين عمل كه حمله قارچها به تخمها خواهد بود، باعث سفيد شدن و خراب شدن بقيه تخمها خواهدشد. قارچها با صدمه وارد كردن به تخمها منجر به نابودي آنها مي شوند و روي تخمها يك غشاي ابري سفيد رنگ ظاهر مي شود كه اين غشاي سفيد رنگ همان قارچها هستند.

راههاي كنترل و جلوگيري از رشد قارچها عبارتند از :
الف- تخمها در جاي تاريك قرار گيرند.
ب- درجه حرارت آب تخمها 27 تا 29 درجه سانتيگراد باشد.
ج- به تخمها داروي ضد قارچ اضافه كنيد. براي كنترل و جلوگيري از رشد قارچها بهترين دارو متيلن بلو بصورت حمام دائم است.
د- حدالامكان تخمهاي فاسد شده را از آكواريم خارج كنيد.
ج- بررسي تلفات لاروها و علل بيماري آب آوردگي كيسه زرده نوزادان

نوزاداني كه تازه از تخم در مي آيند، دراطراف كيسه زرده آنها مقدار غير طبيعي مايع جمع مي شود. رنگ نوازدان از بقيه روشنتر مي شود . نسبت به نوزادان سالم كمتر فعاليت دارند و از كمر حالت خميدگي پيدا مي كنند و به نظر مي رسد كه كيسه زرده آنها جذب بدنشان نمي شود و هيچ تغييري حاصل نمي شود. در واقع سه عامل مهم در بوجود آمدن چنين حالاتي نقش مهم دارند كه عبارتند است:

1- مسموميت شيميايي مثلاً با نوعي فلز مثل زنگ آهن و غيره .
2- آب داراي املاح زيادي است كه اصطلاحاً گفته مي شود آب سنگين است.
3- انواع باكتريها يا ميكروبها باعث اين حالت در نوزادان مي شوند.

بهترين روش تهيه آب مناسب براي استفاده تخمها و نوزادان ماهيها

ب را از یك تكه لوله پوليكا پلاستيكي كه به دو طرف آن اتصالات وصل شده است و داخل آن ماده شيميايي رزين قرارگرفته است عبور دهید. آب سالم با عبور از رزين سبك خواهد شد و سختي آب با درجه سختي مناسب براي هر خانواده از ماهيها تهيه و مورد استفاده قرار مي گيرد و در يك مخزن ذخيره سازي و جمع آوري مي شود. داخل مخزن يك فيلتر بزرگ كه از سه لايه تشكيل شده است وجود دارد : 1- ابر 2- ذغال اكتيو يا كربن اكتيو 3- ماسه سيليس

و بمدت يك هفته آب فيلتر مي شود و توسط سنگ هوا به آب اكسيژن اضافي وارد مي شود. بطوريكه بعد از يك هفته آب ساخته شده هيچگونه املاح اضافي نخواهد داشت وكاملاً آب شفاف و كريستالي وداراي سختي مناسب خواهد شد. آب ساخته شده را مي توانيد چندين بار استفاده كنيد و نبايد آن را دور بريزيد . بهتر است بعد از باز شدن تخمها، به مخزن ذخيره سازي برگشت داده شود.

بيماريهاي عفوني، باكتريايي و ويروسي

همانطوري كه مي دانيد اين دسته از بيماريها داراي شاخه ها و ابعاد وسيعي هستند. سعي شده است، در اين قسمت به بيماريهايي كه بيشتر در آكواريوم رايج هستند و براي اكثر اكواريوم داران مشكل ايجاد كرده است پرداخته مي شود.

الف ـ بيماريهاي برانشي يا آبششي
بيماري برانشي كه معمولا بصورت برگشتن برانش از حالت عادي است و گاهي هم در زير برانش خونريزي مشاهده مي شود و برانش كاملا باز و قرمز و از حالت عادي خارج است در بين ماهيها ظاهر مي شود و همه گير است. اين بيماري بوسيله نوعي باكتري ايجاد مي شود كه معروف به قارچ آبشش است. در طول مراحل اوليه بيماري معمولا ماهيها علائمي را از خود نشان مي دهند. براي پي بردن به اينكه آيا ماهيها مبتلاء به اين بيماري شده اند يا خير احتياج به دقت و توجه به رفتار و حركات ماهي خواهد داشت كه بايد با دقت و توجه به اين قبيل ناراحتيها پي به وجود اين بيماري در بين ماهيها برده شود. زيرا طریقه شنا کردن ماهی بيمار تغيير مي كند و با سرعت به سطح اب مي آيد و بعد بي حس و آرام مي شود و در مراحل اوليه ماهي كاملا بي اشتها مي شود و ميل به غذا ندارد. اگر دراين مرحله آبششهاي ماهي را بررسي كنيد، خواهيد ديد كه آبششها متورم شده است كه در نتيجه بتدريج صفحات آبششي بهم چسبيده و سيخ سيخ گشته و رنگ آن پريده مي شود.

ماهيهاي بيمار به مرور زمان داراي آبششهاي كاملا باز مي شوند.
هرچه پیش مي رود بيماري شديدتر مي شود. بطوريكه تشكيلات كركي پنبه ايي مانند در دنبال و روي سرپوشهاي آبششي ظاهر مي شود. و اين تغييرات شديد ايجاد شده در آبششها تنفس ماهيها را مختل مي سازد و آنها بسختي قادرند تنفس كنند. و باعث مي شود به سطح آب بيايند و چنين تصور مي شود كه اكسيژن محلول درآب كم شده است و ماهيها شديدا دچار مشكل هستند و در خاتمه و ادامه روند و رشد اين بيماري تلفات ماهيها را همراه خواهد داشت.

طريقه پيشگيري از بروز و ايجاد بيماري آبششي يا برانشي
جلوگيري از ورود آلودگيهاي باكتريايي به آكواريوم تنها راه علاج است.

بهتر است هر وسيله اي كه وارد آكواريوم مي شود فاقد هر گونه آلودگي باشد.

انواع غذاهاي زنده كه از طبيعت صيد مي شوند و بدون توجه به آلودگي آنها و قبل از آنكه ضد عفوني شوند در اختيار ماهيها قرار مي گيرند. يكي از راههاي ورود باكتريها به آكواريوم مي باشد. همواره بايستي شرايط آب آكواريوم كاملا بهداشتي و تميز باشد و اكسيژن محلول درآب آكواريوم به حد كافي وجود داشته باشد. در صورت مشاهده آلودگي آب و يا كدر شدن بايد سريعا نسبت به تعويض آب آكواريوم اقدام شود. در مرحله اوليه براي پيشگيري مي توانيد چند روز از كپسول يا قرص كلرآمفنيكل به ازاي هر 10 ليتر آّب 250 ميلي گرم از كلرآمفنيكل را به آكواريوم اضافه كنيد و بعد از يك هفته قسمتی از آب را تعویض کنید مشكل كاملا برطرف خواهد شد.

طريقه درمان بيماري آبششي يا برانشي
مقداري آب را در داخل ظرف مناسب ميريزيم و به ازاي هر 10 ليتر آب 500 ميلي گرم كلر آمفنيكل به آن اضافه مي كنيم و ماهيها را بمدت 24 ساعت در اين محلول حمام مي دهيم چنانچه در اين مدت آب بيش از حد كدر شد بايستي قسمتي از آن را عوض كنيد و دوباره دارو اضافه كنيد. اكسيژن و دماي آب هم كنترل شود. بعد از تمام شدن حمام ماهيها، بايد آنها را به آكواريوم تميز و آماده انتقال دهيم در اينصورت بيماري كاملا درمان شده است.

چنانچه بيماري پيشرفت كرده باشد و بصورت حاد در آمده باشد بهتر است بمدت يك هفته و هر روز در دو نوبت همراه غذاي ماهيها به ازاي هر 100 گرم غذا يك كپسول 500 ميلي گرم كلرآمفنيكل را مخلوط كنيد و به ماهيها بخورانيد. تا درمان كامل صورت بپذيرد. در اين شيوه دقت كنيد تمام نكات بهداشتي و اصول صحيح نكهداري و زنجيره مراقبتهاي ويژه آكواريوم بايد رعايت كامل شود. البته دوز داروی مورد استفاده به سایز ماهی هم بستگی خواهد داشت .

ب ـ بيماري استسقاء يا آب آوردگي شکم و بدن ماهي
اين بيماري ماهيها را در سنين مختلف آلوده و مبتلا مي سازد و همه گيري بسيار شديدي دارد. معمولا علت آن وارد كردن ماهي آلوده مي باشد.

اولين نشانه ای كه در ماهي ظاهر مي شودخونريزي در پوست و عضلات و اندامهاي داخلي است و سپس چون روده ها و صفاق در داخل بدن متورم مي شوند بنظر مي رسد كه شكم ماهي بزرگ شده است و معمولا فلسهاي ماهي هم برمي گردد. كه با علائم استسقاء توأم مي شود. شيوه پيشگيري و درمان مشابه بيماري برگشتن برانشي است كه در قسمت قبل توضيح داده شد. ضمنا به جز كلرآمفنيكل از انواع آنتي بيوتيكهاي ديگر هم براي درمان مي توانيد استفاده كنيد.

ج ـ بيماري دم خوره يا پوسيدگي باله ها
نوعي ميكروب باعث ريختن باله ها و فاسد شدن آنها مي شود و در اين بيماري باله هاي شنا و دمي ماهيها دچار تغييرات مي شوند و گاهي هم از بين مي روند.

در مرحله اوليه خط سفيد كم و بيش واضح در طول لبه هاي خارجي باله شنا ظاهر مي شود و تدريجا به سمت قاعده آن پيش مي رود و كم كم قسمتهايي از لبه خارجي باله شنا را از بين مي برد و شعاعهاي آن لخت مي شود و در آخر خود آنها كه از نوعي ميكروب تشكيل شده اند از بين مي روند. و در انتها زخمي روي بدن ماهي باقي مي گذارند كه در مرحله بعد اين محل مورد هجوم اجرام ريزبيني ديگر مانند قارچها قرار مي گيرند و تا سر حد مرگ ماهي پيش مي روند.

علت بروز ميكروب كه باعث گنديدگي باله ها مي شود، در شرايط غير بهداشتي آكواريوم و يا ضعيف بودن ماهيها سريعتر ظاهر مي شود. بنا بر اين اگر شرايط آكواريوم مرتب باشد، در مرحله اوليه خيلي سريع اين بيماري را مي توانيد ريشه كن كنيد. در غير اينصورت در مراحل بعدي براي مقابله با اين بيماري، بايد علاوه بر ايجاد يك شرايط كاملا بهداشتي و يا داشتن يك رژيم غذايي مناسب بايد از روش درمان كه ذكر مي شود استفاده كنيد.

خوشبختانه بعد از برطرف شدن بيماري باله ها شروع به رشد مي كنند و شكل ماهي به حالت اول برمي گردد.


طريقه پيشگيري از بروز بيماري دم خوره يا پوسيدگي باله ها
براي پيشگيري از بروز بيماري دم خوره بايد در مرحله اول از ورود ماهيها ي آلوده به آكواريوم جلوگيري بعمل آوريد. چنانچه ماهي جديدي را مي خواهيد وارد آكواريوم نمائيد به لب باله هاي او نگاه كنيد چنانچه هاله ايي سفيد رنگ روي ‌آن قرار دارد بايد قرنطينه كنيد و آنرا جداگانه معالجه كنيد و پس از آنكه به سلامت او اطمينان پيدا كرديد وارد آكواريوم نمائيد. اين بيماري واگيردار است و خيلي زود در بين ماهيها شايع خواهد شد و اگر دقت و سرعت نداشته باشيد در كمتر از سه روز تمام ماهيهاي شما به اين بيماري مبتلا مي شوند و بعد از آن تلفات شروع خواهد شد و همچنان پيشروي ادامه خواهد يافت تا اينكه هيچ ماهي زنده نخواهند ماند. هر ماهي سالم ديگري هم در اين محيط قرار دهيد به سرنوشت ماهيهاي تلف شده دچار خواهد شد و انتشار اين بيماري بيشتر از طريقه جابجايي ماهي آلوده صورت مي گيرد. چنانچه شرايط آب آكواريوم همواره با دقت بررسي شود و نكات بهداشتي و اكسيژن آب همواره مورد توجه قرار بگيرد اين بيماري خيلي دير ظاهر مي شود.

در واقع براي پيشگيري علاوه بر كنترل و رعايت زنجيره هاي مراقبتهاي ويژه بايد در هفته يكبار قسمتي از آب آكواريوم تعويض شود. و بعد از تعويض آب به ازاي هر 150 ليتر آب آكواريوم يك عدد كپسول آموكسي سيلين 500 ميلي گرم اضافه نمود و براي هر 50 ليتر آب آكواريوم يك قاشق غذا خوري نمك اضافه شود. پس از اطمينان كامل از برطرف شدن ميكروب بيماري دم خوره قسمتي از آب را تعويض كنيد. و همه چيز را بحالت عادي و مرتب و منظم برگردانيد.


طريقه درمان بيماري دم خوره يا پوسيدگي باله ها
روش اول: مي توانيد يك كپسول آموكسي سيلين500 ميلي گرمي را با 50 گرم غذا مخلوط كنيد و به مدت 9 روز در هر روز دو نوبت به ماهيها بخورانيد.

روش دوم : مي توانيد يك كپسول آموكسي سيلين 500 ميلي گرم را به ازاي هر 150 ليتر آب آكواريوم در هر 8 ساعت يكبار به آكواريوم وارد كنيد. و سه روز متوالي تكرار كنيد. بعد از اتمام و خوب شدن بيماري نصف آب آكواريوم را تعويض كنيد. بعد از آن ماهيها رو به سلامت مي روند و باله هايشان مجددا شروع به رشد مي كند. براي جلوگيري از رشد احتمالي قارچها بر روي زخمها و محلهاي عفونت بهتر است به ازاي هر 30 ليتر آب آكواريوم يك قاشق غذا خوري نمك اضافه كنيد و مقداري داروي ضد قارچ به آب آكواريوم اضافه كنيد و تمام شرايط آكواريوم را با دقت كنترل كنيد و بررسي كنيد و نكات بهداشتي و بخصوص وضعيت اكسيژن آب آكواريوم را همواره مورد توجه قرار دهيد.
ابزاكو

بيماريهاي انگلي داخل و خارج بدن

الف ـ بيماريهاي انگلي داخل بدن
اغلب انگلهاي داخل بدن هيچگونه علائم ظاهري ندارند. ظاهر بيماري جنبه هاي خاص و مشخصي ندارد. بيشتر ماهيهايي كه در فضاي باز و استخرهاي پرورشي كه از آبهاي جاري استفاده مي كنند به اين بيماريها مبتلا مي شوند. از روي ظاهر اندامها و بدن و حركات ماهي هيچ مشخصه ايي را نمي توان بررسي كرد تا بتوان به وجود بيماري انگل داخل بدن ماهي پي برد. تنها راه علاج اين است كه اولين ماهي كه تلف شد سريعا براي تشخيص بيماري و بررسي آزمايشگاهي و میکروسکپی اقدام نمود و با توجه به نوع بيماري و انگل موجود در داخل اندامهاي بدن ماهي داروي لازم جهت درمان مورد استفاده قرار بگيرد.

ب ـ بيماريهاي انگلي خارج بدن
انگلهاي خارج بدن به شكلها و رنگهاي متفاوت در روي تمام قسمتهاي بدن ماهي ظاهر مي شوند و معمولا با نفوذ در زير پوست بدن ماهي باعث ضعيف شدن آنها مي شوند. بطور كلي براي از بين بردن انگلها مي توانيد از انواع داروها استفاده كنيد. 1- داروي متيلن آبي 2- مالاشيت گرين 3- آكري فلاوين 4- پرمنگنات پتاسيم 5- سولفات مس 6- نمك از جمله داروهايي هستند كه مورد استفاده قرار مي گيرند. و براي هر انگل مقدار دارو و مدت زماني كه ماهي در دارو قرار مي گيرد بايد مورد توجه قرار بگيرد و همواره اكسيژن محلول در آب بايد باندازه كافي باشد. در اين قسمت راه كارهاي عملي و كاربردي براي درمان انواع بيماريهاي انگلي خارج بدن بررسي خواهد شد.

ـ انگل سفيدك معروف به ايك ICH
بيماري سفيدك در تمام ماهيها ظاهر مي شود. شكل انگل شبيه دانه هاي شكر است كه در تمام قسمتهاي بدن ماهي مشاهده مي گردد.

تراكم ماهي و انتقال اين انگل بداخل ماهيها - تغيير سريع درجه حرارت آب آكواريوم - شوک و استرس باعث رشد و آلوده شدن ماهيها به اين انگل است. ماهي مبتلا در روي بدنش لكه هاي نقطه مانند سفيدي مشاهده مي شود و با سرعت شنا مي كند و خود را به كف و اشياء داخل آكواريوم مي مالد و ناراحت بنظر مي رسد. با پيشرفت اين بيماري تمام ماهيها مبتلا مي شوند. انگل به زير پوست ماهي نفوذ مي كند و باعث ضعيف شدن ماهي مي شود و شرايط زندگي براي ماهيها نامساعد مي گردد كه در نتيجه باعث مرگ ماهيها خواهد شد.

طريقه پيشگيري از بروز بيماري انگل سفيدك
در هنگام خريد ماهي جديد دقت كنيد اين انگل در روي بدن ماهي نباشد. ماهي جديد را بطور جداگانه سه روز قرنطينه كنيد. چنانچه از وجود انگل سفيدك كاملا مطمئن شديد كه روي بدن ماهي ظاهر نشده است در آن موقع مي توانيد ماهي جديد را در آكواريوم رها سازيد.

از تغييرات سريع درجه حرارت آب آكواريوم كه اغلب در مواقع خراب شدن بخاري و يا باز بودن درب آكواريوم صورت مي گيرد جلوگيري بعمل آوريد.

از تراكم و تجمع ماهي زياد در آكواريوم خودداري كنيد.

سعی کنید در حال تعویض آب و یا بررسی آکواریوم به ماههیا شوک و استرس وارد ننمائید .

طريقه درمان بيماري انگل سفيدك
الف ـ داروي ضد سفيدك كه در فروشگاههاي آكواريوم عرضه مي شود را تهيه نمائيد و طبق دستورالعمل آن به داخل آب آكواريوم بريزيد.

ب ـ درجه حرارت آب را بايد 3درجه سانتيگراد بيشتر گرم كنيد. اگر درجه حرارت آب آكواريوم شما 25درجه سانتيگراد مي باشد بايد بتدريج 3درجه سانتيگراد گرمتر كنيد و به 28درجه سانتيگراد برسانيد.

ج ـ در اين مواقع چون ماهيها بي ميل و بي اشتها به غذا هستند بهتر است به آنها غذاهاي زنده داده شود.

د ـ به ازاي هر 30 ليتر آب آكواريوم يك قاشق غذا خوري نمك اضافه كنيد.

معمولا بعد از يك هفته كه در آب آكواريوم داروي ضد سفيدك و نمك باشد انگل از بدن ماهي جدا خواهد شد بهتر است ماهيها را به يك مكان كه از قبل ضدعفوني و آماده ساخته ايد منتقل كنيد

و تمام وسايل و لوازم و آكواريوم را كاملا ضدعفوني كنيد تا از رشد دوباره انگل جلوگيري بعمل آيد. چنانچه شرايط آكواريوم نامناسب باشد انگل در كف آكواريوم باقي مي ماند و خيلي زود دوباره به سراغ ماهيها خواهد آمد و در اين چرخه مبارزه بين انگل و ماهي اگر شما انگل را نابود نكنيد و در آكواريوم ريشه كن نشود انگل پيروز خواهد شد و تا نابودي تمام ماهيها پيشروي خواهد كرد. و هر ماهي سالم ديگري هم به چنين آكواريومي وارد كنيد، مبتلا خواهد شد و در نهايت تلف مي شود.

دراکثر موارد افزایش دمای آب به مرور تا ۳۲ درجه برای ۳ روز متوالی موجب بهبود کامل ماهیها خواهدشد
ابزاكو

Siamese fighting fish


ماهیهای آب شیرین

ماهیهای آب شیرین

نام خانواده = Beta Splendens
نام عمومي = فايتر
نام محلي = فايتر
اندازه = 6 cm
غذا = كرم خوني ، غذاهاي آماده تقويتي ،غذاي زنده
پراكنش = آبهاي تايلند ، ويتنام و سنگاپور
درجه حرارت = 30-28 c
Ph = ۷

اندازه اين ماهي که بومي تايلند،وِيتنام وسنگاپوراست تا6سانتميتر مي رسد . نژادهاي تايلندي و ويتنامي آن معمولا سبز و نژاد سنگاپوري آن قرمز است .بر روِي بدن آن که داراي رنگ اصلي زرد متمايل به قهوه اي است ، نوارهاي افقي نا مشخصي ديده مي شود .باله پشتي داراي رنگ سبز متاليک با لبه قرمز و باله مخرجي داراي رنگ قرمز با لبه آبي مي باشد .باله هاي شکمي همواره قرمز آتشين با لبه سفيد رنگ مي باشد .همه باله هاي ماهي متوسط وگرد مي باشند . در محيط زيست طبيعي ، شکل ماهي با آنچه امروزه در آکواريوم فروشيها ديده مي شود ، فرق دارد .باله ها در ماهي اصلي کوتاه بوده و فقط نوک عقبي باله مخرجي کمي بلند تر است.امروزه از طرِيق تکثير گزينشي نمونه هاي بسيار زيبايي با باله هاي بسيار بلند از اين ماهي به وجود آمده است . در مناطق بومي ، مشابه آنچه در جنگ خروس ديده مي شود ، از اين ماهي ها براي جنگ ماهي استفاده کرده و معمولا بر روِي آنها شرط بندي مي نمايند .اگر چه داستان هاي مفصل و جالبي در اين مورد وجود دارد ، اما بنظر مي رسد که در بيشتر آنها اغراق شده است .در يکي از نوشته هاي مربوط به جنگ ماهي هاي سيامي آمده است که 2 نفر که مي خواستند روِي ماهي هاي خود شرط بندي نمايند ، هر يک ماهي خود را در بطري گشادي گذاشته و بطريها را روبروِي يکديگر با کمي فاصله قرار مي دهند .ابتدا يکي از ماهي ها به طرز زيبايي تمام باله هاي خود را باز کرده و حالت جنگجوِيانه اي به خود مي گيرد .ماهي ديگر نيز همان کار را انجام مي دهد .در همين موقع هر يک از ماهي ها چندين بار تغيِير رنگ داده و سرانجام يکي از ماهي ها از شدت خشم مي ترکد .کسيکه ماهي او نترکيده است برنده مسابقه محسوب مي شود .البته مشاهدات تحقيقاتي هر گز ترکيدن ماهي را تاييد ننموده اند . پس از تکثير ، وقتيکه بچه ماهي ها به 3 ماهگي رسيدند بايد هر يک را در يک ظرف شيشه اي مجزا پرورش داد. در غير اينصورت علاوه بر مرگ و مير زيادي که بين آنها در اثر ستيزه گري بوجود مي آيد ، باله هاي اکثر آنها که عامل اصلي تعيِين زيبايي و قيمت آنهاست خورده و پاره مي شود .اگر چه ممکن است باله هاي کنده و يا خرده شده مجددا" رشد نمايند ولي جاي پارگي برروِي باله باقي خواهد ماند که طبيعتا ارزش آن را کمتر خواهد کرد . امروزه نژادهايي به رنگهاي سبز روشن ، آبي ، قرمز ، زرد ، زيتوني ، آبي تيره و سياه و سفيد از اين ماهي در بازار وجود دارد .
ابزاكو

Discus


ماهی آب شیرین

ماهی آب شیرین.

