مهم ترين‌ بيماري‌هاي قابل انتقال بين انسان و حيوان

مهم ترین‌ و متداول‌ترین‌ بیماری‌های قابل‌ انتقال‌ بین‌ حیوان‌ و انسان‌ در كشور ما هاری‌، كیست‌ هیداتیك‌، تب‌ مالت‌، سیاه ‌زخم‌ و ... است‌ كه‌ می ‌توان ‌به‌ آنها اشاره‌ كرد. البته‌ بیماری‌هایی‌ همچون‌ جنون‌ گاوی‌، تب‌ کریمه کنگو‌ و آنفلوآنزای‌ پرندگان‌ را نیز نباید نادیده‌ بگیریم‌، چرا كه‌ خطر ورود و شیوع‌ آنها همواره‌ ما را تهدید می ‌كند.

تا كنون‌850 بیماری‌ قابل‌ انتقال‌ بین‌ حیوان‌ و انسان‌ شناسایی‌ شده‌ است‌. تعجب‌ نكنید این‌ رقمی‌ است‌ كه‌ مطمئناً در سال‌های‌ بعد بیشتر و بیشتر خواهد شد.
با توجه‌ به‌ اهمیت‌ این‌ بیماری‌ها، اطلاع‌ رسانی‌ و ارتقای سطح‌ آگاهی‌ جامعه‌ در این‌ زمینه‌ از اهمیت‌ ویژه‌ ای‌ برخوردار است‌. اغلب‌ كارشناسان‌ و متخصصان‌ دامپزشكی‌ با بیان‌ این‌ مطلب‌ كه‌ هر روز بر تعداد افرادی‌ كه‌ به‌ نگهداری‌ حیوانات‌ خانگی‌ رو‌ می‌ آورند، اضافه‌ می شود، تأكید می ‌كنند: در تمام‌ جوامع‌ مهم ترین‌ مشكلی‌ كه‌ در این‌ زمینه‌ مطرح‌ می‌ شود، مسئله ی‌ بیماری‌های‌ مشترك‌ بین‌ حیوان‌ و انسان‌ است‌.
به‌ هر حال‌ نگهداری‌ حیوان‌ در منزل‌ بیشتر از آنكه‌ نفع‌ داشته‌ باشد، ضرر دارد. اصولا زندگی‌ انسان‌ و حیوان‌ در كنار یكدیگر با توجه‌ به‌ مسائل‌ بهداشتی‌ نمی ‌تواند ایده‌ای‌ مناسب‌ باشد. بسیاری‌ از بیماری‌ها بین‌ انسان‌ و حیوان‌ مشترك هستند و به راحتی‌ از حیوان‌ به‌ انسان‌ سرایت‌ می ‌كند.


در بعضی‌ از موارد بیماری‌ خاصی‌ در حیوان‌ می ‌تواند انسان‌ را از پا در آورد. موارد دیگری‌ نیز وجود دارد كه‌ ثابت‌ می‌ كند، حیوان‌ نمی‌ تواند در محیطی‌ زندگی‌ كند كه‌ انسان‌ در آن‌ قدم‌ گذاشته‌ است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌ ریزش‌ موی‌ گربه‌ می‌ تواند حساسیتی‌ خطرناك‌ را در انسان‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشد.
فراموش‌ نكنیم‌ انسان‌ و حیوان‌ وجه‌ مشتركی‌ در بهداشت‌ ندارند، چون‌ حیوان‌ فاقد شعور و درك‌ است‌ و برایش‌ فرقی‌ نمی ‌كند كه‌ در ظرف‌ غذای‌ شما اجابت‌ مزاج‌ كند یا در توالت‌ فرنگی‌!
مهم ترین‌ بیماری‌های‌ قابل‌ انتقال‌ از حیوان‌ به‌ انسان‌ در كشور ما عبارتند از:
* هاری‌:
بسیاری‌ از مردم‌ بر این‌ باورند كه‌ انسان‌ تنها از طریق‌ گاز گرفتن‌ سگ‌ هار به‌ بیماری‌ هاری‌ مبتلا می ‌شود، در حالی‌ كه‌ گاز گرفتن‌ حیواناتی‌ همچون‌ گربه‌، خفاش‌، موش‌ و گرگ‌ نیز می‌ تواند منجر به‌ هاری‌ شود. به‌ تازگی‌ در شمال‌ ایران‌ راكون‌های‌ زیادی‌ مشاهده‌ شده‌اند كه‌ از طریق‌ كشورهای‌ همسایه‌ ی شمالی‌ وارد جنگل‌های‌ ایران‌ شده‌اند و خود اینها به‌ عنوان‌ یك‌ مخزن‌ هاری‌ به‌ حساب‌ می ‌آیند.
در مورد هاری‌ بهترین‌ راه‌ پیشگیری‌ واكسیناسیون‌ حیوانات‌ خانگی‌ است‌. البته‌ در سال‌های‌ اخیر برای‌ واكسینه‌ كردن‌ حیوانات‌ وحشی‌ مانند سگ‌های‌ ولگرد كه‌ به‌ صورت‌ دسته‌ جمعی‌ در اطراف‌ شهرها دیده‌ می شوند نیز اقداماتی‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. به‌ هر حال‌ اگر انسانی‌ توسط‌ حیوانی‌ مشكوك‌ گاز گرفته‌ شد، باید بلافاصله‌ از سرم‌ ضد هاری‌ استفاده‌ شود و به‌ یاد داشته‌ باشید كه‌ تزریق‌ به موقع‌ این‌ سرم‌ می ‌تواند از مرگ‌ فرد جلوگیری‌ كند.
* كیست‌ هیداتیك‌:
ایجاد كیست‌ هیداتیك‌ در اثر ورود تخم‌های‌ انگل‌ اكینوكوكوس‌ (موجود در مدفوع‌ سگ‌) به‌ دستگاه‌ گوارش‌ انسان‌ صورت‌ می ‌گیرد. این‌ كیست‌ها بسته‌ به‌ اینكه‌ در ریه‌، كبد، مغز یا هر بافت‌ دیگری‌ ایجاد شده‌ باشند، قادر به‌ بروز عوارض‌ مختلفی‌ هستند و برای‌ برداشتن‌ آنها نیاز به‌ عمل‌ جراحی‌ است‌.
درمان‌ ضد انگل‌ دوره‌ای‌ حیوان‌ خانگی‌ (سگ‌)، رعایت‌ بهداشت‌ فردی‌ و نیز ضدعفونی‌ كردن‌ سبزیجات‌ مصرفی‌ از موارد پیشگیری‌ است‌.


* توكسوپلاسموز(toxoplasmosis)‌:
انگل‌ خونی‌ توكسوپلاسموز‌ در اكثر گربه‌های‌ ولگرد مشاهده‌ می ‌شود و در صورت‌ خارج‌ شدن‌ گربه ی‌ خانگی‌ از منزل‌ و معاشرت‌ با گربه‌های‌ ولگرد احتمال‌ آلوده‌ شدن‌ آن‌ بسیار است‌. چنین‌ گربه‌ ای‌ باید به‌ صورت‌ دوره‌ای‌ تحت‌ درمان‌ باشد. اگر چه‌ در انسان‌ عوارض‌ آن‌ خفیف‌ است‌، ولی‌ در خانم‌های باردار می ‌تواند منجر به‌ سقط‌ جنین‌ شود.
* بیماری‌ خراش‌ پنجه‌ ی گربه‌:
به طور معمول،‌ زیر ناخن‌ گربه‌ یك سری‌ میكروب‌ وجود دارد كه‌ در صورت‌ چنگ‌ زدن‌ گربه،‌ این میکروب ها‌ از طریق خراش وارد بدن شده و باعث بروز این بیماری می شوند. دراین بیماری انسان‌ تا 3 روز متوالی‌ تب‌ می كند و گاهی‌ نیز دچار تهوع‌ و سردرد می ‌شود.
* سل‌ و تب مالت:
سل‌ و تب مالت(بروسلوز) دو بیماری‌ خطرناك و از جمله‌ بیماری‌هایی هستند‌ كه‌ برای‌ سازمان‌ دامپزشكی‌ در صدر مهار بیماری ها قرار گرفته‌اند. این‌ بیماری‌ها از طریق‌ دام‌ آلوده‌ (خصوصاً گاو و گوسفند) به‌ انسان‌ منتقل‌ می ‌شوند.

[ مشاهده لینک فقط برای کاربران ثبت نامی قابل نمایش میباشد ]
‌قابلیت‌ انتقال‌ از انسان‌ به‌ انسان‌ (در انواع‌ مختلف‌) را دارد و باکتری بروسلا باعث‌ ایجاد تب‌ مالت‌ در انسان‌ می ‌شود.
واكسینه‌ كردن‌ دام‌ها علیه‌ این‌ دو بیماری‌ یك‌ طرح‌ ملی‌ است‌. استفاده‌ از شیر و لبنیات‌ پاستوریزه‌ مهم ترین‌ راه‌ پیشگیری‌ است‌. اما اگر در جایی‌ ناگریز به‌ استفاده‌ از شیر غیر پاستوریزه‌ باشیم‌، عمل‌ جوشاندن‌ دقیق‌ شیر كمك‌ زیادی‌ به‌ ما خواهد كرد. فراموش‌ نكنید در فصل‌ تابستان‌ موارد ابتلا به‌ تب‌ مالت‌ بر اثر مصرف‌ بستنی‌های‌ غیرپاستوریزه‌، افزایش‌ می‌ یابد.

* تب‌ طوطی‌:
تب طوطی‌ نوعی‌ بیماری‌ است‌ كه‌ از طریق‌ پرندگان‌ گروه‌ منقار طوطی‌ها به‌ انسان‌ منتقل‌ می‌ شود. البته‌ دیگر پرندگان‌ نیز در صورت‌ ابتلا به‌ تب‌ روده‌ (به خصوص‌ در تابستان‌)، با دفع‌ باكتری‌ "سالمونلا" از طریق‌ مدفوع‌ می ‌توانند موجب‌ به‌ خطر افتادن سلامتی انسان‌ها، خصوصا افراد ضعیف و بچه‌ها شوند.
خوشبختانه‌ این‌ بیماری‌ درمان پذیر است‌ و بیشتر در اثر عدم‌ رعایت‌ بهداشت‌ در اماكنی‌ همچون‌ رستوران‌ها به‌ انسان‌ منتقل‌ می‌ شود.
* طاعون‌ و انواع‌ بیماری‌های‌ انگلی‌:

موش‌ها، عوامل‌ باكتریایی‌ و انگلی‌ بسیاری‌ را به‌ انسان‌ منتقل‌ می‌ كنند و باعث‌ ایجاد بیماری‌های‌ بعضاً كشنده‌ می‌ شوند و تنها كشتار دسته‌جمعی‌ این‌ حیوانات‌ به‌ پیشگیری‌ از این‌ بیماری‌ها كمك‌ می‌ كند.
از زمان‌ قدیم‌ انسان‌ هر جا مواد غذایی‌ را نگهداری‌ می‌ كرد، همواره‌ با موش‌ها درگیر بوده‌ است‌. هرگاه‌ ادرار و مدفوع‌ آلوده‌ی موش‌ با مواد غذایی‌ مورد استفاده ی انسان‌ تماس‌ پیدا كند، موجب‌ ابتلا ‌شخص به‌ بیماری‌های‌ مختلف‌ می شود.

تب مالت

اطلاعات‌ اوليه

توضيح‌ كلي
تب مالت عبارت‌ است‌ از يك‌ عفونت‌ باكتريايي‌ كه‌ از گاوها، خوك‌ها، گوسفندان‌ يا بزهاي‌ آلوده‌ و عفوني‌ شده‌ به‌ انسان‌ انتقال‌ مي‌يابد. اين‌ بيماري‌ از انسان‌ به‌ انسان‌ مسري‌ نيست‌. اين‌ عفونت‌ باكتريايي‌ اعضاي‌ خون‌ساز بدن‌، از جمله‌ مغز استخوان‌، گره‌هاي‌ لنفاوي‌، كبد و طحال‌ را متأثر مي‌سازد. بيماري‌ در مردان‌ 60-20 ساله‌ شايعتر است‌. دوره‌ نهفتگي‌ بيماري‌ ممكن‌ است‌ 60-5 روز يا حتي‌ تا چندين‌ ماه‌ باشد. بيماري‌ يك‌ نوع‌ حاد و يك‌ نوع‌ مزمن‌ دارد.
علايم‌ شايع
در نوع‌ حاد، علايم‌ زير به‌طور ناگهاني‌ ظاهر مي‌شوند:
لرز، تب‌ متناوب‌، تعريق‌
خستگي‌ قابل‌ توجه‌
درد به‌ هنگام‌ لمس‌ ستون‌ فقرات‌
سردرد
بزرگ‌ شدن‌ گره‌هاي‌ لنفاوي‌ در نوع‌ مزمن‌، علايم‌ زير تدريجاً ظاهر مي‌شوند:
خستگي‌
درد عضلاني‌
كمردرد
يبوست‌
كاهش‌ وزن‌
افسردگي‌
ناتواني‌ جنسي‌
ندرتاً بروز آبسه‌ در تخمدان‌ها، كليه‌ها، و مغز
علل
عفونت‌ ناشي‌ از باكتري‌هايي‌ تحت‌ عنوان‌ بروسلا ، كه‌ از راه‌ مصرف‌ شير يا محصولات‌ لبني‌ (كره‌، پنير) يا محصولات‌ گوشتي‌ به‌ انسان‌ انتقال‌ مي‌يابد
عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
وجود كمخوني‌ وخيم‌ يا سابقه‌ جراحي‌ معده‌. اين‌ مشكلات‌ باعث‌ كاهش‌ اسيد معده‌ مي‌شوند؛ وجود اسيد معده‌ شانس‌ عفونت‌ را كاهش‌ مي‌دهد.
در افرادي‌ كه‌ با حيوانات‌ سر و كار دارند، مثل‌ كشاورزان‌، قصابان‌، دامپزشكان‌، يا دامداران‌
مسافرت‌ به‌ مناطق‌ آلوده
پيشگيري
هيچ‌گاه‌ شير غيرپاستوريزه‌، از هر منبعي‌ كه‌ باشد، مصرف‌ نكنيد.
زماني‌ كه‌ با حيوانات‌ سر و كار داريد، از دستكش‌، محافظ‌ چشم‌، پيش‌بند، و ساير وسايل‌ محافظتي‌ استفاده‌ كنيد.
واكسيناسيون‌ دام‌ها
عواقب‌ مورد انتظار
با درمان‌ معمولاً در عرض‌ 4-3 هفته‌ خوب‌ مي‌شود.
عوارض‌ احتمالي
ندرتاً عفونت‌ قلب‌، استخوان‌، مغز يا كبد
در صورت‌ ناكافي‌ بودن‌ مراقبت‌ و درمان‌، بيماري‌ ممكن‌ است‌ مزمن‌ شود يا معلوليت‌ رخ‌ دهد.
درمان

اصول‌ كلي
تشخيص‌ قطعي‌ با آزمايش‌ خون‌ انجام‌ مي‌گيرد.
درمان‌ شامل‌ يك‌ دوره‌ استراحت‌ در رختخواب‌ و مصرف‌ آنتي‌بيوتيك‌ است‌.
معمولاً لازم‌ نيست‌ كه‌ بيمار از ديگران‌ جدا شود.
تمامي‌ اعضاي‌ خانواده‌ كه‌ ممكن‌ است‌ از همان‌ محصول‌ لبني‌ آلوده‌ مصرف‌ كرده‌ باشند بايد تحت‌ معاينه‌ و آزمايش‌ قرار گيرند.
داروها
آنتي‌بيوتيك‌ براي‌ مبارزه‌ با عفونت‌، مثل‌ تتراسيكلين‌، براي‌ حداقل‌ سه‌ هفته‌
داروهاي‌ كورتيزوني‌ براي‌ كاهش‌ پاسخ‌ التهابي‌ در موارد شديد
داروهاي‌ ضد درد براي‌ درد عضلاني
فعاليت
تا زمان‌ برطرف‌ شدن‌ تب‌ و ساير علايم‌، در رختخواب‌ استراحت‌ نماييد. پس‌ از آن‌ تدريجاً فعاليت‌هاي‌ عادي‌ خود را از سر گيريد.
رژيم‌ غذايي
هيچ‌ رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود. اگر كاهش‌ وزن‌ قابل‌ توجه‌ باشد، كالري‌ غذايي‌ را افزايش‌ دهيد.

حصبه‌ (تب‌ روده‌اي‌)

اطلاعات‌ اوليه

توضيح‌ كلي
حصبه‌ عبارت‌ است‌ از عفونت‌ باكتريايي‌ دستگاه‌ گوارش‌. مي‌تواند تمامي‌ سنين‌ را مبتلا كند ولي‌ شيرخواران‌ و افراد بالاي‌ 60 سال‌ معمولاً دچار موارد شديدتري‌ مي‌گردند.
علايم‌ شايع
اسهال‌. در موارد خفيف‌ تنها ممكن‌ است‌ 3-2 بار اجابت‌ مزاج‌ شل‌ در روز وجود داشته‌ باشد. در موارد شديد ممكن‌ است‌ هر 15-10 دقيقه‌ اسهال‌ آبكي‌ رخ‌ دهد.
استفراغ‌
تب‌
سردرد
دردهاي‌ عضلاني‌
بثور پوستي‌ قرمز رنگ‌ روي‌ شكم‌
كرامپ‌هاي‌ شكمي‌ (گاهي‌)
خون‌ در مدفوع‌ (گاهي‌) يك‌ حمله‌ نسبتاً خفيف‌ ممكن‌ است‌ با اسهال‌ استفراغ‌ ساده‌ اشتباه‌ شود.
علل
عفونت‌ با سالمونلاتيفي‌ كه‌ يك‌ باكتري‌ است‌ كه‌ در حيوانات‌ مبتلا به‌ عفونت‌ يافت‌ مي‌شود و با گوشت‌ يا شير آلوده‌ به‌ انسان‌ها منتقل‌ مي‌گردد. پختن‌ كامل‌ ميكروبها را مي‌كشد. عفونت‌ مي‌تواند به‌ وسيله‌ افراد بيمار يا حاملين‌ غير بيماري‌ كه‌ پس‌ از اجابت‌ مزاج‌ بدون‌ شستن‌ دقيق‌ دست‌ها به‌ غذا دست‌ مي‌زنند، نيز منتقل‌ گردد.
عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
بيماري‌ كه‌ مقاومت‌ را كاهش‌ داده‌ باشد.
شرايط‌ سكونت‌ شلوغ‌ يا غير بهداشتي‌
مسافرت‌ به‌ كشورهاي‌ استوايي
پيشگيري
براي‌ مسافرت‌ به‌ كشورهايي‌ كه‌ حصبه‌ وجود دارد، واكسيناسيون‌ براي‌ تيفوئيد (تزريقي‌ يا نوع‌ خوراكي‌) در در نظر بگيريد.
در طول‌ مسافرت‌ در مناطق‌ استوايي‌، از آب‌، شير، سالاد و سبزيجات‌ خام‌، ميوه‌هاي‌ پوست‌ نكنده‌ و محصولات‌ لبني‌ پرهيز كنيد.
از مرغ‌ و خروس‌ و محصولات‌ آنها كه‌ به‌ مدت‌ طولاني‌ خارج‌ از يخچال‌ مانده‌ باشند، بپرهيزيد.
بعد از اجابت‌ مزاج‌ و پيش‌ از دست‌ زدن‌ به‌ غذا دست‌هاي‌ خود را بشوييد.
عواقب‌ مورد انتظار
با درمان‌ معمولاً ظرف‌ 3-2 هفته‌ قابل‌ علاج‌ است‌. بدون‌ درمان‌ مي‌تواند كشنده‌ باشد.
عوارض‌ احتمالي
كم‌آبي‌ بدن‌
سوراخ‌ شدن‌ روده‌ها
خونريزي‌ يا آبسه‌ گوارشي‌
پنوموني‌
عفونت‌ استخوان‌
نارسايي‌ احتقاني‌ قلب‌
هپاتيت
درمان

اصول‌ كلي
تشخيص‌ با بررسي‌ آزمايشگاهي‌ خون‌ صورت‌ مي‌گيرد.
بستري‌ در بيمارستان‌ براي‌ موارد شديد، سايرين‌ مي‌توانند در منزل‌ معالجه‌ شوند.
افراد بيمار را جدا كنيد و از آنها بخواهيد از كمدهاي‌ كنار تخت‌ يا حمام‌ استفاده‌ كنند.
از يك‌ پوشش‌ گرم‌كننده‌ يا بطري‌ آب‌گرم‌ براي‌ تسكين‌ كرامپ‌هاي‌ شكمي‌ استفاده‌ كنيد.
دست‌ها را به‌ دقت‌ و بيشتر مواقع‌ بشوييد.
بيماران‌ را مرتباً در بستر بچرخانيد.
از پارچه‌هاي‌ ولرم‌ براي‌ كشاله‌ ران‌ و زير بغل‌ براي‌ كاهش‌ تب‌ استفاده‌ كنيد، آسپرين‌ يا استامينوفن‌ نخوريد؛ هر دوي‌ آنها لوله‌ گوارش‌ را تحريك‌ مي‌كنند. از مسهل‌ استفاده‌ نكنيد.
داروها
آنتي‌ بيوتيك‌ها تجويز خواهند شد.
براي‌ موارد شديد گلوكوكورتيكوييدها علاوه‌ بر آنتي‌بيوتيك‌ها تجويز خواهند شد.
فعاليت
حداقل‌ 3 روز پس‌ از محو علايم‌ استراحت‌ در بستر ضروري‌ است‌. براي‌ پيشگيري‌ از تشكيل‌ لخته‌هاي‌ خوني‌ وريد عمقي‌، پاها را بايد غالباً در بستر خم‌ كرد.
رژيم‌ غذايي
در طول‌ مرحله‌ اسهال‌ يك‌ رژيم‌ غذايي‌ كاملاً مايع‌ لازم‌ است‌. سپس‌ يك‌ رژيم‌ غذايي‌ پركالري‌ و كاملاً متعادل‌ لازم‌ است‌. مكمل‌هاي‌ ويتاميني‌ و معدني‌ ممكن‌ است‌ كمك‌كننده‌ باشند.

شپش‌ (پديديكولوز)

اطلاعات‌ اوليه

توضيح‌ كلي
شپش‌ (پديديكولوز) التهاب‌ پوست‌ ناشي‌ از انگل‌ كوچكي‌ (شپش‌) كه‌ بر روي‌ بدن‌ يا لباس‌ زندگي‌ مي‌كند. اين‌ حشره‌ هر ناحيه‌ مودار بدن‌، به‌ويژه‌ سر، ابروها، يا ناحيه‌ تناسلي‌؛ و پوست‌، به‌ويژه‌ نواحي‌ داراي‌ تماس‌ نزديك‌ با لباس‌ نظير شانه‌ها، مچ‌ دست‌ها، نواحي‌ تناسلي‌ يا باسن‌ را ممكن‌ است‌ درگير سازد.
علايم‌ شايع
خارشك‌ و خراشيدگي‌ كه‌ گاهي‌ شديد است‌ و معمولاً در نواحي‌ مودار بدن‌ بروز مي‌كند.
تخم‌هاي‌ انگل‌ (شبيه‌ شوره‌) بر روي‌ ساقه‌ موها
التهاب‌ سر و آشفتگي‌ موها
بزرگي‌ گره‌هاي‌ لنفاوي‌ پشت‌ سر يا كشاله‌ ران‌ (گاهي‌)
آثار گزش‌ و كهيرهاي‌ قرمزرنگ
علل
انگل‌هاي‌ كوچك‌ (به‌ اندازه‌ 3-1 ميلي‌ليتر) كه‌ پوست‌ ميزبان‌ را براي‌ دستيابي‌ به‌ غذاي‌ خود (خون‌) مورد گزش‌ قرار مي‌دهد. اين‌ گزش‌ سبب‌ خارش‌ و التهاب‌ مي‌گردد. برخي‌ شپش‌ها بر روي‌ پوست‌ زندگي‌ مي‌كنند، اگرچه‌ به‌ سختي‌ ديده‌ مي‌شوند. ساير شپش‌ها در لباس‌ها در نزديكي‌ پوست‌ زندگي‌ مي‌كنند. تخم‌هاي‌ شپش‌ (شبيه‌ شوره‌) به‌ موها مي‌چسبد.
عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
زندگي‌ جمعيتي‌
سابقه‌ خانوادگي‌ شپش‌
مقاربت‌ جنسي‌ با فرد مبتلا
تماس‌ با اشياي‌ آلوده‌ نظير شانه‌، كلاه‌، لباس‌
تماس‌ با فرد مبتلا
پيشگيري
حمام‌ كردن‌ زود به‌ زود و استفاده‌ از شامپو جهت‌ شستشو
اجتناب‌ از پوشيدن‌ يك‌ لباس‌ بيش‌ از 2-1 روز
تعويض‌ زودبه‌زود ملافه‌هاي‌ تختخواب‌
عدم‌ استفاده‌ از شانه‌، بروس‌ يا كلاه‌ به‌طور مشترك‌ با ديگران‌
پيگيري‌ دقيق‌ وضعيت‌ بهداشتي‌ كودكان‌ در مدرسه‌ و مهد كودك‌، جايي‌ كه‌ دوره‌هايي‌ از همه‌گيري‌ ممكن‌ است‌ رخ‌ دهد
عواقب‌ موردانتظار
معمولاً با استفاده‌ از كرم‌ها، محلول‌ها و شامپوهاي‌ طبي‌ قابل‌علاج‌ است‌. ناپديد شدن‌ علايم‌ پس‌ از درمان‌ ممكن‌ است‌ پنج‌ روز به‌ طول‌ انجامد. شپش‌ معمولاً عود مي‌كند.
عوارض‌ احتمالي
عفونت‌ در محل‌ خراشيدگي‌ عميق‌ ناشي‌ از خاراندن
درمان

اصول‌ كلي
اقدامات‌ زير بايد در مورد تمام‌ اعضاي‌ خانواده‌ و شركاي‌ جنسي‌ آنها انجام‌ شود:
- از شامپوها، كرم‌ها يا محلول‌هاي‌ طبي‌ تجويز شده‌ استفاده‌ كنيد.
- لباس‌ها و ملافه‌ها را با آب‌ گرم‌ شسته‌ و خشك‌ نماييد. شستشو شپش‌ها را از بين‌ برده‌ و اطو كردن‌، تخم‌هاي‌ آن‌ها را نيز از بين‌ مي‌برد.
- در صورت‌ عدم‌ دسترسي‌ به‌ ماشين‌ لباسشويي‌، لباس‌ها و ملافه‌ها را اطو كرده‌ يا آنها را در يك‌ كيسه‌ پلاستيك‌ در بسته‌ به‌ مدت‌ ده‌ روز نگه‌ داريد تا شپش‌ها و تخم‌هاي‌ آنها از بين‌ برود.
- تميز كردن‌ خشك‌ در مورد اشياي‌ غيرقابل‌ شستشو يا نگه‌ داشتن‌ آنها در يك‌ كيسه‌ پلاستيك‌ دربسته‌ به‌ مدت‌ ده‌ روز.
- اشيايي‌ مانند شانه‌، فردهنده‌هاي‌ مو و بروس‌ را بجوشانيد. نيازي‌ به‌ تراشيدن‌ موها نيست‌.
- بر روي‌ همه‌ اشياي‌ در تماس‌ با نواحي‌ آلوده‌ بدن‌ ليزول‌ (Lysol) يا محصولات‌ مشابه‌ بپاشيد.
داروها
- كرم محلول‌ يا شامپوي‌ ضدشپش‌ (شپش‌ كش‌). كرم‌ها يا محلول‌ها را طبق‌ دستور بر روي‌ نواحي‌ درگير بدن‌ به‌ كار بريد.
براي‌ استفاده‌ از شامپو:
- موها را خيس‌ كنيد. مقداري‌ از شامپو به‌ اندازه‌ يك‌ قاشق‌ غذاخوري‌ روي‌ موها بماليد. كف‌ آن‌ را به‌ مدت‌ چهار دقيقه‌ به‌ خوبي‌ بر روي‌ سر مالش‌ دهيد.
- اگر شامپو وارد چشم‌ها شد، با شستشو دادن‌ چشم‌ها با آب‌ آن‌ را از ناحيه‌ چشم‌ها پاك‌ كنيد.
- همه‌ موها را شستشو داده‌ و با حوله‌ خشك‌ كنيد. از استفاده‌ مجدد اين‌ حوله‌ قبل‌ از شستن‌ و اطو كشيدن‌ آن‌ خودداري‌ كنيد.
- موها را با يك‌ شانه‌ دندانه‌ريز آغشته‌ شده‌ با سركه‌ شانه‌ كنيد تا شپش‌ها از موها جدا گردند. شانه‌ بايد به‌طور مكرر از سطح‌ پوست‌ سر تا انتهاي‌ طول‌ موها كشيده‌ شود تا موها كاملاً از تخم‌هاي‌ شپش‌ پاك‌ گردند.
- تنها يك‌ بار شستشو با شامپو در بيش‌ از 90% موارد مؤثر است‌. شامپو را بيش‌ از تعداد دفعات‌ توصيه‌ شده‌ به‌ كار نبريد زيرا ممكن‌ است‌ سبب‌ تحريك‌ پوست‌ شده‌ يا جذب‌ بدن‌ شود. شستشوي‌ مجدد با شامپو ممكن‌ است‌ 14-10 روز بعد لازم‌ باشد.
- اگر شپش‌ها مژه‌ها را درگير كرده‌ باشند، بايد به‌ دقت‌ توسط‌ پزشك‌ جدا گردند. داروهاي‌ تجويزشده‌ نبايد وارد چشم‌ شده‌ يا بر روي‌ مژه‌ها به‌ كار روند. ممكن‌ است‌ از ژل‌ پتروليوم‌ براي‌ ماليدن‌ به‌ مژه‌ها به‌ مدت‌ 8-7 روز جهت‌ از بين‌ بردن‌ شپش‌ها استفاده‌ شود.
فعاليت
محدوديتي‌ وجود ندارد.
رژيم‌ غذايي
رژيم‌ خاصي‌ نياز نيست‌.

گاز گرفتن‌ حيوانات

اطلاعات‌ اوليه

توضيح‌ كلي
گاز گرفتن‌ حيوانات‌ عبارت‌ است‌ از گاز گرفته‌ شدن‌ توسط‌ سگ‌، گربه‌، يا ساير حيوانات‌، و نيز انسان
علايم‌ شايع
زخم‌ ناشي‌ از گازگرفتن‌ حيوانات‌ مي‌تواند به‌ اشكال‌ زير باشد: پارگي‌، سوراخ‌ شدگي‌، خراش‌ يا له‌شدگي‌.
سگ‌ها معمولاً دست‌ها، صورت‌، يا پاها را گاز مي‌گيرند.
گربه‌ها عمدتاً دست‌ها، و در موارد كمتر، پاها، صورت‌، يا تنه‌ را گاز مي‌گيرند.
علل
اغلب‌ موارد گاز گرفته‌ شدن‌ توسط‌ حيوان‌ خانگي‌ است‌ كه‌ فرد آن‌ را مي‌شناسد. گاز گرفتن‌ بيشتر توسط‌ سگ‌هاي‌ بزرگ‌ صورت‌ مي‌گيرد
گاز گرفته‌ شدن‌ توسط‌ انسان‌ اغلب‌ زماني‌ صورت‌ مي‌گيرد كه‌ يك‌ نفر با مشت‌ گره‌ كرده‌ به‌ دهان‌ ديگري‌ مي‌كوبد.
عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
وجود حيوانات‌ اهلي‌ خانگي‌ يا حيوانات‌ وحشي‌ در محيط‌ زندگي‌. محل‌ گازگرفتن‌ سگ‌ به‌ ندرت‌ عفوني‌ مي‌شود. محل‌ گاز گرفتن‌ گربه‌ و انسان‌ به‌ طور شايع‌ عفوني‌ مي‌شود.
پيشگيري
آموزش‌ به‌ كودكان‌ و نيز بزرگسالان‌ براي‌ جلوگيري‌ از وقوع‌ گازگرفتگي‌
از نزديك‌ شدن‌ به‌ حيوانات‌ ولگرد خودداري‌ كنيد
عواقب‌ مورد انتظار
زخم‌ ناشي‌ از گاز گرفته‌ شدن‌ قاعدتاً بايد به‌ تدريج‌ بهبود يابد و در عوض‌ 10-7 روز بسته‌ شود.
عوارض‌ احتمالي
عوارض‌ ناشي‌ از گازگرفته‌ شدن‌ مي‌تواند شامل‌ موارد زير باشد: عفونت‌، آسيب‌ وسيع‌ بافتي‌ و تشكيل‌ جوشگاه‌، خونريزي‌، بيماري‌ هاري‌، و كاهش‌ مرگ
درمان

اصول‌ كلي
تميز كردن‌ زخم‌
بخيه‌ در صورت‌ لزوم‌
البته‌ زخم‌ معمولاً باز گذاشته‌ مي‌شود تا خود به‌ خود بهبود يابد. به‌ اين‌ ترتيب‌ خطر عفونت‌ كمتر مي‌شود.
اگر دست‌ گاز گرفته‌ شده‌ است‌، آن‌ را آتل‌ بگيريد.
زخم‌ ناشي‌ از گازگرفته‌ شدن‌ دست‌ توسط‌ انسان‌ نبايد همان‌ اول‌ بخيه‌ شود، زيرا احتمال‌ عفونت‌ زياد است‌.
اندام‌ گاز گرفته‌ شده‌ بايد بالا گرفته‌ شود تا ورم‌ نكند.
با مركز بهداشت‌ محل‌ تماس‌ بگيريد و در مورد شيوع‌ هاري‌ در حيواني‌ كه‌ گاز گرفته‌ است‌ سؤوال‌ كنيد.
حتي‌الامكان‌ حيواني‌ كه‌ گاز گرفته‌ است‌ را بايد به‌ دام‌ انداخت‌ و از نظر هاري‌ بررسي‌ كرد.
داروها
امكان‌ دارد آنتي‌بيوتيك‌ جهت‌ پيشگيري‌ از عفونت‌ تجويز شود.
شايد لازم‌ باشد تزريقات‌ لازم‌ براي‌ پيشگيري‌ از كزاز انجام‌ شود.
گاهي‌ ممكن‌ است‌ لازم‌ باشد واكسن‌ يا سرم‌ ضدهاري‌ تزريق‌ شود.
فعاليت
هيچ‌ محدوديتي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد. البته‌ بسته‌ به‌ شدت‌ و محل‌ زخم‌ ممكن‌ است‌ توصيه‌هايي‌ در اين‌ زمينه‌ ارايه‌ شود.
رژيم‌ غذايي
هيچ‌ رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود

مالاريا

اطلاعات‌ اوليه

توضيح‌ كلي
مالاريا عفونتي‌ ناشي‌ از يك‌ انگل‌ تك‌سلولي‌، كه‌ از طريق‌ گزش‌ پشه‌ آنوفل‌، تزريق‌ خون‌ آلوده‌، به‌طور مادرزادي‌ از مادر به‌ كودك‌ يا استفاده‌ از سوزن‌ مشترك‌ در بين‌ معتادان‌ انتقال‌ مي‌يابد.
علايم‌ شايع
اولين‌ دوره‌ علايم‌ ذيل‌ معمولاً حدود 30-8 روز پس‌ از گزش‌ پشه‌ بروز مي‌كند:
سردرد
خستگي‌
تهوع‌
لرزش‌ شديد تكان‌دهنده‌ همراه‌ تب‌ به‌ مدت‌ 24-12 ساعت‌
تنفس‌ سريع‌
تعريق‌ شديد همراه‌ با كاهش‌ درجه‌ حرارت‌ دوره‌ علايم‌ مذكور تا هنگام‌ درمان‌ ممكن‌ است‌ هر 3-2 روز تكرار شود. اين‌ بيماري‌ بدون‌ درمان‌ مي‌تواند سال‌ها ادامه‌ يابد.
علل
چهار نوع‌ انگل‌ مالاريا وجود دارد؛ اين‌ انگل‌ها با گزش‌ پشه‌ از فردي‌ به‌ فرد ديگر منتقل‌ مي‌شوند. پشه‌ پس‌ از گزيدن‌ فرد مبتلا، آلوده‌ به‌ انگل‌ مي‌گردد. اين‌ انگل‌ در بدن‌ پشه‌ تكثيريافته‌ و با گزش‌ بعدي‌ پشه‌، وارد جريان‌ خود فردي‌ ديگر مي‌گردد. انگل‌ پس‌ از ورود به‌ جريان‌ خون‌ فرد، به‌ كبد مهاجرت‌ كرده‌ و در آنجا به‌ سرعت‌ رشد كرده‌ و تكثير مي‌يابد. پس‌ از چند روز، هزاران‌ انگل‌ از كبد مجدداً وارد جريان‌ خون‌ شده‌ و گلبول‌هاي‌ قرمز خون‌ را تخريب‌ مي‌كند. برخي‌ از انگل‌ها درون‌ كبد باقي‌ مانده‌ و به‌ تكثير خود ادامه‌ مي‌دهند و به‌ فواصل‌ معين‌ به‌ داخل‌ جريان‌ خون‌ آزاد مي‌شوند.
عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
زندگي‌ در شرايط‌ شلوغ‌ و غيربهداشتي‌
آب‌ و هواي‌ گرم‌ و مرطوب‌
مناطق‌ جغرافيايي‌ خاص‌ نظير آمريكاي‌ لاتين‌، آسيا و آفريقا.
پيشگيري
استفاده‌ از داروهاي‌ ضدمالاريا قبل‌ از مسافرت‌ به‌ مناطق‌ مالارياخيز و ادامه‌ مصرف‌ اين‌ داروها پس‌ از بازگشت‌ به‌ وطن‌. آموزش‌هاي‌ لازم‌ در اين‌ باره‌ را از اداره‌ بهداشت‌ يا پزشك‌ خود مي‌توانيد دريافت‌ نماييد.
در مناطق‌ داراي‌ پشه‌ فراوان‌ پيشگيري‌ شامل‌ از بين‌ بردن‌ محل‌هاي‌ تخم‌ريزي‌ پشه‌ها، نصب‌ توري‌ پنجره‌، استفاده‌ از پشه‌بند هنگام‌ خواب‌، و استفاده‌ از تركيبات‌ دفع‌كننده‌ حشرات‌ مي‌باشد.
عواقب‌ موردانتظار
معمولاً با درمان‌ در عرض‌ دو هفته‌ قابل‌ علاج‌ است‌. مالاريا بدون‌ درمان‌ در افراد دچار فقر تغذيه‌اي‌ يا افراد داراي‌ مقاومت‌ پايين‌ نسبت‌ به‌ بيماري‌ مي‌تواند كشنده‌ باشد.
عوارض‌ احتمالي
كم‌خوني‌ ناشي‌ از تخريب‌ سلول‌ هال‌ قرمز خون‌
تجمع‌ سلول‌هاي‌ خوني‌ در داخل‌ عروق‌ كه‌ ممكن‌ است‌ منجر به‌ آسيب‌ مغزي‌ يا كليوي‌ گردد.
درمان

اصول‌ كلي
- تشخيص‌ اين‌ بيماري‌ بر اساس‌ مشاهده‌ انگل‌ با ميكروسكوپ‌ در نمونه‌ خون‌ گسترده‌ شده‌ بر روي‌ لام ( اسمير خون‌ ) مسجل‌ مي‌شود.
- در طي‌ ابتلا به‌ مالاريا بيماران‌ بايد خود را در برابر عفونت‌هاي‌ باكتريايي‌ ثانويه‌ محافظت‌ كنند. شستن‌ دست‌ها و حمام‌ گرفتن‌ زود به‌ زود در اين‌ زمينه‌ كمك‌كننده‌ است‌.
- بيماران‌ بايد محيط‌ زندگي‌ خود را از وجود پشه‌ها پاكسازي‌ كنند و بدين‌ وسيله‌ مانع‌ سرايت‌ بيماري‌ خود به‌ ديگران‌ شوند.
- بستري‌ در بيمارستان‌ در موارد شديد ممكن‌ است‌ لازم‌ گردد.
- همه‌ موارد ابتلا به‌ مالاريا بايد به‌ اداره‌ بهداشت‌ محلي‌ اطلاع‌ داده‌ شود.
داروها
داروهاي‌ ضدمالاريا جهت‌ از بين‌ بردن‌ اين‌ انگل
فعاليت
تا برطرف‌ شدن‌ تب‌ و لرز در بستر استراحت‌ كنيد. با بهبود علايم‌ به‌ تدريج‌ فعاليت‌ طبيعي‌ خود را از سر بگيريد.
رژيم‌ غذايي
رژيم‌ خاصي‌ نياز نيست‌. تا زمان‌ بهبود از مكمل‌هاي‌ مواد معدني‌ و ويتامين‌ها استفاده‌ كنيد.

