تب كيو

تب كيو (Q fever)
كوگسيلا بورنتي عامل بيماري معروف بع تب كيو (Q) است . بيماري مشترك بين انسان و دام است ( كيو(Q) مخفف Query به معني پرسش يا ترديد است).
مشخصات كلي :
اجرامي ميله اي معمولاً كوچكتر از ريكتزيا ، ابعاد آن به طول 2/ - 4/ در 4/ - 0/1 ميكرومتر مي باشد گاهي بشكل ديپلوباسيل به طول 0/1 - 6/1 و يا گرد به قطر 3/ - 4/ ميكرومتر در مي آيند . فاقد تاژك و كپسول و در درون سيتوپلاسم غالباً در وضع انبوهي بزرگ به قطر 20- 30 ميكرومتر كه به همديگر قوياً چسبيده اند ، نمايان هستند. گرم منفي ، مثبت يا منفي و همان طوري كه اشاره شد در درون ياخته زندگي كرده و مراحل مختلف سير تكاملي خود را در همين حفره هاي مخصوص مي پيمايد.
جدار ياخته اي از 2 يا 3 لايه تشكيل كه لايه خارجي تيره رنگ به ضخامت 20nm ، لايه روشن تري به ضخامت 25nm و باز لايه سوم تيره رنگ به ضخامت 45nm و آخرالامر در مواردي لايه اضافي ديگري كه ضخامت 200nm دارد تعيين كرده اند. وجود DNA شناخته شده و ممكن است به طور فيزيكي با ريبوزومهاي محتوي RNA در سيتوپلاسم ارتباط داشته باشد. بيشتر گرام منفي است ولي آزمايشهاي بيوشيميايي مي رساند كه كوگسيلا بورنتي واجد بعضي خواص باكتري هاي گرام مثبت نيز مي باشد. با گيمسا يا ساير روشهاي رومانسكي به رنگ آبي ، قرمز، يا ارغواني و با تكنيك ماكيوولو به رنگ قرمز روشن در مي آيد. بهترين طريقه رنگ آميزي با Auramine(اورامين) و آزمايش گسترش زير ريزبين فلورسان مي باشد.

خواص كشت :
كوگسيلا بورنتي انگل اجباري درون ياخته مي باشد بنابرايندر محيط كشت غيرزنده رشد نمي كند . كشت آن در رويان جوجه و در زرده تخم مرغ و در حرارت 35 درجه بهتر و حداكثر رشد و نمو هنگامي است كه مرگ رويان نزديك مي شود. برخلاف گونه هاي ريكتزيا تغييرات كوچك در درجه حرارت يا تاريخ برداشت نامساعد اثر نامطلوب از نظر مقدار محصول خواهد داشت ، زمان تقسيم در رويان جوجه تقريباً 12 ساعت مي باشد.
بعد از 2 يا 3 با پاساژ از جنين مرغ كشت بهتر و محصول نيز بيشتر خواهد بود كه از اين روش براي آزمايش هاي تهيه پادگن و C.F و آگلوتيناسيون استفاده مي شود.
كشت بافتي با استفاده از ياخته هاي مختلف مثل ياخته هاي اندوتليال و يا فيبروبلاست رويان جوجه و يا با ياخته هاي موش امكان پذير است ولي مقدار برداشت كمتر از محصول زرده رويان جوجه خواهد بود.
تاثير عوامل فيزيكي وشيميايي :
كوگسيلا بورنتي از خيلي اجرام غير هاگ دار در مقابل عوامل فيزيكي و شيميايي مقاوم مي باشد. مثلاً خشكي و پوسيدگي و حرارت اطاق به مدت طولاني اثر چنداني روي آن ندارد. اين باكتري روزها و هفته ها روي شير ، خامه ، كره و پنير زنده و عفونت زا باقي مي ماند.
گرم كردن شير خام در حرارت 62 درجه بمدت 30 دقيقه به منظور نابود سازي جرم كافي نيست. قدرت عفوني زايي جرم در مدفوع كنه تا 568 روز محفوظ مي ماند. ولي پاستوريزاسيون شير به طريقه Flash در 73 درجه به مدت 15 ثانيه كاملاً مؤثر است.
تغييرات فاز :
در نتيجه آزمايشهاي ايمني شناسي دريافتند كه كوگسيلا بورنتي تنها جرمي است در بين ريكتزياها كه تغييرات فاز نشان مي دهد. به عبارت ديگر از نظر ساختماني دو فاز موجود است: فاز يك : كه در حقيقت نخستين مرحله اي است كه آن را در روي حيوان بيمار و يا در اثر گذراندن در روي حيوان آزمايشگاهي مي يابند و شكل زهراگين و خطرناك براي انسان نيز محسوب مي شود و كپسول پلي ساكاريد دارد.
فاز دو : كمتر زهراگين بوده و سويه هايي در اين فازند كه كراراً در تخم مرغ كشت داده و از اين رو پادگن پوششي را از دست داده اند در آزمايشگاه كار كردن با اين سويه ها يراي كاركنان خطر كمتري دارد.

ميزبان و حيوانات حساس :
اين عامل را در گونه هاي مختلف حيوانات اهلي و وحشي و در گونه هاي متعدد كنه ها از خانواده ايگسوديده و آرگازيده و بعضي بندپايان ديگر، تعداد زيادي از جوندگان( خرگوش ، موش بزرك و كوچك) لاك پشت و حيوانات اهلي از قبيل گوسفند و گاو و بز و اسب و سگ و خوك و شتر و گاوميش و حيوانات وحشي و بعضي پرندگان اهلي و وحشي (كبوتر و خفاش) يافته اند. انسان ميزبان تصادفي است و گاهي بيماري خطرناك در انسان ايجاد مي كند.
مشخصات كلي بيماري :
تب كيو كه نخست آن را تب كشتارگاهي يا ريكتزيوز بورنت نيز ناميدند ، بيماري است عفوني و مشترك كه در حيوانات اهلي غالباً در گاوان و گوسفندان و بزان و حيوانات ديگر عفونتي بدون نشانيهاي مشخص ايجاد مي كند ولي همينكه به انسان منتقل شد موجب مرض حاد و گاهي خطرناك گشته كه از مشخصات آن شروع سردرد ناگهاني و تب و ذات الريه غير مشخص است.
گونه هاي مختلف كنه ها در نگهداري اين اجرام عامل اصلي بشمار مي روند و عملاً مخزن انگل واقع مي شوند اين باكتري بمقدار زياد به وسيله حيوانات آلوده با شير يا ساير مواد دفعي و بخصوص با جفت دفع مي شود. و بمناسبت دوام و ثبات قابل توجه اين باكتري در محيط خارج سلولي ، آلودگي گاوان و ساير حيوانات اهلي از طريق استنشاق هواي آلوده نيز امكان پذير است و به همان اندازه كه ناقل مي تواند مؤثر باشد اين راه نيز قابل توجه است. انتقال عفونت از انساني به انسان ديگر نادر است . سويه هاي اين باكتري با حدت هاي متغيير و متفاوت جدا شده است.

انتشار جغرافيايي :
نخست تصور مي شد كه بيماري فقط محدود به استرالياست ولي در اثر مطالعات و بررسيهاي محققان ثابت گرديد كه بيماري در اغلب ممالك دنيا يافت مي شود و توزيع جهاني دارد.
تظاهرات باليني در حيوانات :
به غير از چند گزارش مبني بر اينكه كوگسيلا بورنتي را توام با ذات الريه و تورم ناي در گوسفند و بز و يا همراه بچه اندازي در ميش و بز و گاو يافته اند معمولاً معتقدند كه تب كيو مسئول بيماري بخصوصي در حيوانات اهلي نمي باشد و بعضي محققان معتقدند كه نشانه هاي باليني مشخص ندارند. در حيواناتي كه بطور تجربي آلوده شده اند ، مشاهده شده كه جرم تمايل زيادي به تمركز در پستان و جفت حيوان دارد كه در اثر آلودگي شديد اين اندامها ترشحات رحمي و پرده هاي جنين يكي از منابع مسلم آلودگي براي ساير حيوانات ، دامپزشكان ، كارگران كشتارگاه و كشاورزان مي باشد.
در انسان : بر عكس حيوانات تب كيو در انسان بيماري عفوني حاد و كم و بيش وخيمي را ايجاد مي كند. دوره كمون 4-2 هفته - نخست عامل بيماري در گردش خون و سپس ساير اندامهاي دروني را مورد حمله قرار داده نشانيهاي باليني شباهت به علايم انفولانزا دارد.
درجه حرارت بدن بالا رفته ، تب و ارز ، سردرد در ناحيه پيشاني ، خستگي ، بي اشتهايي ، درد ماهيچه ها گاهي سينه درد ديده مي شود گاهي تهوع . نشانه هاي عصبي و گاهي سفتي گردن ديده شده دوره تب طولاني از يك هفته تا 3 ماه - سرفه خشك ، گاهي تورم بيني و گلودرد و گاهي برادي كاردي بزرگي كبد و پرز مشاهده مي شود. ذات الجنب و ذات الريه خيلي موارد وجود دارد.
بيماري گاهي مزمن و فقط همراه تب است. كوگسيلوز را همراه بيماريهاي ديگر مثل رماتيسم و امراض قلبي يافته اند. تظاهرات پوستي مثل ساير ريكتزياها در اينجا مشاهده نمي شود. از نظر بيماري شناسي و اپيدميولوژي تشابهي بين تب كيو و بروسلوز يافت مي شود تا جائيكه برانند كه در منشاء اين اجرام تشابهي وجود دارد.
تشخيص :
در انسان با توجه به شغل بيمار و احتمال تماس با حيوانات مي توان به بيماري ظنين شد در هر حال تشخيص قطعي با جدا كردن عامل بيماري و آزمايشهاي سرم شناسي امكان پذير است. به منظور جدا كردن باكتري مي توان از خون بيمار در حين تب از ترشحات سينه ، ادرار ، مايع نخاع و يا در مواردي از بافتها استفاده نمود و به طور آزمايشي به حيوان مثل خوكچه ، هامستر و موش سفيد كوچك تزريق نمود و سرانجام در رويان جوجه كشت داد. چون پادتن اختصاصي است روش آگلوتيناسيون يا C F نيز رايج است.
تشخيص تفريقي :
در انسان تب Q با خيلي از بيماريها واگير مثل بروسلوز ، تيفوئيد ، شبه حصبه ، تورم عفوني كبد ، مالاريا ، ساير ريكتزيوزها، ذات الريه باكتريمي ، ذات الريه غير مشخص ، انفولانزا ، ذات الريه مربوط به پستياكوزيس لنفوگرانولوما و در موارد كوكسيدوكوز ممكن است اشتباه شود لذا لازم است با استفاده از امكانات آزمايشگاهي و باليني تشخيص تفريقي داده شود.
مبارزه و پيشگيري :
از نظر پيشگيري بيماري در انسان لازم است توجه مخصوصي به پاستوريزاسيون شير بشود و همچنين از مصرف ساير محصولات لبني خام مادامي كه اطمينان كامل از نظر تهيه بهداشتي آن حاصل نشده خودداري شود. لازم است محيط زيست سالم و عاري از هرگونه آلودگيها باشد.
در گله هاي آلوده تمام تدابير لازم به منظور نابود ساختن جفت ، تخته پهن و كاه آلوده و هر چيزي كه با ترشحات و مدفوع دام آلوده شده ، اتخاذ گرديده است و نيز وسايل نقليه بايستي كاملاً تميز و ضدعفوني شود.
تب كيو موضوع سم ، مشخص و مداوم از نظر بهداشت همگاني است با اينكه موارد گزارش شده در انسان به مناسبت اينكه تشخيص بيماري در بعضي مناطق بدرستي داده نمي شود نسبتاً محدود است ولي آزمايشهاي سرم شناسي مؤيد آنست كه در انسان و حيوانات نسبت آلودگي زياد است و تشخيص بموقع داده نشده است.
واكسن :
مايه كوبي حيوانات حساس در مواردي كه مقدور باشد توصيه مي شود و مي توان براي اين منظور واكسن كشته در گاوها به كاربرد اين عمل در حين حال به ميزان زياد قابل استفاده نبوده و از طرفي اقتصادي نمي باشد در انسان واكسن زنده يا غير فعال به كار مي برند واكسن كشته و تخليص شده كه با سويه هاي فاز يك قبل از عادت دادن به رويان جوجه آن را تهيه كرده اند ، نتيجه خوب داده است.
درمان :
در انسان آنتي بيوتيك ها نظير تتراسايكلين ، كلرامفنيكل و لنكومايسين نتايج خوبي داشته و اگر روزهاي اول بيماري تتراسايكلين تجويز شود نتيجه رضايت بخش خواهد بود. عود بيماري پس از درمان ذكر شده است. در دامپزشكي تجويز آنتي بيوتيكها ، ارزش محدودي دارند و بمنظور عقيم ساختن آلودگي شير ، تزريق درون رگ و يا درون پستان تتراسايكلين ناموفق بوده است. كورتيزون كه به خوكچه بطور تجربي تزريق شده موجب تسريع در بهبود بيماري شده است.

سل گاوي

بيماري سل در گاو :
بيماري سل در گاو با ايجاد توبركلهاي پيشرونده در اندامهاي مختلف بدن مشخص مي گردد . علاوه بر گاو ، انسان ، بز و خوك نيز نسبت به آلودگي با عامل مسبب سل گاوي حساس بــوده و گوسفنــــد و اسـب نوعي مقاومت طبيعي را نشان مي دهند . در گاو منشا اصلي آلودگــــي گاوهـاي آلوده مي باشــند . ميكــروب سـل از طـريق هــواي تنفســي ، خلط ، مدفــوع ( هم از طريق جراحـــات روده اي و هم از طريق خلط بلع شده از جراحات ريوي ) ، شــير ، ادرار ، ترشحات رحــمي و واژن و همــچنين از طريق ترشحــات عقــده هاي لنـفي باز شده به محيـط دفع مي شود . گاوهـاي با جراحت پيشـرفته بيماري ( كه باسيلها از طريق اين دســته دامها به نوعي با جـريان هواي تنفسي ، پوست يا لومن روده در ارتباط هستند ) انتشار دهنده هـاي مشخص بيـماري هستند . گاوهائي كه در مرحله اول بيماري هسـتند ممكن است قبل از اينكه هر گونه جراحتي نشان دهند ، مايكو باكترياي زنده را از طريق موكوس بيني و ناي خود دفع كنند . در شرايط تجربي 90 روز پس از ايجاد آلودگي ، گاوها ميكروب سل را به محيط دفع كرده اند .
بطور معمول راه ورود ميكروب از طريق تنفسي يا گوارشي است . راه تنفسي دروازه هميشگي ورود باكتـري در گاوهائي است كه در جايگاه بسته ( گاوداري ) نگاهــداري مي شوند . اين راه حتي در گاوهاي موجــود در چراگا هها نيز روش انتقال آلودگي است . ايجاد آلودگي از طريق گوارشـي در چراگاهها بعلت اينكه مدفــوع ميتواند غذا و آب آشاميــدني را آلــوده كند ، محتمل تر است . تحت شرايط طبيــعي آبهاي آشاميدني راكد تا 18 روز پس از استفاده آب توسط يك دام مسلول ، ميتواند آلوده باقي بمانند . البته بايد در نظر داشت كه بنظر نميرسد جريانهاي آب جاري منشا مهم آلــودگي براي گاوهاي موجود در گاوداريهــاي مسير باشد . نوشيدن شير آلــوده بوسيله دامهــاي جوان يكي از روشهاي معمـول انتشار بيماري سل است . آلودگي داخل رحمي ( از راه جفتگيري ) و آلودگي داخل پستاني ( با استفاده از سيفونهاي آلوده پستاني يا از طريق فنجانكهاي آلوده ماشينهاي شيردوش ) از راههايي هستند كه كمتر معمول مي باشند .
در دامداريهايي كه دامها بطور متراكم نگهداري مي شوند احتمال انتقال آ لو دگي بيشتر مي باشد . در گاوهاي گوشتي شدت آلودگي كمتر است كه علت آن وضعيت نگهـــداري آنها مي باشد . با وجود اين هر گاه گاوي مبتلا به گله هاي گوشــتي وارد شود و چنانچه گاوهاي گله از بركه هاي آب راكــد آب بنوشـند ( خصوصا در طي فصول خشك ) ممكن است نسبت ابتلاء در گله فوق بالا باشد . گاوهاي زبو ( براهمن ) در مقايسه با گاوهاي اروپائي در برابر بيماري سل مقاوم تر بوده اما در شرايط نگهداري متراكم تا 60 درصد گاوهاي زبو ميتوانند به بيماري مبتلا شوند .
بزها كاملاً نسبت به عامل سل گاوي حســاس بوده و چنانچه در مجاورت گلــه هاي گاو آلوده قرار گيرند بروز بيـــماري ميتواند تا 70 درصد نيز برســد . گوسفنـــدان بعنوان دامــي مقاوم در نظـــر گرفته مي شود اما تحقيقات انجام شده در نيوزلند نشان داده است كه بيماري سل ميتواند در گوسفندان نيز شيوع داشته باشد بطوريكه تا 5 درصد گله ها را آلوده نمايد .
در اسب بيماري سل بندرت حادث شده كه علــت آن مي تواند به اين دليل باشــد كه اسبها كمتر در معرض آلودگي به باكتري سل هستند . البته نقش مقاومت طبيعي نيز بعنوان علتي ديگر ذكر شده است .
همچنين بيماري سل ممكن است در گوزن ، آهو ، گاوميــ ، شتر ، ميمـــون و ساير حيوانات يك منطقه و همچنين پرندگان حادث شود و همه حيوانات فوق ميتوانند بعنوان منشا آلودگي براي گاو محسوب گردند . در كشور انگلســـتان شيوع بيماري ســـل در گور كنها گزارش شده است و اين حيوانات در اپيدميولوژي بيماري سـل در گاو نقش دارند . در نيوزلند نيز پوسومها وضعيت مشابهــي همانند گوركنهــا را داشته اند . پوســومها نسبت به مايكوباكتريوم بســـيار حساس بوده و بعنوان منشا مهم آلودگي براي گاوها مي باشند .
بيماري سل در تمامي كشورهاي دنيا حادث شده و خصوصـاً در گاوهــاي نژاد شيري حائز اهميت فراوان است . صرف نظر از مرگ ومير ناشي از بيماري سل ، در حيوانات آلوده به مايكو باكتريوم بوويس 25-10 درصد از ميزان توليد شير كاهش مي يابد .
بيماري سل گاوي از نقطه نظر بهداشت عمومي در جوامع انساني نيز حائز اهميت است . راحتي و فراواني انتشار عامل مسبب بيمــاري سـل از حيوانات به انســان ، خصوصاً در محيطهايي كه بيماري سـل گاوي تحت كنترل نميباشد ، ميتواند اين بيـماري را به يك بيـماري مشترك مهم تبديل نمايد . آلودگـي به عامل سل در انسانها بواسطه نوشيـــدن شير آلوده در بچه ها ايجاد مي شود . البته انتقال آلودگـي ميتواند از راه تنفسي نيز صورت ميگيرد . با پاستوريزاسيون شير خطر انتقال آلودگي ميتواند تقريباً بطــور كامل از بين برود . همچنين ابتلاء به بيماري سـل در بين حيوانات باغ وحــش اهميت بعد بهداشـت و سلامت عمومي جوامع انســاني را بيشتر مي سازد .
عامل مسببه سل گاوي مايكو باكتريوم بوويس ( راسته اكتينو ميستال ، خانواده مايكو باكترياسه و جنس مايكوباكتريا ) است . باكــتري فوق در برابر حرارت ، خشـكـي واغلب ضد عفوني كننده ها مقاوم مي باشد . تابش مسـتقيم نور خورشيد ميتواند باعث تخريــب باكتري گردد ( مگر در محيطهاي مرطوب ) . مايكو باكتريوم بوويس در گرما ، رطوبت ميتواند به مدت هفته ها زنده باقي بماند .
مايكو باكتريوم بوويس بطور كلي ساختمــان يك باكتــري را داراست . اما اين باكتـري همانند همه مايكو باكتريومها ديواره سلولي بسيار ضخيمي دارد . عموماً يك مايكوباكتريوم در لايه سطحي خود از يك كپســـول منتشــر ، يك ديواره دو لايه اي و غشاء پلاسمائي تشكــيل شده كه احتمالاً بقاء ميكروب را در محيطهاي نامساعد ( چه در محيط و چه در داخل سلول ميزبان )حفظ ميكند . اجزاء ديواره سلولي خصوصاً اسيد مايكو ليك باعث حفظ رنگـــهائي نظير كربول فوشين بوده و همچنين مقاومت باكتري در هنگام رنگ زدائي بوسيله اسيـــدهاي رقيق را سبب ميشوند . اگر چه بايد دانست اسيد فاست بودن پديده اي نيست كه محدود به مايكو باكتريومها باشــد بلكه در گونه هاي ديگــــري همــاننــد نوكارديا ، كورينه باكــتريوم و رودو كوكوس نيز وجود دارد .
ديواره سلولي مايكو باكتريومها از نظر ساختمان شيميائي تركيبي از پپتيدو گليكان ، آرابينو گالاكتان و اسيد مايكـوليك و همــچنين ليپيدهائي همــانند مايكوزيدهـا ، Cord . Factor و سـولفاليپيدها بوده كه اين اجـــزاء ديـــواره سلولــي در پاتوژنز باسيلهاي سلــي نقــش دارند. ( با اينكه پاتوژنيسيته مايـكوباكتريوم توبركولوزيس بوجــود فاكتورهــاي گوناگون ليپيدي وابسته است اما تا به امروز مكانيسمي كه تــوسط آن باسيلهـاي سلي از فعاليت ليتيك فاگو سيتوز فرار مي كنند ، شناخته نشده است . ) پپتيدو گليكان كه اسكلت ديواره سلولــي را شكل مي دهــد شامــل اسيدN گليسرول موراميك وN استيل گلوكز آمين ( اتصال يافته بوسيله اسيدهاي آمينه ) ميباشد . اين ساختمــان شبكه مانند ( پپتيدوگليكان ) بوسيله آنزيم ليززوزيم شكافته شده و در بيشتر ترشحــات ميزبان حضـــور پيدا ميكند و در نهايت دي پپتيـــد موراميل ( M D P ) توليد شده كه فعاليت ايمونولوژيك قوي دارد . ميزان جزء ليپيدي مايكو باكترياها بالا است و احتمالاً در حدت و ايجاد واكنــش ايمونولوژيك در برابر آلودگي نقشي مستقيم بعهــده دارند . البته بعلت پيچيــدگيهــاي اين ليپيــدها هنــوز مفهومــي درست از نقش و ساختمــان آنها بدست نيامده است . خاصيت هيدروفوبيسيتي ( آبگريزي ) ليپيدهاي موجود در ديواره سلولي ممكـن است نقشي مهم را در مقاومت دهيدراتاسيون و بقاء ارگانيسم در شرايط نامســاعد ايفاء نمايد . ليپيدهاي مايكوباكتريال شامل اسيدهاي مايكوليك ، گليكوليپيدها و واريته هاي ديگر ميباشد . اسيدهاي مايكوليك از اسيدهــاي چرب منشـعب شده و در مايكــو باكتريوم ، نوكارديا و كورينه باكتريوم يافت ميشوند . اما وجــود اختلافــات عمده اي كه در الگـــوهاي اين ليپيدها وجود دارد امكان ايجاد يك سيستم تشخيصي ( بشتر براي مايكو باكتريها ) را بر اساس آناليز ليپيدها بوسيله تكنيك كروماتوگرافي لايه نازك فراهم آورده است . گليكو ليپيدهاي مايكوباكتريومها خصوصاً سولفاليپيدها احتمالاً با حدت باكتري ارتباط داشته اما اين ارتباط ،‌ رابطه اي ساده نيست . ممكن است سولفاليپيد ها مانع از تشـكيل ليزوزوم – فاگوزوم شده و يا ليز باكتــــري در فاگوسيتها را ممانعت كننــد . سولفــاليپيدي بنام Cord Factor ( 6 و6 دي مايكول ترهالوز ) از مايكو باكتريوم بوويس و مايكو باكتريوم توبركولوزيس حدت دار جدا شده و اعتقاد بر اين است كه بطور عمــده بعنوان فاكـتور حدت بوده زيرا بروشني داراي خــواص توكسـيك مي باشد اما عاملـي مهم در ايجاد بيماري نميباشد . از ساير ليپيدها ميتوان موم D هترو ژنوس را نام برد كه در مايكو باكتريوم توبركولوزيس شامل پپتيدو گليكــان بوده اما در مايكو باكتريوم بوويس پپتيدو گليكان كمتري داشته و بيشتر محتوي ليپو پلي ساكاريد است . فعــاليت قوي موم D مربوط به حضـــور دي پپتيد موراميل بوده و توانائي ايجاد گرانولوماس را نيز دارد .
آنتي ژنهاي مايكو باكترياها : محدوده وسيعــي از فراكشـنهاي ( Fractions ) مايكوباكترياهــا ميتـوانند واكنشهاي ايمني همورال و وابسته به سلول را ايجاد كنند . فراورده هاي آنتي ژنيـك ( كه معمـولاً بصـورت محلول مي باشند ) شامــل آنتي ژنهاي سيتوپلاسمـي يا ذره اي هسـتند . استانفورد ( Stanford ) بر اســاس مطالعات خود بر روي آنتي ژنهاي محلول ( با استفاده از تكـنيك ايمنو ديفو زيون ) آنها را به چهــار گروه عمده تقسيم نموده است :
گروه1:آنتي ژنهائي كه بطور معمول در همه گونه هاي مايكوباكتريوم وجود دارند .
گروه 2:آنتي ژنهائي كه محدود به مايكوباكتريوم با رشد آهسته ميباشند .
گروه 3:آنتي ژنهاي موجود در مايكوباكتريوم با رشد سريع و نوكارديا .
گروه 4:آنتي ژنهاي ويژه در گونه هاي معين .
نشان داده شده است كه آرابينو گالاكتان در باسيلهاي سلـي ، در ساير مايكــوباكتريومها ، كورينه باكتريوم و نوكارديا حضور داشـته و يكـي از آنتي ژنهاي مشترك محسوب ميشود و پپتيدوگليكان ( C - مايكوزيدها ) فقط در كلني هاي صاف مايكو باكتريا وجود دارند .

