نمونه گيري از خون

اين مطلبي كه مي خواهم بنويسم خيلي ساده است و احتمالا خيلي از دوستان مي دانند ولي فكر كردم بدرد دوستان عزيزي كه در سالهاي پاييني دامپزشكي مشغول به تحصيل هستند بدرد بخوره تا اگر يك موقعي خواستن نمونه خون بگيرن بدونن چكار بايد كرد
در يك حيوان بيمار نمونه خوني از جريان خون محيطي و در دماي بالا تهيه مي شود . در صورتي كه حيوان تلف شده باشد بايستي نمونه گيري از بطن راست يا دهليز راست صورت گيرد. نمونه خون با استفاده از يك سرنگ و يا يك سر سوزن استريل جمع آوري مي گردد. رعايت اين مورد به هنگام وقوع حالت هايي چون سپتي سمي و يا وقوع يك بيماري ويروسي و ويرمي بسيار ضروري است. نمونه خوني بايد در يك بطري در پيچ دار كه حاوي ماده ضد انعقادي مي باشد جمع آوري و به فريزر منتقل گردد . نمونه بايد در يخچال حمل و نقل شود.

رنگ آميزي ليشمن

رنگ آميزي ليشمن ( Leshman's stain)

اجزاء : پودر ليشمن 15/0 گرم + متيل الكل 100 ml

ابتدا پودر ليشمن را با مقداري الكل مخلوط كنيد و صبر كنيد تا مقداري از پودر ليشمن كه حل نشده است رسوب كند. اين عمل را چند بار تكرار كنيد تا رنگ به صورت محلول در آيد سپس بقيه الكل اضافه مي شود. در نهايت معرف بدست آمده را صاف كنيد و در داخل بطري بريزيد

روش كار: رنگ را بر روي گسترش بريزيد و بمدت 30 دقيقه بهمان حالت باقي بگذاريد سپس دو برابر ميزان رنگ ريخته شده آب مقطر يا محلول بافر به آن اضافه نماييد. اجازه دهيد رنگ بمدت 12- 15 دقيقه بهمين منوال باقي بماند سپس لام را با آب مقطر و در نهايت گسترش را كاملا خشك كنيد و در زير ميكروسكوپ مشاهده كنيد

سونوگرافي روش كارآمدي در مطالعه دستگاه توليد مثل ماكيان

سونوگرافي روش تشخيص كارآمدي در مطالعه دستگاه توليد مثل ماكيان است

سونوگرافي يك روش تشخيص غير تهاجمي و كار آمد در مطالعه دستگاه توليد مثل ماكيان است به گزارش سرويس پژوهش ايسنا ، يلدا احمدي فارغ التحصيل دامپزشكي دانشگاه اروميه در پايان نامه تحصيلي خود نشان داد : امكان استفاده از سونوگرافي در مطالعه دستگاه توليد مثل مرغهاي تخمگذار وجود دارد كه براي اين امر ، 17 قطعه مرغ تخمگذار با سن 56 هفته تهيه و بطور مجزا در ، قفس هاي انفرادي نگهداري شد .

وي همچنين از هر پرونده به طور روزانه در سه رهيافت ايستاده (ST) ، خوابيده به پهلو (IT) و به پشت (DO) بدون استفاده از داروهاي بيهوشي يا داروي آرامبخش سونوگرافي به عمل آورده است . و اندازه گيري شامل فوليكول ها ، زرده ها ، زرده هاي رها شده ، زرده با آلبومين و تخم مرغ با پوسته بود كه از نظر شمارش فوليكول ها و زرده هاي موجود در تخمدان ، تفاوت معني داري در بين وضعيت هاي سه گانه مشاهده نگرديد .

وي در ادامه افزود : با توجه به اينكه قطر زرده ها ،‌ضخامت سفيده و ابعاد تخم مرغ داراي پوسته درهر سه رهيافت قابل اندازه گيري بودند ، اما تفاوت معناداري مشاهده نشد .

همچنين از آنجايي كه پرنده در وضعيت ايستاده راحت تر و آرامتر بوده و وضعيت تخمدان ، زرده ها و اويدوكت كه در حالت و شكل طبيعي خود قرار داشته ، لذا اين روش نسبت به وضعيت هاي خوابيده ارجح تر است .

گفتني است ، تصوير نگاري اندامها با استفاده از امواج اولتراسونديك ، تكنيك تشخيصي است كه از حدود 20 سال پيش در طب دامي براي مطالعه بافت هاي نرم و مورد استفاده قرار گرفته است . از همان ابتدا به علت ساختار آناتوميكي خاص ، اعتقاد بر اين بود كه سونوگرافي در پرندگان با محدوديتهايي مواجه باشد.

نويسنده: يلدا احمدي
ايسن

روشهاي نمونه برداري از مواد غذايي و نمونه هاي مرضي

1-زمانيكه نمونه اي را جمع آوري مي كنيد از اينكه نمونه شما با آزمايشاتي كه مي خواهيد انجام دهيد مطابقت لازم را دارد اطمينان حاصل نمائيد.
2- از اينكه اندازه نمونه ( مقدار ) و ظرف نمونه گيري شما بسته به نوع نمونه مناسب مي باشد اطمينان حاصل نمائيد.
3- به جدول پيوستي دقت نمائيد در صورتي كه نمونه شما در جدول پيوستي نمي باشد و يا سوالاتي در اين رابطه مطرح است با آزمايشگاه مورد نظر تماس بگيريد.
4- از برچسب مناسب و جوهر مخصوص براي نوشتن آن استفاده نمائيد.
5- نمونه ها بايد در ظروف مخصوص كه غير قابل نشتي بوده و قابليت حمل مسافتهاي طولاني را داشته باشد استفاده نمائيد و در صورتي كه از ظروف شكستني براي ارسال نمونه استفاده مي كنيد حتما از ظرف غير شكستني بعنوان نگهدارنده خارجي استفاده نمائيد.
6- فرم مخصوص نمونه برداري را همراه نمونه ارسال كرده و آن را در شرايط مناسب همراه نمونه قرار دهيد.
7- براي نمونه هاي خيس فرم مخصوص را در پاكت هاي پلاستيكي قرار دهيد . در مورد نمونه مي بايست اطلاعات كامل به همراه تاريخچه - حد انتظار- و بكار گيري نتايج و خطرات مربوط به نمونه ذكر شود.
8- ساعات از 8 صبح تا 5/3 بعد از ظهر شنبه تا چهار شنبه مي باشد.
9- بايد در مورد نمونه هائي كه لازم است از يخچال و يا فريزر و يا ظروف خارجي براي نگهداري آنها استفاده شود آگاهي لازم را دارا بوده و در مورد محتويات آن و عواملي نظير بو تمهيدات لازم انديشيده شود. بهتر است قبلا با آزمايشگاه مورد نظر هماهنگي لازم صورت گيرد.
10- هرگز در روزهاي تعطيل نمونه ارسال نگردد ( مگر در موارد خاص)

طريقه ارسال نمونه هاي مشكوك به سل

كليه نمونه هاي برداشت شده از يك راس گاو رآكتور سلي يا غير توبركولينه سلي در داخل يك ظرف مناسب قرار داده شده و با توجه به دستورالعملهاي سازمان دامپزشكي كشور در رابطه با ارسال نمونه مرضي ، به دفتر بررسي ، مبارزه و مراقبت بيماريهاي دامي ارسال ميگردد.

سازمان دامپزشكي كشور
فرم شماره 1 : گزارش روزانه عملكرد اكيپ مبارزه با بيماري سل گاوي
مخصوص ارسال به شبكه دامپزشكي شهرستان

اداره كل دامپزشكي استان ................. شبكه دامپزشكي شهرستان ................ تاريخ قرائت .....................
نام و نام خانوادگي اعضا اكيپ :
نام گاوداري :
آدرس گاوداري :

نوع گاوداري : صنعتي ـ نيمه صنعتي ـ سنتي

تعداد گاو توبركولينه : ـ تعداد منفي : ـ تعدادراكتور مثبت : ـ تعداد مشكوك:

شبكه دامپزشكي شهرستان ، بر اساس نتايج تست سل گاوداري با مشخصات بالا :

كليه گاوهاي تست شده منفي بوده اند .

گاوداري فوق داراي مورد ( موارد ) راكتور مثبت سلي بوده ، لذا تعداد ............... كارت مشخصات گاو راكتور سلي ( كارت مخصوص اداره ) جهت ارسال به كشتارگاه تنظيم گرديد كه به پيوست اين گزارش بوده و همچنين به همين تعداد كارت مشخصات گاوراكتور سلي ( مخصوص دامدار ) به صاحب گاوداري تحويل گرديده است .
گاوداري فوق داراي مورد ( موارد ) مشكوك با شماره گوش فلزي و كد سريال به شرح زير ميباشد :

ـ همچنين برگ اعلام نتايج و اخطارهاي قانوني در دو نسخه تنظيم گرديد كه يك نسخه آن تحويل دامدار شده و نسخه ديگر به پيوست اين گزارش ميباشد .
ـ بعلاوه شماره گوش و كد سريال گاوهاي تست شده كه در برگه ضميمه فرم شماره 1 ثبت گرديده به پيوست اين گزارش ميباشد . مساحت امكنه ضد عفوني شده( به متر مربع ) :

توضيح : منظور از گاوداري صنعتي ، گاوداري است كه نگهداري و پرورش گاو براساس شيوه هاي متداول و پيشرفته علم دامپروري و با رعايت اصول تغذيه ، بهداشت ، اصلاح نژاد و مديريت با بكارگيري آخرين پديده هاي مربوطه باشد . منظور از گاوداري نيمه صنعتي،گاوداري است كه نگهداري و پرورش گاو در آن براساس شيوه هاي پيشرفته ذكر شده نبوده اما درعين حال مواردي از اصول بهداشتي ، مديريتي و صنعتي در آن اعمال ميگردد. منظور از گاوداري سنتي ، گاوداري است كه نگهداري و پرورش گاو در آن بصورت سنتي و مرسوم انجام ميگيرد .
نام ونام خانوادگي و امضاء دامپزشك مسئول اكيپ

تكنيك جديد كاهش پرتوهاي پراكنده در تجهيزات راديولوژي

ك دانشجوي فيزيك پزشكي در تحقيقات پايان نامه خود به جايگزيني مناسب براي شبكه‌هاي سربي آلومينومي كنوني تجهيزات راديولوژي دست يافت كه ضمن كاهش اشعه دريافتي توسط بيمار كيفيت تصاوير راديولوژي را نيز افزايش مي‌دهد.

به نوشته نشريه خبري "اخبار پزشكان" ويژه نامه بيست و يكمين كنگره سراسري راديولوژي ايران، "پرديس غفاري" دانشجوي كارشناسي ارشد فيزيك پزشكي دانشگاه علوم پزشكي ايران در تحقيقات پايان نامه خود به بررسي اين موضوع پرداخته است.

وي گفت: با توجه به استفاده از شبكه‌هاي سربي آلومينيومي در راديولوژي و نيز به دليل فتونهاي پراكنده خارج شده از بدن بيمار حين انجام راديولوژي، كيفيت تصوير كاهش مي‌يابد.

وي افزود:اين در حالي است كه كيفيت پايين تر از حد استاندارد تصوير، بيمار را به انجام مجدد راديولوژي و در نتيجه دريافت مجدد اشعه ملزم مي‌كند.

وي خاطرنشان كرد: به منظور كاهش مشكلات مذكور، ‪ ۱۰۸‬گريد راديولوژي در اين تحقيق مورد بررسي قرار گرفت و در نهايت استفاده از گريد سربي كتان فيبري به جاي شبكه‌هاي سربي آلومينيومي در تصوير برداريهاي راديولوژي،به دليل كاهش دوز دريافتي بيمار و افزايش كيفيت تصوير راديولوژي انتخاب شد.

غفاريان با اشاره به تحقيقات اين پايان نامه در دانشگاه علوم پزشكي ايران و بررسي يكساله در دانشگاه ژنو با همكاري پروفسور"زيدي" و استفاده از امكانات مركز تحقيقات بيمارستاني اين دانشگاه گفت:نتايج اين تحقيق به صورت مقاله‌اي در كنگره بين‌المللي فيزيك پزشكي شهر نورنبرگ آلمان پذيرفته شد و در ‪ ۱۶‬سپتامبر ‪ ۲۰۰۵‬دراين كنگره ارايه گرديد

مکانيسم توليد تشعشع

هنگامی که یک جریان الکترونی با سرعت زیاد به هدف برخورد کند، شتاب خود را از دست داده و با تبدیل انرژی، ایجاد اشعه ایکس می کند.
به طور کلی اشعه در اثر دو فرایند تولید میشوند:

1- پدیده ترمزی در این پدیده الکترونها به دلیل انرژی جنبشی که دارند به داخل اتمهای آند وارد میشوند و تحت تاثیر میدان اتمهای سنگین هدف از مسیر اولیه منحرف شده و دارای تغییر سرعت و کاهش انرژی میشوند. این انرژی به صورت پرتو تابیده میشود. در این فرایند راندمان تولید اشعه بسیار کم میباشد. در این طیف ماکزیمم انرژی مربوط به الکترونی است که بیشترین انحراف را توسط هسته داشته و هیچگونه اتلافی در انرژی آن صورت نپذیرفته است. مینیمم انرژی نیز مربوط به مواد جاذب سرراه فوتون ها است که چه کسری از انرژی آنها را جذب کرده اند. قله انرژی نیز مربوط به بالاترین انرژی اعمالی به تیوب است.


2- پدیده تابش اختصاصی: در این پدیده الکترون های تابیده شده از فیلامان به الکترون های مدارهای داخلی اتم های هدف نظیر kبرخورد می کنند و باعث کنده شدن این الکترون ها از مدار مربوطه می شوند و لذا در این لایه یک حفره به وجود می آید. با پُرشدن این حفره توسط الکترون های لایه های بالاتر، اختلاف انرژی دو لایه به صورت فوتون از ماده هدف خارج می شود. طیف اختصاصی برای تنگستن که عنصر سازنده آند در لامپ های اشعه است می باشد.
اگر شدت باریکه الکترونی را در نظر بگیریم، تولید نور و گرما خواهیم داشت. یعنی در سطح آند از انرژی اولیه باریکه الکترونی تشعشعخواهیم داشت.
تاثیر انرژی باریکه پرتو بر کیفیت تصویر نهایی:
میزان : معرف قدرت نفوذ پرتو در بیمار و کیفیت تصویر نهایی است.
پائین باعث ایجاد کنتراست زیاد و تمایز بهتر بافتهای نرم میشود. به همین دلیل در ماموگرافی از انرژی های پائین استفاده میشود.
بالا باعث افزایش انرژی و افزایش میزان نفوذ تشعشع در بافت و کاهش کنتراست میشود.
به طور کمی مقدار اشعه دریافتی در گیرنده تصویر با توان دوم رابطه دارد.

مفاهيم راديولوژي

همان طور که می دانید الکترونها ذرات با بار منفی هستند که در یک توصیف ساده روی مداراتی به دور هسته می چرخند. با توجه به برابر بودن تعداد الکترونها و پروتونهای یک اتم در حالت عادی ،‌ این اتم از لحاظ بار خنثی می باشد. این توصیف که به منظومه شمسی شبیه است ، تفاوتهایی نیز با آن دارد ، از جمله اینکه در هر مدار بر خلاف مدارات منظومه شمسی بیش از یک الکترون وجود دارد و آن به این نحو است که در مدار اول حداکثر 2 الکترون ، در مدار دوم حداکثر 8 الکترون و...که اگر به صورت ریاضی این روند را نشان دهیم و شماره مدار را n فرض کنیم حداکثر تعداد الکترونی که می تواند در آن مدار قرار گیرد از رابطه Zn2 بدست خواهد آمد. ترتیب این مدارات با حروف لاتین که با حروف K شروع می شود ، نامگذاری شده است.
تفاوت دیگری که مدارات اتم با منظومه شمسی دارد ، کروی شکل بودن لایه مدارات است. الکترون لایه اول که نزدیکترین لایه به هسته است ، الکترون K نامیده می شود و به همین ترتیب لایه های بعدی N , M , L و... از هسته دور می شوند. قطر لایه های الکترون نشأت گرفته از سه اثر هستند که عبارتند از:
1- نیروهای هسته ای وارد بر الکترونها
2- مومنتوم زاویه ای
3- انرژی الکترون
نیرویی که بین هسته و الکترون برقرار است و الکترونها را در اتم نگه می دارد Binding Force نیروی همبستگی نامیده می شود و با عکس مجذور فاصله بین هسته و الکترون متناسب است. مومنتوم زاویه ای نشانگر حرکت منحنی شکل الکترون به دور هسته می باشد. ذرات مقید (Bound Particles) همواره انرژی منفی در خود دارند که این قضیه شامل الکترون ها نیز می شود که برای آزاد شدن این انرژی باید به مقدار صفر یا مثبت برسد و چون این انرژی به عنوان مقدار انرژی لایه در بردارنده الکترون به عنوان مثال تنگستن دارای یک انرژی لایه ای K به میزان kev 5/69 و انرژی لایه L به مقدار kev 11 می باشد.


تشعشع الکترومغناطیسی
* پرتو الکترومغناطیسی (electromagnetic Radiation)
* فوتون (photon):
یک فوتون کوچکترین کمیت هر پرتو الکترومغناطیسی است. همانند اتم که کوچکترین کمیت هر عنصر است. فوتون ممکن است بصورت باندهای کوچک انرژی که غالباً کوانتوم (quantum) نامیده میگردد و در فضا با سرعت نور حرکت می کند، درنظرگرفته شود.
ما فوتون های X-ray، فوتون های نور و انواع دیگر پرتوهای الکترومغناطیسی را با عنوان پرتو فوتونی (photon Radiation) می شناسیم و نام گذاری می کنیم.
یک فوتون X-ray یک کوانتوم انرژی الکترومغناطیسی است.
درقرن نوزدهم، MaXwell نشان داد که نور مرئی هم دارای خاصیت مغناطیسی است و هم دارای خاصیت الکتریکی، بنابراین نام این پرتو را پرتو الکترومغناطیسی گذاشت.
*سرعت و دامنه (Velocity & Amplitude)
فوتونهای حامل انرژی در فضا با سرعت نور (C) منتشر می شوند. سرعت نور 186.000 مایل برثانیه و یا درواحد SI سرعت نور 3.10 m/s است.
سرعت همه پرتوهای الکترومغناطیسی 3.10 m/s است.
اگر چه فوتونها به علت نداشتن جرم و درنتیجه نداشتن شکل قابل تشخیص، ولی آنها دارای میدانهای الکتریکی و مغناطیسی هستند که بطور پیوسته با زمان و بطور سینوسی (sinusoidal) تغییر می کنند. شکل سه مثال از تغییر سینوسی را نشان می دهد. به این نوع از تغییرات معمولاً موج سینوسی (sine ware) گفته می شود.
دامنه نصف فاصله بین قله (crest) تا دره (valley) درموج سینوس است.
* فرکانس و طول موج (frequency and wavelength)
مدل موج سینوسی پرتوهای الکترومغناطیسی، تغییرات میدانهای الکتریکی و مغناطیسی را هنگام عبور پرتو با سرعت C را نشان می دهد. خواص مهم این مدل فرکانس (f)(frequency)و طول موج (l)(ware length) است.
فرکانس (بسامد) معمولاً بصورت تعداد نوسانات در هر ثانیه تعریف می گردد و واحد اندازه گیری آن هرتز (Hz)(Hertz) است که برابر است با یک دوره بر ثانیه(1 cycle / second)
فرکانس برابر است با تعداد طول موجهایی که در هرثانیه از یک نقطه عبور می کند.
فاصله میدان دو قله و یا دو دره ویا دو نقطه متناظر در یک موج سینوسی طول موج (wavelength) نامیده می گردد. شکل سه موج سینوسی با طول موجهای مختلف را نشان می دهد
همانگونه که مشاهده می گردد، با افزایش طول موج، فرکانس کاهش می یابد.
سه پارامتر سرعت، فرکانس و طول موج همگی برای بیان و توصیف یک پرتو الکترومغناطیسی لازم هستند.
دریک سرعت ثابت، فرکانس و طول موج نسبت عکس دارند.
سه پارامتر اصلی پرتوالکترومغناطیسی طبق معادله موج (ware equation) به هم مرتبط میگردند:
Velocity=Frequency × Wavelength
V=f. l
معادله موج هم برای پرتو الکترومغناطیسی و هم برای امواج صوتی مورد استفاده قرار می گیرد ولی این را در ذهن داشته باشید که امواج صوتی بسیار متفاوت از فوتونهای الکترومغناطیسی هستند.
منابع تولید صدا متفاوت هستند، این امواج درجهات مختلف منتشر می گردند وسرعت آنها دارای تغییرات زیادی است و سرعت امواج صوتی وابسته به ماده ای است که صوت در آن ها منتشر می گردد و امواج صوتی از خلاء نمی توانند عبور کنند.
بعد از این معادله موج معرفی شد، ما می توانیم این معادله را برای پرتوهای الکترومغناطیسی بصورت ساده شده زیر در آوریم (توجه گردد چون پرتوهای الکترومغناطیسی دارای سرعت ثابت (C) هستند.):
C: سرعت پرتوالکترومغناطیسی l
f: فرکانس
l: طول موج
*طیف الکترومغناطیسی (Electromagnetic spectrum)
محدوده فرکانس پرتو الکترومغناطیسی تقریباً از 10 Hz تا 10 Hz است. طول موجهای فوتون مربوط به این پرتوها، تقریباً 10nm تا 10M به ترتیب است. این محدوده گسترده انواع زیادی از پرتوهای الکترومغناطیسی را که بیشتر آنها برای ما آشنا هستند، پوشش می دهد. این پرتوها روی هم، طیف الکترومغناطیسی را تشکیل می دهند.
طیف الکترومغناطیسی شامل کل محدوده پرتوهای الکترومغناطیسی است.
طیف الکترومغناطیسی دارای سه منطقه مهم برای تکنولوژی رادیولوژی است که عبارتند از:
نورمرئی (visible light)، فرکانس های رادیویی (radiofrequency) و پرتو (X-radiation) X است.
قسمتهای دیگر این طیف الکترومغناطیسی شامل پرتوفرابنفش (ultraviolet radiation)، نور مادون قرمز (infrared light) و پرتو مایکروویو (microwave) است.
فوتونهای این پرتوهای گوناگون همگی یکسان هستند. یعنی هر فوتون بصورت یک باند انرژی شامل میدانهای متغییر الکتریکی و مغناطیسی است که با سرعت نور حرکت می کنند. تنها تفاوت بین این فوتونها، فرکانس و طول موج آنها است.
امواج ماوراصوت (ultrasound) به صورت فوتون نیست و این امواج دارای سرعت ثابت نیستند. ماوراء صوت، موج حاصل از حرکت مولکول هاست و این امواج به ماده نیاز دارند. در صورتیکه پرتوهای الکترومغناطیسی می توانند در خلاء هم وجود داشته باشند.
ماوارء صوت تشخیصی ، بخشی از طیف الکترومغناطیسی نیست.
* اندازه گیری طیف الکترومغناطیسی
(Measurement of the electromagnetic spectrum)
طیف الکترومغناطیسی را می توان با سه مقیاس متفاوت بیان کرد، یعنی با انرژی، فرکانس و طول موج. چون سرعت تمام پرتوهای الکترومغناطیسی ثابت است پس طول موج و فرکانس با هم نسبت عکس دارند. (C=f.l)
* نور مرئی (visible light)
هنگامی که نور مرئی را از یک منشور ( prism) عبور می دهیم، این نور به یک طیف رنگین کمانی (Rainbow) تفکیک می گردد. این پدیده را شکست ( refraction) گویند.
هنگامی که نور سفید از یک منشور عبور داده می شود، چون این نور از فوتون هایی با یک محدوده طول موج تشکیل شده است، این نور شکست پیدا می کند و منشور به عنوان یک جدا کننده طیف نور براساس طول موج است. اجزای تشکیل دهنده نور سفید دارای محدوده طول موجی تقریباً از 400 nm برای رنگ بنفش تا 700 nm برای رنگ قرمز هستند.
نور مرئی کوچکترین قسمت از طیف الکترومغناطیسی را شامل می گردد و این تنها قسمتی است که ما می توانیم آن را به طور مستقیم احساس کنیم.
نور خورشید همچنین دارای دو نوع از نور مرئی است: مادون قرمز و فرابنفش (ماوراء بنفش).
نور مادون قرمز (Infrared light) تشکیل شده است از فوتونهایی با طول موجهایی بزرگتر از نور مرئی و کوچکتر از امواج مایکرویو. مادون قرمز به هر ماده ای که بخورد کند، آن را گرم می کند، که می توانیم این گرما را گرمای تشعشعی ( radiant heat) درنظر بگیریم.
نور ماوراء بنفش (ultraviolet light) در طیف الکترومغناطیسی ما بین نور مرئی و پرتوهای یون ساز (ionizing radiation) قرار دارد. این نور مسؤل واکنشهای مولکولی است که هنگام آفتاب سوختگی ایجاد می گردد.