تب دانگ

 

تب دانگ كه اصطلاحاٌ به تب استخوان شكن نيز معروف است در كشورهاي گرمسير و نيمه‌گرمسير ديده شده است و از سال 1969 در منطقة كارائيب شامل كشورها Perto Rico و آمريكا، و در جزاير Virgin اپيدمي هايي گزارش شده است و مواردي به عنوان موارد وارداتي از كشور هائيتي به آمريكا گزارش شده است.

آربوويروس مسبّب اين بيماري، از جنس flavivirus با چهار سروگروپ مشخص مي باشد كه توسط پشه هاي آيدس به انسان منتقل مي شود.

تب هموراژيك دانگ
اين بيماري معمولاٌ در كودكان زير 10 سال كه در منطقة آندميك تب دانگ زندگي مي كنند ديده مي شود. بيشترين مناطق آندميك آن عبارتند از آسياي جنوب شرقي، چين و كوبا كه معمولاٌ علائم حاد در طي چند روز با علائم شكم‌درد، خونريزي و نارسايي گردش، بروز مي نمايد. اين بيماري همچنين تب فيليپيني، Thai، و تب هموراژيك آسياي جنوب شرقي خوانده مي شود

تب دانگ و تب هموراژيك دانگ و سندروم شوك دانگ توسط چهار سروتايپ از ويروس دانگ ايجاد مي شود و اين ويروس ها جزو مهمترين آربوويروس ها محسوب مي شوند كه در انسان ايجاد عفونت مي نمايند و مي توانند از نظر مرگ و مير و حداقل از نظر ايجاد عفونت، حائز اهميت فوق‌العاده باشند. شايان ذكر است كه اين بيماري ها به عنوان بيماري هاي بازپديد در آمريكاي لاتين در طي 20 سال گذشته مطرح شده اند و اين امر تنها به منطقة آمريكاي لاتين خلاصه نمي گردد بلكه مناطقي از كارائيب را نيز در برمي گيرد.

ب دانگ بيمارى ويروسى است كه به دو فرم ساده و خونريزى دهنده تظاهر مى كند كه ناقل آن پشه خاكى است كه در جنوب شرق آسيا به شدت رايج است. در گذشته اين بيمارى در مناطق روستايى ديده مى شد گفت: به دليل مهاجرت هاى بى رويه مردم به شهرها تب دانگ به بيمارى شهرى مبدل شده و در شهرهاى بزرگ با شرايط بهداشتى نامناسب تظاهر مى كند. هم اكنون در مناطق وسيعى همچون اندونزى، سريلانكا و هندوستان بروز كرده است به نحوى كه سال گذشته مواردى از آن در پاكستان گزارش شده است
موارد تب دانگ در ۵ سال اخير در منطقه جنوب شرق آسيا گسترش چشمگيرى يافته است ولي تا كنون موردى از اين بيمارى در كشورايران گزارش نشده ولى با افزايش موارد بيمارى و تغيير منطقه جغرافيايى احتمال سرايت آن به ايران وجود دارد.
تب، سردرد، درد عضلانى و بعضا بثورات جلدى از علايم تب دانگ است.
در فرم خونريزى دهنده آن بيمار از ناحيه دهان، بينى و دستگاه گوارش دچار خونريزى مى شود كه اگر فرد در جريان بيمارى دچار مرگ نشود ظرف ۲ هفته بيمارى بهبود مى يابد.
دارويى براى بيمارى تب دانگ استفاده نمى شود و كليه درمانها تجربى است به عنوان مثال، در صورت بروز خونريزى، خون تجويز مى شود.
در فصل شيوع اين بيمارى (گرما) ، رعايت نكاتى از قبيل عدم مسافرت به اين مناطق، الزامى است.
لذا به افرادى كه قصد مسافرت به اين مناطق را دارند توصيه مي شود كه بهداشت فردى را رعايت و از آب آشاميدنى سالم استفاده كنند و قبل از سفر به پزشك مراجعه نمايند و تحت معاينه قرار گيرند.
بر اساس برآورد سازمان جهاني بهداشت سالانه 50 ميليون نفر مبتلا به اين بيماري مي‌شوند. تنها راه مؤثر مبارزه با اين بيماري مقابله با پشه ناقل آن است. لذا بهسازي محيط زيست از طريق جمع‌آوري زباله‌ها و مكانهايي كه ممكنست آب باران و آبهاي سطحي در آنها ذخيره شود از اقدامات ضروريست. به طور مثال لاستيكهاي فرسوده اتومبيل كه آب باران در آنها جمع مي‌شود محل مناسبي براي رشد و تكثير پشه است. بنا به اين گزارش جديدترين اخبار حاكي از بروز 32 مورد اين بيماري در عربستان سعودي است. همچنين موارد اين بيماري بعد از زمين لرزه تسونامي در شرق آسيا رو به افزايش است. لذا با توجه امكان ابتلاي هموطنان در اثر مسافرت به كشورهاي آلوده به اين بيماري استفاده از اسپري‌ها و تركيبات دوركننده حشرات در مدت اقامت در كشورهاي فوق مي‌تواند در حفظ سلامت آنان مؤثر باشد.

تب خونريزي دهنده كريمه گنگو (CCHF)

ويروس تب خونريزي دهنده كريمه گنگو (CCHF) از طريق گزش كنه منتقل مي‌شود.


تب خونريزي دهنده كريمه گنگو (CCHF) بيماري مشترك بين انسان و حيوان است، كه براي اولين بار در كريمه (شوروي سابق) و كشور كنگو گزارش شده است و سپس در كشور‌هاي مختلف جهان شناسايي و گزارش شد.

عامل بيماري تب خونريزي دهنده، ويروسي از خانواده بناوريده است كه از طريق گزش كنه، تماس با دام آلوده، تماس با بافت خون و ترشحات دام و انسان آلوده قابل انتقال است.

در دام علائم مشخصي از اين بيماري وجود ندارد، ولي در انسان بيماري با تب بالا،‌ دردهاي عضلاني و سردرد شروع و با خونريزي عمومي در بدن به مرگ منتهي خواهد شد.

مبارزه با ناقل بيماري (كنه) از طريق سمپاشي دام‌ها و اماكن دامي، رعايت موارد ايمني و بهداشتي هنگام كار با دام در كشتارگاه‌ها، ‌عدم استفاده از گوشت‌هاي فاقد مهر دامپزشكي، جلوگيري از نقل و انتقال و ورود و كشتار دام‌هاي مشكوك و غيربومي و خريد دام از محل‌هاي مجاز از اقدامات بهداشتي كنترلي اين بيماري است

آنچه راجع به سارس بايد بدانيم

علائم SARS چيست ؟
علائم اصلي بيماري تب بالاي 38 درجه ، سرفه خشك ، گلودرد ، تنفس مشكل يا اختلالات تنفسي و شواهد راديوگرافيك پنوموني مي‌باشد ، ساير علائم نيز عبارتند از : سردرد ، درد مفاصل و ماهيچه‌ها ، بي اشتهائي ، اختلال هوشياري ، راش و اسهال

روش درمان بيماران مبتلا به SARS چگونه است ؟
عليرغم تلاش پزشكان ، فعلا دارويي جهت درمان پيدا نشده است و تا حال آنتي بيوتيكي در اين زمينه مؤثر نبوده است ولي داروي ريباورين با يا بدون تجويز استروئيد با نتايج نامعلوم مصرف شده است. لذا براي كنترل بيماري در جامعه پيشگيري از اهميت بسزايي برخوردار است.

سرعت گسترش بيماري چگونه است ؟
SARS نسبت به آنفلونزا كمتر عفوني است دوره كمون آن 7-2 روز ( بطور متوسط 5-3 روز ) مي‌باشد مسافرت‌هاي بين‌المللي ريسك گسترش سريع بيماري را افزايش مي‌دهد.

تا حال تعداد مبتلايان به بيماري و پراكندگي جغرافيايي آن چگونه بوده است؟
تا 28 آوريل 2003 ، 5050 نفر مبتلا شده و از اين تعداد 321 نفر فوت كرده‌اند و تا حال اين بيماري از كشورهاي چين ، هنگ گنگ ، مالزي ، كانادا ، تايوان ، فرانسه ، آلمان ، اندونزي ، ايتاليا ، تايلند ، سنگاپور ، استراليا ، برزيل ، بلغارستان ، هندوستان ، ژاپن ، كويت ، مغولستان ، جمهوري ايرلند ، روماني ، فيليپين ، آفريقاي‌جنوبي ، اسپانيا ، انگلستان ، ايالات‌متحده ، سوئد ، سوئيس و ويتنام گزارش شده است.

آيا SARS مي تواند نتيجه بيوتروريسم باشد؟
هيچگونه دليلي براي تأييد يا رد اين ادعا وجود ندارد.

تا چه حد بايد نگران بود ؟
بيماري علاوه براينكه مي‌تواند شديد باشد مي‌تواند در مسافرت به كشورهاي آلوده از سرعت انتشار بالايي بر خوردار باشد ولي درصد كشندگي آن پايين است ( حدود 4 % ) اين ميزان با افزايش سن و وجود بيماريهاي مزمن در فرد بالا مي رود .

سفر تا چه حد مي‌تواند مخاطره‌آميز باشد؟

WHO سفرهاي غيرضروري به مناطق آلوده ( مناطقي كه زنجيره انتقال ويروس در آنجا مشاهده شده است ) بخصوص مناطق آلوده چين و تورنتو كانادا را منع مي‌نمايد ضمناً تمامي مسافرين بايد از علائم اصلي بيماري آگاه گردند و از تماس نزديك با افرادي كه آلوده شده‌اند يا سابقه سفر اخير به نواحي آلوده را داشته‌اند اجتناب نمايند و مسافراني كه دچار اين علائم شده‌اند تا وقتي كه بطور كامل بررسي نگرديده‌اند نبايد آن كشور را ترك كنند . اما باتوجه به كنترل بيماري و عدم مشاهده موارد جديد طي فصل سرد جاري نگراني زيادي از انتشار آن وجود ندارد

WHO چه اهدافي را دنبال مي كند ؟
1 -پيشگيري و كنترل شيوع بيماري
2 - مشخص نمودن عامل بيماري
3 - مشخص نمودن رژيم درماني مؤثر
4 - حمايت كشورهاي درگير در صورت نياز از طريق اعزام كاركنان بهداشتي

عامل بيماري چيست؟
عامل بيماري ويروسي از خانواده كروناويروسها مي‌باشد

روش انتقال بيماري‌ چگونه است ؟

انتقال از شخص به شخص از طريق قطرات تنفسي و ترشحات بدن فرد بيمار بوده و بيشتر در افرادي كه در بيمارستان يا در خانه با بيمار تماس نزديك داشته‌اند صورت مي‌گيرد بنابراين در صورت مراقبت از بيمار ، زندگي با وي و يا تماس نزديك با ترشحات تنفسي ، مايعات بدن يا مدفوع بيماران ، احتمال انتقال بيماري وجود دارد.

نحوه برخورد با بيماران مبتلا به SARS چگونه است ؟

بيمار بايد از نظر تنفسي و ساير ترشحات ايزوله شود. معاينه بيماران توسط كاركنان و پزشكان بايد با ماسك و عينك و پوشش سر و دستكش صورت گيردInfection control guidance) (Hospital . دست ها قبل و بعد از تماس با فرد بيمار مي‌بايستي شسته شود. بيمار بايد در اتاق در بسته با فشار منفي نگهداري شده ولي پنجره‌ها را مي توان براي تهويه خوب باز گذاشت ( ولي اين پنجره‌ها نبايد به محل‌هاي عمومي باز شود ).

روش بر خورد در موارد تماس احتمالي چگونه است ؟
1 - دادن اطلاعات در خصوص تابلو باليني به بيمار
2 - ايزولاسيون در منزل بمدت 10 روز
3 - ويزيت حضوري يا با تلفن بطور روزانه توسط يكي از اعضاي تيم مراقبت
(Public health Care team)
4 - كنترل روزانه تب ( شايعترين علامتي كه در ابتدا ظاهر مي شود تب است )

چه اقداماتي در درمان بيماران مبتلا به SARS صورت مي‌گيرد ؟

1 - ايزولاسيون
2 - گرفتن نمونه خلط ، خون و ادرار براي ساير علل معمول پنوموني بخصوص انواع آتيپيكال و يا مواردي كه همراه با عاملSARS ممكن است وجود داشته باشند .
3 - شمارش گلبول هاي سفيد با افتراق ، شمارش پلاكت ، تست هاي كبدي و كليوي ، الكتروليت‌ها و سي آر پي
4 - تجويز آنتي بيوتيك براي درمان پنوموني اكتسابي آتيپيكال
5 - استفاده از نبولايزر با يك برونكوديلاتور ، فيزيوتراپي سينه ، برونكوسكوپي


تعاريف تشخيصي بيماري چيست؟

مورد مظنون:
هر فردي كه بعداز اول نوامبر 2002 (10 آبان 1381) باسابقه تب بالاي 38درجه وسرفه‌ و مشكلاتتنفسي و حداقل يكي از موارد زير در فاصله 10 روز قبل از شروع علائم را داشته باشد:
- تماس نزديك يا زندگي كردن با هم، پرستاري كردن و يا تماس مستقيم با ترشحات تنفسي يا مايعات بدن بيمار مظنون
- سابقه مسافرت به منطقه آلوده
- اقامت در يك منطقه آلوده

مورد محتمل:
1 - يك مورد مظنون كه در راديوگرافي ريه نماي پنوموني يا سندرم ديسترس تنفسي (RDS ) داشته باشد.
2 – يك مورد مظنون كه در اتوپسي ريه يافته هاي سندرم ديسترس تنفسي ( RDS ) بدون عامل قابل شناسايي داشته باشد

سالمونلا Salmonella

مقدمه
عفونت هاي سالمونلايي درتمامي نقاط دنيا در ميزبانهاي بسياري همچون حيوانات اهلي ، وحشي و انسان باعث بيماري مي شوند. اطلاعاتي در مورد شيوع سالمونلا در جمعيت دامهاي اهلي ضروري است تا از ارتباط مابين ذخيره سالمونلا با حيوانات و انسان آگاه شويم (6). درانگلستان ،سالمونلا انتريتيديس يكي از مهمترين سروتيپهايي است كه بعد از انجام مراحل پاكسازي و ضد عفوني از سالنهاي پرورش مرغ جدا شده است (9). درحال حاضر درانگلستان افزايش بيماري با ظهور تيپ فاژي 4 باكتري همراه مي باشد(1) . درامريكا فاژ 8 و سويه ديگري غير فاژ 4 بيماريزايي در طيور داشته و سبب مسموميت در انسان نيز مي شود(20) .

شيوع و گسترش بيماري
شيوع شديد پاراتيفوئيد خصوصاً سالمونلا تيفي موريوم در سال 1978 در امريكا و استراليا سبب خسارات زيادي شد (4).درطي دهه 1980 آلودگي اغلب تخم مرغها در شمال غربي ايالات متحده مربوط به سالمونلا انتريتيديس بودوتقريباً 0001/0 آلودگي تخم مرغها ممكن است رخ دهد.در اين مناطق آلوده به طور متوسط ازهر50 مصرف كننـده تخم مرغ ، يكي مي تواند به سالمونلوز مبتلا شود (12) . درصد وقوع بيماري در ماههاي سرد و در خروسها 2% بيشتر است (10).

عامل بيماري
درحال حاضرشايعترين سروتيپهاي بيماريزا پاراتيفوئيد در طيو ، سالمونلا انتريتيديس Salmonella enteritidis وسالمونلا تيفي موريوم S.typhimurium مي باشند(1) . اين عوامل ، باكتريهاي گرم منفي ، ميله اي شكل با ابعاد 5/1- 7/0×5-2 هستند كه فاقد هاگ و فاقد كپسول مي باشند . داراي تاژكهاي بلند هستند و متحركند. در محدوده دمايي 5 تا 45 درجه سانتيگراد ودرمحدودهpH ، 4 تا 9 مي توانند رشدكنند (6) و نيترات را به نيتريت احيا ميكنند(1). سالمونلاتيفي موريوم تخمير گلوكز (هم اسيد و هم گاز توليد مي كند ) ، دولسيتول ، مانيتول ، مالتوز را انجام مي دهد ولي قادر به تخمير لاكتوز ، ساكاروز ، مالونات يا سالين نيست . درتمامي محيطها توليد سولفيد هيدروژن مي كند و دكربوكسيلاسيون اورني تين وليزين را انجام مي دهد و از سيترات بعنوان منبع مهم كربن بهره مي گيرد. سالمونلاتيفي موريوم اوره و ژلاتين را هيدروليز نمي كند پس اندول توليد نمي كند (6).

نشانه هاي باليني
معمولاًبيماري در جوجه ها زيردوهفتگي و به ندرت در سنين بالاي 4 هفتگي ديده مي شود (1). معمولاًتلفات در كمتر از 20% گروه مبتلا اتفاق مي افتد در طي هفته دوم زندگي ، جوجه ها ممكن است علائمي از ضعف رشد ، توقف رشد و ضعف عمومي توان بدن را نشان مي دهند (11) . معمولاً عفونت پاراتيفوئيد در پرندگان خيلي جوان سبب بيماري مي شود (7). آلودگي تخم مرغها با سالمونلا ممكن است منجر به مرگ جنين داخل تخم مرغ ويا مرگ سريع جوجه هاي تازه هچ شده ، شود . علائم باليني ندرتاً پس از دو هفته مشاهده مي شود (6). پرندگان مبتلا كسل ، چمباتمه زده و افسرده هستند .تمايل به حركت نداشته و با چشمان بسته ، پرهاي ژوليده و بالهاي افتاده مي ايستند . اسهال ، آلودگي پرها ي اطراف مقعد با با مدفوع از نشانه هاي رايج است (7) و در برخي واگيرها به دليل كدورت قرنيه يا پلاك هاي پنيري در حدقه چشم ، بينايي پرنده دچار مشكل مي شود (1). ندرتاً در پرندگان تخم گذار بيماري ايجاد مي كند و درصورت بيماريزايي سبب كاهش تخمگذاري مي شود (6).طبق بررسي هاي انجام يافته در سال 1995 در امريكا ، تخم هايي كه مشكوك به آلودگي با فاژتيپ 4 سالمونلا انتريتيديس بودند نقايصي در پوسته داشتند كه شامل دراز شدن شكل تخم مرغ ، نازكي پوسته ، اندازه هاي كوچك ، كج و معوج شدن تخم مرغ بودند (16). به طور كلي سويه فاژ 4 كه در اروپا و آسيا و ايران رواج دارد به مراتب بيماريزا تر از ساير سويه هاي رايج در امريكا و كانادا مي باشد (21).

يافته هاي كالبد گشايي
د رعفونت شديد در جوجه هاي تازه هچ شده كه منجر به تلفات سريع مي شود تنها نشاني كالبد گشايي سپتي سمي بودن لاشه است (6). اگر جوجه ها در سنين اوليه مبتلا شوند ، التهاب و عدم جذب كيسه زرده درآنها شايع است (1). اگرآنها در مرحله حاد سپتي سمي از بين نروند عمدتاً تورم طحال و كبد همراه با پر خوني ، رگه هاي خوني و كانونهاي نكروتيك ديده مي شود . كليه نيز ممكن است دچار اين عارضه گردند پريكارديت ، پري هپاتيت چركي فيبريني دراغلب موارد مشاهده مي شود (6).
مشخص ترين يافته كالبد گشايي كه در حدود پرندگان تلف شده در اثر سالمونلوز ديده مي شود اتساع سكوم بوسيله مواد نكروتيك سفيدو سخت مي باشد كه به آن تيفليت Typhitis مي گويند (1).وقتي بيماري مزمن شود انتريت حاد داراي كانونهاي نكروزي در روده كوچك مشاهده مي شود شامل كدورت چشم ،چركي شدن چشم ، تورم مفاصل چركي و التهاب كيسه هاي هوايي مي باشد (6).

تشخيص
تأييد تشخيص،مستلزم جداسازي وشناسايي عامل بيماري وترجيحاً سرووارآن مي باشد.سالمونلا رامي توان با كشت مستقيم،بسادگي ازبافتهاي مبتلا جداكرد،بنابراين درجوجه هايي كه دراثرسپتي سمي ميميرند،مي توان از كبد ، كيسه صفرا يا كيسه زرده باكتري را مستقيماً جدا نمود. در پرندگان مسن تر سالمونلا در روده يافت مي شود و امكان جدا كردن باكتري از سكوم ها بيشتر است . امكان جدا كردن از مكانهاي ديگر مثل تخمدان ، لوله تخم بر ، لوزالمعده ، مفصل ، بيضه ، قلب و چشم وجود دارد(6).
سالمونلا پلوروم و گاليناروم در روده كلونيزه نمي شوند اما ساير قسمتهاي بدن پرنده را بسادگي آلوده مي كنند . اين امر موجب تحريك توليد آنتي بادي هايي مي شود كه در آزمايشهاي سرمي مورد شناسايي قرار مي گيرند . ساير سرووارهاي سالمونلا در روده كلونيزه مي شوند اما بافتهاي بدن را بسادگي مورد تهاجم قرار نمي دهند و بنابراين ممكن است توليد آنتي باديها را تحريك نكنند (1).

جداسازي سالمونلا
براي كشت نمونه ها جهت غني سازي باكتري از محيطهاي غني كننده همچون بافر آب پپتونه استفاده مي شود . سه محيط مغزي انتخابي كه معمولاً مورد استفاده قرار مي گيرند شامل آبگوشهاي سلنيت ـ سيترات ، تترا تيونات و راپاپورت ـ واسيلياديس (RV ) مي باشند (6) با افزون آنتي بيوتيكهايي مانندنووبيوسين يا رنگهايي مانندبريليانت گرين مي توان محيط ها را انتخابي تركرد . براي كشت از نمونه هاي آلوده مانند مدفوع ، سواب كلواك ، نمونه هاي محيطي يا كشت مجدد از محيط پيش مغذي ، از محيطهاي مايع مغذي مثل RV استفاده مي شود . در اين حالت ، نمونه به نسبت به محيط RV منتقل مي شود (1). براي جدا سازي سالمونلا ، استفاده از حداقل دو محيط جامد توصيه مي شود . محيط هاي جامد رايج عبارتند از : آگار مك كانكي ،دئوكسي كلات سيترات آگار (DCA ) كه پرگنه هاي سالمونلا بر روي آن بي رنگ به نظر مي رسند و در آگار بريليانت گرين پرگنه ها قرمز رنگ مي شوند . ساير محيطها عبارتند از : گزيلوز ليزين دئودكسي كلات آگار (XLD ) و محيطهاي تغيير يافته آن و آگار رامباچ (1) .

شناسايي سالمونلا
تظاهرات باليني و كالبد گشايي بيماري پاراتيفوئيد مشابه ساير بيماريهاي حاصله از ساير سالمونلا ها و حتي عوامل باكتريايي ديگر است . ابتدا مي توان پرگنه هاي مشكوك را با آزمايش آگلوتيناسيون برروي لام با استفاده از سرم پلي والان O و سرم فيزيولوژي ، آزمايش كرد (1) . آزمايشهاي بيوشيميايي اصلي براي سالمونلا ، توليدH2S عدم توليد اندول درآب پپتونه ، به همراه واكنشهاي قندي خاص مي باشد. واكنشهاي قندي سالمونلا شامل تخمير گلوكز ، مانيتول ، مالتوز و دولسيتول و عدم تخمير لاكتوز ، سوكروز و ساليسين مي باشد . اين واكنشهاي بيوشيميايي به طور مطلوبي در محيطهاي تركيبي كه در حال حاضر براي شناسايي باكتريها دردسترس مي باشند مثل محيط كوهنز Kohns يا آگارسه قندي (TSI ) ، انجام پذيرند (1) .
تشخيص سرمي
درابتداي تخمگذاري با نمونه گيري از300 پرنده در هرگله آزمايش خون كامل (WBT ) با استفاده از آنتي ژن رنگي انجام مي شود و نيز آزمايش ميكرو آگلوتيناسيون و ميكروآنتي گلوبولين و ELISA انجام مي شود (6). ممكن است بعضي از پرندگاني كه پاسخ آزمايشهاي سرمي آنها مثبت است ، به باكتري سالمونلا آلوده نباشندبه دليل واكنشهاي متقاطع مابين سويه هاي باكتريايي و بر عكس پرندگاني كه درمراحل اوليه آلودگي بسر مي برندوسالمونلارا به طور فعال دفع مي كنند،ممكن است از نظر سرمي منفي باشند (1). ممكن است جوجه هاآنتي باديهاي سالمونلا رابه طورغيرفعال ازراه كيسه زرده دريافت نمايندكه اين امر نشانگر آلودگي گله مادر مي باشد . مي توان زرده تخم مرغ را نيز از نظر وجود ايمنوگلوبولين هاي ضد سالمونلايي آرمايش كرد و چه بسا اين روش ،به عنوان راهي براي شناسايي و حذف گله هاي تخمگذار مورد استفاده قرار گيرد (1). آنتي سرم پلي والان ، آنتي سرم گروه D سالمونلا جهت مشخص نمودن آنتي ژن سوماتيك و سپس از آنتي سرمهاي اختصاصي استفاده مي شود (22).

انتشار و انتقال
همچون سايرسالمونلاهاي بيماريزا مي باشدكه قبلاً شرح آن داده شده است.دريك تحقيق تجربي درسال1999نشان داده شده است كه با افزايش سن گله مادر،افزايش نفوذ پذيري سالمونلا به داخل تخم مرغ رخ مي دهد زيراكيفيت پوسته تخم مرغ جوجه كشي با افزايش سن گله مادركاهش مي يابد (17).
مطالعات اخير نشان داده است كه سالمونلا انتريتيديس و سالمونلا تيفي موريوم موجود درمني خروس مي تواند لوله تخم بر و تخمدان مرغ منتقل شده و متعاقباً سبب آلودگي تخم مرغ شود (11). عامل سالمونلا انتريتيديس از سه طريق زير مي تواند پرنده را تحت تأثير قرار دهد :
1ـ ارگانيسم مي تواند به سرعت از دستگاه گوارش عبور كند بدون آنكه در پرنده مؤثر بوده و بيماري ايجاد مي كند .
2ـ ارگانيسم مي تواند در دستگاه گوارش بسرعت تكثير يابد در حاليكه پرنده به ظاهر سالم و طبيعي است . پرنده دفع كننده و پخش كننده عامل بيماريزا است .
3ـ ارگانيسم از جدار روده عبوركرده و سلولهاي داخلي را درگيرمي كند و سبب بيماري درپرنده مي شود ودرصورت بهبود پرنده در زمانهاي خاص مي تواند از بدن پرنده دفع وخارج مي شود (9).
بررسي گله از نظر سالمونلا
دركارخانجات جوجه كشي،هردوهفته يك بارازسطوح داخلي هچرها وپوسته هاي شكسته تخم مرغ موجود درسيني هاي هچر بايدكشت به عمل آيد.همچنين ازجوجه هاي حذفي وجوجه هايي كه درپوسته تخم مرغ ازبين رفته اندآزمايش انجام مي شود. درسالن پرورش،كشت ازجداركارتن ،كف كارتن و پرندگان تلف شده در داخل آن صورت مي گيرد . جوجه هاي وازده و آنهايي كه در چند روز اول مي ميرند نيز بررسي مي شوند.در دوران پرورش بررسي نمونه هاي بستر،سواب برداري از گردوخاك صورت مي گيرد ونيز سواب برداري ازمحل عبور دان از هاپر،اتصالات برق انجام مي شود
در گله هاي مادردر حال تخمگذاري ، سواب برداري از كف لانه تخمگذاري ، پوشال موجود درآن ، گردوغبار ، پرهاي دان داخل سالن و سواب برداري از ميز درجه بندي تخم مرغ و محل ذخيره تخم مرغ و راهروها انجام مي شود. در پرندگان لاين واجداد بهتر است نمونه ها به دفعات بيشتري انجام شود.در گله هاي تخمگذار مي توان از محل جمع شدن مدفوع در زير قفسها ، انباشته گردو غبار، تيغه جمع كننده مدفوع ، تسمه جمع آوري تخم مرغ ، سواب گرفت و نيز از بستر، گردوغبار ولانه هاي تخمگذاري نمونه گيري مي كنيم . در كشتارگاهها بايد از نمونه هايي مانند تكه هايي از پوست گردن و قسمتهاي مختلف كشتارگاه كشت بعمل آيد.علاوه برموارد فوق ازكف اتاقك كاميون حمل تخم مرغ سواب برداري صورت مي گيرد (1).

درمان
اگر تصميم به درمان داريد بهتر است به كمك آزمايش حساسيت باكتري را در مقابل آنتي بيوتيك سنجيد . ممكن است درمان ظاهراً مؤثر باشد ولي گاهي تعدادي از پرندگان ، حامل باكتري مي شوند و سويه هاي مقاوم به آنتي بيوتيك ، پديدار مي شوند (1). از آنتي بيوتيك ها بعنوان داروي پيشگيري مخلوط در دان و يا آب در جوجه هاي مسن و جوان و تخم مرغهاي هچري و داروي معالج طيور بيماراستفاده مي شود (11). تركيبي از سولفات پلي ميكسين B وتري متوپريم در گله هاي مبتلا به سالمونلا انتريتيديس هم از جنبه پيشگيري و هم از جنبه درماني مصرف مي شود . جنتامايسين تزريقي واسپكتينومايسين جهت كنترل آلودگي كيسه زرده در هچري استفاده مي شود . گزارشاتي وجود دارد مبني بر اينكه افزودن 5 عامل ضد باكتريايي مختلف به آب آشاميدني طيور سبب كاهش آلودگي سالمونلا تيفي موريوم مي شود . داروهاي مؤثر ديگر عبارتند از: تتراسايكلين ، نئومايسين ، باستيراسين وداروهاي گوگرد دار(بجزطيور تخمگذار) (6).
سالمونلاتيفي موريوم و انتريتيديس نسبت به برخي از آنتي بيوتيكها مقاومت دارويي يافته اند به طوريكه طي گزارش پاپ در سال 1996 سالمونلاتيفي موريوم تيپ 104 نسبت به آمپي سيلين ، كلرامفنيكل ، استرپتومايسين ، سولفا ناميد و تتراسايكلين مقاومت دارويي يافته است (11).
كنترل و پيشگيري
1) تخم مرغها و جوجه ها و پولت ها بايد از گله هاي عاري از سالمونلا آورده شوند و از تخم مرغهاي ترك داروكثيف وآنهايي كه روي زمين گذاشته شده اند جهت جوجه كشي استفاده نشود.
2) تخم مرغهاي هچ شده بايد ضد عفوني شوند و سالنهاي هچري طبق استاندارد بهداشتي ـ ضد عفوني آماده شوند. غوطه ور سازي تخم مرغها در محلول گلوتارآلدئيد 5/0% دردماي 40 بمدت 20 دقيقه يا گاز دادن با حداقل 600 ميلي گرم گاز فرمالدئيد به ازاي هر متر مكعب در 20 به مدت 30 دقيقه صورت مي گيرد .
3) درفاصله بين دو دوره جوجه ريزي ، سالنهاي مرغداري بايدتماماً شسته شده وضدعفوني شوند.كپسول پارا فرمالدئيد اغلب هر دوهفته يك بار به لانه تخمگذاري افزوده مي شود .
4) كنترل حشرات و جوندگان بايد بوسيله طراحي سالنها و مديريت آنها صورت گيرد .
5) جهت جلوگيري از انتقال افقي در بين سالنها ، بيماران را معدوم كرده و تمامي مواد زايد رادر يك منطقه مناسب در ظرف در بسته كه امكان ورود ناقلين بيماري نباشد ، قرارداده شود .
6) از غذاي پليت شده و يا خوراك فاقد منبع پروتئين حيواني استفاده شود .
7) واكسيناسيون از بروز بيماري پيشگيري مي كند .
نمونه گيري از سالنهاي مرغداري و سواب كلواك و لاشه هاي مشكوك جهت جلوگيري از شيوع بيماري امري ضروري است .
9) نگهداري تخم مرغها دريخچال وسردخانه خطربيماريزايي راكاهش ميدهد(1و6و7و9و11و15 ).
10) اخيراًسازمان نظارت بر مواد غذايي ودارويي ايالات متحده(FDA )استفاده ازمحلول 37% فرمالين را به ميزان 5/2 كيلوگرم درهرتن وبه مدت 14 روزجهت كنترل باكتري سالمونلا درخوراك طيور مجاز اعلام كرده است (1 .
افزودن مواد شيميايي ماننداسيد فرميك يا پروپيونيك به دان ، يا گاز دادن با فرمالدئيديا متيل بروميد نيز موجب كاهش سالمونلا در دان شده است . برنامه هاي كنترل سالمونلا انتريتيديس در كشورهاي مختلف بشرح زير است :
دركشورهاي اروپايي درمرحله اول تقليل آلودگي ودرمرحله بعد حذف آلودگي درگله هاي مادر ، اجداد ولاين انجام مي گيرد. دربين اين كشورها ،سوئد دركنترل سالمونلا ها مقتدرترو پيشرفته تر عمل نموده است . به طور كلي تا سال 1984 حدود 90% هزينه معدوم كردن گله هاي آلوده و 100% هزينه تميز نمودن فارم ها (هرفارم با ظرفيت توليدي بيش از5000 قطعه مرغ )را پرداخت نمود . در انگلستان در سال 1989 براي ممانعت از انتشار سالمونلا قوانيني وضع شده است . محدوديت حركت طيور ، جداسازي فارمهاي آلوده همراه با كشتار اجباري و غرامت سبب كاهش آلودگي شده است . در هلند نيز مشابه انگلستان تمهيداتي صورت گرفته است كه باعث كاهش سالمونلا انتريتيديس درگله هاي مادر و اجداد شده است ولي موارد انساني را تقليل نداده است .روش آمريكا در برخورد با سالمونلا انتريتديس بسيار محتاطانه تر است ، كشتار و پرداخت غرامت و غيره وجود ندارد بلكه فارم آلوده را كنترل مي نمايند زيرا سويه هاي باكتري حدت كمتري دارند(22).

حذف رقابتيCompetitive Exclusion
درمان حذف رقابتي عبارتست از:افزايش فعاليت فلور طبيعي روده تا طي آن كلونيزه شدن بسياري از عوامل بيماريزا درروده محدودشود،كه اين روش عمداً درپيشگيري ازعفونتهاي پاراتيفوئيدي مؤثراست. اين باكتريها ازطريق مقعد،اسپري در سطح بدن يا قطره خوراكي وارد بدن طيور مي شوند.مخلوطي از باكتريهاي روده(عموماً محتويات سكوم)معمولاً جهت اين كاراستفاده مي شوند(1و6و8 ). خوراندن كشت مخلوطي ازباكتريهاي روده كورمرغهاي گوشتي بالغ كه از29 سويه تشكيل شده بود به جوجه هاي گوشتي يك روزه از طريق آب آشاميدني و و سپس رويارو كردن جوجه ها از راه خوراكي با سالمونلاتيفي موريوم بعد از 2روز ، نشان دادن كه اين باكتريها به سرعت در روده كور جاي گرفته، مقاومت درمقابل سالمونلا تيفي موريوم را در مقايسه با جوجه هاي گروه شاهد به طور مؤثري افزايش مي دهد(2).
درگله هاي مسن آلوده به سالمونلا ، قبل از انتقال به جايگاه هاي پاك ، آنها را با آنتي بيوتيك درمان مي كنند،سپس، فلور روده اي و سالمونلا را تضعيف مي كنند و به دنبال آن مخلوط حذف رقابتي را به پرندگان مي خورانند تا امكان حذف آلودگي از پرندگان به وجود مي آيد.در پرندگان تخمگذار به دليل عدم امكان انتقال پرندگان به جايگاههاي پاك،استفاده از روش فوق موفقيت آميز نبوده است(1).
واكسيناسيون
جهت كنترل آلودگي به سالمونلا انتريتيديس تا كنون واكسنهاي مختلفي ساخته شده است . در كشور آلمان براي كنترل سالمونلاتيفي موريوم از واكسن آگزوتروفيك) Auxitrophic = سويه اي جهش يافته (موتانت )از باكتري كه براي رشد به عوامل خاصي نياز دارد ( زنده استفاده مي شود (1). واكسنهاي زنده تخفيف حدت يافته نيازمند اين است كه به مدت كافي در بافتها باقي بمانند تا پاسخ ايمني حمايتي ايجاد كنند . استفاده خوراكي يا داخل عضلاني ازواكسن تخفيف حدت يافته سالمونلا انتريتيديس نوع موتانتA سبب كاهش دفع عفونت از طريق مدفوع ، انتقال افقي عامل بيماريزا و آلودگي تخم مرغها مي شود كه اين اثرات تا23 هفته پس از واكسيناسيون مشاهده مي شود . واكسن خوراكي نوع اخير ايمني محافظتي كم اثرتري ايجاد مي كند(6).
درپرندگان واكسينه شده در روز اول ، متعاقب گذشت 4 هفته مشكلات اسهال ، لنگش ، تلفات و وقوع سالمونلا انتريتيديس كمتر رخ داد. درسال 1994 حدود 2 ميليون پرنده در مزارع صنعتي انگلستان واكسينه شدند كه از اين گله هاي واكسينه شده سالمونلا انتريتيديس جدا نشد (6).
درآزمايشات ديگر جوجه هاي بدست آمده از گله مادر 57 هفته (واكسينه شده و واكسينه نشده )همراه با جوجه هاي 7 روزه كه يك دوزخوراكي سالمونلا انتريتيديس را روز اول دريافت كرده بودند ، قرارداده شدند . اطلاعات بدست آمده حاكي است كه آنتي بيوتيكهاي مادري كه ايمني غير فعال ايجاد مي كنند ، در جوجه هاي سنين 21 روزه با كاهش علائم باليني و كاهش دفع سالمونلا همراه بود . به هر حال كاهش مشخصي در جداسازي سالمونلا انتريتيديس از ارگانهاي داخلي جوجه هاي واكسينه شده قابل توجه است (6). واكسن بين سنين 12 الي 16 هفتگي انجام مي شود . هر دز واكسن شامل تعداد زيادي سالمونلا انتريتيديس غير فعال است و دو تزريق ايمنيت بالاتري ايجاد مي كند (11).
واكسنهاي كشته اتوژن سالمونلاانتريتيديس همراه با ياور خوراكي Oil adjuvant و ازطريق زير جلدي به مدت چندين سال درماكيان ايالات متحده مصرف شدونتايج اميد بخشي حاصل گشته است.در جوجه هاي واكسينه شده باواكسن كشته (باكترين)سبب كاهش تلفات،علائم باليني وضايعات تا12 هفته پس از واكسيناسيون گرديد (1و6 ).
ضمناً محققين دانشگاه ويكتوريا نوعي واكسن عليه سالمونلا را به روش مهندسي ژنتيك ابداع كرده اند . اين واكسن از يك سويه موتاسيون يافته سالمونلا تيفي موريوم ساخته شده است كه با حذف قسمتي از ساختمان ژنتيكي اين باكتري آنرا كاملاً به برخي ويتامينها وابسته ساخته اند . هدف از اين كار محافظت حيوانات از سالمونلوز است . اين سويه سالمونلا به صورت خوراكي تجويز مي شود(19 ) .