نام خانواده = Cichlids
نام عمومي = ديسكوس
نام محلي = ديسكوس ، ديسك ماهي
اندازه = 15 cm
غذا = كرم خوني ، غذاهاي آماده تقويتي ،غذاي زنده
پراكنش = آمازون در محدوده پرو و ونزوئلا تا دهانه رودخانه ، برزيل
درجه حرارت = 30-28 c
Ph = ۷

قطعا" همه دارندگان آكواريوم بر اين باورند كه ديسكوس زيبا ترين و با شكوه ترين ماهي آب شيرين است .

اولِين بار در سال 1933 بدنياي ماهي هاي تزئيني معرفي گرديد . اندازه بدن پهن اين ماهي که بومي آمازون است تا 15 سانتي متر مي رسد و رنگ معمولي بدن آن طلايي است که بر روِي آن نوارهائي تيره عمودي وجود دارد که تا داخل باله پشتي ادامه مي يابند .

گونه برزيلي آن تا 12 ِيا 15 سانتيمتر مي رسد .از نظر تکثير در آکوآريوم بهترِين نوع ديسکوس مي باشد ولي از نظر زيبايي و رنگ آميزي از ديگر انواع ديسکوس کم ارزشتر است .

در بعضي از گونه ها قسمت جلويي بدن وهمچنين باله ها داراي رنگ آبي متاليك است .شکل ديسك مانند آن در اثر دايره تاريكي که از زير باله هاي پشتي ، دمي و مخرجي مي گذرد، بوجود مي آيد .اين دايره معمولا آبي رنگ است ( نه آبي متاليک ) ولي در انواع مختلف گونه ممکن است متفاوت باشد .در برخي از نمونه هاي اين ماهي قسمت بالايي دايره آبي رنگ ، و قسمت پاييني آن قرمز روشن و درخشان است.

اين ماهي در مخزنهاي اجتماعي گونه ای ترسو به حساب مي آيدكه به همين علت بايد آنرا در يك مخزن اختصاصي و در دسته هاي چندتائي قرار داد . البته ماهي آنجل گونه اي مكمل براي نگهداري با ديسكوس به شمار مي آيد . محل زندگي آن حاشيه رود آمازون در جائي كه گياه هاي متراكمي وجود دارد مي باشد لذا بايد براي نگهداري از مخزنهاي عمين بين 70 – 50 cm كه به خوبي گياه كاري شده باشد استفاده كرد . حتما" فضاهائي را با استفاده از كنده درخت و صخره براي مخفي شدن آن ایجاد نمائید، اين كاربه كمترشدن استرس دراين ماهي كمك مي نمايد .

درطبيعت تا 20 cm هم رشد مي نمايد اما در آكواريوم حداكثر تا 15 cm رشد مي نمايد . اين ماهي در سلامتي كامل نسبت به غذا هاي زنده و كرم خوني بسيار حريص نشان ميدهد . به خاطر داشته باشيد تابش يك نور ملايم براي نگهداري بهتر از نور شديد است .

اين ماهي براي جفتگيري جفت خود را انتخاب مي نمايد لذا براي جفتگيري بايد حداقل يك دسته 6 تائي را در يك مخزن قرارداد . بهتر است براي تخم ريزي عمق مخزن را تا 50 cm و ph را تا 6 كاهش داده ودما را تا 31 افزايش دهيد .

شيشه ها را كمي بپوشانيد و در نظر داشته باشيد گياه كاري متراكم مشوق خوبي براي تخم ريزي است در خارج از فصل تخم ريزِي تشخيص نر و ماده بسيار مشکل است .در فصل تخم ريزِي رنگ ماهي نر تيره تر شده و رنگ آن بيشتر زمينه آبي دارد ، در صورتي که در ماده رنگ زرد بيشتر مي شود . برخي از نرها قبل و پس از تخم ريزِي زيبايي خاصي به خود مي گيرند که قابل تشابه با اين تغييرات در ماهي هاي تزييني درِيايي فقط وجود دارد . البته همانطور كه در شكل زير نشان داده شده تيزي نوك باله پشتي هم علامت نر بودن و گردي آن علامت ماده بودن است .

تخم ريزِي آن تا حدودي مشابه ماهي آنجل است و بايد پس از تخم ريزِي مولدين را از آکواريوم خارج و تخمها را تهويه نمود .

در حرارت 31-29 درجه سانتيگراد ، تخمها سه روز پس از لقاح تبديل به نوزاد مي شوند . نوزادان را بايد در همين درجه حرارت به مدت يک ماه نگه داشت .تهوِيه ملايم آب ضرورِي است .در بيشتر موارد والدين ممکن است تخمها را بخورند و گاهي ممکن است نوزادها پس از خروج از تخم بميرند . ممكن است تعداد تخمها به 200 عدد هم برسد .

گاهي اوقات نوزاد براي تغذيه به پوست والدين چسبيده و از ترشحات روي پوست تغذيه مي نمايد كه اين حالت ، حالت شيردادن مادر به نوزاد تلقي مي شود . درطي اين مدت تغذيه والدين با غذاي زنده ضروري است .

ماهي ديسکوس آبي و سبز
نگهداري انواع ماهي هاي ديسکوس سبز و آبي در آکواريوم مشکل است زيرا براي نگهداري و تکثير آنها شرايط خاصي از نظر ترکيب شيميايي و خصوصيات فيزِيکي آب لازم است .اين گونه ها همچنين در برابر بسياري از بيماريها مقاومت ندارند .در هر صورت امکان پرورش بچه ماهي ها تا حدبلوغ وجوددارد ولي بسيار مشکل است

flower horn

ماهی آب شیرین

نام خانواده = Cichlids
نام عمومي = فلاورهورن
نام محلي = فلاورهورن
اندازه = 40 cm
غذا = كرم خوني ، غذاهاي گرانولي خشك ، ميگو
پراكنش = هیبرید
درجه حرارت = 31-26 c
Ph = ۷/۸ - ۷

ماهي flower horn گونه ايست كه از تلاقي سيچلايدها بوجود آمده و يك ماهي هيبريد (دورگه) است . عده اي معتقدند كه شايد جهش ژنتيكي در يك گونه خاص آنرا بوجود آورده است و چيني ها هم آنرا Luohan ناميده و آنرا مظهر شانس ميدانند .

بيشتر در كف و ميانه آكواريوم حركت دارد . اندازه آنها تا 30 cm هم مي رسد ليكن گونه هاي مسن تر تا 40 cm هم ديده شده اند .

معمولا" بين 10 – 8 سال عمر مي كنند و سال 1385 اولين سالي بود كه اين ماهي در ايران تكثير شد . معمولا" با گونه هاي همنوع و گياه طبيعي سازگار نبوده و علاقه زيادي به جابجائي شنها ( مانند ماهي اسكار ) دارد .

بهتر است با ماهيهاي بزرگتر از خود نگهداري شود .

اگر يك جفت از آنها را در يك مخزن نگهداري نموده و به خوبي تغذيه نمائيد بسيار سريع رشد نموده و تخمريزي آنها هم ممكن مي شود . درزمان تخم ريزي به شدت تهاجمي مي شوند و شمار تخمهاي آنها ممكن است به يكهزار عدد هم برسد .
ابزاكو

PH آكواريوم

ثابت نگه داشتن و افزايش ph
یکی از مشکلات عمومی و اصلی آکواریوم داران نگهداری و حفظ Ph در یک میزان ثابت است. خیلی از افراد متوجه اهمیت نقش Ph و فاکتورهایی که بر روی آن تأثیر می گذارند، نیستند. زمانیکه Ph را در نظر می گیریم، بیشتر از اینکه هدف خود را، حفظ کردن یک Ph ثابت فرض کنیم، باید سعی کنیم هدف ما متعادل نگاه داشتن آن باشد. اگر چه ممکن است Ph7 بهترین و مطلوبترین Ph برای ماهیان باشد ولی در هر مقداری بین 6/6 و 8/7 ماهی ها می توانند به زندگی عادی خود ادامه بدهند. ما به عنوان آکواریوم دار باید از اتفاقاتی که موجب تغییرات ناگهانی Ph می شود، جلوگیری نماییم.
خاصیت تغییر پذیری Ph آب می تواند بوسیله ظرفیت بافرینگ شناخته شود. شما می توانید ظرفیت سیستم بافرینگ خود را با اندازه گیری میزان سختی آب بدست آورید. میزان سختی بین 4-6 یا کمی بالاتر معمولا برای نگه داشتن سیستم بافری و به تبع آن نگهداری یک Ph ثابت کافی می باشد. وقتی که سختی آب آکواریوم شما زیر 4 باشد، به این معنی است که سیستم بافرینگ کافی نیست و احتمال سقوط Ph وجود دارد. وقتی که میزان Ph بالاست سختی آب را بین 6 تا 12 فرض می کنیم. اکثر آکواریوم داران میزان کربنات را برای تنظیم درجه سختی انتخاب می کنند که میزان کربنات کلسیم در آب می باشد. این تست همچنین برای نگهداری و تنظیم یک سیستم بافری مناسب، مؤثر است که برای آن اندازه گیری یکی از مقادیر سختی کل و یا سختی کربنات لازم است، ولی اینکه هر دو را مستقلاً اندازه گیری کنیم نیاز نیست. خوشبختانه آکواریوم شما معمولاً دارای منبعی طبیعی از کانی های نامحلولی است که یک سیستم بافری تشکیل می دهند و Ph را در حد مطلوب حفظ می کنند. تمام این کانی های نامحلول روی هم سختی تام آب آکواریوم شما را می سازند. شما نیاز دارید که تست سختی تام را انجام دهید. دانستن این که Ph آب آکواریوم شما در حد مناسب است نمی تواند گویای موفقیت کامل باشد. تنها با انجام تست سختی تام است که می توانید پیش بینی کنید Ph بعد از آنکه تنظیم شد در همان حد باقی خواهد ماند یا خیر. این مسئله ناشی از چرخه های بیولوژیکی طبیعی است که در آکواریوم شما روی می دهند. مانند تنفس ماهی ها و ضایعات و کثیفی های معلق و ته نشین شده که نتیجه آن خنثی شدن یون بیکربنات ساخته شده بوسیله سیستم بافرینگ است. آکواریوم داران بوسیله تعویض های مکرر و منظم آب آکواریوم و نگهداری های روتین، مثلاً تعویض و سرويس فیلتر و تمیز کردن تصفیه زیر شنی، این نقصان را جبران می کنند و بدینوسیله به سختی آب می افزایند.در اینجا بطور خلاصه توضیح می دهیم که چرا هر یک از این نگهداری های روتین آکواریوم، برای پایدار نگهداشتن Ph لازم هستند. باید بدانید هر کجا که در آکواریوم شما ذرات زائد انباشته می شوند، تولید تجمعی از فرآورده های فسفاتی می کنند. تجمع مواد زائد بر روی بستر ماسه ای و فیلتر شما میزان فسفات را در آکواریوم افزایش می دهد. یونهای فسفات آزاد می توانند با مواد بافری کلسیمی پیوند تشکیل داده و موجبات ته نشین شدن کلسیم را در آکواریوم فراهم کنند. به این شکل توانایی تنظیم و تعادل Ph کاهش می یابد. به همین دلیل است که تمیز نگهداشتن فیلتر، بستر، فضای زیر ماسه ها و تعویض های مکرر قسمتی از آب، بسیار با اهمیت می باشد. بعلاوه آب شیر محتوی یونهای بافری می باشد و شما می توانید با تعویض مکرر بخشی از آب به جایگزینی این یونهای بافری از دست رفته کمک کنید. این مسئله در مورد تمام آکواریوم ها اهمیت دارد چرا که تنفس ماهی ها و ذرات زائد انباشته شده به تنهایی می توانند سبب کاهش توانایی سیستم بافری در تنظیم Ph شوند. حال سؤالی که مطرح می شود این است که اگر ماهیی که قصد نگهداری از آن را داریم نیاز به یک Ph مخصوصی داشت چه کاری باید انجام دهیم. اگر Ph آبی که ماهی شما آن را ترجیح می دهد نزدیک به Ph طبیعی آب موجود در آکواریوم شما است، توصیه می شود که تغییری در آن اعمال نکنید. در غیر اینصورت، یعنی اگر Ph طبیعی آب آکواریم شما از Ph مورد نیاز ماهیی که قصد نگهداری از آن را دارید زیاد فاصله دارد، کارهایی هست که باید انجام دهید. اجازه بدهید با روش افزایش سطح Ph شروع کنیم. امروزه تعداد زیادی افزایش دهنده Ph در فروشگاه ها وجود دارد. همچنین نیاز به محصولی دارید که بتوانید با آن توان سیستم بافری آکواریوم خود را بالا ببرید. برای نگهداری Ph در یک مقیاس بالا، به شما استفاده از یک بستر بافری مثل مرجان های خرد شده را پیشنهاد می کنم. شما می توانید این مرجانهای خرد شده را به آکواریوم کنونی خود اضافه نمایید. من خودم مرجانهای خرد شده را داخل یک کیسه توری قرار داده و آنرا زیر بستر آکواریوم جای داده ام. برای اینکه Ph آکواریوم خود را در حدود 6/7 حفظ کنید، به ازای هر 40 لیتر آب نیاز به 1 کیلوگرم مرجان خرد شده دارید. برخی از آکواریوم داران، این کیسه محتوی مرجان های خرد شده را مانند یک لایه در سیستم فیلترینگ خود قرار می دهند. این متد به شما اجازه استفاده از مرجان های خرد شده درشت تر را نمی دهد. اما اگر شما در حد کمی نیازمند تعدیل و سازگاری در سیستم بافری خود هستید این روش می تواند مؤثر باشد. اگر ترجیح می دهید که از مرجانهای خرد شده استفاده نکنید، پودرهای زیاد دیگری در بازار وجود دارد که عمل افزایش سختی آب یا خاصیت قلیایت آنرا انجام می دهند. شما به راحتی توانید این پودرها را طبق دستورالعمل آن به آکواریوم خود بیافزایید. البته این متدها گرایش به ایجاد تغییرات شدید در سختی آب دارند که اگر در تنظیم سختی و Ph ورزیده و با تجربه نباشید، ممکن است خطرناک باشند. بی خطرترین متد همان استفاده از مرجان های خرد شده می باشد.پس از اینکه توانایی بافرینگ آکواریوم خود را تقویت نمودید، می توانید Ph آب را در درجه دلخواه تنظیم کرده و به آکواریوم بیافزایید. محصولات زیادی در فروشگاه ها موجود است که اینکار را انجام می دهند. اغلب اوقات آبی که برای آکواریوم استفاده می کنید به طور طبیعی دارای Ph بالایی است و شما فقط نیازدارید که با اضافه کردن مرجانهای خرد شده به تقویت سیستم بافری خود کمک نمایید تا بتوانید Ph را در همین سطح بالا حفظ و نگهداری کنید.

كاهش ph
اما پایین آوردن Ph کاری سخت تر است. اگر فکر می کنید که می توانید براحتی با اضافه کردن مواد کاهش دهنده Ph سطح آنرا پایین بیاورید کاملاً در اشتباه هستید، چرا که سیستم بافری شما بسادگی و بسرعت میزان آنرا به همان مقدار طبیعی خود افزایش خواهد داد. در واقع شما باید یونهای بافری را از آب آکواریوم خود جدا کنید، به این شکل می توانید Ph آب را نیز پایین بیاورید. بهترین راه برای انجام این کار اینست که یک دستگاه پالاینده آب ( دستگاهی که آب را سبک می کند ) تهیه کنید. این دستگاه آب شیر را بوسیله یونهای رزین که در خود دارد فیلتر می کند. آبی که حاصل می شود عاری از نمک و کانی های دیگر است و در واقع آبی است سبک و با سختی صفر.

نحوه کار دستگاه :
درکارگاه های پرورش ماهی معمولاً از این دستگاه برای کاهش سختی آب و در واقع بدست آوردن آبی با سختی صفر ( آب سبک ) استفاده می کنند. این وسیله که داخل آن ماده شیمیایی بنام رزین یا صمغ شیمیایی است املاح اضافی آب را بخود گرفته و آب سبک و صفر درست می کند. قیمت این دستگاه گران است ولی چون مکانیسم ساده ای دارد می توان نمونه دست ساز آن را ساخت.
استفاده از این دستگاه بهترین روش برای پالایش آب و در نهایت بدست آوردن آبی است که مخصوص استفاده در آکواریوم می باشد. همانطور که گفته شد بدون داشتن یک آب پالایش شده نیز می توانید Ph آب را با مواد مخصوص اینکار کاهش دهید، ولی این تنظیم فقط یک یا نهایتاً دو روز پایدار خواهد ماند و بزودی دوباره به میزان اولیه خود بازخواهد گشت. ضمن اینکه این پایین آمدن و بالا رفتن مجدد Ph، خطرناک تر و بدتر ازph نامناسبی است که شما از ابتدا داشتید. این را هم باید اضافه کنم که برخی از آکواریوم داران برای بدست آوردن آبی با سختی کم، از زغال سنگ استفاده می کنند. با قرار دادن زغال سنگ در فیل تر تصفیه کننده آب و یا قرار دادن یک لایه از آن در زیر بستر آکواریوم می توانید سختی آب خود را کاهش دهید. این تکنیک نیز می تواند بخوبی مؤثر باشد ولی دارای پیچیدگی بیشتری است و کمتر قابل پیش بینی می باشد و احتمالاً بهتر است که آکواریوم داران کم تجربه از آن دوری نمایند

مرجان

شايد از نظر زيبايي وبديعي هيچ محيط طبيعي ديگري در جهان قابل مقايسه با مناطق مرجاني نباشد.
هزاران موجود كوچك وبزرگ با رنگهاي الوان و متنوع وبسيار شگفت انگيز چنان منظره بديع و شگفت آوري را درمقابل چشمان بيننده بوجود مي آورند كه توصيف آن مگر از طريق تماشا و ديدن امكان ندارد و راز اين زيبايي زماني بيشتر مي شود كه پرده اي از آب نيلگون و شفاف دريا آن را از چشم نامحرمان مي پوشاند
مرجان(coral)
مرجان كه در راسته جانوران شناسائي شده جانوري است گل مانند ، با بازواني گسترده همچون گلبرگها و حفره اي در ميان آنها بعنوان دهانه ، معمولا دسته جمعي زندگي نموده و غالبا نيز يك پايه آهكي از خود ترشح مي نمايند.


مرجانها به دو دسته كلي تقسيم ميشوند:
مرجانهايي كه از خود آهك ترشح نموده و به اصطلاح سفت بوده (hard coral) و ايجاد آبسنگ(reef) مي نمايد و دسته ديگر مرجان هايي كه آهكي نبوده و اصطلاحا نرم(soft coral) ناميده مي شوند.
عمده مرجانهاي موجود در خليج فارس از نوع آبسنگي بوده و بدين جهت بيشتر از اين ديد مورد بررسي قرار مي گيرند. وجود همين آبسنگهاي مرجاني است كه جلوه طبيعت زيباي ديگري به جزاير ايراني خليج فارس بخشيده است.


گسترش و انواع مرجانهاي خليج فارس
مرجانها معمولا در تمام نواحي درياي اطراف جزاير يافت مي شوند ولي پراكنش انواع سخت يا آبسنگ ساز صرفا" محدود به مناطق كم عمق جزاير و به وسعت صدها كيلومتر مربع مي باشد.
گسترش آبسنگهاي مرجاني از طريق عمق در اطراف جزاير بوده و عمق زندگي آنها از 50 تا 70 متر بيشتر نبوده و عمدتا در اعماق 25 متري و يا كمتر بسر مي برند. علت اين امر نياز مرجانهاي آبسنگ ساز به نور مي باشدچون وجود نور كافي جهت عمل فتوسنتز براي باكتري هاي همزيست (زوگزانته ها) كه در درون بافت هاي مرجاني زندگي مي كنند، ضروري است. بدون نور كافي ، ميزان فتوسنتز كمتر و در نتيجه قدرت مرجانها براي ترشح كربنات كلسيم و نهايتا ايجاد آبسنگ كاهش مي يابد.
آبسنگها در واقع توده هاي كربنات كلسيم (آهك) هستند كه عمدتا توسط مرجانهاي آبسنگ ساز يا هرماتايپيك و تا حدي نيز توسط ديگر موجودات از قبيل جلبكهاي آهكي ايجاد مي شوند.
ديگر مرجانها همانطور كه قبلا نيز گفته شد آهك ترشح ننموده و به عنوان مرجانهاي غير آهك ساز يا آهرماتايپيك ناميده مي شوند. تفاوت بين اين دو گروه در اين است كه درون بافت هاي بدن مرجان آبسنگ ساز نوعي سلول گياهي كوچك همزيست به نام زئوگزانت وجود دارد.


مرجانها از نظر درجه حرارت
از نظر درجه حرارت، تقريبا تمامي آبسنگهاي مرجاني در آبهاي دريايي با حرارت كمتر از 20 درجه يافت مي شوندولي هيچ گونه آبسنگي در آبي كه حرارت متوسط سالانه آن كمتر از 18 درجه باشد تشكيل نمي شود. مناسب ترين درجه حرارت براي تشكيل آبسنگهاي مناطقي با حرارت ميانگين سالانه 23 تا 25 درجه است. بعضي از آبسنگهاي مرجاني قادر به تحمل حرارت هاي 36 تا 40 درجه سانتيگراد هم مي باشندكه از آن جمله آبسنگهاي واقع در جنوب خليج فارس در سواحل عربستان، بحرين و قطر مي باشد.


مرجانها و رابطه آنها با شوري آب دريا
شوري از ديگر عوامل محدود كننده توسعه آبسنگهاي مرجاني محسوب مي گردد. مرجانهاي آبسنگ ساز قادر به تحمل شوري پايين تر از محدوده عادي آب درياها(32 تا 35 در هزار) نبوده و بدين جهت در مناطقي كه داراي ورودي آب شيرين رودخانه است يافت نمي شونددرحاليكه در مناطقي از خليج فارس كه شوري آن تا 42 گرم در ليتر نيز مي رسد بخوبي رشد مي نمايند.


ساختار مرجانها مرجانها جزو جانوران محسوب مي شوند. از نظر رده بندي مرجانها متعلق به شاخه گزنه سازان(caldaria) مي باشند كه خود به سه رده زير تقسيم مي شوند:
الف) رده گل زيان(Antozoa): شامل مرجانها، شقايق دريايي(sea anemone) و قلم هاي دريايي (sea pen) است. تمام گونه هاي اين رده كف چسب بوده و شبيه به گل مي باشند. داراي بازوان(تنتاكول)تو خالي بوده و از جانوران كوچك مانند زئوپلانكتون ها پس از بي حس كردن آنها توسط سلولهاي گزنده تغذيه مي نمايند.
شكل مرجانهاي بادبزني(gorgonian) كه راسته اي از اين رده محسوب مي شوند شبيه به برگ بوده و مجموعه اي است از هزارها پليپ كه به صورت دسته جمعي زندگي مي كنند. مرجانهاي نرم مجموعه اي از پليپ هاي بدون اسكلت هستند كه در درون آب به صورت يك انگشت طويل با جريانها و امواج به حركت در مي آيند.
ب) رده آبسانان(Hydrozoa): مانند مدوزها(Medusae) كه تماما" دريايي هستند و به صورت دست جمعي زندگي مي كنند. بعضي داراي سلول هاي گزنده بوده و در صورت تماس با بدن ايجاد خراش يا سوزش مي نمايند.
ج) رده فنجان زيان(scyphozod): كه عروس هاي دريايي متعلق به اين گروه مي باشند. اين موجودات بصورت انفرادي زندگي كرده و گزنده مي باشند. بدين خاطر غواصان معمولا به هنگامي كه در زير آب غواصي مي نمايند، مواظبند تا بدنشان با عروس هاي دريايي برخورد ننمايدو به همين خاطر در مناطق و يا فواصل زاد و ولد كه تعداد آنان بسيار زياد است از لباس غواصي استفاده مي نمايند.