پاتوژنز:
بيماري سل در بدن در طي دو مرحله انتشار مي يابد كه شامل كمپلكس اوليه و انشار بعدي ميباشد . كمپلكـس اوليه شامل ايجـاد جراحت در نقطه ورود ميكروب و همچنين در عقـده لنفاوي موضع مي باشد . معمولاً وقتي ميكروب از راه تنفسي وارد ميشود ايجاد جراحت در نقطه ورود معمـول است . و هنگامي كه راه ورود ميكروب گوارشي باشد در اينصـورت ايجاد جراحت در محل ورود ميكـروب امري غير معمـول است . اگر چه ممكن است جراحاتي در لوزه و دستگاه گوارش بوجود آيد . در بيشتر مـوارد فقط جراحات قابل مشـاهده در عقـده لنفاوي مزانتريك يا صـفاقي معمــول است . پس از گذشت زمــان 8 روز از ورود باكـتري ، كانون اوليه قابل مشاهده بوجـود مــي آيد . كلسيفيكاسيون جراحات در حدود دو هفته بعـد آغاذ ميشود . بزودي كانون نكروتيك پيشرفته بوسيله لنفوسيتها احاطه شده و بدينترتيب دانه سلـي مشخص شكل مي گــيرد . باكتري از كانون اوليه ( كه در نود تا نود و پنج درصــد موارد در گاو دستگاه تنفسي است ) به عقده لنفاوي ناحيه عبور ميكند كه سبب ايجاد جراحتي مشابه در عقده لنفي ميگردد . در گوساله هائي كه با شير آلوده به ميكروب سل تغذيه ميشوند احتمالاً كانون اوليه در عقده هاي لنفاوي مزانتريك يا حلقي ايجاد شده و جراحات كبدي عمدتاً بعنوان انتشار بعدي محسوب ميشود .
انتشار بعدي از كمپلكس اوليه ممكن است سل ارزني حاد را تشكيل داده و بدين ترتيب موجب ايجاد جراحات ندولار مجزا در اندامهاي مختلف بدن گرديده و يا ممكــن است موجب بروز سل مزمن در اعضاء بدن شود . در حالت اخير ممكن است در گيري عقده لنفي ناحيه اتفاق نيافتد . بر حسب محلي كه آلودگـي موضعي مي شود علائم باليني نيز متفاوت بوده اما هميشه بيمـاري بصورت پيشرونده مي باشد . البته همواره حالت توكسمـي پايدار بوجـود آمده و سبب ضعف تدريجي و لاغري و بالا خره مرگ دامها مي گـردد . در گاو ، گوسفند ، اسب و بز بيماري حالت پيشـرونده داشته و در گاو بيماري سل بطور تجربي با تزريق داخل وريدي مايكــو باكتريوم توبركولوزيس ايجاد گشته و علائم ايجــاد شده از پنموني سلـي تحت حاد تا سل عمومي مزمن و پيش رفته بوده است .
علائم باليني :
در برخي از گاوهــاي مبتلا به سـل ارزني ( با جراحات وسيع در بدن ) شكل ظاهـري دام عادي بوده اما لاغري تدريجي ( كه البته ربطي به بيماري ديگر نداشته باشد ) جلب نظر مي كند . تغيير در اشتها و دماي بدن و همچنين وضعيت موهاي پوست ( زبر يا صاف است ) ، آرام شدن تدريجي دام ، درخشاني وشفافيت چشمها از علائم عمومي است كه اغلب پس از زايش مشخص تر ميشوند . در آلودگي ريوي سرفه مزمن به علت برونكو پنوموني ( سرفه آهسته ، كوتاه ، مرطوب كه فشار گلو يا پس از فعاليت ايجاد ميـشود ) وجـود داشته كه در هنگام صبح و در هـواي سـرد بيشتر عارض ميشود . در مراحل پيشرفته كه بخش زيادي از ريه درگير است تنگي نفس توام با افزايش تعداد و عمق تنفس وجود دارد . ابتلاء عقده لنفـي ناي و مدياستن و بزرگ شـدن آنها مي تواند به ترتيب موجب دشـواري تنفسـي و جمع شدن گاز در شكمبه گردد . در بيشتر موارد سل رحمي ناشي از سل عمومي ( ورود ميكرب از خون به رحم ) بوده و ممكن است در باروري دام اثرات نامطلوب داشته باشد و يا چنانچه دام بارور گردد چند ماه پس از باروري سقط جنين حادث ميشود و اگر چنانچه گوساله بطور عادي بدنيا بيايد پس از مدت كوتاهي بر اثر سل عمومي تلف خواهد ميگردد . در گاوهاي مبتلا به سل رحمــي كه بارور نميشوند ممكــن است ترشحـات چركي مزمن ( حاوي تعدادزيادي باسيل سل ) از بدن دام ترشح شود كه اين حالت نسبت به هر گونه اقدام درماني مقاوم خواهد بود . در ورم پستان سلي بافت پستاني سفت و بزرگ شده و اين حالت معمولاً از ناحيه بالائي ( بويژه در قطعـات عقبـي )شروع ميشود . همچنين در آغاز شير از نظر ظاهـري تغيري نداشته اما در مـراحل بعدي دانه هاي ريزي در شير ايجـاد كه پس از مدتـي رسوب ميكند و مايع زلال و كهــربائي رنگ باقي ميماند كه پس از مدتي تنها همين مايع بجاي شير از پستان خارج مي شود .

علائم كالبد گشائي :
در گاو ، گوسفند و بز جراحات مشخصي قابل مشاهـده است . ممكن است گرانولوماس سلي در عقده هاي لنفاوي بخصوص در عقـده هاي لنفاوي برونشيال و مدياستينال و ساير اعضــاء بدن يافت شود . در ريه ها ممكن است آبسه هاي ارزنـي توسعه يافته و منجر به برونكـو پنوموني چركي شود . رنگ چرك از كـرم تا نارنجي بوده و غلظت آن از كرم غليظ تا پنير سفت متغير است همچنين ممكن است ندولهاي كوچكــي در پرده هاي جنب و صفاق مشاهده شود .
در تمام جراحات موضعي سلي ايجاد يك كپسول فيبروزي تحريك شده وجود دارد كه درجه كپســول دار شدن با ميزان رشد جراحت تغيير مـي كند . موارد عمومـي سل با حضـور سل ارزنـي ( جراحات كوچك ، شفاف و ساچمه مانند ) در بيشتر اعضاء بدن و يا بوسيله جراحات ريوي كه بخوبي كپسوله ويا پنيري نشده اند ، مشخص مي شوند . وجود برونكوپنوموني ياپرخونـي در اطراف جراحات ريوي بيشتر مربوط به موارد فعال بيمـاري است . در موارد تورم پستان سلي يا متريت سلي مترشحه بايد به انتشار شديد آلودگــي توجه داشت .
جراحات مزمن در بيماري سل بطور مشخص مجزا و ندولار بوده و محتوي ماده غليظ پنيري برنگ زرد نارنجي مي باشند كه اغلب آهكـي شده و بوسيله يك كپســول ضخيم فيبروزي احاطه شده اند . هرچند كه چنين جراحاتـي نسبت به جراحات باز به ميزان كمتري احتمال آلوده نمودن محيط را دارند اما دامهاي مبتلا به چنين جراحاتي از نظر اينكه ميتوانند منشا آلودگي باشند ، مهم ميباشند .

كنترل بيماري سل
كنترل بيماري سل در سطح گله بر پايه موارد زير استوار است :
1-اخراج دامهاي آلوده از گله : جهت انجام اين كار از تست توبركولين استفاده مي شــود كه در ايـران به روش تست مقايسه اي گاوها را تست سل مينمـايند . بايد توجه داشت كه بايد تمام دامهائي كه سنشان از 4 ماه ميگذرد مورد آزمايش قرار گيرند و آنهائي كه واكنش مثبت دارند به كشتارگاه اعزام گردند . در مورد دامهاي مشكوك بايد پس از گذشت 2 ماه از تست اول ، آزمايش مجددي را انجام داد و چنانـچه در مرحله دوم نيز دامي مشكوك بود به كشتارگاه اعــزام گردد . در تست اوليه بايد بدقت ، آزمـايشات باليني بر روي تمام گاوها صورت گيرد تا اطمينان حاصـل نمود كه مــوارد پيشرفته بيماري كه ممكــن است واكنش منفي نشان دهند ، در گله وجود ندارد .
2-رعايت مقررات بهداشتي : بايد آخور و آبشخور دامها را تميز نموده و با محلول پنج در صــد فنل و يا كرزول ضد عفونـي نمود . همچنين لازم است دامهاي مشكــوك را جهت انجام آزمايش مجدد از بقيه دامها جدا نمود . بايد توجه داشت كه پس از اعدام دامهاي مبتلا ، بيماري سل با ورود گاوهاي جديد و جايگزين وارد گله نگردد . و بايد گاوهـاي جايگزين از گلـه هائي خريداري شوند كه داراي گواهــي سلامت هستند و چنانچه چنين گله هائي وجود نداشته باشد بايد گاوهاي فوق را آزمايش سل نموده و بطور مجزا نگاه داشت و سپس 60 روز بعد مجدداً آنها را تست نمود . تغذيه گوساله هاي جايگزين با شير عاري از ميكروب سل ( پس از پاستوريزاسيون ) يا با شير گاوهاي سالم صورت گيرد . همچنين كارگران گاوداري نيز بايد مورد معاينه قرار گيرند زيرا ممكن است در اثر آلودگـي به مايكو باكـتريوم توبركولوزيس ، واكنش مثبت زود گذري در گاوهاي گله ايجاد نمايند . همچنين انسان ممكــن است بعنوان منشا آلودگي مايكو باكتريوم بوويس نيز باشد .
تست توبركولين :
امروزه در دنيا هنوز هم اساس همه طرحهاي ريشكني بيماري سل روش تست و كشتار ( و در كنار آن مراقبتهاي كشتارگاهي ) است . تست توبركولين به چندين روش انجام مي شود كه شامل موارد زير است :
1-تست بين جلدي منفرد ( Single I ntradermal Test )
2-تست Short Termal
3-تست Stormont
4-تست مقايسه اي يا Comparative Test در هنگام وجود بيماري ين يا واكسيناسيون بر عليه بيماري ين و يا وجود سل مرغـــي يا پوستي ( با عامل مايكـوباكتريومهاي ساپروفيت ) از تست مقـايسه اي استفاده ميشود . گاه بعلت وجود گونه باسيل سل انسـاني ( مايكو باكتريوم توبركولوزيس ) در گاو ، حسـاسيتي در هنگام تست ايجاد مي شود ، يعني گاو بوسيله كارگر مسلول واكنش مثبت پيدا مي كند كه با آزمايش فوق نمي توان اين دو نوع مايكـوباكتريوم ( بوويس و توبركولوزيس ) را از هم تشخيص داد . در ايران اساس طرح مبارزه با سل گاوي استفاده از تست مقايسه اي بين جلدي است .
در رابطه با بيماري سل و تست توبركولين توجه به نكات زير مهم ميباشد :
در رابطه با دامها ، منشا اصلي ايجاد آلودگي گاوهاي آلوده ميباشند و تمام دامهائي كه در برابر تست توبركــولين واكنش مثبت نشان ميدهند توانائي انتشار بيماري به حيوانات سـالم را دارند . معمولاً حساسيت توبركولين در دامها 6 هفته بعد از آلودگـي اوليه و در انسانها 10-2 هفته بعد از آلـودگـي ظاهر ميشود . البته زمان شكل گيري و بروز پديده حساسيت نسبت به توبركولين در انسان و حيوان بعد از ابتلا به عفونت سلي بستگــي مستقيم به تعداد باسيلهاي وارده به بدن و قدرت تكثير آنهــا دارد ، موقعي كه تعداد زيادي باسيل بيماريزا به يك بدن مستعد وارد شود ممكن است ظرف مدت 7-5 روز واكنش ياد شده مثبت شود .

بطور كلي دو گروه از گاوهاي آلوده مهم هستند :
الف :گاوهاي با جراحت پيشرفته بيمــاري كه باسيلهـا از طريق اين دسته دامهـا به نوعي با جريان هواي تنفسي ، پوست يا مجراي روده در ارتباط هستند و اين دسته از گاوها انتشار دهنده هاي مشخص بيماري هستند و ممكن است نسبت به تست توبركولين واكنش نشان ندهند .
ب :گاوهــاي در مـرحلـه اوليه بيمـاري قبل از اينكـه هر گـونه جراحـتي مشـاهده شود ممكــن است مايكو باكتريومهاي زنده را از طريق موكوس بيني و ناي دفع كنند .
واين دسته از گاوها تا6 هفته بعد از آلودگي به تست توبركولين واكنش مثبت نشان نمي دهند .

توبركولين :
بطور كلي عصاره ميكرب سل ( انساني ، گاوي ، مرغي ) توبركولين نام دارد. يكنوع توبر كولين بنام P. P. D ( Purifide . Protein . Derivative ) است . P. P. D به شكل زير تهيه ميگردد :
ابتدا باسيل سـل را در محيطهاي شيميائي كشت مـي دهند و سپس محصـول بدست آمده را بوسيله بخار در اتو كلاو ميكشند . در مرحله بعد حاصل را از صافيهاي مخصوص عبور داده و بوسيله اسيد تري كلرواستيك ته نشين مـي كنند . ماده بدست آمده را بطـور مكــرر شستشو داده و حاصـل را در محلولهاي تامپون تعليق مي كنند . آنچـه بدست مي آيد همان P. P. D است كه در تست توبركولين مـورد استفاده قــرار ميگيرد . هر سانتيمتر مكعب توبركولين P. P. D پستانداري محتوي 2 ميلــي گرم و P. P. D مرغي حاوي 0.5 ميلــي گرم پروتئين خالص است .