وضعيت سالمونلا انتريتيديس در ايران
وجود اين عامل با جداسازي باكتري و استفاده از آنتي سرم مخصوص در چندين مزرعه مرغداري ايران به اثبات رسيده است كه به احتمال قريب به يقين از نوع با حدت بالا (فاژ 4) مي باشد . با توجه به قابليت بيماريزايي بالاي آن،در گله هاي آلوده به خصوص جوجه ها (كه ازطريق عمودي آلوده مي شوند ) مشكل خاصي پس از هچ شدن مشاهده نمي شود و تعدادي از آنها ناقل بيماري مي باشند كه در اثر مجاورت در جعبه هاي جوجه،ماشين جوجه كشي و يا عمل تعيين جنسيت اكثر آنها آلوده ميگردند. اين سالمونلا به دليل سرعت تكثير بالا يش سبب بروز تلفات و وازدگي جوجه ها مي گردد ، كه تلفات از 5 تا 40% و بيشتر ممكن است ديده شود . از روز سوم به بعد با ازدياد جوجه هاي وازده مواجه مي شويم . در صورتيكه آلودگي در بدو ورود با يك آنتي بيوتيك مناسب كنترل شود مشكلات وازدگي و دفع سالمونلا از طريق مدفوع كمتر خواهد شد .
در طيور تخمگذار درمان با آنتي بيوتيك مناسب قبل از شروع تخمگذاري مي تواند دفع مدفوعي و آلودگي تخم مرغ را در اوج توليد به مقدار بسيار زيادي كاهش دهد . در حال حاضر بايد مانند اكثر كشورهاي جهان برنامه تقليل و كاهش آلودگي را در سطوح مختلف به انجام رساند . در اين راستا مي توا ن از حذف رقابتي ، واكسيناسيون و كنترل مواد غذايي و پليت نمودن آنها استفاده نمود كه اين امر مستلزم صرف هزينه بسيار گزافي مي باشد . مسلماً در ايران قادر به اجراي برنامه ريشه كني وسيع نمي باشيم پس ابتدا به كاهش (ازطريق پيشگيري و كنترل بهداشتي) و سپس به حذف عامل بيماريزا با اجراي برنامه دقيق اقدام مي نمائيم(22).

وقوع سالمونلوز در انسان از طريق سالمونلاهاي طيور
ميزان گسترش و وقوع بيماري :
صنعت مرغداري مهمترين و بزرگترين منبع سالمونلا هستندكه مي توانند آنرا از طريق غذا به انسان منتقل كنند پس كنترل آن بسيار مهم مي باشد (6). درسال 1885 اولين مورد مسموميت غذايي به سالمونلا تيفي موريوم در فرانسه و در سال 1888 اولين مورد مسموميت غذايي به سالمونلا انتريتيديس در آلمان گزارش گرديدند (5). در سال 1986 مشخص گرديد كه سالمونلا انتريتيديس از طيور به انسان منتقل و بيماريزا مي باشد (5). در طي سالهاي 1973 الي 1987 در ايالات متحده 51% بيماريهاي باكتريايي منتقله به انسان از طريق سالمونلا بود. از مجموع 458081 مورد وقوع سالمونلوز در انسان در طي سالهاي 1982 الي 1992 ، 18 مورد سالمونلاپلوروم ، 8 مورد سالمونلا گاليناروم جدا شدند . بر اساس گزارش مركز پيشگيري و كنترل بيماري در ايالات متحده ، سالانه حدود 1 الي 5 ميليون انسان به سالمونلوز مبتلا مي شوند كه حدود 20 هزار نفرآنها در بيمارستان بستري شده و حدود 500 نفر مي ميرند . ضمناً در ايالات متحده بين سالهاي 1985 الي 1991 ، 82 % شيوع سالمونلا انتريتيديس از طريق تخم مرغ بود (6). در طي دهه 1980 آلودگي اغلب تخم مرغها در شمال غربي ايالات متحده مربوط به سالمونلا انتريتيديس بود و تقريباً آلودگي تخم مرغها ممكن است رخ دهد. در اين مناطق آلودگي به طور متوسط از هر 50 مصرف كننده تخم مرغ ، يك نفر مي تواند به سالمونلا مبتلا شود (12). تقريباً 84 % بيماري منتقله به انسان از طريق غذا در طي سالهاي 1980 الي 1989 در اسكاتلند مربوط به سالمونلا بود . درانگلستان و ولز كمتر از 13 % شيوع سالمونلوز در انسان در طي سالهاي 1959 الي 1962 و بيش از 32 % شيوع در طي سالهاي 1984 الي 1985 مربوط به مصرف گوشت مرغ بود . در ايالات متحده در طي سالهاي 1983 الي 1987 بيش از سالمونلاي منتقله به انسان از طريق غذا مربوط به مصرف گوشت مرغ و تخم مرغ بود (6).


علائم باليني در انسان
سالمونلا تيفي موريوم سبب بيماري تيفوئيد درانسان مي شود كه با تب،سردرد،اسهال واستفراغ شديد توأم است(11).در اغلب اشخاص مبتلا به سالمونلا انتريتيديس پس ازمسموميت غذايي(حدود 128 الي 72 ساعت)اسهال وعلائم فوق مشاهده مي شود.بيماري معمولاً 4 تا 7 روز به طول مي انجامدواغلب افراد، بدون درمان با آنتي بيوتيك بهبود مي يابند. با اين وجود ، اسهال مي تواند به قدري شديد باشد كه شخص را راهي بيمارستان كند . با اين حال وقوع سالمونلوز در افراد سالخورده ، خردسالان و كسانيكه سيستم ايمني ضعيف دارند ، مي تواندآنها را به فرم شديد بيماري دچار كند. در اين بيماران عفونت از طريق روده وارد جريان خون شده و سپس به ساير نقاط بدن منتقل مي شود و سبب مرگ نيز مي شود (12و13و14 ) . در موارد مزمن بيماري درد مفاصل و ادرار درد آور گزارش شده است(11) .

كاهش خطر بيماريزا يي سالمونلا انتريتيديس در انسان :
1) تخم مرغها در سرد خانه ها و يخچالها نگهداري شوند .
2) تخم مرغها كثيف يا ترك خورده معدوم شوند .
3) بعد از تماس دستها با تخم مرغهاي خام دستها با آب و صابون شسته شوند .
4) بعداز پخت كامل ، تخم مرغها خورده شوند و تخم مرغها ي گرم بيش از 2 ساعت نگهداري نشوند.
5) موادغذايي محتوي تخم مرغ در سرد خانه نگهداري شوند .
6) از خوردن تخم مرغهاي خام (مانند بستني و مخلوط شير و تخم مرغ خانگي ) و غذاها ي واجد تخم مرغ خام اجتناب شود . عمدتاً در صنعت ، بستني و مخلوط شير و تخم مرغ و غذاها ، توسط تخم مرغهاي پاستوريزه تهيه شوند (12).

درمان بيماري در انسان :
آمپي سيلين ، جنتامايسين ، تري متوپريم ، سولفامتوكسازول و سپيروفلوكسازين وكلرامفنيكل داروهاي مؤثر بر سالمونلا هستند . متأسفانه برخي گونه هاي سالمونلا نسبت به آنتي بيوتيكها مقاومت دارويي يافته اند (14

بيماري هاي مشترک بين انسان و طيور

بیماری های مشترک، بیماری هایی هستند که قابل انتقال بین انسان و حیوانات هستند. بچه های جوان و بزرگسالان پیر و افرادی که دچار فقر ایمنی هستند، بیشتر در معرض این گونه بیماری ها هستند. افرادی که فقر ایمنی دارند مانند کسانی که به بیماری های سرکوبگر ایمنی دچار هستند (ایدز) و یا کسانی که از دارو هایی که باعث ایجاد فقر ایمنی می شود (کورتون ها)، بیماری سرطان و یا کسانی که جنین سقط کرده اند، می باشد.


هر چند لیست تعداد بیماری هایی که مشترک است زیاد می باشد ولی به چند تا از آنهایی که اهمییت بیشتری دارند اکتفا می کنیم:

کلامیدیوز Chlamydiosis، سالمونلا Salmonellosis، کمپیلو باکتر Campylobacteriosis، نیوکاسل New castles، آلوئولیت آلرژیک Allergic Alveolitis ، مایکوباکتریوم Mycobacteriosis (Avian Tuberculosis) ، آنفولانزا Influenza، ژیاردیا Giardia و کریپتوسپوریدیوز Cryptosporidiosis.

کلامیدیوز:
عامل این بیماری کلامیدیا پسیتا است و یک باکتری داخل سلولی می باشد. این بیماری در خانواده طوطیان و انسانها سیتاکوزیس نامیده می شود. این بیماری در طوطی سانان تب پاروت هم نامیده می شود.

این بیماری علاوه بر انسانها و پرندگان، در گاوها، گوسفندان و خوک ها هم مشاهده می شود. اکثر انسان های که به این بیماری دچار می شوند، طوطی و یا کبوتر ویا بوقلمون در خانه نگه داری می کنند. این بیماری همچنین از انسانی به انسان دیگر هم منتقل می شود.

بزرگترین گونه ای که توانایی ایجاد بیماری را دارند از انسان و پرنده ها ایجاد شده است. گونه های که در موجوادات دیگر یافت شده است اغلب موجب بیماری نمی شوند.

عفونت از طریق مدفوع، ادرار، بزاق، ترشحات چشم و بینی و گرد و غبار پر ها منتقل می شود. این عفونت از طریق تنفس و یا خوردن دگر پرنده ها و یا انسان منتقل می شود. از طریق تخم نیز ثابت شده است که در مرغابی ها و غاز ها و بوقلمون ها منتقل می شود. دوره کومون این بیماری در پرندگان بین چندین ماه تا چندین سال متغیر است.

در پرندگان این بیماری با التهاب چشم ها و سختی در تنفس و ادرار سبز همراه است. ولی این بیماری همیشه در پرندگان همراه نشانی های خاصی نیست، این گونه پرندگان ناقل این بیماری هستند. هرگونه استرس وارد شده به پرندگان از قبیل استرس حمل و نقل، تغذیه ضعیف، بیماری های دیگر، ضعیف بودن عملکرد تهویه ها ویا تخم گذاری موجب بیدار شدن این باکتری وایجاد بیماری همراه است.

معمولا انسان ها در اثر ذرات عفونی معلق در هوا دچار التهاب می شوند. دوره کومون این بیماری در انسان بین 5 تا 14 روز است. علائم عمومی این بیماری در انسان تب آنفولانزایی، اسهال، لرزش، کونژکتیویت و زخم شدن گلو می باشد.

تست های تشخیصی متعددی وجود دارد ولی بهترین تست برای ردیابی این بیماری P.C.R است و حساسیت زیادی دارد.

داروهای مناسب این بیماری تتراسایکلین و داکسی سایکلین است. در انسان به مدت 3 هفته و در پرنده ها 45 روز تحت درمان قرار می گیرند.

سالمونلا:
سالونلا یک باکتری گرم منفی است که در انسان و پرنده ها و سایر حیوانات ایجاد بیماری می کند. این باکتری می تواند در خاک و آب مدت های زیادی زنده بماند.

تعداد زیادی از سروتایپ های سالمونلا که توانایی بیماری زایی دارند، شناخته شده است. تمامی سروتایپ ها قادرند در غذا ایجاد سم کرده و غذا را مسموم نمایند. وجود خود سالمونلا و سم تولید شده آنها، هر دو می تواند ایجاد بیماری کند.
بیماری سالمونلا در پرنده ها می تواند از طرق، خوردن غذا های آلوده ، آب و تخم مرغ های حاوی سالمونلا و یا از طریق پوسته تخم مرغ روی دهد. این باکتری ممکن است در مرغ ها و یا کبوتر ها باشد ولی آنها در ظار سالم هستند. عفونت در پرنده ها همراه با سستی، از دست دادن اشتها، نخوردن آب و گسترش آرتریت همراه است. در طوطی ها ممکن است که اسهال خونی ، افسردگی شدید ، افزایش سلول های سفید خون و سرانجام مرگ را در پی داشته باشد.

اغلب انسان هایی که به این بیماری دچار می شوند به دلیل آلودگی غذا به این باکتری و مخصوصا غذا هایی که از پرندگان خانگی و محصولات آنها تهیه شده است، می باشد. برای مردم دوره کومون این بیماری 6 تا 72 ساعت است. استفراغ، اسهال خونی، تب و کم آبی بدن از عوارض این بیماری است. بازگشت سلامتی در این بیماری 2 تا 4 روز است. سالمونلا از طریق انسان به انسان نیز می تواند منتقل شود. انسانهای آلوده به سالمونلا نیز می توانند سبب بیماری در پرنگان شوند.

تشخیص این بیماری در پرنده زنده مشکل است چون که پرنده ها به صورت متناوب دچار می شوند. آزمایشهای کشت میکروبی از کلواک و مدفوع در تشخص بیماری بسیار کمک کننده است.

درمان پرندگان آلوده به این بیماری توسط آنتی بیوتیک های قوی که در آزمایشهای کشت میکروبی حساسیت آنها تعیین شده است برای 3 تا 5 هفته صورت می گیرد. پرنده هایی که خوب می شوند ممکن است ناقل و حامل سالمونلا شوند.
آنتی بیوتیک ها معمولا در انسانها مصرف نمی شوند مگر در مواردی که تب و سپتی سمی وجود دارد.

كزاز Tetanus

علائم : - سفتي و گرگفتگي ماهيچه‌ها، ابتدا در اطراف فك و دهان - گلودرد - بلع و تنفس سخت

كزاز يك عفونت باكتريايي خطرناك است كه به وسيله يك نوع باكتري باسم كلوستريديوم تتاني Clostridium tetani بوجود مي‌آيد. اين باكتري عموماً در مزارع و خاكهاي كثيف باغچه و فلزات پوسيده پيدا ميشود و معمولاً او راه بريدگي كه مي‌تواند بر اثر چيزهايي مانند خار گل يا تكه‌هاي تيز فلز بوجود آيد وارد بدن ميشود. اين باكتري كه در محيطهاي كم اكسيژن بهتر رشد مي‌كند در محل بريدگي شروع به توليد سم مي‌نمايد كه اين باعث ميشود عضلات بدن دچار انقباض و گرفتگي غيرقابل كنترل بشوند.

عضلات فك معمولاً در مرحله اول گرفتار ميشوند. به اين جهت است كه به اين بيماري قفل شدن آرواره‌ها نيز مي‌گويند سپس اسپاسم يا انقباض عضلاني به عضلات ديگر بدن منتقل ميشود. اين نشانه‌هاي كزاز مي‌توانند از يك هفته تا چندماه بعد از جراحت اوليه بوجود آيند. با انجام واكسيناسيون عليه كزاز در طي 5 سال اول زندگي و پس از آن يك تزريق يادآوري هر 5 سال يكبار بطور مطمئني ميتوان از كزاز پيشگيري نمود و به همين علت امروزه كزاز بسيار نادر شده است.


آيا خطرناك است؟
كزاز خيلي خطرناك است گاهي اوقات عضلات تنفسي دچار انقباض ميشوند و حتي عليرغم مراقبتهاي شديد مي‌تواند منجر به مرگ شود.

ابتدا چه كار بايد بكنيد؟
1- به هرگونه زخم عميق و كثيف برخورد كرديد هميشه به آن توجه كنيد تمام آنرا با يك محلول ضدعفوني كننده يا آب و صابون تميز كنيد تا كثافات در حد امكان پاك شوند.

2- در صورتيكه بيشتر از 6 ماه از زمان آخرين تزريق كزاز گذشته باشد كودكتان را براي تزريق مجدد آن به درمانگاه ببريد.

3- اگر كودكتان از خشكي عضلات مخصوصاً ماهيچه‌هاي فك و گردن شكايت مي‌كند فوري او را تحت امدادهاي پزشكي قرار دهيد.

آيا مشورت با دكتر لازم است؟
اگر بريدگي كودك عميق است و مخصوصاً در محلي آلوده اتفاق افتاده است و اگر 6 ماه از آخرين تزريق كزاز سپري شده است و يا نشانه‌هاي كزاز در كودك مشاهده مي‌گردد بلافاصله به دكتر مراجعه كنيد.

دكتر چه اقدامي انجام خواهد داد؟
به تميز كردن زخم عميق يا كثيف خواهد پرداخت و به كودك شما در صورتيكه قبلاً واكسينه شده باشد تزريق واكسن كزاز مي‌كند اگر كودك سابقاً واكسينه نشده باشد علاوه بر تزريق واكسن يك تزريق گلوبولين ضد كزاز براي حمايت از كودك در برابر سم كزاز داده خواهد شد.
اگر كزاز اتفاق بيافتد درمان آن عبارت خواهد بود از يك سري آنتي‌بيوتيكها و پرستاري در بخش مراقبتهاي ويژه يا آي سي يو تا زمانيكه بيماري دوره خود را مي‌گذراند يك دستگاه تنفس دهنده را غالباً بمدت چند هفته به وي متصل مي‌كنند.

شما چه كمكي مي‌توانيد بكنيد؟
تمامي اطفال بايد سه نويت تزريق واكسن كزاز (معمولاً بصورت واكسن ثلاث) در سال اول زندگي داشته باشند سپس يادآور اول در سال دوم زندگي و يادآور دوم 5 سال بعد از آن صورت مي‌گيرد. براي اينكه بدن همچنان مورد حمايت باشد لازم است تا هر 5 سال به تزريق اقدام نمود.

ژيارديوز چيست؟

يكي از انگل‌هايي كه باعث آلودگي دستگاه گوارش مي‌شود، ژيارديا نام دارد و عفونت با آن را ژيارديوز مي‌گويند. اين انگل يكي از شايع‌ترين علل اسهال در بچه‌هاست كه به علت مصرف آب و سبزي و ميوه آلوده ايجاد مي‌شود. اين انگل در مقابل مقدار كلري كه براي تصفيه آب در شبكه هاي توزيع اب اشاميدني شهري به كار برده مي‌شود مقاوم بوده و در آب سرد حتي تا 2 ماه مي‌تواند زنده بماند. بچه‌ها نسبت به بزرگ‌ترها در حدود 3 برابر به اين انگل حساس‌ترند و به نظر مي‌رسد كه با افزايش سن، بدن كم‌كم نسبت به آن مقاوم‌تر مي‌شود ولي اين به معني عدم مبتلا شدن بزرگترها نيست و گاهي تمام اعضاي خانواده به اين انگل مبتلا مي شوند.
در بيشتر موارد، ابتلا به ژيارديوز هيچ علامتي ايجاد نمي‌كند، اما اگر اين بيماري ايجاد علامت كند، معمولا باعث اسهال مي‌شود كه در آن خون يا موكوس ديده نمي‌شود. دربدن فردي كه مبتلا به ژيارديوز شده جذب چربي‌ها از دستگاه گوارش به درستي انجام نمي‌شود، در نتيجه چربي موجود در غذا جذب نشده و با مدفوع دفع مي‌شود كه باعث ايجاد بوي بسيار بد مدفوع مي‌گردد. علايم ديگري هم ممكن است در اين بيماري ديده شوند. مثلاً برخي بچه‌هاي مبتلا از دردهاي شكمي شكايت مي‌كنند كه البته خيلي شديد نيست. در مبتلايان به اين بيماري ميزان گاز روده‌ها زياد شده و بوي بسيار بدي دارد و مي‌تواند باعث ايجاد نفخ شكم هم بشود. بي‌اشتهايي از علايم ديگري است كه در مبتلايان به ژيارديوز ديده مي‌شود و مي‌تواند از علت‌هاي عدم وزن‌گيري در بچه‌ها باشد. گاهي اوقات تهوع و استفراغ و تب بسيار خفيف هم در اين بيماران ديده مي‌‌شود.
اين علامت‌ها ممكن است به مدت 5 تا 7 روز وجود داشته باشند و اگر بيشتر از اين ادامه پيدا كنند باعث مي‌شود كه وزن‌گيري كودك دچار اختلال شود. گاهي اوقات هم بيماري به فرم مزمن تبديل مي‌شود كه در آن دل‌‌درد در بالاي ناف، گازهاي روده‌اي زياد و بدبو و بوي بد دهان و رنگ‌پريدگي ممكن است ايجاد شود.

آيا ژيارديوز مسري است؟
افرادي كه مبتلا به اين انگل هستند، آن را در مدفوع خود دفع مي‌كنند كه در صورت عدم دفع بهداشتي مدفوع مي‌تواند باعث آلودگي آب‌ها، استخرها و منابع طبيعي آب مثل چشمه‌ها و.... شود. علاوه بر آب، تمام غذاهاي خامي كه به نحوي با آب آلوده تماس داشته باشند و از جمله ميوه‌ها و سبزي‌ها مي‌توانند باعث آلودگي ساير افراد شوند، و يا متصديان مراكز تهيه و توزيع مواد غذائي اگر به اين بيماري مبتلا باشند ممكن است در روز دهها نفر را آلوده كنند و لذا يكي از دلايل تاكيد مامورين بهداشت بر انجام تست هاي تندرستي ولزوم داشتن كارت گواهي تندرستي احتمال انتقال بيماريهاي انگلي و عفوني و از جمله ژيارديا مي باشد، براي پيشگيري از ابتلا به اين انگل بايد نكات زير را رعايت كرد:

- حتماً از آب آشاميدني مطمئن و سالم استفاده كنيد و در پارك‌ها، به علايم هشدار آب توجه كرده و در خارج از شهر از آب چشمه‌ها و رودخانه‌ها براي نوشيدن و يا شستشوي ظروف يا ميوه استفاده نكنيد.

- ميوه و سبزي خام را با دقت شسته و ضدعفوني كنيد.
- قبل از انجام آشپزي دستتان را تميز بشوييد.

- بعد از رفتن به دستشويي حتماً دستتان را با آب و صابون بشوييد و مراقب باشيد بچه‌ها هم حتماً‌ اين كار را انجام دهند.

- چنانچه علائمي كه در بالا گفته شد در خود يا يكي از اعضاء خانواده مشاهده شد نسبت به مراجعه به پزشك و انجام تست آزمايشگاهي اقدام تا در صورت ابتلا به اين بيماري انگلي به درمان آن بپردازيد.

تشخيص و درمان ژيارديوز
براي تشخيص ژيارديوز، بايد آزمايش مدفوع انجام داد كه البته ممكن است يك بار آزمايش بيماري را نشان ندهد. به همين جهت اغلب براي تشخيص آن سه نوبت آزمايش لازم است. چنانچه پاسخ تست مثبت باشد درمان با مصرف داروي موثر بر عامل اين بيماري شروع مي شود . توجه داشته باشيد كه نوع دارو و چگونگي مصرف آن را پزشك تعيين مينمايد.

وقتي فردي در مواجهه با عامل اين بيماري ( آب يا غذاي آلوده) قرار مي‌گيرد، در حدود 1 تا 3 هفته بعد ممكن است به اين بيماري مبتلا شود. با درمان آنتي‌بيوتيكي اين بيماري پس از 5 تا 7 روز بهبود مي‌يابد اما بدون درمان گاهي تا 6 هفته يا حتي طولاني‌تر هم ادامه پيدا مي‌كند. و از عواقب آن علاوه بر تاثيرات بد بر بدن خود شخص مبتلا انتقال و انتشار بيماري در بين اعضاء خانواده همكاران ، همكلاسان و يا مشتريان مراكز تهيه مواد غذائي است كه در نهايت موجب انتشار عمومي اين بيماري در جامعه ميگردد

تب مالت « بروسلوزيس »

بيماري هاي مشترك بين انسان و دام بيماري هايي هستند كه عامل بيماري در درجه اول در حيوان ايجاد بيماري كرده و انسان به طور اتفاقي در معرض ابتلا به آن قرار مي گيرد.
اين بيماري هاي مشترك گاهي به طور مستقيم و بدون واسطه از دام به انسان منتقل مي شوند مانند تب مالت و گاهي از طريق يك واسطه كه به عنوان مثال از طريق كنه كه دام آلوده را نيش زده به انسان منتقل مي شوند مانند تب كريمه كنگو و گاهي از هر دو طريق امكان آلودگي انسان وجود دارد.
از شايعترين بيماري هاي مشترك بين انسان و دام بيماري تب مالت يا بيماري هزار چهره است كه ميزان ابتلا به آن در چند سال گذشته افزايش پيدا كرده است.

تب مالت عبارت‌ است‌ از يك‌ عفونت‌ باكتريايي‌ كه‌ از گاوها، خوك‌ها، گوسفندان‌ يا بزهاي‌ آلوده‌ و عفوني‌ شده‌ به‌ انسان‌ انتقال‌ مي‌يابد . اين‌ عفونت‌ باكتريايي‌ اعضاي‌ خون‌ساز بدن‌، از جمله‌ مغز استخوان‌، گره‌هاي‌ لنفاوي‌، كبد و طحال‌ را متأثر مي‌سازد. بيماري‌ در مردان‌ 60-20 ساله‌ شايعتر است‌. دوره‌ نهفتگي‌ بيماري‌ ممكن‌ است‌ 60-5 روز يا حتي‌ تا چندين‌ ماه‌ باشد. بيماري‌ يك‌ نوع‌ حاد و يك‌ نوع‌ مزمن‌ دارد
تب مالت كه راه عمده انتقالش مصرف لبنيات محلي به خصوص شير و پنير است از طريق تماس مستقيم با ترشحات يا نسوج آلوده حيوان و يا از طريق آلودگي اتفاقي در آزمايشگاه (در هنگام كار با ميكروب بروسل لا) و يا به ندرت از طريق تزريق خون نيز قابل انتقال است.
از نظر علائم باليني تب مالت به بيماري هزار چهره معروف است، بنابراين، اين بيماري مي تواند هر تظاهر باليني داشته باشد و قسمتهاي مختلف بدن به ويژه سيستم استخوان و مفصل، كبد، طحال و مغز استخوان را گرفتار كند.
اين بيماري برخلاف نامش (تب مالت) الزاماً در تمامي بيماران بروز تب را ندارند و الزاماً بيماران مبتلا به آن ساكن جزيره مالت نيستند، بنابراين تب مالت با علائم متنوع و مختلف و در افراد ساكن مناطق مختلف مشاهده مي شود اما يافته هاي باليني شايع آن خستگي زودرس، ضعف، بي حالي، تعريق (به ويژه تعريق شبانه) دردهاي پراكنده استخواني، عضلاني، بي اشتهايي و كاهش وزن مي باشد.

در نوع‌ حاد، علايم‌ زير به‌طور ناگهاني‌ ظاهر مي‌شوند:

لرز، تب‌ متناوب‌، تعريق‌

خستگي‌ قابل‌ توجه‌

درد به‌ هنگام‌ لمس‌ ستون‌ فقرات‌

سردرد

بزرگ‌ شدن‌ گره‌هاي‌ لنفاوي‌ در نوع‌ مزمن‌،

علايم‌ زير تدريجاً ظاهر مي‌شوند:

خستگي‌

درد عضلاني‌

كمردرد

يبوست‌

كاهش‌ وزن‌

افسردگي‌

ناتواني‌ جنسي‌

ندرتاً بروز آبسه‌ در تخمدان‌ها، كليه‌ها، و مغز

در صورت تأخير در تشخيص، احتمال جايگزين ميكروب در احشاء داخلي و دريچه هاي قلب نيز وجود دارد كه در اين صورت براي بيمار مشكلات باليني جدي ايجاد شده و حتي در موارد عفونت دريچه ممكن است منجر به فوت بيمار شود.
تشخيص اين بيماري براساس يافته هاي باليني و شواهدي دال بر مصرف لبنيات محلي و يا سرو كار داشتن با دام و يافته هاي آزمايشگاهي مي باشد تشخيص‌ قطعي‌ با آزمايش‌ خون‌ انجام‌ مي‌گيرد و اصول درمان آن دراز مدت (حداقل 2 ماه) و با استفاده از چند دارو (حداقل 2 دارو) مي باشد.كه‌ شامل‌ يك‌ دوره‌ استراحت‌ در رختخواب‌ و مصرف‌ آنتي‌بيوتيك‌ است‌.

معمولاً لازم‌ نيست‌ كه‌ بيمار از ديگران‌ جدا شود.

تمامي‌ اعضاي‌ خانواده‌ كه‌ ممكن‌ است‌ از همان‌ محصول‌ لبني‌ آلوده‌ مصرف‌ كرده‌ باشند بايد تحت‌ معاينه‌ و آزمايش‌ قرار گيرند.

جهت پيشگيري، هيچ‌گاه‌ شير غيرپاستوريزه‌، از هر منبعي‌ كه‌ باشد، مصرف‌ نكنيد.

زماني‌ كه‌ با حيوانات‌ سر و كار داريد، از دستكش‌، محافظ‌ چشم‌، پيش‌بند، و ساير وسايل‌ محافظتي‌ استفاده‌ كنيد.

واكسيناسيون‌ دام‌ها وكنترل بيماري در دام، پرهيز از مصرف لبنيات محلي و درمان بيماران مبتلا به بروسلوز از مهمترين راههاي پيشگيري از آن محسوب مي شود..

تب راجعه کنه اي

 - تعريف بيماري :
تب راجعه كنه اي كه تب بازگرد آندميك هم نام دارد، به دسته اي از عفونتهاي حاد گفته مي شود كه از نظر باليني با حملات متناوب تب و ايجاد توكسمي همراه است كه تدريجا از دامنه آن كاسته مي شود. اين بيماري با حملات مكرر تب به مدت 2 تا 9 روز و در فواصل آن دوره هاي بي تبي 2 تا 4 روز مشخص مي شود . تعداد عودها بين 1 تا 10 بار يا بيشتر است .

2 – همه گيري شناسي :
عامل بيماري انواعي از ميكروارگانيسم اسپيروكتال فنري و پيچي شكل از جنس بورليا مي باشد ، كه در خارج گلبولهاي قرمز در خون يافت مي شود . بورليا ها در خون تازه به روش بررسي زير ميكروسكوپ در زمينه تاريك ( Dark Field ) قابل رويت بوده و به علت داشتن فلاژل متحرك مي باشد .

ناقل بيماري ازكنه هاي خانواده آرگازيده و جنس اورنيتودوروس ميباشد . كه نمف ها ونوزاد وبالغ كنه ها بورليا را از طريق بزاقي (گزش) انتقال مي دهند . كنه ها ترجيحا در آب و هواي گرم و مرطوب زندگي مي كنند و قادر به مهاجرت به نقاط دور دست نمي باشند ، به همين علت بيماري همه گير نمي شود .

در مناطق آندميك انسان مخزن بيماري است ودر اين ميان اطفال بدليل ابتلاء به اشكال شديد بيماري نقش بيشتري دارد عمده ترين مخازن اين بيماري .انواع جوندگان هستند كه بورليا را در طبيعت در سيكل كنه – جونده – كنه حفظ مي كند .

3 – دوره كمون :
از 3 تا 18 روز و معمولا 8 روز است .


4- راه انتقال بيماري :
بيماري مستقيما از انسان به انسان قابل انتقال نيست انتقال به انسان از طريق گزش و خون خواري كنه ها و مايع كوكسال آنها صورت مي گيرد . خونخواري كنه 5 – 20 دقيقه طول مي كشد و پس از آن كنه تا آخر عمر خود آلوده باقي مي ماند و آلودگي را به نسل بعدي خود از طريق تخمدان انتقال ميدهد .

5- علائم بيماري :
علائم باليني پس از طي دوره كمون بطور ناگهاني با تب ، لرز تكان دهنده ، سردرد و خستگي ظاهر مي شود . ساير علائم شامل درد عضلات و مفاصل ، بي اشتهائي ، سرفه خشك و گاهي شبيه سرماخوردگي است و روز به روز به شدت بيماري اضافه مي شود .طول دوره تب داردحدود 3 روز است .

6- روش تشخيص بيماري :
ساده ترين روش تشخيص يبماري تهيه لام خوني و ديدن بورليا در زير ميكروسكوپ با رنگ آميزي گيمسا ميباشد.

7- درمان :
درمان اختصاصي با تتراسايكلين 500 ميليگرم هر 6 ساعت خوراكي يا وريدي بمدت ده روز ( دوز داروها در اطفال زير 12 سال نصف خواهد بود ) . ساير درمانها ، استفاده از اريترومايسين و كلرامفنيكل است . تجويز وبتامين K در مورد خونريزي و زردي مفيد ، ولي هپارين ممنوع است . تجويز استا مينو فن جهت كاهش تب مفيد است .

8- اقدامات پيشگيري كننده :
1 – آموزش بهداشت به مردم به منظور شناساندن علائم ، راههاي انتقال و پيشگيري از بيماري به آنها .

2 – بيماريابي : جهت قطع زنجيره انتقال بيماري و پيداكردن سريع مخازن آلوده و درمان بموقع و كامل آن نقش مهمي در كنترل اين بيماري دارد .

3 – مبارزه با ناقل بيماري :
- در مورد كنه هاي كه به زيستن در اماكن انساني سازش يافته و قسمتي از سير تكاملي خود را در شكاف ديوارها يا چوبها مي گذارنند ، جداسازي محل استراحت با محل نگهداري حيوانات اهلي، نظافت منزل و بنا نمودن اماكن طبق اصول بهداشتي و بكاربردن مصالح ساختماني مناسب ، بهسازي درزها و شكافهاي كه پناهگاه كنه ها هستند كه نقش مهمي در مبارزه با كنه ها دارد .

- در مورد كنه هاي كه در محل نگهداري حيوانات اهلي فعاليت دارند ، جداسازي منازل مسكوني از آغل و محل نگهداري حيوانات و رعايت موازين بهداشتي در ساختمان و اصطبل ها بسيار مفيد است .

- جهت حفاظت فردي در مناطق آلوده استفاده از پشه بند و بكار بردن مواد دور كننده حشرات مي تواند موثر باشد .

- با توجه به اينكه تاريكي ، محل مناسبي براي حمله كنه به انسان جهت خون خوردن است لذا بايستي در محلهاي آلوده حتي المقدور با ايجاد روشنائي كافي در محل استراحت از نزديك شدن كنه هاي اورنيتودوروس جلوگيري گردد .

سوالهايي كه در مورد بيماري تب مالت پرسيده ميشود

بروسلوز يا تب مالت
سؤالهايي كه غالباً پرسيده مي‌شود.

1- تب مالت چيست؟
2- تب مالت معمولاً چگونه است؟
3- تب مالت معمولاً در كجا يافت مي‌شود؟
4- تب مالت چگونه به انسان انتقال داده مي‌شود و چه كسي احتمال ابتلا به آن را دارد؟
5- آيا تب مالت از شخصي به شخص ديگر انتقال داده مي‌شود؟
6- آيا راهي براي جلوگيري از مبتلا نشدن به آن وجود دارد؟
7- تشخيص داده شده كه سگ من به اين بيماري مبتلا است، آيا خطري براي من وجود دارد؟
8- تب مالت چگونه قابل تشخيص است؟
9- آيا درماني براي تب مالت وجود دارد؟
10- من يك دامپزشك هستم، هنگامي كه گاوي را واكسيناسيون مي‌كردم واكسني به طور تصادفي به بدنم فرو رفته (REV-1 ، B-19 or RB-51) چه كاري لزوم دارد كه انجام دهم؟

1و2- تب مالت چيست و معمولا چگونه است؟
تب مالت بيماري واگيرداري است كه عامل ابتلاء به آن يك دسته از باكتريهاي بروسلا است. اين دسته از باكتريها در ميان حيوانات هستند و آنها عامل بيماريهاي بسيار متفاوت در مهره‌داران هستند. تب مالت به طور متفاوتي گوسفند، گاو، آهو، گوزن، خوك، سگها و چندين حيوان ديگر را مبتلا مي‌كند. انسانها به وسيله ارتباط و تماس با حيوانات يا توليدات حيواني كه به وسيله اين باكتريها آلوده شدند، مبتلا مي‌شوند. تب مالت در انسان مي‌تواند مسبب يك سري علائم بيماري مانند: آنفولانزا كه مي‌تواند همراه با تب، عرق كردن، سر درد، كمردرد و ضعف فيزيكي باشد. ممكن است اثر روي قلب يا سيستمهاي عصبي مركزي بگذارد. تب مالت شامل علائمي مثل تبهاي مكرر، درد مفاصل و خستگي كه به طور طولاني مدت ظاهر مي‌شوند است. در ايالت متحده جايي كه سالانه 100 تا 200 مورد اتفاق مي‌افتد تب مالت زياد شايع نيست. اما تب مالت مي‌تواند در كشورهايي كه بيماري حيوانات تحت كنترل نمي‌باشد يا برنامه‌اي جهت كاهش بيماري ندارند زياد شايع باشد.

3- معمولاً تب مالت در كجا يافت مي‌شود؟

اگر چه در سراسر جهان وجود دارد و اين بيشتر در كشورهايي وجود دارد كه استانداردها و سلامت عمومي مؤثر و برنامه‌اي براي سلامت حيوان خانگي ندارد اتفاق مي‌افتد. نواحي حوضه مديترانه شامل (پرتقال، اسپانيا، جنوب فرانسه، ايتاليا، يونان، تركيه، آفريقاي شمالي) آمريكاي جنوبي و مركزي، اروپاي شرقي، آسيا، آفريقا، كارائيبي و خاورميانه در معرض بالاي خطر ابتلا به اين بيماري هستند. در اين نواحي كه پنيرهاي پاستوريزه نشده وجود دارد و معمولاً «پنير محلي» ناميده مي‌شوند، خطر مبتلا شدن براي گردشگران وجود دارد.