زيست شناسي مرجان
مرجان يا پليپ در درون يك حفره كوچك گلداني شكل كه مرجانگاه(Corellite) ناميده مي شود زندگي مي نمايد. هر فنجان يا مرجانگاه داراي يك رديف پره هاي سخت شعاعي است كه از قائده ايجاد مي شوند. شكل و الگوي اين پره ها متفاوت بوده لذا در رده بندي گونه اي از آنان استفاده مي شود.

هر پليپ داراي سه لايه است كه شامل لايه پوشش خارجي(اپيدرمين) و لايه مياني از جنس فيبر(Mesogt rodermis) در وسط پليپ دهان قرار داشته كه بازوان ياتنتاكولها با سلول هاي گزنده(نماتوسيت) خود در اطراف آن قرار دارند و جانور به كمك آنها غذاي خود را كه عمدتا پلانكتون هاي جانوري است، به دام مي اندازد. تك سلولي هاي همزيست زوكزانتله، كه در حقيقت جزو گروه دو تاژكان(دينوفلاژلد) هستند. در بين سلولهاي لايه دروني بسر مي برند.
تكثير و ازدياد كلني هاي مرجاني بصورت غيرجنسي و جوانه زدن پوليپ ها است. ولي ايجاد اجتماعات جديد بصورت جنسي و ايجاد نوزاداني بنام پلانولا(planula) است كه پس از گذراندن مرحله شناوري، در جايي ثابت مي شوند و ايجاد يك زندگي دست جمعي مي نمايند

ماهيان اکواريوم

هميشه هنگام صحبت و يا مطالعه در مورد ماهيان، موضوع بسيار متنوع و گسترده‌اي در برابر انسان قرارمي‌گيرد، زيرا ماهيان، موجوداتي هستند که در شرايط بسيار متنوع محيطي زندگي مي‌کنند.

از ميان اين شرايط ،مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: عمق آب، ميزان شوري، دماي آب و ميزان اكسيژن. ماهيان در آب‌هاي کم عمق يا عميق‌ترين مناطق اقيانوس‌ها، در آب‌هاي شيرين يا آب‌هاي شور و در آب‌هاي نواحي قطبي يا آب‌هاي گرم استوايي زندگي مي‌کنند.

آبزيان آکواريومي، ساليان طولاني در کشور ما توسعه يافته و به‌عنوان تنها جانوران خانگي آبزي جاي خود را در بسياري از منازل پيدا کرده اند كه شادي، آرامش و زيبايي را به‌همراه دارند. از جمله اين موجودات مي‌توان از ماهيان قرمز حوض نام برد که سال‌هاست زينت بخش سفره‌هاي هفت سين در ايام نوروزاست.

کشور ما امکانات و ظرفيت مناسبي براي پرورش ماهيان زينتي آب‌هاي شور و شيرين دارد و در سال‌هاي اخير شاهد رشد چشمگيراين صنعت در کشور بوده‌ايم. در ميان حيوانات خانگي، آبزيان سهم مهمي را به خود اختصاص مي‌دهند، به‌طوري‌که تنها در آمريکاي شمالي ساليانه در حدود 350 ميليون دلار در اين حرفه هزينه مي‌گردد. لازم به توضيح است که نگهداري آبزيان زينتي علاوه بر مسائل تجاري و سرگرمي، بعنوان يک راه موثر در پيشگيري و درمان برخي بيماري‌ها و اختلالات روحي پيشنهاد شده است.

نگهداري ماهي توسط انسان از زماني‌که تاريخ ثبت شده، وجود داشته است و حتي اين موضوع در تصاوير و نوشته هاي موجود در اهرام مصر نيز ديده مي‌شود. در روم باستان ماهيان در تانکرهاي خاص و استخرها پرورش داده مي‌شد و همچنين شهر ناپل به داشتن سيستم‌هاي پرورش حرفه اي معروف بوده است که البته تمامي اين موارد در زمينه پرورش ماهيان خوراکي بوده است.

با‌توجه به شواهد و مدارک موجود، چيني‌ها نخستين كساني بودند که در حدود 1000 سال قبل مبادرت به نگهداري و پرورش ماهيان زينتي كردند و ماهي گلد فيش (Gold Fish) که در حال حاضر نيز جزو ماهيان محبوب آکواريوم داران است، در آن زمان نيز ماهي مورد علاقه آنان بوده است.

اين ماهي در آن زمان در ظروف مخصوصي که بدنه مات داشتند نگهداري مي‌شد زيرا در آن زمان عقيده بر اين بود که اين ماهي از بالا زيباتر به نظر مي‌رسد. ژاپني ها نيز که علاقه زيادي به اين ماهي داشتند، علوم مربوط به تکثير، پرورش و ايجاد رنگ‌هاي زيبا در اين ماهي را کامل‌تر كردند. اين ماهي در اواسط قرن 17 به اروپا معرفي شد و اولين کتب و نوشته‌ها در اين رابطه مربوط به اواسط قرن 19 است.

آكواريوم يعني چه؟

آکواريوم ( Aquarium) از دو کلمه Aqua (در زبان لاتين به معني آب) و Vivarium (محلي با ديواره شفاف براي نگهداري و تماشاي حيوانات کوچک به‌طوري‌که رفتار آنها قابل مشاهده باشد) تشکيل شده است و به‌معني ظروف جعبه‌اي‌شکل، داراي ديواره شفاف و حاوي آب است و جهت نگهداري ماهيان، موجودات و گياهان آبزي استفاده مي‌‌شود.

البته لازم به توضيح است که برخي از اين تعاريف در حال حاضر تغيير کرده است. به‌عنوان مثال آکواريوم‌ها داراي اشکال متنوعي شده اند و صرفا جعبه‌اي‌شکل نيستند و داراي اندازه‌هاي بسيار متفاوت هستند از انواع کوچک خانگي تا آکواريوم‌هاي بزرگي که کوسه ماهيان، شيرهاي دريايي، هشت پاها و لاک‌پشت‌هاي دريايي را در خود جاي مي‌دهند. آکواريوم ها بدون در نظر گرفتن اشکال و اندازه آنها، از نظر کاربرد به 3‌دسته تقسيم مي‌شوند:

1 - آکواريوم هاي نگهداري که براي نگهداري،تکثير و پرورش مورد استفاده قرار مي‌گيرند

2 - آکواريوم هاي قرنطينه‌اي که مي‌توان گفت نقش بسيار مهمي در پيشگيري از بيماري‌ها دارد و جهت نگهداري ماهيان جديد قبل از ورود به سيستم پرورش استفاده مي‌‌شود. بايد توجه داشته باشيم ماهيان و ساير موجودات آبزي جديد قبل از ورود به آکواريوم‌هاي پرورشي بايد جهت پيشگيري از آلودگي‌ها و بيماري‌هاي احتمالي و همچنين عادت به محيط جديد مدت 2 هفته در قرنطينه باشند.

نگهداري در اين محل، ابتدا در همان آبي که اين موجودات در آن حمل شده اند انجام مي‌شود و اين آب به مرور (تعويض سريع آب به‌علت تغيير ناگهاني درجه حرارت و فاکتورهاي ديگر آب باعث وارد آمدن استرس شديد به ماهيان و در نتيجه تلفات ناگهاني و بروز بيماري را به‌دنبال خواهدداشت) با آب جديد تعويض مي‌شود.

3 - آکواريوم هاي درماني كه براي درمان بيماري‌ها و نگهداري ماهيان بيمار مورداستفاده قرار مي‌گيرد.

نكاتي براي بهداشت

در زمينه ساخت و محل قرارگرفتن آکواريوم هم رعايت نکات ذيل توصيه مي‌شود:

1 - ساختار مناسب: به‌طوري‌که توانايي نگهداري حجم زياد آب و در نتيجه وزن ناشي از آن را داشته باشد. همچنين در ساخت آکواريوم‌ها بايد از به‌کار بردن فلز به‌خصوص در نقاطي که در تماس با آب هستند اجتناب شود. اين موضوع در مورد آکواريوم هاي آب شوربا توجه به خورندگي زياد آب شور براي فلزات، اهميت بسيار بيشتري دارد .

2 - محل قرار گرفتن آکواريوم در منازل نبايد در معرض نور مستقيم خورشيد باشد. زيرا علاوه بر بالابردن درجه حرارت آب، باعث رشد زياد جلبک‌ها بر روي ديواره آکواريوم مي‌‌شود که منظره نامناسبي را ايجادكرده و رشد جلبک‌ها مشکلات خاص خود مانند نوسانات ميزان اکسيژن آب و مسموميت‌هاي احتمالي ماهيان را درپي دارد.

3 - محل قرار گرفتن آکواريوم در منازل نبايد در معرض جريان مستقيم هوا باشد زيرا باعث کاهش دماي آب مي‌‌شود.

4 - آکواريوم بايد در محلي قرار گيرد که مانعي براي تردد افراد نباشد زيرا در اين موارد ضربه هاي فيزيکي وارد شده برآن (در اثر رفت و آمد)، يک استرس محيطي براي ماهيان است.

5 -داشتن محل مستقل جهت تامين جريان برق ، به‌طوري‌که استفاده از وسايل برقي ديگر منجر به قطع برق آکواريوم حتي براي يک زمان کوتاه نشود. رعايت بهداشت آکواريوم، تامين کيفيت مناسب آب و در نتيجه وجود ماهيان سالم و شاداب و دارابودن يک محيط زيبا نياز به رعايت نکاتي دارد که هر کدام به نوبه خود اهميت زيادي دارند. ماهيان آکواريومي به 2 گروه ماهيان آب شور و ماهيان آب شيرين تقسيم مي‌شوند که ماهيان آب شيرين نيز با توجه به دماي آب مناسب براي آنها خود داراي 2گروه هستند:

1 - ماهيان نواحي گرمسيري يا Tropical Fish که دماي آب مورد نياز آنها در حدود 24 درجه سانتيگراد است.

2 - ماهياني که در درجه حرارت پايين‌تر زندگي مي‌کنند و Cool Water Fish نيز نام دارند که حرارت مورد نياز اين ماهيان در حدود 20 درجه سانتيگراد است. از گروه اول مي‌توان از ماهيان پيرانا، ديسکاس، فايتر و از گروه دوم مي‌توان ماهي گلد فيش را نام برد. لازم به توضيح است که ارقام ذکر شده جهت فاکتورهاي آب مانند دما، اکسيژن و ... ارقامي کلي است و بايد توجه داشت که نيازهاي اين ماهيان بسته به جنس و گونه آنها متفاوت است که مطالعه و يادگيري در مورد نيازهاي هر گروه از ماهيان جهت پرورش صحيح آنها الزامي است.

ماهيان در آکواريوم

از عوامل مهم درنگهداري ماهيان در محيط آکواريوم، ميزان تراکم وشناخت خصوصيات رفتاري وفيزيولوژيک ماهيان است که در بسياري موارد توجه زيادي به آن نمي‌شود. مهم‌ترين اين نکات عبارتند از:

1 - ميزان تراکم ماهيان در آکواريوم از عوامل بسيار مهمي است که بايد در نظر گرفته شود، زيرا علاوه بر اين‌که تراکم زياد به‌عنوان يک استرس محسوب مي‌‌شود، باعث افزايش انتقال بيماري‌ها شده، و آلودگي آب و رقابت ناسالم غذايي را نيز باعث مي‌‌شود. فضاي مناسب (از کف آکواريوم) به ازاي هر ماهي در آکواريوم 12 اينچ مربع در ماهيان تروپيکال،30 اينچ مربع در ماهيان cool water و 48 اينچ مربع در ماهيان آب شور است. (هر اينچ مربع معادل 25/6 سانتي‌متر مربع است).

2 - خصوصيات رفتاري و فيزيولوژيک ماهي: در اين زمينه بايد توجه داشت که ماهيان يک آکواريوم بهتر است در زمينه تغذيه، رژيم غذايي مشابهي داشته باشند و در غير اين صورت ميزان فيلتراسيون آب به طور صحيح انجام شود. زيرا مواد دفع‌شده از بدن ماهيان گوشتخوار با توجه به پروتئين بالاي غذاي آنها متفاوت است. همچنين از نگهداري توام ماهيان مهاجم با ساير ماهيان خودداري گردد.

3 - فاکتورهاي آب: مهم‌ترين فاکتورهاي آب عبارتند از: حرارت آب،‌ ميزان اکسيژن محلول در آب، اسيديته آب، آمونياک( که به‌طور طبيعي سمي‌ترين ترکيب موجود در آب است که از متابوليسم بدن ماهي ناشي مي‌شود.)، نيتريت‌ها (که بعد از آمونياک سمي‌ترين ترکيب آب است) و نيترات ها. براي اندازه‌گيري اين مواد، کيت هاي مناسب در بازار موجود است که به سهولت قابل دسترسي و استفاده است. توجه كنيد كه اندازه گيري و تنظيم فاکتورهاي فوق براي آکواريوم‌داران از نکات مهم جهت مديريت آب آکواريوم است.

درخصوص ميزان نور هم( به‌عنوان منبع نور) براي آکواريوم خانگي با عمق تقريبي 40 سانتي متر ميتوان به ازاي هر 30 سانتي‌متر از طول آکواريوم، از يک لامپ 60 واتي تنگستن يا يک لامپ 20واتي فلورسنت استفاده كرد. مدت زمان روشنايي در يک آکواريوم به‌طور معمول روزانه 10 تا 15 ساعت در نظر گرفته مي‌شود که در صورت وجود گياهان طبيعي در آن اين زمان به 8 تا 10 ساعت کاهش مي‌يابد.

ميزان مصرف آب هم يك فاكتور ديگر است. آب يک آکواريوم هميشه در گردش است و ميزان تعويض آب بايد به نحوي باشد که 25درصد آب آن در مدت زمان يك تا4 هفته (بسته به ميزان تراکم و نوع ماهيان) جايگزين شود.

بيماري‌ها و درمان
در اينجا ذکر اين نکته ضروري است که تشخيص و درمان بيماري در ماهيان آکواريومي بايد توسط دامپزشک متخصص انجام گيرد و از هرگونه درمان خودسرانه اجتناب شود. آکواريوم هاي درماني بايد داراي سيستم خروجي آب جداگانه باشند و از تخليه آب اين آکواريوم ها در فاضلاب‌هاي شهري خودداري شود.

در هنگام درمان، داروي مورد استفاده بايد ابتدا در گروه کوچکي از ماهيان بيمار استفاده گردد و در صورت داشتن تاثير مطلوب و عدم بروز برخي مسموميت‌هاي احتمالي روي ساير ماهيان بيمار نيز مورد استفاده قرار گيرد.

توجه به اشتها، خصوصيات رفتاري و ظاهري، شناي ماهيان و تغييرات آنها در تشخيص به موقع بيماري‌ها نقش مهمي دارد و اين نکته‌اي است که پرورش‌دهندگان ماهيان آکواريومي بايد توجه زيادي به آن داشته باشند.

از جمله رفتارهاي غيرطبيعي که بطور مثال بر اثر به‌هم خوردن وضعيت طبيعي آب و يا بروز بيماري‌ها قابل مشاهده است مي‌توان به‌طور نمونه به موارد زير اشاره كرد: شناي طبيعي و تنفس سخت، تنفس سريع و شنا در سطوح پائين، پرش به ديواره و واردآوردن ضربه به اشياي زينتي آکواريوم، کاهش وزن و متورم بودن شکم، گهگاه هيجان زده بودن و حرکات سريع باله‌ها، خوابيدن در کف، کدورت چشم، لکه هاي پوستي، شناي عمودي و بسياري موارد ديگر.
-دكترپوريا صدرايي فر

القاء توليد مثل در ماهي

مقدمه
در ميان مهم ترين پيشرفت هايي كه در زمينه ي آبزي پروري در طول چند دهه ي اخير به وقوع پيوسته است، توسعه ي تكنيك هاي القاء توليدمثل در ماهي قرار دارد. اين تكنيك ها به پرورش دهندگان اجازه مي دهد تا به مولد سازي و پرورش گونه هايي كه بطور طبيعي در شرايط پرورشي قادر به تكثير نمي باشند ، بپردازند و زمان تكثير ماهيان پرورشي را مطابق با چرخه ي توليدي دستكاري نمايند.
برخي از گونه ها، به خاطر شرايط محيطي يا پرورشي كه با شرايط طبيعي شان متفاوت مي باشد؛ از قبيل دماي آب يا مواد مختلف موجود در طبيعت ، قادر به توليدمثل در شرايط اسارت نيستند. اين شرايط براي مولدين استرس زا بوده و يا عناصر مورد نياز براي كامل شدن فرايند توليدمثل را فراهم نمي كنند.
ماهي ممكن است در شرايط پرورشي، در زمان مطلوب قادر به توليدمثل نباشد، از اين رو تغيير در سيكل توليدمثل مناسب خواهد بود. اين شرايط به پرورش دهنده اجازه مي دهد تا:
1- ماهي را خارج از فصل طبيعيِ تكثير، بدست آورد كه موجب طولاني تر شدن زمان پرورش و يا توليد ماهيان دورگه با ساير گونه ها مي شود؛
2- سبب بهبود بازدهي ميزان توليدمثل ماهي با توجه به داده هاي از پيش تعيين شده مي شود؛
3- ميزان زنده ماني لاروها، تحت شرايط كنترل شده ي كارگاه تكثير، از طريق لقاح مصنوعي و انكوباسيون تخم ها، افزايش مي يابد.
به اين دلايل، استفاده از تكنيك هاي مناسب براي تغيير سيكل توليدمثل ، ابزار مناسبي براي تكثير ماهي مي باشد.
زمينه: توليدمثل در طبيعت
در ماهيها ، فرايند تكثير شامل سه مرحله ي اصلي زير است:
1- رسيدگي (Maturation) : تكامل سلول هاي جنسي (تخمك و اسپرم) تا زمانيكه قادر به لقاح باشند؛
2- ائولاسيون (Ovulation) : جدا شدن تخمك از تخمدان ؛ و
3- تخم ريزي (Spawning) : رها سازي تخمك و اسپرم در محيط خارج بصورت واحد مجزا.
در ماهي ، همانند تمام مهره داران عالي، هورمون ها نقش تعيين كننده اي در فرايند توليدمثل بر عهده دارند. هورمون ها پيام رسان هاي شيميايي هستند كه توسط اندام هاي خاصي، از قبيل غده ي هيپوفيز، به جريان خون ريخته مي شوند. هورمون ها از طريق جريان خون به ديگر بافت ها انتقال مي يابند و اين بافت ها به طرق مختلف به اين هورمون ها پاسخ مي دهند.يكي از اين پاسخ ها، آزاد شدن هورمون هاي ديگر از اين بافت ها مي باشد كه اين فرايند خود نيز پاسخ هاي ديگري در بافت هاي ديگر را در پي دارد. بافت هاي اوليه ي درگير در رهاسازي هورمون، هيپوتالاموس، غده ي هيپوفيز و غدد جنسي مي باشد.

