سر و تفاوت های آن در زنبور کارگر نر و ملکه

الف:سر یك زنبور كارگر
سر هر زنبور كارگر از قسمتهای مختلف زیر تشكیل شده است:
1- چشمهای نقطه ای به تعداد سه عدد و در قسمت بالای پیشانی قرار دارد.
2- پیشانی در جلو سر.
3- چشمهای مركب در طرفین سر به تعداد دو عدد.
4- شاخكها یا آنتن به تعداد دو عدد در طرفین سر زنبور قرار داشته كه در ملكه و كارگران 12بند و در زنبور نر 13 بند دارد.
5- پوششی در جلو سر.
6- لب جلو.
7- آرواره های جلویی: كه در ملكه و كارگران قوی و در زنبور نر نسبتا ضعیف است.
8- اعضای لامسه وسطی آرواره ای.
9- آرواره وسطی.
10-اعضای لامسه انتهای آرواره ای.
11-خرطوم یا زبان كه از موهای بسیار ریز و ظریف پوشیده شده است.
12-قاشق: برای جمع آوری شهد از روی گلها.
ب:سر یك ملكه
سر ملكه از لحاظ شكل و ساختمان ظاهری درست همانند سر یك زنبور كارگر است. تفاوت بین این دو تنها در كوتاه تر بودن خرطوم ملكه می باشد.


ملكه به خرطوم درازی هم نیاز ندارد زیرا نمی خواهد با خرطومش شهد را از روی گلها جمع آوری كند بلكه در داخل كندو دائما بوسیله كارگران تغذیه می شود و حال آنكه كارگران باید اغلب شهد را در پایین ترین و عمیق ترین نقطه گلها جستجو كنند.در خیلی از موارد شهد در عمیق ترین نقطه لوله های نسبتا دراز گلها قرار دارد و زنبور عسل برای جمع كردنش ناچار است كه خرطوم را بداخل آن تا عمق فرو برده و آن را بمكد.بنابراین داشتن خرطوم دراز در زندگی و فعالیتهایش نه تنها بسیار موثر بلكه حتی لازم هم است.
ج:سر یك زنبور نر
سر زنبور ملكه و كارگر با هم شباهت دارند و تشخیص آنها مشكل است ولی سر زنبور نر با هر دو تفاوت زیادی نشان می دهد بطوری كه تمیزش از آنها حتی با چشم هم ساده است و با چند بار تمرین از عهده همه برمی آید.مهمترین اختلافها بین آنها عبارتند از:
1-در حالی كه چشمهای مركب ملكه و زنبور كارگر از دو طرف سر به هم نمی رسند،چشمهای مركب زنبور نر خیلی بزرگ بوده و از پشت سر از دو طرف به یكدیگر می رسند.این واضح ترین و مهمترین فرق بین آنهاست و به كمك آن می توان زنبور نر را حتی در حال پروازش شناخت.
زنبودرارها هم با استفاده از همین موضوع آنها را می شناسند.شناخت سایر اختلافات که در زیر شرحشان می آید تنها پس از گرفتن زنبور و دقت زیاد و یا حتی اغلب در آزمایشگاه امکان پذیر است.
2-تعداد بندهای هر یک از شاخکها در ملکه و زنبوران کارگر 12عدد و در زنبور نر 13 عدد است.
3-خرطوم زنبور نر کوتاه تر از زنبور کارگر است دلیلش هم مثل آنچه در مورد ملکه گفته شد دراین است که زنبور نر ازآن در جمع آوری شهد استفاده نمی کند.چون زنبور نر هم مانند ملکه بوسیله کارگران تغذیه میشود.
4-آرواره های جلوی زنبور نر ضعیف تر از آرواره های جلوی کارگران است.
5-سه چشم نقطه ای زنبور نر در جلو پیشانی ولی در ملکه و زنبور کارگر در بالای پیشانی قرار دارند

راز نفس كشیدن حشرات

حشرات چگونه نفس می‌كشند؟این سوالی است كه در ذهن هركسی شكل نمی‌گیرد، اما دانشمندان تلاش زیادی برای یافتن پاسخ این سوال كرده‌اند. به گزارش ایرنا به نقل از ماهنامه علمی "دانشگر" آنچه بسیار جالب است این است كه حشرات ریه ندارند ، پس چگونه نفس می‌كشند؟
برای رسیدن به جواب این سوال دانشمندان موزه فیلد در شیكاگو و آزمایشگاه ملی آرگون قوی‌ترین آزمایش اشعه ایكس را كه بسیار دقیق‌تر از آزمایشهای بیمارستانها است انجام دادند.

پس از انجام این آزمایش آنها توانستند از چگونگی تنفس حشراتی همچون سوسك‌ها، جیرجیرك‌ها و یا مورچه‌ها فیلم برداری كنند.

آنها این كار را با دم و بازدم هوا در لوله‌های بسیار ظریف اكسیژن انجام می‌دهند ، هنگام استراحت ، این موجودات در هر ثانیه تا نیمی از هوای درون لوله‌های اصلی اكسیژنشان را تعویض می‌كنند، آنها این كار را تقریبا به همان سختی نفس كشیدن یك فرد بعد از انجام یك ورزش ملایم انجام می‌دهند.

آزمایش‌های اشعه ایكس پنجره جدیدی را به دنیای درون این موجودات بسیار كوچك كه تا به حال هیچ كس ندیده بود گشود، این گذرگاه‌های ظریف و كوچك اكسیژن كه تراكی  ۱ نام دارند به سوراخ‌های بسیار ریزی كه برروی پوشش خارجی حشرات قرار دارند متصل هستند.

در طول دهه‌های متمادی دانشمندان فكر می‌كردند هوا تنها از طریق این سوراخ‌ها به بدن این موجودات وارد می‌شود ، اما آزمایش‌ها نشان داد علاوه بر آن ، كیسه‌های هوایی نیز نزدیك بالها ، پاها و شكم این حشرات وجود دارد كه هوا را به درون بدنشان تلمبه می‌كند، بنابراین به نوعی نقش ریه‌های ما را در مكش هوا به درون و بیرون بدن حشرات بازی می‌كنند.

به نظر رابرت دودلی، محقق دانشگاه كالیفرنیای بركلی "با كشف این مطلب، گام بزرگی در جهت پیشرفت علم حشره شناسی برداشته شد "

خصوصیات زنبور ملکه

مطالعات جدید نشان می دهد ملكه زنبور بر روی مغز زنبورهای كارگر نفوذ و كنترل دارد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از خبرگزاری شینهوآ، طبق مطالعات جدید دانشمندان بر روی زنبورها اعلام كردند، ملكه زنبور به طور منظم از طریق نفوذ بر روی مغز زنبورهای كارگر، فعالیت های مغزی آنها را تحت كنترل قرار می دهد ....

مطالعات جدید نشان می دهد ملكه زنبور بر روی مغز زنبورهای كارگر نفوذ و كنترل دارد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از خبرگزاری شینهوآ، طبق مطالعات جدید دانشمندان بر روی زنبورها اعلام كردند، ملكه زنبور به طور منظم از طریق نفوذ بر روی مغز زنبورهای كارگر، فعالیت های مغزی آنها را تحت كنترل قرار می دهد.

 

بنابراین گزارش، زنبور ملكه از طریق فرستادن سیگنال‌هایی به مغز زنبورهای كارگرش و دریافت سیگنال هایی از مغز آنها، آنها را شناسایی می كند كه این كارگران به خود تعلق داشته باشد و زنبور غریبه ای در میان زنبورهای كارگرش نباشد.
بر اساس این گزارش، زنبور ملكه با این كار فعالیت های زنبورهای كارگرش را تحت كنترل قرار می دهد و از این طریق احتمال گم شدن این زنبورها در مسیر را كاهش می دهد.

لوازم مورد نیاز در زنبورداری

كندو

خصوصیات یك كندو ازورود زنبورهای مهاجم جلوگیری كند. مقاوم در برابر اثرات مخرب نور خورشید و باران باشد. مانع از نفوذ موریانه ها گردد. اغلب كندوها چوبی هستند و رایج ترین آنها به نامهای مدرن یا ملی هستند.

لوازم مورد نیاز برای زنبورداری

كندو

خصوصیات یك كندو ازورود زنبورهای مهاجم جلوگیری كند. مقاوم در برابر اثرات مخرب نور خورشید و باران باشد. مانع از نفوذ موریانه ها گردد. اغلب كندوها چوبی هستند و رایج ترین آنها به نامهای مدرن یا ملی هستند.

قسمتهای مختلف یك كندو از پائین به با لا تخته تحتانی - طبقه - پنجره ملكه - قابها و زیرسازی آنها - صفحه جدا كننده - سرپوش

ابزارآلات زنبورداری لباس كار زنبورداری - یك جفت پوتین یا چكمه خوب - یك جفت دستكش - توری جهت پوشاندن صورت - دودی یا دودكن - كاردك زنبورداری - كلاه - برسی یا شاه پر- قفس ملكه - بچه گیر - یك قوطی كبریت

دودی یا Smoker زنبوران عسل تندخو به سادگی به زنبوردار اجازه خارج كردن عسل از كندو را نخواهند داد. برای تخفیف دادن حملات آنها و یا اداره كردن زنبوران زمانی كه كندو مورد بازدید قرار می گیرد از وسیله ای بنام دودی یا دود كن استفاده میشود. برخی از دودكن ها از قلع و برخی از مس یا استیل ضد زنگ ساخته شده اند ویك دودكن باید دمنده قوی (ماق) و مخزن آتش مناسب داشته باشد. بسته های مقوای نازك ،گونی كنف خشك و بخصوص پوسیده ،تكه های پارچه یا لباس پشمی كهنه ،چوب پوسیده و پهن گاو بهترین سوختها برای دودكن به حساب می آیند.

چند نكته راجع به زنبورداری 1-رنگ كندوها را اغلب به علت تشخیص بهتر آنها و انعكاس حرارت و جلوگیری از نفوذ گرما به داخل كندو سفید انتخاب می كنند. 2- فضای مورد نیاز برای فعالیت هر زنبور در كندو حدود 8 میلی متر می باشد. 3- زنبورها از رنگهای سیاه و قهوه ای خوششان نمی آید و در هنگام كار از بكار بردن وسایل این رنگی باید خودداری كرد.

آناتومی وانواع زنبور عسل زنبور عسل موجودی است كه به صورت اجتماعی زندگی می كند و به دو صورت نر و ماده می باشد كه ماده ها شامل ملكه و زنبور كارگر می باشند. قسمتهای مختلف بدن یك زنبور سر: (چشمها- شاخك ها- ضمائم دهانی- مغز و غدد گوناگون ) سینه : ( بالها و پاها به آن اتصال دارند و مركز حركتی بدن زنبور است ) شكم: ( دستگاه گوارش – تنفس و گردش خون – نیش یا زوائد تولید مثلی است) چشمها: دوعدد چشم مركب با چندین عدسی در دو طرف سر و سه چشم بسیار ساده كوچك بر روی فرق سر



دستگاه گوارش شامل فك و خرطوم است .

كار فك یا ماندیبول mandible گزش، جویدن ، مكش و عمل لیسیدن آلت چنگ زدن به منظور: جمع آوری گرده – موم كاری – تمیز كردن كندو – جنگیدن – برداشت كردن و چیدن – كار با بره موم و تثبیت آن - پرستاری نوزادان

انواع زنبور: هر كلنی شامل ملكه ، چند زنبور نر ، هزاران كارگر و نوزاد (تخم- لارو و شفیره می باشد.)

ملكه:زنبور ملكه بزرگتر از زنبور كارگر و طویل تر از زنبور نر است و تنها یكبار جهت جفتگیری از كندو خارج می شود.وظیفه عمده ملكه تخم گذاری بوده و در طول اوج فصل پرورش نوزادان بین 1500 تا 3000 تخم می گذارند.

جفتگیری ملكه اصطلاحا این عمل را پرواز عروسی (Neptune) می گویند كه 5 روز پس از خروج ملكه از سلول نوزادی اتفاق می افتد.ملكه به همراه بسیاری از زنبور های نر به پرواز در می آید او در ارتفاعات بالا پرواز كرده و تنها چند نر از 500 نر موفق به جفتگیری می شوند. ارگان نرینه زنبور نر موفق, پس از جفتگیری شكسته و در ارگانلهای حیاتی ملكه گیر می كند و باعث مرگ زنبور نر می شود و ملكه 3 الی 4 روز بعد از جفتگیری تخمگذاری می كند.

زنبورنر:تنبل ترین زنبورهاست و تنها وظیفه آنها جفتگیری با ملكه است.

زنبور كارگر:كوچكترین و پرجمعیت ترین زنبوران عسل هستند و 98 درصد جمعیت كلنی را تشكیل می دهند .

وظایف یك زنبور كارگر عمل پاكسازی و نظافت - تغذیه و مراقبت از نوزادان - شان سازی - كمك كردن به ملكه - پرواز جهت یابی - تهویه كندو - وظایف محافظتی - جاسازی عسل ، گرده ، شهد و آب در سلولها - جلوگیری از غارت

رقص زنبورچیست؟

رقص نیم دایره ای یا دم جنبان...: رقص نیم دایره كه جهت آن به سوی بالا باشد بدین معنی است كه غذای پیدا شده در جهت خورشید است.رقص نیم دایره كه جهت آن به سوی پایین باشد بدین معنی است كه غذای پیدا شده در خلاف جهت خورشید قرار دارد.رقص نیم دایره ای كه در زاویه 60 درجه به چپ نسبت به خط عمود انجام می گیرد به كارگران می گوید كه مسیر خود رادر 60 درجه به چپ در مسیر خورشید به منظورپیدا كردن غذا قرار دهند.رقص در زاویه 120 درجه به سمت راست نسبت به خط عمود به آنها می گوید راه خویش را در 120 درجه به سمت راست نسبت به خورشید قرار دهند.

رقص دایره ای : یعنی زنبور پیش آهنگ منبعی پیدا كرده و نیاز به برداشت است و در دسترس است ، واین محل دارای بوی خاص می باشد.

انتخاب محل زنبورستان :

یکی از مهمترین نکات مدیریتی در پرورش زنبور عسل انتخاب صحیح محل استقرار زنبورستان است. شرایط مطلوب برای محل استقرار یک زنبورستان و محل استقرار کندوها

1 - شرایط آب و هوایی :

به طور کلی شرایطی چون گرما یا سرمای بیش از حد تحمل زنبورها ، بارندگی پیوسته و زیاد ، هوای ابری در بیشتر اوقات سال یا فصل مورد نظر ، بادهای شدید ، هوای شرجی یا هوای غالبا مه آلود ، افزایش یا کاهش ناگهانی درجه حرارت هوا و آلودگی غیر تحمل هوا ممکن است چنان منطقه ای را برای استقرار زنبورستان نا مطلوب کند .

2 - پوشش گیاهی منطقه :

به طور کلی گیاهانی چون توتون ، پنبه ،آفتاب گردان ، یونجه ، شبدر ، اسپرس ، بیدمشک ، گوَ ن ، آویشن ، خردل ، زعفران ، نخود ، لوبیا ، نعنا ، سیب ، گلابی ، مرکبات ، اقاقیا ، کاج ، گیاهان زینتی و طیف بسیار وسیعی از دیگر گیاهان زراعی ، باغی ، جنگلی و مرتعی منابع شهد و گرده برای زنبور عسل محسوب می شوند .

3 - اهمیت وجود منبع آب سالم در اطراف زنبورستان :

زنبور نیز مانند سایر جانداران به آب به عنوان حیاتی ترین نیاز خود احتیج دارد .

4 - بهداشت منطقه زنبورستان و اهمیت آن :

زنبور عسل نیز مانند سایر حیوانات به برخی از بیماری ها حساس است و متاسفانه بیشتر بیماری ها باعث انهدام بخش مهم یا تمامی کلنی های زنبور دار می شود و یا ضمن خسارت به زنبور دار معالجه می شوند . بنابراین اقتصادی ترین اقدام برای جلوگیری از ابتلای زنبورها به بیماری توجه زنبور دار به بهداشت منطقه است .

5 - آلودگی های صوتی و بوهای نامطلوب :

مکان استقرار زنبورستان باید دست کم 2 کیلومتر از دامداری ها ، مرغ داری ها ، کارخانه های دباغی و دیگر مجتمع های تولیدی که بوی ناخوشایند در آن ها تولید می شود دور باشد . زیرا بوی بد زنبوران را فراری می دهد . زنبورستان ها هم چنین باید از نقاط پر سر و صدا مثل جاده های پر رفت وآمد ، کارخانه های پر سر و صدا و غیره به اندازه کافی دور باشند تا سرو صدا موجب هراس زنبورها و فراری شدن آنها نشود .

6 - اهمیت دور بودن کافی زنبورستان از نقاط مسکونی :

زنبورها با توجه به شعاع پرواز خود ممکن است تا 12 کیلومتر از محل زنبورستان دور شوند . نزیک بودن زنبورستان به مناطق مسکونی ممکن است باعث مشکلاتی برای زنبور دار شود .

7 - اهمیت رعایت فاصله زنبورستان ها از هم :

حداقل فاصله لازم به رعایت زنبورستان ها از یکدیگر در هر منطقه 6 کیلومتر است . چنانچه این فاصله کمتر شود بخصوص اگر منطقه پوشش گیاهی چندان خوبی نداشته باشد چند مشکل اساسی پیش خواهد آمد .

1- تولید عسل کمتر در دو زنبورستان مجاور هم به علت کمبود منابع شهد و گرده 2- به علت گرده افشانی بیش از حد مورد نیاز بیشتر گل ها به میوه یا بذر تبدیل شده و تمام میوه ها قادر به دریافت مواد غذایی کافی نمی شوند و از کیفیت محصول کاسته شده .

زهر زنبور عسل و خواص درمانی آن

تركیبات:

زهر زنبور عسل مایعی است تلخ مزه به رنگ روشن دارای وزن مخصوص(۱٫۱۳۱۳ )بوی خاص و واکنش اسیدی ، در مجاورت هوا به سرعت خشک میشود
زهر زنبور ترکیب بسیار پیچیده ای دارد و دست کم هشت نوع پروتئین در آن شناسایی شده است
مشخص شده است ترکیبات زهر رنبور عسل مناطق مختلف و نسبت به فصل های مختلف با هم فرق میکند .
تر کیبا ت اصلی زهر زنبور
آ نزیم ها: -فسفو لیپازA2-هیا لورونیداز-اسید فسفا تاز
پپتید ها: آپا مین -ملیتین- پپتید MCD -سکا پین -تر تیا پین-آدو لاپین
آ مین های بیو ژنیک: هیستا مین – دوپا مین -نوراپی نفرین – لکوترین
اثر زهر زنبور در درمان بیماری MS


Multiple Sclerosis – بیماری با علت نامعلوم می باشد در این بیماری قسمتهایی از رشته های عصبی در سیستم عصبی مرکزی به واسطه خطا در فعالیت سیستم ایمنی بدن بیمار دچار التهاب و تخریب پوشش میلین و جراحت اکسون شده و در نهایت آسیب میبیند . zanboorبیمار و پزشک هیچ گونه پیش بینی از آینده بیماری ندارند و داروهای عرضه شده :
( Interferon B-1a – Interferon B-1b < Betaseron )
در بسیاری از موارد نمی تواند بیماری را درمان کند .
...

استفاده از زهر زنبور عسل یکی از روش های جایگزین و مناسب براتی در مان این بیماری است .
با توجه به جد ول تر کیبا ت زهر زنبور Melittin که ۵۰ % وزن خشک زهر را تشکیل میدهد یکی از مهم ترین مواد ضد التهاب ( ۱۰۰ برابر قویتر از Hydrocortisol ) است .
Adolapin ماده دیگر موجود در زهر می باشد که از طریق مهار فعالیت آنزیم ‍‍Cyclooxygenase باعث اثر ضد التهابی و ضد درد می شود . Apamin از تشکیل Complement C3 جاوگیری میکند و کانال های پتاسیمی وابسته به کلسیم را بلوکه می کند و به همین دلیل انتقال عصبی را تشدید میکند . آنزیم Hyaluronidase نیز Scar تشکیل شده در بیماران ام اس را از بین می برد در دنیا تعداد قابل توجهی از بیماران MS فلج شده با زنبور درمانی صحت کامل خود را باز یافتند .
در سال ۱۹۹۷ میلادی انجمن MS امریکا مبلغ ۲۵۰۰۰۰ دلار در اختیار دکتر Beltani رئیس بخش ایمونولوژی دانشگاه Georgetown آمریکا قرار داد تا در مورد تاثیر زهر زنبور روی بیماران مبتلا به MS تحقیق نماید تحقیقات نشان داد که در ۶۰ % بیماران سبب بهبودی بیماران شده است .

اثر درمانی زهر زنبورعسل در بیماریهای رماتیسمی

باتوجه به تحقیقات جدید در خارج کشور و نوشته های طب سنتی مبنی براثردرمانی زهر زنبورعسل در درمان بیماریهای رماتیسمی و بدلیل کمبود اطلاعات منتشر شده دراین زمینه ونگرانی پزشکان متخصص روماتولوژی بعلت اثرات نامطلوب و یا بی اثر بودن نسبی داروهای فعلی دربرخی از بیماران و عدم انجام این تحقیق درایران برآن شدیم تا پژوهشی درمورد اثردرمانی زهرزنبور عسل در درمان بیماری های رماتیسمی بعمل آوریم . موادموثری ازجمله ملیتین در زهر زنبور عسل وجود دارد که میتواند در درمان بیماریهای رماتیسمی موثر باشد. نظر به اینکه استفاده مستقیم ازنیش زنبور عسل ممکنست واکنش‌های آلرژیک و حتی شوک آنافیلاکتیک و حتی مرگ ایجاد نمایدلذا از زهر زنبور عسل فرآورده داروئی درابتدا بصورت پماد جلدی و سپس قرص‌های خوراکی ساخته و دردرمان بیماریهای روماتیسمی مورداستفاده واقع خواهدشد
زهر زنبور عسل از دیرباز برای درمان بیماریهای رماتیسمی بکار می رفته است اما تا کنون این روش درمانی در طب غربی پذیرفته نشده است. بمنظور بررسی علمی این اثرات پیش گفته ابتدا بعنوان مطالعه اولیه در سه بیمار رماتیسمی داوطلب و پس از اخذ رضایت نامه کتبی نیش مستقیم زنبور عسل بکار رفت. نتایج حاصله رضایت بخش بود و لذا تولید فراورده تزریقی جدیدی از زهر زنبور عسل بمنظور بررسی علمی اثرات آن مد نظر قرار گرفت. یک دستگاه شوک الکتریکی جدید برای استحصال زهر زنبور عسل طراحی و ساخته شد. زهر زنبور عسل استحصال شده از نظر طیف اشپکتروفتومتری و نیز از نظر pH با زهر زنبور عسل استاندارد درجه یک سیگما مقایسیه گشت. روش جدیدی برای استاندارد کردن زهر زنبور عسل ابداع گشت. این روش بر مبنای سنجش میکروبی توسط انتشار از دیسک و با استفاده از میکروارگانیسم باسیلوس سابتیلیس (ATCC 6633) و زهر زنبور عسل درجه یک سیگما انجام پذیرفت. زهر زنبور عسل تولیدی توسط *****های غشایی Millipore استریل گشت و سپس در ۴ دوزاژ مختلف بصورت ویالهای لیوفیلیزه فرموله شد. این فرآورده مورد آزمونهای استریلیتی LD50 و Safety (تزریق وریدی به موشهای سوری) واقع گشت. pH و نیز اسپکتروفتوگرام آنها نیز بررسی شد. دستگاه شوک الکتریکی جدید بعنوان اولین دستگاه سم گیر زنبور ساخت ایران به ثبت اختراع رسید. pH و حداکثر جذب هر دو نوع زهر زنبور عسل یکی بودند (به ترتیب ۰/۱+- ۵/۵ ,۲۸۰nm ) منحنی استاندارد بدست آمده از روش سنجش میکروبی خطی بود (r=0.99609+-0.00260 , CV%=3.788+-0.440) . بعنوان یک طرح اولیه، حدود سه هزار ویال در چهار دوزاژ مختلف ۰/۱۴،۰/۳۶،۰/۷۰،۱٫۴mg/vial در انستیتو رازی حصارک تهیه گشت. نتایج آزمونهای استریلیتی و Safety رضایتبخش بودند. مقایسه اسپکتروفتوگرامها و pH زهر زنبور عسل قبل از فرمولاسیون و پس از آن حاکی از عدم تغییر در ماهیت زهر زنبور عسل بود. LD50 فرآورده تزریق زیر جلدی از زهر زنبور عسل برابربا ۰/۰۶۱ +- ۳/۸۸ mg/kg بود. برای نخستین بار در ایران فرآورده تزریق زیر جلدی از زهر زنبور عسل ساخته شد. پس از اخذ مجوز لازم از وزارت بهداشت، بررسیهای بالینی در مورد اثرات درمانی زهر زنبور عسل ایران روی برخی از امراض خود ایمنی از قبیل مالتیپل اسکلروزیس و آرتریتهای سرم منفی انجام خواهد شد
درباره فواید محصولات زنبـور عسـل تحقیقات بسیاری انجام شده اسـت کـه از آن جمله‎ می‎توان به استفاده از زهر زنبور عسل اشاره کرد.
استفاده درمانی از زهر یا نیش زنبور عسل‎ حدود دو هزار سال قبل در اروپا و آسیا آغاز شد.
زهر زنبور عسل ضدالتهاب، ضد باکتری و ضد قارچ است و به علاوه پس از مـصـرف در بدن مـوجـب آزادسـازی تـرکـیبـات طبیـعـی ضدالتهابی به ویژه کورتیـزول و آزادسـازی هورمون پیش ساز کورتیزول می شود.
آسیب های لیگامان ها، تاندونـیـت، بورسیت‎، فیبروزیت و دیگر تروماهای بافـت نرم از جمله بیماریهایی است که بـا نـیـش زنبور عسل به خوبی درمان می شوند.
همچنین استفاده از نیش زنبور عسل در تخفیف سردردهای میگرنی و پلـی نـوریـت در حال بررسی است.
استفاده از زهـر زنبـور عسـل مـوجـب تاخیر در انعقاد خون به ویـژه در رگـهـای کوچک می شود و می تـوان از آن در بهـبـود جریان خون بهره برد.
مدارکی نیز وجود دارد که زهر زنبـور عسل در کاهش کلستـرول و تحـریـک دسـتگـاه ایمنی بدن موثر است.
اسـتفـاده از زهـر زنبـور عـســل در بـیمـارانـی کـه بـه هیـچیـک از روشـهـای درمانی غیراستـروئیـدی و ضـدالـتهـابـی و کورتیکو استروئیدها و داروهـای کـاهـنـده ایمنی پاسخ
‎نداده اند ممکن است مفید باشد.
محققان توصیه می کنند که بهتـر اسـت همزمان با استفاده از زهر زنبور عـسـل از دیگر محصولات زنبور عسل نیز استفـاده شـود تا دستگاه ایمنی بدن پاسخ بهتری به درمان نشان دهد
این عضو هیات علمی دانشگاه تربیت معلم تصریح کرد:همچنین تاثیر زهر زنبور عسل بر روی حیواناتی که با استفاده از ماده شیمیایی به ام .اس مبتلا شده بودند انجام شد و مشاهده کردیم که بیماری ام .اس رو به بهبودی است.
منبع:bestarticles.ir

چگونگی متوقف كردن غارت در كندو

-   دریچه پرواز كندورا انقدر تنگ كرده  تا محل عبور یك زنبور بیشتر نباشد.

2-  در مورد كندوهای ضعیف جلوی در ورودی ان را با شاخ و برگ و گیاه پوشانده تا مانع ورود زنبوران مهاجم شود.