4- تب مالت چگونه به انسان منتقل مي‌شود و چه كسي خطر ابتلا به آن را دارد؟

به طور كامل بشر از سه راه مبتلا مي‌شود: خوردن و آشاميدن چيزهايي كه به وسيله تب مالت مي‌شوند، استنشاق يا از طريق زخم روي پوست باكتري‌ها وارد بدن مي‌شوند. شايع‌ترين راه ابتلا به اين بيماري به وسيله خوردن و يا آشاميدن توليدات شيري آلوده است. هنگامي كه گوسفند، بز، گاو و يا شترها مبتلا هستند، شيرشان به وسيله باكتري‌ها آلوده است. اگر شير پاستوريزه نشده باشد، اين باكتريها مي‌توانند آن شخصي را آلوده كند و يا بيماري را انتقال دهند كه شير يا پنير درست شده از اين را بخورد. استنشاق در محل يك راه معمول يا شايع مبتلا شدن نيست اما مي‌تواند خطر بزرگي براي مردم در نوع كارشان باشد. مانند كساني كه در آزمايشگاه كار مي‌كنند. غالباً استنشاق براي كارگرهاي كشتارگاه درصد مهمي از مبتلايان را دارد. آلودگي زخم‌هاي پوستي ممكن است مسئله‌اي براي اشخاص يا شخصي كه در كشتارگاه‌ها يا كارخانه بسته‌بندي گوشت يا دامپزشكان داشته باشد.

تميز كردن گوشت آهو، گوزن، موس (نوعي گوزن) يا خوك وحشي كشته شده، ممكن است به وسيله زخم پوست يا خوردن باكتريها مبتلا شوند.

5- آيا تب مالت از شخصي به شخص ديگر مي‌تواند انتقال داده شود؟

انتقال اين بيماري از شخصي به شخص ديگر بي‌نهايت كم است. (از طريق تماس شخص با شخص) مادراني كه بچه شير مي‌دهند ممكن است به نوزادشان اين بيماري منتقل شود. انتقال از طريق رابطه جنسي هم گزارش داده شده است. اگر نوزاد يا شخص در خطر براي تب مالت معالجه شوند، خطر مبتلا شدن براي هر دو از طريق رابطه جنسي و يا شير دادن بچه در 3 روز كاهش پيدا مي‌كند. اگر چه غير معمول است اما انتقال ممكنه از طريق آلودگي دستمال كاغذي و … هم صورت مي‌گيرد.

6- آيا راهي براي پيشگيري انتقال اين بيماري وجود دارد؟

بله. در هنگام مسافرت بايد از خوردن شير، پنير يا بستني غير پاستوريزه خودداري كنيد. از خوردن محصولات لبني كه به پاستوريزه نبودن آن اطمينان داريد، بپرهيزيد. شكارچيان و دامداران در هنگام دست زدن و تماس روده و جگر حيوان بايد از دستكش‌هاي لاستيكي استفاده كنند. در حال حاضر واكسني براي انسان وجود ندارد.

7- تشخيص داده شده كه سگ من تب مالت دارد آيا خطري براي من وجود دارد؟

B.Canis يكي از عواملي است كه مي‌تواند سگها را مبتلا كند. عوامل اين بيماري به انسان منتقل مي‌شود. اما بيماري اكثر سگهاي مبتلا شده، اثري روي انسان ندارد. اگر چه دامپزشكاني كه با خون حيوانات آلوده سر و كار دارند در معرض خطر ابتلا هستند. ماكيان حيوانات خانگي براي آلودگي در خطر نيستند و اين تا حدودي درست است. زيرا بعيد هست كه آنها با خون يا نطفه سگ تماس پيدا كنند. ممكن است باكتريها با چند روز معالجه از بدن حيوان از بين بروند. البته امكان آلودگي مجدد هست و بدن حيوان ممكن است چندين هفته اين عفونت را در بدن داشته باشد. شخص‌هاي مصون (بيماران سرطاني، اشخاص آلوده به ايدز يا بيمارن پيوندي) نبايد سگ‌هايي را كه با B.Canis آلوده هستند را لمس كنند.

8- تب مالت چگونه تشخيص داده مي‌شود؟

تب مالت به وسيله يافتن عامل بيماري (نمونه‌گيري از خون يا مغز استخوان) در آزمايشگاه‌ها تشخيص داده مي‌شود. همچنين آزمايش خون ميتواند پادتنهايي ساخته شده در برابر باكتريها را نشان دهد. اگر اين شيوه استفاده شود، دو نمونه خون در عرض دو هفته به طور جداگانه بايد گرفته شود.

9- آيا درماني براي تب مالت وجود دارد؟

بله، درمان مي‌تواند سخت شود. دكتر مي‌تواند آنتي بيوتيك‌هايي مؤثر تجويز كند. doxycycline و rifampin دو دارويي هستند كه در عرض 2 هفته استفاده مي‌شوند و از دوباره آبوده شدن جلوگيري مي‌كنند. بستگي به زمان معالجه و شدت بيماري كه ممكن است بهبودي چند هفته تا چند ماه صورت گيرد. مرگ و میر از اين طريق تا 20% است و معمولاً با ترشحاتي همراه است.

10- من يك دامپزشك هستم، هنگامي كه گاوي را واكسيناسيون مي‌كردم واكسني به طور تصادفي به بدنم فرو رفته (REV-1 ، B-19 or RB-51) چه كاري لزوم دارد كه انجام دهم؟

واكسنهاي مؤثري وجود دارد و B-19 هست كه شناسايي شده و علت بيماري در بشر است. اگر چه ما اطلاعات كمي در مورد واكسن‌هاي ديگر داريم ولي همه نظريه‌ها يكي هستند. براي پادتن‌ها نمونه خون بايد گرفته شود. ما پيشنهاد مي‌كنيم كه براي سه هفته آنتي بيوتيك Rifampin و Doxycycline براي B-19 و REV1 و تنها (Doxycycline براي RB-51) را استفاده كنيد. در موقع مقرر مي‌توانيد دوباره چك كنيد و خون دوم را بگيريد. (نمونه بايد در دو هفته گرفته شود ). نظريه‌هاي مشابه شامل اسپري واكسن در چشم (در اين مورد 6 هفته معالجه) يا پاشيدن واكسن روي ناحيه از پوست كه داراي زخم مي‌باشد

دکتر شهرام یوسفی

سالمونلوز (شايعترين زئونوز در جهان)

اسامی مترادف : پارا تیفوئید ، مسمومیت غذایی ناشی از سالمونلاها ، تیفوئید رودهای همه گیر ، عفونت روده ای
عامل بیماری : باکتری سالمونلا با گونه ها و تیپ های مختلف
اثرات بهداشتی :سالمونلا های با منشا حیوانی عفونت روده ای را در انسان موجب می شوند .
بیماری با دوره نهفتگی 8 تا 48 ساعت پس از مصرف غذای آلوده با تب ، دردهای عضلانی، سر درد ، بی قراری عمومی مشخص می شود . نشانی های اصلی را درد های شکم ، تهوع ، اسهال و استفراغ تشکیل می دهد . در ارتباط با دز و حدت باکتری های خاص ، گاسترو آنتریت به درجات مختلف ایجاد می شود .
عموما سیر بیماری ملایم بوده و بهبودی بالینی در فاصله 2 تا 4 روز صورت می پذیرد . انسان شفا یافته به عنوان کاریر ممکن است برای مدتی باکتری ها را دفع کند .
بیماری در افراد ضعیف بسیار شدید بوده و ممکن است به بستری شدن در بیمارستان نیاز باشد . بروز بیماری در کودکان و افراد مسن بیشتر است . عفونت سالمونلا کلرا سوئیس خطرناک بوده ، سپتس سمی ، اسپلنو مگالی (بزرگ شدن طحال) و تب شدید در مدتی
کوتاه پس از شروع گاستر آنتریت را موجب می شود . بیش از 50 % مبتلایان باکتریمی ( وجود باکتری در خون) نشان داده و میزان مرگ و میر ممکن است تا 20% باشد .
میزبان : تمامی پستانداران اهلی و وحشی ، و طیور
مکانیسم انتقال : اکثر عفونت ها در نتیجه مصرف شیر و فراورده های غیر پاستوریزه آن ، گوشت قرمز و مرغ و ماهی و سایر غذا های با منشا حیوانی ایجاد میشوند . تماس مستقیم یا غیر مستقیم با حیوانات آلوده و محیط آنها نیز ممکن است به آلودگی از طریق گوارش منجر شود .
جوامع مورد مخاطره : تمامی افرادی که در تماس با آلودگی قرار دارند و یا زا مواد غذایی با منشا حیوانی ( که به درستی فراوری و نگهداری نشده ) استفاده می نمایند .
انتشار جغرا فیای : جهانی
پیشگیری یا کنترل :کنترل بیماری بر اساس محا فظت انسان از ابتلا به عفونت و کاهش شیوع آن در حیوانات .
بازرسی دامپزشکی گوشت ، شیر و فراورده های طیور ، نظارت در پاستوریزاسیون شیر و تولید تخم مرغ اهمیت زیادی در جلوگیری از ابتلا مصرف کنندگان خواهد داشت .
آموزش بهداشتی افراد شاغل در مراکز تولید مواد غذایی ، و همچنین خانم های خانه دار در مورد تهیه ، پختن و نگهداری مواد غذایی در یخچال ، رعایت بهداشت شخصی ضروری است.

لپتوسپيروز يا زردي موشي ( Leptospirosis )

عامل:انواع سروتیپهای لپتوسپیرا
راه انتقال: مستقیم.دستگاه گوارش.پوست و مخاطات.
حاملهای بیجان میزبانهای معمول مهره دار غیرانسانی: سگ.گاو.جوندگان
شیوع در انسان: پراکنده و انفرادی
خطر عفونت در انسان: جدی
درحال حاضر یکی از مشکلات بزرگ بهداشتی در دنیاست.انسان ممکن است ازطریق تماس با اکثر حیوانات اهلی آلوده وگاهی جوندگان اهلی ووحشی ویا مستقیما از طریق ادرار سگ که حامل لپتوسپیرا باشد و میتواند آب وغذا را آلوده کند مبتلا شود.
این عوامل مارپیچ ازنظر سرولوجیکی متفاوت و بیش از 20 سروتیپ دارد.
لپتوسپیرا ایکتروهموراجیا در انسان یرقان اسپیروکتی را که به بیماری Weil's disease معروف است ایجاد کند.
این عوامل نه تنها در سگ بلکه در گوشتخواران وحشی و حیوانات خونسرد هم دیده وجدا شده است.گربه در مقایسه با سگ ودیگر حیوانات اگر چه در معرض آلودگی قرار میگیرد ولی ظاهرا مقاوم است.
تماس دستها با ادرار آلوده براحتی از راه دهان یا خراش پوستی بیماری را به انسان منتقل میکند وبیماری *تب کانیکولا* راایجاد میکند.آلودگی از طریق استحمام وشنا در آب استخر های آلوده ونهرهای آلوده به ادرار حیوانات ناقل ممکن است.
درانسان بیماری بطور ناگهانی با سردرد و بیقراری وتب شدید و لرزواستفراغ ودرد عضلات وقرمزی یا پرخونی چشم ظاهر میشود.
دراین مرحله عوامل در خون بوده وبیش از 50 درصد از بیماران نشانه های ابتلا دستگاه ادراری با ظهور پروتیین در ادرار را نشان میدهند.در20 درصد از موارد نشانیهای یرقان وظهور دانه های قرمزروی پوست وجوددارد.
علايم خواب آلودگی و افزایش تحریک پذیری همراه بابروز واکنش انقباضی عضلات منبسط کننده دلایلی بر وجوداحتمالی انسفالیت خواهد بود.مننجیت وهپاتیت ونفریت وتبهایی که علل نا مشخصی ندارند پزشک را مشکوک میکند.
عامل بیماری ممکن است حتی تا 11 ماه پس از شروع بیماری علیرغم مصرف دارو از طریق ادرارز بیمار دفع شود.
درمان:پنی سیلین.استرپتومایسین و گاها تتراسایکلین(بسته به شدت بیماری دیالیز صفاقی یا خونی)
پیشگیری:از بین بردن مخازن بیماری مخصوصا موشها.همچنین سگها باید در مقابل بیماری واکسینه شوند.
لازم به ذکر است موشها با گاز گرفتن یکدیگر میکروب را منتقل میکنند.

مشمشه

مشمشه يكي از بيماريهاي باكتريائي مسري خطرناك است كه اغلب سبب ابتلاء تك سميها ميگردد؛ بيماري بشدت كشنده بوده و از اهميت بالائي در جمعيتهاي اسب برخوردار است .اين بيماري از جمله بيماريهاي مهم مشترك بين انسان و دام ميباشد.
عامل بيماري :
عا مل بيماري باكتري گرم منفي غير متحرك فاقد كپسول و غير هاگزا بنام پزودومناس مالئي ( Pseudomonas mallei ) است كه بعضاً در مراجع جديد به نام بورخولدريا مالئي ( Burkholderia mallei ) نيز ناميده شده است .
اپيدميولوژي :
پزودومناس مالئي يك انگل اجباري بوده كه بسهولت توسط نور ؛ حرارت و ضد عفوني كننده هاي معمولي از بين ميرود و بنظر نميرسد در يك محيط آلوده بيش از شش هفته باقي بماند . اسبها ؛ قاطرها و الاغها از گونه هاي معمول در گير ميباشند . بيماري در اسب بيشتر بسمت شكل مزمن پيشرفت مينمايد در صورتيكه قاطرها و الاغها بيشتر بشكل حاد بيماري مبتلا ميشوند . حيواناتي كه از تغذيه بدي برخوردارند ويا در محيط نامطلوب نگهداري مي شوند از حساسيت بيشتري برخوردارند . انسان نيز در زمره جانداران حساس به اين عامل عفوني است كه معمولاً بيماري منجر به مرگ مي شود . حيوانات آلوده و يا حامليني كه در ظاهر سالم بوده واز بيماري جان سالم بدر برده اند عمده ترين منابع عفونت بشمار مي آيند . نحوه انتشار آلودگي بدان صورت است كه آسيبها وضايعات ريوي (آبسه مانند ) پاره شده و عامل بيماري بدرون برونشيولها راه يافته وباعث عفوني شدن مجاري تنفسي فوقاني ميگردد كه در نتيجه سبب دفع ارگانيسم از بيني ودهان خواهد شد . انتشار بيماري اغلب از طريق بلع مواد غذائي آلوده با منشا ذكر شده اتفاق مي افتد كه در اين زمينه آبشخورهاي مشترك ( آلوده ) نقش بسزائي خواهند داشت . تماس مستقيم پوست با پوست آلوده و وسايل تيمار ( مانند غشو ) اگر چه مي تواند خطر آفرين باشد ليكن بندرت ايجاد بيماري پيشرونده مينمايد . همچنين انتشار بيماري از طريق استنشاقي نيز ميتواند اتفاق بيافتد اما اين شكل آلودگي احتمالاً تحت شرايط طبيعي نادر مي باشد .
مشمشه هم اكنون از كشورهائي همانند آمريكاي شمالي ريشه كن شده است اما مناطقي از جهان منجمله آسياي صغير ؛ آسيا و آفريقا همچنان آلوده مي باشند .
از آنجا كه اخيراً پرورش و نگهداري اسب بويژه بصورت متراكم در حال رشد مي باشد و جابجائي دامها در اين شرايط بيش از گذشته و به مقاصد مختلف صورت مي پذيرد ؛ بروز و شيوع بيماري مشمشه در اين جمعيتها دور از انتظار نمي باشد . در تحت چنين شرايطي ميزان مرگ ومير بسيار بالا خواهد رفت و در تعداد كمي از حيوانات كه بظاهر بهبود مي يابند ( حاملين ) بيماري ابقاء مي يابد . بندرت ممكن است حيوانات بطور كامل بهبود يابند . گوشتخواراني همانند شير ممكن است با خوردن گوشت آلوده به بيماري مبتلا شوند . همچنين آلودگي در گوسفند و بز نيز ديده شده است .
با وجوديكه انسانها به بيماري خيلي حساس نيستند اما از طريق جراحات پوستي ممكن است به بيماري ؛ بشكل گرانولوماتوز و پيمي مبتلا شوند . مرگ ومير موردي از ميزان بالائي برخوردار است .
بطور كلي اسبدارها كه در ارتباط مستقيم و تنگاتنگ با اسبها مي باشند و بويژه دامپزشكاني كه بدون دقت عمل لازمه اقدام به كالبد گشائي حيوانات آلوده مينمايند در معرض خطر قرار دارند .
پاتوژنز :
هجوم و حمله جرم اغلب از طريق ديواره روده اتفاق افتاده و در نتيجه آن يا بصورت سپتي سمي ( شكل حاد بيماري ) و يا بصورت باكتريمي ( شكل مزمن بيماري ) اتفاق مي افتد . عامل بيماري همواره در ريه موضعي شده اما پوست ومخاط بيني نيز در زمره مواضع معمول قرار دارند . ساير احشاء نيز ممكن است محل تشكيل ندولهاي تيپيك گردند . علائمي كه در مرحله پاياني بيماري ديده ميشود ؛ عمدتاً مربوط به برونكو پنومونيا بوده ومرگ در موارد تيپيك بيماري بسبب آنوكسي آنوكسيا پيش مي آيد .
يافته هاي با ليني :
در شكل حاد بيماري : تب بالا ؛ سرفه ؛ ريزش بيني همراه با انتشار سريع زخمهائي روي مخاط بيني و همچنين ندولهائي بر روي پوست قسمت تحتاني دستها و يا شكم بروز مي نمايد . مرگ در اثر سپتي سمي ظرف چند روز اتفاق مي افتد .
در شكل مزمن بيماري : در اين حالت از بيماري علائم بستگي به محلهائي قابل پيش بيني كه ضايعات در آنها شكل گرفته اند خواهد داشت . هنگاميكه موضعي شدن اصلي در ريه اتفاق بيافتد سرفه مزمن ؛ تنفس دردناك و خونريزيهاي مكرر از بيني اتفاق خواهد افتاد . اشكال مزمن پوستي و بيني معمولاً با هم اتفاق مي افتند . ضايعات مربوط به بيني بر روي قسمتهاي تحتاني ديواره مياني و قسمت غضروفي مياني ؛ شكل ميگيرند . ضايعات ذكر شده در ابتدا بصورت ندولهائي باقطر 1 سانتيمتر بوده كه بتدريج زخمي شده و ممكن است بيكديگر متصل شوند . در مراحل اوليه ترشحات بيني بصورت سروزي بوده كه ممكن است يك طرفي باشد وبعداً بصورت چركي و نهايتاً بصورت خون آلود تظاهر يابد كه بطور معمول اين وضعيت بيني ؛ توام با بزرگ شدن غدد لنفاوي زير فكي خواهد بود . شكل پوستي بيماري ( سراجه يا FARCY ) با ظهور ندولهاي زير جلدي ( بقطر 2-1 سانتيمتر) كه سريعاً زخمي شده و واجد ترشحات چركي برنگ عسل تيره ( قهوه اي ) خواهد شد تشخيص داده ميشود . در بعضي موارد ضايعات ؛ عمقي تر بوده و ترشح از طريق فيستولهاي ايجاد شده خارج مي شود . عروق لنفي بصورت فيبروزي ؛ قطور و شعاعي ؛ از ضايعات خارج شده و با همديگر ارتباط مي يابند . عقده هاي لنفاوي زه كشي كننده ناحيه ؛ در گير شده و ممكن است ترشحات خارجي داشته باشند . محلي كه ميتوان براي ضايعات پوستي پيش بيني كرد قسمت مياني مفصل خرگوشي است اما اين گونه ضايعات در هر قسمت از بدن ميتواند ايجاد شود .
حيوانات در گير با فرم مزمن بيماري معمولاً تا چندين ماه بيمار بوده و مكرراً بهبودي رانشان ميدهند اما عاقبت يااز پادر آمده ويا با يك بهبود ظاهري بعنوان موارد مخفي باقي مي مانند .
يافته هاي كالبد گشائي :
اگرچه هر گونه كالبد گشائي لاشه دام مبتلا به مشمشه بواسطه خطرات احتمالي ممنوع ميباشد ليكن علا ئم بيماري در كالبد گشائي بقرارزير ميباشد :
در شكل حاد بيماري خونريزيهاي پتشي متعددي در تمام اندام مشاهده مي گردد كه توام با برونكو پنموني نزله اي شديد و بزرگي عقده هاي لنفاوي برونشيال مي باشد .
در شكل مزمن بطور معمول ضايعات در ريه ها بشكل ندولهاي ارزني همانند آنچه در سل ارزني ديده ميشود در تمامي بافت ريه پخش و پراكنده مي باشند . ضايعات و زخمها روي مجاري تنفسي فوقاني خصوصاً مخاط بيني وجود داشته و باوسعت كمتري در مخاط لارنكس ؛ ناي و برونشيها ديده مي شود .
ممكن است ندولها و زخمها در پوست ودر زير پوست ( بصورت نسبتاً وسيعي ) وجود داشته باشد .
عقده هاي لنفاوي كه مسئول زه كشي محل در گير هستند معمولاً حاوي كانونهاي چركي و عروق لنفي داراي ضايعات مشابه هستند . كانونهاي نكروتيك هم چنين ممكن است در ديگر اعضاء داخلي نيز وجود داشته باشند . پزودو مناس مالئي و گاهي اوقات اكتينو مايسس پيوژنز ؛ از بافتهاي آلوده جدا شده اند .
تشخيص :
قطعي ترين راه تشخيص هر بيماري جدا سازي عامل بيماري ميباشد . در شكل حاد بيماري مشمشه جداسازي پزودو مناس مالئي از بافتهاي آلوده چندان مشكل نمي باشد . اين باكتري از رشد نسبتاً آهسته و خوبي بر روي اكثر محيطهاي كشت آزمايشگاهي بر خور دار است كه ميتوان سرعت رشد آن را با افزودن گليسرول و خون دفيبرينه اسب به محيط افزايش داد . در صورت استفاده از محيط كشت بلاد آگار بعد از دو روز كلني هائي بشكل مدور ؛ كوچك و برنگ قهوه اي خاكستري ايجاد خواهد شد . پزودومناس مالئي ؛ باكتري گرم منفي ؛ فاقد حركت و از نظر فعاليتهاي بيو شيميائي بسيار ضعيف ميباشد كه همين ويژگيها آن را از پزودومناس پزودومالئي عامل مليوئيدوز تفريق مينمايد . جداسازي جرم از مواردي كه درگير شكلهاي مزمن و مخفي مشمشه ميباشند بسادگي ميسر نبوده و در چنين حالاتي ميبايست از تستهائي همانند تستهاي آلرژيك بمنظور تشخيص بهره جست .
مهمترين و اصلي ترين روش تشخيص بيماري ؛ تست آلرژيك ؛ با تزريق بين جلدي در پلك پائين با مايه مالئين ميباشد . تست ذكر شده از حساسيت و ويژگي نسبتاً بالائي برخوردار است . مايه مالئين مورد استفاده ؛ از پادگني كه از كشت باكتري مشمشه در محيط بويون گليسرينه بدست مي آيد اخذ مي گردد كه تزريق درحيوان سالم بي ضرر بوده ولي در حيوانات آلوده ( راكتور ) سبب تورم و ترشح چرك از گوشه چشم ميگردد .
مقدار مصرف آن 1/0 ميلي ليتر بوده كه از محلول رقيق شده آن با آب فنيكه پنج در هزار كه در اين حالت بنام مالئين فنيكه گفته ميشود استفاده ميگردد .
بمنظور انجام تست بعد از مقيد كردن تك سمي بطريق لواشه زدن لب بالا و يا گوش با يك دست پلك پائين را در بين انگشتان شصت و سبابه ثابت نموده و مشابه تزريق بين جلدي توبركولين تزريق انجام خواهد گرفت .
توجه : بايد توصيه گردد متعاقب تزريق مالئين از هر گونه تمرينهاي آموزشي استرس زا جداً خودداري گردد .
زمان قرائت 48 ساعت پس از تزريق ميباشد هرچند در مواردي ممكن است واكنش مثبت حتي در كمتر از 48 ساعت مشاهده گردد .
تست و قرائت بايد در روز و و در مجاور نور كافي و هواي روشن انجام گيرد و زمان قرائت از 48 ساعت تجاوز ننمايد .
تست به جز در مواقع اضطراري در فضاي سرپوشيده انجام گرفته و دام تا زمان قرائت تحت آن شرايط نگهداري گردد .

كنترل :
متاسفانه اين بيماري واكسن و روش پيشگيري از طريق ايمن سازي ندارد و اهم روشهاي كنترل بيماري عبارتند از :
رعايت شرايط قرنطينه اي كامل و پيشگيري از هر گونه تردد دام . منظور از دام ؛ دامي است كه وضعيت آن از نظر سلامتي دقيقاً مشخص نمي باشد . شايان ذكر است كه هم اكنون تمامي اسبهائي كه توسط كارشناسان سازمان دامپزشكي كشور مورد تست مالئين قرار گرفته اند واجد برگه گواهي سلامت مدت دار مي باشند كه در آن وضعيت سلامتي دام كاملاً مشخص شده است .
انجام تست مالئين بصورت مداوم بفاصله هر 3 هفته تا هنگامي كه جمعيت مورد نظر در 3 تست متوالي هيچگونه موردي از راكسيون مثبت ويا مشكوك نداشته باشد .
جداسازي و اعدام هرچه سريعتر دامهاي رآكتور كه بدين منظوراقدامات بهداشتي زير بايد متعاقب تشخيص دام رآكتور انجام گيرد :
1-وسايل انفرادي و تيمار دام مبتلا بطوركلي سوزانده و معدوم شود .
2-جايگاه اسب با مواد ضد عفوني كننده ( مناسبترين ضد عفوني كننده سود سوز آور مي باشد ) پس از سوزاندن و دفن بهداشتي فضولات و كود ؛ گند زدائي شده و حد اقل بمدت 6 هفته مورد استفاده قرار نگيرد .
3-معدوم نمودن اسب آلوده با توجه به خطرات احتمالي ؛ به گونه اي انجام پذيرد كه تماس با دام به حداقل ممكن برسد .
4-محل دفن لاشه بايستي قبل از معدوم نمودن دام آلوده آماده شده باشد ؛ اين محل بايد بدوراز كانال آب ؛ چشمه ؛ قنات وساير مسيرهاي عمومي باشد .

باسيلوس آنتراسيس

اين باكتری عامل بيماری سياه زخم هست كه به زبان انگليسي آنتراكس Anthrax و به فرانسوی شاربن مي نامند و نام آنتراكس از كلمه يونانی anthrakis به معنی ذغال گرفته شده كه بدليل زخم سياه رنگی هست كه در اين بيماری بوجود مياد. از بيماريهای مشترك انسان و تعداد زيادی از حيوانات است كه البته در حيوانات شايعتر و در انسان كمتر هست. باكتری ميله ای شكل و غيرمتحرك و دارای كپسول بوده و هوازی-بی هوازی اختیاری است از خصوصيات مهم اين جنس و اين باكتری توليد هاگ يا اسپور Spore است به همین دلیل مقاومت محیطی زیادی دارند و اکثرا در آب هوا و بخصوص خاک حضور دارند.

در مورد مقاومت این باکتری باید گفت که فرم رویشی و جوانه زده مقاومتی همانند مقاومت سایر باکتری های بدون هاگ دارد یعنی حساس هست و در گرمای 60 درجه و مواد ضد عفونی کننده عادی بزودی از بین میرود ولی هاگ یا اسپور آن سالها در شرایط عادی باقی می ماند و پس از این مدت اگر در شرایط مناسب قرار گیرد به فرم رویشی تبدیل می شود.گزارش های مختلفی از دوام هاگ این باکتری وجود دارد بطوریکه بقاء آن را در طبیعت تا 60 سال گزارش کرده اند. عواملی که باعث هاگ گذاری تبدیل هاگ به فرم رویشی و تبدیل فرم رویشی به هاگ می شود موجب بقاء باکتری است که در این مورد می توان به زمینهای قلیائی و حاوی آهک و مقداری ازت در اثر نباتات گندیده (که این مناطق به مناطق گرمخانه ای موسوم هستند) و همچنین فصول بارانی و خشکسالی های پی در پی و گرمایی بیش از 15 درجه اشاره کرد که تناوب تبدیل هاگ به رویشی و رویشی به هاگ را تامین می کند (این تبدیلات بطور استثنا در هاگ این باکتری وجود دارد یعنی با مساعد شدن شرایط به فرم رویشی تبدیل میشود و با نامساعد شدن مجددا به شکل هاگ برمیگردد). اسپور باکتری در دمای 120 درجه سانتیگراد در تحت فشار در اتوکلاو به مدت 15 دقیقه از بین میرود. عوامل دیگری که در از بین بردن هاگ این باکتری موثر است: گرمای خشک 140 درجه به مدت بیش از 3 ساعت محلول 10% فرمالین در دمای 40 درجه به مدت 15 دقیقه( اما در دمای کمتر مدت زمان بیشتری مورد نیاز است) محلول 5% سود سوزآور. اما نور آفتاب و گندیدن لاشه بر هاگ باکتری اثر کمی دارد.

بیماری سیاه زخم یا شاربن در حیوانات و انسان:

در دام ها در شرایط طبیعی تمام علفخواران نسبت به این بیماری حساسیت زیادی دارند.نشخوارکنندگان بویژه گوسفند و گاو و بز بسیار حساس می باشند و در صورت ابتلا بیماری بیشتر به شکل فوق حاد بوده و تلف میشوند.حساسیت دام های تک سمی نیز زیاد است اما از نظر حساسیت بعد از نشخوارکنندگان قرار دارند.گوشتخواران حساسیت کمی دارند و بطور استثناء ممکن است مبتلا شوند.پرندگان به این بیماری مقاومت دارند به استثنای شترمرغ که حساس است. نژاد در حساسیت دامها موثر است بطوریکه گوسفندان آفریقا نسبت به سایر نژادها مقاومت بیشتری به شاربن دارند همچنین حیوانات مسن بذلیل ایمنی اکتسابی و تدریجی بیش از حیوانات جوان مقاومت دارند. انسان به بیماری شاربن حساس بوده و با تماس با حیوانات مبتلا و یا فراورده های آلوده به این بیماری مبتلا میشود.

راه انتقال انتشار و ورود بیماری:

بیماری شاربن در انسان در نتیجه تماس مستقیم با حیوانات بیمار و یا فراورده های حیوانات مثل پوست مو و پشم ایجاد می شود بنابراین دامپزشکان دامداران میکروب شناسان کشاورزان چوپانان کارگران کشتارگاهها و کارگرانی که در صنایع پوست و پشم کار می کنند بیشتر در معرض ابتلاء به این بیماری هستند.در حیوانات میکروب شاربن بطور مستقیم از حیوان آلوده به حیوان سالم منتقل نمی شود بلکه میکروب در بافتهای حیوانات مبتلا وجود داشته و کمی قبل از مرگ از راه ترشحات مختلف به خارج دفع میشود همچنین اگر لاشه حیوانات تلف شده کالبدگشایی شود و یا در دسترس پرندگان و یا حیوانات شکاری قرار گیرد ممکن است بطور وسیع و خطرناکی میکروب را در خاک پراکنده کند بنابراین انتشار میکروب در یک منطقه ممکن است بوسیله جریا آب حشرات سگها و سایر گوشتخواران پرندگان وحشی و یا مدفوع دامهای مبتلا تامین شود. ورود عفونت به یک منطقه غیرآلوده همواره بوسیله مواد آلوده حیوانی مانند گرد استخوان کود پوست روده پشم و مواد کنسانتره و یا علوفه آلوده صورت میگیرد.

میکروب شاربن در انسان و حیوان ممکن است از راه خراش های پوستی یا از راه گوارشی و یا از طریق تنفس ایجاد آلودگی نماید گرچه در بیشتر مواقع طرز ایجاد آلودگی به درستی معلوم نیست اما غالبا تصور می شود که دامها در نتیجه خوردن غذاها و یا آب های آلوده مبتلا میشوند و در انسان میکروب بیشتر از راه خراش های پوستی وارد بدن می شود ولی ندرتا ممکن است از راه مخاط دستگاه تنفس و یا گوارش افراد را مبتلا کند. بنابراین بسته به راه ورود میکروب سه نوع شاربن ایجاد میشود: شاربن پوستی شاربن تنفسی و شاربن گوارشی.

بیماری زایی شاربن:

باسیلوس آنتراسیس از طریق تولید سم یا زهرابه به میزبان حمله میکند بطور دقیقتر بیماریزایی باسیلوس آنتراسیس به دو عامل مربوط است: کپسول و زهرابه. به این ترتیب که کپسول باکتری را در برابر بیگانه خوارها و فاگوسیت ها و سایر عوامل دفاع غیرآختصاصی بدن محافظت می کند و زهرابه یا توکسین از سه جزء مهم پروتئینی تشکیل شده است.

سیاه زخم پوستی: معمولا در مناطقی از پوست دست و بازو که بیشتر در معرض تماس با آلودگی هستند روی می دهد(پوست صورت و گردن هم با شیوع کمتری گرفتار می شوند). علائم: ضایعه معمولا با ایجاد جوش بی درد در محل ورود میکروب آغاز می شود که به سرعت گسترش می یابد و به قرحه ای که اطراف آن را طاولهای کوچک احاطه کرده اند منجر می شود و به نکروز قرمز تیره و سیاه رنگی تبدیل می شود (در مرکز زخم یک اثر و جای زخم سیاه رنگ بوجود می آید).این ضایعه قطر 1 تا 3 سانتیمتری داشته و به آن پوسچول بدخیم (malignant pustule) می گویند. در اثر زهرابه میکروب خیز و ادم وسیع بزرگ شدن عقده های لنفاوی(لنفادنوپاتی) تب بی حالی و نیز سر درد هم ممکن است دیده شود. بیماری در اکثر موارد خودبخود محدود شده و بهبودی حاصل می شود اما موارد درمان نشده می تواند به باکتریمی (وجود باکتری در خون ) مننژیت و مرگ منجر شود و این تلفات در اینگونه افراد حدود 20% است. این بیماری در مناطق استوایی شایع تر است.

سیاه زخم تنفسی یا ریوی در انسان که بیماری پشم ریسان هم خوانده می شود در اثر استنشاق اسپور ها ایجاد می گردد که در ابتدا آثاری شبیه به سرماخوردگی دارد ولی بزودی به بیماری شدید ریوی و پنومونی تهدید کننده تبدیل می شود.میزان تلفات در این شکل بیماری حتی افرادیکه تحت درمان دقیق قرار می گیرند زیاد است چون وقتی به بیماری مظنون می شوند که جراحات قابل ترمیم نیست. علائم: تب سرفه خشک احساس ناراحتی در پشت جناغ سینه و نهایتا تنگی نفس حاد تعریق و سیانوز .پرده جنب ریه هم درگیر می شود و پس از آن تجمع مایع خونی در فضای پلور ( فضای بین دو پرده جنب) روی می دهد. بیماری به سرعت پیشرفت می کند و در عرض 24 تا 36 ساعت شوک افت دمای بدن و مرگ رخ می دهد.

پیشگیری و درمان: سوزاندن یا دفن لاشه های آلوده در گودال های عمیق دارای آهک_ ضدعفونی محصولات حیوانی (بوسیله اتوکلاو)_ استفاده از دستکش و پوشاک محافظت کننده در افرادی که در خطر بالای ابتلاء قرار دارند_ ایمن سازی فعال دام ها به کمک واکسن زنده ضعیف شده (تخفیف حدت یافته) در این مورد واکسنی که وجود دارد حدود 9 ماه به دام ایمنی می دهد_ واکسینه کردن افرادی که در خطر شغلی بالایی هستند. این واکسن بدون سلولی و حاوی آنتی ژن محافظت کننده (PA ) خالص شده می باشد. درمان بوسیله پنی سیلین G انجام می شود که موثرترین درمان است. سویه های مقاوم تاکنون از بیمار جدا نشده است.

سیاه زخم گوارشی: در اثر مصرف گوشت آلوده ایجاد می شود. علائم: بصورت یک التهاب دستگاه گوارش (گاستروانتریت)حاد تضاهر می یابد تب شدید نفخ شکم دلدرد و همچنین استفراغ خونی و اسهال خونی هم ممکن است دیده شود و نهایتا به مرگ منجر می شود.

تشخیص: تهیه گسترش و دیدن باسیل های گرم مثبت و بزرگ که بصورت زنجیره ای قرار گرفته اند. اسپورها معمولا در گستره های بدست آمده از ترشح زخم دیده نمی شود . آزمایشات سرولوژی مفید نیستند.