ماهيان تحت شرايطي توليدمثل مي كنند كه محيط براي زنده ماندن لاروها در شرايط مطلوب باشد. خيلي قبل از تخم ريزي، راهنماهاي فصلي موجب آغاز فرايند رسيدگي مي شوند.در بسياري از ماهيها ، اين مرحله تا يكسال به طول مي انجامد. زمانيكه سلول هاي جنسي به رسيدگي مي رسند، محرك هاي محيطي كه از شرايط مطلوب براي لاروها حكايت دارد، موجب ائولاسيون و تخم ريزي در ماهي مي شوند. به عنوان مثال محرك هاي محيطي عبارتند از ، تغيير دوره ي نوري (فتوپريود) ، دما ، بارندگي و قابليت دسترسي به غذا.گيرنده هاي حسي مختلفي، از قبيل چشم، غده ي پينه آل (اندامي در بخش فوقاني مغز جلويي كه به نور حساس است)، اندام هاي بويايي، جوانه هاي چشايي و گيرنده هاي دمايي، در دريافت اين تغييرات دخيل اند.
هيپوتالاموس، واقع در پايه ي مغز، به سيگنال هايي كه از گيرنده ها فرستاده مي شود، حساس مي باشد و در پاسخ به محرك هاي محيطي با آزاد كردن هورمون پاسخ مي دهد. اصلي ترين هورمون، هورمون آزاد كننده ي گنادوتروپين (GnRH) مي باشد، كه از هيپوتالاموس به هيپوفيز منتقل مي شود. غده ي هيپوفيز عهده دار كنش هاي مختلفي از قبيل رشد و توليدمثل مي باشد.سلول هاي مخصوصي از هيپوفيز، هورمون آزاد كننده ي گنادوتروپين را دريافت كرده و به دنبال آن هورمون گنادوتروپين را به داخل خون آزاد مي كند. هورمون هاي گنادوتروپيكي به غدد جنسي انتقال مي يابد.در نتيجه اين عمل، استروئيد هاي مسوول رسيدگي نهايي سلول هاي جنسي سنتز مي شود.رسيدگي تخمك يك فرايند طولاني بوده كه تغييرات پيچيده ي فيزيولوژيكي و بيوشيميايي را شامل مي شود. يكي از مراحل مهم، زرده سازي (ويتلوژنز) مي باشد. در اين مرحله پروتئين زرده ايي كه در كبد توليد شده به تخمدان انتقال يافته و در تخم ذخيره مي شود. زرده به عنوان منبع غذايي براي جنين در حال تكامل مهم است.
همچنين مراحل مهاجرت و شكسته شدن هسته(GVBD) نيز مهم مي باشد. قبل از مهاجرت، هسته يا وزيكول ژرمينال در مركز تخمك در مرحله ي غير فعال قرار دارد.در اين مرحله ، تخمك ها از لحاظ فيزيولوژيكي و ژنتيكي قادر به لقاح نمي باشند، حتي اگر ظاهر يك تخمك كاملا رسيده را داشته باشند. هنگاميكه شرايط براي رسيدگي نهايي فراهم شود، هسته دوباره فعاليت خود را از سر مي گيرد و مهاجرت هسته به يك سمت تخمك آغاز مي شود. نهايتا ديواره ي هسته شكسته شده و كروموزوم ها به داخل سلول رها مي شوند.
رسيدگي تخمك بوسيله ي تكنيك بيوپسي قابل تعيين مي باشد. تخمك ها از تخمدان برداشت شده و با محلول مخصوص شفاف مي شود. سپس زير ميكروسكوپ مورد بررسي قرار مي گيرد. در تخمك هاي رسيده ، مهاجرت هسته به يك طرف سلول بطور كامل انجام خواهد شد.
بعد از رسيدگي تخمك ، موادي به نام پروستاگلاندين سنتز مي شود. اين مواد باعث ائولاسيون تخمك مي شود كه در اثر آن فوليكول كه تخمك را دربر گرفته است، پاره مي شود.سپس تخمك ها به داخل حفره ي بدن يا حفره ي تخمدان و بعد از اين به داخل محيط آب ريخته مي شود. بعد از ائولاسيون كيفيت تخمك ها به سرعت كاهش مي يابد.
ماهي هاي حاوي تخمك هاي رها نشده از غدد جنسي را اصطلاحا " سبز(green)" مي نامند. واژه ي رسيده (ripe) براي توضيح ماهيهايي با سلول هاي جنسي كه از تخمدان به حفره ي تخمدان ريخته شده اند، بكار مي رود. ماهيهاي رسيده را مي توان تخم كشي نمود ولي از ماهيهاي سبز نمي توان به منظور استحصال تخمك استفاده نمود.
القاء توليدمثل
دو استراتژي براي القاء توليدمثل در ماهي وجود دارد.اولين استراتژي آنست كه محيطي مشابه آنچه كه در طبيعت براي توليدمثل آنها لازم است، فراهم شود. براي مثال، گربه ماهي در فضايي محصور مانند كُنده ي ميان تهي درخت قادر به تخم ريزي است. پرورش دهنده مي تواند با قرار دادن قوطي شير در استخر، محيط طبيعي اين ماهي را شبيه سازي كند. وجود گياه و افزايش دما معمولا براي ماهي طلايي مورد استفاده قرار مي گيرد. تغيير در دوره ي نوري در كارگاه تكثير مي تواند موجب جلو انداختن يا تاخير در رسيدگي و ائولاسيونِ بسياري از آزاد ماهيان و قزل آلا شود.
دومين استراتژي تزريق هورمون بوسيله ي هورمون هاي طبيعيِ توليدمثلي يا هورمون هاي آنالوگ سنتتيك مي باشد. اين روش تنها در ماهيهايي قابل استفاده است كه ماهي آماده ي تخم ريزي و داراي تخمك هاي رسيده ايي باشد كه عمل مهاجرت هسته در آنها اتفاق افتاده باشد.اغلب دو استراتژي بصورت متوالي استفاده مي شود: ابتدا دستكاري در رسيدگي انجام شده و در بعد ائولاسيون القاء مي گردد.
تعداد زيادي هورمون براي القاء توليدمثل در ماهيان استفاده مي شود.در چند سال گذشته دو روش بوجود آمده كه با كمترين هزينه بيشترين شانس براي موفقيت را در پي دارد. اين دو روش عبارتند از تزريق هورمون GnRH آنالوگ به همراه ضد دوپامين [در كپور ماهيان و گربه ماهي] و تزريق گنادوتروپين.
GnRH آنالوگ به همراه ضد دوپامين
هورمون آزاد كننده ي هورمون زرده ساز (LHRH) ، هورمون پستانداران ناميده مي شود كه براي القاء ترشح هورمون هاي توليدمثلي بطور موفقيت آميز مورد استفاده قرار گرفته است. در سال هاي اخير نوع سنتتيك LHRH، كه به بصورت LHRHa بيان مي شود، توسعه يافته است كه از نوع طبيعي آن موثرتر است. بدين خاطر كه خالص تر بوده و توسط ماهي به سرعت متابوليزه نشده و براي مدت طولاني تري فعال باقي مي ماند.
تحت شرايط طبيعي ، ساز و كار بازخوردي در ماهي وجود دارد كه ترشح گنادوتروپين را محدود مي كند. اين ساز و كار ماده ي شيميايي به نام دوپامين مي باشد كه مانع فعاليت LHRH مي گردد. زمانيكه دوپامين در ماهي وجود دارد حتي تزريق LHRHa نيز با موفقيت محدودي همراه است. اغلب براي محدود كردن تاثير دوپامين از مواد ضد دوپامين استفاده مي شود. زمانيكه LHRHa به همراه ضد دوپامين مورد استفاده قرار مي گيرد، ميزان موفقيت تكثير شديدا افزايش مي يابد.
گنادوتروپين
دو نوع عصاره ي گنادوتروپين براي القاء ائولاسيون در ماهي مورد استفاده قرار مي گيرد: گنادوتروپين كوريونيك انسان (HCG) و عصاره ي غده ي هيپوفيز ماهي. عصاره ي غده ي هيپوفيز با برداشت غده ي هيپوفيز از يك ماهي و استحصال هورمون از آن انجام مي گيرد كه ممكن است به ماهي ديگري نيز تزريق شود. اين هورمون براي كپور ، گربه ماهي، آزاد ماهي و ديگر ماهيها قابل استفاده است. گنادوتروپين كوريونيك انسان (HCG) داراي سه مزيت در مقايسه با عصاره ي غده ي هيپوفيز مي باشد:1) خيلي ارزان تر است، 2)‌ پايدارتر است، 3) در فرم خالص قابل تهيه است.
روش ها
جزئيات القاء توليدمثل از گونه ايي به گونه ي ديگر متفاوت است. همچنين بر اساس اهداف و ابزار پرورش دهندگان متغير مي باشد. بايد اشاره نمود كه تكنيك هايي كه در زير بيان شده در تمام موقعيت ها قابل استفاده نيست. پرورش دهندگان بايد به دنبال تكنيك هايي باشند كه براي گونه هاي مورد پرورش آنها توسعه يافته است و آنهايي را انتخاب كنند كه براي شرايط كاري آنها بهترين باشد.
مولدين
مولدين بايد سريع الرشد، عاري از بيماري و از لحاظ جنسي رسيده باشند. چندين شاخص براي رسيدگي جنسي ماهي وجود دارد:
ماده:
• شكم گرد و نرم است.
• منفذ تناسلي متورم، بيرون زده و قرمز رنگ است.
• مخرج اغلب متورم و قرمز رنگ مي باشد.
• خصوصيات ثانويه جنسي قابل مشاهده است.
نر:
• اسپرم با فشار آرام به ناحيه ي شكم از بدن خارج مي شود.
• خصوصيات ثانويه جنسي قابل مشاهده است.
مولدين بايد با آرامش كامل حمل و نقل و دستكاري شوند. آنها از لحاظ فيزيكي خيلي اسيب پذير بوده و ممكن است در اثر افتادن يا دستكاري نامناسب و خشن بميرند. اغلب ، منابع پرورش دهندگان به سمت توليد مولدين لاين و داشتن ماهيان سالم در حال توسعه مي باشد.پتانسيل برگشت اين سرمايه گذاري به راحتي در اثر دستكاري نامناسب مولدين از بين خواهد رفت.
زمانيكه مولدين در استخر يا پِن (توري محصور) نگهداري مي شوند، تمام پارامترهاي كيفي ، از قبيل دما و اكسيژن، بايد در حد اپتيمم (مطلوب) نگه داشته شود.يكي از شرايط مطلوب كيفيت بالاي نگهداري مولدين، بر قرار كردن شرايط متعادل غذايي است. اگر ماهي از يك شرايط محيطي به شرايط ديگر منتقل گردد بايد فرصت سازگاري به ماهي داده شود. در هنگام دستكاري برقراري آرامش بايد يك اصل باشد.پوشاندن ماهي با يك كرباس يا پارچه ي مرطوب ، يا پوشاندن ظروف حمل و نقل براي نرسيدن نور به ماهي، به آرام نگه داشتن ماهي كمك خواهد نمود. مواد آرام كننده در هنگام تزريق يا تخم كشي مورد استفاده قرار مي گيرد.
تزريق هورمون به بدن ماهي
دو مكان رايج براي تزريق هورمون به بدن ماهي وجود دارد. تزريق داخل صفاقي (در حفره ي بدن) در بخش شكمي ماهي زير باله ي شكمي يا باله ي سينه اي انجام مي گيرد(تصوير 2-1).تزريق عضلاني معمولا در بخش پشتي بدن ماهي بالاي خط جانبي و زير بخش قدامي باله ي پشتي صورت مي پذيرد. در هر دو روش، مكان قرار گرفتن سوزن مهم مي باشد بطوريكه در زير فلس قرار گيرد.

معمولا دو دُز از هورمون مورد استفاده قرار مي گيرد: يك دُز مقدماتي و يك دُز قطعي يا نهايي.بين اين دو دُز يك فاصله ي زماني 12-24 ساعته در نظر گرفته مي شود. معمولا دُز مقدماتي 10 درصد از كل مقدار هورمون را به خود اختصاص مي دهد. براي برخي از ماهيان ، چندين دُز مقدماتي ضروريست.
تخم كشي (Stripping)
تخم كشي تا حد ممكن بايد بلافاصله بعد از ائولاسيون باشد. ماهي بايد بيهوش شده و 6-12 ساعت بعد از تزريق دوم بايد مورد بررسي قرار گيرد. قبل از تخم كشي ، هر دو ماهي نر و ماده بايد تميز و ناحيه ي اطراف منفذ تناسلي با يك حوله ي نرم، خشك شود تا باقيمانده ي ماده ي بيهوشي موجب مرگ اسپرم نشود. آب، موكوس ماهي، مدفوع و خون نبايد در هنگام تخم كشي با سلول هاي جنسي تركيب شود.
براي تخم كشي ماهي ماده، بايد ناحيه ي دمي با يك دست نگه داشته شود و با دست ديگر به آرامي به ناحيه ي شكمي ماهي فشار وارد گردد.اگر ائولاسيون اتفاق افتاده باشد، جرياني از تخم مشاهده خواهد شد.اگر تنها تعداد كمي تخم ار بدن خارج شد ، ماهي هنوز "سبز" بوده و بايد به حوضچه ي نگهداري برگردانده شود.ناحيه ي شكمي بايد از جلو به عقب ماساژ داده شود تا تمام تخمك ها از بدن خارج شود .
منبع:
مترجم : سيد مرتضي ابراهيم زاده
دانش آموخته ي دانشگاه تربيت مدرس-مقطع كارشناسي ارشد

كنترل توليد مثل در ماهيان استخواني از طريق هورمون آزاد كننده


كنترل توليد مثل در ماهيان استخواني از طريق هورمون آزاد كننده ي گنادوتروپين GnRH

مقدمه
به منظور توسعه ي آبزي پروري در آينده مديريت تكثير آبزيان ضروري است. پرورش بسياري از ماهيان باله دار هنوز متكي بر صيد تخم يا لارو آنها از محيط طبيعي مي باشد. به منظور ادامه ي رشد بخش آبزي پروري ، مديريت توليد سلول هاي جنسي در محيط پرورشي ضروري مي باشد.
علاوه بر اين، مزارع پرورشي براي تامين بچه ماهيان لازم براي پرورش در طول سال ، كه به معناي ادامه ي توليد سلول هاي جنسي از مولدين مي باشد، نياز دارند. گام مهم بعدي براي تكثير ماهي براي مطلوب كردن مديريت و فن آوري پروش مولدين، همزمان سازي استحصال سلول هاي جنسي از جنس نر و ماده مي باشد. اين عمل باعث كاهش هزينه، ساده كردن جمع آوري سلول هاي جنسي و انكوباسيون تخم ها مي گردد.
متاسفانه، حتي اگر بسياري از گونه هاي ماهيان باله دار را بتوان اهلي نمود ولي چندين مشكل در زمينه ي تكثير اين ماهيان وجود دارد كه نياز به دخالت پرورش دهنده مي باشد. در واقع، مولدين، مخصوصا، به شرايط پرورشي حساس بوده و در فرايند فيزيولوژيكي توليدمثل آنها در سطوح مختلف نارسايي ديده مي شود.
فقدان محرك هاي محيطي و وجود استرس هاي پرورشي اجتناب ناپذير ، اغلب سبب عدم رسيدگي نهايي اووسيت(FOM) ، اوولاسيون و تخم ريزي طبيعي در ماهي ماده و كاهش حجم مايع مني و نزول كيفيت آن در ماهي نر مي شود. كاهش مقدار كل اسپرم فاكتور محدود كننده در بسياري از مراكز تكثير مي باشد.كه در اين زمينه جمع آوري و ذخيره ي اسپرم بدون دستكاري هاي بعدي و بدون وابستگي به فصل خاص مي تواند در امر تكثير و ايجاد ماهيان دورگه مؤثر باشد.
پرورش دهنده ها مي توانند در چندين مرحله براي فائق آمدن بر مشكلات ناشي از نارسايي در تكثير ماهيان باله دار دخالت نمايند و به اصلاح كيفيت و كميت سلول هاي جنسي بپردازند:
تغيير شرايط محيطي قابل تغيير( مانند دماي آب ، شوري آب، دوره ي نوري و شدت نور) شيه به شرايط طبيعي،تغيير حجم و عمق حوضچه، قرار دادن گياه در داخل حوضچه يا از طريق رژيم غذايي ، استفاده از علم ژنتيك و يا بكار بردن موادي كه بر روي سيستم غدد درون ريز تاثير بگذارد، از جمله ي اين دخالت ها مي باشد.استفاده از اين مواد راه حل مناسبي براي چيره شدن بر موانع تكثير گونه هاي پرورشي مي باشد.

چرخه ي توليد مثلي در ماهيان باله دار
سيستم كنترل غدد درون ريز توليدمثل در ماهيان باله دار بر اساس محور هيپوتالاموس – هيپوفيز- غدد جنسي، مشابه ي پستانداران، مي باشد. هيپوتالاموس عامل آزاد كننده ي گنادوتروپين (GnRH) كه بر هيپوفيز تاثير مي گذارد ،را توليد مي نمايد. اين غده سنتز و رهاسازي هورمون هاي گنادوتروپين (GtHs) كه نقش آن سوق دادن غدد جنسي(تخمدان و بيضه) به سمت توليد سلول هاي جنسي مي باشد، را كنترل مي كند.علاوه بر اين هیپوتالاموس، دوپامين كه نقش بازدارندگي در اين فرآيند را داراست، نيز توليد مي كند.
دو نوع GtH كه داراي ساختار و نقش شيميايي متفاوت مي باشند در ماهيان استخواني تشخيص داده شده است: GtH I (يا FSH)، در مراحل آغازين گامتوژنزيس(ويتلوژنزيس و اسپرماتوژنزيس) نقش دارد و GtH II (يا LH ) رسيدگي نهايي اووسيت(FOM)، اسپرميوژنزيس و اسپرميشن را تنظيم مي نمايد. GtH II پلاسما درست قبل از اسپرميشن و رسيدگي نهايي اووسيت افزايش يافته و باعث تعويض توليدات استروئيدوژنيك و آندروژنيك (تستوسترون،T ، و 11- كتو- تستوسترون ،11-KT ، در ماهيان نر و 17- بتا استراديول و استرون در ماهيان ماده) با توليدات پروژستونيك (مانند 17- آلفا- 20- بتا- دي هيدروكسي – 4 پروژن -3- وان و 17- هيدروكسي پروژسترون) به ترتيب در سلول هاي درون شبكه اي بيضه و سلول هاي لايه ي تك تخمدان مي گردد. هورمون هاي پروژستوني سبب رسيدگي نهايي اووسيت در ماهي ماده و تنظيم اسپرميشن در ماهي نر (تحريك توليد مايع مني و رسيدگي اسپرماتوزوآ) شده و بر روي رفتار جنسي تاثير مي گذارد.
بخش اعظم فرآيند جذب آب اسپرم وابسته به گنادوتروپين ها مي باشد .اين هورمون ها باعث اسپرميشن شده و حجم اسپرم را افزايش مي دهند. بسياري از مشكلاتي كه در زمينه ي تكثير ماهيان باله دار مشاهده مي شود(عدم انجام رسيدگي نهايي اووسيت، اوولاسيون، اسپرميشن و يا رهاسازي خودانگيز سلول هاي جنسي) در نتيجه ي نقص در انتشار GtH II بوسيله ي هيپوفيز مي باشد.

متاسفانه بسياري از ماهيها در زمان پرورش در روند توليدمثلي خود دچار نقصان مي شوند. در مولدين ماده، تحت شرايط پرورشي، رسيدگي نهايي اووسيت(FOM) و به تبع آن تخمك گذاري(اوولاسيون) و تخم ريزي ديده نمي شود(Zohar, 1988, 1989a,b; Peter et al., 1993) در مولدين نر نيز تحت اين شرايط حجم اسپرم (مايع مني و اسپرماتوزوآ) كاهش يافته و كيفيت نازلي پيدا مي كند(Billard, 1986, 1989..). دستكاري عوامل محيطي مختلف از قبيل دما، دوره ي نوري، حوضچه ي پرورشي از لحاظ عمق و حجم، وجود مواد تحريك كننده مانند پوشش گياهي و ... در بيشتر اوقات سبب بهبود و تسريع در تخم ريزي مي گردد(Zohar, 1989a; Munro et al., 1990; Yaron, 1995..).
بهر حال، در برخي از مواقع تنها راه كنترل توليدمثل در ماهيهاي پرورشي استفاده از هورمون براي القاء تخم ريزي مي باشد. روش هاي مختلفي براي استفاده ازهورمون در ماهيها تحت شرايط پرورشي مورد استفاده قرار گرفته است. نخستين روش بكار گرفته شده استفاده از هيپوفيز ماهي رسيده حاوي گنادوتروپين ، بود. امروزه از هورمون هايي كه بطور مصنوعي توليد مي گردند و توان بالايي در آزاد سازي هورمون آزادكننده ي گنادوتروپين(GnRH) دارند، استفاده مي شود.

تيمار هورموني مولدين
از دهه ي 1930 چندين منبع هورموني براي القاء و تنظيم توليدمثل ماهي مورد بررسي قرار گرفت. به اين منظور از عصاره ي هيپوفيز ماهي رسيده كه غني از GtH بود، استفاده شد .بهر حال، اين تيمار هورموني داراي چندين مشكل است:
هزينه و عدم دسترسي آسان به هيپوفيز، خطرپذيري بالا براي ماهي،‌ تغييرپذيري در كيفيت توليدات، امكان تداخل هورمون بكار رفته شده با مسير غدد درون ريز ماهي از جمله ي اين مشكلات مي باشد. علاوه بر اين تنها بر ماهياني مؤثر مي باشد كه قرابت فيلوژنيكي(تكاملي) با ماهي دهنده دارند. به اين دليل، GtH ها با گنادوتروپين جفت انسان(HCG) جايگزين گرديد كه در بازار در حد وسيع در دسترس قرار داشت و از لحاظ شيميايي خالص تر بود و اثرگذاري بيشتري نيز داشت.
گام بعدي در تكثير ماهي جايگزيني GtH يا HCG با هورمون آزاد كننده ي گنادوتروپين مشابه ي صناعي (GnRHa) بود. اين هورمون موثرتر از فرم خالص شده ي طبيعي بود به اين خاطر كه نسبت به انزيم هاي تجزيه كننده مقاومت بيشتري نشان داده و پيوستگي بيشتري با گيرنده هاي غده ي هيپوفيز نشان مي دهد.
استفاده از GnRHa باعث تحريك توليد و رهاسازي GtH از غده ي هيپوفيز مي گردد. مزيت استفاده از GnRHa به جاي HCG بخاطر اثرگذاري بيشتر اين هورمون، حفاظت بيشتر از سلامتي ماهي(چون آنها در آزمايشگاه ساخته مي شوند خطري از لحاظ انتقال عوامل بيماريزا احساس نمي شود) ، قيمت ارزان و دسترسي آسان مي باشد.

از اين گذشته چون اين هورمون ها از پپتيدهاي كوچك تشكيل مي شوند تداخلي با سيستم ايمني بدن ماهي ايجاد نكرده و باعث واكنش هاي آلرژيك يا مقاومت بعد از چند بار تكرار استفاده از هورمون نمي گردد. استفاده از GnRHa باعث چندين بار تخم ريزي در مولد ماده و طولاني شدن فصل توليدمثل ماهي نر بدون كاهش كيفيت اسپرم مي گردد.در حقيقت، GnRH احتمالا باعث تحريك هورمون هاي ديگر هيپوفيز كه در چرخه ي توليدمثلي دخيل اند مانند هورمون رشد(GH)، هورمون محرك تيروئيد(TSH) و سوماتولاكتين مي شود.
فعاليت GnRHa در بالاترين سطح مسير غدد درون ريز سبب تحريك متعادلتر و يكپارچه تر پديده هاي توليدمثلي با ساير كاركردهاي فيزيولوژيكي مرتبط با چرخه ي توليد مثلي مي گردد. در برخي از ماهيان مانند كپور معمولي و گربه ماهي آمريكايي GnRHaبه همراه ضد دوپامين براي خنثي كردن اثر بازدارندگي دوپامين بر روي هيپوتالاموس استفاده مي شود.

در طول ده سال گذشته ، سيستم هاي مختلف تزريق GnRHa در ماهيان باله دار پرورشي مورد استفاده قرار گرفت. اولين آزمايش ها همان تزريق GnRHa بود كه هنوز نيز روش مرسوم القا نمودن تخم ريزي در بين ماهيان پرورشي است. اگرچه، بعد از يكبار تزريقGnRHa افزايش GtHII پلاسما محدود مي باشد چون هورمون سريعا بوسيله ي آنزيم از بين رفته و از جريان خون بعد از 10- 23 دقيقه حذف مي گردد. به اين دليل ، يك تزريق كافي نبوده و براي بدست آمدن نتيجه ي مطلوب دو يا چند بار تزريق نياز مي باشد. از اين گذشته، تزريق بايد در هنگام نزديك شدن به رسيدگي جنسي انجام گيرد.
از اين رو كنترل ماهي براي يافتن زمان دقيق تزريق ضروري است. در عوض در ماهيان نر ، يك تزريق GnRHa تنها براي چند روز نقش مثبتي در اسپرميشن دارد. اگر مولدين ماده بطور همزمان به رسيدگي جنسي و تخم ريزي برسند( يا در يك زمان در فصل توليدمثل) اين تاثير كوتاه مفيد نخواهد بود. اگرچه، در مولدين ماده اي كه سلول هاي جنسي شان چندين بار در سال به رسيدگي مي رسد نيز به توليد اسپرم بيشتر و طولاني تري براي انجام عمل لقاح نياز خواهد بود.

سيستم آزاد كننده ي GnRHa
پيشرفت هاي اخير در فن اوري توليدمثل موجب توليد سيستم آزاد كننده ي GnRHa گرديد. اين سيستم اجازه ي كنترل ميزان هورمون وارد شده به داخل خون را در مدت چند روز تا چند هفته مي دهد و همزمان مي توان اين مواد را براي چندين سال نگهداري نمود. از نقطه نظر شيميايي، توليدات جديد تركيبي از GnRHaرقيق شده و يك جايگاهي كه از لحاظ شيميايي بي اثر است بوده و بعد از تزريق در بدن حل مي شود، مي باشد. تركيباتي كه به عنوان جايگاه مي توان استفاده نمود عبارتند از :
كلسترول و سلولز، لاكتيك اسيد و گليكوليك اسيد يا پليمرهاي ديمر اسيدهاي چرب و سي بازيك اسيد، يا اتيلن و وينيل استات (EVAc). ميزان آزاد شدن GnRHa به آساني بوسيله ي تغيير در وزن مولكولي پليمر ها، درصد بار كردن جايگاه با هورمون، نوع(آب دوست يا آب گريز) و فرم (گوي شكل يا قرصي شكل) جايگاه قابل كنترل مي باشد.

به نظر مي رسد سيستم EVAc مناسب تر است چون به راحتي تهيه شده، اثرگذاري بيشتري داشته و قابل ذخيره كردن در دماي 20- درجه ي سانتيگراد مي باشد. در اين سيستم گوي هاي كوچك بصورت سوسپانسيون در مايع ،تزريق مي گردد. تمام اين سيستم هاي آزاد كننده بر محدوديت هاي تكنيكي و بيولوژيكي روش هاي قديمي فائق مي آيد.
در ماهي نر كاشت GnRHa توليد مايع مني را افزايش داده و فصل توليدمثلي را گسترش مي دهد. هيچ كاهشي در تراكم، تحرك و ميزان باروري سلول هاي جنسي نر بعد از تزريق مشاهده نشده، چون در اين روش تنها باعث افزايش موقت GtHII ، كه عهده دار افزايش مايع مني است، مي شود. اين پديده را اين گونه مي توان تفسير نمود كه احتمالا GnRHa تزريق شده باعث جذب آب بيشتر لوله هاي اسپرمي ميگردد. فشار هيدروستاتيكي زياد درون بيضه اي باعث حركت اسپرماتوزوآ از بيضه به لوله ي وابران شده و در نتيجه سبب افزايش مايع مني مي گردد.
اليته در برخي از گونه ها مانند آزاد ماهي اقيانوس اطلس (Salmo salar) و باس دريايي اروپايي (Dicentrarchus labrax) مشاهده شده كه افزايش حجم اسپرم در اثر افزايش توليد سلول هاي اسپرم بوده و تنها به خاطر فشار هيدروستاتيك نبوده است. قابليت افزايش مايع مني در ارتباط با نوع سيستم آزاد كننده ي GnRHa استفاده شده مي باشد.