* فرکانس رادیویی (RF) (radio frequency)
مهندسان تلویزیون و رادیو تابش فوتونها را با فرکانس هایشان توصیف می کنند.
کانالهای تلویزیون های ماهواره ای معمولاً بوسیله فرکانس هایشان شناخته می شوند که این فرکانسها، فرکانسهای رادیویی یا RF می نامند.
فوتونهای فرکانس رادیویی دارای مقدار انرژی بسیار کم و طول موج بسیار بالای هستند.
فرکانس رادیویی که طول موج کوتاهی دارند به عنوان پرتوهای مایکرویو (microware) شناخته می گردند. پرتوهای مایکروویو وابسته به استفاده، دارای فرکانسهای متغیری هستند. اما همیشه دارای فرکانس بیشتر از فرکانس رادیویی و کمتر از مادون قرمز هستند.
پرتوهای مایکروویو دارای استفاده های گوناگونی اعم از تلفنهای همراه، کنترل سرعت در اتوبان ها و در پخت و پز (مایکروویو) دارند.
* پرتو یون ساز (Iodizing Radiation)
برخلاف فرکانس رادیویی و نور مرئی، پرتو الکترومغناطیسی یون ساز معمولاً بوسیله انرژی فوتون ذخیره شده در آن، مختص می گردند.
یک فوتون پرتو X ، تقریباً مقدار قابل ملاحظه ای، بیشتر انرژی نسبت به فوتون نور مرئی یا فوتون فرکانس رادیویی دارد. فرکانس پرتو X بسیار بیشتر و طول موج آن بسیار کمتر از انواع دیگر پرتوهای الکترومغناطیسی است. تمایزی که گاهی وجود دارد این است که فوتونهای پرتو گاما از فوتونهای پرتو X میزان بیشتری انرژی دارند. این مطلب درگذشته درست بود، چون تجهیزات پرتو X موجود، میزان انرژی محدودی داشتند. ولی اکنون به علت وجود شتاب دهنده های خطی، ما می توانیم پرتوهای X با انرژی بسیار بالاتری نسبت به پرتوهای گاما تولید کنیم، بنابراین این تمایز مناسب نیست.
تنها تفاوت مابین پرتوهای X و پرتوهای گاما، در ذات آنها است.
پرتوهای X از ابرالکترونی یک اتم که بطور مصنوعی تحریک شده است، ساطع می گردند در حالیکه پرتوهای گاما از هسته های اتم رادیواکتیو ساطع می گردند.
پرتوهای X در تجهیزات الکتریکی تولید می گردند، درمقابل پرتوهای گاما ازماده رادیواکتیو بطور خودبه خود ساطع می گردند.
این شرایط نیز در تفاوت بین ذرات بتا (Beta particles) و الکترون ها نیز یکسان است. این ذرات یکسان هستند به جز اینکه ذرات بتا از هسته می آیند و الکترونها از بیرون هسته میآیند.
نور مرئی بوسیله طول موج، فرکانس رادیویی بوسیله فرکانس و پرتوهای X بوسیله انرژی شناخته و تعریف می گردند

آزمايشي سريع براي تشخيص وبا و بوتوليسم

تست موجود براي بوتولين (نوروتوكسين قوي مسوول ايجاد بوتوليسم فلج‌كننده) مستلزم تزريق نمونه مشكوك به يك موش و انتظار براي مشاهده نتيجه مثبت است كه با مرگ حيوان مشخص مي‌شود.
اين تست چندان دقيق نيست و زمان رسيدن به نتيجه ممكن است سه روز به طول انجامد. اما پس از 72 ساعت مرگ قربانيان اين توكسين كشنده اجتناب‌ناپذير است.
به گزارش ساينتيفيك امريكن، اكنون محققان تست بسيار حساسي را ابداع كرده‌اند كه باعث مرگ حيوان نمي‌شود و انجام آن فقط به 3 ساعت زمان نياز دارد.
محققان آنتي‌بادي‌هاي ضدبوتولين و كلرآ (وبا) را با تكنيك تكثير DNA كه در صحنه‌هاي جنايي به كار مي‌رود و تحت عنوان واكنش زنجيره پلي مراز يا PCR ناميده مي‌شود، فراهم كرده‌اند. با تركيب اين دو، دانشمندان مي‌توانند مقادير اندك عوامل بيولوژيك موجود در نمونه‌هاي ادرار، آب يا هر محيط ديگري را تشخيص دهند، به طوري كه حتي يافتن 10 ملكول بيوتوكسين در نمونه ميسر است

راهي ساده براي تشخيص سياه زخم

دانشمندان سوئيسي مي‌گويند روش سريع و آساني را براي تشخيص سياه زخم يافته‌اند.
تست‌هاي تشخيصي موجود از نظر هزينه و زمان مقرون به صرفه نيستند و از آنجا كه عفونت با ميكروب سياه زخم در صورت عدم درمان طي 24 ساعت باعث مرگ بيمار مي‌شود زمان نقش تعيين‌كننده‌اي در بهبود دارد.
به گزارش بي‌بي‌سي اين آزمايش جديد ، ملكولي را كه منحصرا به سياه زخم مربوط مي‌شود و روي سطح آن موجود است هدف قرار مي‌دهد و لذا نتيجه در عرض چند دقيقه مشخص مي‌گردد.
تست‌هاي ايمونولوژيك با تشخيص يا ارزيابي كمي يك ماده سطحي در نمونه به وسيله واكنش ايمونولوژيك بين آنتي بادي‌ها و آنتي‌ژن‌ها انجام مي‌شوند و نتايج در چند دقيقه مشخص مي‌شود.
اختصاصي بودن بالا نتيجه استفاده از پروتئين‌هاي آنتي بادي‌هاي توليد شده توسط سلول‌هاي دفاعي بدن در پاسخ به يك آنتي ژن يا مهاجم خارجي است.

محققان در اين مطالعه بر آن شدند تا آنتي بادي‌ها را بر عليه ملكول سطحي آنتراكس يا سياه زخم ايجاد كنند.
براي اين منظور ، داشتن مقادير كافي از ملكول فوق ضروري است اما جدا كردن فرم خالص آن از سطح ميكروب سياه‌زخم دشوار است.
به همين دليل اين محققان مدل مصنوعي ملكول را در آزمايشگاه ساختند و سپس آن را به پروتئين‌ حامل خاص متصل كرده به موش تزريق كردند.
پاسخ ايمني موش با تزريق افزايش يافت سپس دانشمندان توانستند آنتي بادي‌ها را از موش به دست آورند. اين آنتي بادي‌ها اختصاصي ملكول سطح ميكروب سياه زخم بودند.
محققان بر اين باورند كه آنتي بادي‌هاي فوق را مي‌توان براي ايجاد يك تست بسيار حساس جهت تشخيص سياه زخم به كار برد. آنها اميدوارند در آينده واكسن‌هاي جديدي با آنتي بادي‌ها توليد كنند

تاريخچه آنژيوگرافي

ن آزمایش از همان اوایل کشف اشعه ایکس آغاز گردید به طوریکه اولین بار در سال 1896 هابیک و لیندنتال با تزریق ماده حاجب امولسیون مخلوط گچ سرخرگهای یک دست قطع شده انسان را نشان­دادند.

به علت نبودن مواد حاجب مناسب تا سال 1923 هیچ آزمایشی به روی عروق خونی انسان زنده صورت نگرفت در سال 1923 اولین ونوگرافی با استفاده از برومید استرنسیوم و یک سال بعد اولین آنژیوگرافی ران با یدید سدیم (NaI) به روی انسان زنده انجامگردید.

امروزه روش تکامل یافتهتر آنژیوگرافی همراه با درمان موضعی تحت عنوان آنژیوپلاستی صورت میگیرد این روش در سرخرگهایی که دچار گرفتگی یا انسداد میباشند انجام میشود و با عنوان P.T.A (Percotaneous Tranluminal Angioplasty) برای اولین بار در سال 1964 توسط دوترو انجام گرفت. این روش در درمان بیماری تصلب شرایین کاربرد بسیار گستردهای دارد و در مقایسه با عمل جراحی از مزایای متعدد از جمله درد بسیار کم، کاهش خطر مرگومیر و اقتصادی بودن برخوردار است. روش PTA نه تنها در درمان بیماریهای شریانی بهویژه تنگی و انسدادها بلکه در درمان سرخرگهای کوچک قلب نیز کاربرد گسترده­ای دارد. همچنین امروز آزمون آنژیوگرافی ریه نیز به طور گستردهای در بخشهای آنژیوگرافی انجام می­گیرد.

تاريخچه راديولوژي

کشف اشعه ایکس توسط , ویلهلم کنراد رونتگن و همزمان با آغاز Musculoskeleta Radiology بود. بطوریکه اولین رادیوگرافی از انسان ، از دست خانم Bertha ، همسر رونتگن ، در 22 دسامبر 1895 بعمل آمد . رونتگن دراولین روز سال 1896 گزارشی از تحقیقات اولیه خود و اولین تصویر X-Ray به دانشگاه های اروپا فرستاد که باعث شور و هیجان خاصی شد . در 13 ژانویه در یک نمایش اختصاصی و غیر رسمی دستاورد خود را به نمایش گذاشت.
بعداز اصرارهای زیاد از طرف دانشگاه ها، رونتگن ، در 23 ژانویه 1896 درسالن سخنرانی انستیتو فیزیک Wurzburg درهمان ساختمانی که در 18 نوامبر 1895 اشعه ایکس راکشف کرده بود درمورد کشف خود سخنرانی کرده از دست پرفسور آناتومی آقای von Kolliken ، رادیوگرافی کرد که باعث شد پرفسور، رونتگن را مورد تمجید و ستایش قرار بدهد و پیشــنهاد کــرد که پــدیـده جدید را اشعه رونتگن بنامند. بــنابراین توسط تصویربرداری از دست با استفاده از اشعه ایکس، رشته تخصصی پزشکی رادیولوژی و زیر رشته تخصصی Musculoskeleta Radiology همزمان بوجود آمدند.
بعد ازچندین هفته ازواقعه ، اهمیت کاربرد اشعه X درپزشکی سریعا" آشکار شد و اولین گزارش درمورد آن درمجله Nation در صفحه 101 ،30ژانویه 1896 چاپ نیویورک منتشر شد. اولین اشعه X ازلوله کروکس که دیواره آن شیشه ای بود، تولید می شد که این لوله ها آند نداشتند. اگر چه نتایج شگفت انگیز بود ولی تقریبا" غیر رضایت بخش بودند. درعرض چندین هفته محققان زیادی برای بهبود تکنیک ها وتصاویر حاصل از استخوان ، تلاش و کوشش کردندکه درطول ماههای آخر سال 1896 دو تکنولوژی مهم بوجود آمد. اولی طراحی تیوب توسط Sil Habert Jackson بود که یک صفحة پلاتینیوم را درمرکز لوله کروکس با کاتد خمیده ، قرار دارد. که اشعه های کاتد یک رابر روی یک نقطه کوچک در Target فوکوس می کرد که سریعا" مورد پذیرش همگان قرار گرفت که ازاین تیوب تصاویر شفاف رادیوگرافی حاصل می شد از این نوع تیوب ها در بازار لندن درهمان سال فروخته شد. دومی ، اسکرین های فلوروسنت بود. Thomas A.Edison با سعی در گسترش تکنولوژی اسکرین ، اعتبار زیادی به ان بخشید.
او هزاران کریستال رامورد آزمایش قرار داد و نهایتا" تنگستات کلسیم را پیشنهاد نمود البته بعلت دانه دانه بودن تصاویر که سبب غیر یکنواختی اسکرین می شد سریعا" مورد پذیرش قرار نگرفت . البته دراین زمان افراد زیادی بصورت مستقل روی صفحات اسکرین کارمی کردند. برای مثال فردی که دراثر شلیک توپ مجروح شده است، بااستفاده از تیوب کروکس و زمان اکسپوژر 20 دقیقه و تصویر با استفاده از اسکرین رادیوگرافی شده است. ( رادیوگرافی ها در دادستانی نیویورک آرشیو شده است )
درماههای اول بعد از کشف اشعه X یک فیلد دامنه دار در سطح بین المللی برای تهیه تصاویر دست بوسیله اشعه ایکس بوجود آمد.علت آن این بود که دستگاههای آن زمان فقط می توانستند از دست تصویر تهیه نمایند وقادر به تهیه تصویر از سایر قسمتهای بدن نبودند. خیلی از افراد قدرتمند و صاحب مقام آرزو داشتند ازدستشان تصویر X-Ray داشته باشند.تصاویردیگری از اشیاء کوچک ، موجوداتی مثل ماهی ها, دوزیستان و پرندگان تهیه شد .البته دراین زمان هنوز تصاویر نرمال و غیر نرمال شناخته نشده بودند. بعد از کشف اشعه X هردو ارگان نظامی و غیر نظامی برای درمان مجرحان Musculoskeletal همکاری می کردند بعنوان مثال بخش درمان ارتش انگلیس درسال 1896 دو دستگاه به همراه هیئت مربوطه به بخش ارتش مصری - سودان در آفریقا، اعزام کرد. صلیب سرخ جهانی درجنگ ترکیه - یونان در سال 1897 ازدستگاههای رادیولوژی استفاده کرد. و در سال 1898 از 17 دستگاه رادیولوژی در بیمارستان های عمومی و کشتی بیمارستانی ، درجنگ بین آمریکا- اسپانیا، استفاده شد که در بدو شروع جنگ جهانی رادیولوژی هنوز به بلوغ کامل نرسیده بود جنگ باعث شد تا تلاش و کوشش های فراوانی برای تربیت رادیولوژیست بعمل آید و نیز باعث اســتانداردشدن ، قابل دسترس بودن و ایمنی تجهیزات شد و نهــایــتا" مــنجر به گسترش تکنولوژی فلوروســکوپی شــد.
دراواخر 1897 ، ton , Mo مــوفــق به تهیــه یک کلیشـه رادیوگرافی از کل بــدن شد -( Whole Skeleton ) کل زمان تهیه فیلم 30 دقیقه بود که چندین مرحله جهت خنک شدن تیوپ قطع می شد که دراین رادیوگرافی از تیوب فوکوس دار استفاده شد . آقـای Arthur Wolfram Fuchs کارمند Eastmankodak درسال 1930 بوسیله بکار بردن فیلتر و اسکرین موفق به تهــیه تــصویر Whole - body درمدت زمان 2-1ثانیه شد ولی از Kvp75 و 100 ma = استفاده کرد. درحالیکه اولین تصویر Whole - body توسط مواد رادیواکـتیو در ســال 1970 بوسیله Michael B.D Cooke و Errin Daplam با استفاده از Technetium- 99m - Pertechnetate ضمن بررسی یک مریض که دچار رومـاتــوئــید آرتـریت بـود بوجود آمد .Raymond Damadian درسال 1986 موفق به تهیه تصویر از کل بدن بوسیله MRI شد که کل زمان 4.2 دقیقه و با Thicknet ، 5mm بود .
بعد از ماههای اولیه کشف اشعه X که همراه با تجربیات مجذوب کننده و کاربردی بود بعضی ار کاربران متوجه تغییرات در پوست به سبب کاربرد زیاد اشعه X شدند . این تغییرات پوستی، دردست بوجود آمد چون پـرتـوکاران اولـیه ازدســت بعنــوان وسیله ای برای بخــش میــزان قــدرت نــفوذپــذیری تیــوب استفــاده می کردند. چنــدین نفــر دراوایل جان خود را از دست دادند که یکی از آنها Mihran Krikor kassabian از فیلادلفیا بود که وی یکی از پیشــکسوتان رادیولوژی و فردی محــقق دانشــمند بود که از وی بعنوان اولین شهید رادیـولوژی اسم برده شده است . اولین کتابی که درآن راجع به X-Ray نوشته شـده اسـت در سـال 1896 چاپ شد ه است که دربــاره اســـاس X-Rayو تکنیــک هـای اولیــه آن زمــان بحث شــده اســـت و نــیز دارای چنــدین تصویر از دســت و پــای انســان است . سومین سری انتشارات در فاصـله زمانــی 1910-1900 بوجود آمـد که مــی تــوان گــفت اولین کتابهای textرادیولوژی می باشـندکه برای استفاده پــزشـکانــی که با X-Ray کــار می کردنــد ، منتــشر شــد

تاريخچه اي از MRI

سقراط برای نخستین بار در 3000 سال پیش از میلاد مسیح مفهوم اتم به معنی « برش نیافته » را به کار برد.