3-  وقتی كه به علت غارت جلو كندو شلوغ است می توان از مواد دور كننده (سركه یا اسید بوریك)اغشته به دستمال در جلوی سوراخ پرواز یا جاهای كه از انجا زنبور مهاجم وارد می شود قرار میدهیم.

4-   در مواقع خیلی حاد می توان جای كندوی غارت شده را عوض كرد.

5-  در كندوی غارت شده را بسته و برای مدتی(حدود24ساعت)ان را درجای خنك نگهداری و یا به محل دورتری در فاصله 4 كیلومتر منتقل كرد.در چنین حالاتی با تهویه هوای كافی از خفه شدن زنبور جلوگیری می شود.

بیماری واروازیس

واروا اولین بار توسط جاكوبسون در سال 1904 در جزایر جاوای اندونزی بر روی زنبور عسل هندی Apis ceranaمشاهده شد. بین این انگل و این زنبور از مدت های مدید، همزیستی بوده است.واروا در سال 1964 در زنبور عسل اروپایی دیده شد. از آن زمان انگل با سرعت سرسام آور منتشر شد و واروا در میزبان جدید با هیچ مانعی برای رشد خود برخورد نكرد. اگر زیست شناسی زنبور عسل اروپایی و زنبور عسل هندی مقایسه شود این توسعه برق آسا قابل توجیه خواهد بود:در زنبور عسل هندی(دوره تكاملی 17 روز ) واروا نمی تواند  جز در شفیره های نر تكثیر نماید. زمان بسته ماندن درب شفیره های كارگر در این زنبور خیلی كوتاه بوده و اجازه نمیدهد سیكل توسعه انگل كامل شود. در زنبور عسل هندی ، رفتار جوریدن یا پاك سازی فعال شده است. زنبور با خود جوری انگل را از خود دور میكند یا با دیگر جوری به نبورآلوده دیگر كمك می نماید. در عرض دو دقیقه زنبور عسل هندی90% انگل ها را از خود دور كرده و این رفتار در زنبور عسل اروپایی وجود ندارد. با ترشح بزاق واروا در همولنف زنبور بالغ، رفتار خود جوری فعال می شود. رفتار جوریدن شفیره ها با تحریك قوه بینایی یا بویایی در زنبورانپرستارفعالمیشود. بطورمیانگین میزان درجه حرارت حجره های شفیره در زنبور عسل هندی 38 درجه سانتی گراد است ، رحالیكه درجه حرارت مناسب برای تكثیر واروا بسته به درجه محیط بین2.34-3.31 درجه سانتی گراد است. میزان هورمون جوانی در نزد زنبور عسل هندی خیلی كمتر از زنبور عسل اروپایی است و تولید مثل انگل را محدود می نماید، این هورمون عامل تنظیم رشد تخمدانها در واروای ماده جوان میباشد.غریزه نظافت گری زنبور عسل اروپایی نسبت به زنبور عسل هندی از رشد كمتری برخوردار است از اینروست كه در زنبور عسل هندی شفیره های آلوده و تلف شده در داخل حجره ها نقش تله را برای انگل دارند.از سال 1964، انگل در اغلب مناطق دنیا بجز چند منطقه كه فعلاً آلوده نیستند، شروع به گسترش نموده و باعث تلفات در تعداد زیادی از كلنی ها شده است.عامل بیماری جربی بنام واروا می باشد كه دارای دو جنس است. جنس نر، و جنس ماده كه عامل انتشار آلودگی است. جنس ماده علاوه بر بالغین  بر روی شفیره ها دیده می شود و جنس نر فقط بر روی شفیره ها یافت می شود.واروای ماده بیضوی شكل و شبیه خرچنگ كوچك میباشد و 1.1 میلی متر طول و 6.1 میلی متر پهنا دارد. قسمت پشتی از یك مجموعه صفحه كه به هم وصل شده اند پوشیده شده است. واروای نر، از نظر شكل با ماده تفاوت داشته ، شكل آن گرد (قطر 0.8 میلیمتر) و رنگ آن سفید است. بدنی نرم داشته و شیارهایی بر روی پشت دارد، گوشه گیر بوده، تغذیه نمیكند یا از بقایای غذایی استفاده میكند. چهار جفت پای او بطرف جلو كشیده شده است. بجز داخل حجرات آن را نمیتوان دید و زندگی میكند تا تولید مثل نماید.
.....




مراحل تكاملی واروا:

 تخم: بیضوی و حدود 5.0 میلی متر به رنگ سفید كمرنگ.

پیش لاروی: فرم غیر فعال، بی حركت و خیلی مقاوم.

لاروی: بعد از پوست اندازی از مرحله پیش لاروی ،وارد مرحله لاروی میشود، در این مرحله نه می تواند  تغذیه كند و نه حركت نماید دارای شش پا است.پیش لاروی فرم غیر فعال، بی حركت و خیلی مقاوم.

پیش شفیره ای:بعد از مرحله لاروی و پوست اندازی پیش شفیره ظاهر شده، به رنگ سفید و دارای چهار جفت پا میباشد.این پروتونف یا پیش شفیره حركت نمیكند یا خیلی كم با استفاده از پنجه ها، اما میتوانند كوتیكول را سوراخ كرده و از همولنف تغذیه كند.

بسته به جنس شكل آن تغییر كرده در ماده بیضوی شكل بوده، به رنگ سفید و پاها بطرف جلو كشید شده و تغذیه میكند. و در نر مثلثی شكل یا گرد و دارای شیار پشتی است.

 تغذیه:

واروای ماده از همولنف لارو و شفیره ها و زنبوران بالغ تغذیه مینماید. محققین مختلف مقادیری برای میزان همولنف جذب شده قایل شده اند كه بسته به وضعیت جرب در دوره سال تفاوت میكند. واروای ماده (وزن 0.3 میلی گرم ) دو ساعت تمام تغذیه میكند و0.1 میلی گرم افزایش وزن پیدا میكند.

 محل انگل واروا:

 در داخل كلنی انگل واروای ماده روی زنبوران بالغ بزرگتر از 2 روز، ترجیحاً زنبوران پرستار است. در مناطقی كه جذب همولنف(همان خون زنبور است) میسر است یعنی در محل غشاء بین قطعات بدنی زنبور یا حلقه های شكمی_ پشتی یا بین مفاصل سینه و شكم یا سرو سینه یا پاها یك یا چند انگل میتوانند حضور داشته باشند.انگل، زنبوران شهدآور را از دیگر زنبوران از طریق ترشح فرمون نازانوف كه بر اساس سن زنبور ترشح میشود شناسایی میكند. زمانیكه ماده ها تغذیه نمیكنند، ترجیحاً جای آنها روی سینه میباشد تعداد واروا های كه روی سینه میروند نسبت به درجه حرارت محیط حالت معكوس دارد و در 28 درجه سانتی گراد حداقل است.تجارب نشان میدهد كه 42% واروا ها، درجه حرارت سلولهای شفیره های نر (34-30درجه سانتی گراد) را ترجیح میدهند و 19% درجه حرارت سلولهای شفیره كارگر (36-34 درجه سانتی گراد) را بر می گزینند.وجود سلولهای ملكه ، واروا های ماده را جذب میكند. در شرایط آلودگی شدید واروا ها را میتوان داخل سلولهای در باز بیشتر از سه روزه و 2 تا 3% موارد داخل سلولهای ملكه یافت . واروا های نر را بجز در سلولهای دربسته نر یا كارگر نمیتوان یافت.
 

دوره زندگی انگل:

 

 مطالعات زیادی برای شناخت مراحل زندگی واروا انجام شده ولی تا كنون این مراحل كاملاًََ شناخته نشده است دوره زندگی واروا با دوره زندگی زنبوران كارگر یا نر در مرحله شفیرگی، بستگی دارد.واروای ماده بارور، قبل از بسته شدن درب سلول وارد آن شده داخل ژله مخفی میگردد، بعد درب حجره بسته میشود. واروا ابتدا از ذای لارو (ژله) و پس از تمام شدن آن از همولنف لارو استفاده نموده سپس شروع به تخمگذاری می نماید.به فاصله هر 24 ساعت یك تخم و بین 2 تا 8 تخم گذاشته میشود. بر اساس تحقیقات انجام شده اولین تخم به واروای ماده و دومین به واروای نر تبدیل میشود و تخم بعدی دو مرتبه ماده میباشد.لارو از تخم خارج شده نه می تواند  تغذیه كند و نه حركت نماید دارای شش پا است، بعد از 48 ساعت تبدیل به پیش شفیره می شود. لبه های آن گرد و با مشكل از نر كه مثلثی تر است قابل تشخیص است. بعد از تغذیه بر روی لارو به شفیره تبدیل می شود . سرعت گذراندن وضعیت شفیره ای در واروا به شرایط آب و هوایی ایده آل بستگی دارد. حداقل دوره تخم تا شفیره برای ماده سه روز است. سه روز بعد با آخرین پوست اندازی بالغ میشود. حدوداًَََ 24 ساعت بعد داخل حجره سر بسته جفتگیری می كند. نر بعد از جفتگیری در داخل سلول تلف شده و ماده از سلول خارج تا سیكل ادامه یابد. دوره تكاملی واروای ماده از تخم تا بلوغ 8 تا 9 روز است.یك ماده تخم گذار می تواند  چند دوره تخمگذاری نماید. بیش از 50% ماده ها سه دوره تخمگذاری دارند. برخی تا هفت دوره و تا سی تخم می گذارند.یك ماده باكره می تواند  از حجره خارج شود، این ماده بعد از گذراندن یك دوره روی زنبور بالغ، وارد حجره میشود یك تخم می گذارد كه تبدیل به واروای نر میشود. فقط ماده های جوان مستعد باروری هستند. مشخص شده كه ماده های باكره بارور شده، قبل از شروع دوره تخمگذاری، بایستی حدود پنج روز را روی زنبوران بالغ بگذرانند تا از نظر جنسی بالغ شوند. این بلوغ جنسی از طریق بهره گیری از هورمون جوانی بدست می آید.ارقام حاصله از شیوه رشد و تكثیر واروا از یك سیستم دقیق حكایت میكند و نشانگر تعادل در جمعیت واروا میباشد. همانگونه كه دوره زندگی زنبور بسته به شرایط تفاوت میكند و در زمستان، خشكی، كم غذایی، افزایش و در شرایط آب و هوایی و فعالیت زیاد كاهش می یابد، دوره زندگی واروا نیز ثابت نیست، هماهنگ با شرایط منطقه ، فصل و آب و هوا افزایش یا كاهش نشان می دهد.حضور انگل در داخل حجره بر دوره شفیره سر بسته تأثیر گذاشته و آنرا طولانی میكند. درصد تولید مثل واروا بسته به گونه زنبور تفاوت میكند و از طرفی به تعداد زنبور پرستار بستگی دارد(اهمیت هورمون جوانی).دوره زندگی واروای ماده در داخل كلنی در تابستان 2 تا 3 ماه و در زمستان شش ماه است. خارج از میزبان، این دوره بسته به شرایط آب و هوایی فرق میكند و در شرایط خوب از هفت تا نه روز میباشد. در شفیره هایی كه در درجه حرارت محیط قرار گیرند واروای ماده تا 15 روز زنده مانده است.واروا یكی از بیماریهای زنبوران عسل است كه در هر شرایطی به تنهایی یا با حضور عوامل بیماریزا با سرعت منتشر می شود ، بدون اینكه بهبودی یابد. اثر بیماریزایی واروا روی زنبوران بالغ و شفیره ها ظاهرمیشود.
 

علایم روی زنبوران بالغ:

 

 اثرات انگلی: حضور یك یا چند انگل، زنبور را در حركت ، پرواز و در همه فعالیت هایی كه در داخل كلنی انجام میدهد ،دچار ناراحتی میكند .بطور دوره ای واروای ماده همولنف زنبور را می مكد و باعث تضعیف زنبور میشود و در سوخت و ساز زنبور ایجاد اختلال می نماید. تخمین زده شده است كه 0.1 یا 0.2درصد حجم همولنف یك زنبور كارگر توسط واروا در هر وعده غذا بلع میشود و در یك دوره كامل زندگی زنبور، 40% حجم همولنف زنبور بلعیده میشود.كاهش تعداد سلولهای خونی(هموسیت ها) و تغییر میزان پروتئین همولنف نیز گزارش شده است. میزان اهمیت این تغییرات بستگی به تعداد انگل ها دارد. در هنگام آلودگی شدید، بر روی كار غدد ماندیبولار و هیپوفارنژیال اثر گذاشته و در نتیجه روی كیفیت ژله رویال اثر میگذارد. اثر دیگر آن مصرف ذخایر چربی است كه اهمیت زیادی در متابولیسم زنبور عسل دارد.

 

انتقال اجرام:

 

 منفذ حاصله از زواید دهانی واروا موقعیت را برای ورود اجرام بیماریزا مخصوصاً ویروس فلجی حاد فراهم میكند.طور كلی، زنبوران بالغ یك كاهش فعالیت را نشان میدهند كه در نتیجه اختلال در سوخت و ساز آنهاست و منجر به كاهش عمر آنها میشود .در یك آزمایش ،گروهی از زنبوران آلوده با گروهی از زنبوران سالم در شرایط آزمایشگاهی مقایسه شدند . بعد از بیست و پنج روز 25% از زنبوران آلوده زنده ماندند ،در حالیكه از زنبوران سالم 50% زنده مانده بودند.

 علائم در شفیره ها:

 ایجاد جراحت:

  واروا با رفت و آمد به داخل حجره باعث تخریش و خسارت به صفحاتی كه منشأ اندامهای ضمیمه در شفیره ها میباشند، میشود. در نتیجه زنبوران ناقص الخلقه (بدون بال) متولد میشوند. كمبود جا حاصله از حضور واروا مانع رشد هماهنگ زنبور در آینده میشود.6% زنبوران متولد شده آلوده دچار نقص در اندازه شكم میباشند. برخی از لاروهای شدیداً آلوده، درست قبل از پوشیده شدن درب حجره، از حجره خارج گردیده و روی كف كندو می افتند. داخل حجره های آلوده، مصرف اكسیژن افزایش یافته و منجر به آسیب به لارو میشود.
 

اثرات انگلی:

 در اثر آلودگی در دوره شفیره ای، 15 تا 40 درصد حجم همولنف از بین میرود. این مسئله بر سوخت و ساز اثر گذاشته و منجر به تولد زنبوری ناتوان و محكوم به زندگی كوتاه با غدد تحلیل رفته، میگردد. با وجود یك تا سه جرب حجم غدد هیپوفارنژیال  5-13% و وزن حشره بالغ 30% كاهش مییابد.بیماریزایی ثانوی توسط واروا مشاهده است. برخی بیماریهای مربوط به شفیره ها مثل لوك اروپایی، آمریكایی، نوزاد كیسه ای افزایش می یابد و اثر ویروس هایی كه در كلنی وجود داشته ولی بیماریزایی نداشته اند ،تشدید میشود.با تغذیه مستقیم واروا از همولنف ویروس ها وارد بدن لارو شده ،باعث مرگ لارو یا تولد زنبور ناقص شده و یك وضعیت مشخص را بر روی قاب ها نشان می دهد. زنبوران آلوده ای كه متولد میشوند از نظر جسمی كم و بیش ناقص هستند. وزن خود را از دست داده، بسته به شدت انگل، 6.21% وزن خود را از دست میدهند.وجود جرب ها بر روی زنبوران بالغ نیز اثرات آلودگی را افزایش میدهند.

 علایم در كندو:

اولین مشكل و جزء لاینفك این آلودگی عدم ظهور علایم در شروع آلودگی است.بر حسب میزان آلودگی، فصل ،شرایط آب و هوایی، روش های پرورش و سایر آلودگیها، علایم با شدت كم و بیش ظاهر میشوند.در اوایل آلودگی زنبوردار حتی برای پیشگیری، نگرانی ندارد. فقط بعدها كه فشار انگل افزایش یافت، علایم بروز میكند و زنبور دار مطلع می شود.

علایم در جلوی كلنی:

زنبوران تلف شده زنبوران و شفیره های ناقص.

لاروهای تازه جلوی تخته پرواز .
زنبوران افتاده روی زمین، در حال حركت بدون هدف.
زنبوران بدون بال یا با پاهای ناقص.
زنبوران فاقد مو و سیاه .
وجود گروههای زنبور در نزدیك كلنی ها یا روی زمین یا روی شاخه درختان(زنبوران فراری)

  علایم در داخل كلنی:

  كاهش تخمگذاری ملكه.شفیره های موزاییك مانند.شفیره های زنده اما ناقص در داخل حجره های درب بسته.
شفیره های تلف شده در داخل حجره های درب بسته، در حالت طبیعی از نظر رشد (زبان خارج و پاها جمع شده).لاروها جمع شده در كنج حجره، به رنگ قهوه ای روشن تا تیره، قوام خمیری و گاهی كشدار. شفیره ها كم و بیش، خورده شده و از حجره بیرون افتاده، كه در اثر كمبود پروتئین می باشد و با تأمین پروتئین میتوان پیشگیری نمود. این حالت كه همخواری نامیده می شود بعد از تأمین پروتئین نیز اگر مشاهده شد میتوان علت دیگری، مثل كمبود گرده ،داشته باشد.كاهش جمعیت كلنی وجود ذخیره عسل و گرده نامتناسب با جمعیت كلنی.حمله كرم موم خوار بدلیل ضعف كلنی. یادآوری میشود كه تمام علایم اختصاصی نیستند، و تعدادی از آنها در سایر بیماری ها دیده میشوند.با آزمایش دقیق زنبوران و شفیره ها، وجود واروا نشان داده خواهد شد. در شفیره ها علایمی شبیه لوك اروپایی، لوك امریكایی، نوزاد كیسه ای ظاهر میشود. علاوه بر این بیماریها ،تضعیف كلی كلنی، زنبوران و شفیره ها قابل رؤیت میباشند. علایم فلجی حاد حاصله از آلودگی ویروسی نیز قابل رؤیت است.این علایم همیشه مربوط به آلودگی در همان لحظه نیست بلكه نشانگر بر هم خوردن تعادل بوسیله واروا است كه حاصل از فشار قبلی انگل است.در میزان شفیره های لوله ای یا واژگون افزایش دیده میشود. این به دلیل دالان هایی است كه كرم موم خوار در زیر حجره ها حفر كرده است و باعث میشود لارو بطرف بالا حركت كند تا جاییكه در پوش حجره مانع میشود در اینجا لارو زنبور وارونه میشود. اگر این نقص از قبل مشاهده شود می تواند  مربوط به ضعف كلنی و عواملی غیر از واروا باشد.

گسترش آلودگی:

واروا بسرعت تكثیر می شود و هیچ چیز نمی تواند  جلوی آنرا بگیرد. فاكتورهای مختلف، مثل عوامل طبیعی زنبورداری، این وضعیت را تایید میكند.در بین عوامل طبیعی میتوان اشاره كرد به: ـ پرواز نرها، تغییر كلنی و زنبورستان، بچه دهی،  غارت، ورود زنبوران شهد آور به سایر كلنی ها، فرار كلنی ها، انتقال انگل توسط حشرات دیگر مثل زنبوران معمولی. عوامل دیگری كه به زنبور دار مربوط است مثل: مهاجرت، تمركز كلنی ها در یك منطقه،  انتقال طبقات با زنبوران در هنگام عسل گیری، فروش بچه كندو، تجارت ملكه
 

مبارزه با واروا
 

 مراقبت:
تا كنون در هیچ كشوری از كشورهای آلوده ریشه كنی صورت نگرفته، شناخت چگونگی همزیستی با واروا اهمیت فراوان دارد. یك كندو با یك آلودگی ضعیف به واروا می تواند  دوام داشته باشد. مسئله مهم زمانی است كه جمعیت واروا گسترش پیدا می نماید.یك برنامه مراقبت مناسب می تواند  از گسترش واروا جلوگیری نماید، مراقبت در كندوهایی كه قبلاً آلودگی داشته اند اهمیت بیشتری دارد و شامل تخمین دوره ای جمعیت واروا میشود تا زمان مناسب مبارزه معلوم شود.

شمارش ساده:
اولین روش تعیین آلودگی شامل شمارش جرب هایی است كه در كف كندو می افتند. با قرار دادن یك كاغذ چرب یا چسبناك در كف كندو و عوض كردن آن هر 2 تا 3 روز ، تعداد وارواها را در بین چیزهایی كه روی كاغذ می افتند ،شمارش میشوند، برای هر جرب یافت شده مرده (بدون درمان) حدود 150-100 واروای زنده در كندو تخمین زده میشود. با این روش در تابستان ،دیدن كمتر از 10 واروا در یك روز را ، آستانه قابل قبول می نامند. زمانیكه از این حد بگذرد باید كلنی درمان شود یا به مراقبت دقیق نیاز دارد. اغلب محققین عقیده دارند كه یك كندو می تواند  تا 3000 واروا را تحمل نموده زنده باقی بماند.این روش توسط دولت كانادا برای مراقبت پذیرفته شده و شامل گذاشتن یك كاغذ چسبناك در كف كندو می باشد كه روی آن یك توری با شبكه های 3 میلی لیتری قرار داده می شود. با قرار دادن 20 سی سی اسید فرمیك 65% روی كاغذ تعداد وارواها بعد از 72-24 ساعت شمارش می شود.

شمارش با استفاده ازپودر شكر:
1.  در یك بطری دهان گشاد خالی حدود یك قاشق پودر شكر(شكری كه كوبیده یا آرد شده است) می ریزیم.

2.  سپس با كشیدن بطری بر روی یك قاب از یك كلنی تعداد 50-100 زنبور بالغ را وارد آن می نماییم.

3.  درب بطری را بسته به آرامی به هم میزنیم تا بدن زنبوران با پودر شكر آغشته شود. با این كار واروا ها از بدن زنبوران جدا و داخل پودر شكر می افتند.

4.  در این حالت درب بطری را باز نموده و روی درب بطری را با یك طوری پارچه ای(طوری پنجره) می پوشانیم. قطر منافذ طوری به اندازه ای باشد كه پودر شكر حاوی وارواها بتواند از آن خارج شود و مانع خروج زنبوران گردد.

5. با ریختن پودر شكر بر روی یك بشقاب میتوان تعداد واروا ها را شمارش نمود.
شمارش روی زنبوران:

این روش دقیق و با قرار دادن 500-200 زنبور بالغ (مضربی از صد) در یك ظرف حاوی الكل یا ظرف حاوی آب جوش دارای ماده شوینده می باشد، بعد از 20 دقیقه وارواها جدا شده، پس از شمارش آنها میزان آلودگی تعیین می شود.

 

 
 

 

وضعیت كلنی
   
   

درصد آلودگی

آلودگی خیلی ضعیف ، به سادگی وارواها دیده نمیشوند.
   
   

5% یا كمتر

آلودگی ضعیف، زمستان گذرانی بدون درمان مشكل است.
   
   

5% - 10%

علایم آشكار ، اگر علایم در بهار باشد، كلنی در زمستان از بین خواهدرفت.
   
   

10%-20%

كلنی چند هفته بیشتر دوام نخواهد یافت.
   
   

بیشتر از 20%

كلنی كاملاً از بین رفته است.
   
   

بیشتر از 30%

جدول : اهمیت درصد آلودگی به واروا با شمارش توسط الكل

 

تخمین شفیره های آلوده:
تكنیك دیگر تعیین میزان آلودگی در شفیره های سر بسته است،زمانیكه بیش از 10% سلولهای زنبوران كارگر و یا بیش از 50% سلولهای نر در یك كلنی آلوده باشند، كلنی در معرض خطر است. برای نمونه گیری میتوان حداقل صد لارو را مورد بررسی قرار داد.

 زمان درمان:
در خارج از زمان شهد، زمانی که آلودگی بیش از 5% باشد، اجراء میشود:درمان بهاره، اوایل تابستان باید جمعیت واروا در كندو حداقل باشد چون باید یك دوره بدون درمان را سپری كند.درمان پاییزه بعد از عسل گیری ،برای تقویت كلنی قبل از زمستان.درمان در زمانیكه جمعیت واروا از آستانه تحمل كلنی گذشته باشد.درمان بهاره و پاییزه همزمان با دوره عدم فعالیت ملكه است و این منفعت را دارد كه شفیره ای وجود ندارد و لذا هیچ واروایی در یك درمان دقیق نمی تواند  بگریزد. بچه گیری در بهار نیز همین وضعیت (فقدان شفیره) را برای كلنی فراهم میكند و درمان را آسان می نماید. بدلیل تكثیر سریع واروا، درمانهای تركیبی نتایج قانع كننده ای ندارند و هیچ دارویی نیز اثر 100% ندارد. لذا باید میزان آلودگی به واروا را در سطح پایین نگه داشت تا بتدریج مقاومت كافی به واروا در كلنی ها ایجاد شود.

روش های مقابله با واروا (غیر دارویی):
الف: تله گذاری:

این شیوه بر جمع كردن وارواهای كندو در یك قاب و سپس حذف قاب، استوار است.


تله گذاری با سلولهای نر :

 

چون وارواها تخمگذاری در سلولهای نر را ترجیح میدهند میتوان آنها را با تأمین یك قاب مومی نر بافی شده به تله انداخت. زمانی كه آخرین حجره بسته شد قاب از كندو خارج و موم آن را ذوب كرده یا سوزانده . این یك راه مقابله در شروع آلودگی است.


جذب كننده ها:
مواد جذب كننده مثل عصاره سلولهای نر نیز كه توسط برخی از شركت ها ساخته میشوند روی كادر یا قاب پاشیده شده و حدود 75% وارواها را جذب می نماید.

ملكه جدید:

با برداشتن و ذوب كردن اولین قابی كه ملكه در آن تخمگذاری كرده می تواند  بخش قابل توجهی از وارواهای موجود را حذف نمود. محققین روسی مشاهده كرده اند كه شفیره های اولین قابی كه ملكه جدید در آن تخمگذاری كرده ، 46% آلوده است. با برداشت این قاب جمعیت واروا كاهش كلی پیدا میكند سایر قاب ها دارای 4% آلودگی بوده اند . بدین ترتیب كلنی از رشد كافی برخوردار شده و می تواند  زمستان گذرا نی نماید.

 

معرفی لاروهای جوان:
یك زنبوردار كانادایی زمانی كه كلنی فاقد لارو میباشد، با معرفی لاروهای جوان به كلنی ، میزان آلودگی را به سطح پایینی رسانده است. واروا ها به كادر یا قاب برای تخمگذاری هجوم می آورند كادر را به محض سر بسته شدن از كندو خارج می نماییم. این روش مزایای زیادی دارد مخصوصاً اینكه دوره تولید مثل زنبوران ادامه یافته و باعث مقاومت تدریجی كلنی به واروا میشود.

 

حبس كردن ملكه:

 

با این روش ملكه را روی یك قاب سه مرتبه به فاصله 10 روز حبس كرده، بعد از 30 روز كادر را خارج نموده و سوزانده میشود. ملكه را میتوان عوض كرد. به این روش 60% وارواها از بین میروند.

 

ب ـ گرما درمانی:

جرب ها (واروا و آكاراپیس) ، به گرما خیلی حساس هستند. گرما درمانی ، ایجاد حرارت به میزانی كه باعث كاهش تعداد جرب ها گردیده بدون اینكه باعث كشتن زنبوران شود. درجه حرارت 44 درجه به مدت 30-20 دقیقه توسط یك زنبوردار یونانی بررسی شده كه باعث كاهش تعداد وارواها میشود. و درجه حرارت 39 درجه بمدت 48 ساعت نیز همین اثر را دارد. جرب مجاری تنفسی (آكاراپیس ) به گرما درمانی حساس تر است. خیلی از افراد معتقدند كه ماندن كندوها در مقابل نور خورشید باعث سلامت آنها میشود.ـ زنبورداران هندی شگرد ساده ای را بكار برده و با پاشیدن 15-10 گرم آرد گندم در زمان ظاهر شدن واروا و تكرار سه بار به فاصله یك هفته باعث كاهش آلودگی شده اند. آرد مانع چسبیدن واروا به زنبور شده و نمی تواند  از قابی به قاب دیگر برود این روش برای زنبور و برای عسل ضرری ندارد. تركیب 150 گرم روغن گیاهی و 30 گرم پودر شكر و قرار دادن آن روی كادرهای شفیره ،زنبوران با تصور اینكه این ماده زاید است آنرا بتدریج از كندو بیرون ریخته و بدن آنها چرب شده و جرب ها نمیتوانند بر روی زنبور قرار گیرند.