عفونت هاي ويروس هاي آنفلوانزاي پرندگان در انسان

عفونت‌هاي ويروس هاي آنفلوانزاي پرندگان در انسان
دكتر مهدي بوربور،عضو گروه علمي شركت تلاونگ
ويروس‌هاي آنفلوانزا جزء خانواده ارتوميگزوويريده (orthomyxoviridae) بوده و داراي 3 تيپ C,B,A مي‌باشند. ژنوم ويروس‌هاي آنفلوانزا RNA تك رشته‌اي با مفهوم منفي و قطعه قطعه مي‌باشد. ژنوم ويروس‌هاي آنفلوانزا A از 8 قطعه ژني تشكيل شده كه 11 پروتئين ويروسي را رمزگذاري مي‌كنند. اين پروتئين‌ها شامل پروتئين‌هاي پلي‌مرازي(PA ،PB1،PB1_F2 ،PB2) نوكلئوپروتئين (NP) ، گليكوپروتئين هماگلوتينين (HA) ، گليكوپروتئين نورامينيداز (NA) ، پروتئين‌هاي ماتريكس (M2-M1) و پروتئين‌هاي غيرساختماني (NS1-(NS2 مي باشند.گليكوپروتئين هاي HA و NA آنتي‌ژن‌هاي اصلي ويروس‌هاي تيپ A آنفلوانزا مي‌باشند و ويروس‌هاي آنفلوانزاي A براساس تحت تيپ HA به 16 تحت تيپ (H1-H16) وتحت تيپ NA به 9 تحت تيپ (N1-N9) قسيم مي‌شوند. هماگلوتينين در اتصال و ورود ويروس آنفلوانزا به داخل سلول‌ ميزبان نقش دارد و اين عمل را از طريق پيوند با گيرنده‌هاي اسيد سياليكي موجود بر روي سطح سلول ميزبان انجام مي‌دهد. همچنين هماگلوتينين اصلي‌ترين آنتي‌ژن ويروس آنفلوانزا مي‌باشد كه توسط ايمني همورال ميزبان شناسايي شده و بر عليه آن پادتن خنثي‌كننده ترشح مي‌شود. عوامل مختلفي در تعيين طيف ميزبانان ويروس‌هاي آنفلوانزا نقش دارند كه يكي از آنها هماگلوتينين مي‌باشد. تمايل اتصال هماگلوتينين با گيرنده‌هاي اسيد سياليكي مختلف، تعيين‌كننده ويژگي‌هاي ميزباني تحت تيپ‌هاي مختلف ويروس‌هاي آنفلوانزا مي‌باشد. ويروس‌هاي آنفلوانزاي انسان تمايل بالايي براي اتصال با گيرنده‌هايي دارند كه در آنها اسيد سياليك بوسيله پيوندهاي 2,6 _آلفا به گالاكتوز متصل مي‌باشد. اين گيرنده‌ها، گيرنده‌هاي غالب در سلول‌هاي اپيتليال دستگاه تنفس انسان مي‌باشند در حالي كه ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان تمايل بالايي در اتصال به گيرنده‌هايي دارند كه در آنها اسيد سياليك توسط پيوندهاي 2,3 _آلفا به گالاكتوز متصل مي‌باشد و اين گيرنده‌ها به فراواني در روده اردك وجود دارند. تمايل ويروس‌هاي آنفلوانزا به گيرنده‌هاي اسيدسياليكي مختلف يكي از عواملي است كه بصورت يك سد ميزباني عمل كرده و از انتقال ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان به انسان و بالعكس جلوگيري مي‌كند. حضور هر دو گيرنده 2,3 _آلفا و 2,6 _آلفا در اپيتليوم ناي خوك باعث شده است كه اين حيوان به عنوان يك ظرف مخلوط‌كننده در نظر گرفته شود و در صورت عفونت همزمان خوك با ويروس‌هاي آنفلوانزاي انسان و پرندگان، اين ويروس‌ها قطعات ژني خود را مبادله كرده و ويروس‌هاي آنفلوانزاي جديد بوجود بيايند.مرغ‌ها نيز احتمالاً نقش مشابهي را دارند زيرا هر دو گيرنده 2,3 _آلفا و 2,6 _آلفا در اپتيليوم ريه‌ها و روده مرغ‌ها وجود دارند. در دستگاه تنفس انسان گيرنده‌هاي 2,3 _آلفا در سلول‌هاي مژكدار و گيرنده‌هاي 2,6 _آلفا در سلول‌هاي غيرمژكدار قرار دارند بنابراين ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان مي‌توانند در انسان عفونت ايجاد كنند. تغيير تنها يك اسيد آمينه در گليكوپروتئين H5 كافي است تا ويژگي‌هاي اتصال به گيرنده ويروس‌هاي H5N1 تغيير كند و بدين ترتيب به راحتي سد ميزباني ناشي از اختلافات موجود بين ويژگي‌هاي اتصال به گيرنده ويروس‌هاي آنفلوانزاي مختلف كه از انتقال بين گونه‌اي ويروس‌هاي آنفلوانزا جلوگيري مي‌كند شكسته مي‌شود.
ويروس‌هاي آنفلوانزا پس از تكثير در داخل سلول به سطح سلول انتقال مي‌يابند تا از آنجا رها شده و به ساير سلول‌ها هجوم آورند و در اين بين نورآمينيداز باعث شكستن پيوندهاي قندي بين ويروس‌هاي آنفلوانزا و گيرنده‌هاي اسيد سياليكي سطح سلول مي‌شود. مهار نورآمينيداز سبب مي‌شود پيوندهاي قندي فوق شكسته نشده و ويرون‌هاي آنفلوانزا نتوانند از سلول رها شوند. بنابراين نورآمينيداز نقطه هدف داروهاي مهاركننده نورآمينيداز كه داروهاي اصلي درمان و پيشگيري آنفلوانزا هستند مي‌باشد. اسلتاميوير (Oseltamivir) و زاناميوير (Zanamivir) از اين دسته مي‌باشند. بررسي بر روي يك ايزوله H5N1كه از يك دختر بچه ويتنامي جدا گرديده بود حاكي از مقاومت اين ويروس در برابر اسلتاميوير و حساسيت آن به زاناميوير بود. تعيين توالي اسيدهاي آمينه نورامينيداز اين ويروس نشان مي‌داد كه در موقعيت 274 جهشي صورت گرفته و اسيد آمينه تيروزين جايگزين اسيد آمينه هيستيدين شده است. پروتئين M2 يك كانال يوني مي‌باشد كه نقش آن اسيدي نمودن PH داخل ويروس مي‌باشد. اسيدي شدن داخل ويروس سبب جدا شدن پروتئين‌هاي ماتريكس (M1) از نوكلئوپروتئين (NP) مي‌شود كه اين جدا شدن براي رها شدن ژنوم ويروس از داخل كپسيد (uncoating) ضروري مي‌باشد. از طرفي كانال يوني M2 در بلوغ گليكوپروتئين‌هاي هماگلوتينين در داخل شبكه ترانس گلژي نقش مهمي دارد. پروتئين M2 نقطه هدف داروهاي آنفلوانزاي خانواده آدامانتان (Adamantanes) شامل آمانتادين (amantadine) و ريمانتادين (rimantadine) مي‌باشد. جهش در پروتئين M2 و جايگزيني اسيد آمينه آسپارژين به جاي سرين در موقعيت 31 باعث مقاومت ويروس آنفلوانزا در برابر آمانتادين مي‌شود و اين مقاومت در ايزوله‌هاي H5N1 جدا شده از اواخر سال 2003 به بعد در جنوب شرقي آسيا ديده مي‌شود. پروتئين PB1_F2 با فعال كردن ميتوكندري‌هاي سلول ميزبان سبب آپوپتوز سلول عفوني (Apoptosis) مي‌شود.
به نظر مي‌رسد گليكوپروتئين هماگلوتينين (HA) و پروتئين پلي‌مرازي بازي 2 (PB2) در تعيين طيف ميزبانان و حدت ويروس‌هاي آنفلوانزا نقش مهمي دارند.
يكي از ويژگي‌هاي برجسته ويروس‌هاي آنفلوانزاي A وقوع تغييرات آنتي‌ژني بصورت تغييرات جزئي آنتي‌ژني (Antigenic drift) و جابه‌جايي قطعات ژني (Antigenic shift) در آنها مي‌باشد. تغييرات جزئي آنتي‌ژني عبارت است از تغييرات نسبتاً ناچيز در آنتي‌ژنزايي گليكوپروتئين‌هاي HA و NA. اين تغييرات در اثر جهش‌هاي نقطه‌اي ايجاد مي‌شوند. اين جهش‌ها بصورت مداوم بوده و در اثر فشار انتخابي سيستم ايمني ميزبان بر روي ويروس اتفاق مي‌افتند. تغييرات جزئي آنتي‌ژني باعث مي‌شوند كه هر ساله واكسن‌هاي آنفلوانزاي جديد با توجه به خصوصيات آنتي‌ژني ويروس‌هاي آنفلوانزاي در حال گردش تهيه شوند. براي مثال در سال 2005-2004 در نيم كره شمالي از ويروس A/Fujian/411/2002/H3N2 براي تهيه واكسن براي انسان استفاده شد ولي در سال 2006-2005 از ويروس A/california/7/2002/H3N2 استفاده گرديد.
جابه‌جايي قطعات ژني عبارت است از بازآرائي (reassortment) بين قطعات ژني ويروس‌هاي آنفلوانزاي مختلف كه مي‌تواند باعث ظهور ويروس‌هاي جديد شود. چنانچه جمعيت‌هاي انساني نسبت به اين ويروس‌هاي بازآرايي شده جديد ايمني كمي داشته و يا اصلاً ايمني نداشته باشند و اين ويروس‌ها بتوانند از فردي به فرد ديگر منتقل شوند احتمال بروز پاندمي آنفلوانزا (Pandemic) وجود دارد. مهمترين پاندمي‌هايي كه در 100 سال اخير روي داده‌اند شامل پاندمي 1919-1918 (H1N1) پاندمي 1957 (H2N2) و پاندمي 1968 (H3N2) مي‌باشند. اين احتمال وجود دارد كه يك ويروس آنفلوانزاي پرندگان نظير تحت تيپ H5N1 در اثر جهش‌هاي مكرر بدون ايجاد بازآرايي ژني با ويروس‌هاي آنفلوانزاي انسان بتواند با انسان سازگاري يافته و باعث پاندمي شود.
تغيير همه‌گيري شناسي؛ تغيير بيماريزايي
پرندگان آبزي مخازن طبيعي تمام تحت تيپ‌هاي آنفلوانزا A مي‌باشند. ويروس‌هاي آنفلوانزا در بدن پرندگان آبزي در يك حالت سكون تكاملي قرار دارند و بدون اينكه باعث بيماري باليني در پرندگان آبزي شوند تكثير يافته و با حجم بالايي همراه با مدفوع اين پرندگان دفع مي‌شوند. عفونت انسان با ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان اكثرا در اثر انتقال مستقيم اين ويروس‌ها از پرندگان عفوني به انسان روي داده‌اند. موارد تك‌گيري از عفونت انسان با ويروس‌هاي H7N7 در اثر انتقال مستقيم از حيوانات به انسان يا بطور تصادفي در آزمايشگاه روي داده است كه عمدتاً سبب التهاب ملتحمه (conjunctivitis) شده‌اند.
در همه‌گيري تحت تيپ H7N3 بين سالهاي 2003-1999 در كشور ايتاليا %8/3 (7 نفر از 85 كارگر مرغداري) از لحاظ سرم‌شناسي علائم عفونت با تحت تيپ H7 را نشان مي‌دادند. كه تنها در 1 نفر از آنها التهاب ملتحمه مشاهده گرديد و سايرين فاقد علائم باليني بودند. اولين مورد انتقال مستقيم ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان به انسان در سال 1997 در هونگ‌گونگ روي داد كه در طي آن 18 نفر بيمار شدند و 6 نفر از آنها جان باختند. اين واگيري با حذف 5/1 ميليون مرغ كنترل گرديد. ويروس‌هاي H5N1 در سال 2002-2001 بار ديگر ظاهر شدند ولي اين بار هيچ موردي از عفونت انسان گزارش نگرديد. مورد ديگري از عفونت H5N1 در هونگ‌كونگ مربوط مي‌شد به يك خانواده 5 نفره كه پس از بازگشت از استان Fujian كشور چين عفونت در آنها گزارش گرديد. دختر 7 ساله اين خانواده در چين در اثر يك پنوموني ناشناخته فوت كرده بود. با انجام آزمايشات ويروس‌شناسي، پنوموني و سندرم سختي تنفسي حاد يا ARDS ناشي از عفونت H5N1 در پدر اين خانواده تائيد گرديد.
در دسامبر 2003 يك واگيري H5N1 در ميان ماكيان كره جنوبي روي داد كه پس از مدت كوتاهي باعث بوجود آمدن يك واگيري گسترده در كشورهاي ويتنام، ژاپن، تايلند، لائوس، كامبوج، چين، اندونزي و مالزي گرديد. در اين زمان انتقال مستقيم تحت تيپ H5N1 از طيور به انسان در قالب 3 موج بوقوع پيوست و در آنها 133 نفر عفوني شدند كه 68 نفر از آنها در تايلند، كامبوج، اندونزي و چين جان باختند. در همين زمن واگيري‌هاي ديگري با دخالت تحت تيپ‌هاي H7 و H9 در پاكستان و H5N2 در تايوان روي دادند كه از حدت كمتري برخوردار بودند.
همه‌گيري اخير تحت تيپ H5N1 از 2 نظر حائز اهميت مي‌باشد. نخست وسعت جغرافيايي گسترده و غيرقابل پيش‌بيني اين همه‌گيري مي‌باشد. جنوب چين مركز ويروس‌هاي آنفلوانزاي فوق حاد انسان و پرندگان مي‌باشد.از سال 2004 ويروس‌هاي H5N1 از جنوب چين به سمت مرزهاي شمالي و غربي اين كشور هجوم آوردند و باعث آلودگي كشورهاي مغولستان، روسيه، قزاقستان، تركيه و روماني گرديدند.
نكته دوم تغييرات ژنتيكي ويروس‌هاي H5N1 و به دنبال آن تغيير اكولوژي و ميزبانان اين ويروسها مي‌باشد. از سال 2002 عفونت‌هاي H5N1 باعث تلف شدن پرندگان آبزي هونگ‌كونگ شده‌اند و اين مطلب در واگيري‌ اخير H5N1 در آسيا و اروپا نيز ديده مي‌شود.
مطالعات انجام شده بر روي ويروس‌هاي H5N1 جمع‌آوري شده از جنوب شرق آسيا در بين سال‌هاي 2004-2003 نشان دادند كه اين ويروس‌ها نه تنها در دستگاه گوارش اردك‌ها بلكه در دستگاه تنفس آنها نيز تكثير يافته و عفونت ايجاد مي‌كنند و حجم ويروس در ناي اردكها بيش از كلواك آنها مي‌باشد. در مطالعات گذشته مشخص شده بود كه اردك‌ها بين 5-2 روز ويروسهاي آنفلوانزاي پرندگان را دفع مي‌كنند ولي مطالعات جديد نشان مي‌دهند كه اردك‌ها تا 17 روز پس از عفونت، ويروس‌هاي H5N1 را دفع مي‌كنند. مطلب مهمتر اين است كه ويروس‌هاي H5N1 اخير حدت بالاتري براي پستانداران دارند و باعث تلف شدن گربه‌هاي اهلي و وحشي در آزمايشگاه و پاركهاي طبيعي شده‌اند. اين افزايش حدت به دليل تغيير يكسري اسيدهاي آمينه پروتئين PB2 (مثلاً جايگزيني) آسپارژين با اسيد آسپارتيك در موقعيت 701 و ليزين با گلوتاميك اسيد در موقعيت 627) مي‌باشد.
ويروس‌هاي H5N1 مي‌توانند باعث عفونت سيستميك در موش و موش خرما شده و عفونت به اندامهايي غير از ريه نظير مغز منتشر مي‌شود.ازسال 1997 ژنوتيپ z در ويروس‌هاي H5N1 جنوب چين ظاهر گرديده است و ژنوتيپ غالب را در اين ناحيه به خود اختصاص داده است. بسياري از سويه‌هاي ژنوتيپ z داراي ژن M2 جهش يافته مي‌باشند و در مقابل داروهاي خانواده آدامانتان مقاوم هستند.
در سال‌هاي اخير ساير ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان به جز تحت تيپ H5N1 نيز باعث عفونت‌هاي باليني در انسان شده‌اند. ويروس H9N2 در سال 1999 باعث ايجاد بيماري آنفلوانزا در 2 هونگ كونگي گرديد. در سال 2004 تحت تيپ H7N3 باعث عفونت 2 كارگر مرغداري در كشور كانادا شد. بزرگترين واگيري ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان در انسان به جز تحت تيپ H5N1 مربوط به تحت تيپ H7N7 مي‌باشد كه در سال 2003 در كشور هلند باعث مرگ 1 دامپزشك شد. آزمايش ويروس‌شناسي در 89 نفر ديگر مثبت اعلام گرديد.
اصلي‌ترين راه انتقال ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان به انسان، تماس مستقيم غشاءهاي مخاطي انسان با ترشحات و فضولات پرندگان عفوني يا محصولات آلوده طيور مي‌باشد. بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه در مواردي نادر كاركنان كشتارگاه نيز با ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان عفوني مي شوند. به نظر مي‌رسد اصلي‌ترين محل ورود ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان به انسان دستگاه تنفس فوقاني و ملتحمه (conjunetivae) باشند. همچنان كه در عفونت‌هاي H7N7 و H7N3 راه اصلي ورود ويروس به بدن افراد عفوني غشاء ملتحمه بوده است. تصور بر اين است كه عفونت سيستم دستگاه تنفس فوقاني انسان با ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان زماني روي مي‌دهد كه شخص با حجم بالايي از ويروس‌ در تماس باشد نظير كارگران كشتارگاه‌ها ولي با اين همه اهميت اين موضوع هنوز نامشخص مي‌باشد. تاكنون انتقال انسان به انسان ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان بصورت تك‌گير و بسيار ضعيف روي داده است. در واگيري سال 1997 هونگ‌كونگ عفونت H5N1 از يك شخص بيمار به يكي از اعضا خانواده‌اش كه هيچ سابقه تماس با طيور را نداشت انتقال يافت. همين طور %7/3 كاركنان مراكز بهداشتي كه از بيماران مبتلا به H5N1 مراقبت بعمل مي‌آوردند سرم مثبت (seropositive) بودند. در واگيري اخير H5N1 در جنوب شرقي آسيا احتمال انتقال انسان به انسان مطرح شده است ولي 2 مطالعه بر روي كاركنان مراكز بهداشتي اين مطلب را رد نمودند. مدارك موجود حاكي از انتقال انسان به انسان تحت تيپ H7N7 در واگيري سال 2003 كشور هلند مي‌باشد كه در طي آن 3 مورد انتقال ويروس به اعضاء خانواده (2 مورد التهاب ملتحمه و 1 مورد بيماري شبه آنفلوانزا) گزارش گرديد.
علائم باليني و مديريت آنها
- ويژگي‌هاي باليني و آسيب‌شناسي
عمده علائم باليني عفونت‌هاي آنفلوانزا به تحت تيپ عامل بيماري بستگي دارد. عفونت‌هاي H7N7 اكثراً در انسان باعث التهاب ملتحمه و به ميزان كمتر باعث يك بيماري شبه آنفلوانزا شده‌اند. در واگيري سال 2003 كشور هلند، 82 نفر از 89 بيمار (%1/92) مبتلا به التهاب ملتحمه و بقيه آنها مبتلا به يك بيماري شبه آنفلوانزا بودند. در اين واگيري يك دامپزشك 2 روز پس از بازديد از يك مزرعه ماكيان، علايم يك بيماري شبه آنفلوانزا را نشان داد و در طي 7 روز اين بيماري به يك پنوموني شديد تبديل گشت. پنوموني اين دامپزشك به درمان پاسخ نداده و 15 روز پس از بازديد از مزرعه عفوني در اثر ADRS جان باخت. در واگيري H5N1 هونگ كونگ در سال 1997 در همان ابتداي دوره بيماري علائم واضح آنفلوانزا در بيماران ديده مي‌شد و در بعضي از بيماران التهاب ملتحمه ديده مي‌شد. دامنه سن بيماران 1 تا 69 سال (ميانگين سني 2/17 سال) بود و سن 11 بيمار از 18 بيمار 14 سال و كمتر بود. در تعدادي از بيماران علائم گوارشي بصورت درد شكم، اسهال، استفراغ برجسته بود از مجموع بيماران 7 بيمار پس از بروز يك بيماري شبه آنفلوانزا بهبود يافتند و در 11 بيمار ديگر بيماري به سمت يك پنوموني شديد پيشرفت نمود و در نهايت 6 بيمار به دليل ARDS يا نارسايي در چندين اندام بدن جان باختند. سندرم ري (Reye) و خونريزي ريوي از ديگر عوارض عفونت H5N1 در اين بيماران بود. سن بالا، تاخير در بستري شدن، پنوموني، كاهش لوكوسيت‌ها (Leukopenia) و لنفوسيت‌ها (Lymphopenia) فاكتورهاي خطرسازي بودند كه در موارد شديد بيماي ديده مي‌شدند. آمانتادين به 8 بيمار تجويز شده بود ولي تاثير مفيد آن تائيد نگرديد. در واگيري H5N1 سال 2004، موارد عفونت انساني در چند كشور جنوب شرقي آسيا گزارش گرديد. در بيماران ويتنامي دامنه سني 5 تا 24 سال و ميانگين آن 7/13 سال بود. در ميان 12 بيمار تائيد شده تايلندي ميانگين سني 12 سال و دامنه آن 2 تا 58 سال بود. سابقه تماس با طيور در اين بيماران 58 تا 90 درصد بود. شروع بيماري بطور متوسط 3 تا 4 روز پس از تماس با طيور (دامنه 2 تا 8 روز) بود. تب در تمام بيماران عموميت داشت. زمان آغاز بيماري تا بستري شدن 1 تا 8 روز (بطور متوسط 3 تا 8 روز) بود. اسهال علامت مهمي بود كه در 42 تا 70 درصد بيماران حضور داشت. در ميان بيماران ويتنامي يك مورد اسهال شديد در يك پسر بچه 4 ساله ويتنامي ديده شد. خواهر اين پسربچه 2 هفته پيش در اثر عفونت H5N1 فوت كرده بود. هر دو كودك در اثر عفونت منتشر و آنسفاليت (encephalitis) جان باختند. كاهش لنفوسيت‌ها و ترومبوسيت‌ها (Thrombocytopenia) يافته‌هاي معمول در تمام بيماران بود و اين يافته‌ها شاخص‌هاي پيش‌آگهي براي ARDS و مرگ بودند. راديوگرافي سينه تمام بيماران غيرمعمول بود و ارتشاح بينابيني (interstitial infiltration) ارتشاح لوبهاي ريه (lobar infiltration) ، كلپس و سفت شدن ريه و حضور هوا در نايژه‌ها (air bronchograms) ديده مي‌شد. در بيماراني كه از تنفس مكانيكي استفاده مي‌كردند حضور هوا در فضاي جنب (phenumothorax) اتفاق مي‌افتاد. در بيماران تايلندي زمان متوسط بين شروع بيماري و ظهور ARDS 6 روز (دامنه 4 تا 13 روز) بود. درصد تلفات در بيماران ويتنامي و تايلندي 67 تا 80 درصد و مدت زمان بين شروع بيماري و مرگ 4 تا 30 روز بود. هنوز درصد وقوع عفونت‌هاي بدون علامت يا خفيف H5N1 در برابر وقوع پنوموني ناشي از H5N1 مشخص نمي‌باشد. يافته‌هاي كالبدگشايي در 2 بيمار هونگ‌‌كونگي شامل تخريب چندين اندام، انعقاد عروقي منتشر (disseminated intravascular coagulation) ، نكروز و آتروفي بافت لنفوئيدي و تخريب منتشر آلوئولها بود و سندرم فاگوسيت گلبول‌هاي خون (Hemophagocytic syndrome) يك يافته دائمي بود. در يك پسربچه تايلندي جان باخته، با انجام آزمايش RT-PCR (reverse transcription-polymerase chain reaction) RNA ويروس H5N1 در ريه‌ها، روده و طحال رديابي گرديد ولي تكثير فعال ويروس تنها به ريه‌ها و روده محدود مي‌شد. تصور مي‌شود كه حضور ويروس H5N1 در روده عامل بروز اسهال در بيماران باشد.
ويروس‌هاي H5N1 در مقايسه با ويروس‌هاي پاندمي‌هاي گذشته باعث بيماري شديدتر و درصد تلفات بالاتري مي‌شوند كه دليل آن روشن نمي‌باشد. يك دليل احتمالي اين مي‌تواند باشد كه تحت تيپ H5N1 به تازگي وارد جمعيت‌هاي انساني شده است و انسان ها هيچ ايمني محافظت‌كننده‌اي در برابر اين تحت تيپ نداشته‌اند ولي اين دليل كافي نمي‌باشد. توانايي تحت تيپ H5N1 در ايجاد عفونت منتشر از جمله ويرمي (viremia) و آنسفاليت مي‌تواند يك عامل مهم حدت بالاي اين تحت تيپ باشد.
در عفونت‌هاي H5N1 انسان ترشح سيتوكين‌هاي پيش التهابي شديداً افزايش مي‌يابد و اين باعث افزايش تخريب بافتي مي‌گردد.
- رهيافت باليني و تشخيص آزمايشگاه
هيچ شناسه ويژه‌اي (pathognomonic sign) براي عفونت‌هاي H5N1 در انسان وجود ندارد. يافته‌هاي باليني، آزمايشگاهي و راديولوژي عفونت H5N1 از ساير عوامل ايجاد كنند‌ه بيماري آنفلوانزا، پنوموني حاد و يا ARDS قابل تمايز نمي‌باشد. تنها مشخصه‌اي كه مي‌تواند باعث مشكوك شدن به عفونت آنفلوانزاي پرندگان در بيمار شود رابطه همه‌گيري شناسي بين فرد بيمار با مناطقي كه آنفلوانزاي پرندگان در آنجا بومي است و سابقه تماس با پرندگان مي‌باشد. بنابراين در بيماران مشكوك به عفونت آنفلوانزاي پرندگان، سابقه تماس با حيوانات و مسافرت به مناطق آلوده بايد مشخص گردد و در صورت وجود اين سابقه بايد بررسي‌هاي راديولوژيكي و ميكروبيولوژيكي مناسب همراه با در نظر گرفتن احتياطات لازم انجام گيرد. بيماراني كه مبتلا به يك بيماري شبه آنفلوانزاي خفيف مي‌باشند تا زماني كه نتايج بررسي‌هاي آزمايشگاهي مشخص گردد بايد در مكان‌هاي ايزوله و تحت مراقبت‌هاي ويژه و دائمي قرار گيرند. بايد سريعاً راديوگراف قفسه سينه گرفته شود تا در صورت عدم درگيري ريه‌ها اقدامات لازم براي جلوگيري از‌آن صورت گيرد. تصميم‌گيري براي بستري نمودن يا عدم آن براساس شدت بيماري باليني، امكان تماس با بيمار و پي‌گيري شرايط بيمار و همين‌طور احتمال وجود عفونت آنفلوانزاي پرندگان مي‌باشد. بيماراني كه مبتلا به پنوموني حاد هستند و مشكوك به عفونت آنفلوانزاي پرندگان مي باشند بايد تحت درمان با داروي اسلتاميوير و يك آنتي بيوتيك وسيع الطيف نظير يك بتالاكتام به همراه يك ماكروليد قرار گيرند. تشخيص قطعي عفونت آنفلوانزاي پرندگان در انسان براساس مثبت بودن كشت ويروسي نمونه‌هاي باليني گرفته شده از بيماران و يا افزايش تيتر سرمي پادتن‌هاي خنثي كننده ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان به ميزان 4 درجه مي‌باشد. اين آ‍زمايشات در آزمايشگاه‌هايي بايد انجام گيرد كه از لحاظ سلامت زيستي (biosafty) در وضعيت 3+ قرار داشته باشند. بايد 14 روز پس از شروع بيماري نمونه سرمي از بيماران گرفته شود. چنانچه جواب آزمايش پادتن‌هاي خنثي‌كننده مثبت باشد براي تائيد آن آزمايش
baculovirus – expressed recombinant H5 western blot
انجام مي‌گيرد. متاسفانه اين آزمايشات به راحتي در دسترس نمي‌باشند و پاسخ سريعي نيز نمي‌دهند ولي بايد در موارد مشكوك انجام گيرند زيرا اطلاعات مهمي را در مورد حساسيت سويه‌هاي ويروس به تشخيص سريع عفونت آنفلوانزاي پرندگان براساس رديابي آنتي‌ژن ويروس يا انجام آزمايش PCR بر روي سوآب‌هاي گرفته شده از ناي يا ترشحات بيني – حلقي (Nasopharyngeal aspirate) مي‌باشد.
رديابي آنتي‌ژن ويروس آنفلوانزا در نمونه‌ها توسط آزمايشات
indirect immunofluorescence
enzyme immunoassays
rapid immuno chromatographicassays
انجام مي‌گيرد. متاسفانه كيت‌هاي تشخيصي موجود در بازار آنتي‌ژن نوكلئوپروتئين (NP) ويروس آنفلوانزا را رديابي مي‌كنند و از آنجائي كه NP بين تمام ويروس‌هاي آنفلوانزاي تيپ A تقريباً مشابه مي‌باشد بنابراين اين كيت‌ها نمي‌توانند ويروس‌هاي آنفلوانزاي انسان را از ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان متمايز كنند و نيز نمي‌توانند تحت تيپ ويروس‌هاي آنفلوانزا را مشخص نمايند. حساسيت اين كيت‌ها در رديابي عفونت H5N1 بين %3/33 تا %7/85 متغير مي‌باشد. نمونه‌هاي مثبت بايد براي تعيين تحت تيپ مورد بررسي قرار گيرند. در حال حاضر مطمئن‌ترين آزمايش براي رديابي سريع ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان آزمايش RT-PCR مي‌باشد. پروتكل‌هاي مختلفي براي انجام آزمايش RT-PCR به منظور رديابي تمام ويروس‌هاي آنفلوانزاي A يا ژن‌هاي اختصاصي H5 و N1 وجود دارد. اين آزمايش را مي‌توان بر روي نمونه‌هاي پلاسمايي، مايع مغزي نخاعي، بافتها، مدفوع بعلاوه ترشحات تنفسي انجام داد.
- درمان‌هاي ضد ويروسي و جانبي
داروهاي خانواده آدامانتان ( آمانتادين و ريمانتادين ) و داروهاي مهاركننده نورامينيداز ( اسلتاميوير و زاناميوير ) رايج‌ترين داروها براي پيشگيري و درمان عفونت آنفلوانزا مي‌باشند. داروهاي آدامانتان بر عليه ويروس‌هاي آنفلوانزاي Aو B موثرند. معمولاً به 2 دليل داروهاي آدامانتان داروهاي انتخابي عفونتهاي آنفلوانزاي پرندگان نمي‌باشند. نخست اينكه بدنبال استفاده درماني از داروهاي آدامانتان سريعاً مقاومت در برابر آنها ايجاد مي‌شود و ويروس‌هاي مقاوم بوجود آمده بسيار مسري و بيماريزا مي‌باشند. نشان داده شده است كه تا %30 بيماران مبتلا به آنفلوانزاي A انسان كه با آمانتادين درمان مي‌شوند ويروس‌هاي مقاوم به آمانتادين را دفع مي‌كنند كه گاهي اين اتفاق 2 تا 3 روز پس از شروع درمان روي مي‌دهد. اين ويروس‌هاي مقاوم مي‌توانند به راحتي به اطرافيان منتقل گردند. دوم اينكه اكثر ايزوله‌هاي H5N1 كه اخيراً از كامبوج، تايلند و ويتنام جدا شده‌اند داراي ژن M2 جهش يافته مي‌باشند و در برابر داروهاي آدامانتان مقاوم هستند. اين ويروس‌ها متعلق به شاخه (clade) هندو چين مي‌باشند ولي ويروس‌هاي شاخه چين – اندونزي كاملاً نسبت به آمانتادين حساس مي‌باشند. بنابراين در جوامعي كه سويه‌هاي H5N1 در حال گردش در آنها نسبت به آمانتادين حساس مي‌باشند بايد آمانتادين را به عنوان يك داروي پيشگيري‌كننده در نظر داشت. قابليت نگهداري تا مدت طولاني (بيش از 25 سال) و قيمت ارزان از مزاياي داروي آمانتادين مي‌باشند.
متاسفانه به دليل شدت بيماري H5N1 در انسان هنوز هيچ آزمايش باليني كنترل شده‌اي براي ارزيابي تاثير داروهاي مهاركننده نورآمينيداز در انسان صورت نگرفته است و دانسته‌هاي فعلي بر پايه نتايج بدست آمده از حيوانات آزمايشگاهي و شرايط آزمايشگاه مي‌باشند. داروهاي اسلتاميوير و زاناميوير در پيشگيري از مرگ و كاهش تلفات ناشي از H5N1 در حيوانات آزمايشگاهي موثر مي‌باشند. هرچه اين داروها زودتر مصرف شوند احتمال زنده ماندن حيوانات عفوني بيشتر مي‌باشد. حداكثر تاثير مهاركننده‌اي نورامينيداز زماني بدست مي‌آيد كه ظرف مدت 48 ساعت پس از عفونت مصرف شوند. اگر اين داروها 6 ساعت پس از عفونت مصرف شوند بسته به مدت تاخير در مصرف، ميزان تاثير دارو كاهش مي‌يابد. با اين حال هنوز اين مدت زمان در مورد عفونت آنفلوانزاي پرندگان در انسان محاسبه نشده است. در بيماران تايلندي مورد بررسي در واگيري سال 2004 آن دسته از بيماراني كه بهبودي كامل يافته بودند نسبت به بيماراني كه جان باخته بودند داروي اسلتاميوير را زودتر دريافت كرده بودند (5/4 روز در مقابل 9 روز).متاسفانه بيماراني كه در مناطق دور افتاده و روستايي كشورهاي درحال توسعه قرار دارند دسترسي كافي به مراكز بهداشتي ندارند و از طرفي بيماراني كه در ابتداي دوره بيماري علائم شبه آنفلوانزا را نشان مي‌دهند اغلب به تصور اينكه مبتلا به يك آنفلوانزاي ساده مي‌باشند به پزشك مراجعه نمي‌كنند و اين عوامل باعث شده است كه مهاركننده‌هاي نورآمينيداز به موقع مصرف نشوند. تاكنون شواهد اندكي از وقوع مقاومت طبيعي در برابر مهاركننده‌هاي نورآمينيداز وجود دارد و هر دو تحت تيپ N1 و N2 حساسيت بالايي به مهاركننده‌هاي نورآمينيداز دارند. حساسيت ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان نسبت به مهاركننده‌هاي نورآمينيداز متنوع مي‌باشد و به نظر مي‌رسد كه با نوع نورآمينيداز در ارتباط باشد. ويروس‌هاي H5N1 جدا شده در سال 1997 و ويروس‌هاي اخير H5N1 حساسيت مناسبي به مقادير معمولي داروهاي مهاركننده نورآمينيداز دارند. با اين وجود در واگيري ويتنام يك ويروس H5N1 مقاوم به اسلتاميوير گزارش گرديد. اين ويروس از يك دختر بچه‌ بيمار جدا گرديد. اين دختر بچه اسلتاميوير را به مدت 4 روز از زمان تماس با ويروس H5N1 و به ميزان mg75 يك بار در روز بصورت خوراكي دريافت كرده بود. در گليكوپروتئين نورآمينيداز اين ايزوله اسيدآمينه تيروزين جايگزين هيستيدين در موقعيت 274 شده بود. سپس اين دختر مقادير درماني اسلتاميوير (mg75 دو بار در روز به صورت خوراكي) به مدت 7 روز دريافت كرد و پس از آن هيچ ويروسي جدا نگرديد. نشان داده شده است كه مصرف زياد اسلتاميوير در درمان آنفلوانزاي انسان در كودكان سبب ايجاد مقاومت در برابر اين دارو مي‌شود. بنابراين اگر تعداد بيماران مبتلا به H5N1 افزايش يابد و مصرف اسلتاميوير افزايش يابد احتمال افزايش ويروس‌هاي مقاوم به استلتاميوير نيز افزايش مي‌يابد. با توجه به اين مطلب استفاده از ساير استراتژي‌ها براي پيشگيري و درمان عفونت آنفلوانزا بسيار ضروري مي‌باشد. اسلتاميوير و ريمانتادين در جلوگيري از تلفات عفونت‌‌هاي H9N2 در حيوانات آزمايشگاهي اثر همكوشي (synergism) بر روي هم دارند و باعث تفويت اثر يكديگر مي‌شوند ولي اين بررسي بر روي ساير تحت تيپ‌هاي آنفلوانزاي پرندگان صورت نگرفته است. افزايش مقدار مصرف (روزانه mg/kg10 در مقابل mg/kg1) و افزايش دوره درمان با اسلتاميوير (8 روز در مقابل 5 روز) باعث افزايش قابل توجه درصد زنده ماندن حيوانات آزمايشگاهي عفوني با ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان مي‌شود. بنابراين به احتمال زياد مقادير موردنياز اسلتاميوير در عفونت‌هاي آنفلوانزاي پرندگان بيشتر از مقادير مورد نياز عفونت با ويروس‌هاي آنفلوانزاي انسان مي‌باشد. در بيماراني كه به دليل تاخير در بستري شدن حجم ويروس در بدن آنها بالا است همين‌طور در بيماراني كه مبتلا به شكل شديد بيماري همراه با شوك هستند و بيماراني كه به دليل وجود اسهال شديد جذب خوراكي اسلتاميوير در آنها پائين است بايد از مقادير بالاي اسلتاميوير استفاده نمود.
با اينكه مقادير بسيار بالاي اسلتاميوير بدون هيچ عوارض جانبي در داوطلبين سالم مصرف شده است ولي در كليه بررسي‌هايي كه ازمقادير بالاي اسلتاميوير استفاده شود بايد سميت بالقوه دارد پايش (monitoring) شود.
چندين انتخاب در استفاده از مهاركننده‌هاي نورآمينيداز وجود دارد. يك انتخاب استفاده تركيبي از اسلتاميوير و پروبنسيد (probenecid) مي‌باشد تا سطح سرمي اسلتاميوير در بدن دو برابر شود. انتخاب ديگر استفاده تركيبي از دو داروي مهاركننده نورآمينيداز با يك مهاركننده نورآمينيداز و يك داروي آدامانتان (در صورت وجود حساسيت ژنوتيپ‌ در حال گردش به داروهاي آدامانتان) و يا استفاده تركيبي از يك مهاركننده نورآمينيداز و داروي ريباويرين (ribavirin) يا ويراميدين (viramidine) مي‌باشد. ابتدا بايد تاثيرات همكوشي تركيب اين داروها بر روي حيوانات آزمايشگاهي بررسي گردد سپس در انسان مورد بررسي قرار گيرد. ريباويرين براي درمان عفونت با ويروس‌هاي آنفلوانزا A انسان استفاده شده است. اين دارو بصورت خوراكي، استنشاقي و به ندرت داخل وريدي تجويز مي‌گردد. ريباويرين مزيت قابل توجهي ندارد و به عنوان يك داروي انتخابي براي درمان آنفلوانزا به آن نگاه نمي‌شود. تنها اطلاعات محدودي از تاثير ريباويرين بر روي ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان آن هم در شرايط آزمايشگاهي وجود دارد اما نشان داده شده است كه در موارد عفونت موش با ويروس‌هاي‌آنفلوانزا B زماني كه 3 روز پس از آغاز عفونت ريباويرين مصرف مي‌شد باعث كاهش تلفات مي‌شد در حالي كه مصرف اسلتاميوير بي‌تاثير بوده است. تركيب ريباويرين با اسلتاميوير در روز 3 پس از عفونت تاثير مثبتي به همراه نداشته است داروي ويراميدين آنالوگ كربوكساميدين (carboxamidine) داروي ريباويرين مي‌باشد و مانند ريباويرين يك داروي ضدويروس وسيع‌الطيف مي‌باشد. اين دارو براي مصارف باليني داراي مجوز نمي‌باشد. با اينكه دو داروي اسلتاميوير و زاناميوير تاثير مشابهي بر روي درمان آنفلوانزاي انسان دارند ولي در حال حاضر تاكيد اكثر برنامه‌هاي بين‌المللي مبارزه با پاندمي آنفلوانزا و سازمان بهداشت جهاني (WHO) بر روي اسلتاميوير مي‌باشد. احتمالاً ارجحيت اسلتاميوير به اين دليل است كه سطح سرمي زاناميوير نسبتاً پايين مي‌باشد و اطلاعات كمي از تاثير آن بر روي عفونت‌هاي H5N1 در انسان وجود دارد. دليل ديگر اينكه اسلتاميوير بصورت خوراكي مصرف مي‌شود ولي زاناميوير بصورت استنشاق دهاني پودر زاناميوير مصرف مي‌شود پس نحوه مصرف اسلتاميوير راحت‌تر مي‌باشد. اين روش تجويز زاناميوير در جمعيت‌هاي خاص نظير كودكان، سالخوردگان، بيماراني كه در دهان آنها لوله‌گذاري شده است مشكل مي‌باشد. همچنين بيماراني كه به شكل شديد بيماري مبتلا مي‌باشند نمي‌توانند به خوبي پودر زاناميوير را استنشاق كنند. اسلتاميوير در موارد عفونت سيستميك و يا پنوموني شديد همراه با كلاپس و يا سفت شدن بافت ريه‌ها كه باعث جلوگيري از نفوذ زاناميوير استنشاق شده به تمام نقاط ريه مي شود،تاثير بيشتري نسبت به زاناميوير دارد.با اين وجود بايد هر دو داروي فوق در دسترس باشند زيرا مقاومت متقاطع كاملي بين اين دو دارو وجود ندارد بعنوان مثال ايزولهH5N1 جداشده از دختريچه ويتنامي كه نسبت به اسلتاميوير مقاوم بود كاملا به زاناميوير حساسيت نشان مي‌داد. همچنين كاركنان مراكز بهداشتي كه از بيماران مبتلا به عفونت آنفلوانزاي پرندگان تحت درمان با اسلتاميوير مراقبت مي‌كنند بايد از زاناميوير براي پيشگيري از ابتلا به عفونت H5N1 استفاده كنند.
بيماراني كه شدت بيماري در آنها كم مي‌باشد براي درمان نيازي به سطوح بالاي خوني دارو ندارند بنابراين مي‌توان در اين بيماران از زاناميوير استفاده نمود. سطوح خوني زاناميوير حدوداً 5 بار كمتر از اسلتاميوير مي‌باشد. اسلتاميوير بيشتر در بيماران مبتلا به عفونت سيستميك يا پنوموني شديد كه نيازمند سطوح خوني بالاي دارو مي‌باشند استفاده مي‌شود. متاسفانه ساير فرمولاسيون‌هاي زاناميوير و داروي جديد پراميوير (peramivir) كه يك مهاركننده نورآمينداز جديد مي‌باشد هنوز در بازار در دسترس نمي‌باشند. در مطالعات پيش باليني تزريق داخل وريدي زاناميوير حتي تزريق مقادير بالاتر از mg1200 در روز به خوبي تحمل شده است و سطح بالايي از زاناميوير در خون و ترشحات تنفسي ديده شده است و در عفونتهاي تجربي آنفلوانزا در انسان به خوبي موثر بوده است. نكته‌اي كه بايد به آن دقت شود اين است كه در بيماراني كه در آنها بافت ريه‌ها سفت‌ شده است چنانچه زاناميوير در آنها بصورت استنشاقي مصرف گردد سطح سرمي آن پايين خواهد بود و از لحاظ تئوري اين احتمال وجود دارد كه در اين حالت ويروس‌هاي مقاوم به زاناميوير ظهور يابند. اين ويروس‌هاي مقاوم به زاناميوير مي‌توانند به اسلتاميوير نيز مقاوم باشند.
دسته‌اي از داروها كه براي درمان پنوموني‌هاي ويروسي استفاده مي‌شوند تعديل‌كننده‌هاي ايمني (immunomodulators)نظيركورتيكواستروئيدها(corticosteroids)مي‌باشند.از كورتيكواستروئيدها در تعداد كمي از مبتلايان به پنوموني ناشي از H5N1 كه قند خون بالايي (hyperglycemia) داشتند استفاده گرديده است اين بيماران به ترتيب 3 هونگ‌كونگي (2 نفر جان باختند) ، 7 ويتنامي (6 نفر جان باختند) و 8 تايلندي (6نفر جان باختند) بودند. با اينكه آزاد شدن بيش از حد سيتوكين‌ها (cytokines) در ايجاد پنوموني ناشي از H5N1 نقش دارد ولي شواهد نشان مي‌دهند كه تجويز كورتيكو استروئيدها يا ساير تعديل‌كننده‌هاي ايمني نقش مفيدي در مديريت عفونت‌هاي شديد H5N1 ندارند.
- كنترل عفونت در تاسيسات بهداشتي
واگيري سندرم فوق حاد تنفسي يا SARS(sever acute respirafory syndrome) از اواخر سال 2002 تا اواسط سال 2003، آسيب‌پذيري كاركنان مراكز بهداشتي را در برابر بيماريهاي عفوني به روشني نشان داد. از طرفي بيمارستان‌هايي كه مراكز نگهداري بيماران مبتلا به چنين بيماري‌هايي هستند مي‌توانند خود منبع انتشار عفونت‌ها در سطح جوامع باشند. بنابراين كنترل عفونت بيمارستاني يكي از اركان مهم مديريت بيماري‌هاي عفوني مي‌باشد. در مورد بيماران مشكوك به عفونت و مبتلايان به عفونت آنفلوانزاي پرندگان سازمان بهداشت جهاني پيشگيري از تماس مستقيم با فرد بيمار و ترشحات تنفسي آن را به عنوان دو اقدام كليدي در جلوگيري از انتقال بيماي آنفلوانزاي پرندگان توصيه نموده است. ويروس‌هاي آنفلوانزاي انسان مي‌توانند همراه با گردو غبار و قطرات ريز تنفسي كه در اثر عطسه و سرفه به هوا پراكنده مي‌شوند منتقل مي‌شوند ولي هنوز مشخص نمي‌باشد كه ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان نيز بدين روش انتقال مي‌يابند يا خير.براساس يافته هاي اخير درگيري دستگاه گوارش و وجود اسهال شديد همراه با حجم بالاي ويروس در مدفوع تعدادي از بيماران مبتلا به عفونت H5N1 ديده مي‌شود.
يافته‌هاي باليني – آسيب‌شناسي بدست آمده از واگيري SARS در هونگ‌كونگ نشان داد كه شبكه فاضلاب و تهويه نامناسب بيمارستان‌ها باعث انتقال ذرات مملو از ويروس از طريق هوا مي‌شوند. از ديگر موارد عفونت‌هاي آزمايشگاهي و بيمارستاني آنفلوانزا در انسان مي‌توان به عفونت يك كارگر آزمايشگاه با تحت تيپ H7N2 پس از كالبدگشايي شيرهاي دريايي اشاره نمود. همچنين تصور مي‌شود منبع واگيري سويه H1N1 در سال 1977 يك آزمايشگاه در كشور روسيه بوده است. در سال 2005 نيز يك ايزوله H2N2 اشتباهاً به آزمايشگاه‌هاي 18 كشور دنيا ارسال گرديد. بنابراين عدم رعايت صحيح اقدامات احتياطي توسط آزمايشگاه‌ها نيز مي‌تواند باعث بروز پاندمي گردد. خوشبختانه ويروس‌هاي آنفلوانزاي پرندگان به راحتي توسط ضدعفوني‌كننده‌هاي رايج غيرفعال مي‌شوند و سازمان بهداشت جهاني جديداً استفاده از هيپوكلريت سديم %1 يا الكل %70 را براي ضدعفوني برعليه آنفلوانزاي پرندگان توصيه كرده است.
پيشگيري
اخيراً بيشترين توجه بر روي كنترل آنفلوانزاي فوق حاد پرندگان در حيوانات مي‌باشد. كنترل دقيق جابه‌جايي پرندگان و ماكيان و جلوگيري از قاچاق آنها يك مسئله بسيار مهم در كنترل انتشار درون منطقه‌اي آنفلوانزاي پرندگان مي‌باشد. حمل مناسب ماكيان و رعايت اصول بهداشتي توسط كاركنان (نظير شستن دست‌ها) و واكسيناسيون افرادي كه با پرندگان در تماس هستند اقدامات احتياطي اساسي هستند كه بايد حتماً انجام گيرند. در بعضي موارد استفاده از يك واكسن H5 در طيور مي‌تواند از انتقال ويروس در مزرعه جلوگيري كند. تاكنون هيچ واكسن آنفلوانزا H5 براي مصرف انساني مجوز دريافت نكرده است. واكسن غيرفعال H5N3 در انسان به خوبي آزمايش شده است واكسن غيرفعال H5N3 حاوي ياور MF59 (MF59-adjuvanted vaccine) در داوطلبان ايمني‌زايي مناسب همراه با توليد پادتن‌هاي خنثي‌كننده H5N1 داشته است. واكسن نوتركيب با كولوويروس – H5 (recombinant baculouvirus – expressed H5)
حامل نيز در انسان ايمني‌زايي خوبي داشته است. در اين واكسن‌ ژن هماگلوتينين تحت تيپ H5 به داخل با كولوويروس بيان مي‌شود. از ديگر واكسن‌هايي كه نامزد استفاده در انسان مي‌باشند و در حيوانات آزمايشگاهي موثر بوده‌اند مي‌توان به واكسن H5N1 توليد شده بوسيله ژنتيك معكوس (reverse genetic) اشاره نمود. زماني كه واكسن موثر براي انسان وجود ندارد استفاده از داروهاي ضدويروس براي پيشگيري از آنفلوانزاي پرندگان تنها راه‌حل مي‌باشد. در طي واگيري H7N7 هلند داروي اسلتاميوير در افراد در خطر نظير كارگران مزارع عفوني كه مسئول كشتار پرندگان عفوني بودند، كاركنان مراكز بهداشتي و افراد در تماس (بويژه افراد خانواده) با يك بيمار مبتلا به پنوموني ناشي از H7N7 براي پيشگيري از عفونت مصرف گرديد. نتايج نشان داد در افرادي كه اسلتاميوير دريافت كرده بودند خطر عفونت آنفلوانزاي پرندگان كمتر شده بود و ميزان عفونت در افرادي كه اسلتاميوير دريافت كرده بودند %6/2 و در افرادي كه مصرف نكرده بودند %6/9 بود.