واكنش تست توبركولين :
در اينجا لازم است در ابتدا مروري اجمالي بر ساختمان پوست داشته باشيم .
ساختمان پوست :
پوست از سـه لايه تشكيــل شده است كه شامل اپيدرم ، درم و هـيپودرم مي باشد . اپيدرم از خارج بداخل شامل طبقه شاخي ( كراتين ) ، طبقه شفاف ( ماده كراتيني داراي سلولهاي پهن و فشرده فاقد هسته ) ، طبقه دانه دار ( 6-2 رديف سلول لوزي شكل وهسته دار ) ، طبقه خاردار ( چندين رديف سلول چندضلعي و بي قاعده وهسته دار ) ، طبقه زايشي ( شامل يك رديف سلول استوانه اي كوتاه ) ميباشد . درم از خارج بداخل شامل طبقه پردي ( شامل بافت همبند سست داراي رشته هاي كلاژن و الا ستيك ، سلولهاي فيبروبلاست و ماكروفاژ و ماست سل ، عروق خوني و اعصاب زياد ) و طبقه مشبك ( شامل بافت همبند سخت غير منظم داراي رشته هـاي كلاژن بيشتر و عروق خونـي كمتر ) است . هيپودرم از بافت همبندي ( داراي رشـته هاي الاستيـك و كلاژن و مقـادير زيادي بافت چربي و همـچنين عــروق خوني و لنفي و اعصاب و غدد عرق ) تشكيل شده است .
تزريق توبركولين بايد در ناحيه درم ( بين جلدي ) صورت گيرد . پس از تزريق در ظرف مدت 24 تا 72 ساعت واكنش ازدياد حساسيت تيپ تاخيري ( نوع 4 ) اتفاق مــي افتد . بدين شكل كه پس از تزريق آنتي ژن ( P . P . D ) در ناحيه بين جلد ( درم ) ، T سلهــاي حسـاس گــردش خـون ( در دام آلـوده ) با P . P . D تزريقي تماس يافته و نوعي واكنشهــاي ايمو نو لوژيك متوالي اتفاق مـي افتد كه هـجوم ( نفوذ ) لنفوسيتها و ماكــروفاژها را به محل تحريك آنتي ژنيـك به اوج خود مي رساند . اين هـجوم در يك دوره زماني 24 تا 72 ساعت اتفاق مي افتد . مراحل مختلف اين واكنشها بشرح زير است :
همانطور كه در ساختمان پوست شرح داده شد در ناحيه درم سلولهــائي بنام ماست سـل و ماكروفاژ وجود دارد كه نقش عمده اي را در تكوين واكنشهاي ايمنو لو ژيك ايفاء مي كنند بدين ترتيب كه پــس از تزريق P . P . D در ناحيه درم ، ماست سلهاي موجود در اطراف محل تزريق ، دانه هاي متاكروميزيا ( موكــوپلي- ساكاريدهاي سولفاته بصورت هپارين ، هيستامين و در برخي حيوانات سروتونين ) خود را آزاد كرده و در نتيجه باعث انبساط عــروق و افـزايش نفـوذ پذيري آنها مي شـوند و در نهايت اين عمــل باعث مي شود تعدادبيشتري T سل از عروق بطرف محل تزريق مهاجرت كنند . همچنين قرمزي و تورم سفت و سخت در محل تزريق ايجاد مي شود . اين عمل 24 تا 48 ساعت بعد از تزريق اتفاق مي افتد .
همچنين پس از تزريق P . P . D در ناحيه درم ، آنتي ژن تحت تاثير پديده فاگو سيتوز ( بيگانه خواري ) ماكروفاژها قرار مي گيرد و توسط اين سلولها هضم وتخريب مي شوند . جهت انجام اين عمل ماكروفاژ در مجاورت آنتي ژن قرار گرفته و به آن مي چسبد . چسبيدن بطــور مستقيم يا غيـــر مستقيم يعني با دخـالت گــيرنده يا رسپتورهاي عامل كمپلـمان و آنتي بادي انجام مي گيرد . به اين ترتيب كه عامل مكمل و پادتن ( I Gg ) موجود در محيــط ، سطح آنتـي ژن را مي پوشانـند و در اين حالت توسـط رسپتورهاي عامـل كمپلمان و آنتــي بادي گــرفتار مي شوند . سپس با پديده آندو سيتوز ، آنتي ژن در داخل فاگــو زوم بدام مي افتد . در مرحله بعد كيسه هاي ليزوزومي اطراف فاگو زوم را گرفته و غشائي ( Fusion ) بين فاگو زوم و ليزوزوم ايجاد شده تا فاگــو ليزوزوم شكـل گيرد . به اين ترتيب آنزيمهـا بر روي آنتي ژن ( يا باكتري ) ريخته شده و آن را متلاشي مي كنند 0
علاوه بر اين ماكروفاژها اولين مرحله از شناخت آنتي ژن را به عهده داشته و بعد از مراحـل ديگر پاسخ ايمني شكل مي گيرد . به اين ترتيب كه ماكــروفاژها آنتي ژن را با تمـاس مستقيم به لنفوسيتهـاي T عرضه مي كنند و پس از آن همه فعاليتها مستقيماً توسط اين سلولها شروع مي شود . جهت عرضه آنتـي ژن توسط ماكــروفاژ ابتدا آنتي ژن توسط ماكــروفاژ بلع شده ( قبلاً در اين ارتباط توضيح داده شـده است ) و سپس ماكروفاژ آن را خرد مي كند و بخشي از اين آنتي ژن را كه شامل 12-6 اسيد آمينه است در جايگاهي بنام شكاف ( Cleft ) در ملكول MHC جاي داده و ماكروفاژ در تماس مستقيم با T . cell قرار مي گـيرد . به اين ترتيب ماكروفاژ آنتي ژن را به T . cell عرضه مي كند . از طرف ديگر در سطح لنفوسيتهاي T نيز گيرنده هاي زيادي وجـود دارد كه يك نوع آن بنام T . C . R ( T . Cell . Receptor ) ، قادر به اتصال با آنتــي ژن عرضه شده است . T . C . R گليكــو پروتئينــي با وزن ملــكــولي 50-40 هــزار دالــتون و از خانــواده ايمنوگلبولينها است و از دو زنجيره ( بتا ، آلفا يا گاما، دلتا ) تشكيل شده و داراي دو بخش Constant يا ثابت ( C ) و Variable ( V ) يا متغير مي باشد . اما T . C . R خــود در كنار ملكـولي بنام CD3 ( كه در سطــح T . Cell است ) و به كمك M . H . C مي تواند آنتي ژن را بشناسد . بنابر اين در مجموع وقتي MHC/Ag به CD3/TCR متصل شود ابتدا آنزيمــي در غشاء بنام فسفـو دي استراز فعال مي شــود . فعال شدن اين آنزيم باعث مي شود فسفاتيديل اينوزيتول دي فسفات تحـريك شود و به دو مجمـوعه بنام دي آسيل گليسـرول و اينوزيتول تري فسفـات ( به اينوزيتول دي و بعد اينوزيتول مـنو فسفـات تبديل شـود ) تبديل مـي شـود فسفاتيديل اينوزيتول باعث مي شود معبر ( يونوفر ) Ca ++ در داخل غشاء باز شـــود و ديگر اينكه كلسيـم موجـود در رتيكـولو آندوپلاسميك را آزاد مـي كند . دي آسيل گليسرول آنزيم پروتئيــن كيناز C را فعـال مي كند كه باعث افزايش ورود كلسيم درداخل سيتوپلاسم مي شود . افزايش ميزان Ca ++ باعث فعال شدن گروهي از پروتئينها مي گردد كه امكـان نسخه برداري ( Transcription ) از روي گروهي از ژنها ( از جملـه ژن گاما ، انترفرون ، اينترلوكينها و … ) را فراهم مـي آورد و بدينترتيب مـواد نامبرده فوق توليد مـي شوند . هر يك از اين واسطه هاي توليد شده به نوبه خـود وارد عمل شده و بدين ترتيب باعث هجوم لنفوسيتها و ماكرو فاژها به محل تزريق مي شوند . تماس سيستم ايمني با آنتي ژن باعث مي شود آزاد شدن اين فراورده هاي حلال ادامه يابد .

لپتوسپيروز

لپتوسپيروز
مقدمه
لپتوسپيروز به عنوان يك بيماري مشترك بين حيوان و انسان مطرح بوده كه به وسيله يك نوع اسپيروكت به نام لپتوسپيرا ايجاد مي شود . در بسياري از مناطق جهان ، لپتوسپيروز به عنوان يك بيمـاري آندميك مطرح بوده و در اين قبيل كشورها ، ميزان وفور آلودگي در ميان حيوانات ، از تعداد حيواناتي كه علائم بيماري را از خود نشان مي دهند به مراتب بيشتر است . ضايعات اقتصادي ناشي از بيماري در كانونهاي آندميك ، نسبتاً كم بوده و بيماري از نظر بهداشت عمومي حائز اهميت فراوان مي باشد .
اتيولوژي
عامل بيماري ، باكتري از نوع اسپيروكت ، به نام لپتوسپيرا بوده كه در يك تقسيم بندي كلي به دو گروه بيماريزا و غير بيماريزا تقسيم بندي مي شوند . طبقه بندي اسپيروكتهاي لپتوسپيرا ، طي ساليان متمادي دچار تغييرات فراوان شده است و در شرايط موجود طبقه بندي لپتوسپيراها بر دو اساس صورت مي پذيرد :
ـ بر اساس نوع آنتي ژنهاي آگلوتينان
در اين روش 23 ( SEROGROUP ) شناسايي گرديده كه بيش از 250 ( SEROVAR ) در ميان آنها طبقه بندي مي گردند .
ـ بر اساس مطالعات زنجيره DNA
در اين روش 8 ( GENOMOSPECIES ) شناسايي گرديــده كه حـدود 250 ( SEROVAR ) در ميان آن طبقه بندي مي گردند .
اپيدميولوژي
از مهمترين عوامل مؤثر در بقاي لپتوسپيرا در طبيعت و انتقال آن به حيوانات مي توان به موارد زير اشاره نمود :
شرايط محيطي

ـ ميكــروارگانيزم در PH كمتر از 6 يا بيشتر از 8 قادر به ادامه حيات نمي باشد .
ـ ميكــروارگانيزم در درجه حرارت بالاتر از 42 درجه سانتيگراد از بين مي رود ولي در مقابل سرما و انجماد نسبتاً مقاوم است .
ـ ميكــروارگانيزم در آبهاي سطحي ، براي مــــدت طولاني زنده باقي مي ماند و مدت حيات باكتري در آبهاي راكد به مراتب بيشتر از حيات آن در آبهاي جاري است .
ـ موارد بيماري معمولاً در فصولي از سال كه از ميزان بارندگي بيشتري برخوردار است ، افزايش مي يابد .همچنين موارد بيماري در مناطق گرم و مرطوب بيش از ساير مناطق مي باشد .
ميزبانها و ناقلين

ميزبان تصادفي ( اتفاقي ) :
به گروهي از حيوانات اتلاق مي شود كه پس از آلودگي به لپتوسپيرا ، به فرم كلينيكي بيماري مبتلا گرديده ولي بهبودي مي يابند و ميكروارگانيزم را براي مدت زمان كوتاه ( پس از بروز علائم و بهبودي ) منتشر مي سازند .

ميزبان نگهدارنده ( ناقل ـ مخزن ) :
به گروهي از حيوانات اتلاق مي شود كه پس از آلودگي به لپتوسپيرا ، به فرم كلينيكي بيماري مبتلا نشده ، بلكه بيماري در آنها به فرم مزمن تبديل گرديده و به عنوان ناقل ( CARRIER ) ميكروارگانيزم را براي مدتهاي طولاني منتشر مي سازند .

نكته مهم
برخي از حيوانات ممكن است براي يك سرووار به عنوان ميزبان تصادفي عمل نموده و براي سرووار ديگر به عنوان مخزن و ناقل ميكروارگانيزم مطرح باشند .

ـ عفونت لپتوسپيرايي در تعداد كثيري از گونه هاي مختلف پستانداران و برخي از خزندگان ايجاد مي شود .
ـ سرووارهاي مختلف لپتوسپيرا داراي يك ارتباط منحصر با گونه هاي خاصي از حيوانات مي باشند و بسيار محتمل است كه هر گونه شناخته شده از جوندگان ، جانوران كيسه دار ، پستانداران ، پستاندارن دريايي به عنوان ناقل و منتشر كننده حداقل يك سرووار لپتوسپيرا مطرح باشند .
ـ ناقل بسياري از انواع مختلف سرووارهاي لپتوسپيرا ، انواع مختلف جوندگان مي باشند .
ـ سرووارهاي مختلف لپتــوسپيرا از انـواع حيوانات اهلي نظير گاو ، گوسفند ، بز واسب جدا گرديده است و حيوانات اهلي به عنوان ميزبان تصادفي يا مخازن سرووارهاي مختلف لپتوسپيرا مطرح مي باشند .
ـ سرووارهاي مختلف لپتوسپيرا از انواع مختلف حيوانات وحشي ( نظير گراز ، شغال ، موش صحرايي ، آهو و … جدا گرديده و برخي از آنها نظير راسو ناقل سرووارهاي مشخصي از لپتوسپيرا مي باشند . با اينوجود نقش حيوانات وحشي در انتقال ميكروارگانيزم به حيوانات اهلي ناشناخته باقي مانده است .
منبع آلودگي

مهمترين منبع آلودگي ، حيوانات مبتلا به لپتوسپيروز مي باشند . اين قبيل حيوانات ( بدون در نظر داشتن بروز يا عدم بروز علائم باليني ) ، از طريق ادرار ، جنين سقط شده و ترشحات رحمي آلوده ، سبب انتشار لپتوسپيرا در مراتع ، آبگيرها ، انبار خوراك دام و آبشخوارها و … مي گردند . شير حيوانات مبتلا و همچنين اسپرم ، در مراحل خاصي از بيماري ، در هر گونه حيواني از منابع انتشار آلودگي بشمار مي روند .
روش انتقال بيماري

باكتري ، معمـولاً از طريــق مسيرهاي ياد شــده در زير به ميزبان منتقل مي گردد :
ـ جراحات موجود بر روي پوست و بافت مخاطي
ـ ملتحمه
ـ استنشاق ذرات آلوده ( بويژه ذرات آلوده شده بوسيله ادرار حاوي جرم )
ـ مصرف مـواد خشبي آلوده به جرم ( كه باعث ايجاد جراحت در دهان مي گردند . )
ـ انتقال بيماري از طريق جفت به جنين
ـ انتقال به حيوانات شيرخوار از طريق شير آلوده و حاوي جرم
ـ انتقال جرم بوسيله اسپرم آلوده ، به حيوانات دريافت كننده اسپرم
ايجاد كانونهاي آندميك بيماري به موارد زير وابسته است :
ـ موجود بودن سرووار خاص در محيط
ـ فراهم بودن و وجود ميزبان ناقل مناسب ( براي سرووار موجود )
ـ وجود زيستگاه و بوم مناسب براي زندگي ميزبان
پاتوژنز

ـ لپتوسپيروز به فرمهاي مختلف باليني نظير فرم حاد ، تحت حاد ، مزمن و نيز فرم فاقد علائم باليني تظاهر مي يابد و بيماريزايي آن به دليل برخي از خصوصيات ميكروارگانيزم به شرح زير مي باشد :
ـ توليد هموليزين توسط ميكروارگانيزم سبب هموليز وسيع داخل عروقي گرديده و باعث هموگلوبينوري مي شود .
ـ تخريب ديواره سلولي عروق و ايجاد پتشي گسترده
ـ تخريب عروق كليوي و هموليز شديد داخل عروقي ، آنوكسي آنميك و نفروز هموگلوبينوريك
ـ تجمع باكتري در پارانشيم كليه و ايجاد نفريت و دفع جرم از طريق ادرار
ـ مرگ حيوان به دليل سپتي سمي ، آنمي هموليتيك و اورمي
ـ سقط جنين ( چند هفته پس از سپتي سمي ) به دليل ضايعات ايجاد شده در جنين
ـ انسفاليت به دليل تجمع باكتري در سيستم اعصاب مركزي

علائم باليني :

ـ گاو :
لپتوسپيروز در گاو به فرم حاد ، تحت حاد و مزمن مشاهده مي گردد .
علائم فرم حاد عبارتند از :
تب ( 5/41 ـ 5/40 درجه سانتيگراد ) ، بي اشتهايي ، ايجاد پتشي در مخاطات ، دپرسيون ، زردي و رنگ پريدگي مخاطات ، ديسپنه ، كاهش شير همراه با مشاهده لخته هاي خون در آن ، قطع كامل شير و شل شدگي و نرمي پستان ، تورم پستان ، سينوويت و لنگش شديد ، مرگ و مير به ميزان 5 درصد ، سقط جنين به ميزان 30 درصد .
علائم فرم تحت حاد بيماري مشابه با فرم حاد ولي خفيفتر از آن است و ممكن است همه علائم در يك دام مشاهده نگردد . در فرم مزمن بيماري به استثناي سقط جنين ( كه در گله ممكن است فراگير شود ) علائم قابل توجه ديگري مشاهده نمي شود .
ـ گوسفند و بز :
بيماري در گوسفند و بز كمتر اتفاق مي افتد و علائم قابل توجه آن شامل ديسپنه ، همـوگلوبينوري ، زردي و رنگ پريدگي مخاطات ، قطع توليد شير ، سقط جنين و مرگ پس از گذشت حدود 12 ساعت از بروز علائم حاد بيماري مي باشد .
ـ اسب :
اسبها معمولاً به فرم تحت حاد بيماري مبتلا مشوند و مهمترين علائم بيماري شامل زردي ، دپرسيون ، سقط جنين و افتالمي پريوديك ( با علائم ترس از نور ، افزايش ترشح اشك ، ورم ملتحمه و كراتيت ) مي باشد .
بهبودي از يك عفونت لپتوسپيرايي به موارد زير وابسته است :
ـ ميزان آسيبهاي وارد شده به بافتها
ـ پاسخ ايمني بدن
ـ قابليت بافتها براي ترميم و بازگشت به فعاليت طبيعي
عفونت مجدد با سرووار اوليه ايجاد كننده بيماري ، به دليل ايمني ايجاد شده در عفونت اوليه معمولاً به ندرت اتفاق مي افتد .ايمني ايجاد شده در بدن براي يك سرووار يا گروه مربوطه به آن اختصاصي است و احتمال ايجاد آلودگي با ساير سرووارها موجود مي باشد .

روشهاي مناسب براي كاهش خطرات بيماري
چهار روش مناسب براي كاهش خطرات لپتوسپيروز و كنترل بيماري عبارتند از :
1 ـ شناسايي حيوانات آلوده ( يا مبتلا )
ـ به روش سرولوژي با بررسي آنتي بادي
ـ به روش كشت و جداسازي عامل بيماري
ـ روش PCR
2 ـ درمان
ـ با استفاده از آنتي بيوتيكها
ـ درمان علامتي حيوانات داراي علائم باليني
ـ ضد عفوني و رعايت موازين بهداشتي
3 ـ مطالعه تاريخچه بيماري
ـ مطالعه سوابق بيماري در حيوانات
ـ مطالعه تاريخچه بروز بيماري در مناطق
4 ـ پيشگيري
ـ واكسيناسيون ـ مراقبت
ـ كنترل جمعيت جوندگان ـ آموزش و بهداشت
ـ جداسازي ناقلين ـ رعايت بهداشت مشاغل
روش سرولوژي :
از آنجا كه سيستم ايمني برخي از حيوانات در مقابل عفونت لپتوسپيرايي واكنش سرولوژيك نشان نمي دهد ، از اينرو روشهاي سرولوژي بعنوان روش تشخيص لپتوسپيروز مورد استفاده قرار نمي گيرند .
MAT ( MICROSCOPIC AGGLUTINATION TEST ) به عنوان يك آزمايش سرولوژيكي استاندارد در بررسي آلودگيهاي لپتوسپيرايي مورد استفاده قرار مي گيرد . برخي از اشكالات آزمايش فوق عبارتند از :
ـ داراي مخاطرات بهـداشتي براي تكنسين آزمايشگاه بوده و روشي كند مي باشد .
ـ قرائت نتايــج وابستگي فراواني به تجربه و مهارت تكنسين آزمايشگاه دارد .
ـ كيفيت آنتي ژن مورد استفاده ، در شرايط مختلف مي تواند دچار تغيير شود .
ـ به دليل پاسخهاي مختلف و متفاوت سرووارهاي لپتوسپيرا در آزمايش ، تفسير نتايج بسيار دشوار است .
ـ اين آزمايش قادر به شناسايي حيواناتي كه عامل بيماري را از طريق ادرار دفع مي كنند ولي در آزمايش سرولوژيكي منفي هستند ، نمي باشد .
ـ براي بررسي گروههــاي مختلف سرمــي لپتوسپيرا ، مقادير انبوهي از آنتي ژن مورد نياز است .
ـ واكنشهاي متقاطع در ميان سرووارهاي مختلف از سروگروپهاي متفاوت ، موجود مي باشد .
ـ آزمايش قادر به تشخيص وضعيت آلودگي در يك حيوان نمي باشد .

نكته مهم :
در صورتي كه آزمايش به فواصل چند هفته ، دوباره تكرار شود ، احراز افزايش ميزان آنتي بادي يا بالا ماندن سطح آن ، شاخص مناسبي براي تشخيص آلودگي محسوب مي گردد و انجام يك نوبت آزمايش براي تشخيص آلودگي در انسان و حيوان ، فاقد ارزش مي باشد .

روش كشت و جداسازي :
كشت و جــداسازي عامل بيماري ، روش مناسبي براي تشخيص بيمـاري ( بويژه در مراحل اوليه آن كه با تب همراه است ) محسوب مي گردد . با اينوجــود برخي از اشكالات روش كشت و جــداسازي به شــرح زير مي باشد :
ـ كشت در محيط مايع نياز به زمان طولاني ( 20 ـ 3 روز ) دارد
ـ تشخيص هويت سرووار جدا شده نياز به زمان طولاني دارد .
ـ انجام آزمايش نيازمند رعايت شديد شرايط آسپسي مي باشد .
ـ جداسازي سرووارهاي كند رشد ، بسيار دشوار است .
ـ با توجه به دشــوار بودن جداسازي عامل بيماري از حيوانات به ظاهر سالم ، ارزش اين روش در شناسايي حيوانات ناقل بسيار كم است .
روش تشخيص DNA :
روش PCR به عنوان روش تشخيصي مناسبي براي DNA لپتوسپيرا مطرح است . اين روش سريع بوده و نتايج آن مورد اعتماد مي باشد . انجام روش PCR نياز به آزمايشگاههاي مجهز و نمونه هاي DNA رفرانس دارد .
درمان با آنتي بيوتيكها :
سرووارهاي مختلف لپتوسپيرا در مقابل انواع آنتي بيوتيكها ( به استثناي كلرامفنيكل و ريفامپيسين ) حساس مي باشند . انواع آنتي بيوتيكهاي پيشنهاد شده براي درمان لپتوسپيروز ( و فوايد و مضرات آنها ) به شرح زير مي باشد :
پني سيلين :
ـ ميزان دز نسبتاً بالايي در درمان مورد نياز است .
ـ با مشكلات ازدياد حساسيت همراه است .
ـ در شير و گوشت حيوانات مورد درمان ، باقيمانده به جاي مي گذارد .
اريترومايسين :
ـ معمــولاً در افرادي كه به پني سيلين حساسيت دارند مورد استفاده قرار مي گيرد .
تتراسيكلين و اكسي تتراسيكلين :
ـ در حيوانات آبستن و نيز حيوانات نــوزاد ( به دليل تغيير رنگ بافت دندان ) نبايد مورد استفاده قرار گيرد .
استرپتومايسين ( ودي هيدرواسترپتومايسين ) :
ـ در هنگام تزريق عضلاني ، سبب تحريك بافت عضله مي شود .
ـ براي مدت طولاني در بافت كليه باقي مي ماند .
ـ داراي اثرات سودمندي در درمان گاوهاي داراي دفع ادراري لپتوسپيرا مي باشد .
در شرايط كنوني ، استرپتومايسين ، با وجود اينكه در برخي از كشورها استفاده از آن در درمان حيواناتي كه منشاء غذايي دارند ، ممنوع گرديده است ، به عنوان داروي انتخابي مطرح بوده و اثر بخش بودن آن به عواملي نظير ، ميزان تخريب بافت كليه ، و ميزان داروي مورد استفاده وابسته مي باشد .