 

د: الكتریسیته:
یك محقق روسی با استفاده از این روش 100% كنه هایی كه به زنبوران بالغ چسبیده اند از بین برده. در این روش یك صفحه سوراخ دار به اندازه هیكل زنبور و در جلوی دریچه پرواز قرار داده میشود. لبه های هر سوراخ شبیه برس است. این صفحه داخل یك الكترولیت قرار داده شده زمانیكه جریان 12 ولت برق از صفحه عبور میكند واروا هایی كه به زنبوران چسبیده اند فلج میشوند و می افتند در حالیكه بر زنبوران اثری ندارد.


روش دارویی:
داروهایی  قبلاً در زنبور عسل مورد مصرف بوده اند كه به دلیل اثرات نامناسب به سرعت از چرخه مصرف حذف شدند. داروهایی كه فعلاً مورد مصرف هستند یا برای مصرف توصیه می شوند به شرح ذیل هستند:

فلووالینات (آپیستان)

فلومترین (بای وارول)

داروهای فوق از نظر كیفیت و میزان باقیمانده استاندارد بوده از سموم پایروتیرویید می باشند كه بر واروا مؤثر هستند، در برخی از كشورها گزارشاتی مبنی بر مقاومت به این سموم وجود دارد ولی تا كنون در این مورد گزارش علمی و مستدلی در كشور مشاهده نشده است.
تیمول (آپیگارد)

این دارو از گروه عصاره های روغنی (Essential oil) و عصاره صنعتی آویشن می باشد.اثرات جانبی مربوط به باقیمانده ها در موم و عسل در این دارو گزارش نشده، به این دلیل مصرف آن در زنبورداری های بیولوژیك توصیه شده است.
اسید فرمیك:

یك اسید آلی است كه در گیاهان مخصوصاً میوه ها ، یافت میشود. در عسل به میزان كم حدود 100 میلی گرم در كیلوگرم یافت شود و در برخی از عسل ها مثل شاه بلوط حاوی 200 میلی گرم در كیلوگرم است. استفاده از اسید فرمیك به صورت ژل برای مبارزه با واروا توصیه می شود. زمانیكه هوای كندو از اسید فرمیك اشباع شود به سلولهایی كه قابلیت نفوذ هوا دارد وارد میشود و جرب های زنبور عسل را از بین میبرد. مزایای این ماده اثر روی بالغین و شفیره ها به میزان 90% است. مزیت دیگر اینكه جرب ها به آن مقاوم نمیشوند. این ماده در اروپا بطور وسیع استفاده میشود

غارت كندوی زنبور عسل


1- دریچه پرواز كندو را انقدر تنگ كرده  تا محل عبور یك زنبور بیشتر نباشد.

2- در مورد كندوهای ضعیف جلوی در ورودی ان را با شاخ و برگ و گیاه پوشانده تا مانع ورود زنبوران مهاجم شود.

3- وقتی كه به علت غارت جلو كندو شلوغ است می توان از مواد دور كننده (سركه یا اسید بوریك)اغشته به دستمال در جلوی سوراخ پرواز یا جاهای كه از انجا زنبور مهاجم وارد می شود قرار میدهیم.

4- در مواقع خیلی حاد می توان جای كندوی غارت شده را عوض كرد.

5- در كندوی غارت شده را بسته و برای مدتی(حدود24ساعت)ان را درجای خنك نگهداری و یا به محل دورتری در فاصله 4 كیلومتر منتقل كرد.در چنین حالاتی با تهویه هوای كافی از خفه شدن زنبور جلوگیری می شود.

مقدمه و اهميت بيماري هاري 3

تشخيص ازمايشگاهي
نتايج ازمايش هاي همو گلبين و ازمايشهاي شيميايي معمول خون طبيعي است.
ازمايش هاي غير طبيعي در ارتباط با اختلال فعاليت هيپوتالاموس شامل خونريزي گوارشي و ساير عوارض است . گلبولهاي سفيد خون محيطي افزايش مختصري خواهد داشت ولي ممكن است طبيعي يا بالاتر از 30000 نيز باشد. همچنين بررسي مايع نخاعي در تعداد معدودي از بيماران غير طبيعي بوده و شامل افزايش لنفوسيت ها گلوكز طبيعي و افزايش مختصر پروتئين مشاهده مي شود.

معيارهاي تشخيص آزمايشگاهي اختصاصي
تشخيص انتي ژن ويروس به روش FAT در بافت مغز تهيه شده پس از مرگ:
تشخيص انتي ژن ويروس به روش FAT از لام پوست ناحيه گردن يا قرينه قبل از مرگ
تست فلوئور سنت انتي بادي مثبت FAT بعد از تزريق بافت مغز بزاق يا مايع نخاعي در كشت سلول يا موش بررسي ميكروسكوپيك نمونه هاي مغز از نظر وجود اجسام نگري به خصوص در سلول هاي هرمي هيپوكامپ
يافتن تيتر انتي بادي نوتراليزان هاري در سرم و مايع نخاعي افراد غير واكسينه
مشخص كردن انتي ژن ويروس با روش pcr روي نمونه بافت مغز تهيه شده پس از مرگ يا در نمونه كلينيكي

تعاريف و طبقه بندي موارد
براساس آخرين مصوبه كميته كشوري هاري و مطابق با توصيه هاي سازمان جهاني بهداشت طبقه بندي موارد انسان مبتلا به هاري و انسان در تماس با هاري در انواع مشكوك محتمل و قطعي به شرح ذيل است:
1 . انسان مبتلا به هاري
مورد مشكوك : مورد سازگار با توصيف كلينيكي شامل ظهور ناگهاني علائم عصبي به شكل هيجاني از قبيل تحريك پذيري تشنج و ترس از اب ترس از نور افزايش ترشح بزاق واختلال در بلع و تنفس و يا شكل فلجي كه بيمار به سرعت وارد كما شده و در مدت 10-7 روز فوت مي كند .
مورد محتمل
وجود علائم مرحله مشكوك به اضافه سابقه تماس با حيوان مشكوك به هاري
مورد قطعي
وجود علائم مرحله مشوك به اضافه تشخيص آزمايشگاهي اختصاصي
تماس محتمل
شخصي كه از طريق بزاق گزش يا خراش يك حيوان حساس به هاري يا حيواني از منطقه الوده به هاري مورد مواجه قرار گرفته است.
تماس قطعي
شخصي كه از طريق بزاق گزش يا خراش يك حيوان با تشخيص قطعي هاري يا حيوان متواري شده مورد مواجه قرار گرفته است.
درمان
در صورت شروع علائم هاري بيماري درمان پذير نيست و با وجود مراقبتهاي كامل بيماران در طي يك تا دو هفته پس از شروع علائم مي ميرند.تا كنون فقط سه مورد بهبودي از بيماري هاري گزارش شده است .
بسياري از دارو ها شامل انترفرون عوامل توليد كننده انترفرون ريباويرين و سيتوزين ارابينوزايد در درمان بيماران مبتلا به هاري به كار رفته اند . ولي هيچ يك موثر واقع نشد.
بيمار مبتلا به هاري بايد در اتاق ايزوله تحت مراقبتهاي ويژه قرار گيرد . به اين ترتيب كه پس از بستري كرد ن بيمار در يك اتاق كم نور در محلي بي سروصدا و ساكت و ارام اقدام هاي ذيل را انجام داد:
تزريق داروهاي ارام بخش و ضد تشنج
جايگزيني مايع والكتروليت
تزريق انتي بيوتيك در صورت وجود عفونت
باز نگه داشتن را ه هاي تنفسي
درمان نارسايي تنفسي و قلبي عروقي

اقدام هاي لازم در برخورد با بيمار مشكوك به هاري و موارد تماس
الف) استفاده از وسايل حفاظتي شامل دستكش ماسك گان عينك و........ جهت كاركنان بيمارستان
ب) واكسيناسيون كامل هاري( 5نوبتي) در موارد زير
- كاركناني كه در مراقبت و در مان بيمار فعاليت دارند
- افراد در تماس مستقيم با بيمار مانند افراد خانواده
- افراد در تماس غير مستقيم با بيمار از طريق وسايل الوده به ترشحات
ج) سرم ضد هاري و واكسيناسيون كامل هاري در موارد زير
- افراد در تماس كه داراي زخم باز ياترك پوست هستند .
- افرادي كه در طي تماس با بيمار يا جسد دچار صدمه به پوست شده اند.
- هرگونه تماس با ترشحات انها
د) ضد عفوني يا معدوم كردن وسايل الوده به ترشحات بيمار
ه) دفن بهداشتي ويژه جسد افراد مبتلا به هاري
د ر اين موارد بايد جسد را پس از ضد عفوني در يك كيسه نايلوني ضخيم و نفوذ ناپذير قرار داده و به طور عمقي دفن نمود.
كنترل و پيشگيري بيماري هاري در ايران
با توجه به اهميت بيماري هاري مشكلات و تنگناهايي كه در راه كنترل بيماري هاري در سطح كشور وجود دارد برنامه كشوري كنترل و پيشگيري اين بيماري با همكاري بخش تحقيقات و مركز رفرانس هاري انستيتو پاستور ايران و با نظر كارشناسي اعضاي كميته فني هاري به شرح زير زير مورد بازنگري قرار گرفت .
اميد است با حمايت و پشتيباني شوراي هماهنگي مبارزه با بيماري هاي قابل انتقال بين حيوان و انسان در سطح كشور با اجراي برنامه درمعاونت هاي بهداشتي دانشگاه و دانشكده هاي علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني و ايجاد هماهنگي و جلب همكاري مسئولان ساير بخش ها و جلب مشاركت مرد م و تلاش كاركنان بخش بهداشت و درمان در سطوح مختلف شبكه در امر مبازه با هاري به عنوان يكي از معضلات بهداشتي كشور قدم هاي موثري برداشته شود .
اين برنامه ها در سطوح مختلف شبكه به شرح زير است:
سطح كشور
سطح استان و دانشگاه
سطح شهرستان
سطح محيطي

مقدمه و اهميت بيماري هاري 2

علائم بيماري در حيوان
تمام پستانداران خونگرم اهلي و وحشي به بيماري هاري حساس هستند و ميزبان هاي مختلفي موجب گسترش وسيع هاري مي گردند.طي بررسي هاي مختلف كارشناسان انستيتو پاستور ايران روي خفاش هاي نقاط مختلف ايران تاكنون مورد مثبتي مشاهده نشده است .
دوره نهفتگي در سگ وگربه معمولا 2تا3 هفته و گاهي چند ماه است . در خصوص بروز علائم هاري در حيوان بايد به اين نكته مهم توجه داشت كه در برخي موارد 3تا10روز قبل از علائم باليني در سگ و گربه ويروس موجود در بزاق حيوان ميتواند بيماري را منتقل كند به عبارت ديگر اگر بزاق سگ و گربه در زمان گاز گرفتن به ويروس هاي هاري الوده باشدعلائم باليني حداكثر تا10روز بعد در حيوان ظاهر شده وخواهد مرد.به همين دليل پس از هر گاز گرفتن توسط اين دو حيوان بايد انها را تا10روز در قرنطينه نگاه داشت. پس از طي دوره نهفتگي اولين علامت بيماري تغيير در رفتار وعادت هاي حيوان است به نحوي كه يا بيش از اندازه به صاحب خود انس والفت پيدا مي كند و مثل اين كه از او كمك مي طلبد يا عصبي و بد خو شده باشد غذاي خود را به دليل اختلال در بلع به خوبي نمي خورد.
پيشرفت بيماري در برخي موارد به صورت فلجي بوده حيوان به گوشه اي پناه مي برد و ابتدا دست ها سپس پاها وبعد ساير اندام ها فلج شده و در نهايت به علت فلج دستگاه تنفسي مي ميرد.ولي در بيشتر موارد پس از دوره تغيير رفتار حيوان پريشان و مضطرب و كم كم وحشي و درنده مي شود و به گاز گرفتن سنگ و چوب اشياي مختلف پرداخته ومحل زندگي خود را ترك مي كند وبدون هدف به هرجايي مي رود و به هركس حمله مي كند. در نهايت پس از مدتي در اثر دوندگي زياد وگرسنگي وتشنگي به علت عدم قدرت بلع كف از دهانش سرازير شده و پي درپي زمين مي خورد . صداي پارس حيوان خشن ناموزون وبريده بوده و درندگي در چهره اش هويدا است. در اغلب موارد مردم سگ ها را مي كشند و اگر فرار كنند به زودي در اثر فلج دستگاه تنفسي خواهند مرد. گربه پس از طي دوره نهفتگي به محل تاريكي مي رود واز طريق پنجه كشيدن مشابه گازگرفتن سگ يا گرگ هاري را انتقال مي دهد.
در واقع از انجا كه ازطريق ليسيدن دائم پنجه هاي خودرا به بزق خود آغشته مي كند با پنجه كشيدن بر دست وپا يا صورت انسان يا حيوان ديگر هم مي تواند با ايجاد خراش ويروس هاري را منتقل كند.

علائم باليني در انسان
دوره بيماري هاري به چهار مرحله تقسيم مي شود:
مرحله نهفتگي

اين مرحله به طور معمول در انسان 15روز تا3ماه و بهطور متوسط 1تا2 ماه به طول مي انجامد. ولي از چند روز تا بيش از3ماه حتي تا چند سال هم مشاهده شده است . طول دوره نهفتگي به شدت زخم تعداد جراحت و محل انها بستگي دارد به نحوي كه گاز گرفتن صورت زودتر موجب بروز علائم بيماري مي شود سوش ويروس الوده كننده همچنين سن وگاز گرفتن از روي لباس يا وسايل حفاظتي نيز در طول دوره نهفتگي تاثير دارد . البته بايد در نظر داشت در برخي موارد طولاني بودن دوره نهفتگي هاري ممكن است سبب فرا موشي و گزارش غلط از تاريخ دقيق گاز گرفتن شود.همچنين به دليل تعدد وشدت زخم هاي ايجاد شده در كودكان نسبت به بزرگسالان و در نتيجه ورود ويروس هاي بيشتر به بدن انان طول دوره نهفتگي ممكن است كوتاه تر باشد.
مرحله بروز علائم اوليه

اين مرحله به طور معمول 4-1 روز حداكثر به طول مي انجامد و در پايان دوره نهفتگي ويروس هاري به محل اتصال عصب و عضله يا انتهاي اعصاب حركتي سطحي نفوذ كرده وبه طرف نخاع سيستم اعصاب مركزي حركت مي كند. در زمان اشكار شدن علائم ويروس هاري را مي توان با عيار بالا در سيستم اعصاب مركزي يافت . علائم اوليه غير اختصاصي هاري عبارتند از تب لرز خستگي سردرد ضعف و درد عضلاني بي اشتهايي اشكال در بلع حالت تهوع و استفراغ سرگيجه دردهاي شكم واسهال گلودرد تنگي نفس سرفه خشك نگراني و ترس تحريك پذيري و عصبي بودن .
علايم بسيار اختصاصي اين مرحله عبارتند از : علايم موضعي در محل گاز گرفتن شامل سوزش گز گز و مور مور (در50 تا 80 در صد بيماران) اين علايم در مسير عصب حسي عضو گاز گرفته شده نيز به علت تكثير ويروس در ريشه خلفي عصب حسي بروز مي كند
مرحله حاد عصبي

اين مرحله احتمالا بسته سوش ويروس به دو شكل ظاهر مي شود:
الف)شكل تحريكي يا خشمگين: علايم فعاليت حركتي شديد شامل دويدن و دست وپا زدن تحريك پذيري و عدم آرامش ، توهم، نگراني و هيجان مشخصه اين شكل بيماري است. ترس از آب علامتي است كه در اين شكل در بيشتر موارد ديده مي شود و موجب انقباض ها ي ديا فراگم و عضله هاي تنفسي مي شود . همچنين نسيم ملايم نور شديد صداي بلند و لمس كردن ممكن است موجب تحريك پذيري و انقباض عضله هاي حنجره وحلق و ساير عضله هاي تنفسي مي شود. افزايش ترشح بزاق و اختلال در بلع موجب شكل مشخص بيماري هاري مي شود . خواب آلودگي، توهم، حالت تهاجم انقباض هاي عضلاني ، علايم مننژيت تشنج و فلج موضعي به سرعت ظاهر مي شود . اختلال هاي خلقي دورهاي ايجاد مي شود و با پيشرفت بيماري تا زماني كه بيماري وارد كما شود دوره هاي سلامت كوتاه مي شود . در معاينه درجه حرارت بدن ممكن است بيش از c 6/40 باشد اختلال سيستم عصبي اتونوم شامل گشاد شدن نا منظم مردمك افزايش ترشح اشك بزاق تعرق و كاهش فشار خون وضعيتي است. همچنين شواهد فلج اعصاب حركتي فوقاني شامل ضعف افزايش واكنش تا ندون هاي عمقي و واكنش كف پايي (با بنسكي) مثبت وجود داشته، فلج تارهاي صوتي نيز شايع است . دوبيني، فلج عضلات صورت و نوريت عصب اپتيك نيز مشاهده مي شود.افزايش تعداد تنفس وحتي آپنه ديده مي شود . اختلال ريتم قلب شايع بوده و به خصوص تا كاري فوق بطني و برداي كاري به دليل فعاليت پايه هاي مغز يا ميو كارديت اتفاق مي افتد. در اكثر موارد بيماران طي يك تا دو هفته دچار كما شده و با وجود مراقبت هاي شديد به دليل نارسانايي تنفسي يا كلاپس قلبي عروقي فوت مي كنند.
ب) شكل ساكت يا فلجي : دوره بيماري دراين شكل به طور معمول طولاني تر از هاري خشمگين است . شكل فلجي كمتر شايع است . (20در صد موارد) مهم تر اين كه در اغلب موارد تشخيص داده نمي شود وبرعكس فرم هيجاني ترس از اب و نسيم وافزايش فعاليت يا تشنج به طور معمول وجود ندارد.
علائم اين شكل عبارت اند از : ضعف در اندام گاز گرفته شده و به تدريج در ساير اعضا و عضله هاي صورت در اوايل اين مرحله كاهش هوشياري واختلال در حس فلج پايين رونده مشابه پلي نوروپاتي التهابي حاد يا فلج چهار عضو به طور قرينه نشانه هاي مننژه ممكن است اتفاق افتد و در نهايت بيمار دچار خواب الودگي و كما مي شود . گاهي بيمار به شكل هيجاني تغيير مي يابد.
مرحله كما و مرگ

در نهايت، ابتلا به بيماري هاري به مرحله كما مي رسد و بيمار به علت نارسايي و اپنه يا كلاپس قلبي و عروقي مي ميرد.
از شروع علائم باليني تا مرگ به صورت متوسط 4تا7روز طول مي كشد.در موارد نادر با مراقبت هاي شديد از بيماران طول عمر بيشتر مي شود .
ولي عوارض ديررس شامل ترشح ناكافي هورمون انتي ديورتيك ديابت بي مزه اختلال در ريتم قلبي ،عدم استحكام عروقي، سندرم نارسايي تنفسي بالغين خونريزي گوارشي، كاهش پلاكت ها و ايلئوس پاراليتيك ايجاد مي شود.

تشخيص
در صورت ظهور علائم حاد عصبي به شكل هيجاني يا فلجي و به ويژه اگر سابقه گاز گرفتن يا خراش توسط حيوان وجود داشته باشد و بيمار به سرعت وارد كما شود ودر مدت 7تا10روز فوت كند هميشه بيماري هاري مطرح است . اگر چه به ندرت ممكن است هيچ گونه سابقه تماس با حيوان كشف نگردد.

مقدمه و اهميت بيماري هاري 1

هاري يك بيماري عفوني حاد (آنسفاليت) و كشنده ويروسي است كه به دو شكل تحريكي (هاري خشمگين ) وساكت (هاري فلجي) ظاهر مي شود. اين بيماري مخصوص گوشتخواران
اهلي ووحشي بوده است و انسان وساير حيوان هاي خونگرم پستاندار به طور تصادفي واغلب از طريق حيوان گزيدگي به آن مبتلا مي شود.
اهميت بيماري هاري به دلايل زير است:
ميزان كشندگي بالا (صدردصد) به طوري كه پس از ظهور علائم باليني چه درانسان وچه در حيوان قابل درمان نبوده و بيمار محكوم به مرگ خواهد بود.
افزايش روند موارد حيوان گزيدگي در انسان به طوري كه به ناچار سالانه مبالغ زيادي صرف خريد سرم و واكسن ضد هاري جهت درمان پيشگيري آسيب ديدگان مي شود.
تلفات دام و خسارتهاي اقتصادي ناشي از اين بيماري كه در دام ها ايجاد مي شود.

روند سالانه حيوان گزيدگي در ايران رو به افزايش است به طوري كه در 100000 نفر جمعيت اين ميزان از1/35 مورد در سال 1366 به 151 مورد در سال 1381 رسيده است .
براساس بررسي هاي آماري در استان هاي مختلف بيش از85% از موارد حيوان گزيدگي توسط سگ اتفاق مي افتد كه بيشتر اين موارد حيوان گزيدگي توسط سگ اتفاق مي افتد كه بيشتر اين موارد به سگ هاي خانگي و سگ گله اختصاص دارد و متاسفانه علت اصلي آن عدم قلاده گذاري است.افزايش ميزان حيوان گزيدگي در انسان طي سالهاي اخير را مي توان به دلايل مختلفي مربوط دانست . از جمله اجراي برنامه هاي آموزشي در جهت بالا بردن سطح آگاهي مردم در زمينه خطرهاي ناشي از گاز گرفتن توسط حيوان و اهميت درمان پيشگيري به موقع در عدم بروز علائم هاري در انسان از يك طرف و كاهش فعاليت كميته هاي اتلاف سگ هاي ولگرد از طرف ديگر است.
راه هاي سرايت بيماري به حيوان و انسان
گاز گرفتن

اصلي ترين راه سرايت بيماري گاز گرفتن به وسيله حيوان هار است. البته از طريق كشيده شدن پنجه آغشته به بزاق حاوي ويروس هاري (به ويژه در گربه ها و گربه سانان) نيز بيماري منتقل مي شود.
پوست

از طريق پوست سالم هاري سرايت پذير نيست ولي از راه كوچك ترين خراش يا زخم در پوست اين بيماري منتقل مي شود.
نسوج مخاطي

ويروس هاري از طريق مخاط آلوده نيز به انسان و حيوان هاي ديگر منتقل مي شود . بنابر اين سگ ها و گربه هاي به ظاهر سالم كه در اواخر دوره نهفتگي بيماري هاري هستند و هنوز علائم باليني هاري در آن ها ظاهر نشده است از طريق ليسيدن لب چشم و بيني كودكاني كه باآنها بازي مي كنند بيماري هاري را انتقال مي دهند.
تنفس

سرايت هاري از طريق تنفس به ويژه در غارهاي محل زندگي خفاش هاي آلوده امكان پذير است .
دستگاه گوارش

انتقال از اين راه بعيد است ولي حيوان گوشتخوار ممكن است به ندرت از طريق خوردن لاشه حيوان هاي مرده دراثر ابتلا به هاري به اين بيماري مبتلا شوند.
به هر حال بايد از خوردن گوشت و فراورده هاي دام هاي مبتلا به هاري خودداري كرد.
جفت

از انجا كه در يك بررسي ويروس هاري را از جنين رحم و تخمدان هاي يك حيوان ماده جداكرده اند انتقال هاري ازطريق جفت نيزبعيد نيست.
وسايل الوده

ويروس هاري بسيار حساس است ودر مقابل نوروخشكي به سرعت از بين مي رود بنابراين هاري از طريق وسايل آلوده فقط در موارد استثنايي منتقل مي شود.
انسان به انسان

تا به حال موارد معدودي انتقال هاري از انسان به انسان از طريق پيوند اعضا در دنيا گزارش شده است .(دومورد نيز از ايران در پيوند قرينه درسال 1373)
بنابراين پيونداز جسد آلوده به ويروس هاري ممكن است باعث انتقال بيماري شود و به همين دليل هرگاه علت مرگ معلوم نبوده يا علائمي مبني بر آلودگي دستگاه عصبي مركزي در هنگام مرگ وجود داشته باشد بايد از پيوند عضو يابافت جسد جلوگيري كرد.
همچنين در بررسي سال 1985 در پاكستان ابتلاي تعدادي نوزاد به هاري ناشي از آلودگي ناشي از آلودگي شخص ختنه كننده بود كه مراحل اخر دوره نهفتگي بيماري را طي مي نموده و طبق سنت محل ختنه را به بزاق خود اغشه كرده است بنابر اين در نگهداري و پرستاري از شخص مبتلا به هاري بايد تمام جوانب احتياط رعايت شده و ضمن استفاده از وسايل حفاظتي كامل لوازم ووسايل بيمار را با دقت هرچه بيشتر ضد عفوني كرد . به علاوه پزشكان موظفند در برخورد با هر مورد آنسافيلت و فلج به بررسي سابقه حيوان گزيدگي بيمارنيز توجه نمايند.

بيش از 800 نوع بيماري مشترك بين انسان و حيوان

گوشت دام تازه کشتار شده را باید به مدت 24 ساعت در یجچال نگهدارید و سپس مصرف نمائید .
بیماری توکسوپلاسموز موجب سقط جنین در زنان باردار می شود که گربه عامل انتقال آن می باشد .
هر نوع گاز گرفتگی بوسیله حیوانات را مشکوک به هاری تلقی نموده فوراً محل ان را با اب و صابون بشوئید . محل گاز کرفتگی را باز نگه داشته و به مراکز بهداشتی درمانی مراجعه نمائید .
برای ایمنی از دوبیماری سل و تب مالت از مصرف شیر و پنیر و سایر فراورده های لبنی غیر پاستوریزه جداً خوداری فرمائید . شیر خام را به مدت 15 دقیقه بجوشانید .
جداً از مصرف تخم مرغ خام و نیم پز خوداری فرمائید . مسمومیت های غذائی و میکروب سالمونلا می تواند از این طریق به انسان منتقل شود .
مصرف گوشت دام و طیور ذبح شده خارج از کشتارگاه و فاقد مهر دامپزشکی سلامت شما و اعضای خانواده را تهدید میکند .
برای جلوگیری از ابتلا به بیماری مهلک هاری و سایر آلودگی ها از نزدیک شدن کودکان به سگ و گربه ولگرد و یا خانگی واکسینه نشده ممانعت نمائید .
سبزیجات خوراکی را پس از ضد عفونی کردن مصرف نمائید تا از کیست هیداتیک در امان باشید .