نگاهي اجمالي به بيماري هاي مشترك بين انسان و حيوان

مفدمه :
بیماریهایی که بطور طبیعی بین حیوانات و انسان منتقل می شوند از جمله تب مالت – سیاه زخم و تب خونریزی دهنده کریمه کنگو – مشمه – طاعون – تب راجعه – آنفولانزای پرندگان – سارس – سالک – کالاآزار- بیماریهای انگلی و بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان نامیده می شود. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی از میان 1709 عامل بیماری زا 832 عامل از حیوانات به انسان منتقل می شوند. از میان 156 بیماری نو پدید شناخته شده در انسان 114 مورد آن از حیوانات به انسان منتقل می شود.

یکی از مشکلات اصلی و عمده بهداشتی کشور که سالهاست بصورت یک معضل منابع انسانی و مالی کشور را بخود اختصاص داده و هر چند گاه بصورت بحران جدی در استانهای مختلف و در قالب بیماریهای نوپدید و باز پدید خود را عیان می سازد بیماریهای قابل انتقال بین انسان و حیوان می باشد. از شیوع مجدد بیماریهایی نظیر لیشمانیوز جلدی ( سالک ) و توسعه کانونهای آن در کشور گرفته تا بحرانهای ناشی از بیماری تب و خونریزی دهنده کریمه – کنگو و خطر ورود تب دره ریفت و نیز آنفولانزای پرندگان و استقرار دیرپای بیماریهایی نظیر کیست هیداتیک – تب مالت و هاری که بدلیل پیچیدگی عوامل متعدد ایجاد کننده آنها بعنوان یک تهدید اساسی برای انسان مطرح شده و کنترل آنها به دخالت تمامی بخشهای مختلف توسعه نیاز خواهد داشت.

بنابراین لزوم هوشیاری وآگاهی جامعه از خطرات ناشی از این بیماریها و راههای انتقال آنها و همچنین تبیین اهمیت تاثیر همکاریهای بخشهای مختلف توسعه در کنترل این بیماریها صد چندان نمود می یابد.

لیشمانیوز جلدی ( سالک ) :
سااک یک بیماری پوستی ( طولانی مدت و بدون درد و تب ) قابل انتقال بین انسان و تعدادی از حیوانات از جمله جوندگان ( مثل موش صحرایی ) و سگ میباشد.

عامل بیماری :
انگل بسیار کوچک تک سلولی به نام لیشمانیا می باشد که در زخمهای پوستی ناشی از این بیماری وجود دارد.

راههای انتقال :
سالک از طریق نیش پشه خاکی به انسان و حیوانات منتقل می شود. هنگام خونخواری پشه از زخمهای سالک در انسان – جوندگان یا سگ انگل به داخل بدن پشه خاکی وارد شده و با نیش پشه آلوده بیماری به انسان منتقل می شود.

پیشگیری :
درمان کامل بیماران – پوشاندن زخم سالک با گاز استریل – جلوگیری از گزش پشه خاکی با استفاده از لباس مناسب و نصب توری در و پنجره و خوابیدن زیر جزیان کولر و پنکه خودداری – خود داری از انباشتن هر گونه مواد زائد و کودهای حیوانی داخل یا خارج ازمنازل و جمع آوری و دفع صحیح زباله - مرمت و ترمیم حفره ها و شکاف دیوارها – تخریب و تسطیح اماکن مخروبه – مبارزه با جوندگان از طریق تسطیح پستی و بلندیها و لانه کوبی و طعمه گذاری معدوم ساختن سگهای ولگرد.


کیست هیداتیک :
یک بیماری انگلی است که انسان و دام در اثر خوردن تخم نوعی انگل به نام کرم تنیا اکینوکوک که در مدفوع سگ بیمار وجود دارد بدان مبتلا می شوند کیست هیداتیک کیسه های آبکی است که حاوی مرحله نوزادی انگل بوده و امکان ایجاد آن در اعضای مختلف بدن وجود دارد.

راههای انتقال :
ازطریق دست آلوده به مدفوع سگ – خوردن آب و مواد غذایی که بوسیله مدفوع حیوان بیمار آلوده شده است.

پیشگیری :
کم کردن تماس انسان با سگها و درمان سگهای آلوده – رعایت موازین بهداشتی از جمله شستشوی کامل سبزیجات - جلوگیری از تغذیه سگ از امعاء و احشاء دام – ذبح دام در کشتارگاههای بهداشتی

بروسلوز ( تب مالت ) :
یک بیماری عفونی حاد یا مزمن قابل انتقال بین انسان و تعدادی از حیوانات ( از جمله گاو – گوسفند – بز – خوک – شتر و گاو میش ) است که از طریق تماس با دام یا فرآورده های دامی به انسان منتقل می شود.

عامل بیماری :
باکتری بنام بوسلا می باشد که سه نوع آن عامل اکثر عفونتهای تب مالت در انسان می باشد. بروسلا ملی تنسیس که در بز و گوسفند بیشتر است و عمدتا عامل بروز موارد تب مالت انسانی در ایران می باشد – بروسلا آبورتوس که در گاو بیشتر است و بروسلا سوئیس که در خوک بیشتر است.

راههای انتقال :
تماس مستقیم با بافتهای حیوانی آلوده نظیر خون – ترشحات وازن و ترشحات جنین سقط شده - مصرف شیر خام و فرآورده های لبنی آلوده خصوصا پنیر تازه – خامه و سرشیر – انتقال تنفسی از طریق استنشاق هوای آلوده آغل – اصطبل و آزمایشگاه

پیشگیری :
شناسایی و کشتار دامهای آلوده – واکسیناسیون دامهای واجد شرایط – رعایت اصول بهداشتی در هنگام برخورد با دام و بافتهای حیوانی آلوده – خودداری از مصرف شیر خام و فرآورده های لبنی غیر پاستوریزه.

سیاه زخم ( شاربن ) :
بیماری عفونی حیوانات وحشی و اهلی خصوصا نشخوار کنندگان است که انسان بطور اتفاقی در اثر تماس با دام یا فرآورده های دامی آلوده بدان مبتلا می شود با توجه به روش انتقال به سه شکل جلدی – تنفسی و گوارشی بروز می کند.

عامل بیماری :
باکتری میله ای شکل به نام باسلیوس آنتراسیس ( باسیل شاربن ) است که اسپور آن در شرایط نا مساعد محیط تا سالها قادر به ادامه حیات است.

راههای انتقال :
از طریق تماس بریدگی یا خراشهای پوست با دام آلوده – تنفس اسپورهای زنده و جایگزینی آنها در ریه – مصرف بافت آلوده حیوانات تلف شده از شاربن.

پیشگیری :
عدم اجرای کالبد شکافی حیوان تلف شده مظنون به شاربن – سوزاندن یا مدفون ساختن عمیق لاشه های مشکوک و پوشاندن آن با لایه ای از آب آهک – واکسیناسیون دامهای حساس و جداسازی حیواناتی که علائم بیماری را دارند – ضد عفونی کلیه فرآورده های دامی مثل : پوست – پشم و استخوان حیوانات مشکوک.

هاری :
بیماری ویروسی خطرناک و کشنده ای که در اثر گزش یا خراش توسط حیوانات وحشی و اهلی و گاها جوندگان ایجاد میشود.

عامل بیماری :
ویروسی است عصب دوست از گروه رابدو ویروسها

رههای انتقال :
گزش توسط حیوان هار و از راه پوست ( خراشهای پوستی ) از طریق لیسیدن مخاط لب – چشم و بینی انسان توسط حیوان هار – پیوند عضو از انسان مبتلا به هاری وسایل آلوده به ویروس

پیشگیری :
خودداری از نگهداری سگ و گربه در منزل و در صورت نگهداری قلاده زن و واکسیناسیون آنها علیه هاری – جلوگیری از تردد سگهای صاحبدار در معابر عمومی – جلوگیری از نزدیک شدن کودکان به سگهای ولگرد – اتلاف سگهای ولگرد – جمع آوری و دفن بهداشتی زباله – ایمن سازی و واکسیناسیون افراد در معرض خطر - توجه خاص به گاز گرفتگی حیوانات ( هر چند جزئی و بصورت خراش باشد ) و شستشوی زخم با آب صابون به مدت 10 تا 15 دقیقه و مراجعه به واحدهای مبارزه با هاری مستقر در مرکز بهداشت شهرستانها در هر ساعت شبانه روز جهت انجام واکسیناسیون. ( واحد مبارزه با هاری شهرستان اصفهان واقع در خیابان ابن سینا – مرکز بهداشتی درمانی ابن سینا – تلفن : 4458694 )

تب خونریزی دهنده کریمه – کنگو ( CCHF ) :
بیماری ویروسی خطرناک واگیر دار و گاهی برای انسان کشنده است که با تب و خونریزی همراه است و چون برای اولین بار در کشور کنگو ( واقع در آفریقا ) و شبه جزیره کریمه ( واقع در اوکراین ) توصیف شده است. بنام تب خونریزی دهنده کریمه کنگو نامیده می شود. با وجودی که بیماری مخصوص حیوانات ( از جمله گاو – گوسفند – بز – خرگوش و پرندگان ) می باشد ولی موارد تک گیر وهمه گیریهای ناگهانی این بیماریها در انسانها نیز اتفاق می افتد.

عامل بیماری :
ویروس CCHF از گروه آربوویروسها و جنس نایرو ویروس می باشد. مهمترین بند پایان ناقل ویروس به انسان کنه ای از جنس هیالوما می باشد.

راههای انتقال :
گزش کنه آلوده یا له کردن آن روی پوست – تماس پوست با لاشه – خون یا ترشحات حیوان آلوده – تماس با خون یا ترشحات بدن انسانهای بیمار.

پیشگیری :
شناسائی و درمان کامل بیماران – جداسازی دام از محل زندگی انسانها – پرهیز از تماس بدن با بافتهای آلوده انسان و حیوانات مبتلا – استفاده از وسایل حفاظتی و جلوگیری از گزش کنه – جلوگیری از نقل و انتقال حیوانات مبتلا و قاچاق دام – بهسازی محل نگهداری دام – جلوگیری از کشتار غیر مجاز دام – از بین بردن و کنه ها از طریق سم پاشی و ایجاد حمام ضد کنه – عدم استفاده از وسایط نقلیه شخصی جهت جابجائی دام و متعلقات آن ( پوست – پشم و کله پاچه تمیز نشده ) خودداری از کشتار دام بعنوان نذر و قربانی در داخل مغازه و معابر عمومی

تهيه و تنظيم : کورش امینیان - کارشناس بیماریهای قابل انتقال بین حیوان و انسان ( مرکز بهداشت شماره یک استان اصفهان )

توصيه هاي بهداشتي براي قصابان و سلاخان

توصیه های بهداشتی برای قصابان و سلاخان جهت پیشگیری از ابتلا به CCHF


کشتار دام صرفا در کشتارگاه های مجاز انجام و لاشه توسط دامپزشک حتما معاینه و ممهور به مهر کشتارگاه شود.
از کشتار غیر مجاز دام اکیدا خودداری گردد.
دام قبل از کشتار حتما توسط پرسنل دامپزشکی معاینه و سپس کشتار شود.
از کشتار دام تب دار و مشکوک به بیماری خودداری گردد.
شستشو و گندزدایی کشتارگاه و ابزار و وسایل ان پس از اتمام عملیات کشتار.
رعایت اصول بهداشتی فردی و حفاظتی در کشتارگاه(استفاده از چکمه،دستکش بلند، ماسک دهان، عینک حفاظتی، لباس غیر قابل نفوذ یا پیش بند)
رعایت اصول ایمنی کار در جهت جلوگیری از ایجاد زخم و خراشه های پوستی.
عدم استفاده از خودرو شخصی جهت جابجایی دام زنده، لاشه، پوست، پشم، کله و پاچه تمیز نشده .
از کشتار دام به عنوان نذر و قربانی در داخل منازل و معابر عمومی خودداری گردد.

10. از اوردن پوست و ضایعات دام و پاچه تمیز نشده به داخل مغازه و منازل خودداری گردد.
11. در صورت وجود زخم یا بریدگی بر روی دست حتی الا مکان از کشتار یا قصابی خودداری و حتی المقدور از دستکش مناسب استفاده شود.
12. شستشو و سم پاشی وسایل نقلیه که جهت حمل و نقل دام زنده و پوست و زوائد ان مورد استفاده قرار میگیرند.
13. شستشو وضد عفونی روزانه کف و دیوار ولوازم و ابزار کار در قصابی ها.
14. نگهداری گوشت در داخل یخچال.
15. از گذاشتن کارد قصابی در دهان، هنگام کار جدا خودداری گردد.
16. در صورت کنه گزیدگی و یا بروز علائم نظیر تب، خستگی ، سردرد، دردهای عضلانی و ... هر چه سریعتر به پزشک مراجعه و در شرح بیماری تماس با دام حتما ذکر شود.

توصيه هاي بهداشتي براي مصرف كنندگان گوشت قرمز

توصیه های بهداشتی برای مصرف کنندگان گوشت قرمز جهت پیشگیری از ابتلا به CCHF
در زمان خرید گوشت وجود مهر بهداشتی دامپزشکی بر روی لاشه را کنترل نمائید.
پس از خرید گوشت انرا به مدت 24 ساعت در یخچال نگهداری و سپس استفاده نمائید.
از خوردن جگر خام و نیم پخته خودداری و بعد از گذشت 48 ساعت نگهداری در یخچال اقدام به خرد کردن و طبخ نمائید.
در صورت وجود زخم در دست یا سایر نواحی بدن از تماس زخم با لاشه ،ترشحات و خون دام جدا خودداری نمائید.
جهت تماس با گوشت تازه و الایش های ان حتما از دستکش استفاده نمائید.
گوشت های بسته بندی شده تحت نظارت دامپزشکی دارای مشخصات ثبت شده روی بسته بندی (نام محصول ،تاریخ تولید و انقضاء_ادرس...) مطمئن تر است.
از کشتار دام در خارج از کشتارگاه تحت عنوان نذر یا قربانی اکیدا خودداری نمائید.
در صورت بروز علائمی نظیر تب ، درد، خستگی و گرفتگی عضلانی ، سردرد، تهوع،استفراغ و خونریزی زیر جلدی حتما به پزشک مراجعه فرمائید.
جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید با شبکه دامپزشکی شهرستان یا مرکز بهداشت تماس حاصل فرمائید

توصيه هاي بهداشتي براي پرسنل شاغل در آزمايشگاه ها

توصیه های بهداشتی برای پسنل شاغل در ازمایشگاه ها جهت پیشگیری از ابتلا به CCHF
استفاده از روپوش مناسب ، ماسک و دستکش در هنگام انجام امور روزانه و کار با نمونه های دامی اعم از خون و بافت ها و اندام های مختلف (نظیر کبد، غدد لنفاوی و غیره)
استفاده از وسایل استریل برای انجام ازمایشات و استریل نمودن کلیه ملزومات مورد استفاده در هر روز قبل از پایان کار روزانه و ترک محیط کار.
سوزاندن کلیه نمونه های دامی ارجاع شده به ازمایشگاه، پس از انجام ازمایشات لازم (یا برداشت نمونه های مرضی مورد نیاز).
تا اطلاع ثانوی لوله های نمونه های تهیه شده برای انجام ازمایشات سرولویکی بروسلوز سوزانده شده و از جمع اوری لوله های خونگیری خودداری فرمائید.
در صورت ایجاد الودگی با هر گونه ترشحات و بافت های دامی سریعا محیط ازمایشگاه ضد عفونی شود(ترکیبات فنلیک 3 الی 5 درصد).
ضد عفونی روزانه محیط ازمایشگاه .
ضد عفونی روزانه دستکش و روپوش های مورد استفاده پرسنل شاغل در ازمایشگاها
ثبت اطلاعات کامل مربوط به نمونه های سرمی در دفاتر مخصوص(نظیر اطلاعات مربوط به دامداران، محل و مبدا، نگهداری دام، علل ارجاع نمونه به ازمایشگاه، تاریخ ارسال نمونه به ازمایشگاه و سایر اطلاعات مورد نظر).

پيشگيري از ابتلا به بيماري تب خونريزي دهنده كريمه كنگو

-در زمان خريد گوشت وجود مهر بهداشتي دامپزشكي بر روي لاشه را كنترل نماييد.
2-پس از خريد گوشت آنرا به مدت 24 ساعت در يخچال نگهداري و سپس استفاده نماييد.
3-از كشتار دام در خارج از كشتارگاه تحت عنوان نذر يا قرباني (در مراسم مذهبي و عروسي) اكيدا خودداري نماييد.


4-در صورت وجود زخم در دست يا ساير نواحي بدن از تماس با لاشه، ترشحات و خون دام جدا خودداري نماييد.
5-جهت تماس با گوشت تازه و آلايش هاي آن حتما از دستكش استفاده نماييد.
6-از خوردن جگر خام و نيمه پخته خودداري و بعد از گذشت 48 ساعت نگهداري در يخچال اقدام به خرد كردن آن نماييد.
7-گوشت هاي بسته بندي شده تحت نظارت دامپزشكي داراي مشخصات ثبت شده (تاريخ توليد، انقضاء و.....) مطمئن تر است.


8-قصابان محترم ضروريست در حين كشتار از وسايل ايمني حفاظت فردي )لباس كار مناسب، دستكش، ماسك، عينك و چكمه ( استفاده نمايند.
9-دامداران محترم از تماس با كنه و له نمودن آن با دست خودداري نموده و نيز نسبت به پاكسازي و سمپاشي جايگاه دام و سمپاشي بدن دام اقدام نمايند.
10-در صورت بروز علائمي نظير تب، درد ، خستگي عضلاني، تهوع، استفراغ و خونريزي زير جلدي به پزشك مراجعه نماييد.
11-جهت كسب اطلاعات بيشتر با مراكز بهداشتي و يا شبكه هاي دامپزشكي تماس حاصل نماييد.

پرورش و تكثیر میگو

پرورش و تكثیر میگو

این مقاله اطلاعات كلی در مورد بیولوژی و تكثیر و پرورش میگوی آب شیرین ارائه می­دهد. میگو در چرخه زندگی خود دارای چهار شكل مشخص است: تخم ، لارو ، پست لارو ، و بالغ.
در این مقاله به شرح مختصر هر یك از مراحل فوق و ویژگیهای آن ، خصوصاً ، كیفیت آب مورد نیاز ، وسایل و عملیات تفریخگاه (هچری)، تغذیه ، وسایل و روشهای پرورش ، استراتژی مدیریت استخرها ، انواع استخرها و روشهای پرورش ، بیماریها ، مشكلات پرورش میگوی آب شیرین پرداخته شده است.
animal-science.mihanblog.com
بیولوژی میگوی آب شیرین
 پراكنش
گونه­های میگوی آب شیرین جنس Macrobrachium در سراسر مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری جهان پراكنده­اند. این­گونه­ها در اغلب آبهای شیرین داخلی شامل دریاچه­ها ، رودخانــه­ها، باتلاقها ، نهرهای آبیاری ، كانالها و استخرها و حوزه­ها یافت میشوند. اغلب گونه­ها در مراحل نخستین چرخه زندگیشان به آب لب شور نیاز دارند و بنا بر این در آبهایی یافت میشوند كه مستقیم یا غیر مستقیم به دریا می­پیوندند، هر چند بعضی از آنها چرخه زندگیشان را در دریاچه­های داخلی آب شور یا آب شیرین كامل می­كنند. بعضی از گونه­ها ، رودخانه­هایی با آب شفاف را ترجیح می­دهند، در حالی كه بعضی دیگر در آبهای بسیار گل­آلود یافت میشوند.
 چرخه زندگی :
برای رشد ، تمام میگوهای آب شیرین (مانند سایر سخت­پوستان) بطور منظم اسكلت خارجی یا پوسته خود را می­اندازند. این فرآیند به پوست اندازی موسوم است و با افزایش ناگهانی در اندازه و وزن همراه است. چهار شكل مشخص در چرخه زندگی میگوی آب شیرین وجود دارد: تخم ، لارو ، پست لارو ، و بالغ .
این جانوران همه چیز خوارند و جیره غذایی آنها در نهایت شامل حشرات آبزی و لاروهایشان، جلبكها ، دانه گیاهان ، حبوبات ، بذر و گیاهان ، میوه­ها ، نرم­تنان ریز و سخت پوستان ، گوشت ماهی و پس مانده­های ماهی و سایر جانوران است. به علاوه ممكن است همجنس خوار باشند.
...



عملیات پرورشی كه شامل موارد زیر است
مدیریت استخر
   گیاهان امتداد دیواره­های استخر ، فرسایش آنها را به حداقل می­رسانند و زیر خط آب نیز غذا و زیستگاهی برای میگوها فراهم می­كنند. به هر حال باید توجه داشت كه رشد آنها نباید چنان زیاد شود كه با برداشت كردن تداخل به وجود آید. از رشد گیاهان ریشه دار آبزی و جلبكهای كف­زی نیز باید با اعمال مدیریتی جلوگیری كرد. استخرهای تازه باید آهك پاشی شوند. در عمل ، كاربرد استاندارد 1000Kg/ha  سنگ آهك كشاورزی هر بار پس از تخلیه استخر پرورش میگوی آب شیرین توصیه میشود. پس از آهك دهی استخرها بیش از میگودار كردن آنها پر میشوند. كود دهی در كشت میگوی آب شیرین به ندرت لازم میشود. در هر حال استخرهای ساخته شده در خاكهای شنی­رسی ممكن است نیاز به كوددهی داشته باشند. اجرا كننده باید در طی مدت پرورش ، مراقب خوب نگه داشتن استخرها باشد . برای جلوگیری از فرسایش دیواره­ها ، كنترل گیاهان ریشه دار آبزی ، تعمیر و نگهداری تجهیزات خروجی و ورودی آب به ویژه توریها بـاید مـراقـبت خـاصـی انجام گیرد. گیاهان Elodea spp. و Hydrilla spp. بستر خوبی برای میگوها می­سازند.
 میگودار كردن:
 پست لاروها را میتوان بلافاصله پـس از پـر آب شـدن اسـتخرهـا در آنها ریخت . معمولاً پست لاروهایی كه تنها 4-1 هفته سن دارند ( پس از دگردیسی ) برای میگودار كردن استخرها به كار برده میشوند كه تا زمان برداشت در آن باقی می­مانند. به محض ورود پست لاروها به كناره استخر باید دقت شود كه در پی شناور كردن كیسه­های انتقال در استخر به مدت 15 دقیقه قبل از خالی كردن آنها در آب به درجه حرارت استخر عادت داده شوند.
اختلاف PH استخر و كیسه انتقال نیز موجب مرگ و میر میشود. میزان میگودار كردن استخر به اندازه بازاری مطلوب و مدیریت استخر ، خصوصاً روش برداشت ، بستگی دارد. در جاهایی كه اندازه مطلوب برای فروش حدود 70 گرم ( سرزده ) است و بسیاری از استخرها به علت ذخیره آب فصلی دچار محدودیت فصلی در حدود 8 ماه هستند ، پیشنهاد میشود میزان میگو 5 پست لارو در متر مربع (5000/ha) باشد.
 تغذیه:
الف ) نوع تغذیه
كشت تجارتی موفق میگوی آب شیرین به غذای مكمل نیاز دارد. نوع این غذا بسیار متنوع است و مواد زیر را در بر دارد : مواد خام جانوری یا گیاهی ، مخلوطهای غذایی تهیه شده در كنار استخر و غذاهای تركیبی . در بعضی جاها نیز از برنـج و محـصولات فـرعـی بـرنـج به صـورت مـخلوط با غذاهای دیگر استفاده میشود. ضریب غذایی 2:1-3:1  برای جیره های تركیبی مورد انتظار است . ضریبب غذایی مواد تر همچون ماهیهای هرز به علت رطوبت بسیار آنها بالاتر است ( شاید 7:1-9:1 ) .
ب ) مقدار تغذیه :
تـوصـیه كلی و كار ساز برای مقدار تغذیه روزانه وجود ندارد زیرا این مقدار بستگی به اندازه و تعداد میگوها در استخر ، كیفیت آب و خاصیت غذا دارد. بهترین رهنمود برای مجریان استخر ، تغذیه تا حد تقاضاست . غذا به طور معمول در اطراف محیط استخر در محلهای كم عمق كه منطقه خوبی برای تغذیه است پخش میشود. در بعضی از مواقع غذا به " منطقه تغذیه " در چند متری كناره محدود می­گردد. در هر دو مورد مجری استخر میتواند ببیند چه مقدار غذا مصرف شده است. اگر هیچ غذایی در روز بعد باقی نماند ، مقدار غذا باید افزایش یابد. اگر مقدار زیادی غذا بماند ، مقدار آن را باید كاهش داد و یا حتی به مدت یك روز قطع كرد.
مقدار اولیه غذای پیشنهادی با استفاده از جیره خشك ، همچون غذای تركیبی جوجه در یك استخر دارای 5 عدد در متر مربع باید در حدود 6/25 Kg/ha در روز باشد.
میزان تغذیه روزانه به تدریج از مقدار اولیه 6/25 Kg/ha در روز ، به هنگام برداشت بسیار افزایش می­یابد. به عنوان مثال احتمال می­رود كه میزان غذا در روزهای پیش از برداشت یكجای تولید استخر  1250 Kg به حد بالای 37/5 Kg/ha در روز برسد.(پس از 8-6 ماه ).
برداشت :
    زمان برداشت بستگی به میزان رشد و اندازه بازاری مطلوب و تا حدی تكنیك مدیریت استخر دارد. اصولاً در مدیریت استخر میگوی آب شیرین دو روش بسیار رایج وجود دارد. نخست ، تكنیك پرورش دسته­ای كه امكان می­دهد جانوران تا اندازه بازاری متوسط یا تا هنگام تخلیه استخر به دلایل دیگر (مثلاً كمبود آب ، پایین بودن درجه حرارت) رشد كنند، و سپس تمام محصول برداشت میشود. تكنیك دیگر ، پرورش مداوم است به این ترتیب كه معمولاً یكبار در سال با تراكمی بسیار بیشتر از پرورش دسته­ای به میگودار كردن استخر می­پردازند و معمولاً پس از 7-5 ماه بسته به میزان رشد ( درجه حرارت ) و اندازه قابل فروش محلی ، جانوران با اندازه بازاری به وسیله پره در فواصل زمانی منظم دست­چین میشوند. استخرها را معمولاً به طور كامل هر ماه یكبار و یا نصف استخر را ماهی دو بار برای جلوگیری از گل ­آلودگی تمام استخر پره كشی می­كنند.
 
 عملیات پس از برداشت :
اغلب میگوهای آب شیرین ، در نزدیكی محل پرورش در یخ یا زنده فروخته میشوند. میگوها را نیز میتوان در تانكهای حمل هوادار به مشتریان عرضه كرد. میگوهای آب شیرین خصوصاً در معرض صدمات آنزیمی پس از برداشت و مرگ هستند و بعضی پرورش دهندگان میگوها را در آب یخ فرو می­كنند و آنها را در آب 65 درجه سانتیگراد به مدت 20-15 ثانیه نگه می­دارند تا سفید شوند و سپس آنها را در یخ به فروشگاه حمل می­كنند.

انواع استخرها و روشهای پرورش
 استخرهای پرستاری :
بعضی پرورش دهندگان استخرهای پرستاری را برای پرورش پست لاروهای تازه دگردیسی یافته به كار می­برند و جانوران در این استخر به مدت 2-1 ماه قبل از برداشت رشد می­كنند. و در استخرهای تولیدی ذخیره می­شوند. پست لاروها در استخرهای پرستاری با تراكم m2 /1000 نگهداری می­شوند و دو ماه و نیم قبل از شمارش و انتقال به استخرهای پرورشی رشد می­كنند.
پرورش در قفس و ماهیدان
 كشت توأم : همراه با كپور ماهیان چینی ، تیلاپیا ، كفال و شیرماهی
كشت در تانك
 میگودار كردن آبهای باز:
میگوی آب شیرین ممكن است در مخازن آب ، رودخانه­ها و دریاچه­ها ذخیره سازی شود، به ویژه در جایی كه در پی صید بی­رویه و عوامل فیزیكی ، شیلات آن رو به كاهش نهاده است.

وسایل پرورش كه شامل موارد زیر است
استخر
استخرهای مستطیلی برای نوع برداشت ( پره كشی ) كه معمولاً در استخرهای پرورش میگوی آب شیرین صورت می­گیرد مناسب تر است . حداكثر عرض نباید بیش از مقداری باشد كه برای كشیدن یك پره از یك انتها به انتهای دیگر ، لازم است. طول استخر تا حدی به توپوگرافی محل و تا حدی به اندازه استخر و طرح استخر انتخاب شده بستگی دارد. اداره استخرهای باندازه بین 0/2-1/6 هكتار مناسب تر است . با در نظر گرفتن 30 متر عرض ، یك استخر 6/0 هكتار 200 متر طول خواهد داشت. عمق متوسط 9/0 متر حداقل 75/0 و حداكثر 2/1 متر خواهد بود.
 آب
 هوادهی
 وسایل متفرقه از قبیل تورها ، وسیله اندازه گیری كیفیت آب ، وسیله حمل و نقل ، انبار ، مواد شیمیایی و غیره .

نیازمندیهای محل پرورش كه مشتمل بر موارد ذیل است
نزدیكی به مراكز فروش
آب:
معمولاً برای پرورش میگوهای آب شیرین از مرحله پست لاروی تا اندازه بازاری ، آب شیرین به كار می­رود . اما كشت موفقیت آمیز آن با آب كم شور 0%25 - 0%10 نیز گزارش شده است . میزان رشد در آبهای سخت خیلی كمتر است و باید از آب با سختی كمتر از 150p.p.m  استفاده شود.
 توپوگرافی و خاك:
بهترین مكان برای پرورش میگو ، شیب ملایمی است ( كمتر از 2%) و استخرهای ساخته شده در آن را میتوان به طور طبیعی یا با احداث سد در اثر نیروی ثقل ، پر یا تخلیه كرد. در عمل بسیاری از استخرهای مطلوب در جاهایی وجود دارند كه تنها روش عملی برای پر كردن و تخلیه استخر ، استفاده از پمپ است . هزینه عملیات پر كردن و تخلیه استخر را ویژگیهای محل تعیین می­كند و این ویژگیها را باید قبل از انتخاب محل مورد توجه قرار داد. استخر نباید در جایی ساخته شود كه در معرض عواملی همچون سیلاب ، طوفان ، لغزش زمین و غیره باشد . استخر در جایی باشد كه خاك حاصلخیز دارد. استخر در خاكهای با توان بالقوه اسید سولفات بنا نشود. خاكهایی كه خیلی شنی یا مخلوطی از سنگریزه و شن باشند ، نامناسبند ، مگر اینكه سطح آب ، بالا و مناطق اطراف همیشه آبدار باشد.
خاكهایی كه شامل سیلت پارس یا مخلوطی از اینها با نسبت كمی شن باشد ، معمولاً خاصیت نگهداری آب خوبی دارد. محتوای رس نباید بیش از 60% باشد. خاكهای توربی مناسب نیستند.