ـ ضد عفوني و رعايت موازين بهداشتي
اسپيروكت لپتوسپيرا در شرايط زير از بين مي رود :
ـ حرارات بالاتر از 42 درجه سانتيگراد
ـ اسيديته كمتر از 5/6
ـ محيط قليايي با PH بالاتر از 8
ـ مجاورت با تركيبات هالوژني
ـ مجاورت با دترجنتها ( نظير صابون و اسيدهاي چرب آزاد )
ـ خشكي
مطالعه تاريخچه بيماري :
بررسيهاي سرولوژيكي نشان داده اند كه اغلب حيوانات مبتلا به لپتوسپيرا ، فاقــد علائم باليني هستند ، با اينوجود مطالعه سلامتي گله و ركورد توليد مي تواند شاخص مناسبي براي تشخيص لپتوسپيروز باشد .
حيوانات ناقل ، معمولاً فاقد علائم باليني هستند و اطلاعات بدست آمده در خصوص تاريخچه بيماري در حيوانات ، كمك به تشخيص وضعيت ناقلين نمي كند .همچنين اطلاعات بدست آمده در خصوص سابقه بروز بيماري در يك منطقه ، اطلاعات چنداني را در مورد ناقلين بدست نمي دهد .

واكسيناسيون :
فوايد :
ـ واكسن قادر است در حيواناتي كه قبلاً در معرض آلودگي با سويه واكسن قرار نگرفته اند ، مانع بروز علائم باليني و نيز مانع دفع باكتري از ادرار گردد .
ـ در هنگام شيوع بيماري ، واكسن وسيله مناسبي براي مهار بيماري محسوب مي گردد .
نواقص :
ـ اثر بخشي واكسنها از كشوري به كشور ديگر و از منطقه اي به منطقه ديگر متفاوت است .
ـ مانع دفع ادراري لپتوسپيرا در حيوانات آلوده نمي شود .
ـ طول دوره ايمني آن كوتاه بوده ( 6 ماه ) و پاسخهاي ايمني تغيير پذيري را ايجاد مي نمايد .
ـ فاقد اثرات ايمني متقاطع مي باشد .
كنترل جمعيت جوندگان :
كنترل جمعيت جوندگان و رعايت موازين بهداشتي مانع از ايجاد بيماري در ميزبانان تصــادفي و نيز انتشــار بيماري از ميزبانان تصادفي به ناقلين مي گردد .در مناطقي با آلودگي شديد ، با كنترل جمعيت جوندگان ، بيماري مهار گرديده است .
مراقبت :
بررسيهاي سرولوژيكي مستمر در گله هاي دامي مي تواند درصدي از حيوانات داراي آنتي بادي بر عليه لپتوسپيرا را مشخص نمايد . با اينوجود اين اطلاعات نمي تواند مبين عاري بودن يك منطقه از لپتوسپيروز باشد و بيماري مي تواند به صــورت فصلي يا همراه با بارندگيهاي طولاني مدت و غير منتظره ، شعله ور گردد . با اينوجود دستيابي به اطلاعات دقيق اپيدميولوژيكي مي توانــد بر مشــكلات فوق غلبه كرده و با استفاده از آنتي ژنهاي مناسب در سطح وسيع ، مي توان وضعيت بيماري را در يك منطقه تا حدود قابل اطمينان نشان داد .

در هر گرم خاك بيش از يك ميليون نوع باكتري مختلف زندگي مي‌كند

تحقيقات جديد نشان مي‌دهد تعداد انواع مختلف باكتري‌هاي موجود در خاك در حدود صد برابر بيش از تصورات قبلي دانشمندان است به طوري كه در هر گرم خاك بيش از يك ميليون گونه مختلف باكتريايي زندگي مي‌كند.

به گزارش سايت اينترنتي "نيوساينتيست"، تعيين تنوع زيستي باكتري‌هاي موجود در خاك به علت محدود بودن امكان كشت باكتري‌ها در آزمايشگاه، عمل دشواري است اما دانشمندان به كمك فن‌آوري‌هاي ژنتيك و بررسي رشته‌هاي "دي ان آ"ي باكتري‌هاي مي‌توانند تعداد باكتري‌هاي موجود در خاك را تخمين بزنند.

پيش از اين دانشمندان علم ژنتيك بر اساس تحقيقات انجام گرفته در اواخر دهه نود ميلادي بر اين باور بودند كه هر گرم خاك ميزبان حدود ‪ ۱۶‬هزار گونه مختلف باكتري است اما محققان آزمايشگاه ملي "لس آلاموس" در نيومكزيكو آمريكا با اصلاح تحقيقات قبلي به نتيجه متفاوتي دست يافته‌اند.

به گفته اين محققان، باكتري‌هاي موجود در خاك به دو دسته تقسيم مي‌شوند، دسته اول عبارت از باكتري‌هايي است كه در طبيعت به وفور يافت مي‌شوند.

هرچند تنوع زيستي اين باكتري‌ها در خاك محدود است اما از هر گونه آنها به ميزان بسيار زياد در خاك يافت مي‌شوند.

دسته دوم مربوط به باكتري‌هايي است كه نادر محسوب مي‌شوند. اين باكتري‌ها در خاك داراي تنوع زيستي گسترده‌اي هستند اما تعداد باكتري‌هاي هر كدام از اين گونه‌هاي نادر در خاك اندك است.

نتايج اين مطالعه نشان مي‌دهد تعداد گونه‌هاي مختلف باكتري كه در خاك زندگي مي‌كنند روي هم از يك ميليون فراتر مي‌رود.

دانشمندان عقيده دارند با مشخص شدن وجود تعداد بسيار زياد گونه‌هاي نادر باكتري در خاك، قدم بعدي شناسايي اين باكتري‌ها و تعيين نقش آنها در اكوسيستم خواهد بود.

ويروس سارس


محققان با بررسيهايي كه بر روي ويروس عامل بيماري تنفسي سارس به انجام رسانده‌اند به اين نتيجه رسيده‌اند كه يك نوع پروتئين خاص در اين ويروس و ديگر ويروسهاي مولد بيماريهاي تنفسي مختلف از سرماخوردگي عادي تا سينه پهلو مشترك است.

اين نقطه مشترك نقطه ضعف يا به اصطلاح "چشم اسفنديار" يا پاشنه آشيل اين ويروسها به شمار مي‌ايد و با هدف قرار دادن آن مي‌توان مانع از تكثير اين ويروسهاي خطرناك شد.

اغلب پروتئين هاي موجود در بدن ويروسهاي خطرناك با سرعت دچار جهش مي‌شوند و همين موجب مي‌شود واكسن زدن در جلوگيري از ابتلا به اين بيماريهاي ويروسي موثر نباشد و در عرض چند ماه با ظهور نوع تازه‌اي پروتئين در بدن ويروس، سيستم ايمني بدن كه خود را در برابر ويروس موجود در واكسن تقويت كرده، قادر به دفاع از بدن در برابر اين ويروس جديد نباشد .

اما در جريان شيوه بيماري حاد تنفسي (سارس) در سال ‪ ،۲۰۰۳‬محققان نوعي داروي ضد ويروسي توليد كردند كه بر روي پروتئاز اصلي ويروس سارس اثر مي‌گذاشت.

اين پروتئاز، پروتئيني است كه فعاليت ويروس را كنترل مي‌كند و آن را به عمل وا مي‌دارد.

با توجه به آنكه اين نوع پروتئين با آهنگ بسيار كندي دستخوش تطور و تغيير مي‌شود و ساختار آن حتي در ويروس جهش يافته يكسان مي‌ماند، داوريي كه بتواند بر آن اثر بگذارد و فعاليت آن را متوقف كند مي‌تواند در جلوگيري از اثر ويروس، حتي در زماني كه جهش پيدا مي‌كند، نقش مهمي ايفا كند.

به نوشته نشريه اينترنتي "كتابخانه عمومي علم- ويژه زيست شناسي ‪ "Library of Science -Biology Public‬هايتائو ينگ و همكارانش در دانشگاه تسينگوا در پكن ويروسهاي عامل سه نوع مختلف و متمايز بيماريهاي سرماخوردگي عادي، برونشيت و سينه پهلو را غربال و مشاهده كردند كه پروتئاز اصلي هر يك از اين ويروسها از حيث ژنتيكي شباهت زيادي به پروتئاز ويروس بيماري سارس دارد.

اين پژوهشگران در گام بعد يك مولكول تركيبي را توليد كردند كه با متصل شدن به اين پروتئين از ادامه فعاليت آن جلوگيري مي‌كند.

زماني كه اين مولكول به نمونه‌هاي بافتهاي مبتلا به ويروس كه در لوله آزمايش كشت داده شده بود اضافه شد مشاهده شد كه از فعاليت ويروس تا ده هزار برابر كاسته شد.

مولكول بازدارنده بر روي هر هشت نوع ويروس عامل بيماريهاي تنفسي كه در اين آزمايش مورد مطالعه قرار گرفتند موثر بوده است و به گفته ينگ از آنجا كه اين مولكول خود را به بخشي متصل مي‌كند كه در همه اين نوع ويروسها يكسان است اين احتمال وجود دارد كه اين مولكول بازدارنده در مورد همه انواع ديگر ويروسهاي مولد بيماريهاي تنفسي، موثر باشد.

محققان با بررسيهايي كه بر روي ويروس عامل بيماري تنفسي سارس به انجام رسانده‌اند به اين نتيجه رسيده‌اند كه يك نوع پروتئين خاص در اين ويروس و ديگر ويروسهاي مولد بيماريهاي تنفسي مختلف از سرماخوردگي عادي تا سينه پهلو مشترك است.

اين نقطه مشترك نقطه ضعف يا به اصطلاح "چشم اسفنديار" يا پاشنه آشيل اين ويروسها به شمار مي‌ايد و با هدف قرار دادن آن مي‌توان مانع از تكثير اين ويروسهاي خطرناك شد.

اغلب پروتئين هاي موجود در بدن ويروسهاي خطرناك با سرعت دچار جهش مي‌شوند و همين موجب مي‌شود واكسن زدن در جلوگيري از ابتلا به اين بيماريهاي ويروسي موثر نباشد و در عرض چند ماه با ظهور نوع تازه‌اي پروتئين در بدن ويروس، سيستم ايمني بدن كه خود را در برابر ويروس موجود در واكسن تقويت كرده، قادر به دفاع از بدن در برابر اين ويروس جديد نباشد .

اما در جريان شيوه بيماري حاد تنفسي (سارس) در سال ‪ ،۲۰۰۳‬محققان نوعي داروي ضد ويروسي توليد كردند كه بر روي پروتئاز اصلي ويروس سارس اثر مي‌گذاشت.

اين پروتئاز، پروتئيني است كه فعاليت ويروس را كنترل مي‌كند و آن را به عمل وا مي‌دارد.

با توجه به آنكه اين نوع پروتئين با آهنگ بسيار كندي دستخوش تطور و تغيير مي‌شود و ساختار آن حتي در ويروس جهش يافته يكسان مي‌ماند، داوريي كه بتواند بر آن اثر بگذارد و فعاليت آن را متوقف كند مي‌تواند در جلوگيري از اثر ويروس، حتي در زماني كه جهش پيدا مي‌كند، نقش مهمي ايفا كند.

به نوشته نشريه اينترنتي "كتابخانه عمومي علم- ويژه زيست شناسي ‪ "Library of Science -Biology Public‬هايتائو ينگ و همكارانش در دانشگاه تسينگوا در پكن ويروسهاي عامل سه نوع مختلف و متمايز بيماريهاي سرماخوردگي عادي، برونشيت و سينه پهلو را غربال و مشاهده كردند كه پروتئاز اصلي هر يك از اين ويروسها از حيث ژنتيكي شباهت زيادي به پروتئاز ويروس بيماري سارس دارد.

اين پژوهشگران در گام بعد يك مولكول تركيبي را توليد كردند كه با متصل شدن به اين پروتئين از ادامه فعاليت آن جلوگيري مي‌كند.

زماني كه اين مولكول به نمونه‌هاي بافتهاي مبتلا به ويروس كه در لوله آزمايش كشت داده شده بود اضافه شد مشاهده شد كه از فعاليت ويروس تا ده هزار برابر كاسته شد.

مولكول بازدارنده بر روي هر هشت نوع ويروس عامل بيماريهاي تنفسي كه در اين آزمايش مورد مطالعه قرار گرفتند موثر بوده است و به گفته ينگ از آنجا كه اين مولكول خود را به بخشي متصل مي‌كند كه در همه اين نوع ويروسها يكسان است اين احتمال وجود دارد كه اين مولكول بازدارنده در مورد همه انواع ديگر ويروسهاي مولد بيماريهاي تنفسي، موثر باشد.

تعيين ترادف ژنوم باسيلوس

از زمان رابرت كخ و لويى پاستور تاكنون باسيلوس آنتراسيس در صدر مطالعات باكترى هاى بيمارى زا قرار داشته است. عامل مولد سياه زخم در پاييز سال ۲۰۰۱ ميلادى مجدداً شيوع يافت، به طورى كه منجر به مرگ ۵ تن شد. همين موضوع اهميت باكترى باسيلوس را در بيوتروريسم مورد تاييد قرار داد. بيمارى زايى باكترى ناشى از وجود دو پلاسميد بيمارى زا است، يكى از آنها (pxol) سم سه قسمتى را رمز مى كند كه شامل فاكتور كشنده (LF)، آنتى ژن حمايتى (PA) يا فاكتور ادم (EF) و آنتى ژن حمايت (PA) مى شود. در مجموع اين سم ها (PA/PA,LF/EF) اعمال زيستى متعدد را در ميزبان مورد هدف قرار مى دهد، به طورى كه منجر به سركوب پاسخ هاى ايمنى و در نهايت مرگ ميزبان در اثر اختلال در سيستم هاى مختلف مى شود. از طرف ديگر، پلى ساكاريد كپسول (CPS) باعث محافظت باكترى در برابر پاسخ هاى ايمنى ميزبان شده و ژن هاى رمزكننده اين كپسول به وسيله پلاسميد pxo2 حمل مى شود. هدف مطالعات در حال انجام، شناسايى مكانيسم هاى مولكولى است كه مسبب بيمارى و توانايى بالقوه خنثى كردن آنها يا توليد واكسنى است كه توانايى محافظت در برابر باكترى را داشته باشد. مطالعه مقايسه اى ژنوم مى تواند منشاء نمونه هاى جداشده را كه سبب بيمارى مى شوند شناسايى كرده و نيز باعث پى بردن به تكامل عامل بيمارى زا شود. براى اولين بار در سال ۲۰۰۳ تعيين توالى ژنوم باسيلوس آنتروسيس در بانك اطلاعات TIGR صورت گرفت. اين تعيين توالى مربوط به گونه غيربيمارى زا Ames بود كه فاقد دو پلاسميد غيربيمارى زا است. در قدم بعد TIGR ژنوم نژادى كاملاً بيمارى زا كه حاوى هر دو پلاسميد است را تعيين توالى كرد و نوع نژاد باسيلوس آنتراسيس را مورد بررسى قرار داد. همچنين تعداد ديگرى از نژادهاى باسيلوس آنتراسيس تعيين توالى شد. به تازگى آرشيو جمع آورى شده اى در NCBI ايجاد شده است كه مجموعه اطلاعات را به هم مرتبط مى سازد و تعيين توالى نهايى، اطلاعات جامعى را از كنار هم قرار دادن ژنوم فراهم مى كند. اولين اطلاعات قرار گرفته در آرشيو مربوط به يكسرى از خويشان نزديك باسيلوس آنتراسيس است. اخيراً يافته نهايى چشمگيرى با توجه به باكترى خويشاوند يعنى باسيلوس سرئوس منتشر شده است. اگرچه باسيلوس سرئوس سبب بيمارى با شدت بسيار كمترى نسبت به باسيلوس آنتراسيس است و اين تفاوت عمدتاً به وجود دو پلاسميد سمى در باسيلوس آنتراسيس نسبت داده مى شود، اما با بررسى هاى صورت گرفته، باسيلوس آنتراسيس عضوى از همان كلاستر فيلوژنى باسيلوس سرئوس است. از آنجايى كه باسيلوس سرئوس عامل ايجاد بيمارى شبيه سياه زخم در فرد بيمار شناخته شد، در نتيجه براى تعيين توالى ژنوم G9241 (سويه جديدى از باسيلوس سرئوس) تعيين توالى WGS مورد قبول واقع گرديد. دو پلاسميد بيمارى زا در باسيلوس سرئوس وجود دارد، يكى تقريباً مشابه pxol است كه حاوى همان ژن هاى سمى است و ديگرى pBc218 است كه آنالوگ پلاسميد pxo2 بود و احتمالاً حاوى كلاستر سنتز كپسول پلى ساكاريد است. اين يافته ها، خويشاوندى نزديك باسيلوس آنتراسيس و باسيلوس سرئوس را اثبات مى كند و همچنين نشان مى دهد كه بيمارى سياه زخم مى تواند توسط سويه ديگرى از باسيلوس آنتراسيس ايجاد شود.
NCBI.com

عامل ويروسي بيماري سرطان پروستات

به گزارش خبرگزاری رویترز هلث از نیویورک، ویروس "‪ "XMRV‬ارتباط نزدیکی با ویروس عامل سرطان خون در موشها دارد و یک عامل عفونی تازه کشف در انسان محسوب می‌شود. دکتر اریک کلاین از کلینیک کلیولند می‌گوید این کشف بیانگر اولین شواهد در زمینه ارتباط یک ویروس با سرطان پروستات است. آسیب رسیدن به پروتیین ضد ویروسی ‪ RNaseL‬آسیب پذیری در برابر سرطان پروستات را افزایش می‌دهد. هنگامی که ژن ‪ HPC1‬که پروتیین ‪ RNaseL‬را می‌سازد جهش یافته و از فعالیت طبیعی خارج می‌شود این آسیب بروز می‌کند . مردانی که این تغییر ژنتیکی را دارند بیشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان پروستات هستند. محققان نقش یک عفونت ویروسی را در بروز سرطان پروستات در مردانی که دچار جهش در ژن ‪ HPC1‬بودند بررسی کردند. آنها از تراشه دی ان آ حاوی توالی ژنتیکی ‪ ۵‬هزار ویروس برای غربالگری نمونه‌های تومور پروستات ‪ ۸۶‬مرد که پروستات آنها خارج شده بود استفاده کردند. محققان میزان بروز عفونت ویروسی را در مردانی که دو نسخه جهش یافته ژن ‪ HPC1‬داشتند با مردانی که یک نسخه جهش یافته این ژن را داشتند یا فاقد این جهش بودند مقایسه کردند. محققان دریافتند این ویروس را در ‪ ۴۵‬درصد از افراد گروه اول شامل ‪۲۰‬ مرد که دو نسخه جهش یافته این ژن را داشتند مشاهده کردند. اما در گروه دوم شامل ‪ ۶۶‬مرد ویروس فقط در ‪ ۱/۵‬درصد کشف شد. ویروس ‪ XMRV‬از طریق تماس جنسی می‌تواند انتقال یابد. امکان دارد این عفونت به التهاب مزمن پروستات و در نهایت سرطان بینجامد. همانگونه که ویروس پاپیلوما ویروس انسانی باعث بروز سرطان رحم در زنان می‌شود. محققان درنظر دارند تحقیق جامع همه گیرشناسی برای بررسی ارتباط پرونده پزشکی شخصی و خانوادگی ، عفونت ویروسی، سرطان پروستات و رفتارهای جنسی انجام دهند. چنانچه نقش این ویروس در بروز سرطان پروستات ثابت شود می‌تواند یک هدف درمانی در تهیه واکسن یا داروی این بیماری باشد. محققان این یافته‌ها را در همایش سرطان پروستات ‪ ۲۰۰۶‬در سانفرانسیسکو ارایه کردند.

ششم مهر سالروز درگذشت "لويي پاستور"، كاشف واكسن ها

ششم مهر برابر با ‪۲۸‬سپتامبر ‪۲۰۰۶‬است. ‪۱۱۱‬سال پيش در چنين روزي "لويي پاستور"، شيميدان و باكتري‌شناس معروف فرانسوي درگذشت.


ابداع روش پاستوريزاسيون، پايه‌گذاري دانش ميكروب شناسي، ايمني‌شناسي و كشف و ساخت واكسن، عليه بيماري هاري از اقدامات و اكتشافات اين دانشمند بزرگ است.

از تزريق موفقيت آميز واكسن هاري، توسط پاستور و همكارانش، يكصد وبيست و يك سال مي‌گذرد.