آنچه که بايد در باره وبا دانست

وبا يک بيماري واگيردار عفوني است که فقط در انسان ايجاد مي شود. اين بيماري شامل دو نوع "کلاسيک" و "التور" است که نوع دوم آن قدرت همه گيري بيشتري دارد.
"التور" نام يکي از ايستگاه هاي قرنطينه در بندر اسکندريه مصر است که در سال 1906 نخستين بار اين نوع وبا در آن شناسايي شد.
در ايران نخستين همه گيري در سال 1344 اتفاق افتاد و تا به حال 9 بار همه گيري کشوري رخ داده است اما ابتلا به اين بيماري بصورت تک گير همه ساله در اکثر استان هاي کشور گزارش شده است.
در آذربايجان شرقي از سال 1366 تا کنون پنج بار همه گيري بيماري وبا رخ داده است. از سال 1377 تا 1384 در ايران تعداد موارد مبتلا به وبا 12033 مورد و موارد مرگ ناشي از وبا 149 مورد بوده است.
* عوامل انتقال وبا
عامل ايجاد بيماري وبا يک باکتري به نام ويبريوکلرا است که بيشتر در آب هاي راکد ساحلي و آب هاي شور يافت مي شود.
عامل بيماري وبا در آب، محيط هاي مرطوب، ميوه، سبزي، صدف دريايي و گوشت زنده باقي مي ماند بنابراين در سفرهاي فصل تابستان هنگام خريد قالب هاي يخ از يخ فروشي ها از سالم بودن آنها بايد اطمينان داشت.
بطور کلي چهار فاکتور آب (آب آلوده به مدفوع انسان)، غذا، دستهاي آلوده و مدفوع در انتقال بيماري وبا نقش دارند.
* محل هاي پر خطر کشور از نظر ابتلا به وبا
مناطقي که آب آشاميدني سالم در دسترس ندارد، مناطقي که فاضلاب، زباله و فضولات حيواني بصورت غير بهداشتي دفع مي شوند، در محل هايي که بهداشت فردي رعايت نمي شود و در زمان بروز سيل و حوادث طبيعي در اثر از بين رفتن شبکه هاي آبرساني، امکان ابتلا و انتقال به بيماري وبا بيشتر مي شود.
گروه خوني (گروه خوني او بيشتر مبتلا مي شود)، سن، اسيديته معده، عدم رعايت بهداشت فردي و پادتن هاي موجود در شير مادر عوامل فردي مستعد کننده و مسافرت، بي سوادي ، فقر و عدم رعايت بهداشت عمومي عوامل اجتماعي مستعد کننده ابتلا به وبا است.
* علايم و راههاي تشخيص
عامل بيماري از راه دهان وارد معده و در روده تکثير مي شود به دنبال آن ترشح سم در روده باعث ترشح آب و املاح فراوان از سلول هاي روده به داخل فضاي روده مي شود که اين وضعيت، اسهال شديد را به دنبال دارد .
در نتيجه، بدن به شدت آب و املاح از دست مي دهد و چنانچه آب و املاح دفع شده جبران نشود، بيمار جان خود را از دست مي دهد.
علايم اين بيماري شامل اسهال آبکي شديد با دفعات اجابت مزاج غير قابل شمارش ، نبود دل درد و دل پيچه، گرفتگي عضلات پشت ساق پا، عطش فراوان، استفراغ بدون حالت تهوع، احساس پري و غر غر شکم و فقدان تب است.
در صورت مشاهده اين علايم بايد به پزشک و يا مراکز بهداشتي و درماني مراجعه کرد . با استفاده از مايعات (سرم خوراکي او آر اس) و چنانچه فرد قادر به نوشيدن نباشد، از طريق تزريق سرم به صورت اورژانس در مراکز بهداشتي درماني بايد آب و املاح از دست رفته جبران گردد و دوره درمان با استفاده از آنتي بيوتيکها تکميل شود.
* شايعترين منابع بيماري وبا
آب آشاميدني که توسط مدفوع يا دست آلوده به مدفوع آلوده شده باشد، سبزيجات برگ دار که با آب آلوده آبياري و يا شسته شده باشد، غذاهاي آلوده و غذاهاي تهيه شده از آبزياني که از آب هاي آلوده گرفته شده اند به صورت خام و يا نيمه پخته ، شايعترين منابع شيوع بيماري وبا هستند.
* راههاي پيشگيري از وبا
مهمترين نکته در پيشگيري از وبا سالم سازي آب به روش هاي جوشاندن آب، ضد عفوني با محلول يا قرص کلر و استفاده از نور خورشيد است.
منظور از آب سالم آبي است که بو، رنگ و آلودگي هاي زيان بخش ميکروبي نداشته باشد و در آن مواد سمي نباشد و در عين حال مواد معدني و آلي موجود در آن از حد مجاز تجاوز نکند. براي پيشگيري از وبا هميشه بايد ميوه هاي خام و ظروف آشپزي را با آب پاکيزه شست، آب هايي را که از رودخانه ها و سدها برداشت مي شود هر چند پاک به نظر مي رسد، بايد ضد عفوني شوند.
شستن دست ها قبل از آماده کردن و خوردن غذا ، قبل از غذا دادن به بچه ها و قبل از دست زدن به آب آشاميدني و بعد از استفاده از دستشويي و توالت نبايد فراموش شود.
جلوگيري از بازي کودکان در استخر آب هاي کثيف يا محل تجمع آب هاي راکد و نيز محافظت آب و غذاي مصرفي از آلودگي و تماس حشرات ، از ديگر راههاي پيشگيري از وباست.
توجه به نکات ديگري همچون خودداري از مصرف بستني هاي سنتي و شيريني هاي خامه اي در فصل تابستان ، استفاده از شير و فرآورده هاي لبني پاستوريزه، استفاده از آب سالم در شستشو و طبخ مواد غذايي، توجه به تابلوهاي هشدار دهنده و مشخص کننده آب آشاميدني در پارکها، دقت در تهيه بهداشتي سالادهاي فصل در ساندويچ ها و رستورانها و کوتاه و تميز نمودن ناخن ها در پيشگيري از وبا نقش بسيار موثري دارد.
* وضعيت کنوني وبا در کشور
طبق آخرين آمارهاي ارايه شده از سوي وزارت بهداشت ،درمان و آموزش پزشکي آمار بيماران مبتلا به وبا در سال جاري در کشور 110 نفر اعلام شده است و تا کنون تنها چهار نفر بر اثر اين بيماري جان خود را از دست داده اند.
همچنين بنا بر اعلام وزارت بهداشت، بروز وبا در هفته هاي اخير در جمعيت کشور به مرحله کنترلي رسيده است.
هم اکنون در مسافرت به همه استانها بخصوص استان هاي هم مرز با کشورهاي پاکستان ، افغانستان و عراق و نيز سفر به اين کشورها بايد مراقبتهاي بهداشتي ويژه اي را رعايت کرد. طبق اعلام مرکز مديريت بيماري ها و معاونت سلامت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي در سال جاري 110 مورد وبا مشاهده شده و چهار تن بر اثر اين بيماري جان خود را از دست داده اند.در سالهاي 85 و 86 نيز به ترتيب 24 و 57 مورد ابتلا به بيماري وبا در ايران گزارش شد.
مهري مير دريکوند

اپيدميولوژي و كنترل هاري - 3

در پيشگيري بعد از تماس، هدف اينست كه ويروس هاري را قبل از اينكه بتواند به دستگاه اعصاب، برسد خنثي نماييم و لذا هرچه زودتر بايد اقدامات زير انجام گيرد :
دستورالعمل سازمان جهاني بهداشت در مورد هارگزيدگان
الف - كمك هاي اوليه
نظر به اينكه زدودن ويروس هاري، از مواضع آلودگي، با استفاده از تركيبات شيميايي و طرق فيزيكي، موثرترين وسيله حفاظت مجروح، از مبتلا شدن به هاري است لذا شستشوي فوري زخم ها با آب و صابون يا مواد دترژانت و حتي با آب تنها واجب است و اين توصيه بايد در مورد هر نوع گزيدگي حتي آنهايي‌ كه به ظاهر ارتباطي با هاري ندارند اجرا گردد و سپس براي ضدعفوني نمودن زخم ها از الكل 70-40% يا محلول يُد در آب، استفاده شود. شايان ذكر است كه كاركنان خانه هاي بهداشت و مراكز بهداشتي درماني كشور، پس از شستشوي زخم بايد، فرد مصدوم را به مركز درمان پيشگيري شهرستان، ارجاع دهند.
ب - درمان اختصاصي تحت نظر پزشك يا به وسيله او (جدول 1 و 2)
1 ) انجام كمك هاي اوليه مشروحه فوق
2 ) مقداري سرم ضدهاري را به ترتيبي كه كلّيه زواياي عميق و بريدگي هاي زخم ها بدان آغشته گردد در داخل زخم ها و مقداري نيز در چند نقطه اطراف زخم ها تزريق شود
3 ) بخيه زدن زخم ها را تا جاييكه مقدور باشد بايد به تاخير انداخته در مواردي كه اجتناب ناپذير باشد از سرم ضدهاري به ترتيبي كه اشاره شد به طور موضعي استفاده گردد و به كمترين تعداد بخيه اكتفا شود
4 ) در صورت لزوم فرد مجروح را عليه كزاز واكسينه نموده، آنتي بيوتيك هاي مناسبي نيز تجويز گردد.
لازم به ذكر است كه ويروس هاري، در شرايط مناسب به مدت طولاني زنده مي‌ماند ولي در شرايط نامناسب به سرعت، حيات خود را از دست مي‌دهد. مثلا تابش نور آفتاب، سريعا باعث از بين رفتن آن مي‌شود و در صورتي كه در معرض هوا قرار گيرد يا خشك شود از بين خواهد رفت.
ضمنا گرچه در دماي 58 درجه سانتيگراد، به مدت 30 دقيقه زنده مي‌ماند ولي جوشاندن به سرعت باعث از بين رفتن آن مي‌گردد. همچنين شيره اسيدي معده و پاستوريزه كردن و طبخ مواد غذايي آلوده، به حيات ويروس هاري، خاتمه مي‌دهد ولي در نسج مغزي در دماي اطاق به مدت 2-1 هفته و در دماهاي زير صفر به مدت چندين سال زنده خواهد ماند.
ايمونوگلوبولين انساني ضد هاري (HRIG ) امروزه در كشور هايي كه استطاعت تهيه يا خريد آنرا داشته باشند جانشين سرم ضد هاري حيواني گرديده است. اين فراورده از سرم افراد سالمي كه با واكسن هاري، هيپر ايمونيزه شده اند به دست مي‌آيد و در كشورهاي خارج، به صورت ويال هاي 2 ميلي ليتري كه هر ميلي ليتر آن حاوي 150 واحد بين المللي است و در ايران در حجم هاي مختلفي كه هر ميلي ليتر آن بيش از 150 واحد بين المللي، آنتي كر ضد هاري دارد تهيه مي‌شود و دوز آن 20 واحد/ كيلوگرم، مي‌باشد كه نصف آن به صورت عضلاني و دور از محل واكسيناسيون و نصف ديگر در اطراف زخم محل گزيدگي، تزريق ميشود. در صورتي كه ميزان تجويز عضلاني، بيش از 5 ميلي ليتر باشد بايد در دو محل جداگانه تزريق نمود.
مصرف مكرّر اين فرآورده، همراه با واكسن ضدهاري، ممنوع اعلام شده است زيرا ممكن است از بروز مصونيت فعال ناشي از تلقيح واكسن، جلوگيري نمايد. ضمنا در صورتي كه بين تزريق ايمونوگلوبولين و واكسن، به مدت بيش از هفت روز فاصله ايجاد شود بايد از تجويز گاماگلوبولين، خود داري نمود زيرا در اين موقع در اثر واكسيناسيون، در بدن خود فرد واكسينه، به طور فعال، آنتي بادي خنثي كننده، توليد شده است .
جدول 1 ـ دستورالعمل واكسيناسيون هاري
موقعيت دريافت كننده واكسن
تعداد واكسن يك ميلي ليتري
راه تزريق
فاصله بين دوزها

واكسيناسيون قبل از تماس
3
عضلاني
روزهاي . و 7 و 21 يا 28

واكسيناسيون بعد از تماس در فرد غيرايمن
5
عضلاني
روزهاي . و 3 و 7 و 14 و 28

واكسيناسيون بعد از تماس در افراد ايمن
2
عضلاني
روزهاي . و 3

واكسيناسيون يادآور به اقتضاي شغل
1
عضلاني
هر دو سال يكبار


جدول 2 ـ راهنماي نحوه پروفيلاكسي بعد از تماس با هاري
گروه
نوع تماس با حيوانات * مشكوك به هاري يا هار يا حيواني كه به آن دسترسي نيست
درمان توصيه شده

1
تماس يا غذا دادن به حيوانات، ليسيده شدن پوست سالم
در صورت وجود شرح حال قابل اعتماد، درمان خاصي لازم نيست

2
تماس پوست برهنه با دندان حيوان، خراش هاي كوچك يا ساييدگي هاي بدون خونريزي و ليسيدن پوست آسيب ديده
شروع واكسيناسيون سريع و سپس در صورتي كه حيوان، طي 10 روزي كه تحت نظر قرار دارد سالم بوده و يا آزمايش هاي اختصاصي هاري روي جسد حيوان، منفي باشد قطع واكسن **

3
در صورت وجود يك يا چند گزش يا خراش هاي عميق پوستي يا آلودگي مخاط با بزاق
شروع تجويز سريع ايمونوگلوبولين و واكسن *** . در صورتي كه حيوان طي 10 روزي كه تحت نظر است سالم بوده و يا آزمايشات اختصاصي هاري در حيوان، منفي باشد قطع واكسن


* در آلودگي توسط جوندگان و خرگوش، ندرتا نياز به درمان ضد هاري، مي‌باشد
** اين دوره فقط براي سگ و گربه به كار مي‌رود. به استثناي زماني كه حيوان تهديد شده يا در معرض خطر باشد. ساير حيوانات اهلي و وحشي مشكوك به هاري بايد به طرز مناسبي كشته و نسوج آن ها با بهره گيري از روش هاي اختصاصي، مورد آزمايش قرار گيرد
*** اگر سگ يا گربه ظاهرا سالمي از منطقه اي كم خطر، تحت نظر قرار دارد، مي‌توان شروع درمان را به تاخير انداخت. ضمنا براي خراش هاي كوچك و دور از مراكز اعصاب يا ليسيدن شخص به وسيله حيوان مشكوك نيازي به سرم نمي‌باشد.
پيشگيري ثانويه به منظور بازگرداندن سلامتي افراد بيمار و جلوگيري از بروز عوارض
· اين بيماري در حال حاضر، درمان موفقي ندارد
· جداسازي بيماران در يك اطاق آرام تا زمان فرا رسيدن مرگ آنها
· استفاده از دستكش و لباس و ماسك مناسب به هنگام معاينه بيماران.

پيشگيري ثالثيه، به منظور جلوگيري از پيشرفت عوارض و زمينگير شدن بيمار
ـ تا بحال هيچ انسان مبتلا به بيماري هاري زنده نمانده است.
ساير اقدامات كنترلي
اقداماتي كه طي طغيان ها، همه گيري هاي بيماري بايد انجام داد
هاري در حيوانات به صورت همه گير، حادث مي‌گردد ولي در انسان، به صورت تك گير، بروز مي‌نمايد و لذا در منطقه اي كه همه گيري حيواني، رخ داده است انجام اقدامات زير، ضروري به نظر مي‌رسد :
· منطقه مورد نظر، بايد تحت پوشش سازمان محيط زيست و ساير ارگان هاي ذيربط قرار گيرد
· تمامي سگ ها بايستي تحت پوشش واكسيناسيون، قرار گيرند
· سگ هاي ولگرد، بايد جمع آوري و معدوم گردند، هرچند عقيم سازي سگ ها نيز باعث كاهش جمعيت آن ها ميشود و اقدام كنترلي مفيدي به نظر مي‌رسد.

اپيدميولوژي و كنترل هاري - 2

روند زماني و تاثير سن و جنس
در بعضي از مناطق حاره در فصل پاييز و زمستان به دنبال شيوع هاري سگسانان، موارد هاري انساني هم از شيوع بيشتري برخوردار مي‌گردد.
قريب دو سوم تا سه چهارم موارد هاري، در جنس مذكّر و بيشترين موارد بيماري، در سنين كمتر از 20 سالگي بروز مي‌نمايد.
منابع و مخازن، نحوه انتقال بيماري و دوره قابليت سرايت
تمامي پستانداران به درجات مختلفي نسبت به ابتلاء به هاري، حساسند ولي ميزان اين حساسيت، بر حسب سوش ويروس ممكن است متفاوت باشد. انسان در مقايسه با چندين گونه از حيوانات، نسبت به اين ويروس از مقاومت بيشتري برخوردار مي‌باشد به طوري كه طي مطالعه اي در ايران فقط 40 درصد افرادي كه به وسيله حيوانات هار، گزيده شده و تحت درمان قرار نگرفته اند، به اين بيماري مبتلا گرديده اند.
در مناطق جغرافيايي مختلف، حيوانات وحشي متفاوتي مخزن هاري هستند. مثلا در آمريكا، اسكونك ها (در غرب)، روباه ها (در شرق) و راكون ها (در فلوريدا) مخزن بيماري به شمار مي‌روند و در بسياري از مناطق آفريقا و آسيا و ازجمله، ايران؛ گرگ، شغال و ساير حيوانات گوشتخوار كوچك، مخزن هاري مي‌باشند. در يك منطقه مفروض، انتقال بيماري ممكن است ترجيحا به وسيله يك گونه ويژه اي تحقق يابد مثلا در كشور آمريكا هاري در روباه و اسكونك و خفاش، در سه بخش اكولوژيك جداگانه، منتقل مي‌گردد و هر ناقلي مي‌تواند سويه جداگانه اي از ويروس هاري را حمل كرده به روش مخصوصي آنرا منتقل نمايد.
انسان ندرتا به وسيله پستانداران وحشي، آلوده مي‌گردد و سگ و گربه در بيش از90% موارد، مسئول هاري انسان هستند.
در غرب اروپا با اينكه 86% كليه موارد هاري در بين روباه ها رخ مي‌دهد ولي در 75% موارد، هاري انسان، ناشي از گزش سگ است كه خود منعكس كننده تماس نزديك انسان و سگ مي‌باشد. در كشور هندوستان شغال ها و در ايران گرگ ها مخازن اصلي هاري به شمار مي‌روند ولي بيماري، بيشتر در اثر گزش سگ، گربه و روباه، به انسان منتقل مي‌گردد.
به طور تئوريك ؛ هاري بايستي از طريق بزاق، ترشحات تنفسي، اشك و ادرار انسان هاي مبتلا نيز بتواند به ديگران منتقل شود و حتي در گزارش هاي قديمي، چندين مورد ثابت نشده انتقال انسان به انسان ذكر شده است ولي تنها مواردي كه اخيرا از نظر آزمايشگاهي نيز به اثبات رسيده است پنج موردي است كه در تعقيب پيوند قرنيه در فرانسه، آمريكا، تايلند و مراكش و ايران رخ داده است. دهندگان قرنيه در اثر بيماري نرولوژيك بدون تشخيص، سندروم گيلن باره و فلج شل اندام ها فوت نموده بودند. چهار نفر از گيرندگان قرنيه، در حدود يك‌ماه بعد از عمل جراحي، در سمت پيوند شده، دچار سر درد پشت كاسه چشمي گرديده و در اثر هاري فلجي تلف شده اند و در اوائل سال 1373 شمسي نيز دو نفر از دريافت كنندگان پيوند قرنيه آلوده در تهران و اراك، به علت هاري، تلف گرديده اند.
عفونت داخل رحمي، در حيوانات به اثبات رسيده است ولي عده اي از زنان بارداري كه دچار آنسفاليت ناشي از هاري بوده اند كودكان سالمي را زايمان نموده اند. ضمنا حداقل يك مورد انتقال هاري از مادر به شيرخوار، گزارش شده و در حيوانات، كاملا به اثبات رسيده است.
دوره قابليت سرايت، در سگ و گربه از 3 تا 10 روز قبل از ظهور علائم باليني، (به ندرت بيشتر از 4 روز) آغاز شده و در سراسر دوران بيماري ادامه دارد. در اتيوپي سوش هايي از ويروس هاري كه منبع آنها سگ بوده است به مدت طولاني تري قبل از شروع علائم باليني با بزاق منتشر شده اند (14 روز). در يك مطالعه 12 روز قبل از بروز نشانه هاي بيماري در خفاش ها ويروس منتشر شده است، در يك مطالعه ديگر، اسكونك ها حداقل 8 روز قبل از بيمار شدن، ويروس هاري را منتشر كرده اند.
پيشگيري و كنترل
پيشگيري اوليه به منظور حفظ افراد سالم
حيوانات اهلي را مي‌توان با واكسيناسيون ساليانه عليه بيماري، ايمن كرد. ضمنا مردم را بايستي به خودداري از نگهداري حيوانات وحشي گوشتخوار، در منزل، تشويق نموده آنها را از تماس هاي غير ضروري با پستانداران، بر حذر داشت.
مي‌توان جمعيت ميزبان حيوانات وحشي را كاهش داد ولي اين كار هم مشكل است وهم اينكه موجب آشفتگي اكولوژيك، مي‌شود. روش ديگر اينست كه طعمه جانوران ميزبان را آغشته به واكسن خوراكي نموده و در مسير آنها قرار دهيم.
در مناطقي كه مخازن اصلي بيماري، سگ هاي اهلي هستند ريشه كني يا كنترل بيماري ممكن خواهد بود همانگونه كه در بسياري از كشورهاي ديگر، امكان پذير بوده است. در بسياري از مناطق شهري، واكسيناسيون حداقل 80% جمعيت سگ ها منجر به ناپديد شدن موارد هاري انساني گرديده است. بنابراين ملاحظه ميشود كه مهمترين اقدام پيشگيرنده به منظور كنترل هاري انسان، شامل كنترل آن در بين حيوانات اهلي است.
هم واكسن كشته شده و هم ضعيف شده ويروس هاري جهت مصرف در حيوانات در دسترس مي‌باشد و مثلا واكسيناسيون سگ ها مي‌تواند باعث كاهش شيوع بيماري در سگ ها و نيز در انسان، بشود. در كشورهايي كه هاري، ريشه كن گرديده است به هنگام وارد كردن حيواناتي نظير سگ بايستي آنها را تا شش ماه، قرنطينه و عليه بيماري، واكسينه نمود. در اغلب كشورها جهت ايمن نمودن حيوانات اهلي از واكسن فلوري استفاده مي‌شود. اين واكسن برحسب دفعات پاساژ سوش ويروس هاري در تخم مرغ جنين دار، شامل دو تايپ است يكي واكسن فلوري LEP كه در آن سوش ويروس هاري 40 تا60 مرتبه متواليا روي تخم مرغ جنين دار پاساژ داده شده است. اين واكسن در دامپزشكي براي واكسيناسيون سگ هاي بالغ به كار مي‌رود. ديگري واكسن فلوري HEP است كه در آن سوش ويروس هاري 180 مرتبه در تخم مرغ جنين دار، پاساژ داده شده است.
در مجموع، موفقيت كنترل هاري در انسان در گرو كنترل آن در حيوانات است كه آنهم در بسياري از كشورها با نتايج درخشاني در حال انجام است به طوري كه از سال 1978 به بعد بيش از 59 ميليون دوز واكسن ضد هاري حيواني در 15 كشور اروپايي و آمريكاي شمالي توزيع گرديده موجبات كاهش قابل ملاحظه هاري در حيوانات را فراهم كرده و علاوه بر آن باعث كاهش تماس حيوانات مشكوك به هاري با انسان ها نيز گرديده است و طبق آمارهاي موجود، ميزان موارد هاري حيوانات در سال 1993 در فرانسه، فقط 261 مورد بوده در حاليكه در سال 1990 بالغ بر 2984 مورد، گزارش گرديده بود و نيز موارد هاري حيوانات در سال 1990 در آلمان، حدود 5572 مورد بوده كه در سال 1993 به 853 مورد، كاهش يافته است.
پروفيلاكسي قبل از تماس
در چنين مواردي مي‌توان با آسودگي خاطر به تزريق واكسن هاري اقدام نمود. البته واكسن ديپلوئيد انساني (HDCV ) واكسن انتخابي است و به صورت سه دوز داخل عضلاني يك ميلي ليتري يا داخل پوستي 1/0 ميلي ليتري در روزهاي اوّل، هفتم، بيست و يكم يا بيست و هشتم، تزريق مي‌گردد. در افرادي كه به اقتضاي شغلشان ممكن است با حيوانات هار، تماس داشته باشند در صورتي كه سابقه حساسيت شديد نسبت به واكسن هاي قبلي را ذكر نكنند بايد هر دو سال يك‌بار اقدام به تزريق واكسن يادآور هاري نمود.
البته توصيه جديدتر، اينست كه در صورت ادامه تماس شغلي بايد هر دو سال يك‌بار آنتي بادي ضدهاري در سرم، اندازه گيري شود و در صورتي كه مقدار آن ناكافي باشد به تزريق واكسن يادآور به مقدار 1 ميلي ليتر / عضلاني يا 1/0 ميلي ليتر داخل پوستي اقدام گردد. همچنين كساني كه در آزمايشگاه هاي پژوهشي با ويروس زنده هاري تماس دارند ويا در توليد واكسن هاري، دخيل هستند و در معرض خطر تماس اتفاقي با اين ويروس مي‌باشند بايستي هر شش ماه يك‌بار آنتي بادي ضدهاري را در بدن خود بررسي نموده در صورت ناكافي بودن عيار آن به تزريق يادآور، اقدام نمايند.
در صورتي كه واكسن به صورت داخل پوستي تزريق شود بايد حدود 3-2 هفته بعد از آخرين نوبت، سرم شخص از نظر ميزان آنتي بادي، مورد بررسي قرار گيرد و در صورت ناكافي بودن پاسخ آنتي كري، يك بار ديگر به تزريق واكسن، اقدام نموده مجددا سرم فرد واكسينه را مورد بررسي قرار دهند.
موارد لزوم واكسيناسيون قبل از تماس با هاري عبارتست از افرادي كه ممكن است در معرض خطر ابتلاء به هاري، قرار گيرند، نظير دامپزشكان، بعضي از كاركنان آزمايشگاه ها و كلّيه كسان ديگري كه به اقتضاي حرفه يا موقعيت مكاني خود، ممكن است در معرض تماس با حيوانات هار قرار گيرند. در صورت عدم وجود واكسن ديپلوئيد انساني، مي‌توان از واكسن RVA به تعداد سه دوز، استفاده نمود.
پيشگيري بعد از تماس
در صورتي كه فردي به وسيله حيوانات، گاز گرفته، ليسيده و چنگ زده شود بايستي به مراكز مجاز، (مركز بهداشت شهرستان) مراجعه نمايد تا با توجه به شيوع هاري و وضع حيوان مهاجم، تصميمات لازم براي وي گرفته شود و در صورت لزوم، پروفيلاكسي بعد از تماس به مورد اجرا گذاشته شود.
بعضي از افرادي كه به كشورهاي ديگر مسافرت مي‌نمايند و مورد حمله سگ يا حيوانات ديگر قرار مي‌گيرند، ممكن است تا زمان بازگشت به موطن اصلي خود اقدام پزشكي خاصي از نظر پيشگيري هاري، انجام ندهند. در اينصورت بايد محل مسافرت، زمان وقوع حادثه، شدت ضايعات اوّليه، حالات مختلف حيوان حمله كننده قبل و بعد از حمله و اينكه آيا حيوان زنده يا مرده است و در صورت امكان، اطلاعاتي در اين خصوص كه آيا حيوان در سال هاي اخير، عليه هاري، واكسينه شده يا خير، كسب گردد. اين اطلاعات گاهي كاملا مفيد واقع ميشود مثلا اگر مشخص شود كه مكان حادثه، در ژاپن يا انگلستان بوده است تقريبا موضوع پروفيلاكسي منتفي مي‌گردد زيرا در اين كشورها بيماري هاري سال ها قبل، ريشه كن شده است ولي برعكس در صورتي كه آن فرد به هندوستان مسافرت كرده باشد خطر بروز هاري مي‌تواند وي را تهديد نمايد و لذا در چنين مواردي كه در باره وقوع هاري، شك و ترديد وجود دارد بايستي اقدامات پيشگيرنده بعد از تماس، به طور كامل اجرا شود.