عملیات تفریخگاه
 تأمین تخم و تفریخ :
تخمهای میگوی آب شیرین در طرف زیرین شكم میگوی ماده بالغ ، حمل و به راحتی دیده میشوند. میگوهای بالغ در این مرحله " ماده­های باردار" نامیده می­شوند. ماده­های تخم دار مناسب برای تفریخگاه را میتوان از رودخانه­ها ، استخرهای پرورشی یا مولدان نگهداری شده به دست آورد. آنها میتوانند در آكواریومها جفتگیری كنند. در شرایط طبیعی حداكثرهای (Peaks) فصلی در فعالیت مولدان معمولاً همراه با فصل بارندگی وجود دارد. اما ماده­های تخمدار همیشه در یك استخر محتوی مولدان بالغ در دسترس هستند. تهیه مولدان تفریخگاه از استخرهای تولید آن از راه نگهداری یك استخر اختصاصی برای مولدان و یا از طریق ارتباط نزدیك با صاحبان استخرهای تولیدی ، صورت می­گیرد و به دست آوردن ماده­های تخمدار به هنگام نیاز چندان مشكلی ندارد. ارزش تكی آنها پایین است به ویژه از آن رو كه معمولاً پس از تفریخ تخمهایشان برای غذای انسان فروخته می­شوند. بنابراین صرفه­جویی در تعداد ماده­های تخمدار برای تفریخگاه ضرورتی ندارد. برای مصارف تفریخگاهی ، ماده­های تخمدار باید به دقت انتخاب شوند. جانورانی باید انتخاب شوند كه آشكارا سالم و فعالند ، رنگ آمیزی خوب دارند و توده­های بزرگ تخم را حمل می­كنند. ماده های بزرگتر معمولاً تخمهای بیشتری حمل می­كنند. تعداد مورد نیاز برای تأمین ذخیره یك تانك لارو ، به حجم تانك و تعداد تخمهایی كه هر ماده حمل می­كند ، بستگی دارد. به هر حال اگر از تعداد زیادی ماده تخمدار استفاده شود ، پیش­بینی دقیق در مورد تعداد تخمهای قرار داده شده در تانك لارو ضروری نیست. معمولاً این فرض مبنای عمل است كه از هر یك گرم وزن ماده تخمدار 1000 لارو تولید می­شود. هر یك از ماده­های تخمدار 10-12 cm ( از منقار تا دنباله شنا) معمولاً حدود 30000-1000 تخم را حمل می­كنند. از آنجایی كه تخمهای بسیاری در اثر صدمات فیزیكی و مصرف بالغها در طی انتقال ماده­ها ، از بین می­روند و سایر تخمها عقیم می­مانند، پیشنهاد میشود كه سه ماده تخمدار با اندازه 10-12cm برای ذخیره هر متر مكعب حجم آب تانك لارو استفاده شود. بهتر است میگوهای با تخمهای خاكستری یا سیاه رنگ انتخاب كنید و نه نارنجی رنگ . این تخمها در 3-2 روز تفریخ میشوند و اطمینان حاصل می­شود كه تانك لارو ، محتوی لاروهای همسال خواهد بـود ، همـجـنس خـواری نـیز كاهش یافته و در نتیجه عملیات تغذیه تسهیل می­گردد. هنگام ورود به تفریخگاه ماده­های تخمدار را باید با قرار دادن در آب شیرین تهویه شده كه محتوی 0/2-0/5 p.p.m مس یا 15-20 p.p.m  فورمالیس است به مدت 30 دقیقه به روش قرنطینه­ای ضد عفونی كرد. سپس ماده­ها به تانك لارو منتقل می­شوند. ماده­ها میتوانند از غذای مورد استفاده پست لاروها تغذیه كنند اما باید مواظب بود كه از غذا اشباع نشوند زیرا كه نتیجه این كار فقیر شدن كیفیت آب برای لاروهای تازه تفریخ شده است . غالب ماده­های تخمدار در تمام مدت 3-2 روز اول تفریخ تخمها ، تغذیه نمی­كنند.
توانایی تفریخ تخم در آب شور بهتر است تا در آب شیرین ، در بعضی از تفریخگاهها برای سهولت كار به تخمها در آب شیرین مجال تفریخ می­دهند. پس از تفرییخ شوری را افزایش می­دهند. در جاهای دیگر ماده­ها را در آب لب شور 0%5 قرار می­دهند. ماده های تخمدار در مقابل شوك انتقال ناگهانی به شوری بیشتر ، مقاومت می كنندو میتوان آنها را بعد از ضد عفونی شدن مستقیماً به تانكهای لارو با آب شور پرورش لاروها (0%12) منتقل كرد.
محیط زیسست لاروها كه شامل موارد زیر است
الف ) شوری
بعضی از تفریخگاهها همواره با بزرگتر شدن لاروها شوری را كاهش می­دهند. ما توصیه می­كنیم شوری پرورشی 0%12 تا زمان دگردیسی باقی نگهداشته شود.
ب ) درجه حرارت
در یك دامنه حرارت انتخاب ، با افزایش درجه حرارت ، لارو سریعتر رشد و پوست اندازی می­كند . دامنه درجه حرارت مطلوب 31-26 درجه سانتیگراد است . در حرارت زیر 26-24 درجه سانتیگراد لارو به خوبی رشد نخواهد كرد. همین طور درجه حرارت بالای 33 درجه سانتیگراد معمولاً كشنده است. از تغییرات ناگهانی در درجه حرارت آب باید جلوگیری كرد، زیرا كه ممكن است موجب شوك و مرگ و میر شود.
ج ) اكسیژن محلول
اكسیژن در آب پرورش لارو باید در حد امكان نزدیك به نقطه اشباع نگهداشته شود. سیستم هوادهی فقط باید به مدتهای كوتاه ( مثلاً برای معاینه لاروها) خاموش گردد.
د ) نور
قرار گرفتن در معرض نور مستقیم ، احتمالاً برای لاروها مضر است. به ویژه در سیستم پرورشی با " آب زلال " به هر حال ضروری است كه تا حدی به تانك لارو نور برسد. این نور باید نور آفتاب یا نوری با همان كیفیت طیفی باشد. به همین سبب توصیه می­شود كه 90% سطح تانك پوشیده شود.
هـ) بهداشت
بهتر است كه هیچگاه از وسایل دستی برای بیش از یك تانك استفاده نشود. بنابراین هر تانك باید برای خود دارای تور ، لوله های سیفون ، فیلترهای یدكی و غیره باشد. آب نباید هیچگاه از یك تانك به تانك دیگر منتقل شود. تانكهای لارو باید همیشه با نیروی ثقل یا سیفون به خوبی زهكشی شوند. بعضی از تفریخگاهها تمام وسایلشان را در محلول پرمنگنات پتاسیم در PH=3 بین هر چرخه پرورش لارو ضدعفونی می­كنند.
 تغذیه لاروها
تفریخگاههای گوناگون ، انواع مختلف غذاها را به كار می­برند كه مهمترین آنها عبارتند از : ناپلی ( نوزاد ) میگوی آب شور ، تخمهای ماهی ، گوشت اسكوئید ، آرتمیای بالغ یخ زده ، آرتمیای بالغ خرد شده ، گوشت ماهی ، فرنی تخم مرغ ، كرمها و غذاهای تركیبی
بیشتر لاروهای میگوی آب شیــرین در اولین روز زندگی ( روز تفریــخ ) تغذیه نمی­كنند. در هر حال بعضی از آنها تغذیه می­كنند و بهتر است كه مقداری B.S.N (نوزاد سخت پوستان كوچك ) در اولین روز نیز تهیه شود. از آن پس تا روز پنجم روزی دو بار در صبح و شام B.S.N  داده می­شود.
 برداشت و نگهداری پست لاروها
در عمل ، بیشترین سازگاری جانوران با آب شیرین ، در تانك لارو حاصل میشود. هنگامی كه اكثریت لاروها دگردیسی یافته اند ( حداقل در روز 28 ) تانكها را باید برگرداند تا سطح حدود 35cm تخلیه شوند و به تدریج با آب شیرین در طی مدت زمان 3-2 ساعت پر گردند. هوادهی نیز مانند همیشه باید در طی عمل پر كردن ادامه یابد. سپس لاروها را میتوان برداشت و منتقل كرد یا تانكهای لارو را میتوان تا 70cm ببا آب شیرین مجدداً پر كرد تا جانوران در آن نگهداری شوند. بهترین روش برداشت پست لاروها از تانكهای لارو كاهش سطح آب و استفاده از تورهای مخروطی (ساچوك) است.
 انتقال لاروها
تانكهای انتقال ماهی كه سیستم سرمادهی و هوادهی دارند ، برای انتقال لارو میگوی آب شیرین از تانكهای نگهداری تفریخگاه به محل استخر مناسبند اما این تانكها به ندرت در دسترس یا قابل تهیه­اند. برای حمل در فاصله­های تا یك ساعت به محل استخر میتوان از ظروف هوا دهی شده استفاده كرد. ظرف زباله صد لیتری محتوی 40 لیتر آب ، 30000 پست لارو را نگه ­می­دارد . در بین ظروف باید جداره­هایی برای جلوگیری از حركات زیاد آب در طی انتقال جا سازی شود. برای مسافتهای طولانی تر میتوان تكنیك مشابه تكنیك رایج برای انتقال ماهیهای آكواریومی را به كار برد، یعنی انتقال در كیسه­های پلاستیكی محتوی آب و هوا یا اكسیژن كه میزان انتقال 250- 125 پست لارو در لیتر عملی است.

نیازمندیهای محل تفریخگاه
 آب
    تأسیس تفریخگاه میگوی آب شیرین معمولاً نیاز به یك مكان ساحلی دارد، هر چند كه راههای دیگری نیز وجود دارد. آب شیرین فراوانی نیز باید در دسترس باشد. بهترین محل از جهت ذخیره آب كه اهمیت خاص فنی دارد جایی است كه با حفر چاه از اعماق مختلف ، هم آب شیرین و هم آب شور از زیر زمین به دست آید.
تعدادی از تفریخگاه­های معروف میگوی آب شیرین ، آب شور را از چاه­های حفر شده در سنگهـای مرجانی كه به طور طبیعی در زیر محلشان واقع است ، می­كشند كه به نظر می­رسد یك منبع بدون آلودگی را فراهم می­سازد. اگر چنین محلی در دسترس نباشد، باید جایی را انتخاب كرد كه مستقیماً به ساحل شنی دسترسی داشته باشد. این ساحل باید در اندازه­های مختلف شن مخلوط داشته باشد. بهترین حالت برای تأمین آب شیرین تفریخگاه ، منابع زیر زمینی است . آب لوله كشی نیز كه دارای هوای بسیار است ، معمولاً مناسب است و باید حدود 48-24 ساعت قبل از استفاده ، برای آزاد شدن كلر ، دست نخورده باقی بماند آب چاه نیز باید هوادهی شود و با شیوه جاری كردن آبشاری ، میزان اكسیژن محلول در آب به حد یا نزدیك به اشباع برسد.
بسیاری از تفریخگاه­های میگوی آب شیرین ، هم برای تأمین آب شیرین و هم آب شور از منابع سطحی ، استفاده می­كنند، اما این كار ، توصیه شدنی نیست. این تفریخگاه­ها آب دریا را از یك موج شكن غیر قابل تطبیق در دریا یا یك سیستم شناور قابل تطبیــق می­كشند. یك توری درشت برای جلوگیری از ورود گیاهان و جانوران بزرگ لازم است. آب شـیرین نـیز اغـلب بـا نیروی ثقل یا پمپ از منابع سطحی همچون رودخانه­ها یا نهرهای آبیاری تأمین می­گردد. این عمل تفریخگاه را در معرض تغییرات شدید كیفیت آب و خصوصاً تركیبات آب از نظر مواد شیمیایی كشاورزی قرار می­دهد . شوری آب خور­ها هم بطور روزانه و هم به طور فصلی متغیر است. اگر آب شیرین از دریا یا از صنایع سطحی كشیده شـود، بعـضی از اشكال تـصفیه ضـروری مـی­گردد كه مـعمولاً شامـل بعضی از انواع فیلتر شنی سنگریزه­ای است. به علت مشكلات فوق­العاده و خطرات احتمالی ، محققان جای سازی تفریخگاه­های میگوی آب شیرین را در مناطقی كه فقط منابع آب سطحی در دسترس است ، پیشنهاد نمی­كنند. به هر حال تجربه نشان می­دهد كه این مسئله مانع توسعه چنین تفریخگاه­هایی نخواهد شد. تعیین حداقل نیازمندیها باید در طی ارزیابی محل بر روی نقشه آبخیز و تجزیه آب خصوصاً برای آفت­كش­ها صورت گیرد.
 آب شیرین و آب دریای مورد استفاده برای مقاصد تفریخگاهی هر دو باید دارای PH در دامنه تغییرات 5/8-7 باشند و درجه حرارت نیز باید تا حد امكان به دامنه مطلوب (30-28) درجه سانتیگراد محدود باشد. سولفید هیدروژن نباید وجود داشته باشد ، اگر از آب لوله كشی استفاده می­شود باید كلر آن به وسیله هوادهی خارج گردد. پست لاروهای كوچك از بعضی از گونه­های میگوهای دریایی در مقابل نیتریت و نیترات حساسیت بیشتری دارند، هم بر حسب مسمومیت حاد و هم مزمن ( دومی موجب رشد و توان كمتر می­گردد) . به طور آزمایشی ما پیشنهاد می­كنیم كه مقدار نیتریت و نیترات آب ورودی تفریخگاه نباید بیش از P.P.m 1/0 (No2-N) و P.P.m20(NO3-N) باشد.
آب دریا باید تا حد امكان ، تغییرات روزانه و فصلی كمی داشته باشد در تفریخگــاه­های آب شیـرین بهتــر اسـت از آب شیریــن دارای سختـی كل كمتـر از Ca Co3 10 P.P.m استفاده شود. تجزیه نمونه­ای آب لوله كشی دو تفریخگاه موفق نشان می­دهد كه مقدار آهن و منگنز باید پایین باشد . واضح است كه جایی كه از آب سطحی استفاده می­شود و منابع آب آن بر اثر آلودگی ناشی از تخلیه تانكرها ، پالایشگاه نفت ، دباغی، آفت­كشهای كشاورزی و حشره­كش­ها یا مثلاً كارخانجات شیمیایی در معرض خطر قرار می­گیرد، باید تفریخگاه ساخته شود.
هر چند مقدار زیاد آهن زیان­آور به نظر می­رسد ، پرورش موفقیت آمیز لارو میگو را با استفاده از آب چاه محتوی 15-20 p.p.m محلول آهن گزارش كرده­اند.
كمیت آب شیرین و شور مورد نیاز برای تفریخگاه میگوی آب شیرین نه تنها به مقیاس عمل مورد نظر بلكه به شوری آب دریا نیز بستگی دارد. ظرفیت پمپاژ باید برای پر كردن تانك با آب لب شور در مدت یك ساعت برای تعویض آب در حداكثر سرعت ممكن ، كافی باشد. بنا بر این ، اگر چه هر تانك به طــور میانگین كمتر از 4 لیتر در دقیقه مصرف می­كند ، ظرفیت پمپاژ و لوله­های انتقال باید برای ذخیره حداكثر تقاضای تقریبی 170 لیتر در دقیقه به ازای هر تانك 10m3 كافی باشد . به عبارت دیگر تا 180m3  آب 0 %12 برای هر 100000 پست لارو تولیدی ، بدون هیچ مشكلی مصرف می­شود. به علاوه ، باید آب شیرین بیشتری برای برقرار داشتن تانكهای نگهداری پست لاروها ، منظور گردد. برای یك تفریخگاه با ظرفیت 5 تانك لارو 10m3 ، مصرف اضافی تا 42m3 در روز آب شیرین برای ذخیره تانك­های نگهداری پست لاروها باید فراهم گردد. به طور متوسط مصرف آب لب شور با این اندازه (5 تانك 10m3 ) باید 20-30 m3 در روز باشد.
 
 سایر نیازمندیها
محل یك تفریخگاه خوب باید دارای ویژگی­های زیر باشد:
الف ) ذخیره نیروی الكتریكی مطمئن كه تابع قطع و وصل برق شهری نباشد.
ب ) دسترسی به جاده چهار فصل برای وارد كردن مواد و خارج كردن پست لارو .
ج ) تا دورترین استخر بیش از 16 ساعت فاصله زمینی وجود نداشته باشد.
د ) دسترس به كمك­های حرفه­ای بیولوژیكی مـوسسات دولتی یا سایر نهادها.
هـ ) دسترسی به منابع آب شور و شیرین .
و ) اقلیمی كه آب را در دامنه حرارتی مطلوب 28-30 درجه سانتیگراد نگهدارد.
ز ) دسترسی به منابع غذایی برای لاروها .
ح ) مهارتهای فنی و مدیریتی در سطح بالا.
 
 وسایل تفریخگاه كه شامل موارد زیر است :
 تانك لارو
انواع مختلف ظروف برای رشد لارو میگوی آب شیرین به كار می­رود و شامــل تانك­های ته مسطح مدور ، تانك­های پلاستیكی ته مخروطی مدور ، تانك­های مستطیلی و غیره است . اندازه داخلی مناسب این تانك­های مستطیلی 14m2 است كه با ارتفاع 70 cm  تقریباً 10m3 آب را نگه می­دارد. تانك­ها را می­توان در فضای باز قرارداد ، اما باید در سایه باشند.
تانك­های نگهداری و اختلاط
برای نگهداری پست لاروها قبل از توزیع و برای اختلاط آب لب شور برای تفریخگاه نیز تانك­هایی لازم است. در مورد تانك­های لارو ، روش ساختن ، اندازه و شكل ، بر حسب محل و مقیاس عمل فرق می­كند. تانك­های ساخته شده از واحدهای 50m3 سیمانی یا بلوك­های سیمانی مناسب هستند. طرحشان شبیه تانك­های پرورش لارو است با این تفاوت كه به جای 7m , 2mعرض دارند و به جای 7m ، 10m طول دارند.
 پمپ هوا
 پمپ آب
 وسایل اندازه گیری كیفیت آب
 لوازم متفرقه از قبیل انواع تورها ، داروها و غیره .

مدیریت:
 اغلب مشكلات تفریخگاهی از مدیریت ضعیف ناشی می­شود. شایع­ترین علل از بین رفتن لاروها ، مرگ و میرهای واقعی ناشی از فقیر بودن كیفیت آب یا بیماریها نیستند ، بلكه از كمبودهای فیزیكی ناشی از خطاهای ساده مجری در طی تمیز كردن و سیفون كردن تانك ، تعویض آب و غیره سرچشمه می­گیرد.
 بیماریها :
  بیماریها معمولاً عامل ثانوی هستند و از نقص بهداشت تانك ، تعویض غیر كافی آب ، كمیت یا كیفیت غذا ، و اكسیژن محلول در شرایط بد ناشی میشوند.

نیازهای محیطی قزل آلای پرورشی

نیازهای محیطی قزل آلای پرورشی

۱- درجه حرارت آب :
با افزایش درجه حرارت آب میزان اشباع گازهای محلول در آب کاهش می یابد . همچنین افزایش و یا کاهش درجه حرارت از حدی معین ( ۱۲- تا ۱۶ درجه ) عمل دستگاه گوارش ماهی را مختل می نماید و بالاخره در رشد ماهی رکود ایجاد می نماید .
آزادماهیان به خاطر ساختار بدنشان قادر به تحمل درجه حرارت های بالا نیستند . ( بالاتر از ۲۰ درجه سانتی گراد ) . درجه حرارت مناسب برای رشد ماهی قزل آلا ۱۶ درجه سانتی گراد است .
۲- اکسیژن محلول در آب :
یکی از مهمترین عوامل اصلی در کیفیت آب مورد نیاز است . اکسیژن محلول به میزان بالاتر از ۶ میلیگرم در لیتر سبب رشد مناسب ماهی می شود و میزان ۸/۰ تا ۴ میلیگرم در لیتر موجب مرگ و میر ماهی قزل آلا می شود .. عوامل اصلی موثر در میزان اکسیژن محلول در آب عبارتن از دما ، شوری . افزایش شوری موجب کاهش درجه اشباع اکسیژن می شود .
۳- فشار اتمسفر : هر چه به سمت ارتفاع بالاتر از سطح دریا حرکت کنیم اکسیژن محول در آب کمتر می شود . تغییرات میزان اکسیژن به عوامل زیر ارتباط دارد :
الف ) افزایش فعالیت فتوسنتز زی شناوران ( فیتوپلانکتونها ) در روز موجب افزایش اکسیژن و در شب موجب کاهش آن می شود. و نیز بدلیل تولید CO2 در شب PHآب را کاهش داده و با مصرف CO2 در روز موجب افزایش PH آب می گردد.
ب) مواد آلی
نیاز ماهی قزل آلا به اکسیژن به عوامل زیربستگی دارد :
۱ ) اندازه ماهی : هر چه ماهی کوچک تر باشد اکسیژن بیشتری نیاز دارد .
۲ ) فعالیت ماهی : نیاز اکسیژن در هنگام فعالیت و تحرک و پس از مصرف غذا افزایش می یابد .
۳ ) درجه حرارت : در اثر افزایش حرارت ماهیان به اکسیژن بیشتری نیاز دارند
۴ ) استرس : موجب افزایش مصرف اکسیژن می شود .
نشانه های کمبود اکسیژن با تغییر در رفتار ماهی قابل تشخیص است .رفتارهایی مانند آمدن روی سطح آب قرار گرفتن در مسیر جریان ورودی آب اگر این وضعیت برای مدت طولانی ادامه یابد کمبود اکسیژن منجر به مرگ ماهیان می شود .


راه های کنترل غلظت اکسیژن در استخر :
الف ) هوادهی
ب) تغییر وضعیت حاصلخیزی آب با کنترل پلانگتون ها بخصوص در زمان تغییر فصول سال .
ج) افزایش جریان آب ورودی
د) طراحی مناسب استخرهای پرورش ماهی .
PH آب : یک قیاس از غلظت یون هیدروژن در آب است به ازاء هر ۱۰ واحد تغییر غلظت یون PHهیدروژن یک واحد تغییر می کند . در محدده یک تا ۱۴ تعریف شده است کهPH کمتر ار ۷ را اسیدی و بیش از ۷ را قلیایی می گوییم.
آبهای قلیایی : این نوع آبها در اثروجود ترکیبات کلسیم و سیلیس ایجاد می گردد .آلودگی های صنعتی و شکوفایی جلبکی میتواند آب را به شدت قلیایی کند . بالاتر از ۵/۸ تا ۹ برای ماهی سمی است PH قلیایی موجب صدمه زدن به آبشش و عدسی چشم در ماهی ها و همچنین تشدید اثرات سمی برخی از فلزات ( روی ) و دیگر ترکیبات ماند آمونیک می شود .
آبهای اسیدی : از منابع مردابی صخره های اسیدی و یا خاکهی ولفاته منشا می گیرد چنی آبهایی ممکن است در جریان سیل یا بارش باران بعد از خشکسالی دیده می شود. آبهای اسیدی باPH کمتز از ۵ تا ۶ برای ماهیان مضر است و باعث صدمه زدن به آبشش و پوست ماهی و سرانجام مرگ آن می شود.
گاز کربنیک : گازی است بی رنگ و بی بو که حلالیت زیادی در آب دارد و با توجه به غلضت کم آن میزان آن در آب کم است .این گاز آب را اسیدی می کند . در صورتیPH که آب از ۵/۴ کمتر باشد نشانه اثر مواد معدنی حل شده در آب است .این گاز در آب به سه حالت وجود دارد . گاز کربنیک محلول . یون بی کربنات و یون کربنات که غلضت هر یک بستگی بهPH محیط دارد .
روشهای کاهشCO2 محلول در آب :
الف : هوا دهی .
ب: افزایش PH از طریق هیدرواکسید کلسیم .
ج: کنترل تجمع مواد آلی رسوب شده در استخرها از طریق ارزیابی دقیق میزان غذادهی و افزایش دفعات غذادهی و تمیز نمودن به موقع استخر .
سختی کل آب : در اثر کاتیون های فلزات قلیایی مانند کلسیم و منیزیم به وجود می آید .
زمانی که میزان قلیائیت از میزان کل بیشتر شود کربنات ها و بی کربناتهای سدیم و پتاسیم بیش از کلسیم و منیزیم در محلول یافت می شود .
نیتریت : غلضت نیتریت معمولاٌ در آبهای طبیعی و پرورشی سالم پایین است ولی در اثر افزایش آلودگی با موادآلی و یا کاهش اکسیژن افزایش می یابد . نیتریت با هموگلوبین خون ترکیب می شود و ظرفیت نگهداری اکسیژن آن را کم می کند در نتیجه ماهی بر اثر کمبود اکسیژن خواهد مرد .نیترات در مجموع برای ماهی سمی نیست ولی در غلضت های بیش از چهارصد میلی گرم در لیتر برای ماهیان خطرناک است .
سولفید هیدروژن (N2S) : این ترکیب در استخر از طریق باکتری های بی هوازی حاصل می شوند و در بستر استخرهایی که مواد آلی تجمع نموده باشد به وفور یافت می شود . میزان ۰۰۲/ تا ۴/ میلی گرم در لیتر این گاز اثرات کشنده دارد و ضمن آسیب رساندن به آبشش ها سبب مرگ ماهی ها می شود .
آمونیاک : گاز آمونیاک محلول در آب به دو صورت یونیزه و غیر یونیزه موجود می باشد . آمونیاک غیره یونیزه که به شکل گاز NH3 می باشند بیشترین سمیت نسبت به یون آمونیوم برای ماهیان دارند . همچنین غلظت آمونیاک غیره یونیزه بستگی به PH و دمای آب دراد .در دمای بالا و PH قلیایی بیشترین مقدار آمونیاک در آب پدیدار می گرددلذا در محیطهای آبی که آمونیاک وجود دارد محیط به سوی اسیدی بایستی سوق داده شود تا احتمال آزاد شدن آمونیاک کمتر شود آمونیاک محلول در آب به چند طریق ایجاد می گردد .
الف ) تجزیه مواد آلی در استخرهای پرورش ماهی مقدار غذای ماهیان نباید در طول دوره پرورش تا مرحله عرضه به بازار ثابت باقی بماند میزان غذا را باید مطابق اندازه و سن ماهی تعیین نمود .درصد غذادهی به نسبت توده زنده یا ( بیوماس ) موجود در استخر که باید غذا داده شود مقدار ثابت نیست و با رشد ماهیان کاهش می یابد به این ترتیب مقدار غذادهی روزانه با افزایش وزن آنها کاهش می یابد . برآورد مقدار غذای ماهیان موجود در مزرعه و درجه حرارت آب بستگی دارد وزن متوسط را می توان با نمونه گیری و توزیع تعداد از جمعیت ماهیان بدست آورد . و اطلاعات صحیح و منظم راجب اندازه و وزن ماهیان را می تئان با نمونه گیری هفتگی یا هر دو هفته یک بار به دست آورد . در نمونه گیری باید دقت کرد که ماهیان نمونه از چند نقطه استخر صید شوند پس از این که وزن متوسط ماهیان در استخر مشخص شد تعداد تلفات را از تعداد کل ماهیان کم می کنیم و با توجه به درجه حرارت آب در جدول وابستگی حرارت آب به درصد غذای مورد نیاز میزان غذای روزانه را به ازای هر استخر مشخص می کند.

 


تحریك تولید مثل در ماهی

تحریك تولید مثل در ماهی


در میان مهم ترین پیشرفت هایی که در زمینه ی آبزی پروری در طول چند دهه ی اخیر به وقوع پیوسته است، توسعه ی تکنیک های القاء تولیدمثل در ماهی قرار دارد. این تکنیک ها به پرورش دهندگان اجازه می دهد تا به مولد سازی و پرورش گونه هایی که بطور طبیعی در شرایط پرورشی قادر به تکثیر نمی باشند ، بپردازند و زمان تکثیر ماهیان پرورشی را مطابق با چرخه ی تولیدی دستکاری نمایند.

برخی از گونه ها، به خاطر شرایط محیطی یا پرورشی که با شرایط طبیعی شان متفاوت می باشد؛ از قبیل دمای آب یا مواد مختلف موجود در طبیعت ، قادر به تولیدمثل در شرایط اسارت نیستند. این شرایط برای مولدین استرس زا بوده و یا عناصر مورد نیاز برای کامل شدن فرایند تولیدمثل را فراهم نمی کنند.

ماهی ممکن است در شرایط پرورشی، در زمان مطلوب قادر به تولیدمثل نباشد، از این رو تغییر در سیکل تولیدمثل مناسب خواهد بود. این شرایط به پرورش دهنده اجازه می دهد تا:



۱) ماهی را خارج از فصل طبیعیِ تکثیر، بدست آورد که موجب طولانی تر شدن زمان پرورش و یا تولید ماهیان دورگه با سایر گونه ها می شود؛

۲) سبب بهبود بازدهی میزان تولیدمثل ماهی با توجه به داده های از پیش تعیین شده می شود؛

۳) میزان زنده مانی لاروها، تحت شرایط کنترل شده ی کارگاه تکثیر، از طریق لقاح مصنوعی و انکوباسیون تخم ها، افزایش می یابد.

به این دلایل، استفاده از تکنیک های مناسب برای تغییر سیکل تولیدمثل ، ابزار مناسبی برای تکثیر ماهی می باشد.

● زمینه: تولیدمثل در طبیعت

در ماهیها ، فرایند تکثیر شامل سه مرحله ی اصلی زیر است:

۱) رسیدگی (Maturation) : تکامل سلول های جنسی (تخمک و اسپرم) تا زمانیکه قادر به لقاح باشند؛

۲) ائولاسیون (Ovulation) : جدا شدن تخمک از تخمدان ؛ و

۳) تخم ریزی (Spawning) : رها سازی تخمک و اسپرم در محیط خارج بصورت واحد مجزا.

در ماهی ، همانند تمام مهره داران عالی، هورمون ها نقش تعیین کننده ای در فرایند تولیدمثل بر عهده دارند. هورمون ها پیام رسان های شیمیایی هستند که توسط اندام های خاصی، از قبیل غده ی هیپوفیز، به جریان خون ریخته می شوند. هورمون ها از طریق جریان خون به دیگر بافت ها انتقال می یابند و این بافت ها به طرق مختلف به این هورمون ها پاسخ می دهند.یکی از این پاسخ ها، آزاد شدن هورمون های دیگر از این بافت ها می باشد که این فرایند خود نیز پاسخ های دیگری در بافت های دیگر را در پی دارد. بافت های اولیه ی درگیر در رهاسازی هورمون، هیپوتالاموس، غده ی هیپوفیز و غدد جنسی می باشد.

ماهیان تحت شرایطی تولیدمثل می کنند که محیط برای زنده ماندن لاروها در شرایط مطلوب باشد. خیلی قبل از تخم ریزی، راهنماهای فصلی موجب آغاز فرایند رسیدگی می شوند.در بسیاری از ماهیها ، این مرحله تا یکسال به طول می انجامد. زمانیکه سلول های جنسی به رسیدگی می رسند، محرک های محیطی که از شرایط مطلوب برای لاروها حکایت دارد، موجب ائولاسیون و تخم ریزی در ماهی می شوند. به عنوان مثال محرک های محیطی عبارتند از ، تغییر دوره ی نوری (فتوپریود) ، دما ، بارندگی و قابلیت دسترسی به غذا.گیرنده های حسی مختلفی، از قبیل چشم، غده ی پینه آل (اندامی در بخش فوقانی مغز جلویی که به نور حساس است)، اندام های بویایی، جوانه های چشایی و گیرنده های دمایی، در دریافت این تغییرات دخیل اند.

هیپوتالاموس، واقع در پایه ی مغز، به سیگنال هایی که از گیرنده ها فرستاده می شود، حساس می باشد و در پاسخ به محرک های محیطی با آزاد کردن هورمون پاسخ می دهد. اصلی ترین هورمون، هورمون آزاد کننده ی گنادوتروپین (GnRH) می باشد، که از هیپوتالاموس به هیپوفیز منتقل می شود. غده ی هیپوفیز عهده دار کنش های مختلفی از قبیل رشد و تولیدمثل می باشد.سلول های مخصوصی از هیپوفیز، هورمون آزاد کننده ی گنادوتروپین را دریافت کرده و به دنبال آن هورمون گنادوتروپین را به داخل خون آزاد می کند. هورمون های گنادوتروپیکی به غدد جنسی انتقال می یابد.در نتیجه این عمل، استروئید های مسوول رسیدگی نهایی سلول های جنسی سنتز می شود.رسیدگی تخمک یک فرایند طولانی بوده که تغییرات پیچیده ی فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی را شامل می شود. یکی از مراحل مهم، زرده سازی (ویتلوژنز) می باشد. در این مرحله پروتئین زرده ایی که در کبد تولید شده به تخمدان انتقال یافته و در تخم ذخیره می شود. زرده به عنوان منبع غذایی برای جنین در حال تکامل مهم است.

همچنین مراحل مهاجرت و شکسته شدن هسته(GVBD) نیز مهم می باشد. قبل از مهاجرت، هسته یا وزیکول ژرمینال در مرکز تخمک در مرحله ی غیر فعال قرار دارد.در این مرحله ، تخمک ها از لحاظ فیزیولوژیکی و ژنتیکی قادر به لقاح نمی باشند، حتی اگر ظاهر یک تخمک کاملا رسیده را داشته باشند. هنگامیکه شرایط برای رسیدگی نهایی فراهم شود، هسته دوباره فعالیت خود را از سر می گیرد و مهاجرت هسته به یک سمت تخمک آغاز می شود. نهایتا دیواره ی هسته شکسته شده و کروموزوم ها به داخل سلول رها می شوند.

رسیدگی تخمک بوسیله ی تکنیک بیوپسی قابل تعیین می باشد. تخمک ها از تخمدان برداشت شده و با محلول مخصوص شفاف می شود. سپس زیر میکروسکوپ مورد بررسی قرار می گیرد. در تخمک های رسیده ، مهاجرت هسته به یک طرف سلول بطور کامل انجام خواهد شد.

بعد از رسیدگی تخمک ، موادی به نام پروستاگلاندین سنتز می شود. این مواد باعث ائولاسیون تخمک می شود که در اثر آن فولیکول که تخمک را دربر گرفته است، پاره می شود.سپس تخمک ها به داخل حفره ی بدن یا حفره ی تخمدان و بعد از این به داخل محیط آب ریخته می شود. بعد از ائولاسیون کیفیت تخمک ها به سرعت کاهش می یابد.

ماهی های حاوی تخمک های رها نشده از غدد جنسی را اصطلاحا " سبز(green)" می نامند. واژه ی رسیده (ripe) برای توضیح ماهیهایی با سلول های جنسی که از تخمدان به حفره ی تخمدان ریخته شده اند، بکار می رود. ماهیهای رسیده را می توان تخم کشی نمود ولی از ماهیهای سبز نمی توان به منظور استحصال تخمک استفاده نمود.

● القاء تولیدمثل

دو استراتژی برای القاء تولیدمثل در ماهی وجود دارد.اولین استراتژی آنست که محیطی مشابه آنچه که در طبیعت برای تولیدمثل آنها لازم است، فراهم شود. برای مثال، گربه ماهی در فضایی محصور مانند کُنده ی میان تهی درخت قادر به تخم ریزی است. پرورش دهنده می تواند با قرار دادن قوطی شیر در استخر، محیط طبیعی این ماهی را شبیه سازی کند. وجود گیاه و افزایش دما معمولا برای ماهی طلایی مورد استفاده قرار می گیرد. تغییر در دوره ی نوری در کارگاه تکثیر می تواند موجب جلو انداختن یا تاخیر در رسیدگی و ائولاسیونِ بسیاری از آزاد ماهیان و قزل آلا شود.

دومین استراتژی تزریق هورمون بوسیله ی هورمون های طبیعیِ تولیدمثلی یا هورمون های آنالوگ سنتتیک می باشد. این روش تنها در ماهیهایی قابل استفاده است که ماهی آماده ی تخم ریزی و دارای تخمک های رسیده ایی باشد که عمل مهاجرت هسته در آنها اتفاق افتاده باشد.اغلب دو استراتژی بصورت متوالی استفاده می شود: ابتدا دستکاری در رسیدگی انجام شده و در بعد ائولاسیون القاء می گردد.

تعداد زیادی هورمون برای القاء تولیدمثل در ماهیان استفاده می شود.در چند سال گذشته دو روش بوجود آمده که با کمترین هزینه بیشترین شانس برای موفقیت را در پی دارد. این دو روش عبارتند از تزریق هورمون GnRH آنالوگ به همراه ضد دوپامین [در کپور ماهیان و گربه ماهی] و تزریق گنادوتروپین.

● GnRH آنالوگ به همراه ضد دوپامین

هورمون آزاد کننده ی هورمون زرده ساز (LHRH) ، هورمون پستانداران نامیده می شود که برای القاء ترشح هورمون های تولیدمثلی بطور موفقیت آمیز مورد استفاده قرار گرفته است. در سال های اخیر نوع سنتتیک LHRH، که به بصورت LHRHa بیان می شود، توسعه یافته است که از نوع طبیعی آن موثرتر است. بدین خاطر که خالص تر بوده و توسط ماهی به سرعت متابولیزه نشده و برای مدت طولانی تری فعال باقی می ماند.

تحت شرایط طبیعی ، ساز و کار بازخوردی در ماهی وجود دارد که ترشح گنادوتروپین را محدود می کند. این ساز و کار ماده ی شیمیایی به نام دوپامین می باشد که مانع فعالیت LHRH می گردد. زمانیکه دوپامین در ماهی وجود دارد حتی تزریق LHRHa نیز با موفقیت محدودی همراه است. اغلب برای محدود کردن تاثیر دوپامین از مواد ضد دوپامین استفاده می شود. زمانیکه LHRHa به همراه ضد دوپامین مورد استفاده قرار می گیرد، میزان موفقیت تکثیر شدیدا افزایش می یابد.

● گنادوتروپین

دو نوع عصاره ی گنادوتروپین برای القاء ائولاسیون در ماهی مورد استفاده قرار می گیرد: گنادوتروپین کوریونیک انسان (HCG) و عصاره ی غده ی هیپوفیز ماهی. عصاره ی غده ی هیپوفیز با برداشت غده ی هیپوفیز از یک ماهی و استحصال هورمون از آن انجام می گیرد که ممکن است به ماهی دیگری نیز تزریق شود. این هورمون برای کپور ، گربه ماهی، آزاد ماهی و دیگر ماهیها قابل استفاده است. گنادوتروپین کوریونیک انسان (HCG) دارای سه مزیت در مقایسه با عصاره ی غده ی هیپوفیز می باشد:

۱) خیلی ارزان تر است،

۲) پایدارتر است،

۳) در فرم خالص قابل تهیه است.