یونانی ها اولین کسانی بودند که از جذب یا دفع اجسام به وسیله نیروهایی نامرئی که ما امروزه آنها را الکتریسیته ساکن می نامیم به شگفت می آمدند. آنها ابتدا متوجه شدند که اگر یک تکه کهربا به پوست خزه مالیده شود می تواند ذرات یا اشیاء بخصوصی را جذب نماید. واژه کهربا ( Amber ) نیز ترجمه الکترون می باشد.
در شهر ماگنزیا در آسیای صغیر ( ترکیه )،‌ نیز مردم متوجه شدند که اگر برخی از سنگها بر روی محور خود قرار بگیرند بالافاصله به حالت اولیه خود تغییر جهت می دهند. آنها از این ساختمانهای مغناطیسی که امروزه به نام لوداستون (Lodestones) معروف است در امر دریانوردی، مراسم مذهبی و اهداف جادویی استفاده می کردند. واژه مغناطیس نیز از نام همین شهر ماگنزیا گرفته شده است.
اصول ریاضی MRA که امروزه برای ترجمه سیگنالهای MR به موقعیتهای فضایی ( location spatial ) بکار می رود اولین بار توسط فوریه در 200 سال قبل مطرح گردید. فوریه که فرد بسیار باهوشی بود زمانی این روند ریاضی بسیار پیچیده را معرفی کرد که در خدمت امپراطوری ناپلئون بود. نیاکان ما در قبل از میلاد مسیح اولین افرادی بودند که ارتباط بین الکتریسیته ( جریان الکترونیکی ) و مغناطیس را به صورت تئوری بیان نمودند. البته این ارتباط تا 2000 سال بعد به صورت نهفته باقی ماند تا اینکه در سال 1819، هانس کریستین اورستد به طور تصادفی متوجه شد که عقربه قطب نما در کنار یک بارالکتریکی منحرف می شود و نتیجه گرفت که الکتریسیته می تواند میدان مغناطیسی به وجود آورد.
دوازده سال بعد مایکل فاراده ثابت نمود که عکس این قضیه هم صادق است،‌ یعنی مغناطیس هم می تواند الکتریسیته الکتریسیته را به وجود آورد. این مسئله باعث تبیین قانون القای مغناطیسی فاراده شد. این قانون نه تنها اساس سیگنالهای MR را تشکیل می دهد بلکه به عنوان پیش زمینه ای برای رشته نوین الکترومغناطیس نیز طرح گشت.
فاراده متوجه شد که اگر میدان مغناطیسی را از میان یک سیم پیچ الکتریکی و با زاویه 90 درجه عبوردهیم می توان ولتاژ و شدت جریانی را در سیم پیچ القاء کرد . او همچنین اظهار داشت که در صورتی می توان القای مغناطیسی را به طور پیوسته ایجاد کرد که میدان مغناطیسی ( یا شدت جریان ) قطع و وصل شده یا به صورت پالسی درآید. به همین دلیل بسیاری از افراد، مایکل فاراده را به عنوان پدر علم الکتریسیته می شناسند.
در دهه 1860 جیمز کلرک ماکسول (Jamesclark Maxwel ) اسکاتلندی متوجه این نکته شد که خطوط نیروهای مغناطیسی را می توان به صورت ریاضی بیان نمود. برخی از معادلات ماکسول ثابت می کند که میدانهای مغناطیسی و الکتریکی با یکدیگر زاویه 90 درجه می سازند. او همچنین نشان داد که میدان مغناطیسی القا شده به صورت فنری (Spiral) و عمود در خلاف جهت جریان الکترونی که آنرا می سازد حرکت می کند و سرعت آن در خلا نیز برابر سعرت نور یعنی m/s 8 10 * 3 می باشد.
ماکسول همچنین سرعت و جهت امواج الکترومغناطیس را محاسبه و علاوه بر امواج ماوراء بنفش و مادون قرمز وجود سایر امواج را نیز پیشگویی کرد. هشت سال بعد هانریش هرتز ( Hanrish Hertz) آلمانی به وجود امواج نامرئی الکترومغناطیسی پی برد و اذعان نمود که تمام امواج مذکور را می توان بر اساس مقدار فرکانسشان مشخص نمود. از آن پس، طیف امواج الکترومغناطیس و طبقه بندی انرژی امواج بر اساس خصوصیتشان مورد توجه قرار گرفت.
تمام این حوادث وضعیت را برای آقای ویلهم کنراد رونتگن ( Wilhelmkonrad Rontgen ) فراهم آورده بودند تا او اشعه ایکس را کشف کند. این اشعه جزو امواج الکترومغناطیس و با فرکانس بالا می باشد. بعد از او در سال 1986 نیز فردریک ژولیه ( Fredric Joliot ) و ماری کوری (Mari Curic) اشعه گاما را کشف کردند. با کشف آنها این مسئله روشن شد که انرژی امواج با فرکانس بالا را می توان تشخیص و اندازه گیری نمود. همچنین آسیبهای بیولوژیکی این تشعشعات نیز به اثبات رسید.
با شروع قرن بیستم، عصر اتم نیز آغاز شد. فیزیکدانها و دانشمندان زیادی، قسمتی از روشهای NMR و MRI را پی ریزی کردند که از مهمترین آنها می توان به شخصیتهای زیر اشاره نمود:
1905 آلبرت انیشتین : اصل بقای انرژی E=mc2 که مبین یکسان بودن جرم و انرژی است.
1911 ارنست راترفورد: هسته اتم را مشخص نمود.
1911 جی.جی تامپسون : وجود الکترون را اثبات نمود.
1913 نیلز بور : خواص و شکلهای هندسی الکترون را تعریف کرد و پنجره ای را بر روی فیزیک کوانتوم گشود. او اتم را به منظومه شمسی تشبیه نمود.
اتواسترن: روشی را برای اندازه گیری دو قطبی های مغناطیسی ابداع کرد.
ولفانگ پاولی: اصطلاح تشدید مغناطیسی هسته ای را متداول نمود.
ایرودور اسحاق رابی: اولین آزمایش تشدید مغناطیسی هسته ای را انجام داد.

جنگ جهانی دوم
آلبرت انیشتین که در آن زمان فیزیکدان مشهوری نبود، معادل بودن انرژی و ماده را مطرح و ثابت می کند که این دو، تظاهرات مختلفی از یک چیز می باشند. » تئوری نسبیت » مشهور او یکسان بودن جرم و انرژی را معرفی نمود. البته تئوری نسبیت انشتین برای سالها مسکوت باقی ماند. زیرا اولاً دستگاه ها و وسایل مجهزی برای اثبات آن وجود نداشت و ثانیاً دیدگاه های تئوریک و علوم آن زمان برای اثبات یا نفی آن کافی نبود. یکی از دستاوردهای فرمول انشتین ( E=mc2) که باعث شد تا عصر انرژی تمام ابعاد تأسف باری به خود بگیرد. هنگامی بود که انشتین در سال 1932 نامه ای را به رئیس جمهور وقت « رزولت» نوشت و او را از قدرت خارق العاده اتم آگاه کرد. به این ترتیب روزولت نیز متقاعد می شود که مقدار اورانیومی به اندازه یک توپ گلف می تواند مقدار انرژی معادل چند میلیون پوند ذغال سنگ داشته باشد و به همین دلیل، کمیته پروژه منهاتن (Manhatan) را برای انجام تحقیقاتی جهت ساخت بمب اتم پایه گذاری می کند. پنج سال بعد یعنی در ششم آگوست 1945 بمب اتم که حاصل آن تحقیقات بود بر روی شهر هیروشیمای ژاپن فرود آمد.
پس از جنگ جهانی دوم
برخی از پیشرفتهای تکنولوژی که در جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد به عنوان پیش زمینه هایی برای تصویربرداری از انسان مورد استفاده قرار گرفت. به عنوان مثال از امواج صوتی که برای پیدا کردن زیر دریایی های غرق شده استفاده می شد در سونوگرافی و از انرژی اتمی در تصویربرداری پزشکی هسته ای استفاده گردید.
در سال 1946 دو فیزیکدان آمریکایی به نام فلیکس بلوچ (Flexi Bloch) و ادوارد پارسل (Adward Purcell) که به طور جداگانه بر روی اتمها کار می کردند متوجه شدند که اگر لوله آزمایشی را که محتوی ماده ای خالص می باشد با امواج مغناطیسی انرژی دار کرده و مورد بمباران امواج RF قرار دهند، اتمها تهییج شده و سپس با طیفی که متناسب با اتمها مورد آزمایش است شروع به پاسخ دادن می کنند.
آنها این سیگنالها را آشکار کرده و بر اساس مقدار فرکانسشان که به صورت تصاویر اسپکتروسکپی ثبت نمودند به این ترتیب بنیان تشدید مغناطیسی هسته ای که مقدمه ای بر MRI بود گذاشته شد.
این کشف در ابتدا کاربردهای صنعتی داشت. امروزه می توان فرکانس اجزای مولکولی یک ماده ساده را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. ( سرانجام بلوچ و پارسل موفق به اخذ جایزه نوبل سال 1952 شدند).
در مدت 25 سال پس از این کشف ، بیش از هزار دستگاه NMR ساخته و هزاران متخصص اسپکتروسکپی روانه عرصه بین المللی شدند و بدین ترتیب اسپکتروسکپی پیشرفت کرد. محققین ، انواع و اقسام آزمایشها و تجزیه و تحلیلهای NMR را به صورت In vitro انجام دادند. اما بکارگیری آن برای تصویربرداری از بدن انسان از لحاظ آنها نه تنها غیر ممکن بلکه امری بسیار احمقانه بود.

دکتر ریموند دامادین (Raymond Damadian)
در سال 1970 پزشک و فیزیک دان آمریکایی به نام دکتر ریموند نامادین که فردی بسیار فهیم و آینده نگر بود تصمیم گرفت اسکنری را برای تصویربرداری از بدن انسان بسازد. و همین مسئله ، نقطه عطفی را در دنیای تصویربرداری به وجود آورد. او در آزمایشهای خود،‌ سلولهای بدخیم را از طریق جراحی وارد بدن موشها نمود و سپس آنها را مورد آزمون NMR قرار داد. دامادین متوجه شد که بافت توموری موشها به تحریک مغناطیسی پاسخ می دهد و اگر موشها را با یک پالس تشدید کننده بمباران کند هنگامی که گشتاور دو قطبی های مغناطیسی به حالت تعادل و آرامش می رسند هر یک از بافتهای سالم و توموری یک نوع سیگنال خاص خود را منتشر می کنند.
این سیگنالها بر حسب اینکه مربوط به بافتهای سالم یا ناسالم باشند می توانند کنتراست خاصی را بر روی تصویر ایجاد کنند. همین مسئله باعث شد تا فکر ساخت دستگاه تصویربرداری به مغز وی خطور کند. البته سالها قبل از دامادین،‌ فلیکس بلوچ، اصطلاحات T1، 2 T را برای نشان دادن مقدار زمانهای استراحت بکار برده بود.
دکتر دامادین در اوایل دهه 1970 متوجه شد که ساختمان آب در تصویربرداری MRI عنصری بسیار حیاتی است. زیرا هر مولکول آب در واقع یک دو قطبی بسیار قوی است ( قطب شمال و جنوب ) علت آن است که الکترونهای مدار هیدروژن زمان بیشتری را در مدارهای اطراف اتم اکسیژن می گذارنند این وضعیت باعث ایجاد یک منبع قوی برای تولید سیگنالهای MR می شود. دامادین ثابت کرد سیگنالهای فوق را می توان به صورت تصویری مخصوص، آشکار کرد و ثبت نمود.
دامادین به ارزش تشخیصی این اشعه مغناطیسی القا شده پی برد. او و همکارانش جهت تصویربرداری کل بدن انسان ( Whole body ) مدت 7 سال را برای طراحی و ساخت اولین اسکنر MRI صرف کردند. پس از فراز و نشیبهای فراوان بالاخره درروز سوم ژولای 1977 اولین تصویر دانسیته پروتون (Poroton density) از بدن انسان تهیه شد.
تصویربرداری فوق که به صورت اگزیال بود به مدت 4 ساعت و 45 دقیقه طول کشید. در این آزمون بیمار بایستی در هنگام تصویربرداری از لحاظ فیزیکی 106 مرتبه بر روی یک تخت حرکت داده می شد تا تهییج فضایی (Spatital excitation ) صورت می گرفت. طبقه گفته خود دکتر دامادین، چیزی که او را در این مدت 7 سال یاری می داد تنها قدرت و ایمان مذهبی درونیش بود.
دکتر دامادین نام اولین اسکنر خود را سرکش ( Indomitable ) گذاشت که در واقع نشان دهنده عزم، بی باکی و خستگی ناپذیری او در ساخت دستگاه مذکور بود. این دستگاه اکنون در مرکز تکنولوژی اسمیتسون واشنگتن (Smithson institute of technology ) قرار دارد.
دکتر پل لاتربور ( PAUL LAUTERBUR.Ph.D )
دکتر لاتربود در حیطه اسپکتروسکپی با لوله های آزمایش دارای موفقیتهای چشمگیری بود. اما نمی توانست مسئله ضروری بودن خلوص ماده را برای بدست آوردن تجزیه اسپکتروسکپی نادیده بگیرد. او می دانست که با استفاده از اصول NMR می توان یک سری راهکارهای عملی جهت تهییج قسمتهایی از نمونه مورد آزمایش ارائه داد، سرانجام او به این نتینجه رسید که اگر بتوان میدان مغناطیسی گرادیان دار ضعیف و کنترل شده ای را بر روی میدان مغناطیسی استاتیک (Static) قویتری همپوشان کرد، آنگاه می توان برشی از نمونه با همان مقدار فرکانس را مجزا نمود، سیگنالهای آنرا آشکار کرد و نهایتاً به صورت یک تصویر درآورد. برای اثبات این اندیشه، او به مدت چند هفته تحقیقات و آزمایشهای طاقت فرسایی را انجام داد و بالاخره متقاعد شد که :
1- بااستفاده از سیگنالهای NMR می توان برش مغناطیسی را به وجود آورد.
2- مقدار این سیگنالها جهت بکارگیری اصول انتقال فوریه (FT) برای تشکیل تصویر کافی است.
3- برای بهبود کیفیت تصاویر، باید میدان مغناطیسی به اندازه کافی یکنواخت باشد.
در سال 1972 دکتر لاتر بور به منظور تصویربرداری از قسمتهای دلخواه حیوانات و گیاهان مختلف، گرادیانهای Gx و Gy و Gz را طراحی و از آنها استفاده نمود و بدین ترتیب قسمتی از وظیفه دشوار امتزاج و تکمیل سه تئوری فوق الذکر را به انجام رساند.
در سال 1988 رونالد ریگان ( Ronald Reagan ) رئیس جمهور وقت آمریکا، نشان ملی تکنولوژی (National Medical of Technology ) را به دکتر دامادین و دکتر لاتربور، تقدیم کرد. این جایزه که ارزنده ترین جایزه ملی امریکا محسوب می شود به دلیل سهم قابل توجه آنها در ارتقای تکنولوژی و گسترش رفاه ملی تقدیم ایشان گردید.
دانشمندان و فیزیکدانهای سراسر جهان نیز تحقیقاتی را به طور مداوم انجام می دهند و دانش پیشینیان خود را بهبود می بخشند. دنیای MRI مرهون افراد بیشماری است که از برجسته ترین آنها می توان به افراد زیر اشاره کرد.
دهه 1950 : دکتر اروین هان (Ervin Hahn): به خاطر کشف پالس سکانس اسپیناکوی هان کشف او چنان دگرگون کننده بود که نمی توان آن را با سایر کشفیات مقایسه نمود. او هم اکنون در دانشگاه برکلی (Brekeley) است.
دهه 1960: دکتر ارنست (R.R.Ernst) : او با ابداع محور مختصاف فاز (Phase) و فرکانس (Frequency) بر روی شبکه ماتریکس MR، حساسیت آشکارسازی سیگنالهای MRI را افزایش داده و همینطور از تبدیل فوریه در روند تصویربرداری فضایی (Spatital imaging process) استفاده نمود. علاوه بر آن، حساسیت و تعادل بین زاویه چرخش (Flip angle) را افزایش داد. قابل ذکر است که زاویه چرخش، اساس تصویربرداری سریع را تشکیل می دهد. دکتر ارنست هم اکنون در شهر زوریخ سوئیس زندگی می کند.
دهه 1980: سرپیتر هانسفیلد (Sir peter Mansfield ): هانسفیلد اهل ناتینگهام انگلستان بوده و به دلیل کشف تصویربرداری گرادیان اکو در مقابل تصویربرداری مولتی اکو مشهور است. تصویربرداری گرادیان اکو مقدمه ای ضروری برای تصویربرداری MRI به طریق Real time می باشد. سرپیتر هانسفیلد به دلیل سهم زیادی که در تصویربرداری MRI داشت از طرف ملکه الیزابت دوم مفتخر به دریافت لف شوالیه (Knighte) شد.

وضوح
بلافاصله بعد از ابداع سیستم MRI دستگاه های مذکور با سرعتی بی سابقه طراحی و ساخته شدند و بدین ترتیب دامادین و لاتربور توانستند افراد بیشتریرا نسبت به این سیستم خوشبین نمایند. امروزه بیش از دو هزار دستگاه MRI در ایالات متحده امریکا و تقریباً‌ همین مقدار در دیگر کشورها وجود دارد. در ابتدا دستگاه های MRI تنها در ایالات متحده ساخته می شدند اما طولی نکشید که این صنعت به سایر نقاط جهان نیز کشیده شد.
هر یک از صادر کنندگان دستگاه های MRI نیز می خواستند که در بازار رقابت،‌ موفقیت بهتری را بدست آورند و بدین ترتیب بازار رقابت بین المللی MRI گرم شد و در نتیجه ان اصطلاحات جدید و واژه های گیج کننده به حوزه تکنیکی آن وارد شد. اپراتورها نیز در ابتدا با مشکلات زیادی توانستند زبان MRI را تثبت کنند.
در نهایت، با افزایش تولید دستگاه های MRI و پراکندگی زیاد آن در سراسر کشور ایالات متحده، شکاف بین بخش صنعت و مرکز تصویربرداری MRI زیاد شد. سازندگان دستگاه های MRI برنامه های آموزشی پر سرو صدایی را به مدت یک تا دو هفته برای کارکنان ثابت MRI ترتیب دادند اما برخی از آنها هیچگونه آشنایی بامشاغل بهداشتی نداشتند. مشکلاتی که در رابطه با پروتکل ها و مسائل حفاظتی پیش می آمد معمولاً‌ از طریق تلفن به نزدیک ترین اداره مرکزی کارخانه سازنده اطلاع می دادند و پاسخ می گرفتند. حتی با تجربه ترین اپراتورها نیز نمی توانستند که در هنگام مواجه با بیماران مبتلا به هیجانهای کلاستروفوبیا ( تونل ترسی ) چگونه از کامپیوتر استفاده کنند و یا در چه مواردی باید کنتراست تصویر را برای مشاهده ضایعه ای خاص افزایش دهند.
امروزه قدرت مغناطیسی دستگاه های MRI را در سه سطح ضعیف، متوسط و قوی می سازند که هرکدام دارای مزایا و نقص های خاص خود می باشند اما با ابداع مواد حاجب تزریقی، دستگاه های MRI فوق هادی ( Super conducting ) با قدرت مغناطیسی بالا به عنوان مطلوب ترین روش تصویربرداری برای مشاهده ضایعات عصبی مطرح شدند. این مواد حاجب به منظور افزایش کنتراست تصاویر ساخته شده و در سال 1988 مورد تایید FDA قرار گرفتند.
پیشرفتهایی که در زمینه های الکترونیک و نرم افزارهای کامپیوتری MRA اتفاق افتاده باعث شد تا موارد کاربرد تصویربرداری نیز افزایش پیدا کند. به عنوان مثال امکان تصویربرداری از عروقی که به نام آنژیوگرافی تشدید مغناطیسی یا MRA معروف است فراهم شد. البته با وجود اینکه MRA هنوز در مراحل ابتدایی خود می باشد اما موضوعی است که علاقه و نظر بسیاری از افراد را به خود جلب کرده و در برخی موارد به عنوان راه حل نهایی انتخاب می شود. به طور کلی امروزه سیستم های تصویربرداری به طرف تصویربرداری غیرتهاجمی از شبکه عروقی بدن پیش می روند. این نوع تصویربرداری ها قادرند که آناتومی عروق مغزی را نشان دهند و همینطور میزان جریان خون آنها نیز محاسبه می نمایند. در حال حاضر چند نوع تصویربرداری MRA وجود دارد که از مهمترین آنها می توان به دو تکنیک (TOF) Time of Fight و Phase contrast اشاره نمود. با بکارگیری صحیح گرادیان اکو (gradient echoes ) ،‌ پیش اشباع (Presaturation ) اسکن سریع (fast scan)، پالس spoliter reminder و پالس آماده کننده (Preparatory Pulses) می توان کیفیت تصاویر را افزایش داد.

نحوه توليد اشعه ايکس

هنگامی که یک جریان الکترونی با سرعت زیاد به هدف برخورد کند، شتاب خود را از دست داده و با تبدیل انرژی، ایجاد اشعه ایکس می کند.
به طور کلی اشعه در اثر دو فرایند تولید میشوند:

1- پدیده ترمزی در این پدیده الکترونها به دلیل انرژی جنبشی که دارند به داخل اتمهای آند وارد میشوند و تحت تاثیر میدان اتمهای سنگین هدف از مسیر اولیه منحرف شده و دارای تغییر سرعت و کاهش انرژی میشوند. این انرژی به صورت پرتو تابیده میشود. در این فرایند راندمان تولید اشعه بسیار کم میباشد. در این طیف ماکزیمم انرژی مربوط به الکترونی است که بیشترین انحراف را توسط هسته داشته و هیچگونه اتلافی در انرژی آن صورت نپذیرفته است. مینیمم انرژی نیز مربوط به مواد جاذب سرراه فوتون ها است که چه کسری از انرژی آنها را جذب کرده اند. قله انرژی نیز مربوط به بالاترین انرژی اعمالی به تیوب است.


2- پدیده تابش اختصاصی: در این پدیده الکترون های تابیده شده از فیلامان به الکترون های مدارهای داخلی اتم های هدف نظیر kبرخورد می کنند و باعث کنده شدن این الکترون ها از مدار مربوطه می شوند و لذا در این لایه یک حفره به وجود می آید. با پُرشدن این حفره توسط الکترون های لایه های بالاتر، اختلاف انرژی دو لایه به صورت فوتون از ماده هدف خارج می شود. طیف اختصاصی برای تنگستن که عنصر سازنده آند در لامپ های اشعه است می باشد.
اگر شدت باریکه الکترونی را در نظر بگیریم، تولید نور و گرما خواهیم داشت. یعنی در سطح آند از انرژی اولیه باریکه الکترونی تشعشعخواهیم داشت.
تاثیر انرژی باریکه پرتو بر کیفیت تصویر نهایی:
میزان : معرف قدرت نفوذ پرتو در بیمار و کیفیت تصویر نهایی است.
پائین باعث ایجاد کنتراست زیاد و تمایز بهتر بافتهای نرم میشود. به همین دلیل در ماموگرافی از انرژی های پائین استفاده میشود.
بالا باعث افزایش انرژی و افزایش میزان نفوذ تشعشع در بافت و کاهش کنتراست میشود.
به طور کمی مقدار اشعه دریافتی در گیرنده تصویر با توان دوم رابطه دارد.