اپيدميولوژي و كنترل هاري - 1

واژه هاي كليدي
هاري، اپيدميولوژي، كنترل، واكسيناسيون
كليات
هاري يكي از بيماري هاي حاد ويروسي حيوانات خونگرم است كه ممكن است به طور اتفاقي در اثر گزش حيوانات، استنشاق افشانه هاي حاوي ويروس و پيوند قرنيه و یا ساير بافت هاي آلوده به انسان نيز منتقل شود و لذا جزو بيماري هاي مشترك انسان و حيوانات، به حساب مي‌آيد.
عامل سببي هاري ويروس هاري است كه نوعي رابدوويروس از جنس ليزاويروس مي‌باشد. تمامي ويروس هاي جنس ليزا از نظر آنتي‌ژنيك، با يكديگر مرتبطند ولي با استفاده از آنتي بادي منوكلونال، مشخص ميشود كه از نظر سكانس نوكلئوتيدي بر حسب گونه حيواني و منطقه جغرافيايي منشاء ويروس، با يكديگر متفاوتند.
سير طبيعي
هاري معمولا داراي چهار مرحله مي‌باشد :
1 ) دوره نهفتگي كه حدود 90-20 روز به طول مي‌انجامد
2 ) دوره مقدماتي كه حدود 10-2 روز به طول مي‌انجامد
3 ) دوره نرولوژيك حاد كه 7-2 روز به طول مي‌انجامد
4 ) دوره اغماء كه 14-0 روز به طول مي‌انجامد.
دوره مقدماتي
شخص هارگزيده، به دنبال گذراندن دوره نهفتگي بيماري، دچار كسالت، تب، سردرد، خستگي و بي اشتهايي، مي‌گردد و در 80%-50 موارد، پارستزي و درد محل گزيدگي، نيز وجود دارد اين درد ممكن است موضعي، يا انتشاري و همراه با سوزش يا خارش موضعي باشد. حالت ترس، اضطراب، بي قراري، تحريك پذيري، عصبانيت، بي خوابي و افسردگي، نيز ممكن است عارض شود. گلودرد، سرفه، لرز، درد شكم، حالت تهوع و استفراغ و اسهال، سوزش، پيوري و پرياپيسم (نعوظ دردناك آلت تناسلي مردان) نيز با شيوع كمتري ممكن است بروز نمايد. اين دوره تقريبا10-2 روز به طول مي‌انجامد.
دوره نرولوژيك حاد
در اين مرحله، افزايش فعاليت (هيپراكتيويته)، توهّم و هذيان گويي، اختلال جهت يابي زماني ـ مكاني، حركات غيرمعقول، صرع، سختي گردن و يا فلج، تظاهر مي‌نمايد و به طور متناوب، حالت بي‌قراري، حمله به اطرافيان و گاز گرفتن آن ها و ساير حركات غيرمعقول، از بيمار، سر مي‌زند و هر بار به مدت پنج دقيقه دوام مي‌يابد. اين حالات ممكن است در اثر محرّك هاي شنوايي، بينايي، بويايي يا لامسه اي بروز نمايد و لذا بيمار، نسبت به اين محرك ها، شديدا حساسيت نشان مي‌دهد. لازم به تاكيد است كه در فاصله بين حملات، گرچه بيمار، اغلب بي قرار است ولي ظاهرا سالم به نظر مي‌رسد و همكاري مي‌نمايد.
در بيش از نيمي از بيماران، كوشش در راه نوشيدن آب، باعث اسپاسم گلو يا حلق شده و درد شديدي ايجاد مي‌كند و لذا حالت تهوع، خفگي و به طور كلّي، حالت ترس از آب "هيدروفوبي" در آنها ظاهر ميشود و حتي صداي ريختن مايعات و يا بوي آنها و دميدن باد به صورت بيمار نيز باعث بروز اين حملات ميشود. ترشحات بزاقي فراوان، تعريق، اشك ريزش و تنفس سريع و عميق و آريتمي قلبي نيز ممكن است وجود داشته باشد.
در 20% موارد، حالات مختلف فلجي، ساير علائم باليني را تحت الشعاع خود قرار مي‌دهد. فلج ممكن است وسيع و قرينه بوده و يا در اندام هارگزيده، از شدت خيلي بيشتري برخوردار باشد و يا حالت بالارونده، داشته باشد و حتي در غياب فلج عمومي بدن و عليرغم افزايش شدت انقباض عضلات مختلف بدن، ممكن است عضلات اطراف محل گزيدگي دچار ضعف و سستي شده باشند.
استرابيسم، نيستاگموس، تنگي يا گشادي مردمك ها و نامساوي بودن اندازه آن ها و دوبيني هم گاهي بروز مي‌نمايد و فلج تارهاي صوتي نيز شايع است. به طور كلي در بين اعصاب مغزي، گرفتاري زوج هاي 3، 6، 7، 9،10، 11 و 12 شايعتر مي‌باشد.
طي اين مرحله، حالات رواني بيمار، همواره در نوسان بوده، مراحل اغتشاش فكري (كونفوزيون) خواب آلودگي شديد و كاهش پاسخ به تحريكات و كوما را طي مي‌نمايد. عليرغم اينكه ممكن است سختي گردن، موجود باشد ولي تنها در 50 درصد موارد، افزايش سلول مايع نخاع، حادث ميشود.
دوره نرولوژيك حاد، در حدود 10-2 روز به طول مي‌انجامد و در شكل فلجي، مدت آن طولاني تر، مي‌باشد و سرانجام ممكن است به مرگ ناگهاني بيمار و يا حالت اغماء منجر شود.
دوره اغماء
حالت اغماء در خلال 10 روز اول بعد از شروع علائم باليني، عارض شده و ممكن است چند ساعت تا چند ماه، ادامه يابد. اين بيماران حدود 20-4 روز پس از بروز علائم زنده مي‌مانند، مگر اينكه روش هاي حفاظتي ويژه اي به كار برده شود.
دوره بهبودي
مراقبت هاي شديد پزشكي در مرحله اغماء ممكن است بتواند باعث نجات جان بيماران بشود و تاكنون حداقل سه نفر توانسته اند از هاري، جان سالم به در ببرند و حتي دو نفر آنها بدون باقي ماندن هيچگونه عارضه اي از بهبودي كامل، برخوردار شده اند. البته در هر سه مورد فوق، اقدامات پيشگيرنده قبل يا بعد از تماس، صورت گرفته بوده است.

افزايش فشار داخل جمجمه، ادم مغزي، سندروم ترشح نامتناسب هورمون آنتي ديورتيك، ديابت بي مزه، افزايش يا كاهش فشارخون، آريتمي هاي قلبي، كاهش درجه حرارت بدن، صرع كانوني يا عمومي، اختلال فعاليت تنفسي، تنفس عميق و سريع و آلكالوز، جزو عوارض مهم مرحله مقدماتي و ابتداي مرحله نرولوژيك مي‌باشد و در مراحل بعدي؛ پنوموني، عوارض قلبي ـ عروقي و خونريزي گوارشي نيز بروز خواهد كرد.
وضعيت جهاني و منطقه اي
طبق تخمين كارشناسان سازمان جهاني بهداشت، سالانه حدود 35000 مورد هاري انساني و مرگ ناشي از آن در نيمكره شمالي، رخ مي‌دهد و اين در حاليست كه قريب نيمي از مردم جهان در اين نيمكره، زندگي مي‌نمايند. ضمنا سالانه حدود 10 ميليون نفر تحت پوشش اقدامات پيشگيرنده بعد از گزش حيوانات، قرار مي‌گيرند و همه ساله حدود 70ـ40 هزار نفر در اثر هاري تلف مي‌شوند.
اين بيماري، انتشار جهاني دارد و به استثناي چند كشور كه توانسته اند آن‌را حذف نمايند در ساير نقاط دنيا منتشر است ولي تنها در كشورهاي جهان سوم، كه هاري سگسانان را كنترل ننموده اند هاري انسان به صورت يك معضل، خودنمايي مي‌كند و در مجموع، انتشار حقيقي اين بيماري، ناشناخته است.
بر طبق گزارش هاي منتشر شده از طرف بيمارستان هاي آموزشي هندوستان از هر 2000 نفر مراجعه كننده به آن بيمارستان ها يك مورد مبتلا به هاري بوده و حتي در بعضي از مناطق، چهار برابر اين رقم را گزارش نموده اند و ميزان مرگ ساليانه ناشي از هاري را در آن كشور، بالغ بر 17000 مورد برآورد كرده اند.
بيماري هاري در كشور ايران هنوز يكي از معضلات بهداشتي ـ اقتصادي مي‌باشد و تقريبا همه استان ها كم و بيش به اين بيماري آلوده هستند. بيشترين موارد بيماري در حاشيه درياي خزر، نواحي شمال شرقي و جنوب غربي كشور، مشاهده مي‌گردد. از سال 1358 به بعد در شهر تهران مواردي از بيماري در سگ هاي ولگرد تهران مشاهده شده و تا سال 1363 سال به سال اين بيماري گسترش بيشتري پيدا كرده است تا اينكه با تشكيل ستاد مبارزه با بيماري هاري و اتلاف سگ هاي ولگرد در تهران بزرگ و اجراي طرح تنظيم شده به وسيله ستاد مذكور در جهت كنترل بيماري نتيجه رضايت بخشي حاصل گرديده است. به طور كلي موارد هاري حيواني در بيست سال اخير در سطح كشور، رو به افزايش بوده است و به موازات اين افزايش، شمار مجروحين هارگزيده نيز رو به افزايش بوده است. به طوري كه در سال 1371 در سراسر كشور 37523 نفر كه اكثرا به وسيله سگ هاي ولگرد، مجروح شده بودند در بيش از 180 مركز درمان ضد هاري عليه هاري درمان شده اند و 19 نفر هارگزيده كه به مراكز درمان مراجعه نكرده بودند به بيماري هاري مبتلا شدند. در سال 71 تعداد 335 مورد هاري حيوانات، توسط آزمايشگاه تاييد شده است كه از بين آنها هاري در سگ ها و نشخواركنندگان، بيشترين موارد را نشان داده است.
روباه در اپيدميولوژي هاري در ايران جايگاه خاصي دارد و وجود آنتي بادي نوتراليزان ضد هاري در خون روباه هايي كه پس از ابتلاء به هاري جان سالم به در برده اند طي مطالعه اي به اثبات رسيده است.
طي سال هاي 74ـ1373 به منظور كنترل هاري حيواني در استان خراسان، طرحي به مورد اجراء گذاشته شد و طي آن جمعا در 949 روستا از شهرستان هاي شمالي (مشهد، چناران، قوچان، درگز، شيروان، بجنورد و اسفراين) اجرا گرديد. عمليات انجام شده بر روي 22384 قلاده سگ بوده كه سگ هاي مزبور پس از شناسايي و قلاده گذاري واكسن هاري دريافت و كارت بهداشتي براي آنها صادر شده است.
با توجه به اجراي طرح مبارزه با بيماري هاري در شهرهاي شمالي در طي سال هاي 73 و 74 و بررسي مقايسه اي تعداد كانون ها و موارد مثبت هاري، كاهش قابل توجهي در تعداد موارد مثبت و تعداد كانون هاي هاري در سال 74 نسبت به 73 ديده شده است به طوري كه در هفت شهرستان شمالي استان، تعداد موارد مثبت با تاييد انستيتو پاستور از 21 مورد به 11 مورد و تعداد كانون ها از 15 كانون به 6 كانون تنزل يافته است.

مبارزه و كنترل بيماري هاري

اين بيماري از زمان هاي بسيار دور در نقاط مختلف دنيا وجود داشته است.
اگاهي از وضعيت اين بيماري در كشور هاي مختلف هميشه مورد توجه سازمان جهاني بهداشت بوده است . در طي 20 سال گذشته با انجام اقدامات وسيع كنترلي جهت ريشه كني بيماري توانسته اند كه در بسياري از نقاط به خصوص كشور هاي اروپاي غربي اين بيماري را كنترل نمايند به طوري كه طبق گزارش سازمان جهاني بهداشت در سال 1997 ميلادي تعداد 56 كشور و منطقه دنيا عاري از بيماري هاري بوده اند
نكاتي كه جهت كنترل اين بيماري در كشور ايران بسيار اهميت دارد عبارت اند از:
1.اموزش و اگاه سازي مردم
اگاه ساختن عموم مردم يك منطقه از خطرات ناشي از ابتلا به بيماري هاري و اموزش كليه اقدامات مهمي كه جهت پيشگيري از ابتلا به بيماري هاري و اموزش كليه اقدامات مهمي كه جهت پيشگيري از ابتلا در هارگزيدگان بايد انجام داد(درمان موضعي و اختصاصي) نقش موثري در پيشگيري از وقوع مواد هاري انساني در يك منطقه دارد. بيشتر مواد مرگ و مير ناشي از بيماري هاري در اثر عدم وجود اگاهي لازم از چگونگي برخورد با اين بيماري و راه صحيح پيشگيري از ان به وجود مي ايد. در صورتي كه اگاهي و اطلاعات كافي در مورد اين بيماري به اطلاع مردم برسد و ان از وخامت بيماري مطلع گردند بسياري از مشكلات موجود در راه مبارزه با اين بيماري مرتفع خواهد شد. اقدامات اموزشي و اگاه سازي را مي توان به وسيله رسانه هاي گروهي (راديو ، تلويزيون و مطبوعات)توزيع وپوستر انجام داد.
2.واكسيناسيون و ايمن سازي سگ ها و گربه هاي صاحب دار
واكسيناسون حيوانات اهلي ناقل بيماري،يكي از بهترين روش ها جهت مبارزه و از بين بردن بيماري هاري در حيوانات ميباشد . البته واكسيناسيون هنگامي ثمر بخش خواهد بود كه حداقل هشتاد درصد حيوانات را در بر گيرد.
بنابر اين حيوانات ولگرد و بدون صاحب كه واكسينه نمي گردند بايد معدوم شوند.
3.معدوم و از بين بردن سگ ها و گربه هاي ولگرد
اتلاف سگهاي ولگرد مهمترين اقدام در راه مبارزه و كنترل بيماري هاري ميباشد و باعث قطع قسمت اعظم از زنجيره اپيدميلوژيك بيماري مي گردد. ازدياد حيوانات ولگرد گوشت خوار در يك منطقه ميتواند عامل افزايش بيماري در ان منطقه باشد. اين حيوانات نسبت به بيماري هاري حساس هستند و چون هيچ گونه نظارت بهداشتي ، واكسيناسيون و ... در ان ها نيست ، احتمال ابتلا به بيماري هاري را دارند يك حيوان هار ميتواند تعداد زيادي حيوان ديگر و يا انسان را گاز گرفته و بيماري را به انها منتقل كند و به اين ترتيب با پيدايش يك مورد هاري ميتوان انتظار مشاهده موارد بيشتر بيماري را در منطقه داشت . ازدياد حيوانات ولگرد را مي توان به علت عدم رعايت اصول بهداشتي و دردسترس بودن زباله هاي خانگي دانست . در سال 1363 شمسي به علت ازدياد بيماري هاري در سطح شهر تهران طرح اتلاف سگ هاي ولگرد با همكاري انستيتوپاستور ايران و شهرداري و ژاندارمري به مرحله اجرا رسيد و با اجراي اين طرح بيماري در سال 1367 شمسي در تهران ريشه كن كرد
4. جمع اوري و دفع بهداشتي زباله و جلوگيري از ذبح دام ها در سطح شهر
عدم رعات اصول بهداشتي در جمع اوري و دفع زباله در سطح شهر و پراكندگي ان در كوچه و خيابان ها و زمين هاي غير محصوري كه در مجاورت مناطق مسكوني موجود است ، علاوه بر ايجاد محيط بسيار مناسب براي جلب و تخمريزي و تكثير حشرات كانون و منبع غذايي خوبي براي سگ ها و گربه هاي ولگرد ميباشد . اين حيوانات به راحتي مواد غذايي مورد نياز خود را از داخل زباله هاي پراكنده و كيسه هاي محتوي زباله تامين مي نمايند. با توجه به ميزان زاد و ولد سگ ها و گربه هاي ولگرد و نقش مهمي كه در انتقال بيماري هاري و ساير بيماري هاي قابل انتقال بين حيوان و انسان دارند عدم رعايت اصول بهداشتي در جمع اوري و دفع بهداشتي زباله مي تواند يقش مهمي در شيوع و انتشار بيماري هاري داشته باشد لذا در صورتي برنامه مبارزه با بيماري هاري و اتلاف سگ هاي ولگرد نتيجه مطلوب خواهد داشت كه جمع اوره و دفع زباله بر پايه اصول صحيح بهداشتي طبق برنامه مدون و منظمي توسط شهرداري ها انجام گيرد. ذبح دام در معابر موجب جلب سگ ها و گربه هاي ولگرد و سهولت تغذيه انها ميشود.
5.داير كردن مراكز درمان ضد هاري
با توجه به سرنوشت بيماران هار كه منجر به مرگ ميشود پيشگيري از ابتلا به بيماري هاري در افراد مجروح هار گزيده از اهميت ويژه اي برخوردار است. با دائر كردن مراكز بهداشتي تحت نظر مسئولين ازموده جهت انجام درمان ضد هاري ميتوان امور درمان مربوطه را به نحو احسن به اجرا در اورد بطوري كه از به وجود امدن شكستهاي درماني كاملا پيشگيري گردد . در انسان ايمن سازي و پيشگيري قبل از وقوع الودگي در افرادي كه در معرض خطر الودگي مي باشند ضروري است و از طرف ديگر پس از الودگي نيز جلوگيري از بروز بيماري با درمان ضد هاري امكان پذير ميباشد.

رعايت بهداشت شخصي، مهمترين راه پيشگيري از آنفلوانزاست

آنفلوانزا يک بيماري ويروسي حاد دستگاه تنفسي است که با تب، سر درد، درد عضلاني، تعريق، آبريزش بيني، گلو درد و سرفه آشکار مي شود.
اهميت اين بيماري درسرعت انتشار همه گيري، وسعت و تعداد مبتلايان و شدت عوارض آن به خصوص ذات الريه است که به شکل جهانگير، همه گيريهاي وسيع، همه گيريهاي کوچک، منطقه ايي و تک گير مشاهده مي شود.
انسان مخزن اوليه ويروسهاي آنفلوانزاي انساني است و حيوانات پستاندار مانند خوک، ببر، گربه و پرندگان احتمالا به عنوان مخازن نوعي ويروس جديد آنفلوانزا براي انسان ( آنفلوانزاي پرندگان يا مرغي ) مي باشند و در برخي کشورها تاکنون تعدادي از افراد که در تماس نزديک و مستقيم با پرندگان آلوده بوده به اين نوع آنفلوانزا مبتلا گشته اند.
مهمترين راه انتقال آنفلوانزاي انساني تماس ازطريق ترشحات تنفسي درمحيطهاي بسته پرجمعيت، دست دادن و روبوسي با افراد مبتلا مي باشد که درفصول سرد سال و افرادي که سابقه مصونيت نسبت به اين بيماري را ندارند، بيشتر ديده مي شود.
علائم باليني اين بيماري معمولا به صورت شروع ناگهاني تب، لرز، سر درد، درد عضلاني، بي حالي و بي اشتهايي است که گاهي به صورت اشتباه با بيماري سرماخوردگي يکي گرفته مي شود.
در آنفلوانزا علائم شروع ناگهاني دارد، معمولا تب 3 / 38 درجه سانتيگراد به همراه سردرد و خستگي مفرط مي باشد اما در سرماخوردگي معمولا علائم شروع تدريجي دارد، تب در بالغين نادر و گاهي اوقات همراه عطسه و آبريزش بيني است.
بيماران ضعيف و ناتوان، سالمندان بالاي 65 سال، زنان باردار، ساکنان آسايشگاهها ، مبتلايان به ديابت، بيماران مبتلا به بيماريهاي مزمن (ريوي، قلبي، کليوي و متابوليک مانند ديابت) و افراد مبتلا به سوء تغذيه از جمله گروههاي درمعرض خطر ابتلا به بيماري آنفلوانزا هستند.
پس از رعايت بهداشت شخصي، قدم دوم پيشگيري استفاده از واکسن آنفلوانزا مي باشد که بر اساس ويروس شناخته همان سال تهيه مي گردد و در افراد سالم 90- 70 درصد در پيشگيري از اين بيماري موثر است ضمن آنکه موارد بستري و عوارض شديد بيماري را کاهش مي دهد.
استفاده از اين واکسن جهت پيشگيري به آنفلوانزا، براي کودکان زير 5 سال و گروههاي در معرض خطر ابتلا به اين بيماري 80 درصد موثر است و بايد قبل از رسيدن سرماي زمستان تزريق شود.
اين واکسن به صورت عضلاني با دوز يک ميلي ليتر تجويز مي شود که عوارض خاصي هم ندارد و عمده عارضه آن التهاب محل تزريق است اما بايد توجه شود افرادي که نسبت به استفاده از تخم مرغ حساسيت دارند از اين واکسن استفاده نکنند.
اگر واکسن در دسترس نبود استفاده از داروي "آمانتادين" يا "ريمانتادين" در سراسر فصل سرما براي اين افراد توصيه مي شود.
چنانچه فردي واکسن را درفصول سرد سال که فصل شيوع بيماري است تزريق کند، بايد به مدت 15 روز نيز تا هنگام تاثير واکسن ازاين داروها استفاده کند.
علاوه بر "آمانتادين و ريمانتادين" داروي "زاناميلير" و "اسلتاميوير" که به صورت خوراکي تا 5 روز استفاده مي شود ( که داروي اسلتاميوير به دليل محدوديت کمتر در دسترس است ) براي پيشگيري از اين بيماري تجويز مي گردد.
استفاده ازمواد غذايي حاوي ويتامين "ث" ، مايعات گرم ، سوپ صاف شده ، شير ، لبنيات و سبزيجات براي درمان اين بيماري توصيه مي شود.

سياه زخم ( Anthrax ) ، ” شاربن‌ “

تعريف‌ بيماري‌:

سياه‌ زخم‌يك‌ بيماري‌ عفوني‌ و قابل‌ انتقال‌ بين‌انسان‌ و حيوان‌ مي‌باشد. مخزن‌ اين‌بيماري‌ در دام‌ (عمدتا گوسفند، بز وگاو) بوده‌ و با مرگ‌ و مير بالا و سريعي‌همراه‌ است‌. انسان‌ به‌ صورت‌ اتفاقي‌ درصورتي‌ كه‌ در معرض‌ تماس‌ با دام‌آلوده‌، پوست‌، پشم‌ و فرآورده‌هاي‌ آن‌قرار گيرد يا از گوشت‌ آلوده‌ استفاده‌نمايد و يا در هواي‌ آلوده‌ به‌ اسپور(هاگ‌) تنفس‌ نمايد به‌ بيماري‌ مبتلامي‌شود.

بیماری سیاه زخم یک بیماری عفونی حاداست که توسط باسیلوس آنتراسیس ایجاد می شود. شیوع این بیماری در عموم حیوانات وحشی و اهلی مانند گاو، گوسفند، بز، شتر و گوشتخواران اتفاق می افتد. بیماری می تواند به انسانهایی که با حیوانات آلوده و یا بافت آلوده حیوانی سروکار دارند، سرایت کند. میکروب این بیماری می تواند به عنوان سلاح بیولوژیک مورد استفاده قرار گیرد و تولید آن نسبتاً آسان است ، لذا در حال حاضر از اهمیت خاصی برخوردار شده است .

پخش گسترده پاکتهای حاوی عامل این بیماری در آمریکا نگرانی هایی را در کل دنیا به وجود آورده است . گفتنی است بیماری سیاه زخم عموماً در مناطق کشاورزی و در بین حیوانات شیوع می یابد. انسان نیز در تماس با حیوان آلوده و یا محصولات به دست آمده از حیوان آلوده ، به بیماری مبتلا می شود. کارگرانی که با حیوان مرده و یا محصولات به دست آمده از حیوان مبتلا سروکار دارند، احتمال ابتلا به سیاه زخم برای آنها زیاد است این گونه آلودگی به سیاه زخم صنعتی مشهور است . انتقال بیماری سیاه زخم به سه شکل پوستی ، تنفسی و گوارشی است .

اسپور این باکتری قادر است سالها در خاک باقی مانده و حیوانات را از این طریق آلوده کند. انسان در تماس با این حیوانات آلوده شده و بیمار می شود. همچنین از طریق خوردن گوشتهای آلوده نیز به فرم گوارشی بیماری مبتلا می گردد. چنانچه اسپور این بیماری از طریق هوا وارد مجاری تنفسی شود، فرم تنفسی سیاه زخم ایجاد می شود.

تاريخچه‌:
در آثار باقيمانده‌ از مصر باستان‌ به‌اين‌ بيماري‌ اشاره‌ شده‌ است‌ ونشانه‌هاي‌ باليني‌ سياه‌ زخم‌ را ازسالهاي‌ بسيار قديم‌ مي‌شناخته‌اند.
«داوين‌» ميكروب‌ اين‌ بيماري‌ رادر سال‌ ۱۸۴۹ ميلادي‌ براي‌ نخستين‌بار از خون‌ گوسفندي‌ كه‌ از سياه‌زخم‌تلف‌ شده‌ بود بدست‌ آورد.
در ســال‌ ۱۸۷۷ ميـــلادي‌«رابرت‌ كخ‌» نيز توانست‌ آن‌ را كشت‌دهد.
عامل‌ بيماري‌:
عامل‌ اين‌ بيماري‌ نوعي‌ باكتري‌ به‌نام‌ «باسيلوس‌ آنتراسيس‌» مي‌باشد.هاگ‌ باكتري‌ بر اثر جوشاندن‌ در مدت‌۱۰ دقيقه‌ كشته‌ مي‌شود.
عامل‌ بيماري‌ قادر است‌ كه‌ سالها(حتي‌ تا بيست‌ سال‌) در خاك‌ وفرآورده‌هاي‌ دامي‌ زنده‌ بماند كه‌ اين‌خاصيت‌، عامل‌ مهمي‌ در انتشار بيماري‌به‌ حساب‌ مي‌آيد.

شکل و خصوصیات باکتری:

باکتری میله‌ای شکل و غیرمتحرک و دارای کپسول بوده و هوازی ـ بی‌هوازی اختیاری است از خصوصیات مهم این جنس یعنی باسیلوس‌ها و این باکتری، تولید هاگ یا اسپور (Spore) است به همین دلیل، مقاومت محیطی زیادی دارند و اکثرا در آب هوا و بخصوص خاک حضور دارند.
مقاومت باکتری:

فرم رویشی و جوانه‌زده‌ی باکتری، مقاومتی همانند مقاومت سایر باکتری‌های بدون هاگ دارد یعنی حساس است و در گرمای ۶۰ درجه و مواد ضدعفونی کننده‌ی عادی، بزودی از بین می‌رود ولی هاگ یا اسپور آن سالها در شرایط عادی باقی می‌ماند و پس از این مدت اگر در شرایط مناسب قرار گیرد به فرم رویشی تبدیل می‌شود. گزارش های مختلفی از دوام هاگ این باکتری وجود دارد بطوریکه بقای آن را در طبیعت تا ۶۰ سال گزارش کرده‌اند.

عواملی که باعث هاگ‌گذاری، تبدیل هاگ به فرم رویشی و تبدیل فرم رویشی به هاگ می‌شود، موجب بقای باکتری است که در این مورد می توان به وجود زمین‌های قلیائی و حاوی آهک و مقداری ازت در اثر نباتات گندیده (که این مناطق به مناطق گرمخانه‌ای موسوم هستند) و همچنین فصول بارانی و خشکسالیهای پی در پی و گرمای بیش از ۱۵ درجه اشاره کرد که تناوب تبدیل هاگ به فرم رویشی و بالعکس را تامین می کند (این تبدیلات بطور استثناء در هاگ این باکتری وجود دارد یعنی با مساعد شدن شرایط به فرم رویشی تبدیل می‌شود و با نامساعد شدن شرایط، مجددا به شکل هاگ برمی‌گردد).