در ماهيان ماده استفاده از GnRHa مي تواند كيفيت و كميت توليد تخم را بهبود بخشد. از اين گذشته اين هورمون در همزمان سازي رسيدگي مولدين ماده به منظور تخم كشي از تمام مولدين موثر است. بهر حال، اثرگذاري تزريق هورمون بر اساس نوع گونه ، نوع سيستم آزاد كننده ي بكار رفته شده، مرحله رسيدگي جنسي ماهي و شرايط محيطي متغير مي باشد.
سيستم آزاد كننده GnRHa بطور موفقيت آميز براي تحريك رسيدگي جنسي و تخم ريزي حدود 40 گونه ي ماهيان باله دار ماده و حدود 20 گونه ي ماهي نر مورد استفاده قرار گرفته است. به عنوان مثال : باس راه راه (Morone saxatilis) ، باس سفيد(M. chrysops)، باس دريايي اروپايي (Dicentrarchus labrax)، كپورماهيان(ماهي طلايي Carassius auratus ؛ كپور معمولي Cyprinus carpio ) ، آزاد ماهيان(ماهي اقيانوس اطلس Salmo salar ؛ قزل آلاي رنگين كمان Oncorhynchus mykiss ؛ آزاد ماهي قرمز Oncorhynchus nerka ) و خانواده ي سيانيده ( خامه ماهيChanos chanos)
منبع:
سيد مرتضي ابراهيم زاده-كارشناس ارشد شيلات


كنترل توليد مثل در ماهيان استخواني از طريق هورمون آزاد كننده ي گنادوتروپين GnRH

مقدمه
به منظور توسعه ي آبزي پروري در آينده مديريت تكثير آبزيان ضروري است. پرورش بسياري از ماهيان باله دار هنوز متكي بر صيد تخم يا لارو آنها از محيط طبيعي مي باشد. به منظور ادامه ي رشد بخش آبزي پروري ، مديريت توليد سلول هاي جنسي در محيط پرورشي ضروري مي باشد.
علاوه بر اين، مزارع پرورشي براي تامين بچه ماهيان لازم براي پرورش در طول سال ، كه به معناي ادامه ي توليد سلول هاي جنسي از مولدين مي باشد، نياز دارند. گام مهم بعدي براي تكثير ماهي براي مطلوب كردن مديريت و فن آوري پروش مولدين، همزمان سازي استحصال سلول هاي جنسي از جنس نر و ماده مي باشد. اين عمل باعث كاهش هزينه، ساده كردن جمع آوري سلول هاي جنسي و انكوباسيون تخم ها مي گردد.
متاسفانه، حتي اگر بسياري از گونه هاي ماهيان باله دار را بتوان اهلي نمود ولي چندين مشكل در زمينه ي تكثير اين ماهيان وجود دارد كه نياز به دخالت پرورش دهنده مي باشد. در واقع، مولدين، مخصوصا، به شرايط پرورشي حساس بوده و در فرايند فيزيولوژيكي توليدمثل آنها در سطوح مختلف نارسايي ديده مي شود.
فقدان محرك هاي محيطي و وجود استرس هاي پرورشي اجتناب ناپذير ، اغلب سبب عدم رسيدگي نهايي اووسيت(FOM) ، اوولاسيون و تخم ريزي طبيعي در ماهي ماده و كاهش حجم مايع مني و نزول كيفيت آن در ماهي نر مي شود. كاهش مقدار كل اسپرم فاكتور محدود كننده در بسياري از مراكز تكثير مي باشد.كه در اين زمينه جمع آوري و ذخيره ي اسپرم بدون دستكاري هاي بعدي و بدون وابستگي به فصل خاص مي تواند در امر تكثير و ايجاد ماهيان دورگه مؤثر باشد.
پرورش دهنده ها مي توانند در چندين مرحله براي فائق آمدن بر مشكلات ناشي از نارسايي در تكثير ماهيان باله دار دخالت نمايند و به اصلاح كيفيت و كميت سلول هاي جنسي بپردازند:
تغيير شرايط محيطي قابل تغيير( مانند دماي آب ، شوري آب، دوره ي نوري و شدت نور) شيه به شرايط طبيعي،تغيير حجم و عمق حوضچه، قرار دادن گياه در داخل حوضچه يا از طريق رژيم غذايي ، استفاده از علم ژنتيك و يا بكار بردن موادي كه بر روي سيستم غدد درون ريز تاثير بگذارد، از جمله ي اين دخالت ها مي باشد.استفاده از اين مواد راه حل مناسبي براي چيره شدن بر موانع تكثير گونه هاي پرورشي مي باشد.

چرخه ي توليد مثلي در ماهيان باله دار
سيستم كنترل غدد درون ريز توليدمثل در ماهيان باله دار بر اساس محور هيپوتالاموس – هيپوفيز- غدد جنسي، مشابه ي پستانداران، مي باشد. هيپوتالاموس عامل آزاد كننده ي گنادوتروپين (GnRH) كه بر هيپوفيز تاثير مي گذارد ،را توليد مي نمايد. اين غده سنتز و رهاسازي هورمون هاي گنادوتروپين (GtHs) كه نقش آن سوق دادن غدد جنسي(تخمدان و بيضه) به سمت توليد سلول هاي جنسي مي باشد، را كنترل مي كند.علاوه بر اين هیپوتالاموس، دوپامين كه نقش بازدارندگي در اين فرآيند را داراست، نيز توليد مي كند.
دو نوع GtH كه داراي ساختار و نقش شيميايي متفاوت مي باشند در ماهيان استخواني تشخيص داده شده است: GtH I (يا FSH)، در مراحل آغازين گامتوژنزيس(ويتلوژنزيس و اسپرماتوژنزيس) نقش دارد و GtH II (يا LH ) رسيدگي نهايي اووسيت(FOM)، اسپرميوژنزيس و اسپرميشن را تنظيم مي نمايد. GtH II پلاسما درست قبل از اسپرميشن و رسيدگي نهايي اووسيت افزايش يافته و باعث تعويض توليدات استروئيدوژنيك و آندروژنيك (تستوسترون،T ، و 11- كتو- تستوسترون ،11-KT ، در ماهيان نر و 17- بتا استراديول و استرون در ماهيان ماده) با توليدات پروژستونيك (مانند 17- آلفا- 20- بتا- دي هيدروكسي – 4 پروژن -3- وان و 17- هيدروكسي پروژسترون) به ترتيب در سلول هاي درون شبكه اي بيضه و سلول هاي لايه ي تك تخمدان مي گردد. هورمون هاي پروژستوني سبب رسيدگي نهايي اووسيت در ماهي ماده و تنظيم اسپرميشن در ماهي نر (تحريك توليد مايع مني و رسيدگي اسپرماتوزوآ) شده و بر روي رفتار جنسي تاثير مي گذارد.
بخش اعظم فرآيند جذب آب اسپرم وابسته به گنادوتروپين ها مي باشد .اين هورمون ها باعث اسپرميشن شده و حجم اسپرم را افزايش مي دهند. بسياري از مشكلاتي كه در زمينه ي تكثير ماهيان باله دار مشاهده مي شود(عدم انجام رسيدگي نهايي اووسيت، اوولاسيون، اسپرميشن و يا رهاسازي خودانگيز سلول هاي جنسي) در نتيجه ي نقص در انتشار GtH II بوسيله ي هيپوفيز مي باشد.

متاسفانه بسياري از ماهيها در زمان پرورش در روند توليدمثلي خود دچار نقصان مي شوند. در مولدين ماده، تحت شرايط پرورشي، رسيدگي نهايي اووسيت(FOM) و به تبع آن تخمك گذاري(اوولاسيون) و تخم ريزي ديده نمي شود(Zohar, 1988, 1989a,b; Peter et al., 1993) در مولدين نر نيز تحت اين شرايط حجم اسپرم (مايع مني و اسپرماتوزوآ) كاهش يافته و كيفيت نازلي پيدا مي كند(Billard, 1986, 1989..). دستكاري عوامل محيطي مختلف از قبيل دما، دوره ي نوري، حوضچه ي پرورشي از لحاظ عمق و حجم، وجود مواد تحريك كننده مانند پوشش گياهي و ... در بيشتر اوقات سبب بهبود و تسريع در تخم ريزي مي گردد(Zohar, 1989a; Munro et al., 1990; Yaron, 1995..).
بهر حال، در برخي از مواقع تنها راه كنترل توليدمثل در ماهيهاي پرورشي استفاده از هورمون براي القاء تخم ريزي مي باشد. روش هاي مختلفي براي استفاده ازهورمون در ماهيها تحت شرايط پرورشي مورد استفاده قرار گرفته است. نخستين روش بكار گرفته شده استفاده از هيپوفيز ماهي رسيده حاوي گنادوتروپين ، بود. امروزه از هورمون هايي كه بطور مصنوعي توليد مي گردند و توان بالايي در آزاد سازي هورمون آزادكننده ي گنادوتروپين(GnRH) دارند، استفاده مي شود.

تيمار هورموني مولدين
از دهه ي 1930 چندين منبع هورموني براي القاء و تنظيم توليدمثل ماهي مورد بررسي قرار گرفت. به اين منظور از عصاره ي هيپوفيز ماهي رسيده كه غني از GtH بود، استفاده شد .بهر حال، اين تيمار هورموني داراي چندين مشكل است:
هزينه و عدم دسترسي آسان به هيپوفيز، خطرپذيري بالا براي ماهي،‌ تغييرپذيري در كيفيت توليدات، امكان تداخل هورمون بكار رفته شده با مسير غدد درون ريز ماهي از جمله ي اين مشكلات مي باشد. علاوه بر اين تنها بر ماهياني مؤثر مي باشد كه قرابت فيلوژنيكي(تكاملي) با ماهي دهنده دارند. به اين دليل، GtH ها با گنادوتروپين جفت انسان(HCG) جايگزين گرديد كه در بازار در حد وسيع در دسترس قرار داشت و از لحاظ شيميايي خالص تر بود و اثرگذاري بيشتري نيز داشت.
گام بعدي در تكثير ماهي جايگزيني GtH يا HCG با هورمون آزاد كننده ي گنادوتروپين مشابه ي صناعي (GnRHa) بود. اين هورمون موثرتر از فرم خالص شده ي طبيعي بود به اين خاطر كه نسبت به انزيم هاي تجزيه كننده مقاومت بيشتري نشان داده و پيوستگي بيشتري با گيرنده هاي غده ي هيپوفيز نشان مي دهد.
استفاده از GnRHa باعث تحريك توليد و رهاسازي GtH از غده ي هيپوفيز مي گردد. مزيت استفاده از GnRHa به جاي HCG بخاطر اثرگذاري بيشتر اين هورمون، حفاظت بيشتر از سلامتي ماهي(چون آنها در آزمايشگاه ساخته مي شوند خطري از لحاظ انتقال عوامل بيماريزا احساس نمي شود) ، قيمت ارزان و دسترسي آسان مي باشد.

از اين گذشته چون اين هورمون ها از پپتيدهاي كوچك تشكيل مي شوند تداخلي با سيستم ايمني بدن ماهي ايجاد نكرده و باعث واكنش هاي آلرژيك يا مقاومت بعد از چند بار تكرار استفاده از هورمون نمي گردد. استفاده از GnRHa باعث چندين بار تخم ريزي در مولد ماده و طولاني شدن فصل توليدمثل ماهي نر بدون كاهش كيفيت اسپرم مي گردد.در حقيقت، GnRH احتمالا باعث تحريك هورمون هاي ديگر هيپوفيز كه در چرخه ي توليدمثلي دخيل اند مانند هورمون رشد(GH)، هورمون محرك تيروئيد(TSH) و سوماتولاكتين مي شود.
فعاليت GnRHa در بالاترين سطح مسير غدد درون ريز سبب تحريك متعادلتر و يكپارچه تر پديده هاي توليدمثلي با ساير كاركردهاي فيزيولوژيكي مرتبط با چرخه ي توليد مثلي مي گردد. در برخي از ماهيان مانند كپور معمولي و گربه ماهي آمريكايي GnRHaبه همراه ضد دوپامين براي خنثي كردن اثر بازدارندگي دوپامين بر روي هيپوتالاموس استفاده مي شود.

در طول ده سال گذشته ، سيستم هاي مختلف تزريق GnRHa در ماهيان باله دار پرورشي مورد استفاده قرار گرفت. اولين آزمايش ها همان تزريق GnRHa بود كه هنوز نيز روش مرسوم القا نمودن تخم ريزي در بين ماهيان پرورشي است. اگرچه، بعد از يكبار تزريقGnRHa افزايش GtHII پلاسما محدود مي باشد چون هورمون سريعا بوسيله ي آنزيم از بين رفته و از جريان خون بعد از 10- 23 دقيقه حذف مي گردد. به اين دليل ، يك تزريق كافي نبوده و براي بدست آمدن نتيجه ي مطلوب دو يا چند بار تزريق نياز مي باشد. از اين گذشته، تزريق بايد در هنگام نزديك شدن به رسيدگي جنسي انجام گيرد.
از اين رو كنترل ماهي براي يافتن زمان دقيق تزريق ضروري است. در عوض در ماهيان نر ، يك تزريق GnRHa تنها براي چند روز نقش مثبتي در اسپرميشن دارد. اگر مولدين ماده بطور همزمان به رسيدگي جنسي و تخم ريزي برسند( يا در يك زمان در فصل توليدمثل) اين تاثير كوتاه مفيد نخواهد بود. اگرچه، در مولدين ماده اي كه سلول هاي جنسي شان چندين بار در سال به رسيدگي مي رسد نيز به توليد اسپرم بيشتر و طولاني تري براي انجام عمل لقاح نياز خواهد بود.

سيستم آزاد كننده ي GnRHa
پيشرفت هاي اخير در فن اوري توليدمثل موجب توليد سيستم آزاد كننده ي GnRHa گرديد. اين سيستم اجازه ي كنترل ميزان هورمون وارد شده به داخل خون را در مدت چند روز تا چند هفته مي دهد و همزمان مي توان اين مواد را براي چندين سال نگهداري نمود. از نقطه نظر شيميايي، توليدات جديد تركيبي از GnRHaرقيق شده و يك جايگاهي كه از لحاظ شيميايي بي اثر است بوده و بعد از تزريق در بدن حل مي شود، مي باشد. تركيباتي كه به عنوان جايگاه مي توان استفاده نمود عبارتند از :
كلسترول و سلولز، لاكتيك اسيد و گليكوليك اسيد يا پليمرهاي ديمر اسيدهاي چرب و سي بازيك اسيد، يا اتيلن و وينيل استات (EVAc). ميزان آزاد شدن GnRHa به آساني بوسيله ي تغيير در وزن مولكولي پليمر ها، درصد بار كردن جايگاه با هورمون، نوع(آب دوست يا آب گريز) و فرم (گوي شكل يا قرصي شكل) جايگاه قابل كنترل مي باشد.

به نظر مي رسد سيستم EVAc مناسب تر است چون به راحتي تهيه شده، اثرگذاري بيشتري داشته و قابل ذخيره كردن در دماي 20- درجه ي سانتيگراد مي باشد. در اين سيستم گوي هاي كوچك بصورت سوسپانسيون در مايع ،تزريق مي گردد. تمام اين سيستم هاي آزاد كننده بر محدوديت هاي تكنيكي و بيولوژيكي روش هاي قديمي فائق مي آيد.
در ماهي نر كاشت GnRHa توليد مايع مني را افزايش داده و فصل توليدمثلي را گسترش مي دهد. هيچ كاهشي در تراكم، تحرك و ميزان باروري سلول هاي جنسي نر بعد از تزريق مشاهده نشده، چون در اين روش تنها باعث افزايش موقت GtHII ، كه عهده دار افزايش مايع مني است، مي شود. اين پديده را اين گونه مي توان تفسير نمود كه احتمالا GnRHa تزريق شده باعث جذب آب بيشتر لوله هاي اسپرمي ميگردد. فشار هيدروستاتيكي زياد درون بيضه اي باعث حركت اسپرماتوزوآ از بيضه به لوله ي وابران شده و در نتيجه سبب افزايش مايع مني مي گردد.
اليته در برخي از گونه ها مانند آزاد ماهي اقيانوس اطلس (Salmo salar) و باس دريايي اروپايي (Dicentrarchus labrax) مشاهده شده كه افزايش حجم اسپرم در اثر افزايش توليد سلول هاي اسپرم بوده و تنها به خاطر فشار هيدروستاتيك نبوده است. قابليت افزايش مايع مني در ارتباط با نوع سيستم آزاد كننده ي GnRHa استفاده شده مي باشد.

در ماهيان ماده استفاده از GnRHa مي تواند كيفيت و كميت توليد تخم را بهبود بخشد. از اين گذشته اين هورمون در همزمان سازي رسيدگي مولدين ماده به منظور تخم كشي از تمام مولدين موثر است. بهر حال، اثرگذاري تزريق هورمون بر اساس نوع گونه ، نوع سيستم آزاد كننده ي بكار رفته شده، مرحله رسيدگي جنسي ماهي و شرايط محيطي متغير مي باشد.
سيستم آزاد كننده GnRHa بطور موفقيت آميز براي تحريك رسيدگي جنسي و تخم ريزي حدود 40 گونه ي ماهيان باله دار ماده و حدود 20 گونه ي ماهي نر مورد استفاده قرار گرفته است. به عنوان مثال : باس راه راه (Morone saxatilis) ، باس سفيد(M. chrysops)، باس دريايي اروپايي (Dicentrarchus labrax)، كپورماهيان(ماهي طلايي Carassius auratus ؛ كپور معمولي Cyprinus carpio ) ، آزاد ماهيان(ماهي اقيانوس اطلس Salmo salar ؛ قزل آلاي رنگين كمان Oncorhynchus mykiss ؛ آزاد ماهي قرمز Oncorhynchus nerka ) و خانواده ي سيانيده ( خامه ماهيChanos chanos)
منبع:
سيد مرتضي ابراهيم زاده-كارشناس ارشد شيلات

كنترل توليد مثل در ماهيان استخواني از طريق هورمون آزاد كننده ي گنادوتروپين GnRH

مقدمه
به منظور توسعه ي آبزي پروري در آينده مديريت تكثير آبزيان ضروري است. پرورش بسياري از ماهيان باله دار هنوز متكي بر صيد تخم يا لارو آنها از محيط طبيعي مي باشد. به منظور ادامه ي رشد بخش آبزي پروري ، مديريت توليد سلول هاي جنسي در محيط پرورشي ضروري مي باشد.
علاوه بر اين، مزارع پرورشي براي تامين بچه ماهيان لازم براي پرورش در طول سال ، كه به معناي ادامه ي توليد سلول هاي جنسي از مولدين مي باشد، نياز دارند. گام مهم بعدي براي تكثير ماهي براي مطلوب كردن مديريت و فن آوري پروش مولدين، همزمان سازي استحصال سلول هاي جنسي از جنس نر و ماده مي باشد. اين عمل باعث كاهش هزينه، ساده كردن جمع آوري سلول هاي جنسي و انكوباسيون تخم ها مي گردد.
متاسفانه، حتي اگر بسياري از گونه هاي ماهيان باله دار را بتوان اهلي نمود ولي چندين مشكل در زمينه ي تكثير اين ماهيان وجود دارد كه نياز به دخالت پرورش دهنده مي باشد. در واقع، مولدين، مخصوصا، به شرايط پرورشي حساس بوده و در فرايند فيزيولوژيكي توليدمثل آنها در سطوح مختلف نارسايي ديده مي شود.
فقدان محرك هاي محيطي و وجود استرس هاي پرورشي اجتناب ناپذير ، اغلب سبب عدم رسيدگي نهايي اووسيت(FOM) ، اوولاسيون و تخم ريزي طبيعي در ماهي ماده و كاهش حجم مايع مني و نزول كيفيت آن در ماهي نر مي شود. كاهش مقدار كل اسپرم فاكتور محدود كننده در بسياري از مراكز تكثير مي باشد.كه در اين زمينه جمع آوري و ذخيره ي اسپرم بدون دستكاري هاي بعدي و بدون وابستگي به فصل خاص مي تواند در امر تكثير و ايجاد ماهيان دورگه مؤثر باشد.
پرورش دهنده ها مي توانند در چندين مرحله براي فائق آمدن بر مشكلات ناشي از نارسايي در تكثير ماهيان باله دار دخالت نمايند و به اصلاح كيفيت و كميت سلول هاي جنسي بپردازند:
تغيير شرايط محيطي قابل تغيير( مانند دماي آب ، شوري آب، دوره ي نوري و شدت نور) شيه به شرايط طبيعي،تغيير حجم و عمق حوضچه، قرار دادن گياه در داخل حوضچه يا از طريق رژيم غذايي ، استفاده از علم ژنتيك و يا بكار بردن موادي كه بر روي سيستم غدد درون ريز تاثير بگذارد، از جمله ي اين دخالت ها مي باشد.استفاده از اين مواد راه حل مناسبي براي چيره شدن بر موانع تكثير گونه هاي پرورشي مي باشد.

چرخه ي توليد مثلي در ماهيان باله دار
سيستم كنترل غدد درون ريز توليدمثل در ماهيان باله دار بر اساس محور هيپوتالاموس – هيپوفيز- غدد جنسي، مشابه ي پستانداران، مي باشد. هيپوتالاموس عامل آزاد كننده ي گنادوتروپين (GnRH) كه بر هيپوفيز تاثير مي گذارد ،را توليد مي نمايد. اين غده سنتز و رهاسازي هورمون هاي گنادوتروپين (GtHs) كه نقش آن سوق دادن غدد جنسي(تخمدان و بيضه) به سمت توليد سلول هاي جنسي مي باشد، را كنترل مي كند.علاوه بر اين هیپوتالاموس، دوپامين كه نقش بازدارندگي در اين فرآيند را داراست، نيز توليد مي كند.
دو نوع GtH كه داراي ساختار و نقش شيميايي متفاوت مي باشند در ماهيان استخواني تشخيص داده شده است: GtH I (يا FSH)، در مراحل آغازين گامتوژنزيس(ويتلوژنزيس و اسپرماتوژنزيس) نقش دارد و GtH II (يا LH ) رسيدگي نهايي اووسيت(FOM)، اسپرميوژنزيس و اسپرميشن را تنظيم مي نمايد. GtH II پلاسما درست قبل از اسپرميشن و رسيدگي نهايي اووسيت افزايش يافته و باعث تعويض توليدات استروئيدوژنيك و آندروژنيك (تستوسترون،T ، و 11- كتو- تستوسترون ،11-KT ، در ماهيان نر و 17- بتا استراديول و استرون در ماهيان ماده) با توليدات پروژستونيك (مانند 17- آلفا- 20- بتا- دي هيدروكسي – 4 پروژن -3- وان و 17- هيدروكسي پروژسترون) به ترتيب در سلول هاي درون شبكه اي بيضه و سلول هاي لايه ي تك تخمدان مي گردد. هورمون هاي پروژستوني سبب رسيدگي نهايي اووسيت در ماهي ماده و تنظيم اسپرميشن در ماهي نر (تحريك توليد مايع مني و رسيدگي اسپرماتوزوآ) شده و بر روي رفتار جنسي تاثير مي گذارد.
بخش اعظم فرآيند جذب آب اسپرم وابسته به گنادوتروپين ها مي باشد .اين هورمون ها باعث اسپرميشن شده و حجم اسپرم را افزايش مي دهند. بسياري از مشكلاتي كه در زمينه ي تكثير ماهيان باله دار مشاهده مي شود(عدم انجام رسيدگي نهايي اووسيت، اوولاسيون، اسپرميشن و يا رهاسازي خودانگيز سلول هاي جنسي) در نتيجه ي نقص در انتشار GtH II بوسيله ي هيپوفيز مي باشد.