فيزيک امواج فراصوتي در سونوگرافي

هرموج شنوایی یا فراصوتی یک آشفتگی مکانیکی در یک محیط گاز، مایع و یا جامد است که به سوی بیرون از چشمه صوتی و با سرعتی یکنواخت و معین حرکت می کند. در حرکت یا گسیل موج مکانیکی ماده منتقل نمی شود.
اگر نوسانهای ذره ها درراستای عمود بر گسیل موج باشد موج عرضی است که بیشتر در جامدها رخ می دهد و اگر نوسان امواج در راستای گسیل امواج باشد موج طولی است . انتشار امواج در بافتهای بدن به گونه امواچ طولی است از این رو ما در پزشکی با این گونه امواج سروکار داریم .
اگر نوسانهای پرده یک بلندگو را بررسی کنیم که با بسامد f نوسان میکند، می تواند چگونگی رفتار صوت را ارزیابی کرد. نوسان باعث ایجاد افزایش و کاهش موضعی فشار نسبت به فشار در محیط هوا می گردد. نقطه های با فشار بیشتر فشردگی و نقطه های کم فشار انبساط نامیده می شود.
هنگام عبور امواج از ماده، ذره های موجود در ماده در اثر امواج در محلشان به پس و پیش و لرزه در می آیند، بگونه ای که انرژی تابیده در سوی موازی با لرزه ذره ها از ماده گذر می کند. ذره ها در درون ماده تنها حرکات پس و پیش را به پیروی از انرژی موج انجام می دهند. این ذره ها حرکت آزاد در درون ماده را پیدا نخواهد کرد. انرژی موجی که باعث حرکت ذره ها می گردد ،هنگام گذر باعث به هم خوردن نظم و تعادل در ماده می شوند.
ذره مادی در اثر نیرو از حالت آرامش یا تعادل در ماده خارج می شود.

ویژگیهای امواج فراصوت

طول موج:
فاصله میان دو نقطه در موج که ویژگی فیزیکی یکسانی را داشته باشند - برای نمونه دو مرکز فشردگی -را طول موج می گویند.
بسامد (f):
شمار تکرار کامل موج در یک ثانیه را بسامد یا فرکانس می گویند یکای بسامد مانند دیگر امواج ،هرتز است .پس یک هرتز یک نوسان در یک ثانیه است.
پریود (T):
پریود یا دوره تناوب طول زمانی است که موج یک زنش کامل انجام می دهد. بنابراین وابستگی میان پریود و بسامد چنین است:
f= 1/T یا T= 1/f
سرعت گسیل موج :
فاصله ای که موج در یکای زمان می پیماید سرعت گسیل موج است.
سرعت امواج فراصوتی ( همه پارامترهای فیزیکی برای صوت شنوایی و فراصوت و یا اینکه همه نوسانهای مکانیکی همانند است ) با چگالی گسیل موج و چگونگی فشردگی محیط چنین رابطه دارند:

هر چه ماده متراکم تر باشد سرعت بیشتر است یعنی هر چه مولکولها کوچکتر باشد جابجا کردن آنها ساده تر است.
هر چه توانایی فشردگی ماده بیشتر باشد ،سرعت فراصوت کمتر است .در حقیقت فشردگی کسری از تغییر حجم ایجاد شده بوسیله تغییر فشار است. البته کار به سادگی گفته بالا نیست زیرا وابستگی وارونه دارند .یعنی با افزایش یکی دیگری کاهش می یابد ( سرعت ثابت ) . سرعت گسیل موج فراصوت به بسامد بستگی ندارد.
دیده می شود که سرعت موج در بافتهای نرم به هم نزدیک است ولی سرعت امواج در استخوان بسیار بزرگتر است ( نزدیک چهار برابر ). فراصوتی با بسامد یک میلیون هرتز ( 1 MHZ ) در آب با سرعت 1500 m/sec دارای طول موج 0.15 cm است.

بازتابش
امواج مکانیکی -که فراصوت نیز نمونه ای از آن است -دربرخورد با اجسام سر راه بازتاب می یابند. این بازتابش چند گونه دارد. در بازتابش آینه ایSPECULAR ) ( که در رویه تخت و صیقلی انجام می گیرد ،راستای تابش و بازتاب یکی است. در بازتابش نا آینه ای موج به رویه ناصاف برخورد می یابد.
گونه دیگر از بازتابش، پراکندگی است که مانند بازتابش ناآینه است تنها در این بازتابش موج به ذره کوچک برخورد می کند و این ذره خود مانند چشمه فراصوت کارمی کند و در همه راستاها،موج گسیل می شود.
برخورد امواج فراصوتی به مرز میان دو محیط:
هنگامی که موجی با زاویه عمود به مرز مشترک دو بافت برخورد می کند، بدون هیچ انحرافی از محیط دوم و در راستای تابش گذر می کند .البته بخشی در همان راستا بازتاب می شود. اگر تابش امواج به گونه مایل به مرز مشترک بافتها انجام گیرد و سرعت صوت c در دو محیط یکسان نباشد موج در محیط دوم شکسته می شود .

قانونهای اسنل
هنگامی که موج فراصوتی به مرز مشترک دو محیط برای نمونه هوا – بافت برخورد نماید ،بخشی از آن بازتاب پیدا کرده و بخشی به درون آن راه می یابد. برابر قانون های اسنل:
(a موج تابشی و بازتابشی و گذری در یک صفحه اند.
(b زاویه تابش با زاویه بازتابش برابر است.
اگر تابش به اندازه ای برسد که زاویه شکست 90 درجه شود، یعنی مماس بر مرز مشترک دو محیط،
زاویه تابش در این حالت زاویه بحرانی نامیده می شود.
در این حالت موج وارد محیط دوم نخواهد شد و بازتاب کلی داریم.
نمونه سرعت فراصوات در بافت نرم 1540 m/s است .اگراین سرعت در استخوان 4080 m/s باشد و زاویه بحرانی نزدیک به 22 درجه باشد ،هیچ گونه انرژی فراصوت وارد استخوان نخواهد شد.

ضریب بازتابش و گذر:
امواج هنگامی که به مرز مشترک دو محیط مادی می رسند می توانند از آن گذر کنند. از دید فیزیکی چنین حالتی هنگامی رخ می دهد که دو محیط در تماس کامل باشند. اگر امپدانس صوتی دو محیط برابر باشد امواج بدون اینکه تحت تاثیر دو محیط باشند از آن محیط می گذرند ( البته شکست می تواند صورت بگیرد ) ولی زمانی که امپدانس های صوتی دو محیط با هم برابر نباشند موج تابنده به پیروی از شرایط فیزیکی دو محیط - سرعت و فشار ذرات - در مرز مشترک به دو بخش بازتابشی و گذری تقسیم می شود.

هنگامی که امواج صوتی به دیواره سخت برخورد می کنند ( برخورد امواج صوتی به کوه ) بازتاب می یابند. در این جا بازتاب یا اکو یا پژواک هنگامی بوجود می آید که اندازه های دیواره سخت ( رویه بازتاب کننده ) نسبت به طول موج امواج تابشی بسیار بزرگتر باشد .
هر اندازه که دانسیته یا چگالی محیط دوم ( رویه بازتاب کننده ) بیشتر باشد دامنه بازتابش بلندتر و امواج شنیدنی آشکارتر خواهد بود.( برخورد فریاد با سنگهای کوه ) . از سوی دیگر هر چه طول موج تابنده کوچکتر باشد بازتاب اکو بهتر انجام می شود ( مانند این است که رویه بازتاب دهنده بزرگتر است ). از گفته های بالا پیداست که پدیده بازتابش درباره امواج فراصوت که طول موج کوتاهتری دارند ،بهتر انجام خواهد گرفت.
برای نمونه اگر غده یا توموری به اندازه های 4 x 4 x4 سانتی متر در بافت کبد وجود داشته باشد ،به علت اختلاف امپدانس صوتی میان بافت سالم کبد و بافت توموری و همچنین اختلاف بزرگ میان طول موج فراصوت ( نزدیک به 1 میلیمتر ) و اندازه های تومور ( نسبت 1/40 ) امکان بازتاب در مرز مشترک غده و بافت سالم وجود خواهد داشت و بازتابش در این مرز مشترک به بهترین صورت نمایان می شود.


جذب و کاهش شدت امواج فراصوتی


جذب
هنگام گذر موج فراصوتی در محیط انرژی آن جذب محیط می شود. دراین پدیده انرژی گرفته شده از موج تابشی آغازین ،پس از زمان ویژه ای به نام زمان دیرکرد به موج تابشی نخستین می پیوندد. جذب شدید انرژی موج فراصوتی تابشی ،هنگامی انجام می گیرد که در پدیده رهایی از فشار، موجی که به موج تابشی آغازین می پیوندد در برابر آن باشد ( اختلاف فاز ) در اینجا اندازه انرژی جذب شده به اندازه انرژی تابشی آغازین که تغییر شکل داده بستگی خواهد داشت.
در بسامدهای پایین فراصوتی ،زمان دیرکرد که انرژی تغییر شکل یافته به موج تابشی آغازین می پیوندد کوچک و نادیده گرفتنی است ،پس جذب شدید نیست ولی اندازه جذب با افزایش بسامد افزایش می یابد و هنگامی به بیشترین اندازه خود میرسد که انرژی تغییر شکل یافته برای پیوستن به موج تابشی آغازین درست در برابر آن جا گیرد ( اختلاف فاز کامل ). اگر بسامد از این اندازه بالاتر رود زمان برای تغییر شکل انرژی کوچک شده و در اینجا اندازه جذب ،باز کاهش می یابد.


تضعیف
تضعیف جمع انرژی هایی است که بعلت جذب و پراکندگی از موج تابشی برداشته می شود. این کاهش با جنس ماده ( ویسکوزیته ) و بسامد تابش بستگی دارد.
اگر شدت و دامنه موج تابشی آغازین پیش از برخورد به بافت Io و Ao ( در فاصله x=o ) و در ژرفای x سانتی متر I و A باشد میان دو شدت و دو دامنه بستگی زیر وجود دارد.
I = Io e-μx وA = AO e-μx ضریب تضعیف موج فراصوتی در یک ماده یا بافت است. در گذر انرژی فراصوتی از یک محیط- برای نمونه یک بافت- اگر dB را بر سانتیمتر بخش کنیم پایای بگونه dB/cm بدست می آید . این پایا به امپدانس صوتی، ویسکوزیته محیط و بسامد بستگی دارد بنابراین می توان آنرا dB/cm/MHZ هم نشان داد. نام دیگر این یکا Neper/cm است . دیده می شود که هرچه محیط فشرده تر باشد کاهش بیشتر است. برای نمونه این ضریب برای ماهیچه بیشتر از خون است و این در سونوگرافی با ارزش است. برای نمونه اگر نگاره سونوگرافی را بررسی کنیم نقطه های روشن نشان دهنده بافتهای نرم است،زیرا در اینجا کاهش کوچکتری نسبت به نقطه های تاریک انجام گرفته است و موج فراصوتی با انرژی بیشتری همراه است ( یک کیست هیداتیک ) در جایگاههای نقطه های تیره بافتهای سخت تر وجود دارد و در این نقطه ها کاهش بیشتری داریم ( مانند یک تومور ). تغییرهای شدت موج فراصوتی بگونه ای نمائی (اکسپوتانسیل) انجام می شود .
نگاره های صوتی یا سونوگرام بر پایه بازتابش و کاهش انرژی بدست می آیند. برای نمونه اگر 90% شدت فراصوت در گذر از یک سانتی متر بافت کاهش یابد ،پس از پیمایش یک سانتیمتر تنها 10% از شدت آن باقی می ماند و پس از پیمایش 2 cm این اندازه به 1% و پس از 3 cm به 0.01% و ... می رسد. این کار را با بکارگیری دسی بل می توان نشان داد. پس از یک سانتیمتر:
dB = 10 log10 I2/I1
(-1) = -10 => dB = -10 * dB= 10 log10 10/100 = 10
نشانه منفی ، نمایشگر این است که با گذر موج از ماده از شدت آن کاسته می شود . با همین روش میتوان دسی بل را پس از 2 سانتیمتر به ترتیب -2 dB و -3 dB به دست آورد.
برای به دست آوردن اندازه کاهش انرژی فراصوت در گذر از یک فاصله در یک محیط ضریب تضعیف محیط را در فاصله گذر آن ضرب می کنند.
کاهش انرژی در یک بافت در حالتهای مختلف متفاوت است ولی در کاربرد آن را یکسان می گیرند.


اثر داپلر
هنگامی که امواج صوتی یا فراصوتی به یک دیواره سخت برخورد نمایند بازتاب می کنند. در این بازتاب چنانچه چشمه تابش صوت و گیرنده ثابت باشند بسامد امواج تابنده و بازگشتی با هم برابرند .
اگر گیرنده به سوی چشمه موج حرکت کند و یا چشمه موج به سوی گیرنده حرکت نماید - چشمه موج و گیرنده به هم نزدیک شوند -طول موج بازتاب یافته فشرده شده و بسامد آن افزایش می یابد. بر عکس اگر گیرنده یا چشمه موج حرکت کرده و فاصله آنها زیاد شود بسامد موج بازتاب کاهش می یابد.
با توجه به این که سرعت گسیل فراصوت ثابت است ،تغییر در طول موج به گونه ای مستفیم بر بروی بسامد اثر خواهد گذاشت. این اثر داپلر خوانده می شود. هنگامی که قطاری با سروصدای زیاد به شما نزدیک و سپس دور می شودتغییر بسامد بوق قطار که بگونه پیوسته نواخته می شود،بعلت اثر داپلر به آسانی تشخیص دادنی است.

پدیده داپلر در تشخیص پزشکی با به کارگیری فراصوت ارزش فراوانی دارد که پس از این درباره آن گفتگو خواهد شد.

تولید و آشکار سازی امواج فراصوتی:
خفاشها نوسانهای مکانیکی فراصوت تولید و در فضا پخش می کنند و با در یافت پژواکهای ( بازتابها ) این امواج - پس از برخورد با دیواره که ممکن است شکار باشد -کار ره یابی را انجام می دهند.
در جنگ جهانی دوم دانشمندان دریافتند که اندیشه تولید امواج فراصوت را می توان درره یابی کشتیها بکار گرفت و پس از جنگ ،مهندسان دستگاههایی را برای کاربردهای تشخیصی و درمانی فراصوت ساختند.
فراصوت به روشهای گوناگونی تولید می شود که از آنها می توان دو روش پیزوالکتریسیته و مگنتواستریکسیون را نام برد.

الف- اثر پیزوالکتریسیته
بر هم کنش فشار مکانیکی و نیروی الکتریکی را در یک محیط اثر پیزو الکتریسیته می گویند.
فشردن برخی از بلورها در راستای ویژه ای از بلور نیروی الکتریکی ایجاد می کند و بر عکس ایجاد اختلاف پتانسیل در دو سوی همین بلور و در همان راستا باعث فشردگی و انبساط آن می گردد یا به زبان دیگر تغییر بعد در آن به وجود می آورد . می توان گفت که تغییر پلاریزاسیون الکتریکی در یک بلور باعث تغییر حالت کشسانی بلور می شود و تغییر حالت کشسانی بلور باعث دپلاریزاسیون آن می گردد. اثر پیزوالکتریسیته تنها در بلورهایی که دارای تقارن مرکزی نیستند وجود دارد .
راستایی که در آن کشش یا فشار پلاریزاسیونی به موازات نیروی وارده پدید می آورد ،محور پیزوالکتریک یا محور الکتریکی بلور نامیده می شود و مواد دارای این ویژگی را مواد پیزوالکتریک می گویند.
بلور کوارتز از این دسته مواد است و از نخستین اجسامی است که این ویژگی در آن کشف گردید و هم اکنون هم برای تولید امواج فراصوت بکار برده می شود . موادی مانند بلور کوارتز، واسطه ای برای واگردانی انرژی الکتریکی به انرژی مکانیکی و بالعکس می باشند و مبدل یا ترانسدیوسر نام دارند .
بلوری از کوارتز به بزرگی یک سانتیمتر اگر زیر فشار یک اتمسفر باشد ،اختلاف پتانسیل الکتریکی یک ولت را بوجود می آورد( از این رو می توان این پدیده را در سنجش فشار بکار برد.)
اگر چه مواد بلوری طبیعی که دارای اثر پیزوالکتریسیته باشند ،فراوان هستند ولی در بکارگیری فراصوت در تشخیص پزشکی ،کریستالهایی بکار گرفته می شود که سرامیکی بوده و به گونه مصنوعی تهیه می شوند. نمونه این کریستالها ،آمیخته ای از زیرکونیت سرب و تیتانیت سرب است که در هنگام ساخته شدن می توانند پلاریزه شده و به شدت دارای ویژگی پیزو الکتریسیته گردند . همه این فراورده ها وابسته به گروهی از مواد که فروالکتریک نامیده می شوند هستند.

ب- اثر مگنتواستریکسیون
این ویژگی در اجسام فرومنیتیک تحت تاثیر میدان مغناطیسی به وجود می آید . اجسام یاد شده در این میدانها تغییر طول می دهند و بسته به بسامد جریان متناوب به نوسان در می آیند و می توانند امواج فراصوتی تولید کنند.

تكنيكهاي تشخيصي بيماري تيلريوز

تيلريا انگل تك ياخته أي اجباري داخل سلولي تمام خانواده گاوهاي وحشي و اهلي ( Bovidae ) در جهان ميباشد. و بعضي از گونه ها نشخواركنندگان كوچك را نيز مبتلا مي نمايد. بوسيله كنه هاي خانواده Ixodidae منتقل ميشوند و داراي زندگي پيچيده اي در مهره داران و بي مهره ها ميباشند. شش گونه تيلريا گاو را آلوده ميكند كه دو تا از آنها بيماري زايي بيشتري دارند : اولي بنامT. parva كه بيماري East coast fever , Corridor disease , Zimbabwean theileriosis را ايجاد و دومي T. annulata باعث بيماري Tropical theileriosis ميشود.

ديگر گونه ها كه شامل T. sergenti, T. buffeli, T. orientalis, T. taurotragi, T. mutans هستند معمولا بيماري زايي خفيفي ايجاد ميكنند. گونه T. velifera غير بيماري زا است. اغلب اين گونه ها پس آلوده كردن دام ايجاد دام ناقل در دامهاي بهبود يافته را مينمايند اما هيچ نوع داده وآماري در رابطه با رل اين ناقلين در انتقال بيماري در حالت طبيعي وجود ندارد.

گاوهاي بومي درمناطق بومي آلوده ممكن است بيماري را تحمل نموده و يا به بيماري خفيف و تحت كلينيكي مبتلا شوند. اما گاوهاي غير بومي حسا س بوده و در صورت ابتلا علائم شديدي نشان داده و يا تلف مي شوند.

همانطوريكه قبلا هم گفته شد شيزونت ها در گسترش تهيه شده از غدد لنفاوي مشخصه خوبي براي آلودگي با T. parva, T. annulata ميباشد. شيزونت گونه T. taurotragi در گسترش رنگ آميزي شده بوسيله گيمسا بخوبي قابل تشخيص نميباشد.

شيزونت T.mutans نسبت به شيزونت T. parva داراي هسته هاي بزرگتر، مسطح وبي قاعده ميباشد.

فرم پيروپلاسمي T. parva , T. annulata و T. mutans شبيه بهم ميباشد. اما معمولا T. annulata , T. mutans بزرگتر و اغلب در حال تقسيم ديده ميشود. T. velifera ممكن است بوسيله يك پرده حجاب مانند تشخيص داده شود.



تشخيص سرولوژيكي :

تشخيص وجود پادتن بصورت غير مستقيم بوسيله IFA ( indirect fluorescent antibody)

بطور گسترده براي تشخيص گونه هاي مختلف تيلريا بكار مي رود. تشخيص نوع آلودگي بخصوص آلودگي با ‍T. parva چندان در بين روشهاي ايمنولوژي قابل تمايز نمي باشد. بهترين روش سرولوژي قابل تمايز مابين گونه هاي تيلريا آزمايش غير مستقيم پادتن فلورسانس IFA ( Indirect Fluorescent Antibody ) مي باشد. در اين آزمايش هر دو مرحله شيزونت و پيروپلاسمي بوسيله لام تهيه شده و يا در محلول قابل بررسي مي باشند. براي نگهداري محلول يا لامهاي تهيه شده در مرحله شيزونتي دماي انجماد (20- تا 70- ) استفاده ميشود ولي در مرحله پيروپلاسمي براي نگهداري محلول از دماي 4 درجه يخچال و براي لامها از دماي انجماد ميتوان استفاده كرد.

سرمهاي مورد آزمايش را با ماده bovine lymphocyte lysate رقيق ميكنند و با محلول آنتي ژني در انكوباتور ميگذارند و بعد ضد ايمنوگلوبولين متصل گاوي anti-bovine immunoglubolin conjugate افزوده ميشود.



الف- تهيه لام يا اسلايد آنتي ژن شيزونت

آنتي ژن مورد استفاده براي schizont IFA test ازتيره سلولي شيزونت ليمفوبلاستوئيد Lymphoblastoid گرفته ميشود. كشتهاي سلولي را كه داراي رقت 200 ميلي ليتر شيزونت در يك ليتر شيزونت هاي آلوده ( به T. parva ويا T. annulata بوده و حاوي ده ميليون سلول در هر ميلي ليتر و حداقل 90% سلولها آلوده ميباشند ) باشد را سانتريفيوژ كرده ( بمدت 20 دقيقه در سرعت 200 دور در دقيقه در دماي 4 درجه ) و مايع روئي را دور ريخته و سلولهاي ته نشين شده را با 100 ميلي ليتر بافر ( Phosphate buffered saline) PBS در دماي 4 درجه و pH 7.2 تا 7.4 مخلوط و دوباره سانتريفيوژ ميكنيم. اين روش شستشو را سه بار تكرار كرده و در آخرين با رسلولهاي ته نشين شده را با 100 ميلي ليتر PBS مخلوط كرده تا غلظت نهائي حدودCELL/ML 7 10 درآيد.