اسپور باکتری در دمای ۱۲۰ درجه سانتیگراد در تحت فشار در اتوکلاو به مدت ۱۵ دقیقه از بین می‌رود. عوامل دیگری که در از بین بردن هاگ این باکتری موثر است: گرمای خشک ۱۴۰ درجه به مدت بیش از ۳ ساعت، محلول ۱۰% فرمالین در دمای ۴۰ درجه به مدت ۱۵ دقیقه( اما در دمای کمتر مدت زمان بیشتری مورد نیاز است)، محلول ۵% سود سوزآور. اما نور آفتاب و گندیدن لاشه بر هاگ باکتری اثر کمی دارد.
حساسیت:

در دام ها در شرایط طبیعی، تمام علفخواران نسبت به این بیماری حساسیت زیادی دارند. نشخوارکنندگان بویژه گوسفند، گاو و بز بسیار حساس می‌باشند و در صورت ابتلا بیماری بیشتر به شکل فوق حاد بوده و تلف می‌شوند. حساسیت دام‌های تک‌سمی نیز زیاد است اما از نظر حساسیت بعد از نشخوارکنندگان قرار دارند.

گوشتخواران حساسیت کمی دارند و بطور استثناء ممکن است مبتلا شوند. پرندگان به این بیماری مقاومت دارند به استثنای شترمرغ که حساس است. نژاد در حساسیت دام‌ها موثر است بطوریکه گوسفندان آفریقا نسبت به سایر نژادها مقاومت بیشتری به شاربن دارند همچنین حیوانات مسن بدلیل ایمنی اکتسابی و تدریجی بیش از حیوانات جوان مقاومت دارند.
انسان به بیماری شاربن حساس بوده و با تماس با حیوانات مبتلا و یا فراورده‌های آلوده به این بیماری مبتلا می‌شود.
راه انتقال و انتشار باکتری و بیماری:

بیماری شاربن در انسان در نتیجه تماس مستقیم با حیوانات بیمار و یا فرآورده‌های حیوانات مثل پوست، مو و پشم ایجاد می‌شود بنابراین دامپزشکان، دامداران، میکروب شناسان، کشاورزان، چوپانان، کارگران کشتارگاه‌ها و کارگرانی که در صنایع پوست و پشم کار می‌کنند بیشتر در معرض ابتلاء به این بیماری هستند.

در حیوانات میکروب شاربن بطور مستقیم از حیوان آلوده به حیوان سالم منتقل نمی‌شود بلکه میکروب در بافت‌های حیوانات مبتلا وجود داشته و کمی قبل از مرگ از راه ترشحات مختلف به خارج دفع می‌شود. همچنین اگر لاشه حیوانات تلف شده کالبدگشایی شود و یا در دسترس پرندگان و یا حیوانات شکاری قرار گیرد، ممکن است بطور وسیع و خطرناکی میکروب را در خاک پراکنده کند.

بنابراین انتشار میکروب در یک منطقه ممکن است بوسیله‌ی جریان آب، حشرات، سگ‌ها و سایر گوشتخواران، پرندگان وحشی و یا مدفوع دام‌های مبتلا تامین شود. ورود عفونت به یک منطقه غیرآلوده همواره بوسیله مواد آلوده حیوانی مانند پودر استخوان، کود، پوست، روده، پشم و مواد کنسانتره و یا علوفه آلوده صورت می‌گیرد.

میکروب شاربن در انسان و حیوان ممکن است از راه خراش‌های پوستی، راه گوارشی و یا از طریق تنفس ایجاد آلودگی نماید. گرچه در بیشتر مواقع طرز ایجاد آلودگی به درستی معلوم نیست اما غالبا تصور می‌‌شود که دام‌ها در نتیجه خوردن غذاها و یا آب‌های آلوده مبتلا می‌شوند و در انسان میکروب بیشتر از راه خراش‌های پوستی وارد بدن می‌شود ولی ندرتا ممکن است از راه مخاط دستگاه تنفس و یا گوارش افراد را مبتلا کند. بنابراین بسته به راه ورود میکروب سه نوع شاربن ایجاد می‌شود: شاربن پوستی، شاربن تنفسی و شاربن گوارشی.
بیماری‌زایی:

باسیلوس آنتراسیس از طریق تولید سم یا زهرابه به میزبان حمله می‌کند. بطور دقیقتر، بیماریزایی باسیلوس آنتراسیس به دو عامل مربوط است: کپسول و زهرابه. به این ترتیب که کپسول، باکتری را در برابر بیگانه خوارها و فاگوسیت‌ها و سایر عوامل دفاع غیرآختصاصی بدن محافظت می‌کند و زهرابه یا توکسین که از سه جزء مهم پروتئینی تشکیل شده است.


بيماري‌ در انسان‌ به‌ شكل‌شديدتري‌ ايجاد گرديده‌ و مرگ‌ ناشي‌از آن‌ غير معمول‌ نيست‌. در انسان‌بيماري‌ به‌ سه‌ شكل‌ اصلي‌ مشاهده‌مي‌گردد (كه‌ بستگي‌ به‌ چگونگي‌ ورودباسيل‌ و جايگزيني‌ آن‌ دارد):


۱ - شاربن‌ جلدي‌ (سياه‌ زخم‌):
حدود ۹۵ تا ۹۸ درصد از مواردبيماري‌ انسان‌ را شامل‌ مي‌گردد.باكتري‌ از طريق‌ بريدگي‌ يا خراش‌ درپوست‌ وارد مي‌شود (در پوست‌ سالم‌قابل‌ نفوذ نيست‌). در طول‌ دوره‌ كمون‌۱ تا ۷ روز (غالبا ۲ تا ۵ روز) عامل‌بيماري‌ رشد و تكثير نموده‌ و توكسين‌(سم‌) توليد مي‌نمايد كه‌ باعث‌ ايجادجوش‌ كوچك‌ رو به‌ پيشرفت‌ مي‌گردد.معمولا اين‌ جراحت‌ قرمز رنگ‌ بوده‌، به‌جوش‌ كورك‌ مانند يا گزش‌ حشره‌شباهت‌ دارد و ممكن‌ است‌ خارش‌ نيزداشته‌ باشد.
با پيشرفت‌ بيماري‌ جراحت‌ اوليه‌تبديل‌ به‌ تاول‌ مملو از مايع‌ مي‌گردد.تاولهاي‌ ديگري‌ نيز ممكن‌ است‌ درنزديك‌ جراحت‌ اوليه‌ ظاهر شود. مايع‌تاولي‌ كه‌ در ابتدا روشن‌ بوده‌ به‌ رنگ‌تيره‌ و سياه‌ متمايل‌ به‌ آبي‌ در مي‌آيد.هنگامي‌ كه‌ تاول‌ پاره‌ شود، نكروز درمركز جراحت‌ شروع‌ شده‌ و به‌ اسكار*سياه‌ تبديل‌ مي‌گردد. جراحت‌ معمولابدون‌ درد مي‌باشد مگر اينكه‌ تحت‌فشار قرار گيرد.
همزمان‌ با تشكيل‌ اسكار ممكن‌است‌ علايم‌ عمومي‌ خفيفي‌ شامل‌بي‌قراري‌ و بالارفتن‌ درجه‌ حرارت‌ بدن‌بروز نمايد.
شايعترين‌ محل‌ عفونت‌ شاربن‌جلدي‌، سر و ساعد است‌.
۱ - شاربن‌ مننژي‌: ممكن‌ است‌ به‌دنبال‌ اشكال‌ ديگر بيماري‌ بويژه‌ شكل‌جلدي‌ اوليه‌ عفونت‌ اتفاق‌ افتد. اين‌شكل‌ عفونت‌ تقريبا در ۵ درصدمبتلايان‌ به‌ شاربن‌ جلدي‌ گزارش‌ شده‌است‌. در اين‌ شكل‌ از بيماري‌ بدون‌توجه‌ به‌ درمان‌ ميزان‌ مرگ‌ و مير ۱۰۰درصد است‌.
۲ - شاربن‌ تنفسي‌: استنشاق‌ اسپورهاي‌* زنده‌ وجايگزيني‌ آنها در آلوئل‌*هاي‌(بافت‌هاي‌) ريوي‌ منجر به‌ ايجادشاربن‌ تنفسي‌ مي‌گردد. اسپورها بعد ازانتقال‌ به‌ غدد لنفاوي‌ رشد كرده‌، تكثيرپيدا مي‌كنند و توكسين‌ توليد مي‌نمايند.
توكسين‌ و باكتري‌ از طريق‌ مجاري‌لنفاوي‌ وارد جريان‌ خون‌ شده‌ توكسمي‌و باكتريمي‌ سريعا كشنده‌ را باعث‌مي‌شوند.
۳ - شاربن‌ گوارشي‌ : شاربن‌ گوارشي‌ در نتيجه‌ مصرف‌بافت‌ آلوده‌ حيوانات‌ تلف‌ شده‌ ازشاربن‌ به‌ وجود مي‌آيد.
علايم‌ بيماري‌ شاربن‌ گوارشي‌ به‌فاصله‌ ۲ تا ۵ روز پس‌ از مصرف‌گوشت‌ آلوده‌ تظاهر مي‌يابد. علايم‌ اوليه‌تهوع‌، استفراغ‌، بي‌ اشتهايي‌، تب‌، دردشكم‌ و گاهي‌ اوقات‌ اسهال‌ خوني‌مي‌باشد.سیاه زخم جلدی در پوست انسان سیاه‌زخم پوستی:معمولا در مناطقی از پوست دست و بازو که بیشتر در معرض تماس با آلودگی هستند روی می‌دهد (پوست صورت و گردن هم با شیوع کمتری گرفتار می‌شوند).

علائم:

ضایعه معمولا با ایجاد جوش بی‌درد در محل ورود میکروب آغاز می‌شود که به سرعت گسترش می‌یابد و به قرحه‌ای که اطراف آن را طاول‌های کوچک احاطه کرده‌اند منجر می‌شود و به نکروز قرمز تیره و سیاه رنگی تبدیل می‌شود (در مرکز زخم یک اثر و جاماندگی از زخم سیاه رنگ بوجود می‌آید). این ضایعه قطر ۱ تا ۳ سانتیمتری داشته و به آن پوسچول بدخیم (malignant pustule) می‌گویند. در اثر زهرابه میکروب خیز و ادم وسیع، بزرگ شدن عقده‌های لنفاوی (لنفادنوپاتی)، تب، بی‌حالی و نیز سر درد هم ممکن است دیده شود. بیماری در اکثر موارد خودبخود محدود شده و بهبودی حاصل می‌‌شود ‌اما موارد درمان نشده می‌تواند به باکتریمی Bacteremia یا وجود باکتری در گردش خون، مننژیت و مرگ منجر شود و این تلفات در اینگونه افراد حدود ۲۰% است. این بیماری در مناطق استوایی شایع‌تر است.

سیاه‌زخم تنفسی یا ریوی:

در انسان که بیماری پشم ریسان هم خوانده می‌شود در اثر استنشاق اسپورها ایجاد می‌گردد که در ابتدا آثاری شبیه به سرماخوردگی دارد ولی بزودی به بیماری شدید ریوی و پنومونی تهدید کننده تبدیل می‌شود. میزان تلفات در این شکل بیماری حتی افرادیکه تحت درمان دقیق قرار می‌گیرند زیاد است چون زمانی به بیماری مظنون می‌شوند که جراحات قابل ترمیم نیست.

علائم:

تب، سرفه‌ی خشک، احساس ناراحتی در پشت جناغ سینه و نهایتا تنگی نفس حاد، تعریق و سیانوز. پرده جنب ریه هم درگیر می‌شود و پس از آن تجمع مایع خونی در فضای پلور ( فضای بین دو پرده جنب) روی می‌دهد. بیماری به سرعت پیشرفت می کند و در عرض ۲۴ تا ۳۶ ساعت شوک، افت دمای بدن و مرگ رخ می‌دهد.

سیاه‌زخم گوارشی:

در اثر مصرف گوشت آلوده ایجاد می‌شود.

علائم:

بصورت یک التهاب دستگاه گوارش (گاستروانتریت) حاد تظاهر می‌یابد. تب شدید، نفخ شکم، دل‌درد و همچنین استفراغ خونی و اسهال خونی هم ممکن است دیده شود و نهایتا به مرگ منجر می‌شود.

تشخیص:

تهیه گسترش و دیدن باسیل‌های گرم مثبت و بزرگ که بصورت زنجیره‌ای قرار گرفته‌اند. اسپورها معمولا در گستره‌های بدست آمده از ترشح زخم دیده نمی‌شود. آزمایشات سرولوژی مفید نیستند.
علايم‌بيماري‌درحيوانات‌:
علايم‌ اين‌ بيماري‌ در حيوانات‌ممكن‌ است‌ به‌ سرعت‌ اتفاق‌ بيفتد;حيوان‌ ممكن‌ است‌ دچار لرزش‌عضلاني‌، تنگي‌ نفس‌ و پرخوني‌ مخاطگردد و به‌ فاصله‌ كوتاهي‌ اين‌ علايم‌ باكلاپس‌* و سپس‌ مرگ‌ خاتمه‌ يابد.همچنين‌ به‌ دنبال‌ تلف‌ شدن‌ حيوان‌ترشح‌ خون‌ از منافذ طبيعي‌ بدن‌ شامل‌:مقعد، واژن‌، بيني‌، دهان‌ و حتي‌ ازچشم‌ها و گوش‌ها جاري‌ مي‌گردد.
از علل‌ خونريزي‌ آزادشدن‌توكسين‌ (سم‌) از ارگانيسم‌ و ممانعت‌ ازانعقاد خون‌ مي‌باشد.
در شكل‌ حاد بيماري‌ ممكن‌ است‌نشانه‌هايي‌ تا ۴۸ ساعت‌ قبل‌ از مرگ‌حيوان‌ مشاهده‌ گردد كه‌ شامل‌افسردگي‌، بي‌ حالي‌ و سستي‌،بي‌اشتهايي‌، تب‌، تنفس‌ عميق‌ و سريع‌،افزايش‌ ضربان‌ قلب‌، پرخوني‌ پرده‌هاي‌مخاطي‌ و قطع‌ نشخوار مي‌باشد.
در گاو سقط جنين‌ و كاهش‌ مقدارشير نيز مشاهده‌ مي‌شود.
شكل‌ تحت‌ حاد يا مزمن‌: چنانچه‌ باكتري‌ از طريق‌ گوارشي‌ ومصرف‌ مواد آلوده‌ وارد بدن‌ شود،شكل‌ تحت‌ حاد تا مزمن‌ اتفاق‌ مي‌افتد،در گوشتخواران‌ وحشي‌ و اهلي‌ (چون‌سگ‌ و گربه‌) نيز غالبا بيماري‌، مشابه‌خوك‌ تظاهر و عفونت‌ تحت‌ حاد تامزمن‌ را ايجاد مي‌كند.
علايم‌ بيماري‌ در انسان‌:

علائم بیماری بستگی به نحوه تماس انسان با عامل بیماری دارد، ولی معمولاً این علائم در طی مدت ۷ روز ظاهر می شود: در شکل پوستی که شایعترین (در حدود ۹۵ درصد) نوع است عفونت سیاه زخم زمانی اتفاق می افتد که عامل بیماری که معمولاً در پشم ، چرم و موی حیوان (مخصوصاً بز) آلوده وجود دارد، از طریق زخم و یا بریدگی پوستی وارد بدن شود.

شروع عفونت های سیاه زخم شبیه گزش حشرات بوده که با خارش و برآمدگی پوست همراه است . اما طی یک تا دو روز به جراحات تاول گونه و سپس به زخم بدون درد با قطری در حدود ۱ تا ۳ سانتیمتر و با مشخصه نکروز سیاه رنگ در مرکز زخم تبدیل می شود. غدد لنفاوی در نزدیک زخم ممکن است متورم گردند. مرگ و میر پوستی ، در صورت عدم درمان ، حدود ۲۰ درصد است .

چنانچه درمان با آنتی بیوتیک مناسب انجام شود، مرگ و میر به ندرت اتفاق می افتد.

شکل تنفسی با ورود اسپور باکتری از طریق مجاری تنفسی ایجاد می شود. ورود اسپور می تواند اتفاقی (محیط های آلوده ) و یا عمدی باشد. شروع علائم معمولاً شبیه به یک سرماخوردگی است . پس از چند روز علائم پیشرفت کرده و مشکل تنفسی ایجاد شده و در فرد شوک ایجاد می شود.

فرم تنفسی معمولاً منجر به مرگ می شود. فرم گوارشی : ممکن است پس از مصرف گوشت آلوده به عامل سیاه زخم اتفاق بیفتد و علائم آن التهاب حاد دستگاه گوارش است .

علائم اولیه شامل تهوع ، کاهش اشتها، استفراغ ، تب و به دنبال آن دردهای ناحیه شکمی است . استفراغ همراه با خون بوده و اسهال شدید در فرد بیمار مشاهده می شود. در فرم گوارشی میزان مرگ و میر ممکن است بین ۲۵ تا ۶۰ درصد موارد را تشکیل دهد.
اپيدميولوژي‌(همه‌گيري‌شناسي‌):
اساسا شاربن‌ بيماري‌ علف‌خواران‌بوده‌، و از طريق‌ آنها در طبيعت‌ حفظ ونگهداري‌ مي‌گردد. شاربن‌ از نظراپيدميولوژي‌ به‌ صورت‌ شاربن‌ صنعتي‌و كشاورزي‌ مورد توجه‌ است‌.
۱ - شاربن‌ صنعتي‌: در افرادشاغل‌ در مراكز تهيه‌ و توليدموادحيواني‌ يا محصولات‌ آنها (كه‌ممكن‌ است‌ در نتيجه‌ حيوانات‌ تلف‌شده‌ از بيماري‌ آلوده‌ شده‌ باشند) اتفاق‌مي‌افتد. متداولترين‌ منشأ شاربن‌صنعتي‌ پوست‌ يا چرم‌ و پشم‌ يا موي‌گوسفند و بز، پودر استخوان‌، خون‌ وگوشت‌ مي‌باشد.
۲ - شاربن‌ كشاورزي‌: درافرادي‌ كه‌ در تماس‌ با حيوان‌ آلوده‌هستند مانند دامدارن‌، دامپزشكان‌،چوپانان‌، كاركنان‌ آزمايشگاهها و به‌احتمال‌ قوي‌ كشاورزان‌ اتفاق‌ مي‌افتد.


پيشگيري‌ و كنترل‌:

یکی از راههای پیشگیری ، استفاده از واکسن است که در ایران تنها برای دامها استفاده می شود. لازم به ذکر است واکسن نوع حیوانی نباید برای انسان مورد استفاده قرار گیرد. در حال حاضر کشور آمریکا به علت شیوع این بیماری از واکسن انسانی علیه آن استفاده می کند. در صورتی که لباس و وسایل به عامل سیاه زخم آلوده شود، باید آنها را سوزاند. سطوح آلوده را می توان با استفاده از فرمالدئید ۱۰ درصد در آب و محلول کلروپراکسید هیدروژن ۳ درصد ضدعفونی کرد. در صورت آلودگی موها و بدن ، آنها را باید با شامپو و مواد شوینده کاملاً شستشو داد. برای درمان سیاه زخم پنی سیلین ، تتراسیکلین و فلوروکونیلون (سیپرو) تجویز می شود که می بایست حداقل ۲۴ ساعت قبل از شروع سپتی سمی داده شود. درمان آنتی بیوتیکی می تواند در کاهش ضایعات فرم پوستی بیماری سیاه زخم مؤثر باشد. در سیاه زخم تنفسی پس از ظهور علائم بیماری ، درمان تقریباً بی نتیجه است . تحقیقات انجام شده نشان می دهد، درمان میمون هایی که بلافاصله یک روز پس از تماس با اسپور این باکتری آنتی بیوتیک دریافت کرده اند، موفقیت آمیز بوده است .

انجام‌ روشهاي‌ پيشگيري‌ به‌منظور كاهش‌ اشاعه‌ باسيلوس‌آنتراسيس‌ از لاشه‌ آلوده‌ شامل‌:
۱ - عدم‌ اجراي‌ كالبد شكافي‌حيوان‌ تلف‌ شده‌ مظنون‌ به‌ شاربن‌
۲ - سوزاندن‌ يا مدفون‌ ساختن‌عميق‌ لاشه‌هاي‌ مشكوك‌ و پوشاندن‌ آن‌با لايه‌اي‌ از آهك‌ زنده‌.
۳ - واكسيناسيون‌ تمامي‌ حيوانات‌حساس‌ و جداسازي‌ حيواناتي‌ كه‌ علايم‌بيماري‌ را نشان‌ مي‌دهند و درمان‌ آنهابا آنتي‌بيوتيك‌. (معمولا حيوانات‌ به‌مدت‌ ۲۱ روز بعد از آخرين‌ موردتلفات‌ ناشي‌ از شاربن‌ قرنطينه‌ شده‌ وبه‌ فاصله‌ ۲۴ روز پس‌ از واكسيناسيون‌با واكسنهاي‌ اسپور زنده‌ نبايستي‌ به‌كشتارگاه‌ اعزام‌ شوند).
۴ - ضدعفوني‌ كليه‌ فرآورده‌هاي‌دامي‌ مثل‌ پوست‌، پشم‌ و استخوان‌حيوانات‌ مشكوك‌.
۵ - رعايت‌ مسايل‌ بهداشتي‌ محيطكار و انجام‌ اقدامات‌ حفاظتي‌ جهت‌كارگراني‌ كه‌ با وسايل‌ و مواد مشكوك‌و آلوده‌ سر و كار دارند.
۶ - رعايت‌ اقدامات‌ احتياطي‌ دركشتارگاه‌.
درمان‌:
در درمان‌ افراد مبتلا به‌ شاربن‌اهداف‌ زير مورد نظر مي‌باشد:
۱ - از بين‌ بردن‌ باكتري‌ در حداكثرسرعت‌ ممكن‌.
۲ - خنثي‌ ساختن‌ توكسين‌ باكتري‌
با داروهاي‌ پني‌ سيلين‌،تتراسايكلين‌ها، اريترومايسين‌،كلرامفنيكل‌ به‌ طور موفقيت‌آميزي‌ دردرمان‌ شاربن‌ مورد استفاده‌ قرار گرفته‌است‌.

ليشمانيوز -قسمت پنجم

روش درمان
تركيبات آنتيموان پنج ظرفيتي ( گلوكانتيم و پنتوستام ) : كه بدوشكل تزريق موضعي و تزريق سيستميك قابل استفاده است .
تزريق موضعي در موارد زير انديكاسيون دارد.
تعداد ضايعات محدود ( ۲ –۳ ) عدد در نزديكي ارگانهاي حياتي نباشد.

روش تزريق
تزريق معمولاً در چهار نقطه داخل زخم صورت مي گيرد تا زمانيكه رنگ محل تزريق ضايعه متمايل به سفيد گردد.

مقدار تزريق


بستگي به اندازه ضايعه داشته و فواصل درمان هفته اي يكبار مي باشد . درمان ياد شده تا بهبودي كامل ضايعه توصيه مي گردد.

تزريق سيستميك


درموارد زير توصيه مي شود:
- تعداد ضايعات متعدد و السراتيو باشد ( از ۳ ضايعه بيشتر)
- همراه با لنفادنوپاتي مجاور ضايعه فرم اسپيروتريكوئيد باشد.
- بيمار قادر يا مايل به پذيرش تزريق داخل ضايعه نباشد.
- موارد A.C.L با عامل L.Tropica درايران جهت پيشگيري ازاپيدمي با هر تعداد و فرم ضايعه بايد درمان شود.
- در خواست بيمار جهت معالجه بعد از توضيحات علمي توسط پزشك معالج
- توصيه مي شود در صورت وجود بيماريهاي كبد ، قلبي و كليوي درمان تحت نظر متخصص پوست انجام شود.
- تزريق در خانم هاي حامله كاربرد ندارد و توصيه مي شود از روش هاي ديگر درماني با مراجعه به متخصصين پوست استفاده شود. مقدار دارو و طول درمان
۲۰ ميلي گرم آنتيموان بازاء كيلوگرم وزن بدن (۲۰ mg/kg sb +۵ ) روزانه دريك نوبت تزريق عضلاني كه بهتر است بصورت منقسم در دوناحيه ( دو باسن ۹ تزريق گردد . بمدت ۱۰ – ۱۴ روز و در صورت نياز پس از حداقل يكماه مجدداً رژيم درماني تكرار گردد.
درصورت عدم پاسخ تا دو دوره درماني ارجاع بيمار به پزشك متخصص پوست توصيه مي شود. درصورت عود يا مقاومت انگل به درمان گلوكانتيم تنها بايد در دور دوم درمان ، آمپول گلوكانتيم + قرص آلوپورنيول ۰ ۲۰ ميلي گرم پاركيلو ) تجويز شود .
درصورت وجود عفونت باكتريائي ثانويه توصيه مي شود از مراقبتهاي موضعي ( پانسمان – نظافت زخم ) و آنتي بيوتيك مناسب سيستميك استفاده نمود.
چنانچه دربيماران سنگين وزن ، بيش از ۲ آمپول گلوكانتيم روزانه لازم باشد در دو دوز منقسم ( صبح و شب ) تزريقات انجام شود.
توصيه مي شود از دستكاري زخم اكيداً خود داري شود.
رژيم هاي درماني ديگري هم وجود دارند كه در صورت نياز بايستي توسط متخصصين پوست تجويز گردند.
درصورت بروز هرگونه واكنش در محل تزريق ( قرمزي . گرمي ، درد ، تورم ) و علائم سيستميك ( شكايتهاي قلبي ، يرقان ، مشكلات ادراري ) درمان قطع و بيمار به پزشك متخصص ارجاع گردد.

ليشمانيوز -قسمت چهارم

درمان ليشما نيوز
الف – ليشمانيوز احشائي يا كالا آزار
براي درمان شكل هاي ليشمانيوز بجز نوع منتشر آن Diffuse Cutaneous Leishmaniasis تركيبات آنتيموان پنج ظرفيتي جهت استفاده موضعي و عمومي پيشنهاد مي شوند . بمنظور اجتناب از عود بيماري ، تقليل هزينه درمان ، پيدايش مقاومت داروئي بايستي داروئي مناسب بمقدار لازم ودر فاصله زماني متناسب تجويز گردد . اگر چه آنتيموان پنج ظرفيتي بعنوان داروي خط اول درمان بيماري پذيرفته شده است ولي تفاوتهاي فراواني در نحوه بكار بردن آن اعمال مي شود.
دو داروي آنتيموان پنج ظرفيتي دردسترس مي باشند.مگلومين آنتيموانات (گلوكانتيم) وسديم استيبوگلوكونات ( پنتوستام ) ، كه اين دو دارو از نظر شيميايي مشابه بوده و تصور مي شود كه مدت اثر بخشي و سميت آنان در درمان ليشمانيوز احشايــي به مقـــدار آنتيموان مـوجـود در دارو بستگي داشته باشد محلـــول مگلومـــين آنتيموانات تقريبـاً + ۸۵ mg/ml ) ۸.۵% sb۵) آنتيموان داشته در حاليكه ميزان آنتيموان ( Sb ۵+ ) موجود درپنتوستام درحدود (۱۰۰mg/ml) ۱۰% Sb ۵+ مي باشد
گلوكانتيم دركشورهاي فرانسه زبان و آمريكاي لاتين و پنتوستام در كشورهاي انگليسي زبان و آمريكا مصرف مي شوند . درايران تاكنون گلوكانتيم مصرف شده ودزاژ توصيه شده داروي فوق برپايه ميزان آنتيموان پنج ظرفيتي موجود بوده ودر كالا آزار عبارتست از ۲۰ ميلي گرم آنتيموان براي هركيلو گرم وزن بدن روزانه بمدت بيست روز.
بيمارا نيكه بيماري در آنان باقي مانده و احتياج به درمان طولاني تري دارند بايستي مدت بيشتري در مان شوند . عدم پاسخ درماني اوليه كه بصورت عدم پاسخ كلينيكي به درمان اوليه با آنتيموان مي باشد در بيشتر مناطق بين ۲۰% تا ۸% است .
بيمارانيكه به درمان با آنتيموان در دوره اول جواب مناسب درماني نمي دهند ممكنست در دوره دوم يا حتي دوره سوم پاسخ مناسبي بدهند . آنتيموان در اين دوره مي تواند بدون سميت تا ۳۰ روز تجويز شود . درمان موفقيت آميز با دوره طولاني تري ( ۱۲۰ روزه) درمورد PKDL ( ليشمانيوز پوستي بعد از كالا آزار ) از هندوستان گزارش گرديده است .
طول دوره درمان در يك منطقه آندميك با نقاط ديگر متفاوت بوده ولي در تمام موارد درمان بايد حداقـــل ۲ هفته پس ازمنفي شدن آزمايش انگلي خون ادامه يابد.
تزريق داخل وريدي پنتوستام بايد به آرامي ( بيش از ۵ دقيقه ) و با استفاده از وزن مناسب صورت گيرد تا از احتمال بروز هرگونه ترومبوز جلوگيري شود . درمان بايد تحت نظر كادر پزشكي صورت گيرد.
درمان با تركيبات آنتيموان معمولاً خوب تحمل مي شود ولي اگر عوارض جانبي جدي بروز كند ( عوارض كبدي وقلبي ) مي توان موقتاً درمان را متوقف كرد . اگر عود بيماري اتفاق افتد بيماران بايد نخست با تركيبات آنتيموان تحت درمان قرارگيرند ودر صورت رضايت بخش نبودن پاسخ درماني اتتخاب دوم داروهاي آمفوتريسين B وپنتاسيدين خواهند بود.