اين تزريق از تزريقات چندگانه پاستور و همكارانش بود كه بر روي يك پسر بچه ‪۹‬ساله كه توسط يك سگ هار، شديدا مجروح شده بود، انجام شد.

پاستور براي نخستين بار براي معالجه اين كودك از واكسن استفاده كرد.

تزريق واكسن كه به پايان رسيد به تدريج خواب كودك به حالت طبيعي بازگشت و بهبود يافت.

اين پسر بچه مجروح كه "ژوزف مايستر"، نام داشت، بعدها رييس انستيتو پاستور شد.

هرپس تيپ يك گاوي (عامل ايجاد IBR)

با سلام و احترام

بيماري IBR يا رينوتراكئيت عفوني گاوان توسط يك هرپس ويروس منتقل مي گردد. اشكال عمده باليني بيماري فرم تنفسي - فرم تناسلي IPV يا Infectious Pustular Vulvovaginitis - سپتي سمي در گوساله هاي نوزاد - ورم ملتحمه Conjunctivitis و عفونت مغزي يا Encephalitis اشاره نمود.

مي دانيد كه هرپس ويروس ها دو خصوصيت عمده دارند :
يكي اينكه مضعف سيستم ايمني هستند Immunosupressor
و ديگري اينكه توانايي مخفي شدن و ايجاد عفونتهاي پنهان Latent Infection دارند كه عمدتا در شرايط استرس عود مي كنند.

بيماري IBR عليرغم عدم توجه كافي دامداران در گله هاي ايران وجود دارد و باعث خسارات اقتصادي نظير كاهش توليد - سقط جنين و غيره مي شود.

اين بيماري داراي واگيري حدود 100 درصد بوده ولي ميزان مرگ و مير ناشي از آن 1 تا 3 درصد است. منتها بدليل ايجاد عفونت هاي ثانويه كه بدليل خاصيت تضعيف كنندگي سيستم ايمني هرپس ويروسها است مرگ و مير گاوها و حذف آنها با علائم پنوموني شايع است.

تشخيص دقيق بيماري با الايزاي روي سرم يا شير انجام مي گيرد. كه در تازه ترين تحقيقات در استان تهران شيوع 37 درصدي آلودگي به اثبات رسيده است.

فراموش نكنيم كه الايزا به عنوان يك تست غربالگر در گله مي تواند مورد استفاده قرار گيرد و بر طبق تحقيقاتي كه در دانشكده دامپزشكي اروميه انجام گرفته است مي توان تنها از شير بجاي سرم براي تشخيص بيماري هم استفاده نمود.

براي اطلاعات بيشتر علاقه مندان مي توانند به پايان نامه شماره 3065 در كتابخانه دانشكده دامپزشكي دانشگاه تهران مراجعه كنند.

تهيه واكسن نانو امولسيوني سياه زخم

دانشمندان گروه پزشكي "ميشيگان" يك واكسن نانوامولسيوني براي پيشگيري از ابتلا به سياه زخم تهيه كرده‌اند كه از واكسن موجود موثرتر بوده و استفاده از آن آسان‌تر است.

به گزارش ماهنامه فناوري نانو، در اين مطالعه نانو امولسيون و يك پروتئين نوتركيب از باسيل‌هاي سياه زخم براي ساخت واكسن تركيب و بر روي موش‌ها و خوك‌ها آزمايش شدند.

پژوهشگران با وارد كردن نانوامولسيوني از آب، روغن دانه سويا، الكل و سورفكتانت براي ايجاد قطرات ريزي به اندازه ‪۲۰۰‬تا ‪۳۰۰‬نانومتر به داخل بيني حيوان توانستند يك پاسخ مصونيت قوي دريافت كنند.

اين ذرات روغن آنقدر كوچك هستند كه مي‌توانند يك پروتئين كليدي سياه زخم را از داخل غشاي بيني عبور دهند و در نتيجه سلول‌هاي سيستم ايمني اجازه واكنش با پروتئين را داشته باشند تا يك پاسخ ايمني محافظتي ايجاد شود.

اين سيستم ايمني سريع و بدون معطلي در مواجهه با ميكروب‌ها و ضد آنها وارد عمل مي‌شود.

اين واكسن سياه زخم نانو امولسيوني علاوه بر حذف نياز به سوزن مزيت ديگري نيز دارد.

پژوهشگران معتقدند ذخيره و استفاده از اين واكسن در مكاني كه يخچال ندارد، آسان است.

يك واكسن موثر با كاربرد آسان مي‌تواند ابزار ارزشمندي براي سازمان‌هاي حافظ سلامتي باشد.

پژوهشگران معتقدند كه اگر واكسن سياه زخم بر پايه نانوامولسيون توسعه يابد مي‌تواند حتي بعد از اينكه شخص در معرض حمله سياه زخم قرار گرفت به همراه آنتي‌بيوتيك‌ها به راحتي بكار گرفته شود.

آزمايش‌ها نشان داده‌اند كه اين واكسن اثر جانبي مهمي ندارد و يك ايمني موثر براي حداقل شش ماه ايجاد مي‌كند.

اين مطالعه در مجله "عفونت و ايمني ‪"Infection and Immunity‬منتشر شده است.

فلج اطفال

فلج اطفال POLIO MYELITIS
تعریف فلج اطفال :

یک عفونت ویروسی است که اغلب اوقات با یک فلج حاد ناگهانی ،با دامنه متغیر از عفونت تا فلج وحتی مرگ است.این بیماری در کمتر از یک درصد موارد عفونت اتفاق می افتد وبیش از 90درصد موارد عفونت بدون نشانه بوده ویا تب غیر مشخصی دارد. عمدتا در کودکان دیده میشود

عامل بیماریزا:

ویروس پولیواز جنس آنتروویروسها که در سه تیپ(1،2،3) می باشد.

اپیدمیولوژی :

پیش از برنامه گسترش ایمنسازی در ساسر جهان اتفاق می افتاد،که با پیشرفت برنامه EPI وآغاز برنامه ریشه کنی پولیو در حال حاضر به کمتر از 5کشور پولیو آندمیک محدود شده است.(نیجریه،هندوستان،پاکستان،نیجر،افغانستان) ودر 11کشوری که قبلاً عاری از پولیو بودند در سال 2005 موارد پولیو داشته اند که از کشورهای آندمیک سرایت ویا به لحاظ کاهش سطح ایمنی ومراقبت ضعیف اتفاق افتاده است. در جمهوری اسلامی ایران در طی چهار سال گذشته مورد پولیو گزارش نگردیده ،اما شدیداً در معرض خطر ورود وانتقال بیماری از مرزهای شرقی است.

مخزن:

تنها مخزن این ویروس انسان است ودر محیط غیر زنده در مدت کوتاهی از بین میرود.

ديفتري

دیفتری Diphteria
تعریف

دیفتری یک بیماری حاد عفونی باکتریایی است که بیشتر لوزه ها،گلو،حنجره وبینی رامبتلا می کند.این بیماری به دنبال برنامه گسترش ایمنسازی بشدت کاهش یافته ودر حال حذف از جامعه است.عامل بیماری باکتری بنام کورینه بکتریوم دیفتریا است.

مظنون به ديفتريSuspected Diphtheria


فارنژيت حاد يانازو فارنژيت حاد يالارنژيت حاد يابا غشاء چسبيده لوزه ها حلق ويا بيني

مورد محتملProbable Case:

با یک غشای چسبیده در لوزه ها ،حلق ویا بینی متعاقب با لارنژیت، فارنژیت ویا تونسیلیت دیده میشود..

مورد قطعیConfirmed case:

موردی محتملی که از طریق آزمایشات تایید ویا از نظر اپیدمیولوژیکی با یک مورد تایید شده آزمایشگاهی ارتباط داشته با شد.

سرخک

سرخکMeasles

تعریف:

یک بیماری حاد ویروسی با قدرت انتشار بسیار بالا است. عامل آن ویروس(RUBEOLA VIRUS) وعمدتا در کودکان بروز میکند. این بیماری در مرحله حذف قرار دارد ودر گروه A از نظر گزارش دهی است.

مورد مظنون:

وجود همزمان ، تب همراه با راش پوستی وسرفه وآبریزش از بینی وورم ملتحمه.

مورد محتمل :

اظهار پزشک ویا تداوم بثورات حداقل بمدت 3روز وداشتن علائم مظنون به سرخک.
مورد قطعی:

مورد مظنون سرخک که افزایش معنی دار تیتر IgG ویا جداساختن ویروس سرخک ویا وجود آنتی بادی اختصاصی(IGM) در سرم خون بیمارووجود رابطه اپیدمیولوژیک با مورد سرخک تایید شده.

سياه سرفه

سیاه سرفه Pertusis


تعریف سیاه سرفه:

سیاه سرفه،یک بیماری باکتریایی حاد مجاری تنفسی است.عامل بیماری باکتری بردتلاپرتوزیس است. یک علت عمده ابتلا ومرگ ومیر در کودکان می باشد.میزان کشندگی آن بالا وواکسیناسیون موثر ترین وسیله پیشکیری از آن می باشد.

مورد مظنون:

هر فرد دارای سرفه در 2هفته گذشته همراه با حملات سرفه ناگهانی یا دم صدادار یا استفراغ بعد از سرفه وبدون علت مشخص باشد.

مورد محتملProbable Case:

مورد مظنون که همراه با سرفه های طولانی در شیرخواران یا حملات سرفه ویا خونریزی زیر ملتحمه ای چشم ویا وجود همه گیری سیاه سرفه در محل سکونت و..

مورد قطعیConfirmed case:

مورد محتملی که از نظر آزمایشگاهی تایید شده یا با مورد تایید شده آزمایشگاهی از نظر اپیدمیولوژیکی مرتبط باشد

سرخجه

سرخجه Rubella

تعریف:

سرخجه یکی ازعلل شایع بیماری های حاد تبدار وبثوری ویروسی است عفونت سرخجه میتوانددر دوران حاملگی منجر به سقط،مرده زایی یا نوزاد مبتلا به عفونت سرخجه مادرزادی گردد.یک بار ابتلا به این بیماریشخص را برای تمام عمر در مقابل بیماری محافظت می کند.سندرم سرخجه مادر زادی از علل بسیارمهم کوری،کری،بیماریهایقلبی مادر زادی وعقبماندگی ذهنی است(Congenital Rubella Syndome=CRS)


مورد مشكوك CRS:

هر كودك كمتر از يكسال مشكوك به CRS،كه يك تاريخچه مادري مشكوك يا تأئيد شده به سرخجه در طي حاملگي وجود داشته باشد ویا وقتيكه نوزادي با بيماري قلبي و يا مشكوك به كري و يا با يك يا چند از علائم چشمي زير همراه باشد :

مردمك سفيد ( كاتاراكت ) – كاهش ديد – حركات پاندولي چشم (نيستاگموس)- لوچي - كره چشم كوچك (ميكروفتالموس ) – قرنيه بزرگتر (گلوكوم مادرزادي)

مورد تأئيد شده باليني CRS:

فردي است كه به ترتيب ذيل با 2 عارضه از گروه الف و يا يك عارضه از گروه الف و يك عارضه از گروه ب گزارش شود :

گروه الف : كاتاراكت و يا گلوكوم مادرزادي : بيماري قلبي مادرزادي : از دست دادن شنوايي : رتينوپاتي پيگمانته

گروه ب : پورپورا :‌ اسپلنومگالي : ميكروسفالي :‌عقب ماندگي ذهني : مننگوآنسفاليت : بيماري استخواني راديولوسنت :‌ زردي كه در 24 ساعت اول تولد شروع شود .

مورد تأئيد شده آزمايشگاهي سرخجه:

مورد مشكوكي كه تست خون مثبت از نظر IgM اختصاصي سرخجه را دارا باشد

كلستريديم بوتولينوم

لستریدیوم بوتولینوم عامل بیماری بوتولیسم بوده و گسترش جهانی دارد این بیماری در اثر تاثیر زهرابه باكتری بر انتهای اعصاب حركتی ایجاد می شود و به مرگ در اثر نارسایی تنفسی منجر میگردد (لغت بوتولیسم از كلمه یونانی botulus به معنی سوسیس گرفته شده است. اولین همه گیرهای مسمومیت در ارتباط با سوسیس و سایر غذاهای آماده در قرن 19 میلادی به وقوع پیوست). بوتولیسم را مدتهاست به عنوان بیماری انسانی می شناسند.
مولر (Muller ) در سال 1870 این سم را برای این بیماری بكار برد ولی عامل بیماری در سال 1897بوسیله وان ارمنگم (Van Ermengem ) شناخته شد.او در بررسی این بیماری در بلژیك كه عده ای در اثر خوردن گوشت خوك دودی مبتلا و تلف شده بودند عامل بیماری را از گوشت خوك و از بافتهای افراد تلف شده جدا ساخت و تاثیر زهرابه میكروب را بر رشته های عصبی نشان داد.بوتولیسم به عنوان بیماری دامها در اوایل قرن 20 بتدریج شناخته شده است.
خصوصیات و مورفولوژی باكتری:
این باكتری میله ای شكل گرم مثبت (همانند سایر كلستریدیومها در كشتهای تازه و جوان گرم مثبت است ولی در اثر كهنه شدن به تدریج گرم منفی می شود) و اسپورزا می باشد. حدود 3 تا میكرون طول و 0.6 تا 0.8 میكرون عرض دارد.در خاك لاشه مرده مهره داران و بی مهرگان و دستگاه گوارش و گاهی مدفوع حیوانات حضور دارد.
فرم رویشی باكتری قادر نیست با فلور روده رقابت كند.در كشتهای تازه و جوان بدلیل دارا بودن تاژكهای جانبی دارای حركت بوده اما به زودی در نتیجه تولید اسپور فراوان بی حركت می شود. اسپور مركزی یا نزدیك به انتهایی دارد (در مركز و یا نزدیك به انتهای باكتری ایجاد می شود) بیضی شكل و درشت تر از عرض باتری است و باعث تورم باكتری می شود.
اسپور این باكتری شدیدا به حرارت مقاوم بوده و حرارت 100 درجه سانتیگراد را حداقل 3 تا 5 ساعت تحمل می كند خاصیت مقاومت به حرارت در pH اسیدی یا غلظت بالای نمك كاهش می یابد.
خصوصیات كشت و بیوشیمیایی:
این باكتری بیهوازی مطلق بوده در دمای 25 تا 30 درجه به خوبی رشد می كند در دمای 37 درجه سرعت رشدی كمتر از 30 درجه دارد. محیطهای اندكی قلیایی برای رشد میكروب مناسب تر است. باكتری در محیطهای مایع به ویژه آبگوشت حاوی قطعات كبد به فراوانی رشد می كند و اگر مقدار 5% گلوكز و 5% فسفات دی پتاسیك به محیط كشت افزوده شود رشد فراوانتر خواهد بود.
كلونی های باكتری در سطح محیط آگار و در شرایط بیهوازی كوچك نامنظم نیمه شفاف به رنگ سفید مایل به خاكستری تا قهوه ای متمایل به زرد و دارای سطحی گرانولار (دان دان) دیده می شود.
كلونی در عمق محیط كرك دار است. كلستریدیوم بوتولینوم ژلاتین را ذوب می كند(در سویه های مختلف متغیر است). گلوكز را بطور كامل و فروكتوز ساكاروز مالتوز و سالیسین را بطور متغیر( بسته به سویه های مختلف مثبت یا منفی بودن آن متفاوت است) تخمیر می كند اما قادر به تخمیر لاكتوز و زایلوز نیستند. تخمیر با تولید گاز همراه است و مواد حاصل از تخمیر مقدار زیادی اسید استیك است اسیدهای چرب دیگری نیز ایجاد می شود كه مقدار و نوع آن بر حسب سویه باكتری متفاوت است و شامل اسیدهای بوتیریك ایزوبوتیریك والریك و ایزوكاپروئیك است.
تست لیپاز مثبت دارند اما تستهای اندول و نیترات و اوره آنها منفی است از نظر تاثیر بر مواد پروتئینی بعضی از سویه ها پروتئولیتیك و بعضی دیگر غیر پروتئولیتیك هستند. سویه های پروتئولیتیك كلستریدیوم بوتولینوم را پارابوتولینوم هم می گویند كه این سویه ها شیر را به كندی منعقد و لخته حاصل را هضم می كنند.سرم منعقد و سفیده تخم مرغ بسته شده را هضم و محیط را كدر و بوی بد و نامطبوعی تولید می كنند. در محیطهای حاوی تكه های مغز و گوشت نیز در اثر هضم این بافتها بوی زننده ای ایجاد می نمایند.
زهرابه زایی:
كلستریدیوم بوتولینوم را بر اساس تفاوتهای آنتی ژنی و نوع توكسین و یا در اینجا بهتر بگوییم نوع نوروتوكسینی كه تولید می كند به 8 تیپ مختلف تقسیم بندی می كنند كه از A تا G نامگذاری شده اند و خود تیپ C در واقع دو تیپ C آلفا و C بتا می باشد.
لازم به ذكر است كه تیپ G از كلستریدیوم بوتولینوم با نام دیگری هم گفته شده و در واقع خود یه گونه از كلستریدیوم ها محسوب شده است با نام كلستریدیوم آرژانتینس ( Cl.argantines ). هر كدام از این تیپ ها زهرابه هایی با همنام تیپ خود تولید می كنند اما بعضی از تیپ ها مقداری از توكسین تیپ دیگر را هم می تواند تولید كند
تیپ A زهرابه A _ تیپ B زهرابه B _ تیپ C آ لفا زهرابه C1 و مقدار كمی هم C2 _ تیپ C بتا زهرابه C2 و مقدار كمی زهرابه C1 _ تیپ D زهرابه Dو همچنین C2 _تیپ E زهرابه E _تیپ F زهرابه F و تیپ G زهرابه G را تولید می كند. این زهرابه ها همانند سایر جنس های كلستریدیومها نسبت به گرما حساس می باشند تیپ های A- B- E- F و G در انسان ایجاد بیماری میكنند و سایر تیپ ها یعنی C و D در حیوانات موجب بیماری می شوند. البته تیپ E به صورت یک ارگانیسم بومی در محوطه های آبزیان هم مطرح می باشد که بیماری از طریق استفاده این محصولات ایجاد می شود.
بطور كلی سم بوتولیسم یك زهرابه پروتئینی است با وزن مولكولی 150 هزار دالتون كه از دو زنجیره سنگین و سبك تشكیل شده و وزن مولكولی آنها به ترتیب 100هزار و 50 هزار دالتون تخمین زده می شود. سنتز این سم پروتئینی توسط نوعی فاژ لیزوژنی ( Lysogenic phage ) صورت می گیرد.
به مولكول زهرابه یك پروتئین با خاصیت هماگلوتینین ( Hemagglutinin ) یعنی خاصیتی كه باعث جمع شدن گلبولهای قرمز خون می شوند متصل است كه زهرابه را در برابر آنزیمهای دستگاه گوارش محفوظ می دارد. سویه های غیر پروتئولیتیك كلستریدیوم بوتولینوم شامل C D E G و تعداد كمی از سویه های B و F هستند كه جهت بروز حداكثر قدرت زهرآگینی خود باید در معرض آنزیمهای پروتئولیتیك مانند تریپسین قرار گیرند. سم كلستریدیم بوتولینوم كشنده ترین سمی است كه تا كنون شناخته شده. 1 میلی گرم توكسین آن حاوی 120 میلیون دز كشنده برای موش است و 1هزارم میلی گرم آن برای انسان كشنده است.
حساسیت:
انسان به بوتولیسم حساس بوده و بطوریكه در اول مبحث گفته شد بیماری ابتدا در انسان تشخیص داده شد و مدتها آنرا فقط یك بیماری انسانی می دانستند.در حیوانات بوتولیسم بیشتر در پرندگان و به ویژه ماكیان و پرندگان وحشی آبزی بروز می كند اما حساسترین حیوان به بوتولیسم جوجه بوقلمون است. گاو گوسفند و اسب نیز نسبت به بیماری حساسند ولی خوك و گوشتخواران را مقاوم می دانند گرچه ابتلاء توله سگها به تیپ C كلستریدیوم بوتولینوم گزارش شده است.تیپ های مختلف این باكتری موش خوكچه هندی خرگوش مینك (سمور یا راسو) و موش خرما را در شرایط تجربی تلف می كند.
منشاء آلودگی و انتقال:
اسپورهای كلستریدیوم بوتولینوم به وفور در خاك یافت می شود و موجب آلودگی گوشت و سبزیجات می گردند.اسپورها در مواد غذایی و خوراكی كه بدون رعایت شرایط بهداشتی و استریلیزاسیون مناسب كنسرو شده اند زنده می مانند و در محیط بیهوازی قوطی كنسرو جوانه می زنند. سم در غذای كنسرو شده (كه شرایط بیهوازی مهیا است) تولید می شود و بصورت از پیش تعیین شده در هنگام بلع غذای مسموم وارد بدن می گردد از اینرو این بیماری غالبا یك عفونت نیست. غذاهای كه بیشترین خطر مسمومیت را دارند عبارتند از: كنسروها به ویژه كنسروهای سبزیجات(مخصوصا سبزیجات قلیایی) مانند مارچوبه اسفناج نخودفرنگی لوبیا قارچ و فلفل و در مرحله بعد كنسروهای گوشتی و ماهی.علاوه بر آن فراورده های دیگری مثل انواع ماهی دودی بسته بندی شده نیز در معرض خطر این آلودگی می باشند. در لبنیات به ویژه در كشك آلودگی به ندرت دیده شده است. بطور كلی %90 آلودگیهای بوتولیسم مربوط به كنسروهایی می شوند كه در تهیه آنها موازین بهداشتی و تكنولوژیك رعایت نشده است.