گسترش نازك از محلول سلولي را روي اسلايد حفره دار ( از جنس تفلن )‌تهيه كرده ويا روي لام معمولي را با استفاده از لاك ناخن تقسيم كنيم . هر گسترش بايد داراي 50 تا 80 سلول سالم در هر ديد ميكروسكوپي Field ‌باشد (‌وقتيكه با بزرگنمايي 40 با روغن Immersion بررسي شود) .بوسيله پي پت 100μl آنتي ژنها را با مكش يكدفعه روي لام ريخته كه پس از توزيع محلول شيزنت يا پيروپلاسم يك لايه Monolayer در هر كدام باقي مي ماند. اينكار را براي هر حفره انجام داده تا مايع تمام شود. بااين روش تقريبا“‌مي توان 600لام با كيفيت خوب كه حاوي 6 هزار سلول در هر نقطه آنتي ژن باشد بدست آورد . گسترشها را درمعرض هوا خشك كرده ودراستن بمدت ده دقيقه ثابت كرده (‌Fixation)‌ وبطور جداگانه دردستمال كاغذي پيچيده و سپس در كاغذ آلومينيم (‌فويل آلومينيم ‌) ‌وبعد در محفظه ضد آب و هوا دردماي20- درجه سانتيگراديا 70 - درجه سانتيگراد نگه مي داريم . دردماي –20 درجه سانتيگراد بمدت يكسال قابل استفاده هستند ودردرماي –70 درجه سانتيگراد بمدت طولاني تر (‌دردماي يخچال 4 درجه سانتيگراد بمدت چهارماه قابل نگهداري هستند).



ب- محلول آنتي ژن شيزونت

ابتدا 500 ميلي ليتر از محلول T.annalataيا T. parva سلولهاي آلوده با غلظت 10 6cell/ml سلول سانترفيوژكرده (‌در 150 g دور دردقيقه براي ده دقيقه در دماي 4 درجه )‌ وسلولهاي ته نشين شده در100سي سيPBS سرد دوبار شستشو مي دهيم.

قابليت زنده بودن سلولها را بوسيله اوزين Eosin يا Trypan blue بررسي ميشود (‌كه بايد بيش از %90‌باشد )‌محلول سلولها بايد درمحلول سرم فيريولوژي سرد رقيق شود تا غلظت 7 10سلول (/ml Cell) بدست آيد دراين حجم ، ‌دوبرابرآن را محلول سرد شده حاوي 80%‌ استن و 0.1 % فرمالين در PBS قطره قطره اضافه كرده (‌در درماي –20 درجه )‌تا درمدت 24 ساعت به تثبيت رسد.

سلولهاي ثابت شده را سه بار شستشو داده (‌در سرم فيولوژي سرد شده دردماي 4 درجه ) و‌در 200 دور دردقيقه بمدت 20 دقيقه سانترفيوژ ميكنيم. بعد از آخرين شتشو سلولهاي ته نشين شده را در سرم فيولوژي رقيق كرده تا غلظت 107/ml بدست آيد . بميزان 5/0 سي سي سلولهاي ثابت شده را جدا جدا برداشت و تقسيم مي كنيم .



تهيه اسلايد حاوي آنتي ژن پيروپلاسم:

مرحله پيرپلاسمي گونه هاي تيلريا را نمي توان دركشت سلول نگهداري يا تهيه نمايند. زيرا آنتي ژن پيروپلاسمي بايد از حيوانات زنده آلوده تهيه شود و عفونتهاي تجربي بوسيله تزريق زير پوستي با اسپروزئيت يا كنه هاي آلوده باT.parva T.taurotragi ,T.annulata , صورت ميگيرد. آلودگي گروه انگلي T.sergenti/ T.buffeli/ T.orientalis ,T.mutans or T.velifera بوسيله تزريق داخل رگي خون حيوان ناقل به گاو يا گوساله طحال برداشته و يا تماس با كنه آلوده ايجاد مي شود. وقتيكه آلودگي پيروپلاسمي بيش از 5% ‌باشد، صد ميلي ليتر خون آلوده آغشته با مواد ضد انعقاد را بخوبي با PBS مخلوط مي كنيم . اين مخلوط را سانترفيوژ كرده (‌با500دور در دقيقه براي ده دقيقه)‌ و بعدپلاسما و Buffy Coat را جدا كرده و RBC هاي باقي مانده را بادوليتر PBS رقيق مي كنيم. سپس دوباره سانترفيوژ كرده وهمينطور Buffy coat را جدا ميكنيم . اين عمل رابراي چهار بار تكرار مي كنيم و بعد از پنجمين ششتشو، مقداري از RBC هاي جمع شده Packed RBC را با PBS مخلوط كرده واز آن 5μl روي هر اسلايد مي گذاريم. نقاط خشك شده را با متانول تثبيت كرده وبا رنگ آميزي گيمسا رنگ ميكنيم ونهايتا زيرميكروسكوپ نوري بررسي مي كنيم . تقريبا ده هزار اسلايد آنتي ژني (‌صد هزار نقاط آنتي ژن ) ا ز100سي سي خون آلوده‌ تهيه مي شود. اسميرهاي آنتي ژني را در دماي اتاق خشك كرده وبعد در دماي 4 سانتيگراد درجه در استن بمدت ده دقيقه فيكس ميكنيم. اسميرهاي فيكس شده شبيه اسلايدهاي آنتي ژني شيزونت نگهداري ميشوند.



محلول يا سوسپانسيون حاوي پيروپلاسم :‌

يك روش تهيه آنتي ژن براي T.parva قبلا“‌شرح داده شد دراين روش صد ميلي ليتر از خون حيوانيكه شديدا“‌ در مرحله آلودگي پيروپلاسمي باشد گرفته و مانند آنچه شرح داده شد،گلبولهاي قرمز تجمع كرده را به PBS اضافه كرده تا محلول 5%‌ بدست آيد.- در مراحل فوق بايد آنتي ژن را استانداردكرد-

تهيه lysate‌Bovine Lymphocyte : اين ماده طبق روش Godderis et al. براي بررسي محلول آنتي ژن T. parva بكار مي رود . ابتدا يك گوساله سه ماهه كه طحال آنرا برداشته اند را درنظر گرفته و واز طريق تماس با كنه و يا پشه تسه تسهtse Tse آلوده مي كنيم وروزانه بمدت چهارهفته با رنگ آميزي گيمسا بررسي ميكنيم . نهايتا بعد از مرگ يا كشتن حيوان از تيموس و غددلنفاوي نمونه برداري مي كنيم .

بافتها را به قطعات كوچكتر تقسيم كرده ودر PBS سرد ( در دماي 4 درجه) بهمراه %45 /.0 مواد ضد انعقاد نگهداري ميكنيم . سلولها را از بافت بوسيله پارچه MUSLIN جدا كرده و سه بارشتشو با مخلوط PBS-EDTA ميدهيم و در دور 200 بمدت 20 دقيقه در دماي 4 درجه سانتريفيوژ ميكنيم . لينفوسيتهاي شسته شده را با PBS كه عاري از EDTA باشد، مخلوط مي كنيم تا غلظت نهائي CELL/ML 107*5 بدست آيد .

روش كار براي تشخيص آنتي بادي فلورسانس :‌

اسلايد شيزونت يا پيروپلاسم را از دماي انجماد، 20- درجه سانتيگراد در آورده و بمدت 30 دقيقه در دماي يخچال، 4 درجه گذاشته و سپس 30 دقيقه ديگر در دماي اتاق ميگذاريم.

بوسيله پي پت پاستور 100/μl آنتي ژن را روي هر لام ريخته ودردماي اتاق 37 درجه خشك مي كنيم . ميتوان براي تلعلع بهتر وديد بهتر از Evansblue نيزبهمراه رنگ فلورسانس استفاده كرد و بعد در گلسيرول 50% در pH 8 ميگذاريم تا رنگ Fluorescein isothiocyanate بمدت طولاني تر و عميق تر اثر گذارد . اسلايدهاي تهيه شده تا 72 ساعت در دماي 4 درجه د رتاريكي قابل نگهداري و استفاده ميباشند. بدنبال عفونت با اسپروزئيت ها آنتي بادي هاي توليد شده بر عليه T.parva و T.annulate ابتدا" بين روزهاي دهم تا 14 برعليه شيزونت ودر بين روزهاي 15-21 بر عليه پيروپلاسم قابل تشخيص مي باشند. پادتنها بعد از بهبودي ناپديد مي شوند ووابسته به فاكتورهاي متفاوتي از جمله وضعيت ناقل، ‌فاصله مابين درمان، درمعرض قرار گرفتن و تماس دوباره با كنه آلوده تغيير مي كنند. معمولا“ ‌4 تا 6 ماه بعد از آلودگي آنتي بادي پائين مي آيد (‌در صورتيكه تماس دوباره پيش نيايد).

بدنبال آلودگي با T.mutans آنتي بادي در روزهاي دهم تا 15 قابل اندازه گيري بوده و بعد از 12-24 ماه پائين ميآيد.

پژوهشگران ژاپني روش نويني براي شناسايي آنفلوانزاي مرغي يافتن

پژوهشگران ژاپني وابسته به پژوهشگاه بهداشت عمومي "اوساكا" براي نخستين بار در جهان موفق به يافتن روش نويني شدند كه با استفاده از آن مي‌توان در طول زمان كوتاهي، آنفلوانزاي مرغي را شناسايي كرد.

به گزارش روز سه‌شنبه روزنامه "ماينيچي"، با استفاده از اين روش مي‌توان تنها در مدت ‪ ۱۰‬دقيقه آنفلوانزاي مرغي را شناسايي كرد.

در روش‌هاي آزمايشي كنوني كه نتيجه آن سريع مشخص مي‌شود، اين امكان وجود ندارد كه ويروس آنفلوانزاي مرغي از ويروس آنفلوانزاي انسان تشخيص داده شود،اما با اين روش نوين مي‌توان آنفلوانزاي مرغي را در زمان كوتاهي تشخيص داد.

در روش كنوني (پي.سي.آر) كه در آزمايشگاه‌هاي ويژه انجام مي‌شود، براي شناسايي ويروس آنفلوانزاي مرغي از ويروس آنفلوانزاي انساني، به ‪ ۱۲‬تا ‪۲۴‬ ساعت زمان نيازمند است.

پژوهشگران ژاپني اعلام كردند، آنها براي يافتن اين روش تازه متوجه شده اند كه پروتئين كانوني سلول آنفلوانزاي مرغي با پروتئين موجود در كانون سلول آنفلوانزاي انساني متفاوت است.

اين پژوهشگران افزودند: در اين روش نوين آنها اقدام به ساخت پادتني كردند كه تنها به پروتئين كانوني سلول آنفلوانزاي مرغي مي‌چسبد و اين موضوع زمينه شناسايي آنفلوانزاي مرغي از انساني را فراهم مي‌كند.

ويروس آنفلوانزاي مرغي به‌طور طبيعي به انسان سرايت نمي‌كند اما به نظر مي‌رسد كه در اثر تغييرات ناگهاني، قابل سرايت به انسان‌ها مي‌شود.

آخرين آمارهاي مربوط به اواخر سال گذشته ميلادي (‪ (۲۰۰۶‬نشان مي‌دهد كه تاكنون در منطقه جنوب شرقي‌آسيا، ويروس آنفلوانزاي مرغي به ‪ ۲۵۶‬نفر سرايت كرده كه در اثر آن ‪ ۱۵۲‬نفر جان خود را از دست داده‌اند.

روشهاي جداسازي و تشخيص باكتريهاي بيماريزا در مواد غذايي

اهداف

1- آشنايي با اهميت بيماريهاي ناشي از مواد غذايي .

2- تفكيك و تمايز باكتريهاي عامل مسمويت غذايي و باكتريهاي عامل عفونت غذايي از يكديگر .

3- مقايسه كلي روشهاي سنتي و روشهاي جديد تشخيص و جداسازي باكتريهاي بيماريزا در مواد غذايي .

4- شناخت مراحل مختلف جداسازي و تشخيص باكتريهاي مواد غذايي در روشهاي سنتي ( مراحل پيش غني سازي – غني سازي انتخابي – محيط جامد انتخابي ) .

5- شناخت نسبي روشهاي جديد تشخيص و جداسازي باكتريهاي بيماري زا مواد غذايي ( روشهاي فيزيكي ، شيميايي ، ايمونولوژيكي ، ژنتيكي ).

6- آشنايي با اصلاحات متداول در زمينه جداسازي و تشخيص باكتريها نظير ( غني سازي باكتريها ، محيطهاي مورد استفاده ، اندازه گيري ايمپدانس ، فلوسيتومتري ، هيبريداسيون ELISA,DNA ، كواگلوتيناسيون لاتكس ، PCR و ... )
خلاصه

در طول سالهاي گذشته ، بيماري هاي ميكروبي ناشي از مواد غذايي، همواره يكي از عمده ترين بيماري هاي كشورهاي مختلف جهان محسوب گرديده است .

اين بيماريها كه جزء بيماري هاي روده اي تقسيم بندي مي گردند ، نه تنها در كشورهاي در حال توسعه بلكه در كشورهاي توسعه يافته با استاندارد بالاي بهداشتي نيز رو به افزايش بوده اند . به عنوان مثال در ايالات متحده آمريكا از نطر اهميت بعد از بيماريهاي ريوي ، در مقام دوم قرار دارند .

در بين عوامل ميكروبي ، باكتري هاي عام مسمويت مواد غذايي ( Food Bone Bacterial Intoxications )مطرح هستند كه با توليد سم در ماده غذايي باعث بروز مسمويت مي گردند . و گروه دوم تحت عنوان باكتريهاي عامل عفونت مواد غذايي ( Food Borne Bacterial Infections ) مطرح بوده كه با تكثير خود و يا توليد متابوليت هاي خاص باعث بروز عفونت مي گردند . با توجه به اينكه اكثر موارد عفونتها و مسمويتهاي ميكروبي توسط باكتريها انجام مي گيرد ، تشخيص و جداسازي آنها حائز اهميت فراواني است .

امروزه علاوه بر روشهاي سنتي ، تكنيك هاي جديدي براي جداسازي و تشخيص باكتريهاي بيماريزا در موارد غذايي مورد استفاده قرار مي گيرند كه از آن جمله مي توان به روشهاي ژنتيكي ( مثل تكنيك PCR ) ( Ploymerase Chain Reaction ) ، روشهاي فيزيكي ( مثل اندازه گيري مقاومت الكتريكي و روش فلوسيتومتري ( Flow Cyomrtry ) ، روشهاي شيميايي ( مثل هيبريداسيون DNA ( DNA Probe ) و روشهاي ايمونولوژيكي ( مثل كواگلوتيناسيون لاتكس ( Latex Coagglutination ) و تكنيك ELISA ( Enzyme Linked Immuonadsorbent Assay ) اشاره نمود .
مقدمه

ميكروب شناسي موادغذايي يكي از شاخه هاي علم ميكروبيولوژي است كه كاربرد آن در صنايع غذايي و مراكز تحقيقاتي نيازمند افرادي است كه آموزشهاي لازم را ديده و از تجربه قابل توجهي برخوردار باشند و از سوي ديگر آزمايشگاه مناسبي را در اختيار داشته باشند . در اين راستا روشهاي جداسازي و تشخيص باكتريها بويژه باكتريهاي بيماريزا در مواد غذايي كه به دو روش كلي سنتي و مدرن انجام مي گيرد ، حائز اهميت فراواني است . روشهاي سنتي روشهايي هستند كه غالباً وقت گير بوده و عليرغم كم هزينه بودن همواره براي ميكروبشناسان مشكل ساز هستند و خصوصاً هنگامي كه اعلام سريع نتايج از نظر اقتصادي و پزشكي واجد اهميت است ، اين مشكل بيشتر احساس مي گردد . به عنوان مثال در مورد بعضي از ميكروبهاي مهم بيماريزاي موادغذايي ( نظير سالمونلا ) نياز به صرف چندين روز وقت به دليل تهيه محيط هاي متعددي هستيم . خوشبختانه در روشهاي جديد و سريع كه امروزه براي تشخيص و جداسازي باكتريها مورد استفاده قرار مي گيرند ، اين مشكلات مرتفع گرديده و با تكنيكهاي مبتني بر روشهاي فيزيكي ، شيميايي ، ايمونولوژيكي و ژنتيكي ميتوان در اسرع وقت نتايج را اعلام نمود .

روشهاي جداسازي و تشخيص باكتريهاي بيماري زايي در مواد غذايي

الف ) روشهاي سنتي

در روشهاي سنتي عموماً براساس كشت باكتري در محيطهاي مختلف و توليد كلني هاي قابل رويت در يك محيط جامد انتخابي و انجام آزمايشات بيوشيميايي در محيطهاي مايع است . با توجه به اينكه موادغذايي ، ميكروبهاي بيماري زا غالباً به مقدار نسبتاً كمي وجود داشته و توسط ميكروبهاي عامل فساد ، در موضع مغلوب قرار مي گيرند و از سوي ديگر طي عمليات هاي فرآوري مواد غذايي دچار صدمه مي گرداند ، در نتيجه جداسازي باكتري مورد نظر پيچيده تر بوده و زمان بيشتري را طلب مي كند و به همين دليل جداسازي آنها معمولاً در سه مرحله پيش غني سازي ( Pre Enrichment ) ، غني سازي ( Enrichment ) و كشت در محيط جامد انتخابي ( Selective Plating ) صورت مي گيرد .

1- مرحله غني سازي : اين مرحله كه به آن مرحله احياء ( Resuscitation ) نيز گفته مي شود ، براي حفظ تعداد كم باكتريها و التيام باكتريهاي صدمه ديده در فرآيندهاي مختلف ضروري به نظر مي رسد و در مورد بعضي از ميكروبهاي بيماريزا نظير سالمونلا استفاده از يك پيش غني كننده ( مثل محيط لاكتوز براث Lactose Broth ) الزامي است . براي انجام اين مرحله از يك محيط غير انتخابي استفاده مي گردد

2- مرحله غني سازي : در مواقعي كه تعداد باكتريهاي بيماريزا در نمونه غذايي بسيار كم است ، غني سازي انجام مي گيرد . هدف از اين مرحله رشد ارگانيسم مورد نظر بوده و لذا با استفاده از محيط غني كننده مايع ، باكتريهايي كه بالاترين ضريب رشد GrowthRate را در بين جمعيت ميكروبي آن نمونه غذايي ، دارا باشند در اين محيط رشد خواهند نمود . مثلاً در مورد سالمونلا از محيطهاي سلنيت سيستينSelenit Cistine يا تتراتيوناتTetrationate استفاده مي گردد. اكثر محيطهاي غني سازي از نظر مواد مغذي پيچيده بوده و شرايطي را فراهم مي سازند كه طي آن رشد ميكروارگانيسمهاي رقيب كاهش يابد ويا از رشد آنها جلوگيري شود و تنها باكتري مورد نظر رشد نمايد . لازم به ذكر است در مورد بعضي از باكتريها نظير يرسينا آنتروكوليتيك ( Yersinia Entrocolitica) و ليسريامنوسيتوژنز ( Listeria Moncytogenes) به علت سرما دوست بودن ، غني سازي در سرما صورت مي گيرد .

1- مرحله استفاده از محيطهاي جامد انتخابي

محيطهاي جامد انتخابي ، محيطهايي هستند كه يك ميكروب يا گروه خاصي از ميكروبها را انتخاب مي كنند . اصول ساخت اين محيط ها مشابه محيطهاي غني كننده مايع است و در تهيه آنها از عوامل مورد نياز براي رشد باكتري استفاده مي گردد . بدين معني كه در تهيه آنها از موادي استفاده مي شود كه باعث مي گردد ميكروب مورد نظر در آن رشد كرده و از ساير ميكروبها تفكيك داده مي شود .

البته پيشنهاد مي گردد حتي در مواردي كه پرگنه هاي واضح و تيپيكي در اين محيطها رشد كرده باشد ، بهتر است قبل از نتيجه گيري نهايي ، از آزمايشات تاييدي استفاده گردد . به عنوان مثال آزمايشات بيو شيميايي ساده اي نظير كاتالاز ( Catalase ) ، اكسيداز ( Oxidase ) ، كوآگولاز

( Coagulase ) و همچنين رنگ آميزي گرم مي توانند بسيار مفيد واقع شوند .
ب ) روشهاي جديد

در طي سالهاي اخير ، روشهاي جديدي به منظور جداسازي و تشخيص ميكروبهاي بيماريزا مواد غذايي مطرح گرديده اند كه در مقايسه با روشهاي سنتي ، داراي سرعت بسيار بالاتري در تشخيص عامل بيماري زا هستند . در جدول شماره ((1 )) تعدادي از اين تكنيك ها معرفي گرديده اند .

1- روشهاي فيزيكي :

از روشهاي فيزيكي رايج مي توان به دو روش زير اشاره نمود :

الف ) اندازه گيري مقاومت الكتريكي ( Impedance Measurment )

اين روش ، تكنيك نسبتاً سريعي است كه توسط آن جداسازي باكتري براساس فعاليت متابوليكي و مقاومت الكتريكي كه از خود نشان مي دهد ، صورت مي پذيرد . بدين صورت كه باكتريهاي موجود در نمونه ، با گذشت زمان از خود مقاومت الكتريكي نشان مي دهند كه ميزان آن بر روي منحني خاص نمايش داده مي شود و اندازه گيري مي گردد و از روي منحني حاصله نوع باكتري و تعداد آن را تخمين مي زنند . با استفاده از اين روش جداسازي تعدادي از باكتري هاي بيماريزايي مواد غذايي مانند سالمونلا ، اشرشياكولي ، استفيلوكوكوس آرئوس ( Staphylococcous Aureus ) و ليستريامنوسيتوژنز ، به طور موفق انجام گرديده است .
ب) فلوسيتومتري

منظور از اين روش ، اندازه گيري تعدادي از سلولهاي باكتري در يك محيط سوپانسيون ( مايع ) است كه در آن سلولها بطور جداگانه توسط يك كانال جرياني ( Flow Cytometry Canal ) به طرف دتكتور ( Detector ) هدايت مي شوند و دستگاه قادر است كه هر سلول را از نظر تركيبي و هويتي مشخص نمايد ( براساس بازهاي آلي آدنين ( Adenine ) ، تميمين ( Thymine ) ، گوانين ( Guanine ) و سيتوزين ( Cytosine ) با استفاده از اين روش باكتري ليستريا منوسيتوژنز در شير مورد شناسايي قرار گرفته است.
2- روشهاي شيميايي

الف ) روشهاي سنجش توليد ATP توسط باكتري ( ATP Assessment ) تعيين ميزان ATP توليد شده توسط باكتري يكي از روشهايي است كه در تعيين وضعيت بهداشتي مواد غذايي مورد استفاده قرار مي گيرد و اساس آن واكنشي است كه بين آنزيم لوسيفراز ( Luciferase ) صورت مي گيرد . بدين صورت كه آنزيم در حضور ATP توليد شده توسط باكتريها ، بر روي لوسيفرين اثر كرده و نور توليد مي كند كه ميزان اين نور توليد شده توسط دستگاه اندازه گيري مي گردد . بديهي است هر چه تعداد باكتري در نمونه مورد بررسي بيشتر باشد ، ATP بيشتري توليد گرديد و نور بيشتري ايجاد مي گردد .