آمفوتريسين B :
روزانه يا هفته اي سه بار بصورت تزريق داخل وريدي و آنفوزيون داخل دكستروز ۵% طي ۴ ساعت تجويز مي شود در شروع با دز اوليه ۱۰ – ۵ ميلي گرم كه بتدريج افزايش يافته ودر هر نوبت بميزان ۱۰-۵ ميلي به آن افزوده مي شود تا زمانيكه به دز ۵/۰ تا يك ميلي گرم در كيلوگرم از وزن بدن برسد . درمان بايد تا زمانيكه دز كامل يعني ۳-۱ گرم داده شود ادامه يابد . طول دوره درمان بستگي به پاسخ درماني بيمار دارد . عود بيماري يا فقدان پاسخ درماني مناسب در ۸% - ۲% موارد اتفاق مي افتد بعلت سميت دارو براي كليه وقلب درمان بايد هميشه در بيمارستان صورت گيرد.

ب ) دستورالعمل درمان ليشمانيوز جلدي ( سالك )

درمان بيماري سالك در مواد زير توصيه مي شود.
۱- كساني كه ضايعات زخمي بزرگ تر از ۳ سانتيمتر دارند
۲- كساني كه ضايعات متعدد اولسراتيو دارند
۳- ضايعات مناطق باز بدن ( صورت – پشت دست - پشت پا ) محل ضايعه درسه سانتيمتري ارگان هاي حياتي مانند چشم – گوش و دهان باشد.
درساير موارد پيشنهاد مي شود كه درمان صورت نگرفته و جهت پيشگيري از گزش مجدد و انتقال به ديگران وهم چنين پيشگيري از ايجاد احتمالي عفونت ثانويه ، با گاز استريل پانسمان گردد.

ليشمانيوز -قسمت سوم

۲-شکل مرطوب :
این شکل نیز دارای همان چهار مرحله سالک خشک می باشد ولی تظاهرات بالینی آن تفاوتهایی به شرح ذيل دارند:
پس از طی دوره کمون چند هفته تا چند ماه ضایعه بصورت جوش همراه با التهاب حاد ظاهر می شود .پس از دو هفته زخمی شده که بسرعت بزرگ و دور آن پرخون می شود. زیر لبه زخم خالی است و لبه زخم دارای تفاریس و چرک زیاد است . جوش خوردن زخم از وسط و اطراف همزمان اتفاق می افتد و بطور معمول زخم ظرف مدت ۶-۴ ماه پس از شروع آن به کلی خوب می شود و به ندرت در حالتهای عادی بیش از ۸ ماه طول می کشد.
علائم بالینی در کالاآزار :
استقرار بیماری معمولا مخفیانه و بدون علائم مشخصی صورت می گیرد و به کندی پیشرفت می کند . تظاهرات آن با تب نامنظم و مواج تا ۴۰ درجه سانتیگراد با بیقراری ، درد ناحیه طحال ، سرفه و کم شدن وزن بدن، بزرگی طحال و کبد و در نتیجه بزرگ شدن شکم بیمار ، کم خونی و کم شدن تعداد عناصر سلولهای خونی (گلبولهای قرمز، سفید و پلاکت ها ) ورم صورت و دستها و پاها دیده می شود.
در مواردی رنگ پوست بیمار برنزه و تیره می شود که برخی دلیل نامگذاری بیماری را به مرض سیاه (کالاآزار) بهمین دلیل می دانند و برخی نیز به دلیل مرگ و میر زیاد بر اثر این بیماری نام بیماری سیاه به آن داده اند. از بین رفتن سلولهای بیگانه خوار بدن و کاهش قوای دفاعی سبب آمادگی برای پذیرش سایر عفونت ها شده و اگر تشخیص و درمان بموقع انجام نگیرد موجب مرگ بیمار می گردد.
بطور کلی تشخیص بیماری لیشمانیوز جلدی و احشایی براساس آخرین مصوبه کمیته کشوری در انواع مظنون ، محتمل و قطعی بشرح زیر است:

لیشمانیوز جلدی
- تشخیص مظنون (Suspected) :
وجود پاپول یا زخم پوستی بیشتر در نقاط باز بدن در منطقه آندمیک که بیش از ۱۰ روز طول کشیده باشد.
- تشخیص محتمل (Probable):
وجود پاپول یا زخم پوستی که بتدریج افزایش اندازه یافته ، اولسر آن گاه سطحی و برآمده است و گاه بصورت زخم های عمیق و چرکی با کناره های قرمز رنگ می باشد.
- تشخیص قطعی (Definite):
دیدن انگل در گسترش تهیه شده از ضایعه پوستی (اسمیر یا کشت)

لیشمانیوز احشایی (کالاآزار )
- تشخیص مظنون (Suspecred):
بروز علام کلینیکی بصورت بیماری تحت حاد با علائمی نظیر تب ، هپاتومگالی ، اسپلنومگالی ، کاهش وزن ، کم خونی ، تغییر رنگ پوست.
- تشخیص محتمل (Probable):
علائم بالینی همراه با آزمایش IPA DAT مثبت
- تشخیص قطعی : (Definite)
دیدن انگل در گسترش تهیه شده از بافتها (طحال ، مغز استخوان و غدد لنفاوی) و یا بدست آوردن آن در محیط کشت
تشخیص بیماری
تشخیص لیشمانیوز جلدی:
تشخیص بالینی سالک وقتی به اثبات می رسد که میکروارگانیسم در اسمیر رنگ آمیزی شده مایع حاصل از ضایعات جلدی و یا کشت دیده شود و یا در آزمایش بافت شناسی در بافت رنگ آمیزی شده مشاهده گردد.
معیارهای تشخیص آزمایشگاهی :
۱- آزمایشات انگل شناسی مثبت (اسمیر یا کشت از زخم )
۲- آزمایشات سرولوژی مثبت (IFA,ELIZA) فقط برای لیشمانیوز مخاطی
(M.C.L)
تشخیص کالا آزار :
باتوجه به اینکه کالا آزار در ایران اغلب در بچه ها دیده می شود و از علائم ظاهری آن تبهای نامنظم ، بزرگی طحال و کبد و در نتیجه بزرگ شدن شکم ، کم خونی و ضعف و لاغری است موارد مشکوک را می توان جهت تشخیص قطعی به پزشک مرکز درمانی و یا متخصص جهت انجام آزمایشات معرفی نمود.
معیارهای تشخیص آزمایشگاهی :
۱- مثبت بودن آزمایشات انگل شناسی (تهیه گسترش از مغز و استخوان – طحال – کبد – غدد لنفاوی – خون ) و کشت ازبیوپسی یا مواد آسپیره شده از اعضاء
۲- مثبت آزمایشات سرولوژی (DAT,ELIZA, IFA) تهیه نمونه خون برای انجام تستهای سرولوژی بسادگی امکان پذیر است.
میتوان نمونه خود را در لوله های باریک هپارتیه از نوک انگشت بیمار پس از ضد عفونی کردن انگشت با الکل و سوراخ کردن آن با تیغه نوک تیز استریل یا لانست یکبار مصرف تهیه کرد. پلاسمای آن را بوسیله سانتریفوژ کردن جدا نمود یا با تماس دادن کاغذ صافی آزمایشگاهی با خون روی انگشت بیمار مقداری از خون را بصورت یک لکه یکنواخت بقطر حدود یک سانتیمتر جذب کاغذ کرده و پس از خشک شدن مورد آزمایش آگلوتیناسیون مستقیم که انجام آن را در آزمایشگاههای کوچک و دور افتاده با تجهیزات ساده و دور افتاده عملی است قرار داد

ليشمانيوز -قسمت دوم

مخزن بیماری لیشمانیوز جلدی در ایران

لیشمانیوز جلدی به دو گونه است . نوع شهری یا خشک (Anthroponotic) در این نوع مخزن بیماری انسان بوده ولی سگ هم بطور اتفاقی به بیماری مبتلا می گردد.
در لیشمانیوز جلدی نوع روستایی یا مرطوب (Zoonotic) مخزن بیماری عمدتاً جوندگان بوده که مهمترین آنان در ایران رومبومیس اوپیموس (در اصفهان) از خانواده ژربیل ها مي باشد جوندگان دیگری نیز بعنوان مخزن لیشمانیوز جلدی نوع روستایی در ایران مورد بررسی و تائید قرار گرفته اند که از آنجمله مریونس لیبیکوس در شهرستان نطنز استان اصفهان مریونس هوریانه در سیستان و بلوچستان و تاتراایندیکا (Tatera indica) درخوزستان.

راههای سرایت بیماری و سیکل زند گی انگل
زندگی انگل دارای دو مرحله است یک مرحله لیشمانیانی و دیگری مرحله لپتومونائی در مرحله لیشمانیائی که به آن آماستیگوت می گویند انگل بصورت ارگانیسم فاقد تاژک با بدن گرد یا بیضوی و گاهی دوکی شکل است که در داخل سلول های بیگانه خوار (ماکروفاژ) پستانداران وجود دارد و اجسام لیشمن نامیده می شود.
در مرحله لپتومونائی که به آن پروماستیگوت نیز می گویند از تغییر شکل حالت لیشمانیائی بوجود می آید، در این شکل انگل تاژکی د رقسمت قدامی خود دارد که این شکل انگل در دستگاه گوارش پشه خاکی و هم چنین در داخل محیط کشت دیده می شود. انگل در فرم آماسیتگوت در بدن میزبان مهره دار مثل انسان و حیوان قرار دارد و اغلب در داخل ماکروفاژها (سلولهای بیگانه خوار ) زندگی می کند. پشه خاکی جنس ماده خونخوار است. و با مکیدن خون ، آماستیگوت را می بلعد و در دستگاه گوارش به مرحله پروماستیگوت تبدیل می نماید. این فرم ارگانیسم با تقسیم بندی غیر جنسی دوتایی زیاد می شود و بعد از گذشتن ۵ الی ۲۰ روز تعداد آنها زیاد شده بطوریکه در سالک با نیش زدن پشه خاکی ماده آلوده ، این انگل به انسان سالم منتقل شده و باعث بروز زخم سالک می گردد.



بطور کلی سالک بوسیله انواع پشه خاکی های آلوده به سه طریق زیر بوجود می آید:
۱- انسان به انسان
۲- حیوان به حیوان
۳- حیوان به انسان و بالعکس
و در کالاآزار محل استقرار انگلها در سلولهای بیگانه خوار سیستم رتیکولوآندتلیال ، بافت طحال ، کبد، مغز استخوان ، غدد لنفاوی وسایربافت ها است و ممکن است در منوسیتهای خون نیز دیده شوند. در موقع خون خوردن پشه خاکی از میزبان مهره دار آلوده اشکال لیشمانیایی وارد لوله گوارش پشه شده و در آنجا بشکل لپتومونايی(تاژکدار) در می آید در قسمت میانی معده پشه تکثیر شده و درموقع خونخواری از انسان سالم بهمراه بزاق وارد بدن میزبان مهره دار می شود. در بدن انسان تاژک خود را از دست داده در سلولهای بیگانه خوار بدن انتشار می یابند. راههای دیگر انتقال ممکن است تماس جنسی، انتقال خون، مادرزادی از طریق جفت و یا آلودگی مخاط چشم و یا زخمهای باز با مواد آلوده مانند ترشح زخم یا مخاط بینی انسان و یا حیوان مبتلا به لیشمانیوز احشایی باشد. حیوانات گوشتخوار ممکن است با خوردن لاشه حیوان آلوده مبتلا شوند.

دوره کمون:
درسالک بسته به نوع بیماری متفاوت است . در لیشمانیوز جلدی نوع مرطوب (روستایی) دوره کمون کوتاهتر (۴-۱) هفته ولی در لیشمانیوز جلدی نوع خشک (شهری ) این دوره طولانی تر و بطور معمول (۲ تا ۸ ماه ) گاهی ۲-۱ سال می باشد.
در لیشمانیوز احشایی (کالاآزار) نیز این دوره از چند هفته تا چند ماه و گاهی تا یکسال می باشد.

علائم بیماری در سالک:
ضایعات سالک ممکن است به یکی از اشکال زیر دیده شود:
۱) شکل خشک
۲) شکل مرطوب
۳) اشکال غیر معمول
۴) شکل مزمن
۵) شکل لوپوئید یا عود کننده
۶) ضایعات ناشی از مایه کوبی
که در این نوشته فقط به ذکر انوع خشک و مرطوب آن می پردازیم .

۱- شکل خشک
این شکل بیماری دارای ۴ مرحله پاپول بی درد، مرحله زخم و دلمه ، شروع بهبودی ، بهبودی کامل و به جای ماندن جوشگاه (جای زخم یا اسکار) می باشد.
پس از گذشت دوره کمون در محل گزش پشه پاپول سرخ رنگي ظاهر می شود این پاپول نرم و بی درد است و در اثر فشار محو نمی شود. گاه خارش مختصری دارد. پس از گذشت چند هفته یا چند ماه پاپول فعال شده ، ضایعه بزرگتر شده و اطراف آن را هاله قرمز رنگی فرا میگیرد. و کم کم بر اثر تجمع سلول ها در آن قطعه ضایعه سفت می شود. پس از گذشت ۲ تا ۳ ماه پاپول بصورت دانه ای سرخ و برجسته با سطحی صاف و شفاف و قوامی نرم در می آید. در این هنگام گاه در روی آن فرورفتگی به عمق یک میلیمتر که ته آن پوسته پوسته است دیده می شود. به تدریج سطح این دانه نرم می شود و مایع سروزي ترشح می کند و بالاخره ضایعه بصورت زخمی باز در می آید . زخم حدودی مشخص و حاشیه ای نامنظم و برجسته دارد که روی آن را دلمه ای کثیف و قهوه ای رنگ پوشانده است.
اگر دلمه کنده شود کف زخم فرو رفته است اطراف زخم دارای هاله ای صورتی رنگ كه در مقایسه با بافتهای اطراف و زیر آن سفت به نظر می رسد. ضایعه بی درد و گاهی دارای خارش خفیف است. هرچه تعداد ضایعات بیشتر باشد اندازه زخمها کوچکتر و بهبودی آنها سریعتر است . بهبودی زخم بتدریج از مرکز زخم شروع شده و دلمه شروع به خشک شدن می کند . و پس از گذشت ۱۲-۶ ماه و گاه بیشتر ضایعه کاملا بهبود می یابد و اثر آن به صورت جوشگاهی فرورفته با حدودی کاملا مشخص و حاشیه ای نامنظم باقی می ماند.

ليشمانيوز -قسمت اول

مقدمه :


بیماری لیشمانیوز در مناطق گرمسیری آمریکا، آفریقا، شبه قاره هند و در نواحی نیمه گرمسیری آسیای جنوب غربی و ناحیه مدیترانه آندمیک می باشد. این اختلال شامل گروهی از بیماریها با تظاهرات بالینی و عواقب بهداشتی بسیار متنوع است (از ضایعات بد شکل خودبخود بهبود یابنده در تعداد اندکی از افراد تا اپیدمی های شدید با میزان مرگ و میر بالا) تعداد افراد آلوده در دنیا دوازده میلیون نفر تخمین زده می شود. و ۳۵۰ میلیون نفر در مناطقی زندگی می کنند که احتمال ابتلاء به بیماری وجود دارد. ۳ میلیون نفر از اشکال مختلف بیماری رنج می برند.


تعداد موارد جدید در هر سال ۵/۱ میلیون نفر می باشد که از این تعداد ، پانصد هزار مورد (۰۰۰/۵۰۰) مبتلا به لیشمانیوز احشایی هستند. این تخمین ها مواردی را كه بعلت عدم گزارش بسیاری از موارد جدید بیماری (در مناطق روستایی ) یا عدم الزام گزارش این موارد در بسیاری از کشورهای آندمیک در نظر آورده نمی شوند، نیز بحساب می آورند. لیشمانیوز احشایی اپیدمی های وسیع ایجاد می کند و تعداد بیماران در سالیان مختلف بسیار متنوع است. در طول سال ۱۹۹۱ ، اپیدمی های وسیعی در هندوستان بوقوع پیوست. تعداد بیماران در هند به تنهایی حدود ۰۰۰/۲۵۰ نفر بوده است. از آنجا که میزان کشندگی بیماری در موارد تشخیص داده و درمان شده بین ۵ تا ۱۰ درصد (در سودان تا ۱۴%) و در موارد درمان نشده ۱۰۰% می باشد، تخمین می زنند که لیشمانیوز احشایی ۰۰۰/۷۵ نفر را در سال ۱۹۹۱ به هلاکت رسانده باشد. ابتلاء به لیشمانیوز پوستی از شدت کمتری برخوردار می باشد. ولی در مناطق آندمیک ناراحتی فراوانی را ایجاد می نماید. (حداقل به خاطر جنبه روانی و اجتماعی و ظاهر زننده ای که بیماری ایجاد می کند). اهمیت این مسئله نزد مردم در مناطق آندمیک از آنجا مشخص می شود که در این مناطق به روش قدیمی لیشمانیزاسیون روی می آورند . این روش شامل ایجاد عفونت عمومی و مخاطره آمیز بالیشمانیا به منظور القای ایمنی تمام عمر نسبت به آن و به قیمت بروز یک زخم و ضایعه در مناطقی از بدن است که کمتر در معرض برخورد با عامل بیماری قرار دارند.


اهمیت مراقبت در بیماری لیشمانیوزها :مراقبت این بیماری باتوجه به پیچیدگی اپیدمیولوژیک در حلقه انتقال این بیماری (وجود مخازن و ناقلین گوناگون) از اهمیت بسیار بالایی برخوردار می باشد چه با تجهیز شبکه مراقبتی کارآمد و آگاهی سریع ازوقوع موارد علی الخصوص در نقاط عاری از بیماری میتوان فرصت کافی جهت آگاهی از وضعیت ناقلین ، مخازن ، طبقه بندی نوع بیماری که از الزامات اولیه تعیین راه صحیح مبارزه با بیماری است و همچنین در مورد نوع احشايی درمان به موقع و پیشگیری از مرگ و میر فراوان بیماری نقش موثری در مهار بیماری ایفاء نمود. اساس مراقبت صحیح در مورد هر بیماری تعیین تعاریف مشخص جهت گزارش بیماری به سطوح مختلف می باشد که در صفحات بعد به آن خواهیم پرداخت .

عامل بیماری :
یک انگل تک یاخته ای از جنس لیشمانیا (Leishmania) است که انواع مختلفی دارد. بعضی از آنها در انسان ایجاد بیماریهایی بنام لیشمانیوز می کند. لیشمانیوز جلدی یا سالک بوسیله لیشمانیاتروبیکا (L.Tropica) و لیشمانیا ماژور(L.Major) ایجاد می شود که زخم پوستی خوش خیمی می باشد و در اغلب نقاط ایران دیده می شود.
لیشمانیا دونووانی (L.donovani) با لیشمانیااینفانتوم(L.infantum) عامل بیماری کالاآزار و یا لیشمانیوز احشایی است.
انگل لیشمانیا جزو تک یاخته های تاژک دار است. در بدن میزبان مهره دار از جمله انسان در داخل سلولهای بیگانه خوار بافتها بشکل گرد یا تخم مرغی با اندازه ۴-۲ میکرون رشد و تکثیر پیدا می کند. در میزبان بی مهره یا پشه خاکی که ناقل بیماری است و هم چنین در محیط کشت بشکل انگلی دراز ، دوکی شکل ، متحرک و دارای یک رشته باریک بنام تاژک می باشد. ناقل بیماری :
ناقل بیماری پشه ریزی است بنام پشه خاکی یا فلبوتوموس (phlebotomus) که اندازه آن ۲-۳ میلیمتر و بدن آن پر از مو برنگ زرد مایل به کرم می باشد. پشه خاکی ماده خونخوار است و از خون انسان و بعضی پستانداران تغذیه می کند . پشه خاکی ماده معمولاً هر ۵ روز یکبار خون می خورد در موقع خون خوردن آلوده می شود پس از حدود ۱۰ روز می تواند آلودگی را به میزبان مهره دار دیگر منتقل کند. خونخواری پشه خاکی معمولاً در شب انجام گرفته و روزها را در جای تاریک و مرطوب در زیر زمین و قسمت سایه دار اماکن انسانی یا حیوانی استراحت می کند. طول عمر پشه خاکی بالغ یکماه است که در این مدت یک یا چند بار تخم گذاری انجام می دهد.


تخم ها پس از طی دور ه های مختلف (حدود یکماه و نیم ) به پشه بالغ تبدیل می شوند که می تواند پرواز کند. پشه خاکی انواع زیادی دارد که بعضی از انواع آن ناقل کالا آزار و برخی دیگر ناقل لیشمانیوز جلدی نوع شهری و بعضی ناقل لیشمانیوز جلدی نوع روستایی می باشند.
مخزن انگل:
مخزن انگل در بیماری کالاآزار بر حسب نوع آن فرق می کند در کالاآزار نوع هندی مخزن انسان است که با آلوده شدن توسط نیش پشه خاکی به انسان سالم منتقل می گردد. در نوع مدیترانه ای از جمله کالا آزار ایران سگ و سگ سانان وحشی مانند روباه و شغال مخزن اصلی بیماری هستند و در برخی نقاط مانند آفریقا ، جوندگان مخزن این انگل می باشند. در کالاآزار مدیترانه ای انتقال بیماری توسط پشه خاکی از انسان مبتلا به کالا آزار به انسان سالم امکان پذیر است.

بيماري سالك

ليشمانيوز جلدي‌ يا سالك‌ عفونت‌ناشي‌ از انگل‌ ليشمانياست‌ با يك‌ ندول‌كوچك‌ شروع‌ و اغلب‌ زخمي‌ مي‌شود.اين‌ بيماري‌ در بسياري‌ از كشورهاي‌گرمسير به‌ صورت‌ بومي‌ ديده‌ مي‌شود.شايعترين‌ محل‌ ضايعات‌ در نواحي‌ بازبدن‌ بخصوص‌ صورت‌ است‌.
بيماري‌ سالك‌ در بسياري‌ ازكشورهاي‌ مناطق‌ حاره‌ و تحت‌ حاره‌شيوع‌ دارد و بيماري‌ در نقاط مختلف‌آسيا نظير چين‌، سوريه‌، عربستان‌،عراق‌، ايران‌، فلسطين‌ ،قفقاز و جنوب‌شرقي‌ روسيه‌، پاكستان‌، افغانستان‌ وهند شايع‌ است‌. همچنين‌ از كشورهاي‌اطراف‌ مديترانه‌ و كشورهاي‌ آفريقايي‌موارد متعددي‌ از بيماري‌ گزارش‌مي‌گردد.


از كانونهاي‌ مهم‌ بيماري‌ در ايران‌نواحي‌ مرزي‌ در مرز تركمنستان‌، ناحيه‌سرخس‌، لطف‌ آباد،تركمن‌ صحرا،منطقه‌ اسفراين‌ در استان‌ خراسان‌،خوزستان‌، قم‌، كاشان‌، طبس‌ وبخصوص‌ مهمترين‌ كانون‌ اصفهان‌ آن‌هم‌ در ناحيه‌ شرق‌، شمال‌ (شهرستان‌برخوار و ميمه‌)، شمال‌ شرق‌(شهرستانهاي‌ اردستان‌، نطنز، آران‌ وبيدگل‌ و كاشان‌) مي‌باشد كه‌ از مناطق‌بومي‌ كشور است‌.


ليشمانيوز جلدي‌ بر دو نوع‌است‌:


۱ - شهري‌ يا خشك‌:(Anthroponotic) در اين‌ نوع‌مخزن‌ بيماري‌ انسان‌ است‌ ولي‌ سگ‌هم‌ بطور اتفاقي‌ به‌ بيماري‌ مبتلامي‌شود.
۲ - روستايي‌ يا مرطوب‌:(Zoonotic) در اين‌ نوع‌ مخزن‌بيماري‌ عمدتا جوندگان‌ مي‌باشند. ناقل‌بيماري‌ پشه‌ خاكي‌ ماده‌ مي‌باشد كه‌هنگام‌ غروب‌ خونخواري‌ مي‌كند.
بطور كلي‌ سالك‌ بوسيله‌ انواع‌پشه‌ خاكي‌هاي‌ آلوده‌ به‌ سه‌طريق‌ زير به‌ وجود مي‌آيد:
۱ - انسان‌ به‌ انسان‌(بنابراين‌ بهتر است‌براي‌ جلوگيري‌ از انتشار آلودگي‌توسط ناقل‌ روي‌ زخم‌ سالكي‌ پوشيده‌شود).
۲ - حيوان‌ به‌ حيوان‌
۳ - حيوان‌ به‌ انسان‌ يا انسان‌ به‌ حيوان‌.
تظاهرات‌ باليني‌ و اشكال‌ مختلف‌بيماري‌ عبارتند از:
۱ - شكل‌ خشك‌ يا نوع‌ شهري‌: اين‌شكل‌ از بيماري‌ چهار مرحله‌ متفاوت‌را طي‌ مي‌كند. دوره‌ نهفتگي‌ ۲ تا ۸ ماه‌است‌، پس‌ از گذشت‌ اين‌ دوران‌ درمحل‌ گزش‌ پشه‌ پاپول‌ سرخ‌ رنگي‌ظاهر مي‌شود كه‌ ۳ تا ۴ ميليمتر قطردارد و نرم‌ و بي‌ درد است‌ و بر اثر فشارمحو نمي‌شود و گاه‌ خارش‌ مختصري‌دارد; سپس‌ پاپول‌ فعال‌ مي‌شود وشروع‌ به‌ رشد مي‌كند و كم‌ كم‌ بر اثرتجمع‌ سلولها در آن‌ نقطه‌ ضايعه‌ سفت‌مي‌شود و به‌ نظر مي‌رسد به‌ بافتهاي‌زيرين‌ چسبيده‌ است‌. بازشدن‌ زخم‌ به‌احتمال‌ زياد بر اثر عوامل‌ خارجي‌ مثل‌ضربه‌ است‌. زخم‌ حدودي‌ مشخص‌ وحاشيه‌ نامنظم‌ و برجسته‌ دارد كه‌ روي‌آن‌ را دلمه‌اي‌ قهوه‌اي‌ رنگ‌ پوشانده‌است‌. پس‌ از گذشت‌ ۶ تا ۱۲ ماه‌ و گاه‌بيشتر ضايعه‌ كاملا بهبود مي‌يابد و اثرآن‌ بصورت‌ جوشگاهي‌ فرو رفته‌ باحدودي‌ كاملا مشخص‌ و حاشيه‌ نامنظم‌باقي‌ مي‌ماند. تعداد زخم‌ معمولا كم‌ وگاه‌ منفرد است‌.
۲ - شكل‌ مرطوب‌ يا نوع‌ روستايي‌: دراين‌ شكل‌ پس‌ از طي‌ دوره‌ نهفتگي‌(چند هفته‌ تا چند ماه‌) ضايعه‌ بصورت‌جوش‌ همراه‌ با التهاب‌ حاد ظاهرمي‌شود. زخمي‌ شدن‌ آن‌ در عرض‌ ۱۰روز تا ۲ هفته‌ پس‌ از شروع‌ اتفاق‌مي‌افتد. زخم‌ به‌ سرعت‌ بزرگ‌ و دورآن‌ پرخون‌ مي‌شود. زخم‌ نسبتا زود ازبافت‌ گرانولوماتوز (۱) پر مي‌شود.جوش‌ خوردن‌ زخم‌ از وسط و اطراف‌همزمان‌ اتفاق‌ مي‌افتد و بطور معمول‌در مدت‌ ۴ تا ۶ ماه‌ از شروع‌، زخم‌بكلي‌ خوب‌ مي‌شود. تعداد زخم‌هامتعدد و معمولا بيش‌ از يكي‌ است‌.