روش ها

جزئیات القاء تولیدمثل از گونه ایی به گونه ی دیگر متفاوت است. همچنین بر اساس اهداف و ابزار پرورش دهندگان متغیر می باشد. باید اشاره نمود که تکنیک هایی که در زیر بیان شده در تمام موقعیت ها قابل استفاده نیست. پرورش دهندگان باید به دنبال تکنیک هایی باشند که برای گونه های مورد پرورش آنها توسعه یافته است و آنهایی را انتخاب کنند که برای شرایط کاری آنها بهترین باشد.

مولدین

مولدین باید سریع الرشد، عاری از بیماری و از لحاظ جنسی رسیده باشند. چندین شاخص برای رسیدگی جنسی ماهی وجود دارد:

▪ ماده:

ـ شکم گرد و نرم است.

ـ منفذ تناسلی متورم، بیرون زده و قرمز رنگ است.

ـ مخرج اغلب متورم و قرمز رنگ می باشد.

ـ خصوصیات ثانویه جنسی قابل مشاهده است.

▪ نر:

ـ اسپرم با فشار آرام به ناحیه ی شکم از بدن خارج می شود.

ـ خصوصیات ثانویه جنسی قابل مشاهده است.

مولدین باید با آرامش کامل حمل و نقل و دستکاری شوند. آنها از لحاظ فیزیکی خیلی اسیب پذیر بوده و ممکن است در اثر افتادن یا دستکاری نامناسب و خشن بمیرند. اغلب ، منابع پرورش دهندگان به سمت تولید مولدین لاین و داشتن ماهیان سالم در حال توسعه می باشد.پتانسیل برگشت این سرمایه گذاری به راحتی در اثر دستکاری نامناسب مولدین از بین خواهد رفت.

زمانیکه مولدین در استخر یا پِن (توری محصور) نگهداری می شوند، تمام پارامترهای کیفی ، از قبیل دما و اکسیژن، باید در حد اپتیمم (مطلوب) نگه داشته شود.یکی از شرایط مطلوب کیفیت بالای نگهداری مولدین، بر قرار کردن شرایط متعادل غذایی است. اگر ماهی از یک شرایط محیطی به شرایط دیگر منتقل گردد باید فرصت سازگاری به ماهی داده شود. در هنگام دستکاری برقراری آرامش باید یک اصل باشد.پوشاندن ماهی با یک کرباس یا پارچه ی مرطوب ، یا پوشاندن ظروف حمل و نقل برای نرسیدن نور به ماهی، به آرام نگه داشتن ماهی کمک خواهد نمود. مواد آرام کننده در هنگام تزریق یا تخم کشی مورد استفاده قرار می گیرد.

● تزریق هورمون به بدن ماهی

دو مکان رایج برای تزریق هورمون به بدن ماهی وجود دارد. تزریق داخل صفاقی (در حفره ی بدن) در بخش شکمی ماهی زیر باله ی شکمی یا باله ی سینه ای انجام می گیرد(تصویر ۲ ۱).تزریق عضلانی معمولا در بخش پشتی بدن ماهی بالای خط جانبی و زیر بخش قدامی باله ی پشتی صورت می پذیرد. در هر دو روش، مکان قرار گرفتن سوزن مهم می باشد بطوریکه در زیر فلس قرار گیرد.

معمولا دو دُز از هورمون مورد استفاده قرار می گیرد: یک دُز مقدماتی و یک دُز قطعی یا نهایی.بین این دو دُز یک فاصله ی زمانی ۱۲ ۲۴ ساعته در نظر گرفته می شود. معمولا دُز مقدماتی ۱۰ درصد از کل مقدار هورمون را به خود اختصاص می دهد. برای برخی از ماهیان ، چندین دُز مقدماتی ضروریست.

تخم کشی (Stripping)

تخم کشی تا حد ممکن باید بلافاصله بعد از ائولاسیون باشد. ماهی باید بیهوش شده و ۶ ۱۲ ساعت بعد از تزریق دوم باید مورد بررسی قرار گیرد. قبل از تخم کشی ، هر دو ماهی نر و ماده باید تمیز و ناحیه ی اطراف منفذ تناسلی با یک حوله ی نرم، خشک شود تا باقیمانده ی ماده ی بیهوشی موجب مرگ اسپرم نشود. آب، موکوس ماهی، مدفوع و خون نباید در هنگام تخم کشی با سلول های جنسی ترکیب شود.

برای تخم کشی ماهی ماده، باید ناحیه ی دمی با یک دست نگه داشته شود و با دست دیگر به آرامی به ناحیه ی شکمی ماهی فشار وارد گردد.اگر ائولاسیون اتفاق افتاده باشد، جریانی از تخم مشاهده خواهد شد.اگر تنها تعداد کمی تخم ار بدن خارج شد ، ماهی هنوز "سبز" بوده و باید به حوضچه ی نگهداری برگردانده شود.ناحیه ی شکمی باید از جلو به عقب ماساژ داده شود تا تمام تخمک ها از بدن خارج شود .
 
کانون دانش

پرورش میگو

بیولوژی میگوی آب شیرین

 پراكنش

گونههای میگوی آب شیرین جنس Macrobrachium در سراسر مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری جهان پراكنده­اند. اینگونهها در اغلب آبهای شیرین داخلی شامل دریاچهها ، رودخانــهها، باتلاقها ، نهرهای آبیاری ، كانالها و استخرها و حوزهها یافت میشوند. اغلب گونهها در مراحل نخستین چرخه زندگیشان به آب لب شور نیاز دارند و بنا بر این در آبهایی یافت میشوند كه مستقیم یا غیر مستقیم به دریا میپیوندند، هر چند بعضی از آنها چرخه زندگیشان را در دریاچههای داخلی آب شور یا آب شیرین كامل میكنند. بعضی از گونهها ، رودخانههایی با آب شفاف را ترجیح میدهند، در حالی كه بعضی دیگر در آبهای بسیار گلآلود یافت میشوند.

 چرخه زندگی :

برای رشد ، تمام میگوهای آب شیرین (مانند سایر سختپوستان) بطور منظم اسكلت خارجی یا پوسته خود را میاندازند. این فرآیند به پوست اندازی موسوم است و با افزایش ناگهانی در اندازه و وزن همراه است. چهار شكل مشخص در چرخه زندگی میگوی آب شیرین وجود دارد: تخم ، لارو ، پست لارو ، و بالغ .

این جانوران همه چیز خوارند و جیره غذایی آنها در نهایت شامل حشرات آبزی و لاروهایشان، جلبكها ، دانه گیاهان ، حبوبات ، بذر و گیاهان ، میوهها ، نرمتنان ریز و سخت پوستان ، گوشت ماهی و پس ماندههای ماهی و سایر جانوران است. به علاوه ممكن است همجنس خوار باشند.



 
عملیات پرورشی كه شامل موارد زیر است

مدیریت استخر

   گیاهان امتداد دیوارههای استخر ، فرسایش آنها را به حداقل میرسانند و زیر خط آب نیز غذا و زیستگاهی برای میگوها فراهم میكنند. به هر حال باید توجه داشت كه رشد آنها نباید چنان زیاد شود كه با برداشت كردن تداخل به وجود آید. از رشد گیاهان ریشه دار آبزی و جلبكهای كفزی نیز باید با اعمال مدیریتی جلوگیری كرد. استخرهای تازه باید آهك پاشی شوند. در عمل ، كاربرد استاندارد 1000Kg/ha  سنگ آهك كشاورزی هر بار پس از تخلیه استخر پرورش میگوی آب شیرین توصیه میشود. پس از آهك دهی استخرها بیش از میگودار كردن آنها پر میشوند. كود دهی در كشت میگوی آب شیرین به ندرت لازم میشود. در هر حال استخرهای ساخته شده در خاكهای شنیرسی ممكن است نیاز به كوددهی داشته باشند. اجرا كننده باید در طی مدت پرورش ، مراقب خوب نگه داشتن استخرها باشد . برای جلوگیری از فرسایش دیوارهها ، كنترل گیاهان ریشه دار آبزی ، تعمیر و نگهداری تجهیزات خروجی و ورودی آب به ویژه توریها بـاید مـراقـبت خـاصـی انجام گیرد. گیاهان Elodea spp. و Hydrilla spp. بستر خوبی برای میگوها میسازند.

 میگودار كردن:

     پست لاروها را میتوان بلافاصله پـس از پـر آب شـدن اسـتخرهـا در آنها ریخت . معمولاً پست لاروهایی كه تنها 4-1 هفته سن دارند ( پس از دگردیسی ) برای میگودار كردن استخرها به كار برده میشوند كه تا زمان برداشت در آن باقی میمانند. به محض ورود پست لاروها به كناره استخر باید دقت شود كه در پی شناور كردن كیسه­های انتقال در استخر به مدت 15 دقیقه قبل از خالی كردن آنها در آب به درجه حرارت استخر عادت داده شوند.

اختلاف PH استخر و كیسه انتقال نیز موجب مرگ و میر میشود. میزان میگودار كردن استخر به اندازه بازاری مطلوب و مدیریت استخر ، خصوصاً روش برداشت ، بستگی دارد. در جاهایی كه اندازه مطلوب برای فروش حدود 70 گرم ( سرزده ) است و بسیاری از استخرها به علت ذخیره آب فصلی دچار محدودیت فصلی در حدود 8 ماه هستند ، پیشنهاد میشود میزان میگو 5 پست لارو در متر مربع (5000/ha) باشد.

 تغذیه:

الف ) نوع تغذیه

كشت تجارتی موفق میگوی آب شیرین به غذای مكمل نیاز دارد. نوع این غذا بسیار متنوع است و مواد زیر را در بر دارد : مواد خام جانوری یا گیاهی ، مخلوطهای غذایی تهیه شده در كنار استخر و غذاهای تركیبی . در بعضی جاها نیز از برنـج و محـصولات فـرعـی بـرنـج به صـورت مـخلوط با غذاهای دیگر استفاده میشود. ضریب غذایی 2:1-3:1  برای جیره های تركیبی مورد انتظار است . ضریبب غذایی مواد تر همچون ماهیهای هرز به علت رطوبت بسیار آنها بالاتر است ( شاید 7:1-9:1 ) .

ب ) مقدار تغذیه :

تـوصـیه كلی و كار ساز برای مقدار تغذیه روزانه وجود ندارد زیرا این مقدار بستگی به اندازه و تعداد میگوها در استخر ، كیفیت آب و خاصیت غذا دارد. بهترین رهنمود برای مجریان استخر ، تغذیه تا حد تقاضاست . غذا به طور معمول در اطراف محیط استخر در محلهای كم عمق كه منطقه خوبی برای تغذیه است پخش میشود. در بعضی از مواقع غذا به " منطقه تغذیه " در چند متری كناره محدود میگردد. در هر دو مورد مجری استخر میتواند ببیند چه مقدار غذا مصرف شده است. اگر هیچ غذایی در روز بعد باقی نماند ، مقدار غذا باید افزایش یابد. اگر مقدار زیادی غذا بماند ، مقدار آن را باید كاهش داد و یا حتی به مدت یك روز قطع كرد.

مقدار اولیه غذای پیشنهادی با استفاده از جیره خشك ، همچون غذای تركیبی جوجه در یك استخر دارای 5 عدد در متر مربع باید در حدود 6/25 Kg/ha در روز باشد.

میزان تغذیه روزانه به تدریج از مقدار اولیه 6/25 Kg/ha در روز ، به هنگام برداشت بسیار افزایش مییابد. به عنوان مثال احتمال میرود كه میزان غذا در روزهای پیش از برداشت یكجای تولید استخر  1250 Kg به حد بالای 37/5 Kg/ha در روز برسد.(پس از 8-6 ماه ).

برداشت :

    زمان برداشت بستگی به میزان رشد و اندازه بازاری مطلوب و تا حدی تكنیك مدیریت استخر دارد. اصولاً در مدیریت استخر میگوی آب شیرین دو روش بسیار رایج وجود دارد. نخست ، تكنیك پرورش دستهای كه امكان می­دهد جانوران تا اندازه بازاری متوسط یا تا هنگام تخلیه استخر به دلایل دیگر (مثلاً كمبود آب ، پایین بودن درجه حرارت) رشد كنند، و سپس تمام محصول برداشت میشود. تكنیك دیگر ، پرورش مداوم است به این ترتیب كه معمولاً یكبار در سال با تراكمی بسیار بیشتر از پرورش دستهای به میگودار كردن استخر میپردازند و معمولاً پس از 7-5 ماه بسته به میزان رشد ( درجه حرارت ) و اندازه قابل فروش محلی ، جانوران با اندازه بازاری به وسیله پره در فواصل زمانی منظم دستچین میشوند. استخرها را معمولاً به طور كامل هر ماه یكبار و یا نصف استخر را ماهی دو بار برای جلوگیری از گل آلودگی تمام استخر پره كشی میكنند.

 

 عملیات پس از برداشت :

اغلب میگوهای آب شیرین ، در نزدیكی محل پرورش در یخ یا زنده فروخته میشوند. میگوها را نیز میتوان در تانكهای حمل هوادار به مشتریان عرضه كرد. میگوهای آب شیرین خصوصاً در معرض صدمات آنزیمی پس از برداشت و مرگ هستند و بعضی پرورش دهندگان میگوها را در آب یخ فرو میكنند و آنها را در آب 65 درجه سانتیگراد به مدت 20-15 ثانیه نگه میدارند تا سفید شوند و سپس آنها را در یخ به فروشگاه حمل میكنند.

 

انواع استخرها و روشهای پرورش

 استخرهای پرستاری :

بعضی پرورش دهندگان استخرهای پرستاری را برای پرورش پست لاروهای تازه دگردیسی یافته به كار میبرند و جانوران در این استخر به مدت 2-1 ماه قبل از برداشت رشد میكنند. و در استخرهای تولیدی ذخیره میشوند. پست لاروها در استخرهای پرستاری با تراكم m2 /1000 نگهداری میشوند و دو ماه و نیم قبل از شمارش و انتقال به استخرهای پرورشی رشد میكنند.

پرورش در قفس و ماهیدان

 كشت توأم : همراه با كپور ماهیان چینی ، تیلاپیا ، كفال و شیرماهی

كشت در تانك

 میگودار كردن آبهای باز:

میگوی آب شیرین ممكن است در مخازن آب ، رودخانهها و دریاچهها ذخیره سازی شود، به ویژه در جایی كه در پی صید بیرویه و عوامل فیزیكی ، شیلات آن رو به كاهش نهاده است.

 

وسایل پرورش كه شامل موارد زیر است

استخر

استخرهای مستطیلی برای نوع برداشت ( پره كشی ) كه معمولاً در استخرهای پرورش میگوی آب شیرین صورت میگیرد مناسب تر است . حداكثر عرض نباید بیش از مقداری باشد كه برای كشیدن یك پره از یك انتها به انتهای دیگر ، لازم است. طول استخر تا حدی به توپوگرافی محل و تا حدی به اندازه استخر و طرح استخر انتخاب شده بستگی دارد. اداره استخرهای باندازه بین 0/2-1/6 هكتار مناسب تر است . با در نظر گرفتن 30 متر عرض ، یك استخر 6/0 هكتار 200 متر طول خواهد داشت. عمق متوسط 9/0 متر حداقل 75/0 و حداكثر 2/1 متر خواهد بود.

 آب

 هوادهی

 وسایل متفرقه از قبیل تورها ، وسیله اندازه گیری كیفیت آب ، وسیله حمل و نقل ، انبار ، مواد شیمیایی و غیره .

 

نیازمندیهای محل پرورش كه مشتمل بر موارد ذیل است

نزدیكی به مراكز فروش

آب:

معمولاً برای پرورش میگوهای آب شیرین از مرحله پست لاروی تا اندازه بازاری ، آب شیرین به كار میرود . اما كشت موفقیت آمیز آن با آب كم شور 0% - 0 نیز گزارش شده است . میزان رشد در آبهای سخت خیلی كمتر است و باید از آب با سختی كمتر از 150p.p.m  استفاده شود.

 توپوگرافی و خاك:

بهترین مكان برای پرورش میگو ، شیب ملایمی است ( كمتر از 2%) و استخرهای ساخته شده در آن را میتوان به طور طبیعی یا با احداث سد در اثر نیروی ثقل ، پر یا تخلیه كرد. در عمل بسیاری از استخرهای مطلوب در جاهایی وجود دارند كه تنها روش عملی برای پر كردن و تخلیه استخر ، استفاده از پمپ است . هزینه عملیات پر كردن و تخلیه استخر را ویژگیهای محل تعیین میكند و این ویژگیها را باید قبل از انتخاب محل مورد توجه قرار داد. استخر نباید در جایی ساخته شود كه در معرض عواملی همچون سیلاب ، طوفان ، لغزش زمین و غیره باشد . استخر در جایی باشد كه خاك حاصلخیز دارد. استخر در خاكهای با توان بالقوه اسید سولفات بنا نشود. خاكهایی كه خیلی شنی یا مخلوطی از سنگریزه و شن باشند ، نامناسبند ، مگر اینكه سطح آب ، بالا و مناطق اطراف همیشه آبدار باشد.

خاكهایی كه شامل سیلت پارس یا مخلوطی از اینها با نسبت كمی شن باشد ، معمولاً خاصیت نگهداری آب خوبی دارد. محتوای رس نباید بیش از 60% باشد. خاكهای توربی مناسب نیستند.

 

عملیات تفریخگاه

 تأمین تخم و تفریخ :

تخمهای میگوی آب شیرین در طرف زیرین شكم میگوی ماده بالغ ، حمل و به راحتی دیده میشوند. میگوهای بالغ در این مرحله " مادههای باردار" نامیده میشوند. مادههای تخم دار مناسب برای تفریخگاه را میتوان از رودخانه­ها ، استخرهای پرورشی یا مولدان نگهداری شده به دست آورد. آنها میتوانند در آكواریومها جفتگیری كنند. در شرایط طبیعی حداكثرهای (Peaks) فصلی در فعالیت مولدان معمولاً همراه با فصل بارندگی وجود دارد. اما ماده­های تخمدار همیشه در یك استخر محتوی مولدان بالغ در دسترس هستند. تهیه مولدان تفریخگاه از استخرهای تولید آن از راه نگهداری یك استخر اختصاصی برای مولدان و یا از طریق ارتباط نزدیك با صاحبان استخرهای تولیدی ، صورت میگیرد و به دست آوردن مادههای تخمدار به هنگام نیاز چندان مشكلی ندارد. ارزش تكی آنها پایین است به ویژه از آن رو كه معمولاً پس از تفریخ تخمهایشان برای غذای انسان فروخته میشوند. بنابراین صرفهجویی در تعداد مادههای تخمدار برای تفریخگاه ضرورتی ندارد. برای مصارف تفریخگاهی ، مادههای تخمدار باید به دقت انتخاب شوند. جانورانی باید انتخاب شوند كه آشكارا سالم و فعالند ، رنگ آمیزی خوب دارند و توده­های بزرگ تخم را حمل میكنند. ماده های بزرگتر معمولاً تخمهای بیشتری حمل میكنند. تعداد مورد نیاز برای تأمین ذخیره یك تانك لارو ، به حجم تانك و تعداد تخمهایی كه هر ماده حمل میكند ، بستگی دارد. به هر حال اگر از تعداد زیادی ماده تخمدار استفاده شود ، پیشبینی دقیق در مورد تعداد تخمهای قرار داده شده در تانك لارو ضروری نیست. معمولاً این فرض مبنای عمل است كه از هر یك گرم وزن ماده تخمدار 1000 لارو تولید میشود. هر یك از مادههای تخمدار 10-12 cm ( از منقار تا دنباله شنا) معمولاً حدود 30000-1000 تخم را حمل میكنند. از آنجایی كه تخمهای بسیاری در اثر صدمات فیزیكی و مصرف بالغها در طی انتقال مادهها ، از بین میروند و سایر تخمها عقیم میمانند، پیشنهاد میشود كه سه ماده تخمدار با اندازه 10-12cm برای ذخیره هر متر مكعب حجم آب تانك لارو استفاده شود. بهتر است میگوهای با تخمهای خاكستری یا سیاه رنگ انتخاب كنید و نه نارنجی رنگ . این تخمها در 3-2 روز تفریخ میشوند و اطمینان حاصل میشود كه تانك لارو ، محتوی لاروهای همسال خواهد بـود ، همـجـنس خـواری نـیز كاهش یافته و در نتیجه عملیات تغذیه تسهیل میگردد. هنگام ورود به تفریخگاه مادههای تخمدار را باید با قرار دادن در آب شیرین تهویه شده كه محتوی 0/2-0/5 p.p.m مس یا 15-20 p.p.m  فورمالیس است به مدت 30 دقیقه به روش قرنطینهای ضد عفونی كرد. سپس مادهها به تانك لارو منتقل میشوند. مادهها میتوانند از غذای مورد استفاده پست لاروها تغذیه كنند اما باید مواظب بود كه از غذا اشباع نشوند زیرا كه نتیجه این كار فقیر شدن كیفیت آب برای لاروهای تازه تفریخ شده است . غالب مادههای تخمدار در تمام مدت 3-2 روز اول تفریخ تخمها ، تغذیه نمیكنند.

توانایی تفریخ تخم در آب شور بهتر است تا در آب شیرین ، در بعضی از تفریخگاهها برای سهولت كار به تخمها در آب شیرین مجال تفریخ میدهند. پس از تفرییخ شوری را افزایش میدهند. در جاهای دیگر مادهها را در آب لب شور 0%5 قرار میدهند. ماده های تخمدار در مقابل شوك انتقال ناگهانی به شوری بیشتر ، مقاومت می كنندو میتوان آنها را بعد از ضد عفونی شدن مستقیماً به تانكهای لارو با آب شور پرورش لاروها (0) منتقل كرد.

محیط زیسست لاروها كه شامل موارد زیر است

الف ) شوری

بعضی از تفریخگاهها همواره با بزرگتر شدن لاروها شوری را كاهش میدهند. ما توصیه میكنیم شوری پرورشی 0 تا زمان دگردیسی باقی نگهداشته شود.

ب ) درجه حرارت

در یك دامنه حرارت انتخاب ، با افزایش درجه حرارت ، لارو سریعتر رشد و پوست اندازی میكند . دامنه درجه حرارت مطلوب 31-26 درجه سانتیگراد است . در حرارت زیر 26-24 درجه سانتیگراد لارو به خوبی رشد نخواهد كرد. همین طور درجه حرارت بالای 33 درجه سانتیگراد معمولاً كشنده است. از تغییرات ناگهانی در درجه حرارت آب باید جلوگیری كرد، زیرا كه ممكن است موجب شوك و مرگ و میر شود.

ج ) اكسیژن محلول

اكسیژن در آب پرورش لارو باید در حد امكان نزدیك به نقطه اشباع نگهداشته شود. سیستم هوادهی فقط باید به مدتهای كوتاه ( مثلاً برای معاینه لاروها) خاموش گردد.

د ) نور

قرار گرفتن در معرض نور مستقیم ، احتمالاً برای لاروها مضر است. به ویژه در سیستم پرورشی با " آب زلال " به هر حال ضروری است كه تا حدی به تانك لارو نور برسد. این نور باید نور آفتاب یا نوری با همان كیفیت طیفی باشد. به همین سبب توصیه میشود كه 90% سطح تانك پوشیده شود.

هـ) بهداشت

بهتر است كه هیچگاه از وسایل دستی برای بیش از یك تانك استفاده نشود. بنابراین هر تانك باید برای خود دارای تور ، لوله های سیفون ، فیلترهای یدكی و غیره باشد. آب نباید هیچگاه از یك تانك به تانك دیگر منتقل شود. تانكهای لارو باید همیشه با نیروی ثقل یا سیفون به خوبی زهكشی شوند. بعضی از تفریخگاهها تمام وسایلشان را در محلول پرمنگنات پتاسیم در PH=3 بین هر چرخه پرورش لارو ضدعفونی میكنند.

 تغذیه لاروها

تفریخگاههای گوناگون ، انواع مختلف غذاها را به كار میبرند كه مهمترین آنها عبارتند از : ناپلی ( نوزاد ) میگوی آب شور ، تخمهای ماهی ، گوشت اسكوئید ، آرتمیای بالغ یخ زده ، آرتمیای بالغ خرد شده ، گوشت ماهی ، فرنی تخم مرغ ، كرمها و غذاهای تركیبی

بیشتر لاروهای میگوی آب شیــرین در اولین روز زندگی ( روز تفریــخ ) تغذیه نمیكنند. در هر حال بعضی از آنها تغذیه میكنند و بهتر است كه مقداری B.S.N (نوزاد سخت پوستان كوچك ) در اولین روز نیز تهیه شود. از آن پس تا روز پنجم روزی دو بار در صبح و شام B.S.N  داده میشود.

 برداشت و نگهداری پست لاروها

در عمل ، بیشترین سازگاری جانوران با آب شیرین ، در تانك لارو حاصل میشود. هنگامی كه اكثریت لاروها دگردیسی یافته اند ( حداقل در روز 28 ) تانكها را باید برگرداند تا سطح حدود 35cm تخلیه شوند و به تدریج با آب شیرین در طی مدت زمان 3-2 ساعت پر گردند. هوادهی نیز مانند همیشه باید در طی عمل پر كردن ادامه یابد. سپس لاروها را میتوان برداشت و منتقل كرد یا تانكهای لارو را میتوان تا 70cm ببا آب شیرین مجدداً پر كرد تا جانوران در آن نگهداری شوند. بهترین روش برداشت پست لاروها از تانكهای لارو كاهش سطح آب و استفاده از تورهای مخروطی (ساچوك) است.

 انتقال لاروها

تانكهای انتقال ماهی كه سیستم سرمادهی و هوادهی دارند ، برای انتقال لارو میگوی آب شیرین از تانكهای نگهداری تفریخگاه به محل استخر مناسبند اما این تانكها به ندرت در دسترس یا قابل تهیهاند. برای حمل در فاصلههای تا یك ساعت به محل استخر میتوان از ظروف هوا دهی شده استفاده كرد. ظرف زباله صد لیتری محتوی 40 لیتر آب ، 30000 پست لارو را نگه میدارد . در بین ظروف باید جدارههایی برای جلوگیری از حركات زیاد آب در طی انتقال جا سازی شود. برای مسافتهای طولانی تر میتوان تكنیك مشابه تكنیك رایج برای انتقال ماهیهای آكواریومی را به كار برد، یعنی انتقال در كیسههای پلاستیكی محتوی آب و هوا یا اكسیژن كه میزان انتقال 250- 125 پست لارو در لیتر عملی است.

 

نیازمندیهای محل تفریخگاه

 آب

    تأسیس تفریخگاه میگوی آب شیرین معمولاً نیاز به یك مكان ساحلی دارد، هر چند كه راههای دیگری نیز وجود دارد. آب شیرین فراوانی نیز باید در دسترس باشد. بهترین محل از جهت ذخیره آب كه اهمیت خاص فنی دارد جایی است كه با حفر چاه از اعماق مختلف ، هم آب شیرین و هم آب شور از زیر زمین به دست آید.

تعدادی از تفریخگاههای معروف میگوی آب شیرین ، آب شور را از چاههای حفر شده در سنگهـای مرجانی كه به طور طبیعی در زیر محلشان واقع است ، میكشند كه به نظر میرسد یك منبع بدون آلودگی را فراهم میسازد. اگر چنین محلی در دسترس نباشد، باید جایی را انتخاب كرد كه مستقیماً به ساحل شنی دسترسی داشته باشد. این ساحل باید در اندازههای مختلف شن مخلوط داشته باشد. بهترین حالت برای تأمین آب شیرین تفریخگاه ، منابع زیر زمینی است . آب لوله كشی نیز كه دارای هوای بسیار است ، معمولاً مناسب است و باید حدود 48-24 ساعت قبل از استفاده ، برای آزاد شدن كلر ، دست نخورده باقی بماند آب چاه نیز باید هوادهی شود و با شیوه جاری كردن آبشاری ، میزان اكسیژن محلول در آب به حد یا نزدیك به اشباع برسد.

بسیاری از تفریخگاههای میگوی آب شیرین ، هم برای تأمین آب شیرین و هم آب شور از منابع سطحی ، استفاده میكنند، اما این كار ، توصیه شدنی نیست. این تفریخگاهها آب دریا را از یك موج شكن غیر قابل تطبیق در دریا یا یك سیستم شناور قابل تطبیــق میكشند. یك توری درشت برای جلوگیری از ورود گیاهان و جانوران بزرگ لازم است. آب شـیرین نـیز اغـلب بـا نیروی ثقل یا پمپ از منابع سطحی همچون رودخانهها یا نهرهای آبیاری تأمین میگردد. این عمل تفریخگاه را در معرض تغییرات شدید كیفیت آب و خصوصاً تركیبات آب از نظر مواد شیمیایی كشاورزی قرار میدهد . شوری آب خورها هم بطور روزانه و هم به طور فصلی متغیر است. اگر آب شیرین از دریا یا از صنایع سطحی كشیده شـود، بعـضی از اشكال تـصفیه ضـروری مـیگردد كه مـعمولاً شامـل بعضی از انواع فیلتر شنی سنگریزهای است. به علت مشكلات فوقالعاده و خطرات احتمالی ، محققان جای سازی تفریخگاه­های میگوی آب شیرین را در مناطقی كه فقط منابع آب سطحی در دسترس است ، پیشنهاد نمیكنند. به هر حال تجربه نشان میدهد كه این مسئله مانع توسعه چنین تفریخگاههایی نخواهد شد. تعیین حداقل نیازمندیها باید در طی ارزیابی محل بر روی نقشه آبخیز و تجزیه آب خصوصاً برای آفتكشها صورت گیرد.

 آب شیرین و آب دریای مورد استفاده برای مقاصد تفریخگاهی هر دو باید دارای PH در دامنه تغییرات 5/8-7 باشند و درجه حرارت نیز باید تا حد امكان به دامنه مطلوب (30-28) درجه سانتیگراد محدود باشد. سولفید هیدروژن نباید وجود داشته باشد ، اگر از آب لوله كشی استفاده میشود باید كلر آن به وسیله هوادهی خارج گردد. پست لاروهای كوچك از بعضی از گونههای میگوهای دریایی در مقابل نیتریت و نیترات حساسیت بیشتری دارند، هم بر حسب مسمومیت حاد و هم مزمن ( دومی موجب رشد و توان كمتر میگردد) . به طور آزمایشی ما پیشنهاد میكنیم كه مقدار نیتریت و نیترات آب ورودی تفریخگاه نباید بیش از P.P.m 1/0 (No2-N) و P.P.m20(NO3-N) باشد.

آب دریا باید تا حد امكان ، تغییرات روزانه و فصلی كمی داشته باشد در تفریخگــاههای آب شیـرین بهتــر اسـت از آب شیریــن دارای سختـی كل كمتـر از Ca Co3 10 P.P.m استفاده شود. تجزیه نمونهای آب لوله كشی دو تفریخگاه موفق نشان میدهد كه مقدار آهن و منگنز باید پایین باشد . واضح است كه جایی كه از آب سطحی استفاده میشود و منابع آب آن بر اثر آلودگی ناشی از تخلیه تانكرها ، پالایشگاه نفت ، دباغی، آفتكشهای كشاورزی و حشرهكشها یا مثلاً كارخانجات شیمیایی در معرض خطر قرار میگیرد، باید تفریخگاه ساخته شود.

هر چند مقدار زیاد آهن زیانآور به نظر میرسد ، پرورش موفقیت آمیز لارو میگو را با استفاده از آب چاه محتوی 15-20 p.p.m محلول آهن گزارش كردهاند.

كمیت آب شیرین و شور مورد نیاز برای تفریخگاه میگوی آب شیرین نه تنها به مقیاس عمل مورد نظر بلكه به شوری آب دریا نیز بستگی دارد. ظرفیت پمپاژ باید برای پر كردن تانك با آب لب شور در مدت یك ساعت برای تعویض آب در حداكثر سرعت ممكن ، كافی باشد. بنا بر این ، اگر چه هر تانك به طــور میانگین كمتر از 4 لیتر در دقیقه مصرف میكند ، ظرفیت پمپاژ و لولههای انتقال باید برای ذخیره حداكثر تقاضای تقریبی 170 لیتر در دقیقه به ازای هر تانك 10m3 كافی باشد . به عبارت دیگر تا 180m3  آب 0  برای هر 100000 پست لارو تولیدی ، بدون هیچ مشكلی مصرف میشود. به علاوه ، باید آب شیرین بیشتری برای برقرار داشتن تانكهای نگهداری پست لاروها ، منظور گردد. برای یك تفریخگاه با ظرفیت 5 تانك لارو 10m3 ، مصرف اضافی تا 42m3 در روز آب شیرین برای ذخیره تانكهای نگهداری پست لاروها باید فراهم گردد. به طور متوسط مصرف آب لب شور با این اندازه (5 تانك 10m3 ) باید 20-30 m3 در روز باشد.

 

 سایر نیازمندیها

محل یك تفریخگاه خوب باید دارای ویژگیهای زیر باشد:

الف ) ذخیره نیروی الكتریكی مطمئن كه تابع قطع و وصل برق شهری نباشد.

ب ) دسترسی به جاده چهار فصل برای وارد كردن مواد و خارج كردن پست لارو .

ج ) تا دورترین استخر بیش از 16 ساعت فاصله زمینی وجود نداشته باشد.

د ) دسترس به كمكهای حرفهای بیولوژیكی مـوسسات دولتی یا سایر نهادها.

هـ ) دسترسی به منابع آب شور و شیرین .

و ) اقلیمی كه آب را در دامنه حرارتی مطلوب 28-30 درجه سانتیگراد نگهدارد.

ز ) دسترسی به منابع غذایی برای لاروها .

ح ) مهارتهای فنی و مدیریتی در سطح بالا.

 

 وسایل تفریخگاه كه شامل موارد زیر است :

 تانك لارو

انواع مختلف ظروف برای رشد لارو میگوی آب شیرین به كار میرود و شامــل تانكهای ته مسطح مدور ، تانكهای پلاستیكی ته مخروطی مدور ، تانكهای مستطیلی و غیره است . اندازه داخلی مناسب این تانكهای مستطیلی 14m2 است كه با ارتفاع 70 cm  تقریباً 10m3 آب را نگه میدارد. تانكها را میتوان در فضای باز قرارداد ، اما باید در سایه باشند.

تانكهای نگهداری و اختلاط

برای نگهداری پست لاروها قبل از توزیع و برای اختلاط آب لب شور برای تفریخگاه نیز تانكهایی لازم است. در مورد تانكهای لارو ، روش ساختن ، اندازه و شكل ، بر حسب محل و مقیاس عمل فرق میكند. تانكهای ساخته شده از واحدهای 50m3 سیمانی یا بلوكهای سیمانی مناسب هستند. طرحشان شبیه تانكهای پرورش لارو است با این تفاوت كه به جای 7m , 2mعرض دارند و به جای 7m ، 10m طول دارند.

 پمپ هوا

 پمپ آب

 وسایل اندازه گیری كیفیت آب

 لوازم متفرقه از قبیل انواع تورها ، داروها و غیره .

 

مدیریت:

      اغلب مشكلات تفریخگاهی از مدیریت ضعیف ناشی میشود. شایعترین علل از بین رفتن لاروها ، مرگ و میرهای واقعی ناشی از فقیر بودن كیفیت آب یا بیماریها نیستند ، بلكه از كمبودهای فیزیكی ناشی از خطاهای ساده مجری در طی تمیز كردن و سیفون كردن تانك ، تعویض آب و غیره سرچشمه میگیرد.

 بیماریها :

  بیماریها معمولاً عامل ثانوی هستند و از نقص بهداشت تانك ، تعویض غیر كافی آب ، كمیت یا كیفیت غذا ، و اكسیژن محلول در شرایط بد ناشی میشوند.

تك سلولیها شایعترین عامل بیماریهای لارو میباشند. عفونتهای قارچی لاروها در مواردی مشاهده شده است اما غالباً در پی بهداشتی تر كردن غذا و كاهش تراكم لاروها رفع میگردد. فورمالین 200-250 p.p.m روزانه به مدت 30 دقیقه ،عامل موثری برای درمان بیماریهای ناشی از تك سلولیها و قارچهاست. بیماری صدفی یا لكههای سیاه كه بدیهیترین بیماریهای پست لارو و میگوهای در اندازه بازاری هستند از تهاجم باكتریهای تجزیه كننده كیتین ناشی میشوند و در بعضی از مواقع با قارچها آلوده میگردند. تاری یا سفیدی بافتهای عضلانی كه غالباً به طرف دم صورت میگیرد ، احتمال دارد كه واكنشی در برابر استرس باشد.

 صیادان:

      صیادی را اصولاً سایر گونههای آبزی ، پرندگان ، مارها و انسان انجام میدهند. استفاده از تورهای با ارتفاع 60 سانتیمتر با چشمههای ریز در اطراف استخرها برای جلوگیری از ورود صیادان مشكلآفرین به استخرها مفید است. مشكلات ناشی از هیدروزوا به ویژه به هنگام استفاده از منابع آب سطحی نمایان میشود. استفاده از مواد شیمیایی نیز برای مبارزه با هیدروزوا به كار میرود. عمدهترین صیادان مشكل آفرین مارها و گربه ماهی رودخانهای هستند. خرچنگهای گرد نیز مشكلاتی را به وجود میآورند، به ویژه از آنرو كه سوراخهایی در دیواره استخرها ایجاد میكنند. البته میتوان آنها را با قرار دادن تلههایی در دیواره استخرها از بین برد.

 كیفیت آب :

__گیاهان آبزی

     وجود گیاهان ریشهدار در استخرها به جز آنهایی كه برای ایجاد دیواره استخرها به كار میروند ، مشكلاتی در مدیریت استخر ایجاد میكنند. در حقیقت آنها برای میگوها مفید هستند و منبع غذایی را تشكیل میدهند اما وجودشان برداشت را مشكل میكند. برای مبارزه با گیاهان آبزی باید :

الف ) در استخرها مناطق كم عمق وسیع ایجاد نكرد.

ب ) هیچگاه یك استخر را مدت زیاد با آب كم نگه نداشت .

ج ) مقدار كافی توده فیتوپلانكتونی در استخر نگهداری شود.

د ) رویشهای غوطه ور كنده شوند.

 پیشگیری :

میتوان از داروهایی مانند استرپتو مایسین و بی پنیسیلین به آب پرورش لارو به مقدار 1/25 p.p.m  تا 2/5 p.p.m هر دو یا سه روز در طی پرورش در تانكهای مخروطی اضافه كرد. در صورت مشاهده مرگ و میر ناشی از نكروز یا افزایش باكتریهای رشتهای تا P.P.m 5 افزایش مییابد. دارو زدن یا درمان هنگامی صورت میگیرد كه سطح آب قبل از آغاز پر كردن مجدد در حداقل باشد. با این حال این روشها توصیه نمیشود زیرا ممكن است كه موجب مقاومت باكتریها در مقابل آنتی بیوتیكها گردد.