ب ) روش هيبريداسيون DNA ( DNA Hybridization ) : اين روش كه به آن DNA Probe نيز اطلاق مي گردد با استفاده از قطعات آماده و شناخته شده DNA ( پروب هاي آماده DNA ) انجام مي گيرد و در واقع بين قطعه DNA معلوم و شناخته شده با قطعه DNA باكتري مجهول و ناشناخته يك نوع هيبريداسيون تكنيك عبارتند از :

1- نمونه مورد نظر را كه حاوي باكتري است ، از يك فيلتر غشايي عبور مي دهند تا باكتري روي اين غشاء عبور مي دهند تا باكتري روي اين غشاء را پر كند .

2- DNA باكتري مورد نظر را جدا كرده و قسمتي از آن را روي فيلتر فيكس مي نمايند . (DNA Probe باكتري ).

3- قطعه اي از DNA كارك داده شده را كه مي دانيم مربوط به چه نوع باكتري است (Probe آماده) به فيلتر اضافه مي كنند تا توسط آن DNA باكتري مورد نظر را شناسايي كنند . بدين صورت كه چنانچه قطعه DNA مارك داده شده با قطعه DNAباكتري مجهول جفت شوند و هيبريد تشكيل دهند، با شستشوي فيلتر از هم جدا نمي شوند و بر روي فيلتر باقي مي مانند و بدين شكل باكتري مورد نظر شناسايي مي گردد . مثلاً اگر پروب آماده اي از باكتري سالمونلا را به فيلتر اضافه كنيم ، چنانچه باكتري مورد بررسي نيز سالمونلا باشد ، قطعات DNA آنها با يكديگر هيبريد تشكيل داده و جفت مي شوند در حال حاضر اين تكنيك به صورت كيت هاي تجاري خاصي جهت تشخيص باكتريهاي سا لمونلا، كمپيلوباكترCampilobacter ژژوني ، و ليستريا مورد استفاده قرار مي گيرد
3-روشهاي ايمونولوژيكي

روشهاي سرولوژيكي از سالها قبل به صورت اختصاصي در مواد غذايي مورد استفاده قرار گرفته اند ليكن به دليل وجود واكنشهاي كثبت كاذب كه در اين واكنشها رخ مي دهد چندان مورد استقبال واقع نگرديدند . در سالهاي اخير با استفاده از تكنيك هايي نظير پادتن هاي مونوكلونال Mono Coaglutination و كوآگلوتيناسيون لاتكسLatex Coaglutination و اليزااين مشكل مرتفع گرديده و امروزه كاربرد بسيارزيادي در تشخيص باكتريهاي بيماريزا دارند
الف) روش كوآگلوتيناسيون لاتكس

روش ساده اي است كه بر اساس آن مبتني بر انجام واكنش بين پادتن و پادگن ( يا آنتي بادي و آنتي ژن ) است كه توسط يك آنتي بادي مشخص شده ، آنتي ژن مورد نظر (باكتري يا توكسين ان) تشخيص داده مي شود . امروزه در بازار ، پادتن هاي آماده كه به لاتكس حساس شده اند Antibody Sensitised Latex به صورت تجارتي وجود دارد كه نمونه آن كيست تجاري سالمونلا(پادتن ها آماده سالمونلا) است كه براي جداسازي سالمونلادر نمونه هاي مواد غذايي مورد استفاده قرار مي گيرد . يعني در اثر واكنش بين پادتن حاوي لاتكس و آنتي ژن (باكتري يا توكسين باكتري ) آگلوتيناسيون ايجاد شده و باكتري تشخيص داده مي شود

ب) روش ELISA

يكي از تكنيك هايي كه به طور وسيع و گسترده اي براي جستجوي ميكروبها در مواد غذايي مورد استفاده قرار مي گيرد ، اليزا ميباشد كه اساس آن اتصال يك آنزيم به آنتي ژن يا بادي مورد نظر است .

مراحل كار عبارتند از: 1- باكتري يا توكسين مورد نظر(آنتي ژن ) روي يك فاز جامد قرار داده مي شود (كه اين فاز جامد معمولاً پلي استيرن Poly Styrene است )

2- آنتي سرم اضافه مي شود.

3-پادتن اختصاصي كه حاوي آنزيم است اضافه مي شود .( آنتي ايمونوگلوبولين )

4-شستشوي ملايم مي دهند و ميزان آنزيم باقيمانده در لوله يا حفره ميكروتيتر Microtiter را اندازه گيري مي كند تا مقدار مصرف آنزيم ، ميزان پادتن هاي اختصاصي سرم اوليه مورد آزمايش قرار مي گيرد .

قابل ذكر است آنزيمي كه به طور معمول در اين تكنيك مورد استفاده قرار مي گيرد ، آنزيم هورس راديش پراكسيداز (Horseradish Peroxidase ) است كه مقدار آن را با اضافه كردن سوبستراي خاص پراكسيداز و به روش كاليمتري ( Colorimeter ) اندازه گيري مي كنند .

نوعي از اين تكنيك به نام ساندويج اليزا موسوم است كه در آن پادتن جذب فاز جامد مي شود و پس از شستشو محلول مورد آزمايش كه حاوي آنتي ژن است اضافه مي شود و مورد نظر حداقل بايد دو موضع اتصال داشته باشد ) امروزه از اين روش براي تشخيص استافيلوكوكوس آرئوس ، سالمونلا ، اشرشياكولي و توكسين هاي آنها استفاده مي گردد .

ج ) روش غني سازي انتخابي حركت ( Selective Motility Enrichment )

اين روش كه از آن براي تشخيص سريع سالمونلا استفاده مي گردد و به آزمايش سريع سالمونلا ( Samonella Rapid Test ) نيز معروف است ، در واقع يك روش سرولوژيكي است كه با غني سازي باكتري توام است . يعني ابتدا بايستي مراحل پيش غني سازي باكتري ، غني سازي انتخابي در محيط مايع و كشت در محيط جامد انتخابي صورت گرفته و سپس آزمايشات سرولوژيكي انجام گيرد . از آنجاييكه در اين تكنينك ، حركت سالمونلا مدنظر است ، تنها سالمونلاهاي متحرك قابل جداسازي و تشخيص هستند و با توجه به اينكه اكثر سالمونلاها و به ويژه سالمونلاهاي بيماريزاي مواد غذايي متحرك هستند ، اين روش سريع كاربرد بسيار زيادي دارد .
4- روشهاي ژنتيكي

در طي سالهاي اخير روشهاي ژنتيكي پيشرفت چشمگيري داشته ان دو به وفور در علوم بيولوژي و ميكرو بيولوژي مورد استفاده قرار مي گيرند . بعضي از اين روشها عبارتند از تكنيك نمايش DNA پلاسميدي ، تكنيك آناليز DNA پلاسميدي ، تكنيك آناليز DNA باكتري توسط آنزيمهاي اندونوكلئاز و تكنيك PCR .

تكنيك PCR ( ‍Polymerase Chaina Reaction ) : يكي از روشهاي دقيق تشخيص باكتريهاست مي باشد كه منظور از آن پليمريزاسيون و تكثير و بزرگ سازي قسمتي از DNA باكتري است كه با كمك پرايمرها ( Primers )صورت مي گيرد .

مراحل كار عبارتند از :

1-قطعه اي از DNA باكتري مورد نظر را كه بايد بزرگ و تكثير شود ، مشخص مي كنند .

2-با كمك حرارت 95 درجه دو رشته DNA را از يگديگر باز كرده و در واقع DNA باكتري را دناتوره مي كنند .

3-با استفاده از دو پرايمر كه به دو طرف اين قطعه DNA متصل مي شود و يك آنزيم مقاوم به حرارت به نام DNA پليمراز ( Thermostable DNA Polymerase ) ، DNA باكتري را پلي مريزه و تكثير مي نمايند . ( اين آنزيم از باكتري گرمادوستي به نام ترموفيلوس آكواتيكوس بدست مي آيد ) اين تكنيك ، روشي سريع ، قدرتمند و بسيار مناسب جهت تشخيص وجود باكتري مي باشد و حتي قادر است تعداد 10 سلول از يك باكتري را در يك نمونه 10 گرمي غذا ، مشخص نمايد و از اين رو يك روش بسيار ارزشمند محسوب مي گردد .
نتيجه گيري

براي تشخيص و جداسازي باكتريها بويژه باكتريهاي بيماريزا مواد غذايي به طور كلي دو نوع روش وجود دارد . روشهاي سنتي كه از ساليان دور مورد استفاده قرار گرفته اند و روشهاي جديد كه غالباً طي دهه اخير مطرح گرديده اند . روشهاي سنتي كه غالباً در سه مرحله پيش غني سازي ، غني سازي و كشت در محيط جامد انتخابي انجام مي گيرند ، حتي در موارديكه در محيط انتخابي پرگنه واضح و تيپيكي توليد شده باشد بهتر است كه بوسيله بعضي از آزمايشات بيوشيميايي مورد تاييد قرار گيرند ( آزمايشات ساده اي مثل كاتالاز ، اكسيداز ، كوآگولاز و رنگ آميزي گرم اگر به درستي انجام گيرند كمك بسيار زيادي به فرد نموه و از اتلاف وقت جلوگيري مي نمايند ) در مجموع روشهاي سنتي اگر چه ارزش زيادي داشته و هزينه كمي را به همراه دارند ليكن جداسازي باكتريها با اين روشها بسيار وقت گير وز مان بر بوده و همواره براي محققين ، مشكلاتي را ايجاد مي نمايند . اين موضوع خصوصاً در مواقعي كه با محدوديت زماني مواجه هستيم و بايستي نتيجه را سريعاً اعلام نماييم اهميت بيشتري پيدا مي كند . روشهاي جديد جداسازي و تشخيص باكتريهاي بيماريزا ، برخلاف روشهاي سنتي ، سرعت بسيار بيشتري دارند كه علي رغم اين برتري نيازمند آزمايشگاههاي مجهز و افراد بسيار مجرب هستند و هزينه هاي بسيار زيادي را به همراه دارند . با توجه به پيشرفتهاي اساسي و قابل توجهي كه در اين روشها صورت پذيرفته است به تدريج مشكلات مربوط به جداسازي و تشخيص باكتريهاي مختلف مرتفع خواهند گرديد . در بين روشهاي جديد ، تكنيك هاي ELISA , PCR و هيبريداسيون DNA داراي كاربرد بيشتري مي باشند .
دكتر حميدرضا توكلي

تشخيص آزمايشگاهي ورم پستان

 سبب تغييرات شيميائي كه در شير ورم پستاني بوجود مي آيد و تاثيردرسيستم فرآوري و پاستوريزاسيون شير ها ي ورم پستاني و بدنبا ل آ ن گا وها ي آلو ده بايستي شنا سائي شوند .
از آنجائيكه بر رسي آزمايشگا هي تعداد زيادي از نمونه ها ي شير گران تمام ميشود توجه زيادي به آزما يش هاي صحرائي بر پايه شناخت تعييرات فيزيكي وشيميائي شير ميشود البته اين آزمايشها غير مستقيم ميباشد وفقط وجود التهاب وتعييرات ظاهري شير را نشان ميدهند و يك آ زمايش هدايت كننده تلقي ميشوند . بدنبال آن بايستي آ زمايش ها ي تشخيص ميكربي و شمارش ميكربي وآ زمايش هاي حساسيت در مقابل دارو ويا وجود آ نتي بيوتيك وآ زمايش هاي تشخيص قارچ انجام شود .
آزمايش استريپ كاپ :
چنانكه ملأحظه شد در ورم پستانهاي حاد يكي از علأئم بيماري وجود رگه ها ي خون ولخته و دلمه همراه با سرم سبز رنگ در شير است .قبل ار آنكه دستكاه شير دوشي را بدام متصل كنيم بايد چند مرتبه جريان شير هر كارتيه را روي صفحه سياه فنجان بريزيم تا عوامل غير طبيعي شير مشخص شود .

آزمايش ورم پستان بروش كاليفر نيائي : California mastitis test - C M T
اين آزمايش تشخيص گاوهاي مبتلأ به ورم پستان مخفي است . در اين نوع ورم پستان چنانكه ملأ حظه شد شير از نظر ظاهر ي سالم و طبيعي بنظر ميرسد و هيچگونه علأ ئم بيماري در گا وممكن است مشخص نباشد ا ما با ريختن مقداري شير درظرف چهار قسمتي از (هر كارتيه در يك قسمت) ورم پستان را تشخيص ميدهيم .
پس از اضافه شدن شير آنرا بمدت 10 الي 20 ثانيه بطور مورب تكان ميدهند تا با معرف مخلوط شود پس از اين مدت در صورت وجود ورم پستان شير لخته و بريده ميشود . هر چه مقدار و غلظت لخته بيشتر باشد شدت ورم پستان و وجود مواد بافتي وگلبولها ي سفيد بيشتر است .
Brabant Mastitis Test ( B M T ) :
اساس اين آ زمايش همان آزمايش تشخيص كاليفرنيائي است ليكن بجاي محلول معرف ـ ژل محتوي معرف در هر قسمت تعبييه شده ريخته و پس از آنكه 2 سي سي از شير اوليه هر كارتيه بر روي آ ن ريخته ميشود آنرا 20 ثانيه تكان ميدهند كه تشكيل رسوب يا ايجاد لخته يا بريدگي شير نشان دهنده ورم پستان است .
Mishigan Mastitis Test (M M T ) ,Negretti Field Mastitis Test (N F M T ), Viscansian Mastitis Test (V M T )
نيز بر اساس همان كاليفرنيا تست است تنها روش بكا ر گيري معرف ها متفاوت است .
آزمايش شمارش سلولهاي سوماتيك (Somatic Cell Count (SCC روش مناسبي براي اندازه گيري كيفيت شير ميباشد .
در حالت عادي در شيرهاي سالم تعدادي سلول كه شامل گلبولها ي سفيد وسلولها ي جدا شده از بافت پستان است در شير وجود دارد و در صورتيكه تعداد آ نها ار حد متعارف( 300000) بيشتر شود نشانه غير عادي بودن شير است .
اين افزايش سلولها در اثر ضربه و نفوذ باكتري وايجاد التهاب ودر نتيجه ورم پستان بوجود ميآيد و سبب كاهش كيفيت شير ميشود .
سه روش متفاوت براي اندازه گيري سلولهاي سوماتيك وجود دارد :
1--روش مستقيم : در اين روش 01/0 ميلي ليتر از شير رادر يك سانتي متر مربع از سطح لام مخصوص شمارش سلولي پخش ميكنند و آنرا خشك و رنگ آميزي ميكنند سلولها ي رنگ شده زا با شما رش گر دستي شما رش مي كنند.
2-روش كولتر : اين روش در اثر عبور سلولها ي سوماتيك از روزنه الكتريكي (الكترود) ايجاد نوسان ولتاژ ميكند وبازائ هر نوسان يك شمارش از شمارش گري كه متصل به الكترود است ثبت ميشود در اين روش ابتدا سلولها توسط فرمالين تثبيت ميشوند .
3-شمارش توسط دستگاه فو سوماتيك: مقدار معيني شير از اين دستگاه عبور ميكند كه با يك بافر ورنگ فلوئورسنت مخلوط ميشود و ‌د. ان. ا هسته سلولها ي سوماتيك را هاي لايت ميكند و يك لأم كه بر روي صفحه دواري قرار دارد دراثر نور ايجاد شده انها را ثبت ميكند و يك كنترولر تعداد سلولها را در هر ميلي ليتر مشخص ميكند .
كشت ميكربي :
روش آ زمايش دقيق و وقت گير است كه بايستي قبل از اتصال دستگاه شير دوشي به كارتيه ها به وسيله يك لوله آزمايش استريل درب دار از هر كارتيه مقدار 30 تا 100 سي سي شير بر داشت .
قبل از نمونه گيري بايد پستان و نوك كارتيه ها را شستشو داد و با الكل 70 درجه نوك پستان را ضد عفوني كرد ه و مستقيما از هر كا رتيه بطور جدا گانه شير بر داشت .
پس از نمونه گيري بايستي سريعا نونه را در كنار يخ به آزمايشگاه ارسال نمود تا شير در آنجا كشت و آنتي بيوگرام گردد

روش هاي تشخيصي آنفلوانزاي طيور


آزمایش مستقیم آنتی ژن

تست های تكمیلی

بهداشت شغلی و ایمنی كاركنان آزمایشگاهی

شناسائی سویه های جدا شده

تست های سرولوژیكی

استفاده از روش DIVA ( شناسائی طیور آلوده از طیور واكسینه شده )

آزمایش طیور وحشی
آزمایش مستقیم آنتی ژن

تست های تكمیلی

بهداشت شغلی و ایمنی كاركنان آزمایشگاهی

شناسائی سویه های جدا شده

تست های سرولوژیكی

استفاده از روش DIVA ( شناسائی طیور آلوده از طیور واكسینه شده )

آزمایش طیور وحشی

آفلاتوكسين ها در غذاهاي دام و طيور

مقدمه

آفلاتوكسین ها به گروهی از مواد اطلاق می شود كه فوق العاده سمی بوده و از متابولیت های ثانویة سرطان زا محسوب می شود . این مواد توسط سویه های خاصی از آسپرجیلوس فلیووس[1] و آسپرجیلوس پرسایتیكوس[2] تولید می شود. آفلاتوكسین به چهار گروه عمده B1 ، B2 ، G1 و G2 تقسیم بندی می شوند و شكل ساختمانی آنها تعیین كنندة درجة سمیت آنها در بدن می باشد (3).

از عوامل مؤثر در تولید آفلاتوكسین ها می توان به عوامل ژنتیكی و محیطی مانند نوع قارچ ، نوع سوبسترا ، رطوبت ، دما ، زمان ، رشد و بلوغ محصول ، صدمات ، تهویه، ذخیره سازی ، فرایند ، نور و PH اشاره كرد. ولی باید توجه كرد كه رشد قارچ های آسپرجیلوس لزوماً به مفهوم تولید آفلاتوكسین ها نمی باشد (3).



روش های تعیین آفلاتوكسین ها

این روش ها عموماً به صورت فیزیكو شیمیایی بوده و شامل مراحل نمونه برداری ، استخراج ، رسوب، تصفیه ، جداسازی و كمّی كردن می باشد. آفلاتوكسین مواد غذایی مشكوك پس از نمونه برداری مناسب ، به یكی از دو روش CB و BF كه به ترتیب با كلروفورم و متانول صورت می گیرد ، استخراج شده و سپس ناخالصی های آن توسط تركیبات مختلف رسوب داده می شود . پس از این مرحله محلول آفلاتوكسین استخراج شده توسط حلال های مناسب مانند كلروفورم از نظر چربی ها ، كربوهیدرات ها و رنگدانه‌ها تصفیه می شود .در مرحلة جداسازی از روش های مختلف مانند TLC[3] و HPLC [4] استغاده می شود . در روش TLC نمونة تصفیه شده ، با حجم مشخصی از محلول های بنزن و استونیتریل حل شده و پس از این مرحله برای نقطه گذاری روی پلیت های كروماتوگرافی استفاده می شود . پس از نقطه گذاری ، درخشندگی نمونه های مورد آزمایش و شاهد ، زیر نور UV[5] باهم مقایسه می شوند . در روش HPLC برای جدا سازی آفلاتوكسین ها از كروماتوگرافی جذبی استغاده می‌شود . ذرات آفلاتوكسین نمونة مشكوك ، بر اساس تفاوت در درجة جذب به سطوح جامد ، جداسازی می‌شوند (1 و 2)



روش كار با TLC

برای انجام این آزمایش ابتدا به نمونة آسیاب شده ، متانول و هگزان نرمال اضافه شده و عمل شیكینگ[6] و سانتریفوژ[7] روی آنها انجام می گردد. در حین این مراحل می بایستی آفلاتوكسین موجود با متانول حل شده و ناخالصی ها از قبیل تركیبات غیر از آفلاتوكسین ها خارج شده باشند. ولی همراه با آفلاتوكسین ها ، سموم دیگر و رنگدانه ها نیز حضور دارند. لذا به نمونة باقیمانده كه همراه با متانول است ، كلروفرم افزوده شده و در واقع آفلاتوكسین ها كه در متانول حل شده اند ، به كلروفرم انتقال داده می شوند. برای حذف رنگدانه ها ، از فلئوروسیل و سلفات سدیم استفاده می گردد. عصارة آبكی در بن ماری تبخیر داده شده و بدین طریق كلروفرم خارج می گردد. به عصارة خشك ، بنزن و استو نیتریل افزوده شده و از محلول بدست آمده كه دارای غلظت خاصی از آفلاتوكسین ها بود ، برای نقطه گذاری روی صفحات كروماتوگرافی با لایة نازك استفاده می شود. محلول های نمونه و استاندارد ، توسط سرنگ های مخصوص روی صفحه كروماتوگرافی نقطه گذاری شده (شكل) و درخشندگی آنها زیر نور UV باهم مقایسه می شوند (1 و 2).