سياه زخم

سیاه زخم (شاربن)

عامل این بیماری بسیار خطرناک و مهلک مشترک بین انسان و دام میکروبی به نام باسیلوس آنتراسیس است.

راههای انتقال بیماری :
از طریق تماس با لاشه حیوانات آلوده ، پشم ، پوست و چرم آلودگی به انسان انتقال می یابد. البته استنشاق هوای آلوده و مصرف گوشت آلوده نیز بیماری را موجب می شوند.

علائم بیماری :
در انسان ایجاد تاول در محل ورود میکروب و سپس زخم سیاه و عمیق ، تب بالا ، شوک و مرگ. در فرم گوارشی نیز اسهال و استفراغ شدید ، وجود خون در مدفوع. در حیوانات نیز بیماری بصورت تب بالا ، تشنج و مرگ ناگهانی و خروج خون از تمام منافذ بدن بروز می کند.

کنترل و پیشگیری :
1 - کنترل تردد و نقل و انتقال بین استانها
2 - کنترل ورود دام و فرآورده های دامی (پوست ، پشم ، چرم) از خارج کشور
3 - واکسیناسیون دامهای اهلی
4 - رعایت بهداشت فردی و محیطی در مکانهایی که فرآورده های دامی جابجا می شوند.
5 - مراقبت های پزشکی در خصوص زخم های جلدی

سازمان نظام دامپزشكي كشور

كلستريديوم :

باسيل گرم مثبت درشت اسپوردار بي هوازي اجباري مي باشند . اسپور دراين جنس معمولا انتهايي يانزديك به انتها مي باشد . اغلب متحرك ئداراي فلاژل ازنوع پري تريش مي باشند . تستهاي كاتالاز واكسيداز منفي مي باشد .

كلستريديوم بوتولينوم C.botulinum

عامل بوتوليسم (مسموميت غذايي شديد وكشنده ) باسيل درشتي است كه اسپور آن بيضي شكل ونزديك به انتها قرار دارد . اين باكتري بي هوازي مطلق ومتحرك است .

براي جداسازي باكتريهاي كه اسپوردارند ازروش جداسازي به كمك حرارت استفاده كرد . براي اين منظور بايد نمونه مورد ازمايش رادرسرم فيزيولوژي سوسپانسيون شده وبه مدت 10 دقيقه جوشانده شود تاساير باكتريهاي بدون اسپور ازبين برود ( شوك حرارتي) سپس نمونه رادرشرايط مناسب (بي هوازي براي كلستريديومها) كشت داده وكلنيهاي ارگانيسم راشناسايي كنيد .

از محيطهاي انتخابي EYA (Egg-Yolk agar) و( CBI ( C.botulinum Isolation براي ايزوله كردن كلستريديومبوتولينوم استفاده مي شود .

نكته : براي شناسايي توكسين بوتوليسم ازتست الايزا وراديوايمونواسي وهماگلوتيناسيون پاسيو استفاده كرد .
كلسترديوم تتاني : C. tetani

كلسترديوم تتاني ياباسيل نيكولاير عامل بيماري كزاز مي باشد . اين باكتري بي هوازي اجباري است وداراي اسپورانتهايي بزرگي است كه ظاهري شبيه چوب طبل براي باكتري ايجاد مي كند . اين باكتري متحرك وفلاژل آن ازنوع پري تريش مي باشد . قند هاراتخمير نمي كند وكاتالاز منفي است .

تشخيص آزمايشگاهي :

1 - كشت : از محيط تيو گليكولات غني شده ، (Cooked Meat Broth ) CMB و آگار خوندار مي توان جهت كشت استفاده كرد . براي كشت پليت ها بايد به مدت 48 ساعت درشرايط بي هوازي ( ./.80 درصد نيتروژن ، 10درصد گازكربونيك .10 درصد هيدروژن ) در37 درجه سانتيگراد قرار گيرد .

كلستريديوم تتاني درسطح آگار خوندار ايجاد هموليز وسوارمينگ مي كند

2 - تست آگلوتيناسيون : كلني خالص ارگانيسم مورد نظر راباآنتي سرم پلي والان كلستريديوم تتاني مجاور مي كنيم كه درصورت توليد آگلوتيناسيون حضو ركلستريديوم تتاني اثبات مي شود .

كلستريديوم پرفرنژنس C. perfringens

پرفرنژنس يا باسيل ولشاي عامل اصلي بيماري گانگرن گازي است . اين باكتري بدون حركت وداراي يك اسپور بيضي شكل مركزي يانزديك به انتهاست . وباعث تورم سلول نمي شود . تاكنون 6 گروه آنتي ژني ازكلستريديوم شناسايي شده كه باحروف A تاF نامگذاري شده كه گروهA وگاهي F براي انسان بيماريزايند اسپور اين باكتري در موادغذايي كه حرارت كافي به قسمتهاي مياني ودروني آن نمي رسد وپس پخته شدن مدتي گرم نگهداري مي شوند باقي مانده وچنانچه شرايط وزمان رشد مناسب باشد مي تواند باعث مسموميت شود

تشخيص آزمايشگاهي :

1 - بررسي ميكروسكوپي : پس ازرنگ آميزي گرم باسيل درشت گرم مثبت بادوانتهاي گرد ، شبيه واگن قطار وبه صورت موازي مشاهده مي شود داراي يك اسپور بيضي شكل انتهايي يا نزديك به انتهاست .

2 - كشت : نمونه رادرآگار خوندار ، تيوگليكولات مي توان كشت داد . پس از 24 ساعت در شرايط هوازي مي توان بررسي كرد كه ’ا برروي آگار خوندار ايجاد هموليز دوگانه مي كند . هموليز بتا درداخل وهموليز آلفا درخارج ايجاد مي گردد . (از محيطهاي كشت اختصاصي نظير Lowbury و Lilly مي توان استفاده كرد .

نكته : كلستريديوم پرفرنژنس درمجاورت هوا زنده مي ماند ومي تواند رشد كند .

تستهاي تشخيصي :

1 - آزمون بررسي ترشح لسيتيناز :

ليسيتيناز باكتري قادر است كه لستين ( ماده طبيعي درزرده تخم مرغ ) رابه دي كيليسريدهاي نامحلول تبديل كند كه منجر به توليد هاله اي سفيد رنگ تامات دراطراف كلني درمحيط كشت حاوي لسيتين مي شود .

روش كار : يك كلني خالص رابرروي محيط كشت آگار زرده تخم مرغ (Egg Yolk Medium) منتقل كنيد سپس پليت رابه مدت 24 تا48 ساعت دردماي 36 درجه سانتيگراد قرار دهيد بعد از اين مدت پليت ها راازنظر كلنيهاي باهاله اي ازرسوب سفيد رنگ بررسي مي شود .

2 - تست نگلر (ممانعت از آلفا لسيتنيناز ) :

روش كار : ازپليت آگار خوندار با10 درصد زرده تخم مرغ (EYA) استفاده مي شود .به وسيله سواب كلني رادرسطح پليت كشت داده نيمي از سطح محيط كشت راباآنتي توكسين آلفا لسيتيناز بپوشانيد ودردماي 37 درجه سانتيگراد به مدت 24تا 48 ساعت نگهداري كنيد . درنيمه فاقد ضد سم اطراف پرگنه ها هاله كدري مشاهده مي شود ولي در نيمه ديگر هاله موجود نيست كه به علت آنتي توكسين مي باشد .

نكته : تست لسيتيناز دركلستريديوم باراتي ، كلستريديوم بايفر منتاس و كلستريديوم سوردلي نيز مثبت است به همين دليل تست لسيتيناز نمي تواند به تنهايي تائيد كننده قطعي پرفرنژنس باشد وبايد براي تشخيص قطعي ترشح الفا لسيتيناز توسط تست نگلر يررسي شود .

3 - تخمير طوفاني شير : stormy clot

روش كار : مقداري از كلني پرفرنژنس رادرلوله آزمايش حاوي شير تلقيح كرده وسپس به مدت 24 ساعت دردماي 37 درجه سانتيگراد درشرايط بي هواز ي قرار دهيد (ريختن پارافين روي لوله) .شير همراه باتوليد گازوتغيير شكلي بانماي طوفاني منعقد مي شود .

4- تخمير قندها :مقداري از كلني رادر لوله هاي محتوي محيط پايه فنل رد كه به طور جداگانه 1 درصد ازقندهاي گلوكز، ساكاروز، سالي سين، لاكتوز، مانيتول ومالتوز مي باشند بيفزاييد ، سپس آنها رابه مدت24 ساعت درجار بي هوازي در37 درجه قرار دهيد .
مالتوز +
مانيتول -
سالي سين متغيير
لاكتوز +
ساكاروز +
گلوكز +


نكته : كلستريديوم پرفرنژنس داراي Reverse Camp مثبت است ودرشرايط آزمايشگاهي اسپور توليد نمي كند .

نكته : درتست نگلر آنتي توكسين TYPA پرفرنژنس مورد استفاده قرار مي گيرد .

نكته : سميت توكسين بوتولينوم دربين كلستريديوم تتاني ، كورينه باكتريوم ديفتريه ويرسينيا پستيس از همه قوي تر است .

روش آزمايشگاهي درمواد غذايي : 10گرم ازماده غذايي مشكوك راتوزين كرده وسپس 10 ميلي ليتر محلول بافر فسفات به آن بيفزاييد ودر هاون چيني سترون كاملا يكنواخت كنيد . انگاه دوبطري درپيچ دار محتوي محيط گوشت پخته را انتخاب وآنها رابه مدت 5 دقيقه بادرشل جهت تخليه حبابهاي اكسيژن درحمام آب 80 درجه سانتيگراد قرار دهيد وبعد از خارج كردن ازحمام وكمي سرد شدنبه هريك ازلوله ها 2 الي 3 ميلي ليتراز سوسپانسيون آماده شده نمونه غذايي بيفزاييد ويكي ازدولوله راعلامت گذاري كنيدولوله علامت گذاري شده رابه مدت 10 دقيقه در65 درجه سانتيگراد قرار دهيد سپس2 تا4 ميلي ليتر ازمخلوط وازپار سترون (مخلوط مساوي از وازلين وپارافين )راكه ذوب شده به آهستگي ازكنارلوله طوري بريزيد كه سطح محيط راكاملا فرابگيرد وبعد هردولوله رابه مدت 48 ساعت درگرمخانه 37 درجه سانتيگراد قراردادهوس1س لوله هارابررسي كنيد. درصورت رشد باكتري بخش مايع داخل لوله كدر مي شود .

ويژگي هاي پرگنه هاي كلستريديوم پرفرنژنس :

1- درمحيط سولفيت پلي ميكسين سولفاديازين (SPS ) پرگنه ها بهدليل احياي سولفيت به رنگ سياه درمي آيند

.2-درمحيط آگارخوندار با نئومايسين پرگنه ها گرد، نامنظم، مسطح وشفاف بوده كه ممكن است به صورت هموليز باشد

شمارش :

ابتدا 10 گرم ازنمونه غذايي مشكوك رابااستفاده از محلول رينگر 1/4 رقتهاي اعشاري 10 (به توان 1- و2-و3-) تهيه كرده لوله رابه مدت 10 دقيقه درحمام آب 65 درجه قرار دهيد (شوك حرارتي )وپس از خارج كردن وسرد شدن در محيطهاي SPSو آگار خوندار با نئومايسين كشت دهيد .

شمارش درمحيط SPS

توسط پي پت سترون مقدار3 ميلي ليتر از هريك ازرقتهاي آماده شده رابرداشت كردهبه 3 پتري ديش خالي سترون اضافه كرده سپس حدود 15 تا20 ميلي ليتر از محيط sps كه ذوب شده وبه حرارت 45 تا 50 درجه رسيدهبه پتري ديش ها اضافه كردهپس از مخلوط كردن وسفت شدن دو پليت ازهر رقت رابه مدت 48 ساعت درجار بي هوازي وگرمخانه 37 درجه قرار داده وپليت سوم رابه عنوان شاهد درنظر مي گيريم . سپس پرگنه هاراشمارش نماييد .

ميانگين تعدادپرگنه هايي راكه دردوظرف پتري درشرايط بيهوازي رشد كرده اند بدست آورده سپس پرگنه هايي سياه رنگي راكه در روي پليت شاهد درشرايط هوازي رشد كرده اند راازآن كم كنيد . تعداد رادر رقت موردآزمايش ضرب كرده وبرحسب گرم ماده غذايي گزارش نماييد .

شمارش درمحيط آگارخوندار بانئومايسين

3 پتري ديش محتوي آگار خوندار انتخاب وبه سطح هريك از آنها مقدار 1/. ميلي ليتر ازمحلول يك درصد نئومايسين رابيفزاييد . پس ازخشك شدن سطح محيط به هريك از آنها يك دهم ميلي ليتر از رقتهاي موردنظر افزوده وتوسط ميله شيشه اي پخش كنيد . سپس دوظرف پتري رادرجار بي هوازي به مدت 48 ساعت در37 درجه سانتيگراد قرار دهيد پليت سوم رابه عنوان شاهد دردماي 37 درجه وشرايط هوازي قرار دهيد . سپس پليت ها راخارج كرده پرگنه ها راشمارش كرده وميانگين تعداد پرگنهايي كه دردو پليت ودر شرايط بي هوازي رشد كرده اند بدست آورده ، سپس تعداد پرگنهايي راكه روي پليت شاهد در شرايط هوازي رشد كرده اند از آن كم كنيد . تعداد رادر رقت مورد آزمايش ضرب كرده وبر حسب گرم ماده غذايي گزارش كنيد .

ايمني

فكر مي كنيد چند نوع سول B و چند نوع سلول T در بدن داريم ؟ ما داراي هزاران نوع لنفوسيت B در بدن خود هستيم وهمينطور هزاران نوع هم لنفوسيت T داريم . فكر ميكنيد چند نوع عامل بيگانه وجود دارد ؟ عاملي كه در بدن بيگانه شناسايي شود را آنتي ژن مي گويند . آنتي ژن به عبارت ديگر يك مولكول است كه در بدن به عنوان عامل بيگانه شناسايي بشود و بتواند سيستم ايمني ما را به واكنش وادارد . مولكولهاي آنتي ژن چه جنسي دارند ؟ ممكن است پروتئيني يا پلي ساكاريدي ويا از جنس مخلوطي از اين دو باشند . يك مولكول به تنهايي ممكن است خاصيت آنتي ژني نداشته باشد،اما وقتي روي يك باكتري و يا ويروس و يا حتي روي يك پيكره غير زنده مثلا يك مولكول خيلي درشت تر قرار بگيرد ، خاصيت آنتي ژني پيدا مي كند . مولكولهاي روي غشاي بيشتر ميكروبها براي ما خاصيت آنتي ژني دارند . يعني ميتوانند سيستم ايمني ما را تحريك كنند . حال به اين سوال پاسخ دهيد :
چند نوع آنتي ژن ممكن است وجود داشته باشد ؟
طبيعي است كه با توجه به ماهيت پروتئيني و يا پلي ساكاريدي آنتي ژنها از نظر شكل ظاهري هزاران نوع آنتي ژن مي تواند وجود داشته باشد . پروتئين هاي بدن موجودات ديگر براي سيستم ايمني ما بيگانه تلقي مي شوند و در نتيجه به عنوان آنتي ژن تلقي مي شوند .
جالب است كه بدانيد هر نوع آنتي ژني كه به بدن ما وارد شود ، بايك نوع لنفوسيت B و يك نوع لنفوسيت T خاص همان آنتي ژن برخورد خواهد كرد . اين يكي از شاهكارهاي آفرينش است كه در سيتم ايمني اختصاصي تجلي يافته است . ما لنفوسيت هاي متنوعي داريم . حتي براي آنتي ژنهايي كه هنوز خلق نشده اند داراي لنفوسيت هايي هستيم كه آنها را مي تواندد شناسايي كنند .
لنفوسيت ها براي شناسايي آنتي ژنها داراي گيرنده هاي پروتئيني بر روي غشاي خود هستند . اين گيرنده ها از نظر شكل فضايي مكمل آنتي ژنها هستند و اگر با آنتي ژني قفل و كليد شوند پس آن را شناسايي كرده اند . همانطور كه هر قفلي را كليدي است نتي ژنها هستند
، هر آنتي ژني را يك گيرنده معيني است . گيرنده هاي روي لنفوسيت هاي BوT كه اختصاص به يك نوع معين آنتي ژن دارند از نظر شكل محل اتصال با آنتي ژن يكسانند ولي از نظر كلي بدنه مولكولي با هم متفاوتند .

قفل وكليد شدن آنتي ژن و آنتي بادي

محل توليد لنفوسيت ها همگي در مغزقرمز استخوان و از همان سلولهاي خونساز است . ليكن لنفوسيت ها در مغز استخوان به طور ابتدايي توليد مي شوند و هنوز قادر به تشخيص آنتي ژن نيستند . اگر اين قابليت را بدست آورند ، در اين صورت به آنها لنفوسيت بالغ مي گوييم . مرحله بلوغ لنفوسيت ها با نصب گيرنده هاي پروتئيني بر روي آنها همراه است . اين عمل براي لنفوسيت هاي B در مغز قرمز استخوان و براي لنفوسيت هاي T در غده تيموس انجام مي شود . لنفوسيت هاي بالغ سلولهايي تخصص يافته اند .

دفاع اختصاصي شامل دو نوع ايمني است :
ايمني هومورال و ايمني سلولار
ايمني هومورال در خون اتفاق مي افتد و با ترشح ماده پادتن از سلولهاي B همراه است . هر لنفوسيت B قادر به ترشح پادتني است كه مثل گيرنده خود قادر به اتصال اختصاصي با آنتي ژن شناسايي شده است . پادتن ها بعد از ساخته شدن بوسيله سلولهاي B در خون مي ريزند و به طور طبيعي به آنتي ژنهاي سطح ميكروبها متصل مي شوند . اين اتصال كاملا اختصاصي است. مثلا پادتنهاي ترشح شده بر عليه آنتي ژن وبا نمي تواند برعليه آنتي ژنهاي باكتري حصبه مورد استفاده قرار گيرد .
مراحل ايمني هومورال به اين شكل است :
1.برخورد آنتي ژن با لنفوسيت B مناسب
2.اتصال آنتي ژن با گيرنده آن لنفوسيت
3.تحريك لنفوسيت
4.تقسيم لنفوسيت به تعداد زياد (ايجاد كلون )
5.تعداد زيادي از اين لنفوسيتهاي B به سلولهاي پلاسما يا پلاسموسيت تبديل مي شوند كه قابليت ترشحي دارد و پادتن ترشح مي كند . تعداد كمي هم به سلول هاي خاطره اي تبيدل مي شوند . سلولهاي خاطره اي براي برخورد مجدد با همان آنتي ژن بكا رمي آيند . اگر بعد ها بر خورد مجددي با همان نوع آنتي ژن صورت بگيرد ، دراين صورت سولوهاي خاطره با سرعت زيادي تحريم و سپس تقسيم و تبديل به سلول پلاسما شده و مقدار زيادي پادتن توليد مي كنند . اين نوع پاسخ را پاسخ ايميني ثانويه مي گويند كه سريعتر و شديدتر و طول زمان ايمني آن نيز طولاني تر است .

پادتن در بدن ما چه مي كند ؟
پادتن با اتصال به آنتي ژنهاي سطح ميكروب ، عملا قابليت آن را سلب ميكند . اين ميكروب ديگر قادر به اتصال به سطوح وبه خصوص سلولهاي ديگر نيست .

از طرفي چون پادتنها داراي دو سر اتصال مي باشند ، پس مي توانند دوميكروب را به هم متصل كنند . به اين ترتيب با وساطت مولكولهاي ديگر پادتن ، بيشتر ميكروبها ابه هم وصال مي شوند و حالا ماكرو فاژها مي توانند اين توده هاي ميكروبي را راحت تر فاگوسيتوزكنند.
ايمني سلولي چيست ؟
در ايمني سلولي كار شناسايي بوسيله لنفوسيت هاي T انجام مي شود . و پس از تحريك سلول T تعدادي سلول T خاطره براي پاسخ ايمني ثانويه وتعداد زيادي هم سلول T ديگر توليد مي شوند . سلولهاي T ايجاد شده متنوعند . از جمله برخي از آنها از T كشنده يا قاتل نام دارند . اين سلولها مستقيما به
1.سلولهاي آلوده به ويرس
2.سلولهاي سرطاني
حمله مي كنند و آنها را مي شكند . روش كار اينها با فاگو سيتوز نيست . سلولهاي T پروتئين هاي آب گريزي به نام پرفورين(Perforin) تهيه و ترشح مي كنند كه به عنوان يك منفذ در غشاي سلولهاي مورد حمله قرار مي گيرند .