متاسفانه بسياري از ماهيها در زمان پرورش در روند توليدمثلي خود دچار نقصان مي شوند. در مولدين ماده، تحت شرايط پرورشي، رسيدگي نهايي اووسيت(FOM) و به تبع آن تخمك گذاري(اوولاسيون) و تخم ريزي ديده نمي شود(Zohar, 1988, 1989a,b; Peter et al., 1993) در مولدين نر نيز تحت اين شرايط حجم اسپرم (مايع مني و اسپرماتوزوآ) كاهش يافته و كيفيت نازلي پيدا مي كند(Billard, 1986, 1989..). دستكاري عوامل محيطي مختلف از قبيل دما، دوره ي نوري، حوضچه ي پرورشي از لحاظ عمق و حجم، وجود مواد تحريك كننده مانند پوشش گياهي و ... در بيشتر اوقات سبب بهبود و تسريع در تخم ريزي مي گردد(Zohar, 1989a; Munro et al., 1990; Yaron, 1995..).
بهر حال، در برخي از مواقع تنها راه كنترل توليدمثل در ماهيهاي پرورشي استفاده از هورمون براي القاء تخم ريزي مي باشد. روش هاي مختلفي براي استفاده ازهورمون در ماهيها تحت شرايط پرورشي مورد استفاده قرار گرفته است. نخستين روش بكار گرفته شده استفاده از هيپوفيز ماهي رسيده حاوي گنادوتروپين ، بود. امروزه از هورمون هايي كه بطور مصنوعي توليد مي گردند و توان بالايي در آزاد سازي هورمون آزادكننده ي گنادوتروپين(GnRH) دارند، استفاده مي شود.

تيمار هورموني مولدين
از دهه ي 1930 چندين منبع هورموني براي القاء و تنظيم توليدمثل ماهي مورد بررسي قرار گرفت. به اين منظور از عصاره ي هيپوفيز ماهي رسيده كه غني از GtH بود، استفاده شد .بهر حال، اين تيمار هورموني داراي چندين مشكل است:
هزينه و عدم دسترسي آسان به هيپوفيز، خطرپذيري بالا براي ماهي،‌ تغييرپذيري در كيفيت توليدات، امكان تداخل هورمون بكار رفته شده با مسير غدد درون ريز ماهي از جمله ي اين مشكلات مي باشد. علاوه بر اين تنها بر ماهياني مؤثر مي باشد كه قرابت فيلوژنيكي(تكاملي) با ماهي دهنده دارند. به اين دليل، GtH ها با گنادوتروپين جفت انسان(HCG) جايگزين گرديد كه در بازار در حد وسيع در دسترس قرار داشت و از لحاظ شيميايي خالص تر بود و اثرگذاري بيشتري نيز داشت.
گام بعدي در تكثير ماهي جايگزيني GtH يا HCG با هورمون آزاد كننده ي گنادوتروپين مشابه ي صناعي (GnRHa) بود. اين هورمون موثرتر از فرم خالص شده ي طبيعي بود به اين خاطر كه نسبت به انزيم هاي تجزيه كننده مقاومت بيشتري نشان داده و پيوستگي بيشتري با گيرنده هاي غده ي هيپوفيز نشان مي دهد.
استفاده از GnRHa باعث تحريك توليد و رهاسازي GtH از غده ي هيپوفيز مي گردد. مزيت استفاده از GnRHa به جاي HCG بخاطر اثرگذاري بيشتر اين هورمون، حفاظت بيشتر از سلامتي ماهي(چون آنها در آزمايشگاه ساخته مي شوند خطري از لحاظ انتقال عوامل بيماريزا احساس نمي شود) ، قيمت ارزان و دسترسي آسان مي باشد.

از اين گذشته چون اين هورمون ها از پپتيدهاي كوچك تشكيل مي شوند تداخلي با سيستم ايمني بدن ماهي ايجاد نكرده و باعث واكنش هاي آلرژيك يا مقاومت بعد از چند بار تكرار استفاده از هورمون نمي گردد. استفاده از GnRHa باعث چندين بار تخم ريزي در مولد ماده و طولاني شدن فصل توليدمثل ماهي نر بدون كاهش كيفيت اسپرم مي گردد.در حقيقت، GnRH احتمالا باعث تحريك هورمون هاي ديگر هيپوفيز كه در چرخه ي توليدمثلي دخيل اند مانند هورمون رشد(GH)، هورمون محرك تيروئيد(TSH) و سوماتولاكتين مي شود.
فعاليت GnRHa در بالاترين سطح مسير غدد درون ريز سبب تحريك متعادلتر و يكپارچه تر پديده هاي توليدمثلي با ساير كاركردهاي فيزيولوژيكي مرتبط با چرخه ي توليد مثلي مي گردد. در برخي از ماهيان مانند كپور معمولي و گربه ماهي آمريكايي GnRHaبه همراه ضد دوپامين براي خنثي كردن اثر بازدارندگي دوپامين بر روي هيپوتالاموس استفاده مي شود.

در طول ده سال گذشته ، سيستم هاي مختلف تزريق GnRHa در ماهيان باله دار پرورشي مورد استفاده قرار گرفت. اولين آزمايش ها همان تزريق GnRHa بود كه هنوز نيز روش مرسوم القا نمودن تخم ريزي در بين ماهيان پرورشي است. اگرچه، بعد از يكبار تزريقGnRHa افزايش GtHII پلاسما محدود مي باشد چون هورمون سريعا بوسيله ي آنزيم از بين رفته و از جريان خون بعد از 10- 23 دقيقه حذف مي گردد. به اين دليل ، يك تزريق كافي نبوده و براي بدست آمدن نتيجه ي مطلوب دو يا چند بار تزريق نياز مي باشد. از اين گذشته، تزريق بايد در هنگام نزديك شدن به رسيدگي جنسي انجام گيرد.
از اين رو كنترل ماهي براي يافتن زمان دقيق تزريق ضروري است. در عوض در ماهيان نر ، يك تزريق GnRHa تنها براي چند روز نقش مثبتي در اسپرميشن دارد. اگر مولدين ماده بطور همزمان به رسيدگي جنسي و تخم ريزي برسند( يا در يك زمان در فصل توليدمثل) اين تاثير كوتاه مفيد نخواهد بود. اگرچه، در مولدين ماده اي كه سلول هاي جنسي شان چندين بار در سال به رسيدگي مي رسد نيز به توليد اسپرم بيشتر و طولاني تري براي انجام عمل لقاح نياز خواهد بود.

سيستم آزاد كننده ي GnRHa
پيشرفت هاي اخير در فن اوري توليدمثل موجب توليد سيستم آزاد كننده ي GnRHa گرديد. اين سيستم اجازه ي كنترل ميزان هورمون وارد شده به داخل خون را در مدت چند روز تا چند هفته مي دهد و همزمان مي توان اين مواد را براي چندين سال نگهداري نمود. از نقطه نظر شيميايي، توليدات جديد تركيبي از GnRHaرقيق شده و يك جايگاهي كه از لحاظ شيميايي بي اثر است بوده و بعد از تزريق در بدن حل مي شود، مي باشد. تركيباتي كه به عنوان جايگاه مي توان استفاده نمود عبارتند از :
كلسترول و سلولز، لاكتيك اسيد و گليكوليك اسيد يا پليمرهاي ديمر اسيدهاي چرب و سي بازيك اسيد، يا اتيلن و وينيل استات (EVAc). ميزان آزاد شدن GnRHa به آساني بوسيله ي تغيير در وزن مولكولي پليمر ها، درصد بار كردن جايگاه با هورمون، نوع(آب دوست يا آب گريز) و فرم (گوي شكل يا قرصي شكل) جايگاه قابل كنترل مي باشد.

به نظر مي رسد سيستم EVAc مناسب تر است چون به راحتي تهيه شده، اثرگذاري بيشتري داشته و قابل ذخيره كردن در دماي 20- درجه ي سانتيگراد مي باشد. در اين سيستم گوي هاي كوچك بصورت سوسپانسيون در مايع ،تزريق مي گردد. تمام اين سيستم هاي آزاد كننده بر محدوديت هاي تكنيكي و بيولوژيكي روش هاي قديمي فائق مي آيد.
در ماهي نر كاشت GnRHa توليد مايع مني را افزايش داده و فصل توليدمثلي را گسترش مي دهد. هيچ كاهشي در تراكم، تحرك و ميزان باروري سلول هاي جنسي نر بعد از تزريق مشاهده نشده، چون در اين روش تنها باعث افزايش موقت GtHII ، كه عهده دار افزايش مايع مني است، مي شود. اين پديده را اين گونه مي توان تفسير نمود كه احتمالا GnRHa تزريق شده باعث جذب آب بيشتر لوله هاي اسپرمي ميگردد. فشار هيدروستاتيكي زياد درون بيضه اي باعث حركت اسپرماتوزوآ از بيضه به لوله ي وابران شده و در نتيجه سبب افزايش مايع مني مي گردد.
اليته در برخي از گونه ها مانند آزاد ماهي اقيانوس اطلس (Salmo salar) و باس دريايي اروپايي (Dicentrarchus labrax) مشاهده شده كه افزايش حجم اسپرم در اثر افزايش توليد سلول هاي اسپرم بوده و تنها به خاطر فشار هيدروستاتيك نبوده است. قابليت افزايش مايع مني در ارتباط با نوع سيستم آزاد كننده ي GnRHa استفاده شده مي باشد.

در ماهيان ماده استفاده از GnRHa مي تواند كيفيت و كميت توليد تخم را بهبود بخشد. از اين گذشته اين هورمون در همزمان سازي رسيدگي مولدين ماده به منظور تخم كشي از تمام مولدين موثر است. بهر حال، اثرگذاري تزريق هورمون بر اساس نوع گونه ، نوع سيستم آزاد كننده ي بكار رفته شده، مرحله رسيدگي جنسي ماهي و شرايط محيطي متغير مي باشد.
سيستم آزاد كننده GnRHa بطور موفقيت آميز براي تحريك رسيدگي جنسي و تخم ريزي حدود 40 گونه ي ماهيان باله دار ماده و حدود 20 گونه ي ماهي نر مورد استفاده قرار گرفته است. به عنوان مثال : باس راه راه (Morone saxatilis) ، باس سفيد(M. chrysops)، باس دريايي اروپايي (Dicentrarchus labrax)، كپورماهيان(ماهي طلايي Carassius auratus ؛ كپور معمولي Cyprinus carpio ) ، آزاد ماهيان(ماهي اقيانوس اطلس Salmo salar ؛ قزل آلاي رنگين كمان Oncorhynchus mykiss ؛ آزاد ماهي قرمز Oncorhynchus nerka ) و خانواده ي سيانيده ( خامه ماهيChanos chanos)
منبع:
سيد مرتضي ابراهيم زاده-كارشناس ارشد شيلات

راهنماي مديريت تکثير ماهيان دريايي

مقدمه :
- آیا ماندگاری اولیه و رشد رضایتبخش است یا استخر باید تخلیه و مجدد ذخیره سازی شود - چه نوع و چه مقدار کود می بایست به یک استخر پیشنهادی داده شود؟ و سایر موارد .
در متن زیر ابتدا امکانات مورد نیاز در یک مرکز تکثیر و سپس عملیات و نحوه مدیریت آن مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.
وسایل و امکانات یک مرکز تکثیر
به منظوراجرای آسان و موثر دربهره برداری از یک مرکز تکثیر ماهیان دریایی ، امکانات زیر مورد نیاز می باشد :
▪ مخازن نگهداری :
مخازن نگهداری در مرکز تکثیر برای اهداف مختلفی نظیر نگهداری مولدین ، تخمریزی مجدد ، تفریخگاه (انکوباسیون) ، پرورش لارو و تولید غذای طبیعی مورد استفاده قرار می گیرند .
▪ سیستم آبگیری :
آب مورد نیاز یک مرکز تکثیر ماهیان دریایی را می توان بطور مستقیم از دریا یا از درون چاهک هایی که در ساحل دریا تعبیه می شود ، تامین نمود .
در صورتی که آب مورد استفاده تمیز و شفاف باشد می تواند بطور مستقیم دریافت و پس از عبور از فیلترهای هوایی وارد مخزن ذخیره آب شده و سپس ازطریق لوله های انتقال آب به درون مخازن مختلف پرورشی هدایت و مورد استفاده قرار گیرد .
اگر آب گل آلود و دارای مقادیر زیادی مواد معلق باشد در این صورت ابتدا آن را در مخازن رسوب گیر ذخیره کرده تا این مواد ته نشین شده و سپس آب تمیز لایه های بالایی به درون مخازن تصفیه هدایت و مورد بهره برداری قرار می گیرد .
در محلهای دور از ساحل و در طی جزر ، زمانی که نیاز به آب مداوم و زیاد باشد ، آب مورد نیاز را می توان از طریق حفر چاهک یا چاه های لوله ای در نزدیکی ساحل مرکز تکثیر تامین نمود . چاه های مورد نظر از طریق یک لوله زیرزمینی به منبع آب حتی در زمان جزر متصل بوده و آبگیری بطور مستقیم از آنها صورت می گیرد. این آب تمیز بوده زیرا بطور طبیعی از میان یک لایه شنی قبل از ورود به لوله ها عبور می کند، لذا می تواند بطور مستقیم مورد مصرف قرار گیرد . در صورتی که به آب شفاف و تمیزتر نیاز باشد می توان آن را از مخازن تصفیه عبور داد .
▪ سیستم تامین و توزیع آب :
مرکز تکثیر ماهیان دریایی نیاز به کیفیت های مختلفی از آب دریا برای اهداف خاص دارد . ضروری است که از سیستم فیلتراسیون ترکیبی در مرکز تکثیر استفاده شود . برای مخازن مولدین آب بطور مستقیم پمپ می شود .در حالی که برای پرورش لارو و بخش غذای زنده نیاز به آب تصفیه شده می باشد.
▪ سیستم هوادهی :
دستگاه هوادهی یکی از تجهیزات ضروری برای مراحل پرورش لارو به منظور تامین اکسیژن کافی در آب و همچنین برای تنظیم دما در ستون آب با ایجاد تلاطم و کاهش ترکیبات آمونیاکی در آب بکار می رود .در مخازن پرورشی با عمق کمتر از ۲ متر ، فشار هوا درحدود ۳/۰ – ۲/۰ کیلوگرم بر سانتی متر و حجم ۵-۴ لیتر در دقیقه برای اکسیداسیون مواد آلی در مخازن لازم و ضروری است .
از آنجاییکه هوادهی مداوم برای ماندگاری لاروهای ذخیره شده بویژه در تراکم بالا ضروری می باشد بنابراین قطع برق به مدت طولانی و به تبع آن توقف هوادهی می تواند بطور جدی بر لاروهای در حال پرورش تاثیر گذارد . از این رو ضروری است یک دستگاه مولد برق به همراه کلید اتوماتیک و سیستم های هشدار دهنده در مواقع بحرانی و نیز راه اندازی دستگاه مولد برق پشتیبان طراحی و منظور شود .
عملیات تکثیر و مدیریت توسعه مولدسازی :
دو منبع تامین مولد در مراکز تکثیر ماهیان دریایی وجود دارد یکی مولدین وحشی ( صید دردریا ) و دیگری مولدین پرورشی در قفس یا استخر می باشند . استفاده از مولدین پرورشی با توجه به شرایط پرورشی آنها و تبدیل آسان به مولدین ماهی ، بهتر است .
جمع آوری مولدین وحشی :
▪ صید مولدین
ماهی مولد در طی فصل تخمریزی به سمت ساحل یا نواحی دارای آب لب شور ، دریاچه ها و خورها مهاجرت می کند و می توان آن را با تله های ثابت صید ماهی نظیر تور اتوشی آمی ، corrals ماهی ، تور گوش گیریا تورپرساین صید کرد. سپس آنها را به مرکز تکثیر منتقل و در آنجا با تزریق هیپوفیز و یا بطور طبیعی آماده تخمریزی کرد .
▪ انتقال ماهیان مولد
چند روش برای حمل مولدین وجود دارد : از وسایل حمل بسیار ساده نظیر کیسه های پلاستیکی تا امکانات پیشرفته نظیر خمره (Vats ) یا وسایل نقلیه ویژه حمل با کانتینرکه بسته به اندازه ، گونه و تعداد ماهی که بایستی حمل شوند و همچنین فاصله محل های صید تفاوت خواهند داشت .
الف)حمل در مسافت های کوتاه : برای حمل ماهیان بزرگتر نظیر سی بس و هامور ، صید توسط تله های ثابت نزدیک ایستگاه تکثیر انجام شده و به قفس های شناور با تورچشمه ریز منتقل می شوند . در این صورت قفس به آرامی به سمت ساحل با یک قایق موتوری کشیده می شود .
زمانی که ۱ یا ۲ قطعه ماهی و یا در مواردی که ماهی های کوچک نظیرکفال صید شد آنها را بطور مستقیم درکیسه های پلاستیکی دولایه محتوی آب و اکسیژن حمل می شوند . کیسه های پلاستیکی حاوی ماهی به محل قایق در نزدیکی ساحل منتقل می شوند . به محض رسیدن به نزدیکی ساحل ماهی ( همچنان که دردرون کیسه های پلاستیکی هستند) بوسیله یک برانکادر برزنتی به درون مخازن بزرگتر معرفی می شوند .
هر کدام از این مخازن می تواند ۶-۵ ماهی بزرگ را به قفس های شناور در اندازهm ۳ x۵/۰x ۵/۰ بطور همزمان منتقل کند و فقط یک ماهی بزرگ می تواند توسط یک کیسه دوجداره به اندازه طول ۵/۱ متر و قطر ۴/۰ متر حمل شود .
در مواردی که ماهی کوچک است نظیر کفال خاکستری ، ۶-۴ قطعه ماهی را می توان در کیسه های پلاستیکی دوجداره بطور همزمان حمل نمود . در جاهای دیگر بجای کیسه های پلاستیکی ازظروف پارچه ای با پوشش پلاستیکی برای حمل ماهیان کوچک استفاده می شود .
ب) حمل در مسافت های طولانی :
ماهیان صید شده دور از ایستگاه تکثیر، بوسیله مخزن canvas به قطر ۲ متر که یک سوم آن از آب پر شده باشد و در ساحل بر روی کامیون نصب شده است و یا در یک مخزن فایبرگلاس با پوشش پارچه ای و پلاستیکی که یک سوم آن با آب پر شده باشد ، حمل می شوند . در هر دو مورد ، قسمت بالای برزنت با یک طناب طوری بسته می شود که فقط برای لوله پلاستیکی متصل به مخازن اکسیژن یا هوای فشرده جا باشد . این کار موجب می شود که ماهی در معرض مستقیم نور خورشید قرار نگرفته و از طرفی باعث کاهش تبخیر و جلوگیری از جمع شدن گرد و خاک در طی حمل شود . آب در طی حمل بطور مداوم با هوای فشرده یا اکسیژن هوادهی می شود .
حمل ماهی در دریا در مسافتهای طولانی توسط قایق موتوری انجام می شود . مخزن برزنتی در داخل قایق نصب و ماهی می تواند بطور مستقیم درون قایق قرار گیرد . آب مخازن در طی حمل مدام هوادهی می شود . در صورت نبود هواده حدود یک سوم تا نصف آب موجود مخزن هر ۶۰-۳۰ دقیقه یکبار تعویض می شود که این میزان بستگی به تعداد ماهی در حال حمل دارد . در کشورهای توسعه یافته از Vats یا ماشین آلات مخصوص برای حمل ماهی یا ماهیان باله داردرمسافت های طولانی استفاده می شود.
Vats :
جنس این ظروف فلزی یا پلاستیکی بوده و به اشکال قیف (بدون سرپوش ) یا استوانه ای هستند . آنها از بخش انتهایی و هموار که می تواند گرد یا بیضوی شکل باشد ، نصب می شوند . عموما از آنها برای حمل ماهی با استفاده از اکسیژن استفاده می شود .
وسایل نقلیه ویژه حمل ماهی:
معمولا پرورش دهندگان ماهی در مقیاس بزرگ دارای کامیون های ویژه حمل ماهی هستند که درون این کامیونها مخازن مختلف و به شکل های متنوعی نصب شده اند . معمولا این مخازن از فلز ساخته شده اند و بعضی اوقات دارای پوششی از مواد عایق دار هستند . در طی حمل هوادهی در آنها صورت می گیرد . چندین روش برای اکسیژن دهی یا انتقال هوای فشرده به مخازن در زمان حمل وجود دارد . هرچه سیستم پیشرفته تر باشد هزینه آن بالا خواهد رفت . بنابراین ، هزینه عامل محدود کننده برای پیشرفت سیستم می باشد .
تعیین جنسیت ورسیدگی جنسی مولدین
دو جنبه مشترک در تکثیرمصنوعی ماهیان باله دار تعیین جنسیت و تعیین رسیدگی جنسی ماهیان مولد می باشد . در بیشتر موارد تعیین جنسیت ماهیان از طریق آزمایش مورفولوژی ( ریخت شناسی ) مشکل است .
در بعضی گونه ها به عنوان مثال ماهی کفال ، ماهی ماده آماده تخمریزی دارای فرم بدنی پر یا برجسته تر از نر بالغ داشته و قسمت شکمی آن متورم تراست . نرهای بالغ براحتی در فصل تخمریزی از طریق خروج مایع اسپرمی توسط فشار به ناحیه شکمی ماهی قابل تمایز است . اگر زمان رسیدگی جنسی درست باشد این مایع سفید و شیری رنگ است ولی مایع اسپرمی ضعیف یا نارس،آبکی و دلمه شده است .
مایع اسپرمی نارس نیاز به فشار قوی به ناحیه زیر شکمی دارد و همواره مخلوط با خون خارج می شود .
ارزیابی گنادهای جنسی مولدین هنوز دارای مشکلاتی در تکثیر مصنوعی ماهیان دریایی می باشد .
در حال حاضر روش مرسوم نمونه برداری از سلولهای جنسی از گنادهای جنسی است . نمونه برداری سلولهای جنسی از ماهی در دو حالت عادی و نیز ماهی بیهوش شده بوسیله سوند مخصوص (کانولا) از جنس پلی اتیلنی انجام می گیرد .
قطر داخلی سوند با توجه به اندازه تخم های نمونه برداری شده متغییر است . کانولا در ۱۵-۴ سانتی متری درون تخمدان یا بیضه ماهی قرار می گیرد و سپس همانگونه که سوند به آرامی بیرون کشیده می شود سلولهای جنسی با فشار هوا به درون آن وارد می شوند . مقدار فاصله ای که سوند در آن قرار می گیرد بستگی به اندازه تخمدان یا بیضه ماهی دارد . نمونه های بخش میانی بویژه از تخمدان بعنوان نماینده مورد توجه قرارمی گیرند .
تخمک های جمع آوری شده با دمیدن آنها به درون پتری دیش از سوند خارج می شوند . نمونه ها در فرمالین ۱% و نمک ۹/۰% نگهداری می شوند . متوسط قطر تخمک ها از یک دسته ۱۰-۵۰ تایی بوسیله یک میکرومتر تعیین می شود و مرحله رشد و توسعه آنها با میکروسکوپ قابل مشاهده و بررسی می باشد . رسیدگی جنسی در دوره ای که اندازه قطر تخمک ها متوسط و در مرحله رشد و توسعه می باشند ، تعریف می شود .
اسپرم های جمع آوری شده با دمیدن آنها به درون پتری دیش از کانولا خارج می شوند . بخش کوچکی از آنها با قطره ای از آب شور یا لب شور – بسته به نوع گونه- مخلوط می شوند و بلافاصله زیر میکروسکوپ قرار می گیرند . تلفات و بازماندگی اسپرمها پس از روش مونیب ( Mounib - ۱۹۷۸) قابل ارزیابی است .
انتخاب مولدین مناسب
ماهیان مولد ممکن است از منبع پرورشی و یا منبع وحشی ( دریایی ) تامین شوند . برای انتخاب ماهی مولد ملاک های خاص و مشخصی پایه گذاری نشده ولی با این وجود مولدین عموما از بین آنهاییکه سریع الرشد ، سرحالترین ، بزرگترین و قویترین عضو گروه همسن خود که عاری از هرگونه عوامل بیماریزا و انگلها باشند ، انتخاب می شوند .
منبع:
مترجم: الهام کریمی کارشناس اداره تکثیر و پرورش ماهیان دریایی
شبکه کشاورزی و منابع طبیعی ایران