شكل ، نقطه گذاری و كروماتوگرافی برای تعیین شدت درخشندگی نمونه در مقایسه با استاندارد

روش برداشت و ارسال نمونه مرضي دام

مراقبت بيماريهاي دامي سر لوحه تمامي اقداماتي است كه در راستاي كنترل و ريشه كني بيماريها انجام مي گيرد . در حقيقت مراقبت سيستمي است علمي و هوشمند كه مي توانند زمان رسيدن به اهداف بهداشتي را كوتاه نمايد و با ديدگاهي منطقي و علمي راه كارهاي مناسب را ارائه نمايد . اين سيستم بر اصول علم اپيدميولوژي استوار است و شكي نيست كه تمامي جوانب برخورد با بيماري را در نظر دارد. براي رسيدن به نتايج مطلوب همان طور كه هر بيماري از پيچيدگي هاي خاص خود برخوردار است , در مراقبت نيز هماهنگ با اين پيچيدگي ها مي بايد روش هاي مورد نياز را طراحي و اعمال نمود . در اين ارتباط تعيين و تفريق عوامل پاتولوژي در جمعيت هاي دامي و چگونگي گسترش و سرايت آنها از ويژگيهاي مراقبت است كه مي بايست با روش هاي مناسب نمونه هايي را كه مي توان عوامل پاتوژن را از آنها جدا نمود. جمع آوري كرد تا بتوان در ارتقاء كيفيت اطلاعات و ارائه روش هاي مناسب كنترل و ريشه كني اقدام نمود.

نكات لازم در جمع آوري نمونه ها

1- انتخاب دام : بايد دقت شود كه دام انتخابي نمونه مناسبي از مبتلا يا گله آلوده باشد و در صورت امكان از چند راس دام نمونه برداري صورت گيرد. انتخاب دام حائز اهميت فراوان است , بطور مثال نمونه برداري از دام درمان شده بطوريكه درمان توانسته باشد بر روي عامل پاتوژن تاثير گذاشته باشد نتيجه اي را عايد نخواهد كرد كه مي توان به نمونه برداري تب برفكي اشاره نمود كه در زمان برداشت نمونه بايد توجه شودكه دهان دام كه نمونه هاي اپي تليوم از آنجا برداشت مي شود توسط مواد ضد عفوني كننده درمان نشده باشند.

2- زمان نمونه برداري : بايد سعي نمود نمونه را در زماني برداشت كرد كه مناسب باروند بيماري و با توجه به روش آزمايش موردنظر متخصص است, اخذ نمونه خون بايد در اوج تب هنگامي كه وجود دارد انجام يابد در غير اينصورت نتيجه حاصل نخواهد شد.

3- روش نمونه برداري : نمونه ها بايد به روش مناسب و بهداشتي جمع آوري گردند تا از آلودگي هاي ثانويه كه مي تواند نتيجه را مخدوش نمايد جلوگيري شود.

4- شماره گذاري نمونه: نمونه بايد شماره گذاري شود. اطلاعات مورد نياز روي آن ثبت شود

5- نمونه بيماري هدف : نمونه بايد براي بيماري هدف اخذ شده باشد كه ضروري است نام بيماري ذكر شود. بطور مثال درخواست آزمايش براي بيماري ويروسي موضوعي راحل نمي نمايد زيرا بيماريهاي ويروسي بسيار متنوعند و امكان آزمايش همگي آن فراهم نيست و اين مهم آنگاه فراهم مي گردد كه متخصص با توجه به بررسيهاي اپيدميولوژيك و نشانه هاي باليني و كالبد گشايي مظنون به بيماري خاصي گردد.

6- هماهنگي نمونه ها: نمونه ها بايد با بيماري مورد نظر هماهنگي داشته باشند. بطور مثال براي تاييد وجود بيماري طاعون نشخوار كنندگان كوچك, ارسال غدة لنفاوي ضروري است و نمي توان در شرايطي كه بيماري آندمي است, چند نمونه سرم خون براي تحليل بيماري آزمايش كرد. در اين حالت نمونه برداري لازم است براي سرد مونيتورينگ انجام گيرد و از برداشت نمونه هاي بي هدف خودداري شود. و همچنين براي بيماري ديگري مانند تب برفكي كه ارسال نمونه اپي تليوم مي بايد در ماده محافظ انجام يابد و نمونه هاي سرم مشكلي را حل نمي نمايند

7- زمان , شرايط و نحوه ارسال نمونه : نمونه هايي كه جمع آوري مي گردند به تناسب بيماري بايد در شرايط مطلوب نگهداري شوند كه براي اكثر بيماريها در مجاورت برودت است . البته براي نمونه هاي پاتولوژي كه محلول نگهدارنده فرمالين است . نگهداري در مجاورت سرما ضرورتي ندارد ولي براي بيماريهايي مانند جنون گاوي كه مغز در فرمالين نگهداري مي شود نياز است كه فرمالين آن بعد از 24 ساعت تعويض گردد و در كمتر از دو هفته به آزمايشگاه ارسال شود.

بطور كلي نمونه ها پس از جمع آوري مي بايد در كوتاهترين مدت به آزمايشگاه ارسال گردند بخصوص براي موارديكه نيازمند جداسازي ويروس و ميكروب هستند. اگر چه نگهداري اين گونه نمونه ها در مجاورت سرما فرآيند گنديدگي و مرگ عوامل پاتوژن را به تاخير مي اندازد, ولي فاصله زماني زياد بين جمع آوري نمونه ها و ارسال آنها به آزمايشگاه حتي در مجاروت سرما تاثير منفي در آزمايشات خواهد داشت و ممكن است نتيجه اي حاصل نگردد و زمان مناسب براي ارسال نمونه 12 ساعت پس از جمع آوري در نظر گرفته شده است.

هنگام ارسال نمونه بايد توجه داشت كه كوتاهترين و سريع ترين روش ارسال در نظر گرفته شود . نمونه ها بصورتي بسته بندي گردند كه ضمن آنكه خطر انتشار بيماري به حداقل ممكن برسد , موضع افزايش درجه حرارت در نظر گرفته شود و در تمام طول مسير سرماي مطلوب حفظ گردد . در بسته بندي نمونه ها بايد دقت گردد كه از ظروفي استفاده گردد كه امكان خروج مايع از آن وجود نداشته باشد.

ملاحظات عمومي در مورد ارسال نمونه ها

1- به همراه نمونه ها بايد سابقه دام بصورت دقيق و روشن ارسال گردد . اين سابقه بايد مسائلي نظير نحوه تغذيه و مديريت دامداري را نيز شامل باشد.

2- اگر بيماري مورد ظن داراي اهميت زئونوتيك باشد, اين مساله بايد به صورت واضح بر روي ظرف حاوي نمونه ثبت گردد.

3- تمامي نمونه ها بايد در ظرف هاي در بسته و غير قابل نشت كه بر روي آنها برچسب هاي ضد آب الصاق شده باشد به آزمايشگاه حمل گردند .

روش آزمايش مدفوع به طريقه شناورسازي

- گرم مدفوع را وزن كنيد
2- در هاون چينين مدفوع را با آب مخلوط كنيد . ( مقدار آب در اين مرله 42 سانتي متر مكعب است . توصيه مي شود ابتدا مقدار كمي آب در هاون ريخته پس از انكه مدفوع و آب بخوبي مخلوط شدند و تكه درشت وجود نداشت بقيه آب را تا 42 سانتي مترمكعب به آن اضافه كنيد.)
3- محلول را با عبور دادن از الك 100 صاف كنيد.
4- لوله سانتريفوژ را از محلول صاف شده پر كنيد (بايد توجه داشت كه نسبت به ميان حجم لوله سانتريفوژ را حجم كل كه 45 سانتيمتر مكعب است دقيقاً‌تعيين شود تا بتوان بر اساس آن ميزان مدفوع مورد آزمايش را تعيين و تعداد تخم در گرم مدفوع را محاسبه نمود.

مثال : چنانچه حجم لوله سانتريفوژ 15 سانتي متر مكعب باشد:
آب cc گرم مدفوع
45 3
cc مايع داخل لوله سانتريفوژ
گرم 1=15 x
و با سرعت 1500 دور بمدت 2 دقيقه سانتريفوژ كنيد .
5- مايع سطحي را خارج كرده و با ضربه زدن به ته لوله رسوب را جدا نمائيد
6- به رسوب محلول آب نمك يا شكر اشباع اضافه و يكنواخت كنيد.
7- لوله را از محل آب و نمك يا شكر اشباع پر كرده روي آن يا لامل قرار داده و دو دقيقه با سرعت 1000 دور سانتريفوژ نمائيد.
8- لامل را برداشته روي لام قرار دهيد و زير ميكروسكوپ بررسي نمائيد.
نحوه ثبت نتايج شمارش تخم در مدفوع
با توجه به فرم ثبت نتايج شمارش تخم كه ضميمه ميباشد نتايج را يادداشت نمائيد
تعداد تخم نماتودهاي غير قابل تشخيص را در ستون مربوطه يادداشت كنيد.
تعداد تخم مارشالاجياـ نماتوديروس ـ استرونژيلوئيدس ـ تريشوريس را در ستونهاي مربوطه يادداشت كنيد.
تعداد واقعي تخم هاي فوق را در يك گرم با توجه به نسبت حجم مدفوع در لوله آزمايش و حجم كامل محاسبه كنيد و 6/1 تخم هاي شمرده شده را محاسبه و بعنوان ضريب خطا به تعداد تخم شمارش شده افزوده و نتيجه را در ضريب مدفوع بشرح زير ضرب كنيد.شكل ظاهر مدفوع علامت اختصاري ضريب
نرمال Normal N 1
نيمه شل يا نرم Soft From SF 5/1
شل يا خيلي نرم Soft S 2
اسهالي diarrhea D 3


4ـ تعداد تخم سستودها شمرده نمي شود حتي در صورت وجود يك تخم در مدفوع آزمايش شده در ستون مربوطه علامت مثبت بگذاريد و حيوان آزمايش شده مبتلا به سستود مي باشد.
5- در مورد فاسيولا, ديكروسليوم و اورنيتوبلارزيا: 3 گرم مدفوع را در داخل ليوان پلاستيكي قرار داده, مقدار 40 الي 50 ميلي ليتر آب معمولي توسط مزور به آن اضافه نموده, كاملاً‌مخلوط و سپس از توري ( چاي صاف كن) رد كنيد از محلول حاصل يك لوله آزمايش پر برداشته و مدت 5 دقيقه آنرا در حالت سكون قرار دهيد. آنگاه توسط پيپت مايع روي آنرا خارج سازيد . به رسوب ته لوله cc 5 آب اضافه كرده و خوب هم زده و مجدداً‌5 دقيقه ساكن قرار داده و مايع رو را خارج نمائيد
به رسوب حاصل يك قطره متيلن بلو اضافه كرده و زير ميكروسكوپ از نظر وجود يا عدم وجود ترماتودها مطالعه و نتايج را با علامت + يا – براي هر يك از ترماتودها يادداشت فرمائيد .
محلول آب نمك اشباع با وزن مخصوص 19/1 در 20 درجه سانتي گراد به فرمول زير:
حدود 400 گرم نمك طعام معمولي را در يك ليتر آب مقطر حل نمائيد يا مي توان آنقدر نمك به مقدار معيني آب اضافه كرد تاديگر حل نشود و رسوب نمك در ته ظرف تشكيل شود.
محلول آب شكر اشباع ,‌يا وزن و مخصوص 2/1 در 15 درجه سانتي گراد به فرمول زير:
1300 گرم شكر در يك ليتر آب مقطر (براي جلوگيري از رشد قارچ ميتوان cc 20 فرمالين تجارتي در يك ليتر محلول اضافه نمود).
براي استفاده از محلولها قبل از آزمايش به نكات ذيل توجه گردد.
1- با استفاده از چگالي سنج از غلظت محلولهاي تهيه شده اطمينان حاصل شود.
2- يكي دو ساعت قبل از آزمايش محلولها را خوب بهم بزنيد .
3-از تشکیل حباب هوا در لوله سانتریفوژ جلوگیری نمایید.

تشخيص كمبودفسفر دردام


تشخيص درموارد خفيف اغلب مشكل ياغيرممكن است،ولي درموارد حادتر حيوانات مبتلا زمينگير ميشوند وقادربه برخواستن نيستند.آنهاممكن است غذابخورند وازجهات ديگر رفتاري كاملاطبيعي داشته باشند.كمبودفسفر عمدتا دامهاي آبستن را درخلال ماه آخرآبستني مبتلا ميكند،بنابراين هردامي قبل از زايش زمينگير ديده شود،بهتراست كه به كمبودفسفر درآن شك كرد.
ازديگر موارد تشخيص اين است كه دام مبتلا گنده خواري ميكند.
تشخيص درموارد خفيف اغلب مشكل ياغيرممكن است،ولي درموارد حادتر حيوانات مبتلا زمينگير ميشوند وقادربه برخواستن نيستند.آنهاممكن است غذابخورند وازجهات ديگر رفتاري كاملاطبيعي داشته باشند.كمبودفسفر عمدتا دامهاي آبستن را درخلال ماه آخرآبستني مبتلا ميكند،بنابراين هردامي قبل از زايش زمينگير ديده شود،بهتراست كه به كمبودفسفر درآن شك كرد.
ازديگر موارد تشخيص اين است كه دام مبتلا گنده خواري ميكند

ELIZA چيست ؟

ELIZA از حروف اول کلماتENZYME LINKED IMMUNO SORBENT ASSAY گرفته شده است که ترجمه آن به فارسی سنجش ايمنی مرتبط با آنزيم ميباشد.
اولين کيت اليزا در سال 1985 برای تشخيس بيماری گامبرو ساخته شد.
اليزا دارای محاسنی است از قبيل حساسيت بالا، سرعت بالا، قابليت تکرار پذيری، آسان بودن روش کار ولی قابل اعتماد بودن نتايج آن مانند تمام روشهای آزمايشگاهی به انجام دادن روش آزمايش و توجه به جزييات کار بستگی دارد و مرور پروتکل موجود در داخل هر کيت قبل از شروع کار ضروری است.
برای انجام آزمايش اليزا نياز به نمونه مورد آزمايش و کيت داريم. نمونه ميتواند سرم، بافت، کشت سلول، تخم مرغ، شير، گوشت و غيره باشد.
هر کيت بسته ای است حاوی مواد زير:
1.پليتهای پوشيده شده با آنتي ژن يا آنتی بادی که جنس اين پليتها از پلی استيرن ميباشد که آنتی ژن غير فعال و يا آنتی بادی در کف آنها چسبانيده شده و يا اصطلاحا COAT شده است. اين پليتها داخل پوششهای آلمينيومی قرار دارند که حاوی مواد رطوبت گير هستند و تا زمانی که پليت را مورد استفاده قرار میدهیم نبايستی از پوشش خارج شود.
2.محلول رقيق کننده يا SAMPLE DILUENT
محلولی است که نمونه ها به نسبت معين با آن رقيق ميشوند.
3.محلول شستشو
محلولی است شامل يک بافر فسفاته که برای شستشوی پليتها از مواد باند نشده مورد استفاده قرار ميگيرد و در بعضی از کيتها مانند آيدکس به علت استفاده از آب مقطر برای شستشو اين محلول وجود ندارد. اگر محلول شستشو بعد از رسيدن به دمای اتاق حالت کريستالی داشته باشد بايستی به خوبی تکان داده شود تا مخلوط شود.
4.کنژوگه: آنتی بادی يا آنتی ژنها يی هستند که با آنزيم نشان دار شده اند و با باندهای آنتی ژن-آنتی بادی موجود در پليت واکنش نشان ميدهند.( آنزيمهای متفاوتی وجود دارد مانند پراکسيداز، فسفاتاز، ليزوزيم و غيره )
کنژوگه اگر در شرايط نامناسب نگهداری شود و يا در اثر مصرف ناصحيح آلوده گردد فعاليت آنزيماتيک خود را از دست ميدهد.
5.سوبسترا:مخلوطی از پروکسيد هيدروژن و يک ماده رنگزا ( کروموژن ) ميباشد که بيرنگ ولی رنگزا است و با بخش آنزيمی کونژگه واکنش نشان ميدهد.
فعاليت شيميايی سوبسترا با در معرض نور قرار گرفتن و يآ تماس با فلزات به مخاطره می افتد.
6.محلول متوقف کننده: اين محلول که معمولا يک نوع اسيد مثل اسيد فلوئورهيدريک و يا اسيد سولفوريک ميباشد پايان دهنده واکنش بين آنزيم موجود در کونژگه و سوبسترا است.
7.کنترلها: شامل کنترلهای مثبت و منفی ميباشد. کنترل مثبت محلولی است حاوی آنتی ژن يا آنتی بادی که به استاندارد نمودن پليتها کمک ميکند و همچنين برای ارزيابی و دقت کار و محاسبه نتايج استفاده ميشود. کنترلها ممکن است رقيق شده و آماده مصرف باشند يا نياز به رقيق کردن داشته باشند.

گويچه هاي قرمز خون

خون مایعی لزج است که بخشی از آن را مایعی به نام پلاسما و بخش دیگر را عناصر جامد معلق در پلاسما تشکیل می دهد. بخش جامد خون شامل اریتروسیتها (گلبولهای قرمز خون) ، لوکوسیتها یا گلبولهای سفید و پلاکتها است.

گلبولهای قرمز یا اریتروسیتها سلولهایی هستند که در انسانها و جانوران خونگرم دارای پروتوپلاسم هموژن اما بدون هسته هستند. غشای آنها از مجموعه ای از لیپو پروتئینها تشکیل یافته که به مواد کلوئیدی و یون پتاسیم یا یون سدیم غیر قابل نفوذ است اما به یون کلر و بی کربنات و +H و OH- نفوذ پذیر است. ترکیب مواد معدنی اریتروسیتها و پلاسما مشابه هم نیستند.

مقدار پتاسیم گلبولهای قرمز انسان بیشتر از سدیم می باشد در حالی که نسبت این نمکها در پلاسما برعکس است. هموگلوبین ۹۰ درصد ماده خشک گلبولهای قرمز را تشکیل می دهد. در حالی که پروتئینها ، لیپیدها و گلوکز و نمکهای معدنی دو درصد بقیه را بوجود می آورند. تعیین تعداد اریتروسیتها در خون اهمیت زیادی در فیزیولوژی و کلینیک دارد. در حدود ۵.۵ میلیون گلبول قرمز در میلیمتر مکعب خون یک مرد سالم و ۴.۵ میلیون گلبول در میلیمتر مکعب خون در یک زن سالم وجود دارد.

● مشخصات گلبولهای قرمز

قطر گلبولهای قرمز بین ۷.۵ - ۷.۲ میکرون و حجم متوسط هر یک از آنها ۹۰ - ۸۸ میکرون مکعب است. ضخامت آنها در ضخیم ترین قسمت ۲ میکرون و در وسط یک میکرون است. از روی اندازه هر اریتروسیت و تعداد کل آنها با مساحت کلی گلبولهای قرمز را در بدن می توان محاسبه نمود.

چون جذب و آزاد شدن اکسیژن یعنی تبادلات آن در این سطح صورت می گیرد از این نظر این رقم واجد اهمیت است. زیرا تبادل اکسیژن عمل اصلی فیزیولوژیک گلبولهای قرمز است.

مجموع کل مساحت گلبولهای قرمز در خون انسان بطور متوسط ۳۵۰۰ - ۳۰۰۰ متر مربع است که این مقدار ۱۵۰۰ برابر سطح بدن می باشد.

شکل خاص گلبول قرمز به وسیع بودن این سطح کمک می کند. گلبولهای قرمز انسان پهن و در مرکز مقعرالطرفین هستند با این شکل هیچ نقطه ای از سلول بیشتر از ۸۵ درصد میکرون از سطح آن فاصله ندارد در صورتی که یک شکل کروی ۲.۵ میکرون از سطح فاصله دارد و کل سطح ۲۰ درصد کمتر می شود. این نسبت واقعی بین سطح و حجم اجزای گلبولهای قرمز عمل انتقال اکسیژن را از اندامهای تنفسی به سلولها آسانتر می سازد.


● هموگلوبین

هموگلوبین نقش مهمی در حمل و نقل گازهای خون بویژه اکسیژن در موجود زنده را به عهده دارد این ماده یک مولکول پیچیده شیمیایی (با وزن مولکولی ۶۸۰۰۰ دالتون) است که از یک بخش پروتئینی به نام گلوبین و چهار مولکول غیر پروتئینی به نام هم درست شده است.

مولکول هم از یک اتم آهن که می تواند با اکسیژن ترکیب شده و یا آن را از دست بدهد تشکیل یافته است. ظرفیت آهن (Fe+۲) بعد از ترکیب با اکسیژن تغییر نمی کند و همچنان دو ظرفیتی باقی می ماند. اگر هموگلوبین با محلول اسید کلریدریک مخلوط شود هم از گلوبین جدا می شود و به همین (C۳۴H۳۲N۴O۴FeCl) کریستالهایی با شکل مشخص دارد تبدیل می شود و در پزشکی قانونی ازهمین آزمایش برای اثبات وجود خون استفاده می شود.

مولکول هم از چهار حلقه پیرولی (دو باز و دو اسید) تشکیل شده است اتم آهن (Fe+۲) به بخش پروتئین یا گلوبین می چسبد. هنگامی که هم آهن خود را از دست می دهد و فقط ساختمان پیرولی باقی می ماند هماتو پورفیرین یا پروتو پورفیرین نامیده می شود.

این ماده در یک نوع خاص از مسمومیت یا اختلال متابولیکی به مقدار زیاد در بدن موجود زنده تشکیل می شود هماتو پورفیرین از ادرار دفع می گردد. هم بخش فعال یا گروه پروستیک هموگلوبین است در حالی که گلوبین یک پروتئین ناقل هم است.


● تولید گلبولهای قرمز

عمر متوسط گلبولهای قرمز خون ۱۲۰ روز است برای این که میزان گلبولهای قرمز در خون ثابت بماند باید در هر ثانیه حدود یک میلیون گلبول قرمز در مغز استخوان ساخته شود. گلبولهای قرمز در دوره جنینی در کبد و طحال و گره های لنفاوی ساخته می شوند.