باسيلوس

باسيلوس آنتراسيس

باسل شاربن عامل بيماري سياه زخم باسيل گرم مثبت وطويل كه اغلب بطور زنجيره دنبال يكديگر قرار مي گيرند داراي كپسول پلي پپتيدي ازجنس گلوتاميك اسيد مي باشد . اين باكتري هوازي وبدون حركت است . برروي محيط كشت كلنيهاي نسبتا بزرگ نامنظم ومسطح ، بدون هموليز وخاكستري رنگ است . اسپور باسيلوس آنتراسيس اغلب بيضي شكل ودرمركز باكتري قرار دارد .باسيلوس آنتراسيس درمحيط خارج از بدن ايجاد اسپور مي كند ودرحاليكه درشرايط مناسب رشد مانند داخل بدن قادر به ايجاد اسپور نمي باشد .
تستهاي تشخيصي :

1 - تست رشته هاي مرواريد (Pearl string test )

روش كار : باكتري رادر سطح محيط مولر هينتون كشت داده يك ديسك پني سلين 10 واحدي برروي كشت خالص باكتري قرار داده پليت رادردماي 37 درجه به مدت 4 تا6 ساعت قرارداده سپس از قسمت زيرين ديسك اسمير تهيه كرده وتوسط رنگ آميزي گرم آن رابررسي نماييد . درصورت كه باكتري موردنظر آنتراسيس باشد باسيلها به صورت زنجيره اي از باسيلهاي متورم شيه رشته هاي مرواريد مشاهده مي شود كه علت آن حساسيت باسيل شاربن نسبت به پني سلين است .

2 - تست تخمير قندها : آنتراسيس قادر به تخمير قندهاي گلوكز ، فروكتوز ، ملتوز وسوكروز است

3 - تست هيدروليز ژلاتين :

باكتري رادر محيط ژلاتين كشت داده دردماي 37 درجه سانتيگراد به مدت 24 ساعت نگهداري كنيد . رشد آنتراسيس به صورت درخت سرو معكوس ياوارونه مشاهده مي شود .

4 - تست اسكولي :

قطعه اي كوچك ازبافت حيوان مبتلا به سياه زخم را پس از ساييدن درهاون با4 تا 5 برابر سرم فيزيولوژي به مدت 5 دقيقه بجوشانيد . پس سرد شدن آن راصاف كرده درلوله حاوي سرم ضد سياه زخم بريزيد . درصورت ظهور حلقه كدري درسطح لوله آزمايش مثبت تلقي مي شود .

5 - حساسيت به فاژ گاما :

باكتريو فاژ گاما قابليت ليز باسيلوس آنتراسيس رادرسطح محيط جامد دارد . درصورتيكه يك قطره محلول اين فاژ را برروي گستره كشت باسيلوس آنتراسيس بريزيم پس ازگرمخانه گذاري ناحيه ليز وعدم رشد

برروي گستره باكتري هويدا خواهد بود .

نكته : كبسول باسيل شاربن دربافت ومحيط حاوي بي كربنات ودرحضور 5 درصد محتوي گاز كربنيك تشكيل مي گردد .

باسيلوس سرئوس :

عامل مسموميت غذايي مي باشد . اين باكتري هوازي واسپوردار است واسپورباكتري به فراواني درخاك يافت مي شود.

اين باكتري نسبت به فاژ گاما وپني سلين مقاوم است ومتحرك مي باشد . داراي لآنزيم فسفولسيتيناز است لذاقادراست لسيتين زده تخم مرغ راازبين بردن ببرد ( تست نگلر مثبت )

باسيلوس سوبتيليس :

كمتر باعث بيماري درانسان مي شود . داراي كلنيهاي بزرگ ، مسطح ، كدربه رنگ هاي صورتي ، زرد ياقهوه اي مي باشد . هوازي واسپوردار است واسپورباكتري به فراواني درخاك يافت مي شود . برروي محيط كشت آگار خوندار باعث بروز هموليز كامل بتا مي شود

كورينه باكتريوم

كورينه در زبان يوناني بمعناي كرز است . نوع غير بيماريزاي ان راديفتروئيد مي نامند

تشخيص كورينه باكتريوم ديفتريه :

1 - اسمير مستقيم : بااستفاده ازسواب ازحلق ياترشحات سطح غشاي كاذب اسمير مستقيم تهيه مي شود وبارنك اميزي البرت , بلودومتيلن يا كرم اسمير رامورد بررسي قرار مي دهند

بهترين روش رنك اميزي استفاده ازرنك اميزي البرت است دراين رنك اميزي باسيلها به رنك سبز وكرانولهاي متاكروماتيك (ولوتين) به رنك قهواي مايل به سياه مشاهده مي شود در رنك اميزي بلودومتيلن باكتري به صورت يكنواخت رنك نمي كيرد . دررنك اميزي كرم باسيل ها كرم مثبت وبه صورت الفباي جيني ديده مي شوند

نكته : درديفتروئيدهاي غيربيماريزادانه هاي ولوتين ديده نمي شود

نكته:باسيلهاي ديفتري رنك خود رابه سرعت درمجاورت محلول بي رنك كننده ازدست مي دهند بنابراين درهنكام رنك اميزي نبايد لام راز ياددرمجاورت الكل استن قرار داد

نكته : كلنيهاي كورينه باكتريومها به راحتي دراب ياسرم فزيولوزي حل نمي شوند

كشت : كورينه باكتريوم بي هوازي اختياري است وبراي جداسازي به محيطهاي غني شده نياز دارد براي كشت ازمحيطهاي زير استفاده مي شود :

- اكار خوندار : كلني به شكلهاي مختلف مشاهده مي شود وهاله بسيار ضعيف هموليز دراطراف كلني ديده مي شود .

تلوريت بتاسيم : اين محيط اكارخونداري است كه به نسبت 4./. به ان تلوريت اضافه شده است برروي اين محيط باسيل ديفتري وبعضي ازديفتروئسدها وكوكسيها قادربه رشدند . كلني كورينه باكتريوم ديفتريه بعد 24 ساعت به صورت خاكستري تاسياه مشاهده مي شود .

3 - لوفلر : بهترين محيط كشت مي باشد كلني بعد24 ساعت در37 درجهبصورت كلني هاي محدب كرمي رنك وبه اندازه 1 ميليمتر ظاهر مي شود .

4 - تينيسيدال : براي متمايز كردن كورينه باكتريوم ديفتريه از ديفتروئيدها استفاده مي شود كلنيها به رنك سياه باهاله خاكستري ظاهر مي شود .

نكته : محيط(Egg-Cystine Tellurite Broth (E.C.S.T يك محيط غني كننده براي جداكردن باسيل ديفتري ازناقلين است . اين محيط از سرم كاو , زرده تخم مرغ تلوريت بتاسيم ليسيتين و كلوكز تشكيل شده است .

تخمير قندها :

الف - محيطC.T.A) Cystine Trypticase Agar)

در 100 ميلي ليتر اب مقطر 2/95 كرم بودر محيط C.T.A ويك كرم قند مورد نظر حل كنيد بعد PH انرا به 7/2 برسانيد ودرشيشه هاي كوجك كه قبلابا اب مقطر شسته شده واستريل شده است تقسيم واستريل كنيدوبعداز كنترل مورد استفاده قرار دهيد . در صورت تخمير قند به وسيله باكتري وايجاد اسيد رنك محيط كشت ازقرمز به زرد تبديل مي كردد .

براي تائيد تشخيص ديفتري بايد اثبات شود كورينه جداشده قادر به توليد توكسين است . براي اين منظور مي توان ازروشهاي in-vitro و in-vivo استفاده نمود

تست الك : ازاين تست براي تاييد توكسين زايي باسيل ديفتري در استفاده مي شود .بدين منظور مي توان باكتري موردنظرin-vivo رابرروي پليت حاوي آگار مناسب به طور خطي كشت داد سپس نوار كاغذ آغشته به آنتي توكسين ديفتري رابه طورعمود برآن قرار دهيد . اين محيط براي مدت 72-24 ساعت دردماي 37 درجه نگهداري مي شود . درصورتي كه باكتري توكسين زاباشد رسوب سفيدرنگي دراثر واكنش توكسين وآنتي توكسين حاصل مي شود

لاكتو باسيلها


لاكتو باسيلها : باسيل گرم مثبت ميله اي شكل بدون اسپور بدون كپسول وبدون تحرك مي باشند اغلب ميكروآظروفيل هستند . اين باكتريها فاقد آنزيم كاتالاز هستند . در چرخه متابوليسم خود دراثر تخمير اسيد لاكتيك نوليد مي كنند

كشت : رشد درنوترينت ؛ار معمولي ضعيف است اما اگر به محيط گلوكز و عصاره مخمر ياخون اضافه شود رشد آنها بهتر صورت مي گيرد

عمده ترين لاكتوباسيلها كه به صورت فلور طبيعي درانسان ديده مي شود عبارتند از :

1 - لاكتو باسيلوس بيفيدوس : درپلاك دنداني وبزاق افراد بزرگسال ودرمدفوع نوزاداني كه ازشيرمادر تغذيه مي كنند وجود دارد .

2- لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس

نكته :لاكتوباسيلها به فراواني در ماست وجوددارند درصورتيكه كه ازماست گسترش تهيه شود وبه آرامي توسط حرارت فيكس شود و بهروش آلبرت رنگ آميزي شود درداخل لاكتوباسيلها دانه هاي متاكروماتيك زيادي ديده مي شود. دراين صورت لاكتوباسيلها به رنگ سبز ودانه هاي متاكروماتيك به رنگ آبي تاقهوه اي سوخته مشاهده مي شود.
لاكتو باسيلها : باسيل گرم مثبت ميله اي شكل بدون اسپور بدون كپسول وبدون تحرك مي باشند اغلب ميكروآظروفيل هستند . اين باكتريها فاقد آنزيم كاتالاز هستند . در چرخه متابوليسم خود دراثر تخمير اسيد لاكتيك نوليد مي كنند

كشت : رشد درنوترينت ؛ار معمولي ضعيف است اما اگر به محيط گلوكز و عصاره مخمر ياخون اضافه شود رشد آنها بهتر صورت مي گيرد

عمده ترين لاكتوباسيلها كه به صورت فلور طبيعي درانسان ديده مي شود عبارتند از :

1 - لاكتو باسيلوس بيفيدوس : درپلاك دنداني وبزاق افراد بزرگسال ودرمدفوع نوزاداني كه ازشيرمادر تغذيه مي كنند وجود دارد .

2- لاكتوباسيلوس اسيدوفيلوس

نكته :لاكتوباسيلها به فراواني در ماست وجوددارند درصورتيكه كه ازماست گسترش تهيه شود وبه آرامي توسط حرارت فيكس شود و بهروش آلبرت رنگ آميزي شود درداخل لاكتوباسيلها دانه هاي متاكروماتيك زيادي ديده مي شود. دراين صورت لاكتوباسيلها به رنگ سبز ودانه هاي متاكروماتيك به رنگ آبي تاقهوه اي سوخته مشاهده مي شود.

ليستريا

ليستريا : دو نوع منوسيتوژنز وايوانوي بري انسان بيماريزا مي باشد ليستريوز بيماري مشترك انسان وحيوان است كه عامل آن ليستريا منو سيتوژنز مي باشد . علت نامگذاري اين باكتري ازدياد تعدادمونوسيتها درحيوانات الوده آزمايشگاهي بوده است . ليستريا باسيلهاي گرم مثبت كوتاه (مستقيم يا كمي خميده) بدون كپسول بدون اسپور كاتالاز مثبت واكسيداز مثبت هستند .

كشت : دربسياري ازمحيطهاي كشت مانند مولرهينتون آگار وآگارخوندار به خوبي رشد مي كند . قادر به ايجادهموليز بتادرآگارخوندار است لذاممكن است بااستربتوكوكهاي بتا هموليتيك اشتباه گردد .ليستريا منوسيتوژنز قادر به رشددردماي Cold enrichment 4درجه سانتيگراد است لذا مي توان روش

انجام داد يعني نمونه هابه مدت چندروزدردماي 4 درجه سانتيگراد قرارداده وسپس اقدام به كشت نمود .

تست آنتون : 2تا3 قطره ازمحيط كشت مايع ليستريا رادر ملتحمه چشم خرگوش تلقيح كرده درصورت وجود ليستريا منوسيتوژنز ايجاد كانژنكتيويت همراه با آسيب قرنيه پس از48 ساعت مي گردد .

نكته : تست كمپ درليستريا منوسيتوژنز مثبت است

نكته : ليستريا منوسيتوژنز ازتخمير رامنوز ايجاد اسيد مي كند

استربتوكوك ها

STREPTOCOCCI

خصوصيات باكتري شناسي : در شرايط بي هوازي بهتر رشد مي كند درشرايط هوازي حضور 5 تا10 درصد كازكربونيك به رشد باكتري كمك مي نمايد برخي برروي اكار خوندار باعث ليز كلبولهاي قرمز محيط مي كردد كه به اين بديده هموليز مي كويند .

تشخيص ازمايشكاهي استربتوكوك :

بررسي مستقيم ميكروسكوبي : نمونه شامل ترشحات وسواب حلق وضايعات بوستي است .ابتدا ازنمونه مورد نظر كسترش تهيه كرده ورنك اميزي كرم انجام داده كه كوكسي هاي كرم مثبت به صورت رشته اي ديده مي شود .

كشت : كشت برروي اكار خوندار وبعد از 24 ساعت ازمايش برروي كلني

تست حساسيت به انتي بيوتيك باسيتراسين Taxo A® disc: براي شناسايي استربتوككهاي بتا هموليتيك كروه A استفاده مي شود .بيوزن دربرابر ديسك 4./. واحدي باسيتراسين حساس است اما بقيه استربها مقاومند .( باسيتراسين انتي بيوتيكي است كه توسط ميكرواركانيسم هاي كرم مثبت اسبور دار مانند باسيلوس سوبتي ليس توليد مي كردد )

روش كار: استرب مورد نظر راىرمحيط اكار خوندار به صورت يكنواخت كشت داده بعد ديسك باسيتراسين راروي محيط قرار داده ظهور هاله عدم رشد دراطراف ديسك نشانه حساسيت باكتري است و ازمايش مثبت تلقي مي شود . ولي اكرباكتري تالبه ديسك رشد كند ازمايش منفي است
تست PYR : مقىاري از كلني استاف رابرروي كاغذ صافي اغشته به PYR منتقل مي كنيم بعد يك قطره معرف N-N-methyl-aminocinnamaldehyde رابه ان اضافه مي كنيم .ظهوررنك قرمز درمدت 5 دقيقه نشانه مثبت بودن تست است وبه معناي توانايي هيدروليز PYR توسط باكتري است .اين تست دراسترب كروهA وكونه هاي انتروكوك مثبت است .
انواع هموليز استربتوكوكها :

1- هموليز بتا : Beta hemolysis درصورتيكه دراطراف كلني ليز كامل كلبولهاي قرمز به صورت هاله اي شفاف برروي اكار خوندار مشاهده شود باكتري رابتاهموليتيك مي نامند . هموليز بتا دراثر ترشح انزيم هموليزين توسط باكتري بوجود مي ايد .

2- هموليز الفا : Alpha hemolysis درصورتيكه دراطراف كلني هاله نيمه شفاف وسبزرنك ايجاد شده باشد هموليز را الفا مي نامند . دراين حالت باكتري باترشح مواد اكسيط كننده باعث تبديل هموكلوبين به مت هموكلوبين مي كردد .

3- هموليز كاما :Gamma reaction درصورتيكه دراطراف باكتري هيج كونه هموليزي برروي اكار خوندار ايجاد نكردد كاما هموليتيك ناميده مي شود .
تقسيم بندي ربكا لانسفيلد :

براساس خاصيت انتي ؤني كربوهيدرات سل وال به كروههاي سرولوؤيكي AتاU تقسيم بندي شده اند

group A beta hemolytic - 1 شامل.استربتوكوكوس بيوزنStreptococcus pyogenes

ت

Sgroup B streptococci - 2 شامل استربتوكوكس اكالاكتيا (treptococcus agalactiae)

3 - group C streptococci شامل استربتوكوكس (S. equisimilis and S. zooepidemicus )

4 - group F streptococci شامل استربتوكوكس (milleri )

group G streptococci5 شامل استربتوكوكس

5 - group D streptococci انتروكك ENTEROCOCCI

استربتوكوكهاي كروه D شامل انتروكك (فكاليس وفاسيوم )وغير انتروكك (بويس واكواينوس ) مي باشد

ENTEROCOCCI

THE GROUP D STREPTOCOCCI

جون اين كوكسيها اكثرادرروده وجود دارند به انها انتروكوك مي كويند .اين كروه مقاومترين استربتوكوك درمقابل انتي بيوتيك مي باشند .

استربتوكوك فكاليس : Enterococcus faecalis

كوكسيهاي دوتايي بيضي شكل وزنجيره كوتاه وبدون حركت وبدون كبسول بوده وبرروي محيطهاي معمولي خوب رشد مي كند . درمحيط مايع كدورخت يكنواخت ايجاد مي كند

نكته : استربتوكوك فكاليس قادر است حرارت 60 درجه سانتيكراد را به مدت نيم ساعت تحمل كند

نكته : انتروكوكها بعضي مواقع درمجاري ادرار باعث عفونت ادرار مي كردد .

تشخيص ازمايشكاهي :

1 - تست هيدروليز اسكولين :

روش :باكتري را درسطح محيط داراي اسطولين به صورت خطي كشت داده ودردماي 37 درجه سانتيكراد به مدت24 ساعت نكهداري نماييداكر سطح محيط كشت دراطرافخء كشت سياه شد دليل برهيدروليز اسكولين ومثبت بودن ازمايش است


2 - رشد درحضور 6/5 درصد نمك:

روش كار : كلني هاي استربتوكك راازروي اكار خوندار برداشته ودرلوله هاي ابكوشت غذاييكه حاوي 6/5 درصد نمك استتلقيح مي شودوبعد از24 ساعت لوله هااز نظر كدورت محيط كشت بررسي مي شود .وجود كدورت نشاندهنده رشد اركانيسم ومثبت بودن تست است. اين تست در انتروككها مثبت ودراستربتوككها كروهD منفي است .


6 - THE PNEUMOCCUS Streptococcus pneumoniae

ديبلوكك كرم مثبت به قطر 8./ ت1 ميكرون وبه شكلبيضي ياشعله شمع ديده مي شود معمولا دوبه دو كنار يكديكرقرار مي كيرندبطوريكه دومنتهاي بهن انها مجاور يكديكر قرار مي كيرند اين باكتري فاقد اسبور وبدون حركت است وانزيم كاتالاز ندارد داراي كبسول بلي ساكاريدي ضخيمي بوده كه بس ازكشت هاي مكرردرازمايشكاه كبسول خود راازدست مي دهد
خصوصيات باكتري شناسي : بي هوازي اختياري درحضور 5-10./. دي اكسيد كربن بهتر رشد مي كند برروي بلاد اكار به قطر ا mm وهموليز الفا ايجاد مي كند (درشرايط بي هوازي هموليز بتا مي دهد ) كاتلالز واكسيداز منفي هستند

تشخيص ازمايشكاهي :

1 - بررسي ميكروسكوبي :كوكسيهاي بيضي شكل كرم مثبت دوتايي حالت شمعي كاهي زنجير كوتاه

2 -كشت :كشت برروي بلاد اكار يا شكلات ودرجار محتوي كازكربونيك به مدت 24 ساعت كلني هاي نافي شكل داراي هموليز الفاalpha hemolysis مشاهده مي شود

3- حلاليت در صفرا :انزيمي بنام اميداز در بوشش سلولي بنوموكك وجود دارد كه در مجاورت نمكهاي صفراوي فعال شده واتصال ميان ان-ةاستيل موراميك اسيد و ال - الانين را مي شكند بنابراين مجاور كردن بنوموكك بااملاح صفراوي موجب ليز وتخريب باكتري مي كردد

روش كار : يك قطره ازمحلول داكسي كولات سديم رابرروي كلني هاي داراي هموليز الفا ريخته حدود 5 دقيقه صبر كنيد تامحلول خشك شود . مثبت بودن تست يعني متلاشي شدن بنوموكك كه باتخريب كلني مشخص مي شود

4 - تست ابتوجين : بنوموكك دربرابر5 ميكروكرم درميلي ليتر عامل ضدباكتريايي اتيل هيدروكوبرئين حساس است اما بقيه استربها مقاومند

روش كار : يك كلني الفا هموليتيك راازبليت اكار خوندار ياشكلات برداشته ودرسطح محيط اكار ياشكلات به صورت يكنواخت كشت داده وبعد يك ديسك ابتوجين 8 ميليمتري كه به 2./.ميلي ليتر از رقت 400:1 ابتوجين اغشته شده راىرمركز بليت قرار داده وبانوك بنس فشار مختصري به ديسك وارد كنيد تاكاملا به محيط بجسبد . بعد بليت رابه مدت 24 ساعت در 37 درجه قرار داده وبليت راازنظر توليد هاله يا عدم ان مورد بررسي قرار دهيد . درصورتي كه قطر هاله عدم رشد دراطراف ديسك مساوي يابزكتر از 16 ميليمتر باشدنمونه مورد ازمايش بنوموكك بوده در غير اين صورت ويريدانس است .
5 - واكنش تورم كبسولي : اساس اين تست واكنش بين كبسول بلي ساكاريدي باكتري وانتي سرم هم تيب خودش ونهايتا تورم كبسول مي باشد .