غدد درون ريز و هورمون هاي توليد مثلي در ميگو

بعد از ماهیان باله دار(Finfish)، سخت پوستانی مانند میگوی دریایی، میگوی آب شیرین، خرچنگ ، لابستر و ... از اهمیت بالایی در آبزی پروری برخوردارند. سیستم هورمونی – عصبی و ساز و کار کنترل هورمونی سخت پوستان تا حدودی با ماهیان استخوانی اختلاف دارد. دسته نورون های عصبی موجود در مغز، عقده های عصبی سینه ای، رابط اعصاب کناری و ... جزء نورون های ترشحی – عصبی سخت پوستان می باشد. علاوه بر این ، یک اندام تخصصی ترشحی – عصبی به نام اندام ایکس(X-organ) در بخش پایه ی چشمی قرار دارد. پایه ی چشمی واقع در ساقه ی چشمی (eyestalk) شامل سه عقده عصبی به نام های مدولای بیرونی،‌داخلی و انتهایی می باشد
نورون های عصبی – ترشحی در مدولای انتهایی قرار دارند. آکسون های این نورون های عصبی – ترشحی به اندام عصبی – خونی به نام غده ی سینوسی وارد می گردد. این غده به عنوان مرکز نگهداری و آزادسازی هورمون مطرح می باشد. غده ی سینوسی در قسمت کناری بین مدولای بیرونی و داخلی قرار می گیرد. از آنجایی که غده ی سینوسی برای ذخیره و آزاد سازی هورمون های عصبی که توسط نورون های اندام ایکس ترشح می شود، بکار می رود؛ این اندام را "مجموعه ی اندام ایکس – غده ی سینوسی "(complex sinus gland – x-organ) می نامند.
اندام ایکس چند هورمون ترشح می کند که عبارتند از:
۱) هورمون تغییر دهنده ی رنگ چشم (بوسیله ی تحریک رنگدانه ی رتین )
۲) هورمون موثر در تغییر رنگ بدن
۳) هورمون تنظیم کننده ی قند خون (CHH=crustacean hypergliycemic hormon )
۴) هورمون موثر بر جلوگیری از رشد غدد جنسی یا تخمدان GIH/OIH=Gonad or ovary inhibiting hormone
۵) هورمون جلوگیری کننده از پوست اندازیMIH=Molt inhibiting hormone
از دیگر نوروپیتیدها ،هورمون محرک غدد جنسی (GSH )است که از عقده ی عصبی واقع در قسمت سینه ای ترشح می گردد .نورون های عصبی ترشحی واقع در گره ی عصبی فوق مری ،عامل آزاد کننده ی هورمون محرک غدد جنسی (GSHRF )را که باعث تحریک ترشح هورمون محرک غدد جنسی( GSH ) می شود، را ترشح می کند.
علاوه بر سیستم های عصبی –ترشحی بیان شده ،چهار غده ی درون ریز زیر در بدن سخت پوستان وجود دارد :
۱) تخمدان؛
۲) غده ی آندروژنیک؛
۳) اندام دهانی ؛
۴) اندام Y
اندام Y (Y-organ )دربخش دهانی بدن قرار دارد .این اندام هورمون پوست اندازی (ecdysone )
که یک هورمون استروئیدی است ،ترشح می نماید. فعالیت ترشحی این اندام بوسیله ی اندام ایکس (باترشح MIH =هورمون جلوگیری کننده از پوست اندازی )و اندام دهانی کنترل می گردد.MIH از ترشح هورمون اندام Y جلوگیری می کند و اندام دهانی باعث تحریک این اندام می شود.
اندام دهانی (mandibular )با ترشح MF (methyl farnesoate )دررشد تخمدان و ویتلوژنزیس (زرده سازی )نقش دارد.فعالیت اندام دهانی تحت کنترل هورمون پایه ی چشمی می باشد(در بسیاری از سخت پوستان )؛چون با ازبین بردن پایه ی چشمی هورمون MF افزایش می یابد. همانطوریکه گفته شد ، MF نقش تحریک اندام Y را برای ترشح هورمون اکدیزون (هورمون پوست اندازی) برعهده دارد .
پوست اندازی پدیده ای منظم در سخت پوستانی از قبیل میگوی آب شیرین ،خرچنگ ، لابسترو .... می باشد که همراه با رشد آنها اتفاق می افتد.چرخه ی پوست اندازی شامل چهار مرحله ی زیر می باشد:
۱) پیش از پوست اندازی premolt ؛
۲) پوست اندازی molt ؛
۳) بین پوست اندازی intermolt ؛
۴) پس از پوست اندازی postmolt
در طول مرحله ی پیش از پوست اندازی مواد معدنی اسکلت قبلی (قدیمی )جذب و در گاسترولیت (قسمت سخت دیواره ی معده )یا هپاتو پانکراس ذخیره می گردد.در ادامه گلیکوژن در زیر پوست ذخیره شده و مصرف اکسیژن به خاطر افزایش فعالیت های متابولیکی زیاد می شود.در مرحله ی پوست اندازی ،کوتیکول قدیمی به خاطر افزایش اندازه بدن در اثر جذب آب ،از بدن جدا می گردد .در مرحله ی پس از پوست اندازی اسکلت خارجی جدید از طریق ته نشینی دوباره ی کتین و نمک های معدنی تشکیل می گردد.مرحله ی بین پوست اندازی ،مرحله ی سکون می باشد.
هورمون پوست اندازی بوسیله ی اندام Y در مرحله ی پیش از پوست اندازی و بین پوست اندازی ترشح می گردد. در مرحله ی پس از پوست اندازی در اثر ترشح هورمون MIH از اندام ایکس ، ترشح هورمون پوست اندازی متوقف می گردد.
غده ی آندروژنیک در جنس نر وجود دارد.بیضه ها به عنوان غدد درون ریز مطرح نبوده ولی غده ی آندروژنیک بصورت غده ی درون ریز عمل می کند. هورمون آندروژنیکی که توسط این غده ترشح می گردد،در ایجاد صفات ثانویه و مراحل اسپرم سازی( اسپرماتوژنزیس) در جنس نر نقش دارد.
اگر غده ی آندروژنیک از جنس نر برداشته شود، ممکن است به جنس ماده تغییر جنسیت دهد و تخمدان درآن شکل پیدا کند.
GIH/OIH که از مجموعه غده سینوسی – اندام ایکس ترشح می گردد، رشد تخمدان را کنترل می کند. اگر از ترشح این هورمون جلوگیری به عمل آید، تخمدان به سرعت رشد کرده و زرده سازی(ویتلوژنزیس) و رسیدگی جنسی سریعا انجام می گیرد. به خاطر نقش ویژه ی این هورمون در زرده سازی ، آنرا VIH (هورمون بازدارنده ی زرده سازی) نیز می نامند. از این رو ، برای القاء رسیدگی تخمدان در میگو و خرچنگ در سالن تکثیر از تکنیک قطع ساقه ی چشمی استفاده می شود. در هنگام قطع ساقه ی چشمی مجموعه غده سینوسی – اندام ایکس به همراه ساقه ی چشمی برداشته می شود، در نتیجه تخمدان از اثر بازدارندگی GIH/OIH و MIH رها می گردد.
منبع:

سید مرتضی ابراهیم زاده
دانش آموخته ی دانشگاه تربیت مدرس-مقطع کارشناسی ارشد

پرورش ماهي مداربسته

شناسایی قسمتهای مختلف سیستم مداربسته
در سالهای اخیر مصرف ماهی در اکثر کشورها به میزان قابل توجهی افزایش یافته است و تکثیر و پرورش ماهی به عنوان منبع پروتئینی سبب شده است که این کار بصورت یک تجارت مهم در کشورهای پیشرفته تبدیل شود. ماهی نسبت به عوامل محیط آبی که در آن زیست می کند نظیر PH ، O ۲ ، NH ۴ ، و دیگر عوامل بیوشیمیایی و بیولوژیکی،موجودی بسیار حساس است و ضرورت دارد که این عوامل در یک حد مشخص و معمولی ثابت بماند. با توجه به این نیاز روزافزون سعی شده است برای پرورش فوق متراکم ماهیان ، بهبود عوامل محیطی و بهبود کیفیت تولید و کوتاه شدن دوره پرورش مدنظر قرارگیرد.
قدمت استفاده از سیستم گردشی پرورش آبزیان به حدود دو دهه می رسد که برای اولین بار در کشور دانمارک مورد استفاده قرارگرفت و هم اکنون در کشورهای اروپایی (به طور خاص) مورد استفاده قرار می گیرد. در زمان حاضر از این سیستم برای استفاده از پرورش آبزیان گرمابی و سردابی استفاده می شود. نحوه کاربرد سیستم هردو روش یکسان است اما عواملی همچون دما ، اکسیژن و ... در پرورش آبزیان مختلف متفاوتند که باید تنظیم و کنترل شوند.
در یک سیستم مداربسته که آب مورد استفاده ماهیان از نظر اکسیژن فقیر شده و مواد سمی و فضولات آن زیاد شده است، با حذف مواد معلق توسط میکروفیلتر و تبدیل آمونیوم تولید شده به نیتریت و نیترات زیر حد مجاز توسط بیوفیلترها و تزریق اکسیژن مایع خالص بوسیله راکتورهای مخلوط کن و ضدعفونی کردن، آب احیا می شود و مجدداً مورد استفاده قرار میگیرد. در این تصفیه فیزیکی و شیمیایی دقت عمل و سرعت ضرورت دارد بطوریکه کوچکترین اختلال در عمل تصفیه و احیا سبب مرگ و میر شدید آبزیانی که از آب بازگشتی استفاده می کنند می شود. چنین ظرافتی سبب می شود که کنترل کیفیت آب بطور دائمی صورت گیرد و عمل تصفیه بدون کوچکترین توقفی انجام شود. به همین دلیل اتوماسیون نقش مهمی در صحت عمل چنین سیستمی ایفا می کند.
پس از اندازه گیری عوامل حیاتی در آب مورد استفاده ماهیان، اطلاعات بدست آمده را تجزیه و تحلیل می کنند. چنین نیازی سبب می شود که صنعت نقش مهمی در اندازه کیری عوامل و تجزیه و تحلیل و اصلاح آنها داشته باشد.
تصفیه فیزیکی و شیمیایی و احیای مجدد آب در سیستم مداربسته در مصرف آب و ابعاد زمین مورد نظر موثر است و زمان رشد را به حداقل می رساند، بطوریکه یک محصول در مدت یک سال چند بار قابل عرضه به بازار است. کنترل دما از عوامل مهم دیگری است که سبب کاهش دوره پرورش می شود.
در این سیستم فاکتورهای مورد نیاز تغذیه ماهی در شرایط مطلوب است. در نتیجه در مصرف غذا صرفه جویی می شود و در نهایت هزینه های تمام شده نیز کاهش می یابد که خود یکی از مزایای این سیستم است.
بخشهای سیستم مداربسته عبارتند از: چند حوضچه بتنی، میکروفیلتر، پمپ سیرکوله، فیلتر بیولوژیک، پمپ هواده، مخروط تزریق اکسیژن مایع، اتاق کنترل، موتور ژنراتور،اشعه uv ، غذاده خودکار و ... .
نحوه کار سیستم مداربسته
هدف کلی در یک سیستم مداربسته پرورش آبزیان استفاده مجدد از آب و افزایش تراکم ماهی در استخرهای پرورشی است. طبق محاسبات انجام شده، با احیای مجدد آب و ایجاد شرایط زیست مناسب در استخرها، با تراکم بالا می توان مصرف آب را تا یک هفتادم کاهش داد که این خود در پرورش و فراگیر کردن آن در مزارعی که آب و زمین مختصری دارند، تحول بوجود می آورد. به عنوان مثال در یک مزرعه پرورش ماهی قزل آلا به ظرفیت ۵۰ تن، میزان آب تازه مورد نیاز ۵۰۰ لیتر در ثانیه و مساحت استخرها نیز پنج هزار متر مربع است، اما در یک سیستم آب در گردش با همین ظرفیت، آب مورد استفاده به هفت لیتر در ثانیه و مساحت استخرها تا ۲۵۰ متر مربع کاهش می یابد.
عملکرد سیستم مداربسته پرورش ماهی مبتنی بر گردش آب موجود در استخرها و احیای مجدد آن از لحاظ اکسیژن مورد نیاز، دفع مواد زائد،تصفیه کردن مواد سمی، تنظیم PH و گندزدایی است. کنترل هریک از عوامل ذکر شده و ایجاد شرایط سالم استفاده از روش خودکار اندازه گیری، کنترل و ثابت نگهداشتن هریک از این عوامل در محدوده مجاز است که مجموعه این شرایط حضور صنعت و تکنولوژی جدید را در هر مزرعه پرورش ماهی ضروری می سازد.
استفاده از کامپیوتر در چنین سیستمی نه تنها این موارد را محقق نمی سازد بلکه با بکارگیری نرم افزارهای مناسب ، هر لحظه آمار و اطلاعات دقیقی در کلیه زمینه های مربوط به پرورش در اختیار است. همچنین تشخیص و درمان بیماریهای احتمالی موجود در استخرها به وسیله کامپیوتر انجام می گیرد. امروزه وضعیت مزرعه را بوسیله خطوط تلفن از هر نقطه دلخواه و از کیلومترها فاصله کنترل می کنند زیرا سیستمهای کامپیوتری این گونه ارتباط از راه دور را بای مجموعه امکان پذیر ساخته است.
سیستمهای آب در گردش پرورش ماهی با توجه به انتخاب قابلیتهای مورد نظر با امکانات متفاوتی ساخته شده اند که در کلیات با هم مشترکند ولی هریک قابلیتهای مختلفی دارند
اصول بیولوژیکی تولید در سیستم مداربسته
هنگامیکه در سیستمهای مدارباز آب کافی با کیفیت مناسب ودمای ثابت دردسترس نبوده ویا فراهم نمودن آن از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نباشد ، استفاده از سیستمهای مداربسته ضروری است. در سیستم مداربسته بطور کلی آب غیر قابل استفاده برای ماهی از استخرها به بخش تصفیه انتقال داده شده وپس از تصفیه مکانیکی ، بیولوژیکی واکسیژن دهی به استخرهای ماهی برمی گردد.
● تغذیه ماهی
پس از مشخص شدن نوع واندازه غذا باید مقدار غذادهی روزانه محاسبه شود که با توجه به وزن کل ماهیهای سیستم ودرصد وزن بدن باشد. نکته بسیار مهم این است که پس از هر بار بیومتری که معمولا هر ۱۵روز یکبار صورت می گیرد، نباید مقدار غذادهی سریعا افزایش یابد چرا که فعالیت بیو فیلترها مختل می شود وسبب افزایش پارامترهای سمی ازجمله آمونیاک می گردد. بطور کلی مقدارغذادهی نباید از ۱۰% - ۵% کل غذادهی در روز بیشتر شود. با توجه به شرایط سیستم هر دو تا سه روز یکبار باید این مقدار افزایش یابد .(ازدادن غذای تر خودداری شود).
پارامترهای فیزیکی
مقدار آن در رابطه با سمی شدن آمونیاک وغلظت دی اکسید کربن اهمیت به سزایی دارد بهترین دامنه برای فعالیت بهینه سیستم ۲/۷-۹/۶ میباشد.از تغییرات ناگهانی آن در سیستم باید جلوگیری کرد ، زیرا تغییرات آن تاثیر سریع برروی دیگر پارامترها دارد. ۵/۰ واحد در روز بیشتر نباید تغییر یابد. معمولا پ هاش آب به دو دلیل در سیستم اسیدی می شود:
۱) دی اکسیدکربن حاصل از تنفس
۲) اسید حاصل از فعالیت سیونفیکاسون
درصورت اسیدی شدن آب ، بیکربنات سدیم یا هیدروکسید کلسیم اضافه می شود. به ازای هر ۲۰ کیلوگرم غذا، ۱ کیلوگرم هیدروکسید کلسیم اضافه می شود. قلیا ئیت باید ۱۲۰-۵۰ میلی گرم در لیتر باشد.
▪ اکسیژن
مصرف اکسیژن ماهی بستگی به پارامترهایی مانند دما، سایز ماهی ، فعالیت ومقدار غذادهی دارد. در دمای ۱۸ درجه سانتیگراد متوسط مصرف اکسیژن ۶۰۰ گرم به ازای هر کیلوگرم غذا در روز ویا بطور متوسط ۴۸۰ میلی گرم در ساعت به ازای هر کیلو ماهی می باشد. اکسیژن محلول باید بیش از ۶ میلی گرم در لیتر باشد.
با توجه به اینکه در سیستم ۱۰۰ تنی ۲۷۵ کیلوگرم در روز غذادهی صورت می گیرد باید ۷/۶ کیلوگرم اکسیژن در ساعت برای ماهی تامین شود که با اکسیژن دهی بخشی از آب ورودی از طریق راکتورها انجام می شود.
غلظت اکسیژن در استخرها باید بیشتر از ۶۵% مقدار اشباع آب منطقه باشد اکسیژن خالصی که به آب اضافه می شود سبب می شود که غلظت اکسیژن ۳۰۰-۲۰۰%در آب ورودی افزایش یابد که به تدریج در استخرها مقداراکسیژن لازم تامین می شود اگر اکسیژن در بیوفیلترهای هوازی به زیر ۲میلی گرم در لیتر برسد باکتریهای بی هوازی فعال شده و سولفید هیدروژن آزاد میکنند که سبب مرگ ومیر در ماهیها میشود.همزمان فعالیت باکتریهای نیتریفیکاسیون هم کاهش یافته که در نتیجه آن غلظت آمونیاک ونیتریت افزایش می یابد.
▪ دما
بهترین دما برای رشد قزل آلا وفعالیت باکتریهای نیتریفیکاسیون ۱۸-۱۵ درجه سانتیگراد می باشد همانند سایر فاکتورهای آب از تغییرات ناگهانی دما نیز باید خودداری گردد درجه حرارت کمتر ویا بیشتر از حد بهینه سبب کاهش رشد می شود.
▪ کدورت
تعیین شفافیت آب (توسط سشی دیسک) نقش بسیار مهمی در سیستم دارد اگر بیشتر از ۱۵ سانتی متری سطح آب مشخص نباشد باید سریعاً رفع کرد علت این امر می تواند در نتیجه کم اشتهایی ماهی ، غذادهی بیش از اندازه ، بیماری ویا اشکال در عملکرد میکرو فیلتر باشد. تا برطرف شدن مشکل باید مقدار غذادهی را به حداقل رساند. در غیر اینصورت ماهیها دچار صدمات آبششی میشوند.
پارامترهای شیمیایی
▪ آمونیاک / آمونیم
آمونیاک تولید شده در سیستم در اثر متابولیسم ماهی و تجزیه مواد دفعی وپسماندهای غذا می باشد به همین دلیل لازم است به سرعت ذرات جامد مدفوع وغذای خورده نشده از سیستم خارج شود.
(آمونیاک کل به دو فرم آمونیاک غیر یونیزه سمی و آمونیاک یونیزه غیرسمی باشد. مقدار آمونیاک مجاز غیر یونیزه برای سایزفینگرلینگ ۰۰۵/۰ وبرای ماهیهای بزرگتر ۰۲۵/۰ میلی گرم در لیتر است. اما مقدار ۰۶/۰ میلی گرم در لیتر سبب ایجاد واکنشهای سمی در ماهی میشود. پ هاش در محدوده ۷ سبب کمتر شدن سمی بودن آمونیاک می شود. مقدار تولید آمونیاک از طرفی به میزان پروتئین واسید آمینه غذا واز طرف دیگر به مقدار غذادهی بستگی دارد.
ارگانیسمهای حذف نیتروژن باکتریهای اتوتروف هستند که از گونه های نیتروزموناس و نیتروباکتر می باشند. از آنجائیکه همزمان بارشد ماهی غذادهی هم افزایش میابد باید توجه داشت این افزایش بصورتی باشد که فرصت لازم جهت افزایش جمعیت باکتریهای مسئول نیتریفیکاسیون برای تبدیل آمونیاک اضافه شده به نیتریت ونیترات وجود داشته باشد.
برای تثبیت وافزایش جمعیت باکتریها معمولا چند هفته وقت لازم است. باکتریهای نیتریفیکاسیون به بسیاری از داروها ومواد شیمیایی که برای درمان ماهی بکار میرود حساس هستند به همین دلیل لازم است که درهنگام درمان مواد شیمیایی ودارو وارد بیوفیلترها نشود.
▪ نیتریت
نیتریت حاصله از اکسیداسیون آمونیاک توسط باکتریهای نیترو باکتر به نیترات تبدیل می شود.
اگر نیتریت از حد مجاز بیشتر شود برروی هموگلوبین ماهی تاثیر گذاشته ومانع از جذب اکسیژن می شود که معروف به بیماری مت همو گلوبین می باشد. به همین دلیل با وجود اشباع بودن آب از اکسیژن به دلیل مشکل بوجود آمده ماهی به سختی تنفس می کند که متعاقباًً سبب کاهش رشد وایجاد بیماری می شود. با افزودن نمک طعام به آب و ثابت نگهداشتن مقدار کلر به مقدار ۲۰۰-۱۵۰ میلی گرم در لیتر به راحتی از بروز مسمومیت ناشی از نیتریت در ماهی می توان جلوگیری کرد.
▪ دنیتریفیکاسیون
مرحله دنیتریفیکاسیون توسط یکسری از باکتریهای هترو تروف انجام می گیرد. در این مرحله باکتریها اکسیژن را از نیترات تامین می کنند. نصف اسیدی که توسط باکتریهای نیتریفیکاسیون تولید می شود در این مرحله مصرف می شود.
نیترات + مواد آلی نیترات
۶NO۳+۵CH۳OH ۵CO۲+۷H۲O+۳N۲+۶OH-+e
▪ دی اکسیدکربن
در نتیجه تنفس ماهی وباکتریها در سیستم ، دی اکسیدکربن تولید می شود. اگر مقدار بیش از ۱۲ میلی گرم در لیتر بشود سبب استرس، کاهش ضریب تبدیل غذایی می شود وبرای حذف آن از هوادهی استفاده می شود. همچنین بیوفیلترهای چکه ای هم در حذف دی اکسیدکربن بسیار موثر هستند بدون حذف دی اکسیدکربن ، پ هاش آب اسیدی میشود.
▪ سولفیدهیدروژن
در اثر تجزیه بی هوازی مواد آلی در آب ایجاد می شود. ترکیب سولفید محلول با یون هیدروژن تشکیل سولفید هیدروژن را میدهد ووجود آن بستگی به مقدار پ هاش دارد. با شستشوی بیوفیلتر غرقابی از تجمع آن وبروز خطر در سیستم می توان جلوگیری کرد.
نکات مهم
ـ هرگاه مقدار آمونیاک یا نتیریت افزایش یابد ابتدا باید غذادهی قطع شود وبه دنبال آن تعویض آب هم افزایش یابد وسریعا رفع علت کرد.
ـ در صورت پایین بودن درجه حرارت آب آنرا به آرامی باید تا ۱۸ درجه سانتیگراد افزایش داد.
ـ هردوماه یکبار باید بیوفیلترها شستشو شوند یعنی هر بیست روز یک سلول بیوفیلتر کاملاً شسته شود تا از کاهش جمعیت باکتریها جلوگیری شود. این امر بستگی به میزان غذادهی ونیز کیفیت غذای مورد استفاده نیز داشته ودر صورت استفاده از غذا با غبار زیاد شستشوی هر یک از بیوفیلترها باید ۴ تا ۶ هفته کاهش یابد.
ـ بچه ماهیهایی که در هر نوبت باید وارد سیستم بشوند، ابتدا سه هفته در قرنطینه خارج از سالن باید بمانند ودر بدو ورود با فرمالین شستشو بشوند، پس از سه هفته هم دوباره این عمل تکرار شود. سپس بعد از ۳-۲روز که در آب تمیز قرار میگیرند وارد سیستم بشوند.
اقدامات مدیریتی
برای جلوگیری از بروز هر گونه اختلال در سیستم لازم است که سیستم هوشمند باشد به طوریکه از طریق سیستم آلارم اخطارهای لازم داده شود. آگاهی از کارکرد تجهیزات ، وضعیت ماهی وکیفیت آب به طور دائم قبل از آنکه مشکلی به حد بحرانی وخطرناک برای سلامت ماهیها برسد سبب جلوگیری از بروز هر گونه استرس در ماهی می شود که پیامد آن رشد سریع ماهی میباشد.
▪ بیوفیلتر
برخی از پسماندهای ناشی از ماهی وغذا در آب محلول میشوند. که سبب تولید آمونیاک میشود. با توجه به تولید مواد آلی ناشی از غذا وماهی حجم بیوفیلترها برآورد می گردد.
فیلتر بیولوژیکی باید به خوبی کنترل شود تا بتوان نتیجه لازم از آن گرفت برای آنکه بتوان از گرفتگی بیوفیلترها جلوگیری کرد و باکتریها به خوبی فعالیت کنند فیلترها باید به نوبت هر ۲۰ روز یکبار شستشو شوند.
▪ موادآلی
پروتئین، چربی و هیدرات کربن میباشد. مانند بیولوژیکی قابل تجزیه شامل مواد BOD اصطلاح
آنها توسط باکتریهای هتروترف در محیط هوازی صورت میگیرد واکنش ساده ای از آن به شرح زیر میباشد: تجزیه
C۶HI۲O۶+۶O۲ ۶CO۲+۶H۲O+E
▪ انرژی گلوکز
باکتریها در طی تقسیمات سلولی زیاد میشوند. در شرایط بی هوازی مواد آلی تحت فرآیند تخمیر به موارد زیر تجزیه میشوند:
H۲+CO۲ + الکل+ اسیداستیک+سایر اسیدهای آلی متان +
اگر مواد آلی به مقدار بسیار زیاد در بلوکها تجمع یابند هر گونه تغییر فیزیکی (مانند شستشوی بلوکها) سبب آزاد شدن مواد آلی میشود که در اثر قرار گرفتن در تماس مستقیم اکسیژن ، مواد آلی به صورت بمب عمل میکند. با مدیریت صحیح در مورد فیلترها از بروز این مشکل به راحتی میتوان جلوگیری کرد.
درمرحله دنیتریفیکاسیون نیترات تولید میشود.در صورت تجمع وافزایش آن از حد مجاز (۲۰۰میلی گرم در لیتر) برروی رشد وضریب تبدیل غذا تاثیر سوء دارد. در این مرحله نیاز به مواد آلی ومحیط بی هوازی برای رشد باکتریها میباشد.
▪ اشعه ماوراء بنفش
عمر مفید لامپها ۶ تا ۸ ماه است وبعد از آن باید تعویض شود ودر هنگام تعویض لامپها جریان آب ورودی وخروجی به دستگاه قطع میشود شیرهای کنار گذر فعال می شوند شستشوی باید هر یک ماه یکبار انجام گیرد.
رقم بندی (سورتینگ)
همه استخرهای ماهی از طریق لوله مشترک به استخر مرکزی صید منتقل میشوند. برای تامین اکسیژن لازم استخر در هنگام رقم بندی دیفیوزرهای اکسیژن تعبیه شده است به این ترتیب به راحتی می توان مجموعه هر دسته از استخرها را هر بار سورت کرد.
ماهیها از طریق لوله ای که در وسط استخر می باشد به استخر صید منتهی می شوند از آنجا ماهیها به درون دستگاه سورتر ریخته می شوند. پس از تعیین وزن وارد استخرهای مختلف می شوند. برای وارد شدن کمترین استرس به ماهیها مرحله رقم بندی باید سریع انجام شود.
در صورت عدم انجام سورتینگ سرپرست مزرعه از وزن واقعی ماهیها آگاهی پیدا نمی کند وسبب می شود که پس از مدتی پرت غذایی وکاهش رشد در ماهیها کاملا مشاهده شود.
بیماریها
بهترین روش پیشگیری بیماری در سیستمهای مدار بسته مدیریت دقیق می باشد. دانستن این واقعیت مهم است که شیوع هر بیماری ناشی از استرس به ماهی می باشد که در اثر عوامل مختلفی مانند حمل ونقل، بد بودن کیفیت آب و... ایجاد می شود. البته در هر سیستمی ریسک مواجه شدن با شیوع بیماریهای متعدد وجود دارد ، که عامل آن یکی از موارد زیر می باشد.
ـ ویروس
ـ باکتری
ـ قارچ
ـ انگل
ـ در ارتباط با سیستم وکیفیت آب.
این ترکیب شیمیایی در سیستم مدار بسته کاربرد بسیار دارد
ـ ضدعفونی کل سیستم ـ درمان پارازیتها
تنها ماده شیمیایی است که با بکار بردن دزمناسب همراه با افزودنیهای مناسب برای باکتریهای بیوفیلتر مشکل ساز نمی باشد.
همه وسایل بکار رفته در سیستم مداربسته مانند برسها،ساچوک و... باید پس از استفاده در پایان هر روز در این ماده با غلظت مناسب قرار بگیرند تا ضدعفونی شود حتی المقدور هر استخر باید برسهای جداگانه که برای نظافت به کار میرود داشته باشد
مراحل گردش آب
▪ آب تازه
ورود آب تازه توسط شناور وکنتور آب کنترل می شود. افزودن آب تازه برای جبران آب مصرف شده در پمپ شستشو می باشد.
▪ آب در گردش
بعد از بیوفیلترها پمپها نصب شده اند تا آب را با فشار وارد مخازن اکسیژن نمایند که برای اکسیژن دهی آب استخرها می باشد مقداری از آب گردشی از فیلتر‌ یو وی عبور می کند.
آب گردشی که پمپ می شود از فاز تصفیه تا ورود به استخر به دو بخش مجزا تقسیم می شود:
▪ آب تحت فشار(به استخرها)
هر استخر دو ورودی دارد یکی آب تصفیه شده ای که اکسیژن دهی شده است وبخشی دیگر آب تصفیه شده اما اکسیژن دهی نشده است.
▪ آب برگشتی (ازاستخرها)
آب هر استخر به یک لوله مشترک که هر دسته از تانکها به آن متصل است جریان می یابد وسپس وارد مرحله تصفیه مکانیکی میشود.
تصفیه مکانیکی
تصفیه مکانیکی توسط درام فیلتر صورت ومی گیرد که دارای منافذی به قطر ۸۰ میکرون می باشند اگر درام فیلتر نیاز به تعمیر داشته باشد لوله جانبی نصب شده است که جریان آب به راحتی به سمت بیوفیلتر جریان یابد تا فعالیت باکتریها مختل نشود.
▪ هوادهی
در زیر درام فیلتر دیفیوزرهای هوا نصب شده است از این رزرویر آب به درون مخزن بیوفیلتر پمپ می شود.
▪ فیلتر غرقابی
در بیوفیلتر غرقابی ، بلوکهای بیونت از نوع ۱۵۰ متر مربع در متر مکعب وجود دارد که در کف بیوفیلتر شلنگ دیفیوزر نصب می شود وبرای اضافه کرد اکسیژن خالص می باشد. افزودن اکسیژن خالص به بیو فیلترها در هنگامیکه پمپ بیو فیلتر نیاز به تعمیر دارد و یا فیلترهای بیولوژیکی در بالاترین حد فعالیت خود هستند ضروری می باشد. اگر اکسیژن کمتر از ۲ میلی گرم در لیتر بشود باید اکسیژن دهی بشود.
▪ فیلترنیترات
در فیلتر نیترات بلوکهای بیونت از نوع ۲۰۰ متر مربع در متر مکعب است که به موازات فیلتر غرقابی می باشد. آبی که به سمت فیلتر نیترات می رود وارد لوله منشعبی می شود که برای پخش یکسان آب است. همچنین لوله منشعبی هم برای هوادهی وجود دارد که در هنگام تمیز کردن بلوکها وحذف لجن مورد استفاده قرار ومی گیرد.
▪ فیلتر چکه ای
از فیلتر غرقابی آب به سمت فیلتر چکه ای جریان پیدا می کند فیلتر چکه ای شامل بلوکهای بیونت از نوع ۲۰۰ متر مربع در متر مکعب می باشد. از روی صفحه مشبک که برروی بلوکها قرار دارد آب بطور یکسان پخش می شود.
سیستم اکسیژن
اکسیژن بطور معمول از طریق اکسیژن ساز به استخرها اضافه می شود برای تهیه بهینه اکسیژن فشار راکتورها نباید کمتر از ۷/۰ بار باشد اکسیژن خالص از تابلوی توزیع اکسیژن اضافه می شود. پس از تابلوی توزیع اکسیژن شیرهای سلنوئیدی وفلومتر قرار دارند.
جریان اکسیژن ازاین طریق تنظیم می شود. فلومتر اول بنام پایه است که پس از روشن شدن پمپهای راکتوردائما باز میباشد ودومی بنام تنظیم است که هر گاه مقدار اکسیژن از مقداری که تعریف شده کمتر شود(با استفاده از دستگاه اکسی گارد) اکسیژن اضافی وارد استخرها می شود.
سیستم اکسیژن دهی اضطراری یک سیستم ایمنی است که بصورت اتوماتیک روشن می شود اگر مشکلی در سیستم ایجاد شود شروع بکار می کند.
▪ اکسیژن اضطراری در شرایط زیر فعال می شود.
ـ قطع برق
ـ خاموش شدن پمپ پمپهای راکتور
ـ کاهش اکسیژن در استخرهای ماهی
لازم است مرتبا سیستم اکسیژن دهی اضطراری چک شود تا اطمینان حاصل شود تحت شرایط ثابت واپتیمم فعال هستند.
سیستم آلارم.کار کاردهای زیر را نمایش می دهد.
ـ خاموش شدن پمپ «پمپهای راکتور»
ـ خاموش شدن پمپ «پمپهای سیرکولاسیون»
ـ بالا آمدن سطح آب استخرها
یا اکسیژن کم ‌ph -
یااکسیژن زیاد PH -
ـ دمای زیاد
وقتی همه تجهیزات به درستی فعال باشند لامپهای به رنگ سبز در صفحه نمایش روشن است هنگامی که هر کدام از آنها به هر دلیلی فعال نباشند صدای آلارم همراه با قرمز شدن لامپ مشاهده می شود که تا رفع مشکل لامپ قرمز می ماند.
منبع:
سید هادی علوی سرباز سازندگی جهاد سرایان