اما در ماههای آخر دوره جنینی و پس از تولد تنها در مغز استخوان بوجود می آیند. در سالهای اول پس از تولد همه استخوانها گلبول قرمز می سازند ولی از حدود پنج سالگی به بعد تولید گلبول قرمز در استخوانهای دراز کاهش می یابد و سپس متوقف می شود و از آن به بعد بیشتر گلبولهای قرمز در مغز استخوانهای ستون مهره ها ، سر ، سینه و لگن تولید می شوند.

در مغز استخوان بافت زاینده ای وجود دارد که با چند تقسیم سلولی گلبولهای قرمز را می سازد سلولهای زاینده در ضمن این تغییرات هسته خود را از دست می دهند و مقدار زیادی هموگلوبین در سیتوپلاسم خود می سازند.

فعالیت ماهیچه ای ، صعود به ارتفاعات و گرم شدن هوا ، تولید گلبولهای قرمز را افزایش می دهند. سلولهای مولد گلبولهای قرمز در مغز استخوان نسبت به عواملی مانند اشعه های زیان آور مانند اشعه ایکس بسیار حساسند. و نخستین بخش بدن در مقابل اشعه ایکس که از کار می افتد همین بافت مغز استخوان است. کمبود ویتامین B۱۲ ، آهن ، نیز باعث کاهش تولید گلبولهای قرمز می شود.

● سرعت رسوب گلبولهای قرمز

اگر به خون ماده ضد انعقاد اضافه شود و در ظرفی بی حرکت باقی بماند گلبولهای قرمز آن پس از مدتی رسوب خواهند کرد. سرعت رسوب با روشهای خاصی اندازه گیری می شود که بر حسب میلیمتر در ساعت اندازه گیری می شود و این سرعت در مردان ، زنان ، اطفال و زنان حامله متفاوت است. بدین ترتیب اندازه گیری آن ارزش تشخیصی دارد سرعت رسوب گلبولهای قرمز ، چسبیدن آنها به یکدیگر به شکل منظم است. در اندازه گیری آن عواملی چون تغییر محتوی پروتئینهای خون ، تغییر گلوبولین و غیره بر سرعت رسوب آنها اثر می گذارد.


● گروههای خونی

بر روی غشای گلبولهای قرمز خون ۴۰۰ نوع آنتی ژن وجود دارد که برخی از آنها از نظر انتقال خون و کلینیک حائز اهمیت می باشند. مثل سیستم ABO. به غیر از سیستم ABO ، سیستم RH نیز در انتقال خون واجد اهمیت است. ۴۰ نوع آنتی کور در این سیستم وجود دارد که آنتی ژن D بیشترین آنتی ژنی را داشته و در انتقال خون اهمیت دارد.


● همولیز

همولیز یعنی تخریب یا شکسته شدن غشای گلبولهای قرمز و آزاد شدن هموگلوبین به پلاسمای خون که سبب قرمز و شفاف شدن پلاسما می شود غشای تخلیه شده از هموگلوبین را شبح خونی یا اجسام فانتومی می نامند. همولیز ممکن است تحت تاثیر عوامل مختلفی انجام شود مثل فشار اسمزی ، مواد شیمیایی مثل الکل ، سم مارها و همولیزین و تزریق نامتجانس.

مسموميت هاي ناشي از استروژن هاي گياهي


مسموميت هاي ناشي از گياهان
( استروژن هاي گياهي )

مديكاگوساتيوا : يونجه
تري فوليوم پارتنس : شبدر قرمز
تري فوليوم ساب ترن : شبدر ساب ترانان

هايپراستروژنيسم در اثر مواد غذايي و علوفه ( از جمله شبدر و يونجه) در گاو و گوسفند و خوك گزارش شده اند.انواعي از گليكوزيدها در اين علوفه با گيرنده هاي استروژن تداخل مي نمايند. استروژن هايي كه به طور معمول شناخته شده اند شامل كومسترول – فورمونونتين – بيوچانين- جنيس تاين و بسياري ديگر مي باشند.
تركيبات استروژنيك از نظر توانايي متفاوتند. كومسترول يونجه و شبدر داراي بيشترين فعاليت استروژني است.
نشانه هاي هايپراستروژنيسم حاصل از علوفه شامل ناباروري – هايپراستروژنيسم و يا آنتي استروژنيسم مي باشد. هايپراستروژنيسم شامل تخمدان هاي كيستيك – دستگاه توليدمثل بادكرده و بروز خصوصيات مادينگي در جنس نر مي باشد. نشانه هاي آنتي استروژنيك هيپوپلازي غدد جنسي و فقدان فحلي را در بر مي گيرد. با نشان دادن در علوفه و نمونه هاي پلاسما يا ادرار مي توان به تشخيص هايپراستروژنيسم حاصل از علوفه كمك كرد. مصرف علوفه اي كه به ميزان زيادي استروژن توليد مي كند بايد در دام هاي داراي توان توليد مثل محدود شود.
مسموميت هاي ناشي از گياهان
( استروژن هاي گياهي )

مديكاگوساتيوا : يونجه
تري فوليوم پارتنس : شبدر قرمز
تري فوليوم ساب ترن : شبدر ساب ترانان

هايپراستروژنيسم در اثر مواد غذايي و علوفه ( از جمله شبدر و يونجه) در گاو و گوسفند و خوك گزارش شده اند.انواعي از گليكوزيدها در اين علوفه با گيرنده هاي استروژن تداخل مي نمايند. استروژن هايي كه به طور معمول شناخته شده اند شامل كومسترول – فورمونونتين – بيوچانين- جنيس تاين و بسياري ديگر مي باشند.
تركيبات استروژنيك از نظر توانايي متفاوتند. كومسترول يونجه و شبدر داراي بيشترين فعاليت استروژني است.
نشانه هاي هايپراستروژنيسم حاصل از علوفه شامل ناباروري – هايپراستروژنيسم و يا آنتي استروژنيسم مي باشد. هايپراستروژنيسم شامل تخمدان هاي كيستيك – دستگاه توليدمثل بادكرده و بروز خصوصيات مادينگي در جنس نر مي باشد. نشانه هاي آنتي استروژنيك هيپوپلازي غدد جنسي و فقدان فحلي را در بر مي گيرد. با نشان دادن در علوفه و نمونه هاي پلاسما يا ادرار مي توان به تشخيص هايپراستروژنيسم حاصل از علوفه كمك كرد. مصرف علوفه اي كه به ميزان زيادي استروژن توليد مي كند بايد در دام هاي داراي توان توليد مثل محدود شود

روش هاي كاركرد صحيح در داروخانه دامپزشكي

خلاصه اي از رويه سفارش دارو از شركت هاي پخش
1- كنترل مقدار ونوع اقلام دارويي سفارش داده شده
2- ارسال نمابري از داروهاي مورد نياز به منظور دريافت فهرست قيمت ها
3- اخذ فهرست قيمت ها
4- محاسبه قيمت ها و اخذ تائيديه
5- ارسال نمابري حاوي سفارش دارويي به شركت پخش
6- دريافت سفارش هاي داروئي (از شركت پخش )
7- كنترل و تاييد سفارشات داده شده
8- كنترل داروها از نظر احتمال وجود ضايعات
9- انعكاس هر نوع شكستگي و يا كسري كالا به شركت پخش
10- ثبت فهرست داروها به دفتر انبار
11- رسيدگي به نحوه پرداخت
دستورالعمل هايي براي دارو
نام ژنريك داروها (نام غير تجاري آنها ) به زبان انگليسي بر روي آنها الصاق شده باشد.
برچسب داروها مي بايد در برگيرنده و نشان دهنده نكات زير باشد:
1ـ سري ساخت (شماره بج)
2ـ شماره پروانه
3ـ ميزان دوزاژ
4ـ دوام
5ـ نام محصول
6ـ كميت محصول
7ـ شرايط نگهداري
8ـ تاريخ انقضاء
يك صفحه كامل براي اطلاعات و مشخصات هر دارويي بايد اختصاص دهيد.
داروهايي با بسته بندي بزرگ از داروهاي با بسته بندي كوچك مناسبترند.
براي جلوگيري از وجود تاريخ هاي انقضاء و شماره هاي سري متفاوت از يك قلم دارو نبايد مقادير باقيمانده از يك كارتن دارو را در كارتن هاي مشابه آن قرار دارد.
براي داروها، طول عمر مفيد حداقل يكساله پس از ورود به داروخانه در نظر گرفته شود به استثناي داروهائي كه طول عمري كمتر از دو سال دارند در صورتيكه حداقل 3/1 از طول عمر انها باقيمانده باشند.
تمام داروها بايد مطابق با قوانين حمل و نقل بين المللي بسته بندي شده باشندو همگي داراي فهرستي حاوي نكات ذيل باشند:
1ـ نام غير تجاري (ژنريك)
2ـ نحوه و ميزان مصرف
3ـ كميت و مقدار دارو
4ـ شماره سري ساخت
5ـ تاريخ انقضاء
6ـ حجم و وزن
وزن هر كارتن دارو نبايد از 50 كيلوگرم بيشتر باشد.
يك دارو نمي بايد با ساير اقلام دارويي در يك كارتن قرار داده شود.
محافظت داروهاي داروخانه
اقلام دارويي موجود در داروخانه نياز به محافظت از عوامل ذيل دارند:
1ـ رطوبت 2ـ نور مستقيم خورشيد 3ـ گرما 4ـ صدمات فيزيكي 5ـ آلودگي و آفات

رطوبت
جريان هواي مرطوب در كارتن هاي داروئي كه پلمپ نشده اند و حتي در كارتن هاي كه پلمپ شده باشند سبب تسريع زوال داروها مي شود.
بسيار مهم است كه داروها در معرض هواي مرطوب نباشند
توجه داشته باشيد كه هر چه هواي موجود در انبار گرم تر باشد امكان رطوبت هوا بيشتر است
انبار داروئي را خنك نگه داريد اما سردي بيش از اندازه هوا شرايط را براي ايجاد تراكم هوا و در نتيجه هواي سرد و مرطوب فراهم مي سازد.
تهويه خوب و مناسب از تراكم هوا مي كاهد
اثرات رطوبت را مي توان به طريق زير كاهش داد
فراهم ساختن تهويه مناسب از طريق قرار دادن پنجره و هواكش
از محكم بودن پوشش بلوس ها و درپوش بطري هاي حاوي مايعات، اطمينان حاصل كنيد.
هرگز تا زماني كه حتي يك قلم از يك دارو باقيمانده است. كارتن جديدي از همان دارو را باز نكيند.
بوسيله پنكه هاي الكتريكي سقفي جريان هواي مطلوبي را براي تمام شبانه روز در انبار فراهم كنيد.
از انبارهاي با تهويه مناسب استفاده كنيد و تهويه مطلوب را حتي الامكان با نگهداري منظم و كنترل دما حفظ نمائيد.
آفتاب (نور خورشيد)
تابش مستقيم و حتي غير مستقيم و گاه گاه نور خورشيد مي تواند سبب زوال بعضي از داروها نظير فلوركينولون ها شود.
بايد مانع تابش مستقيم نور خورشيد روي داروها شد.
اگر داروها در معرض مستقيم آفتاب هستند براي پنجره ها سايبان نصب كنيد و يا كركره ها را بكشيد
داروها را در كارتن نگهداريد (از كارتن هايي كه رنگ تيره و كدر دارند براي بسته بندي استفاده كنيد.)
داروها را در مكانهائي كه در معرض تابش مستقيم خورشيد مي باشند نگهداري نكنيد.
حتي المقدور از ظروف پلاستيكي تيره رنگ و بطري هاي شيشه اي مات استفاده كنيد.
هرگز داروها را از كارتن هاي تيره رنگ به كارتن هاي با رنگ روشن منتقل نكنيد.
داروهائيكه در بسته بندي تيره عرضه مي شوند احتمالا به نور حساس هستند.

گرما
حرارت بر روي بسياري از داروها تاثير مي گذارد اين تاثيرات ممكن است شامل حالات زير باشد :
1ـ تغييرات فيزيكي مانند ذوب شدن كرم ها و پمادها
2ـ تغييرات شيميايي مانند فساد و تغيير ماهيت داروها
داروها اگر در جاي خنك نگهداري شوند بهتر حفظ مي شوند
از دماسنجي كه حداقل و حداكثر دما را نشان مي دهد. استفاده كنيد.
بعضي از اقلام دارويي مي بايد در يخچال و در دماي بين C8-2 نگهداري شوند . بخاطر داشته باشيد كه داروها نبايد منجمد شوند (مشكلي كه بعضي از يخچالهاي غير استاندارد دارند) در صورتيكه دارويي يخ بزند حتي اگر مجددا ذوب شوند ديگر نمي توان آنرا مورد استفاده قرار داد.
اغلب داروها در فضاي داروخانه كه داراي تهويه مناسب باشد قابل نگهداري است مگر اينكه نياز به نگهداري در بخچال داشته باشد.
پنكه هاي سقفي در داروخانه و قسمت انبار حتي در زمان تعطيل داروخانه بايد روشن باشد.
دماي مناسبي را در طول 24 ساعت شبانه روز فراهم كنيد.
امكان خرد شدن و شكستن ظروف بعضي از داروها نظير قرص ها و آمپولها وجود دارد حتي الامكان از ايجاد اين ضايعات فيزيكي اجتناب كنيد.
1ـ از قرار دادن و چيدن داروها بر روي هم و ايجاد ستون هاي مرتفع از دارو خودداري نمائيد. زير اين ستون ها ي بلند خطر سقوط و خرد شدن شكستگي را افزايش مي دهند و دسترسي به اقلام دارويي كه در قسمت هاي فوقاني چيده شده اند را مشكل مي كند.
2ـ از عدم وجود اشيائ با لبه هاي تيز و برنده در انباط اطمينان حاصل كنيد زيرا باعث پارگي و خرابي كارتن هاي دارويي خواهند شد.
آلودگي ها و آفات
اگر محيط داروخانه و انبار داروئي الوده وكثيف باشد اين آلودگيها به داروها (به ويژه داروهاي به شكل پودر) منتتقل شده باعث زوال و فساد داروها مي گردد.
آلودگي ها و كثافات ممكن است سبب ايجاد اشكال در خواندن برچسب داروها شود.
حداقل هفته اي دوبار داروخانه و انبار داروئي را تميز نمائيد.
قبل از جاروب كردن ، كف زمين را با‌ آب نمناك كنيدو با استفاده از آب و مواد ضد عفوني كننده و زمين شوي . كف انبار را بشوئيد.
از پارچه نمدار براي تميز كردن ديوارها و قفسه ها استفاده كنيد.
از تميز بودن محيط خارج داروخانه و انبار اطمينان حاصل كنيد
اگر علف يا چمن در فضاي بيروني داروخانه وجود دارد آنان را كوتاه نگهداريم.
زمان
يكي از عوامل نهائي است كه مي تواند سبب از بين رفتن داروها گردد.
در صورتيكه داروها براي مدت طولاني عليرغم تاريخ انقضاء در شرايطي نامناسب نگهداري شوند ممكن است سبب تنزل و افت كيفي و كمي داروها گردد.
بايد توجه داشته باشيد در صورتيكه مقادير زيادي از يك دارو در اختيار داريد ممكن است قبل از اينكه بتوانيد آنها را بفروش برسانيد تاريخ انقضاء آنها فرا برسد.

با تشكر از جناب آقاي دكتر عليرضا مصطفوي كه اين مقاله را در اختيار سايت ما قرار دادند

تهيه آنتي بيوتيك از پوست قورباغه

محققان بیوشیمی دانشگاه تربیت مدرس موفق به جداسازی و خالص سازی نوعی تركیب آنتی‌بیوتیك جدید از ترشحات پوستی قورباغه‌های شمال كشور شدند.

به گزارش ایسنا، تركیبات آنتی‌بیوتیك استخراج شده در این طرح با توجه به مشكل مقاومت تدریجی میكروب‌ها به آنتی بیوتیك‌های مرسوم، كاربرد منحصر به فردی در مقابله با این قبیل میكروب‌های مقاوم شده داشته و با توجه به خواص غیر همولیتیك و حفظ فعالیت ضد میكروبی آن‌ها در حضور نمك‌های فیزیولوژیك بدن می‌توان از آن‌ها در درمان موضعی عفونت‌های سوختگی به ویژه عفونت‌های P.aeruginosa استفاده كرد.

این تركیبات همچنین در درمان عفونت‌ها و بیماری‌هایی نظیر زخم پاهای بیماران دیابتی، عفونت‌های دهان، عفونت‌های مجاری ادراری، آكنه، ایسكمی قلبی، عفونت‌های قارچی و حتی برخی سرطان‌ها كاربرد خواهند داشت.

دكتر احمد آسوده، دانش‌آموخته دكتری بیوشیمی دانشگاه تربیت مدرس كه با راهنمایی دكتر حسین نادری منش عضو هیات علمی دانشكده علوم پایه این دانشگاه موفق به اجرای این طرح شده است، درباره ضرورت تهیه این تركیبات آنتی بیوتیك جدید اظهار داشت: امروزه مقاومت میكروب‌ها به آنتی بیوتیك‌های مرسوم به یك بحران جهانی تبدیل شده به طوری كه بیش از 95 درصد سوش‌های بیمارستانی s.aureuas به آنتی‌بیوتیك پنی‌سیلین و میتی‌سیلین مقاوم شده‌اند و تقریبا بیش از نیمی از عفونت‌های دستگاه تنفسی در اثر میكروب‌های مقاوم ایجاد می‌شود؛ بنابراین شناسایی و تولید نسل جدید‌ آنتی بیوتیك‌ها بسیار حیاتی است.

به گزارش ایسنا، وی افزود: با توجه به مصرف بالای آنتی بیوتیك‌ها در ایران و بروز پدیده مقاومت میكروب‌ها به آنتی‌بیوتیك‌ها این مساله بسیار حادتر است.

آسوده با اشاره به اهمیت ترشحات پوستی دوزیستان در تحقیقات دارویی گفت: دوزیستان به واسطه زندگی در مرداب‌ها و تالاب‌ها، از قویترین سیستم‌های دفاع یا ایمنی اولیه برخوردارند. غدد «گرانولار» پوست دوزیستان انباری از تركیبات مختلف زیستی است. این تركیبات كه در پاسخ به محرك‌های مختلف به سطح پشتی حیوان ترشح می‌شود، در تنظیم نقش فیزیولوژیك پوست یا در دفاع علیه میكروارگانیسم‌های مهاجم فعالیت دارند.

وی خاطرنشان كرد: برای این تحقیق بیش از صدها دوزیست Rana ridibunda یا «قورباغه مردابی» از نواحی مختلف شمال ایران (مخصوصا شهرستان گنبد) جمع آوری و ترشحات سطح پوست این دو زیست را تهیه كرده و پس از حذف پروتیین‌های بالاتر از 10 كیلو دالتون، پپتیدهای كوچك كاتیونی را كه خاصیت ضد باكتریایی دارند، خالص‌سازی كردیم.

به گزارش ایسنا، آسوده تصریح كرد: آنالیز پپتیدهای خالص شده نشان داد كه پپیتیدی 25 اسیدآمینه با نام بروینین 2R دارای فعالیت ضد باكتریایی علیه سوش‌های استاندارد و مقاوم بیمارستانی و همچنین دارای فعالیت ضد قارچی است این پپتید تا غلظت 200 ماكروگرم بر میلی‌متر، اثری بر گلبول‌های قرمز نداشته و اثر آن غیر همولتیك است.

این متخصص بیوشیمی در پایان اظهار داشت: با توجه به فعالیت ضد میكروبی گسترده پپتید «بروینین 2-R» علیه سوش‌های میكروبی استاندارد و مقاوم بیمارستانی و همچنین داشتن اثر ضد سرطانی و نداشتن فعالیت همولیزی می‌توان با شناسایی این گونه پپتیدها نسل جدیدی از آنتی بوتیك‌ها را برای جامعه پزشكی و درمانی كشور به ارمغان آورد.

مخمرها بهترين آنتي بيوتيک را توليد ميكنند

پروتئین ها به سیستم ایمنی کمک میکنند سلولهای بد راتشخیص دهند و آنها را خنثی سازند. سلولهای ایمنی چنین پروتئین هایی را در انواع و ساختار های مختلف تولید میکنند که همان آنتی بادی ها هستند و تنها برخی از آنها یک عامل بیماریزا اعم از ویروس ، باکتری ، سرطان یا هر چیز دیگری را هدف می گیرند.
باجداسازی سلولهای ایمنی که آنتی بادی خاصی راتولید می کنند دانشمندان می توانند آنتی بادی های مونوکلونال بسازند که دز متراکم از پروتئین هدف گیرنده یک بیماری خاص است. تا کنون محققان برای تولید این داروهای قوی از سلولهای حیوانات دیگرمانند هامستر چینی استفاده می کردند. اکنون تحقیقات جدید نشان می دهد که مخمر نیز می تواند طوری طراحی شود که حتی آنتی بادی های موثر تری را تولید کند.
نکته مهم قند است. آنتی بادی هایی که توسط سلولهای حیوانات تولید می شوند تنوع کمی د برخی از قندهای داخلی شان وجود دارد. پیش از این مشخص شده بود که این تنوعات کم می تواند باعث شود سیستم ایمنی فرصت خنثی سازی سلول بد که آنتی بادی به آن متصل شده است را از دست بدهد.
به گزارش ساینتیفیک امریکن محققان سویه ای از یک مخمر معمولی را ایجاد کرده اند که آنتی بادی های مونوکلونالی تولید میکند که کاملا با ساختار های قندی در بدن انسان جور است. اتصال این آنتی بادی های تولید شده توسط مخمر 10 به سلول بد برابر آنتی بادی های تولید شده با سلولهای حیوانات است. با کنترل ساختارهای قندی بر روی آنتی بادی ها محققان نشان داده اند که توانایی آنتی بادی ها برای کشتن سلولهای سرطانی می تواند به میزان قابل ملاحظه ای بهبود یابد و پروتئین های درمانی رامی توان بهینه سازی کرد.