روش كار : از انتي سرمهاي بلي والان استفاده مي شود نمونه تازه خلط يا سوسبانسيون اركانيسم را در سطح لام قرار داده وباانتي سرم مجاور نماييد بعد يك لام رابرروي ان قرار داده در اين حالت كبسول در زير ميكروسكوب مانند حلقه اي بزرك دراطراف باكتري مشاهده مي شود

6 - تخمير قند اينولين : بنوموكك قادر به تخمير قند اينولين است درصورتيكه ويريدانس قادر نيست

نكته : قندهايي نظير, كزيلوز, لوولز, مالتز وكاهي لاكتوزبه روش تنداليزاسيون فيلتراسيون استريل مي شود اما اينولين به روش اتوكلاو .

نكته : تست انتي بيوكرام استربتوككها برروي محيدهاي اكار خوندار وياشكلاتي انجام مي شود .

استافيلوكوك

اولين بار رابرت كخ استاف را ازجرك بيماران بدست اورد

سه كونه بيماريزاي ان عبارت است : اوريوس ابيدرمايديس وسابروفتيكوس

ساختار : باكتريهاي كروي شكل كرم مثبت بدون اسبور وبدون حركت اند به قطر 1ميكرومتر وبه شكل خوشه اي

تقسيم بندي :انتريديوس واوروس كواكولاز مثبت اند وبقيه منفي اند توانايي تحمل نمك رادارند واغلب هموليز ايجاد مي كند
خصوصيات باكتري شناسي

هوازي - بي هوازي اختياري بوده برروي بلاد اكار رشد مي كند دردماي 12 تا 24 درجه سانتيكراد رشد مي كند وحرارت مناسب 37 درجه است كلني به قطر 2 تا4 ميليمتر برجسته صاف مدور به رنك سفيد زرىونارنجي ظاهر مي شود

محيطهاي كشت مناسب : Nutrient broth ,Nutrient agar,Blood Agar ,columbia Agar ,Trypticase soy Agar ,Manitol salt Agar
درصورتكه نمونه مورد نظر زخم يامدفوع باشد كه داراي الودكي باباكتريهاي ديكري است بايد از محيطهاي انتخابي جابمن اكار ومانيتول سالت اكار استفاده نمود(وجود نمك 55 كرم درليتر درجابمن و75 كرم درليتر درمانيتول )اؤرشد سايرباكتريها جلوكيري مي كند .

Milk Agar: اين محيط حاوي 10 درصد كلرور سديم وبلي ميكسين است وبراي اوروس اختصاصي است وازرشد ابيدرمايديس جلوكيري مي كند دراين محيط كازئين توسط حرارت شكسته شده وباعث مات شدن محيط مي شود درصورت رشد اورئوس وترشح انزيم بروتئاز توسط اين باكتري باعث ظهور هاله شفافي دراطراف كلني ها مي كردد

Tellurit-Glycine agar : در اين محيط امكان افتراق استاف كواكولاز مثبت از كواكولاز منفي وجود دارد نوع مثبت تلوريت موجود در محيط رااحيا نموده وتوليد كلني سياه مي كند در حالكه نوع منفي كلني سفيد خاكستري توليد مي كند

تشخيص ازمايشكاهي :

1- بررسي ميكروسكوبي مستقيم : در رنك اميزي كرم كوكسيهاي كرم مثبت خوشه اي(خوشه انگور) يادوبه دو در بهلوي يكديكر قرار كرفته باشند

2- كشت :

3 - تست KOH : يك قطره 3KOHدرصد در سطح لام ريخته وجند كلني ازباكتري مذبور رابه ان اضافه نماييدبعد توسط لوب به مدت 60 ثانيه ان رامخلوط مي كنيم واهسته لوب راازسطح لام جدا كنيد ديواره سلولي باكتري كرم منفي بر اثرKOHشكسته مي شود وماده واكسي chromosomalاز ديواره ازاد شده كه باعث افزايش غلظت و جسبندكي مخلوط باكتري وKOH مي كردد در اين حالت سوسبانسيون باكتري به صورت كشدار ظاهر مي شود ولي در كرم مثبت مشاهده نمي شود

4- تست كاتالاز : تفكيك استاف از استربتوكوك

يك قطره از براكسيد هيدروزن ./.3 در سطح لام قرارداده ومقدار كمي از كلني باكتري را در ان حل كنيد اكر حبابهاي كاز ازاد شوند نشاندهنده حضور انزيم كاتالاز در باكتري وشكسته شدن براكسيد هيدروزن به مولكولهاي اب واكسيزن است كه به صورت حباب ديده مي شود در استاف ها مثبت مي باشد

1- استافيلوكوكوس اورئوس :staphylococcus aureus
درصورتكه نمونه مورد نظر زخم يامدفوع باشد كه داراي الودكي باباكتريهاي ديكري است بايد از محيطهاي انتخابي جابمن اكار ومانيتول سالت اكار استفاده نمود(وجود نمك 55 كرم درليتر درجابمن و75 كرم درليتر درمانيتول )اؤرشد سايرباكتريها جلوكيري مي كند .

Milk Agar: اين محيط حاوي 10 درصد كلرور سديم وبلي ميكسين است وبراي اوروس اختصاصي است وازرشد ابيدرمايديس جلوكيري مي كند دراين محيط كازئين توسط حرارت شكسته شده وباعث مات شدن محيط مي شود درصورت رشد اورئوس وترشح انزيم بروتئاز توسط اين باكتري باعث ظهور هاله شفافي دراطراف كلني ها مي كردد

Tellurit-Glycine agar : در اين محيط امكان افتراق استاف كواكولاز مثبت از كواكولاز منفي وجود دارد نوع مثبت تلوريت موجود در محيط رااحيا نموده وتوليد كلني سياه مي كند در حالكه نوع منفي كلني سفيد خاكستري توليد مي كند

تشخيص ازمايشكاهي :

1- بررسي ميكروسكوبي مستقيم : در رنك اميزي كرم كوكسيهاي كرم مثبت خوشه اي(خوشه انگور) يادوبه دو در بهلوي يكديكر قرار كرفته باشند

2- كشت :

3 - تست KOH : يك قطره 3KOHدرصد در سطح لام ريخته وجند كلني ازباكتري مذبور رابه ان اضافه نماييدبعد توسط لوب به مدت 60 ثانيه ان رامخلوط مي كنيم واهسته لوب راازسطح لام جدا كنيد ديواره سلولي باكتري كرم منفي بر اثرKOHشكسته مي شود وماده واكسي chromosomalاز ديواره ازاد شده كه باعث افزايش غلظت و جسبندكي مخلوط باكتري وKOH مي كردد در اين حالت سوسبانسيون باكتري به صورت كشدار ظاهر مي شود ولي در كرم مثبت مشاهده نمي شود

4- تست كاتالاز : تفكيك استاف از استربتوكوك

يك قطره از براكسيد هيدروزن ./.3 در سطح لام قرارداده ومقدار كمي از كلني باكتري را در ان حل كنيد اكر حبابهاي كاز ازاد شوند نشاندهنده حضور انزيم كاتالاز در باكتري وشكسته شدن براكسيد هيدروزن به مولكولهاي اب واكسيزن است كه به صورت حباب ديده مي شود در استاف ها مثبت مي باشد

1- استافيلوكوكوس اورئوس :staphylococcus aureus

تشخيص ازمايشكاهي :
- تست كواكولاز :Production of coagulase الف - روش لوله اي: بلاسماي سيتراته خركوش ياانسان رابه نسبت 5:1 رقيق كنيد( 5 سرم و1 بلاسما) سبس 1./ ميلي ليتر ازكشت جوان استاف رابه لوله محتوي 5./ ميلي ليتر بلاسماي رقيق شده اضافه نموده ومد ت 1تا4ساعت در كرمخانه 37 درجه سانتيكراد قرار دهيد .اكر استاف كواكولاز مثبت باشد بلاسماي موجود در لوله منعقد مي شودوبه صورت لخته مشاهده مي شود
- تست : Production of deoxyribonuclease (DNase) on DNase agar استاف رابروي محيط DNase به صورت نقطه اي ياخطي كشت داده وبراي مدت 18 تا24 ساعت دردماي 37 درجه سانتيكرادقرار دهيد بعد برروي ان اسيدكلريدريك نرمال بريزيد . درصورتيكههاله شفاف اطراف كلني مشاهده شد نشاندهنده حضور انزيم دزوكسي ريبونوكلئاز درباكتري مي باشد
- تخمير مانيتول : Mannitol fermentation on Mannitol Salt agar (MSA) اورئوس درمحيط مانيتول سالت اكار باتخمير مانيتول ايجاد اسيد مي كند (مانيتول سالت اكار محيط انتخابي وافتراقي اورئوس مي باشد)اين محيط داراي 5/7 درصد نمك است وهمجنين داراي معرف فنل رد است كه درصورت ايجاد اسيد معرف ازرنك صورتي مايل به قرمز ب هزرد تغيير رنك بيدا مي كند
- حساسيت به نووبيوسين :Blood agar with a novobiocin (NB) disc اورئوس نسبت به نووبيوسين حساس است . باكتري را برروي محيط مغذي به صورت يكنواخت كشت داده بعد ديسك نووبيوسين(حاوي 5 ميكروكرم ) رادرسطح محيط قرار داده وبليت رادردماي 37 درجه سانتيكراد به مدت 18 ساعت نكهداري كنيد .ايجاد هاله عدم رشد دراطراف ديسك نشانه حساسيت به انتي بيوتيك نووبيوسين مي باشد .

تست فسفاتاز : اورئوس وابيدرميديس داراي انؤيم فسفاتاز مي باشند . باكتري رادرمحيط فنل فتالئين فسفات اكار كشت داده وبعد به مدت 18 تا 24 ساعتدرحرارت 37 درجه سانتيكراد نكهداري نماييد بعد 1./ ميلي ليتر امونياك رادرداخل درب بتري ريخته وبليت رابه مدت 1 دقيقه يا بيشتر به طور وارونه قرار دهيد . كلنيهايي كه داراي انزيم فسفاتاز هستندبه رنك صورتي تغيير رتك مي يابند

6 - فاز تايبينك:
2- استافيلوكوكوس ابيدرمايديس: برروي بلاد اكار بيكمان سفيد توليد مي كند فاقد انزيم كواكولاز مي باشد ونسبت به ديسك نووبيوسين حساس است .قادر به تخمير مانيتول نيست ونسبت به ديسك بلي ميكسين B حساس است .

3-استافيلوكوكوس سابروفيتيكوس : كلني زرد بررنك خاكستري وياسفيد است خاصيت هموليتيك ندارد .كواكولاز منفي بوده ونسبت به نووبيوسين مقاوم است وبه ناليديكسيك اسيد حساس مي باشد .و همجنين اوره ازمثبت است.

باكتري هاي گرم مثبت

Aerobic, Gram-positive cocci
Staphylococcus aureus
Staphylococcus epidermidis
Staphylococcus sp. (Coagulase-negative)
Streptococcus pneumoniae (Viridans group)
Streptococcus agalactiae (group B)
Streptococcus pyogenes (group A)
Enterococcus sp.

Aerobic, Gram-positive rods
Bacillus anthracis
Bacillus cereus
Lactobacillus sp.
Listeria monocytogenes
Nocardia sp.
Rhodococcus equi (coccobacillus)
Erysipelothrix rhusiopathiae
Corynebacterium diptheriae
Propionibacterium acnes

Anaerobic, Gram-positive rods
Actinomyces sp.
Clostridium botulinum
Clostridium difficile
Clostridium perfringens
Clostridium tetani

Anaerobic, Gram-positive cocci
Peptostreptococcus sp.

باكتري هاي گرم منفی

باكتري هاي گرم منفي
Aerobic, Gram-negative cocci
Neisseria gonorrhoeae
Neisseria meningitidis
Moraxella catarrhalis

Aerobic, Gram-negative rods
Fastidious, Gram-negative rods
Actinobacillus actinomycetemcomitans
Acinetobacter baumannii
Bordetella pertussis
Brucella sp.
Campylobacter sp.
Capnocytophaga sp.(fig 1,)
Cardiobacterium hominis
Eikenella corrodens
Francisella tularensis
Haemophilus ducreyi
Haemophilus influenzae
Helicobacter pylori
Kingella kingii
Legionella pneumophila
Pasteurella multocida
Enterobacteriaceae (glucose-fermenting Gram-negative rods)
Citrobacter sp.
Enterobacter sp.
Escherichia coli
Klebsiella pneumoniae
Proteus sp.
Salmonella enteriditis
Salmonella typhi
Serratia marcescens
Shigella sp.
Yersinia enterocolitica
Yersinia pestis
Oxidase-positive, glucose-fermenting Gram-negative rods
Aeromonas sp.
Plesiomonas shigelloides
Vibrio cholerae
Vibrio parahaemolyticus
Vibrio vulnificus
Glucose-nonfermenting, Gram-negative rods
Acinetobacter sp.
Flavobacterium sp. (fig 1 Wright-Leishman stain)
Pseudomonas aeruginosa
Burkholderia cepacia
Burkholderia pseudomallei
Xanthomonas maltophilia or Stenotrophomonas maltophila


Anaerobic, Gram-negative rods
Bacteroides fragilis
Bacteroides sp.
Prevotella sp.
Fusobacterium sp.

Anaerobic, Gram-negative cocci
Veillonella sp.

مورفولوزي كلني برروي پليت




Elevation of Colony


حاشيه كلني


سطح كلني

شرايط كشت

باکتریهای هوازی
باکتریهایی هستند که درفقدان مولکول اکسیزن قادربه رشد نمی باشند. این باکتریها به راحتی درهوای اتاق رشد می نمایند وانکوباتورهای معمولی به راحتی رشد آنهاراتامین میکنند

باکتریهای بی هوازی اجباری
باکتریهای هستند که فقط درشرایط فاقدمولکول اکسیزن قادر به رشدمیباشند. بسته به میزان حساسیت این گروه به اکسیزن می توان از روشهای متفاوت برای تامین شرایط موردنیاز رشد آنهااستفاده کرد.

ازجمله روشهای معمول انکوباتورهای بی هوازی هستند که هوای داخل انکوباتور بامخلوطی ازگازهای نیتروزن هیدروزن ودی اکسیدکربن جایگزن می گردد. همچنین می تواندازگازپک مخصوص بی هوازی جهت تولید شرایط عدم حضور اکسیزن استفاده کرد

GAS PACK
گاز پک توسط اسکات درآمریکا ساخته شده دراین سیستم ازیک جار بی رنگ پلاستیکی با یک درپوش محکم استفاده شده است. این گازپک هااغلب باعث تولید هیدروزن ودی اکسید کربن می شوند که هیدروزن درحضور کاتلیزورموجود در درب جار ترکیب شده وبه صورت قطرات آب درجداره ظرف ظاهرمی شود. همجنین دراین واکنش فشار داخل جار افت می کند که این دوعلامت منواند به عنوان نشانه ای ازعملکردخوب گاز پک مطرح باشد.

برای تایید قطعی وحتمی می توان از اندیکاتورهای شیمیایی نیزاستفاده کرد. امروزه دربین اندیکاتورهای شیمیایی متیلن بلو رایج ترین اندیکاتورمی باشد که درحضوراکسیزن به رنگ آبی ودرعدم حضوراکسیزن احیاشده و بیرنگ میگردد


روش کار
برای انجام آزمایش پاکت را باز کرده ودرجار حاوی پلیتهای کشت داده شده قرار داده و10سی سی آب مقطر رابه داخل پاکت اضافه کنید. اندیکاتورراباز کرده ودرداخل جار قراردهید درب جار رامحکم بسته پس ازچندقیقه گرماداخل جارتولیدمی شود. این گرما بالمس کردن درب جارمشخص می شود. تولید قطرات آب در جداره جارنشانگر عملکرد خوب کاتالیزوروحذف اکسیزن است پس از مدت یک تادوساعت فعالیت کاتالیزور کم می شود

نکته: ابتدا اندیکاتوردرمجاورت اکسیزن به رنگ بنفش درخواهدآمد. درصورتی که جارفعال باشداندیکاتوربه مرور زمان بی رنگ خواهدشد

نکته: برای فعال کردن مجدد کاتالیزور کافی است آنرااتوکلاو نماییم یابر روی چراغ حرارت دهیم

نکته: درمحیط بایل اسکولین آگار علاوه بر اسکولین ومواد صفراوی سدیم آزید نیز برای جلوگیری ازرشدباکتریهای گرم منفی به کاررفته است ومعرف رنگی محیط سیترات فریک می باشد

شناسايي ساختار لايه حفاظتي باکتري‌ها

پژوهشگران براي نخستين بار بخشي از ساختار يک پروتئين قشر حفاظتي و سطح خارجي ميکروب‌ها را با کمک کريستالوگرافي (علم بلورشناسي) شناسايي کردند.

باکتري‌ها در سطح خارجي خود، يک لايه از پروتئين‌هايي دارند که آنها را در برابر تأثيرات خارجي حفظ مي‌کند. باکتري‌ها در جهان کنوني، آوازه خوبي ندارند، اما انسان‌ها نيز نمي‌توانند بدون اين ارگانيسم ميکروسکوپي و تک سلولي به حيات خود ادامه دهند.

براي نمونه، انواع مخصوصي از ميکروب‌ها، لايه حفاظتي روي پوست انسان مي‌سازند، اما بايد همزمان در برابر حملات خارجي نيز از خود دفاع کنند.
يک تيم پژوهشي از مؤسسه علوم زيستي مولکولار دانشگاه گراس در اتريش، نخستين نتايج تحقيقات خود پيرامون ساختار سطح حفاظتي اين باکتري‌ها را در تازه‌ترين شماره نشريه «ساختار بيولوژي» به نام «استرکتور» منتشر کرده است.

اين تيم که مديريت آن به عهده پرفسور «والتر کلر» و متشکل از ميکروبيولوژها و ساختاربيولوژهاي گراس، وين و‌هامبورگ است، بر ساختارها و ويژگي‌هاي لايه‌هاي موسوم به «قشر- اس» تحقيق مي‌کند و به دنبال پاسخ به اينپرسش است که عملکرد و وظيفه اين لايه‌ها چيست؟
«قشرـ اس»، روزنه‌هاي نانومتري براي تبادل ماده با محيط و براي حفاظت در برابر محيط اطراف است.

کلر مي‌گويد: باکتري‌ها در خارجي‌ترين جدار سلول خود اين لايه‌هاي موسوم به «قشر ـ اس» را مي‌سازند.
اين لايه‌ها که با تلاش و زحمت فراوان باکتري‌ها توليد مي‌شوند، ساختارهايي از پروتئين هستند و تا 10 درصد از کل پروتئين را تشکيل مي‌دهند و چنين به نظر مي‌رسد که براي باکتري‌ها نيز بسيار مهمند.

اين تيم پژوهشي به ويژه به دنبال تحقيق درباره کيفيت عمل ترکيب پروتئين‌هاي «قشر ـ اس» و همچنين چگونگي تأثيرپذيري اين پروتئين‌هاست.

«تي پاوکوف»، يکي از پژوهشگران عضو اين تيم براي نخستين بار موفق شد با کمک کريستالوژي بخشي از ساختار پروتئين «قشر ـ اس» را با بالاترين درجه تجزيه و تحليل به نمايش بگذارد.
اين دانشمند مي‌گويد: انسان مي‌تواند رابطه باکتري و «قشر ـ اس» را شبيه يک جنگجو با «پيراهن زرهي‌»‌اش تصور کند. اين قشر چون يک صافي عمل مي‌کند که مواد مورد نياز چون مولکول‌هاي مواد غذايي را به داخل ارگانيسم وارد و مواد مضر را دفع مي‌کند.

پاوکوف مي‌گويد: اما «قشر ـ اس» حتي با ديگر سلول‌هاي ميزبان، از جمله انسان تأثير متقابل دارند و نيروهاي دفاعي بدن خود را تحريک مي‌کنند.
اين پژوهشگر افزود، باکتري‌هاي اسيد لاکتيک که گلوکز را به استيد لاکتيک تبديل مي‌کنند، يک نمونه مشهور و معروف در اين رابطه هستند.

اين پژوهشگر مي‌‌خواهد در گام‌هاي بعدي با کمک «کريو- ميکروسکوپ انتقال الکتروني» به نام «کريوـ تي.اي.ام» ساختار کل «قشر ـ اس» در نوعي از باکتري مشخص زمين را ثابت کند.
«کريو- ميکروسکوپ انتقال الکتروني» يک نمايش تقريبا مطابق اصل از ساختارهاي بسيار ريز در ابعاد پنج تا چند 100 نانومتر را ممکن مي‌کند. در اين روش نمونه‌ها در لايه‌هاي نازک 200 نانومتري بسيار سريع در منهاي 90 درجه منجمد مي‌شوند، به گونه‌اي که کريستالي ساخته نمي‌شود و آب در وضعيت بي نظمي شفاف و شيشه‌اي باقي مي‌ماند. پژوهشگران مي‌توانند با اين روش بزرگي و ساختار ليپوزوم‌ها و ديگر ذرات را مشخص کنند.

کلر مي‌گويد: در حالي که بخش بزرگي از کل «زيست توده» در روي زمين از باکتري‌ها شکيل شده است، اما اين ارگانيسم‌ها همچنان يک معما براي بشر باقي مانده‌اند.

ترجمه: مرتضي جواديان
منبع: سايت آلماني اسکاينکس