نشانه گذاري ميگو

نشانه گذاری یکی از روش های است که بر روی انواع گونه های آبزی به شیوه های مختلف و با اهداف خاص در دنیا متداول بوده که این کار به Tagging معروف است . در سال های اخیر ذخایر میگو در خلیج فارس و دریای عمان شدیدا کاهش یافته است و عمده ترین دلیل آن را می توان فعالیت های مخرب انسانی مانند صید بی رویه و غیر متعارف ، نابودی زیستگاه و نوزادگاهای میگو ، و همچنین ایجاد آلودگیهای صنعتی ، شهری و نفتی بیان نمود ، البته تاثیرات منفی ناشی از عوامل طبیعی را نیز نباید نادیده گرفت .
در این راستا شیلات ایران چند سالی است که به منظور جبران خسارت و تقویت ذخایر ، برنامه بازسازی ذخایر میگو را با رهاسازی بچه میگو در آبهای جنوبی کشور به مورد اجرا گذاشته و دنبال می کند . لیکن دراجرای برنامه بازسازی ذخایر میگو، بررسی اقتصادی کار و تعیین ضریب بازگشت شیلاتی و همچنین شناسایی مسیرهای مهاجرت آنان یکی ازاقدام های مهم و ضروری می باشد، این موضوعات مهم با علامت گذاری بچه میگو های رهاسازی شده قابل دستیابی می باشد، بدیهی است بدون انجام علامت گذاری و معلوم نشدن نرخ بازگیری، اثرات رهاسازی مشخص نخواهد شد.
درایران علامت گذاری بر روی آبزیان از سابقه چندانی برخوردار نیست قدمت نشانه گذاری بر روی بچه ماهیان رهاسازی شده در دریای خزرمی باشد که عمدتا به شکل سنتی انجام می گرفت، بریدن باله سینه ای ماهیان و قطع سبیلک یا بستن علامت های سخت و خشن بر روی بدن ماهیان خاویاری از جمله شیوه های نشانه گذاری در گذشته بوده است ، البته هر کدام از این روش ها اثرات منفی بر روی ماهیان رها شده در طبیعت ایجاد می نمود .
درطی سالهای اخیر با توسعه و گسترش شیوه های نوین علامت گذاری ، تکنولوژی استقاده از دستگاههای متنوع علامت گذاری بر روی انواع گونه های آبزی با هدف های مختلف در کشور متداول گردید .
‌ تگ های متداول مورد استفاده در کشور :
۱) تگ های فلزی کد دار Coded Wire Tag
ازاین دستگاه برای علامت زدن بچه ماهیان خاویاری قابل رهاسازی در دریای خزربا هدف بازسازی ذخایراستفاده می شودو به طور آزمایشی نیز در سال ۱۳۸۲ برای علامت زنی میگو سفید هندی استفاده گردید.باتوجه به اینکه شناسایی میگو ها ی علامت گذاری شده دشوار بود این روش مناسب تشخیص داده نشد.
۲) تگ های حافظه ای Memory Tag
این تگ ها تهیه شده ، و بزودی بر روی مولدین ماهی قزل آلا با هدف بهگزینی و اصلاح نژاد مولدین در مرکز ماهیان سرد آبی شهید باهنر مورد استفاده قرار گیرد.
۳) تگ های الاستومر Visible Implant Elastomer Tag
درچند سال اخیر مطالعات بسیاری درزمینه استفاده ازدستگاهای علامت زنی میگو صورت پذیرفته و بررسی های به عمل آمده نشان داد برای علامت گذاری میگو ، بهترین روش استفاده از الا ستومر تگ می باشد.
تگ های بکار رفته در این روش از نوع فلورسنت می باشد و دارای رنگهای مختلف و مشخص بوده که امکان رویت علامت با چشم غیر مسلح وجود دارد و برای بازبینی نیاز به ابزار خاصی همانند CWT نیست و همچنین به دلیل تنوع رنگی می توان اهداف مختلفی را دنبال نمود، از مزایا دیگر آن ، اینکه این ماده رنگی از جنس سیلیکون و کش دار و قابل ارتجاع بوده و با بدن میگو سازگاری پیدا می نماید و هیچگونه عوارض منفی و حساسیتی در بدن میگو و حتی دیگر آبزیان ایجاد نمی کند.
کاربرد الاستومر تگ
کاربرد این سیستم برای انواع آبزیان درسایزهای متفاوت قابل اجرا می باشد و با توجه به نوع و تنوع رنگ ها ی موجود می توان اهداف مختلفی را دنبال نمود. از این روش در مقیاس کوچک در آزمایشگاه و در سیستم سرپوشیده و کنترل شده که معمولا از تگ مجزا ( یک رنگ ) به منظور ارزیابی ژنتیکی وجمعیت، تفکیک جنسیت و .... استفاده می شود. اما در ابعاد وسیع تر با هدف های ارزیابی ذخایر و تعیین مسیر های مهاجرت و ...در طبیعت ازترکیب چند رنگی جهت تشخیص آسانتراستفاده می شود.
انجمن علمی اقیانوس شناسی آمریکا در ایالت واشنگتون از این روش برای نشانه گذاری ماهیان مهاجروهمچنین میگو های کوچکتر از ۲گرم تا سایزهای بزرگتر و حتی بالغین نیز استفاده کرده که با موفقیت همراه بوده است.
انستیتو تحقیقات فرانسه از کاشت الاستومر در برنامه توسعه ژنتیکی و گونه های صید شده از دریا و برنامه انتخابی تکثیر میگو استفاده نمود و از سال ۱۹۹۲ ازاین روش جهت تشخیص و کنترل گونه های مختلف میگو در یک جمعیت مشابه دراستخرهای پرورشی استفاده گردید.
ویژگی الاستومر تگ
۱) تنوع رنگ .
۲) قابل استفاده در انواع آبزیان ازقبیل ماهیها ، سخت پوستان ، نرمتنان و سایر آبزیان.
۳) قابل استفاده درسایزهای متنوع آبزیان از ۱گرم تا بالغین وحتی ماهیان مهاجر .
۴) قابل استفاده در سیستم های با مقیاس کوچک تا در ابعاد وسیع تر(طبیعت).
۵) به دو شکل دستی و اتوماتیک قابل استفاده و شمارش می باشد.
۶) امکان مشاهده تگ با چشم غیر مسلح حتی در تاریکی نیز وجود داشته و برای بازبینی نیاز به ابزار آلات خاص نیست.
۷) ماده رنگی الاستومر با بدن موجود زنده سازگاری پیدا می کند و عوارض منفی ندارد.
۸) هزینه های آن نسبت به سایر تگ های مرسوم بسیار کمتر و مقرون به صرفه می باشد.
روش کار الاستومر تگ
زمانی که تعداد گونه ها مورد استفاده زیاد و به صورت متنوع بوده و برای سالهای طولانی مورد آزمایش و ارزیابی قرار می گیرد بهتر است از تگ های رنگی استفاده نمود و همچنین از رنگ های مختلف برای هر گونه و یا هر منطقه خاص بکار برد و یا برای هر سال رهاساز ی میگو از یک رنگ استفاده نمود.
تعداد رنگ های مورد استفاده از طریق این سیستم به غیر از رنگ های ترکیبی که قابل دستیابی است، ۱۰ رنگ بوده که ۵ رنگ از جنس فلورسنت به رنگ های نارنجی، سبز ، زرد ، صورتی و قرمز که رایج بوده و ۵ رنگ غیر فلورسنت شامل آبی ، قهوه ای ، ارغوانی ، سفید و سیاه می باشد، ازخواص رنگ های فلورسنت ، جذب نور بوده که بسیار مفید و موثر است در حقیقت تفاوت این دوجنس در بهتر رویت نمودن آن است بدین صورت که رنگ های فلورسنت با تابش نور UV اکتیو شده و به سهولت خود را نشان می دهد .
اصولا علامت گذاری میگو با روش الاستومر یک کار سخت ودشواری نیست اما باید مراقب بود تا به به میگو ها استرس وارد نشود و یا اجرای آن با حداقل استرس وارده همراه باشد، در صورتی که علامت گذاری میگو با هدف بازسازی ذخایر آنها و رهاسازی در طبیعت انجام می شود به طور حتم بعد از تگ زنی باید حداقل به مدت ۲ الی ۳ روز در محیط کنترل شده نگهداری گردد تا استرس وارده از بین رفته و سپس نسبت به رهاسازی آن اقدام گردد .
جهت اجرای بهینه و مطلوب از این روش دستورالعمل زیر باید مد نظر قرار گیرد :
۱) برای تگ زنی ( با دستگاه تزریقی دستی یا اتوماتیک ) نباید بیش از یک میگو را در دست گرفت .
۲) میزان ۱ سی سی از ماده الاستومر تعداد ۳۰۰ الی ۴۰۰ عددمیگو را علامت گذاری می نماید.
۳) بعد از تک زنی میگو ها با آرامی به تانک های ۵۰لیتری حاوی آب دریا انتقال داده می شود.
۴) جهت جلوگیری از وارد آمدن استرس تراکم تانک ها بایدحدود ۱۰۰ الی ۲۰۰ عدد باشد.
۵) درجه حرارت مورد نیاز براین تانک ها حدودا بین ۲۰ الی ۲۵ درجه سانتیگراد باشد.
۶) وزن میگو های قابل علامت زنی نباید کمتر از یک گرم باشد.
بنابر این در این سیستم میگو ها را می توان با رسیدن به وزن ۱ گرم علامت گذاری نمود و این کار به طور معمول توسط تگ های رنگی که در قسمت آبدومنتال پشتی میگو مستقر می شود انجام می گیرد ، اغلب تگ دربدن میگو حرکت نمی کند مگر اینکه تگ در محل یا جایگاه خود قرار نگرفته باشد ، در این صورت مشکلی که بوجود خواهد آمد جابجایی و محو شدن تگ هاست و یا ممکن است در زمان پوست اندازی میگواز بین برود بنابراین باید دقت شود تگ در داخل عضله واقع شده درقسمت پشتی آخرین بند شکمی (بند ششم) که دارای عضله سفت و شفاف بودن ( قابل رویت ) قرار گیرد ، عمق ( گودی ) درعضله که تگ قرارمیگیرد تقریبا ۱ میلی متربوده ودوراز پوسته ( پوشش خارجی ) است و با عمل پوست اندازی تاثیری بر علامت ندارد.به عبارتی دیگر ماندگاری تگ حتی بعد از پوست اندازی نیز مورد تائید است.
تشخیص تگ در میگو های علامت گذاری شده در طبیعت تا ۱۰ ماه بسیار آسان است استفاده از این تگ برای میگو های با سایز کمتر از ۱ گرم نیز عملی است اما مقادیر الاستومر رنگی تزریقی به دلیل کوچک بودن میگو های کم بوده و امکان تشخیص تگ رنگی تا وزن ۳۰ تا ۴۰ گرم محدود می نماید
تگ های چند رنگی یا ترکیبی برای میگو های با وزن بالای ۵ گرم در قسمت آبدومنتال در آخرین بند امکان پذیر می باشد اما باید مراقب بود تا زخم روده بوجود نیاید البته به نظر می رسد که میگو های با سایز بالای ۵ گرم تزریق الاستومر در محل های دیگر بدن میگو نیز امکان پذیر باشد اما تزریق در محل های دیگر مستلزم انجام آزمایشات متعدد می باشد.
مدت زمان نگهداری محلول رنگی الاستومر حدود ۱تا ۲ سال می باشد و درجه حرارت مناسب برای نگهداری بین ۵ تا ۱۰ درجه سانتی گراد بوده بنابراین لازم این ماده در هوای خشک و خنک و دور از تابش مستقیم نور خورشید نگهداری شود .
نتیجه ( جمع بندی )
رهاسازی بچه میگو در آبهای جنوبی کشور از سال ۱۳۷۶ با رهاسازی بچه میگو گونه سفید هندی در زیستگاه مربوطه ( حوزه شرقی هرمزگان ) با هدف بازسازی ذخایروتامین مولدین مورد نیاز مراکز تکثیر و پرورش انجام گرفته است ، در ادامه با توجه به ضرورت بازسازی ذخایرگونه های بومی خلیج فارس ودریای عمان ،ازسال ۱۳۸۲کاررهاسازی سایر گونه های درمعرض خطر نیز در دستور کار شیلات ایران قرار گرفت به نحوی که در سال ۱۳۸۳ بیش از ۷۰ میلیون قطعه بچه میگو با وزن بالای ۱ گرم در آبهای جنوبی رهاسازی گردید دراین راستا تعداد ۶۱۵۰۰ قطعه ازگونه موزی دراستان هرمزگان با دستگاه الاستومر تگ ( با رنگ قرمز، نارنجی ، زرد ، سبز)مورد علامت گذاری گردید و در مناطق تیاب جنوبی و کولغان با متوسط وزن ۵-۲ گرم رهاسازی شد.و در همان سال با شروع فصل صید ( مهرماه ) و با اطلاع رسانی و آموزش صیادان منطقه، تعدادی از میگوی علامت دار با متوسط وزن ۲۳-۱۷ گرم به رنگ نارنجی، زرد ، وسبز درمنطقه هرمز صید گردید.
درهمین رابطه در سال ۱۳۸۴ نیز برنامه علامت گذاری بچه میگو گونه موزی و سفید هندی به روش الاستومر تگ در ابعاد وسیع تربه مورد اجرا گذاشته شده است ومقرر گردیده نتایج آن با کمک جامعه صیادی همانند سال قبل( صید و جمع آوری میگو های علامت دار وتحویل به شیلات ) اعلام گردد.
منبع:س. امیری