۳ - شكل‌ سقط شونده‌: اين‌ شكل‌معمولا بصورت‌ توبركول‌ كوچكي‌ كه‌رنگ‌ سرخ‌ دارد شروع‌ مي‌شود، ولي‌رشد چنداني‌ ندارد; روي‌ آن‌ پوسته‌پوسته‌ مي‌شود و گاه‌ زخم‌ كوچكي‌ ايجادمي‌كند كه‌ به‌ سرعت‌ بهبود مي‌يابد وجوشگاه‌ كوچكي‌ باقي‌ مي‌گذارد و گاهي‌نيز توبركول‌ بدون‌ ايجاد زخم‌ بهبودمي‌يابد. تمام‌ دوره‌ عارضه‌ حدود ۵ ماه‌بيشتر طول‌ نمي‌كشد.
۴ - اشكال‌ غير معمول‌: مواردي‌ ازاشكال‌ باليني‌ سالك‌ بصورت‌ غيرمعمول‌ نظير زرد زخمي‌، اگزمايي‌،زگيلي‌، توموري‌ و اسپوروتريكوئيدي‌بروز مي‌كند.
۵ - نوع‌ مزمن‌: در اين‌ شكل‌ دوره‌بيماري‌ پس‌ از گذشت‌ مرحله‌ حاد به‌طور مزمن‌ براي‌ ماهها و سالها ادامه‌مي‌يابد. علت‌ پيدايش‌ اين‌ شكل‌بدرستي‌ روشن‌ نيست‌ و به‌ نظر مي‌رسدمصونيتي‌ كه‌ لازم‌ است‌ به‌ وجود آيد تاضايعه‌ اوليه‌ بهبود يابد در اين‌ بيماران‌اتفاق‌ نمي‌افتد.
۶ - شكل‌ عود كننده‌: حدود ۷ تا ۱۰درصد از بيماران‌ مبتلا به‌ سالك‌ پس‌ ازگذراندن‌ دوره‌ حاد بهبود كامل‌نمي‌يابند و عارضه‌ آنان‌ تبديل‌ به‌شكلي‌ از بيماري‌ مي‌شود كه‌ به‌ آن‌شكل‌ عودكننده‌ (توبركولوئيد يالوپوئيد) مي‌گويند. در اين‌ بيماران‌ نيزمانند سالك‌ حاد بيماري‌ با يك‌ پاپول‌قرمز رنگ‌ ظاهر مي‌شود كه‌ تبديل‌ به‌زخم‌ و سرانجام‌ جوشگاه‌ مي‌شود. اين‌جوشگاه‌ بيشتر در روي‌ صورت‌ و شبيه‌ديگر جوشگاههاي‌ ناشي‌ از سالك‌فررفته‌ با حاشيه‌ مشخص‌ و نامنظم‌است‌. دانه‌هاي‌ ريز قهوه‌اي‌ و زردرنگي‌ در سطح‌ جوشگاه‌ و اطراف‌ آن‌ظاهر مي‌شود كه‌ با فشار لام‌ شبيه‌دانه‌هاي‌ ژله‌ سيب‌ مي‌گردند و در سل‌پوستي‌ نيز شايع‌ است‌.
تشخيص‌ قطعي‌ بيماري‌ با يافتن‌ اشكال‌مختلف‌ انگل‌ در نمونه‌هاي‌ باليني‌ زخم‌(مواد آسپيره‌ يا بيوپسي‌) داده‌ مي‌شود.مواد آسپيره‌ يا بيوپسي‌ مي‌تواند ازكناره‌ داخلي‌ يا حاشيه‌ داخلي‌ زخم‌برداشت‌ شود. اين‌ مواد را مي‌توان‌ روي‌لام‌ گذاشت‌ تا خشك‌ و براي‌ جستجوي‌ميكروسكوپي‌ آماده‌ شود. علاوه‌ بر اين‌روش‌، از روشهاي‌ مختلف‌آزمايشگاهي‌ ديگر نظير كشت‌ ،تلقيح‌به‌ حيوان‌ آزمايشگاهي‌، آزمون‌ليشمانين‌ و… نيز مي‌توان‌ استفاده‌ كرد.اين‌ بمياري‌ قابل‌ درمان‌ مي‌باشد وداروهاي‌ مؤثري‌ براي‌ درمان‌ آن‌وجوددارد كه‌ با نظر پزشك‌ معالج‌تجويز مي‌شود.


پيشگيري‌ :
۱ - اسپري‌ حشره‌ كش‌هاي‌ ابقايي‌ و به‌كاربردن‌ مواد دوركننده‌ روي‌ پوست‌:شايان‌ ذكر است‌ اسپري‌ كردن‌ يك‌اقدام‌ كنترل‌ مؤثر براي‌ ليشمانيوزپوستي‌ شهري‌ است‌ ولي‌ براي‌ نوع‌روستايي‌ غيرمعمول‌ است‌.
۲ - مبارزه‌ با مخزن‌ بيماري‌: در نوع‌شهري‌ اتلاف‌ سگ‌هاي‌ ولگرد، حذف‌محيطهاي‌ مساعد زندگي‌ و تكثير آنهاو همچنين‌ پوشيدن‌ زخم‌ سالكي‌ براي‌جلوگيري‌ از آلوده‌ شدن‌ پشه‌هاي‌ ناقل‌لازم‌ است‌.


در نوع‌ روستايي‌ مبارزه‌ با جوندگان‌ ازطريق‌ طعمه‌ گذاري‌ و لانه‌ كوبي‌ ،دفع‌صحيح‌ زباله‌ و حذف‌ زمينه‌هاي‌ مساعدرشد و تكثير جوندگان‌ مؤثر خواهدبود.


۳ - مبارزه‌ با ناقل‌ بيماري‌: تأمين‌بهداشت‌ محيط، حذف‌ مناطق‌ رشد وتكثير پشه‌ مانند محل‌هاي‌ تجمع‌ زباله‌،نخاله‌هاي‌ ساختماني‌ و كودحيواني‌،ساختمانهاي‌ نيمه‌ كاره‌ و تسطيح‌ وبهسازي‌ حوالي‌ مناطق‌ مسكوني‌ ازاولويت‌ ويژه‌اي‌ برخوردار است‌.سمپاشي‌ از اقدامات‌ نهايي‌ است‌ كه‌ درصورت‌ لزوم‌ آن‌ هم‌ در نوع‌ شهري‌مي‌تواند مورد استفاده‌ قرار گيرد. البته‌به‌ لحاظ خطر بروز انواع‌ مقاوم‌ نسبت‌به‌ سم‌، عوارض‌ زيست‌ محيطي‌ آن‌ واحتمال‌ مهاجرت‌ ناقل‌ به‌ مناطق‌ مجاورو جديد سمپاشي‌ از كمترين‌ اولويت‌برخوردار است‌.
با توجه‌ به‌ اينكه‌ در نوع‌ روستايي‌ محل‌رشد و تكثير پشه‌ها عمدتا در لانه‌جوندگان‌ مي‌باشد و معمولا افراد درهنگام‌ غروب‌ در خارج‌ از اماكن‌ موردگزش‌ قرار مي‌گيرند سمپاشي‌ كمترين‌تأثير را در كنترل‌ ناقل‌ خواهد داشت‌.
۴ - حفاظت‌ فردي‌: از مهمترين‌بخش‌هاي‌ پيشگيري‌ آموزش‌ مردم‌جهت‌ حفاظت‌ خود از گزش‌ پشه‌ ناقل‌مي‌باشد. نصب‌ توري‌ پنجره‌، استفاده‌ ازپشه‌ بندهاي‌ آغشته‌ به‌ سم‌ (دلتامترين‌)،خودداري‌ از انباشتن‌ زباله‌ و كودحيواني‌ در مناطق‌ مسكوني‌، بهسازي‌اماكن‌، رعايت‌ فاصله‌ مناسب‌ زندگي‌انسان‌ و دام‌، پوشاندن‌ زخم‌ و تميزنگهداشتن‌ آن‌، شناسايي‌ و درمان‌مبتلايان‌ به‌ سالك‌ به‌ منظور كاهش‌مخازن‌ انگلي‌، تخريب‌ اماكن‌ متروكه‌،كنترل‌ كودكان‌ جهت‌ بازي‌ در مكانهاي‌آلوده‌ در ساعات‌ عصر و غروب‌ آفتاب‌و رعايت‌ احتياط در موقع‌ كشاورزي‌در ساعت‌ خاصي‌ از روز همگي‌ ازنكات‌ مهمي‌ هستند كه‌ بايد در آموزش‌روشهاي‌ پيشگيري‌ مورد توجه‌ قرارگيرند.
توليد واكسن‌ نيز در كشور ایران در دست‌تحقيق‌ و تجربه‌ مي‌باشد كه‌ تا كنون‌واكسن‌ مناسب‌ قابل‌ استفاده‌ براي‌ عموم‌توليد نگرديده‌ است‌.

توکسوکاريازيس

توکسوکاریازیس یک بیماری انگلی است این انگل از خانواده کرمهای گرد است این انگل در بسیاری از حیوانات از جمله انسان قادر به ایجاد بیماری است در سگ و گربه دو گونه توکسوکارا کتی و توکسوکارا کنیسس می تواند سبب ایجاد بیماری شود.

یکی از بیماریهای مشترک بین انسان و حیوان خانگی از جمله سگ و گربه ، بیماریهای انگلی می باشد.
در این مقاله به بیماری توکسوکاریازیس که در اثر کرمهای اسکاریس ایجاد می شود پرداخته خواهد شد.
● توکسوکاریازیس چیست؟
توکسوکاریازیس یک بیماری انگلی است این انگل از خانواده کرمهای گرد است این انگل در بسیاری از حیوانات از جمله انسان قادر به ایجاد بیماری است در سگ و گربه دو گونه توکسوکارا کتی و توکسوکارا کنیسس می تواند سبب ایجاد بیماری شود.
توله سگها از طریق بند ناف در دوران جنینی و نیز خوردن شیر مادر پس از تولد آلوده می گردند . اما گربه ها فقط از طریق خوردن شیر مادر آلوده می شوند. این انگل نه تنها در سگ و گربه باعث بیماری می گردد ، بلکه مهاجرت لارو انگل در بدن انسان خصوصاً بچه ها ایجاد بیماری می کند.درایلات متحده تخمین زده می شود که سالانه هزار مورد از آلودگی در انسان مشاهده می شود.
تذکر: اصولاً موارد توکسوکاریازیس در انسان نادر است.
● علائم توکسوکاریازیس چیست؟
دو شکل عمده این بیماری وجود دارد:
۱) فرم چشمی
توکسوکاریازیس می تواند منجربه بیماریهای چشمی گردد که درنهایت موجب کوری می گردد. فرم چشمی زمانی ایجاد می گردد که انسان و یا حیوان تخم انگل را ببلعد تخم انگل در داخل روده باز می شود و تبدیل به لارو می شود این لارو می تواند با مهاجرت به سایر نقاط بدن از جمله چشم سبب بروز مشکلاتی برای چشم شود که در نهایت منجر به التهاب و زخم شبکیه شود.هر ساله حدود هفتصد نفر از کودکان مبتلا به فرم چشمی توکسوکاریازیس بینایی خود را از دست می دهند.
۲) فرم احشایی
آلودگی شدید ومرتبط با توکسوکاریازیس اگرچه به ندرت اتفاق می افتد ، اما می تواند منجر به ایجاد فرم احشایی توکسوکاریازیس شود . پس از اینکه تخم توکسوکاریازیس توسط انسان بلعیده شود در داخل روده به لارو تبدیل می شود. این لاروها در داخل بدن شروع به مهاجرت می کنند تا اینکه خود به خود بمیرند. این امر ممکن است چندین سال به طول بیانجامد. ارگانهایی که بیشتر درگیر می شوند ، شامل: مغز ، کبد ، ریه یا چشم می باشند.
علائم بیماری شامل: تب ، سر درد ، سرفه ، درد یا ناراحتی معده ، آسم یا پنومونی می باشد. در بیشتر موارد آلودگی به توکسوکاریازیس خیلی جدی نیست و بیشتر افراد خصوصاً افراد بالغی که به تعداد کمی لارو انگل آلوده شده اند ، علائم خاصی را نشان نمی دهد. موارد بسیار شدید اغلب نادر است ، اما بیشتر در بچه هایی که در مناطق آلوده شده با مدفوع سگ یا گربه بازی می کنند دیده می شود.
● توکسوکاریازیس چگونه منتشر می شود؟
متداول ترین انگل که در انسان خطرساز می باشد توکسوکاراکانیس می باشد.
اگر چه مواردی از توکسوکاریازیس گربه ای نیز در انسان دیده می شود ، اما به دلیل عادت رفتاری گربه در دفع مدفوع ، موارد آن نادر است. انگل از طریق بند ناف یا شیر مادر به توله ها منتقل می شود. لاروها به سرعت در روده توله سگها ، بالغ می شود. وقتی توله سگها به سن سه یا چهار هفتگی می رسند شروع به دفع تعداد زیادی تخم انگل می کنند که از طریق مدفوعشان موجب آلودگی محیط می گردند. تخمها به سرعت تبدیل به لارو عفونی می گردند.
● چگونگی آلودگی به توکسوکاریازیس؟
شما و فرزندانتان می توانید در صورت بلع ناگهانی تخمهای عفونی توکسوکاریازیس که در خاک یا سایر سطوح آلوده وجود دارند (حتی اگر سگ یا گربه هم نداشته باشید) آلوده شوید. تخم این انگل می تواند تا دو سال یا بیشتر در خاک زنده بماند.
● راه تشخیص آلودگی به توکسوکاریازیس؟
در صورت احتمال آلودگی به توکسوکاریازیس با پزشکتان در مورد احتمال آلودگی صحبت کنید. در صورت بروز علائم ، انجام آزمایشات خاص جهت تشخیص آلودگی ضروری است.
● درمان توکسوکاریازیس:
فرم احشایی آلودگی ، با داروهای ضد انگل که معمولاً همراه با داروهای ضد التهاب داده می شوند درمان می گردد. درمان فرم چشمی مشکل تر است و معمولاً تلاش می شود تا از پیشرفت جراحت چشم جلوگیری شود.
● چه کسانی بیشتر در معرض توکسوکاریازیس قرار دارند؟
بچه های کوچک ، صاحبان سگ و گربه بیشتر در معرض ابتلا هستند. بچه های کوچک به دلیل اینکه چهار دست و پا راه میروند و مرتب دستشان را در دهان خود می کنند بیشتر در معرض خطر هستند.
● راههای پیشگیری از توکسوکاریازیس چیست؟
۱) جهت اطمینان از نداشتن آلودگی توله ها سعی نمایید توله هایی خریداری نمایید که مادرانشان طی دوران بارداری بطور کامل تحت درمان ضد انگلی قرار گرفته اند. ضمناً توله ها را بطور منظم از سن دو هفتگی هرسه هفته طبق توصیه دکتر دامپزشک مورد درمان ضد انگلی قرار دهید.
۲) دستهایتان را پس از بازی با حیوان خانگی (تازه خریداری شده و بطور کامل خودتان درمان انگلی را انجام ندادید) یا فعالیت در خارج از خانه بخصوص قبل از خوردن غذا بخوبی با صابون شستشو دهید.
۳) به بچه هایتان بیاموزید همیشه دستها یشان را بعد از بازی کردن با سگ یا گربه و بعد از بازی کردن در خارج از خانه شستشو دهند.
۴) به بچه ها اجازه ندهید در مکانهایی که بوسیله مدفوع حیوانات خانگی یا سایر حیوانات آلوده شده است بازی کنند.
۵) هرگز بچه های کوچک را با سگها تنها نگذارید مگر اینکه سن سگ بیش از شش ماه باشد ضمناً مانع از این شوید که نوزادتان چهار دست و پا روی زمین حرکت کند.
۶) دور محل بازی کودکان را محصور نمایید تا مانع ورود سگها به آن شوید.
۷) تا حدی که امکان دارد از تماس نوزادان با توله سگها و بچه گربه ها قبل از تکمیل برنامه ضد انگلی آنها جلوگیری نمایید.
۸) هرگز بچه های کوچک را مقابل درب ورودی ساختمانهای عمومی روی زمین نگذارید.
۹) فوراً پس از مدفوع کردن سگ محل آن را تمیز نمایید و پس از جمع آوری مدفوع آنرا بطور دقیق و کامل معدوم نمایید. حداقل هفته ای یکبار محل زندگی حیوانات خانگی را تمیز نمایید و سرانجام اینکه دقت نمایید تا سگتان در محلهای عمومی مدفوع نکند.

دکتر علیرضا قمریان

بيماري سياه زخم

مقدمه:
بیماری سیاه زخم يک بيماري سمي و عفوني باکتريائي است و اين بيماري در بين گياهخواران اهلي شيوع دارد. شیوع این بیماری در عموم حیوانات وحشی و اهلی مانند: گاو، گوسفند، بز، شتر و گوشتخواران اتفاق میافتد. بیماری میتواند به انسانهایی که با حیوانات آلوده و یا بافت آلوده حیوانی سروکار دارند، سرایت کند. گفتنی است بیماری سیاه زخم عموماً در مناطق کشاورزی و در بین حیوانات شیوع مییابد. انسان نیز در تماس با حیوان آلوده و یا محصولات به دست آمده از حیوان آلوده، به بیماری مبتلا میشود. کارگرانی که با حیوان مرده و یا محصولات به دست آمده از حیوان مبتلا سروکار دارند، احتمال ابتلا به سیاه زخم برای آنها زیاد است این گونه آلودگی به سیاه زخم صنعتی مشهور است .ميکروب مسئول باسیلوس آنتراسیس يک باسيل درشت و مستقيم گرم مثبت است که در محيط هاي معمولي به خوبي رشد ميکند. در محيطهاي نامساعد ايجاد اسپور (هاگ) ميکند و خيلي مقاوم ميباشد. انتقال بیماری سیاه زخم به سه شکل پوستی، تنفسی و گوارشی است. چنانچه اسپور این بیماری از طریق هوا وارد مجاری تنفسی شود، فرم تنفسی سیاه زخم ایجاد می شود. علائم بیماری بستگی به نحوه تماس انسان با عامل بیماری دارد، ولی معمولاً این علائم در طی مدت ۷ روز ظاهر میشود. در شکل پوستی که شایعترین (در حدود ۹۵ درصد) نوع است عفونت سیاه زخم زمانی اتفاق میافتد که عامل بیماری که معمولاً در پشم، چرم و موی حیوان(مخصوصاً بز) آلوده وجود دارد، از طریق زخم و یا بریدگی پوستی وارد بدن شود. در فرم گوارشی ممکن است پس از مصرف گوشت آلوده به عامل سیاه زخم اتفاق بیفتد و علائم آن التهاب حاد دستگاه گوارش است .علائم اولیه شامل تهوع، کاهش اشتها، استفراغ ، تب و به دنبال آن دردهای ناحیه شکمی است .

انسان از راه تماس و دستکاري مواد آلوده دامي(‌پشم، پوست، گوشت و غيره) مبتلا ميگردد. اسپور این باکتری قادر است سالها در خاک باقی مانده و حیوانات را از این طریق آلوده کند. انسان در تماس با این حیوانات آلوده شده و بیمار میشود. همچنین از طریق خوردن گوشتهای آلوده نیز به فرم گوارشی بیماری مبتلا میگردد.

پودر استخوان خام که براي تغذيه چهارپايان مصرف ميشود يکي ديگر از راههاي سرايت ميباشد. ميکرب از راه خراش هاي کوچک و ناچيز پوست وارد بدن آدمي ميشود. گرفتاري از راه دستگاه تنفسي (دم زدن )‌ توسط گرد و غبار آلوده به ندرت ديده ميشود(در کارخانههاي پشم بافي و پشم شويي)‌ از راه خوراکي يا دستگاه گوارشي توسط گوشت خام يا نيم پز، شير خام و غيره آلودگي ميسر مي باشد.

علائم:
· زخم سياه: شايعترين فرم بيماري را در افراد بالغ و سالم نشان ميدهد و در محل ورود باسيل که اغلب قسمتهاي باز بدن است(صورت، گردن، دست، بازو) ديده ميشود. محل ورود باسيل اين بيماري بيشتر از صورت و گردن و بعد دست ها و تنه و بالاخره پاها ميباشد و اين نشان ميدهد که موضعهاي باز بدن که براحتي در معرض تلقيح قرار ميگيرند بيشتر به بيماري مبتلا ميشوند.

· ادم بدخيم: که زخم ابتدائي در آن ناپيدا بوده و ورم خيلي شديدي در محل ورود باسيل ملاحظه مي شود.

· مننگوآنسفاليت سياهزخمي: به دنبال زخم سياه به ويژه ادم بدخيم پيش ميآيد. علائم مننگوآنسفاليت ظاهر ميشود. مايع نخاع چرکي و حاوي تعداد زيادي باسيل سياه زخم مي باشد. در غياب درمان خطر مرگ و مير زياد است.

اشکال احشائي:

· سياه زخم ريوي: در اثر تنفس گرد و خاک آلوده به اسپورسياه زخم پديد ميآيد.

· سياه زخم روده اي و معدي: اين سياه زخم خيلي نادر مي باشد، ۳ تا ۵ روز پس از مصرف گوشت نيم پز آلوده يا غذاي آلوده ديگر با دردهاي شکمي، تهوع، استفراغ و تب آغاز ميشود .

· مننژيت ابتدائي سياه زخمي : بشکل يک مننگوآنسفاليت سير ميکند. هيچ نشانۀ پوستي و مخاطي در بيمار ديده نميشود. گرفتن مايع نخاع و آزمايش آن کليد تشخيص ميباشد. پيش بيني بيماري مربوط به تشخيص و درمان زودرس مي باشد .


درمان:
چنانچه درمان با آنتی بیوتیک مناسب انجام شود، مرگ و میر به ندرت اتفاق می افتد درمان با آنتي بيوتيک­هاي مناسب به مدت دو هفته انجام ميشود. برای درمان سیاه زخم پنیسیلین، تتراسیکلین و فلوروکونیلون (سیپرو) تجویز میشود. درمان آنتی بیوتیکی میتواند در کاهش ضایعات فرم پوستی بیماری سیاه زخم مؤثر باشد.

سرم درماني در اشکال دير درمان شده و اشکال خطرناک سودبخش ميباشد. البته استعمال دارو حتماً بايد با نظر پزشک باشد.


پيشگيري:
بهداشت فردي، واکسيناسيون دامها و انهدام دامهاي بيمار و خاموش کردن همه گيري دامي است. رعايت موازين بهداشتي در کارخانههاي پشم ريسي، پشم شويي، دباغي و غيره (بهداشت شغلي) نهايت ضرورت را دارد.

بيماري تب مالت

بیماری های مشترک بین انسان و دام که با نام زئونوزها شناخته می شوند از جمله عفونت هایی هستند که بین انسان سایر حیوانات مهره دار و یا بالعکس در شرایط طبیعی منتقل می شوند. هدف از نامگذاری گروهی از بیماری ها با این عنوان، ایجاد یک مسئولیت حرفه ای مشترک بین پزشکان و دامپزشکان بودتا بدین ترتیب آنها بتوانندبا همکاری یکدیگر در زمینه تحقیقات و کنترل این بیماریها، گامهای بسیار موثری در جهت تامین بهداشت عمومی بردارند. در کشورهای در حال توسعه، این از بیماری ها، هنوز به عنوان یکی از چالش های اصلی نظام بهداشت و درمان آنان قلمداد می شود. در کشور ما نیز توجه به بیماری های مشترک بین انسان و دام و کنترل آن ار اهمیت ویژه ای برخوردار است به نحوی که بنا به گفته برخی از کارشناسان،هم اکنون نزدیک به 50 درصد از بیماری هایی که مردم گرفتار آن هستند به نحوی به دام و حیوان مربوط می شود.


تعریف و علائم این بیماری :
بروسلوز یا تب مالت عبارت است از یکعفنت باکتریایی بین انسان و دام که عامل آن باکتری از جنس بروسلا است. این بیماری معمولا در اثر انتقال یکی از انواعبروسلا ملی تنسیس از گوسفند و بز، بروسلا سویس از خوک، بروسلا آبورتوس از گاو و بروسلا کنیس از سگ به انسان ایجاد می شود. این بیماری اولین بار در اواخر قرن 19 میلادی از طحال سربازی که بر اثر این بیماری فوت کرده بود توسط فردی به نام بروس جدا شد.

این عفونت باکتریایی مهمولا اعضای خون ساز بدن، از جمله مغز استخوان، گره های لنفاوی، کبد و طحال را تحت تاثیر قرار می دهد و در انسان دارای دو نوع حاد و تحت حاد یا مزمن است.


نوع حاد:
نوع حاد این بیماری پس از یک دوره نهفتگی چند روزه تا چند هفته ای که گاهی اوقات ممکن است چند ماه نیز طول بکشد، بصورت ناگهانی ظاهر می شود که شامل علائمی از قبیل : تعریق شدید،سردرد شدید،درد ناحیه مفاصل و پشت که به صورت ناگهانی تظاهر یافته و شدت آن بتدریج افزایش می یابد، است.
حرارت بدن نیز در این مرحله بین 7/37 و 4/39 در نوسان بوده که در حالت اول خود ممکن استبه 41 درجه نیز برسد. البته همراه با این نشانی ها کاهش اشتها، ضعف و خستگی مفرط واحساس افسردگی نیز مشاهده می شود.

نوع تحت حاد:
شکل تحت حاد بیماری بروسلوز (تب مواج) ممکن است به دنبال فرم حاد آن ظاهر شود. در این مرحله خستگی مفرط یک عامل شایع است که به همراه در ناحیه پشت مشاهده می شود. در این شکل از بیماری، بخصوص هنگام عفونت با بروسلا ملی تنسیس،ممکن است درد سیاتیک نیز بروز کند. بطور کلی در شکل تحت حاد بیماری حرارت بدن نامنظم بوده و همراه تحلیل قوای بدن استکه ممکن است در برخی موارد به شکل حاد آن تبدیل شود. این مرحله از بیماری ممکن است 12 تا 16 ماه دوام یابد و حدود 20 درصد از بیماران ممکن است وارد این مرحله شوند.

همچنین نتایج این تحقیق نشان می دهد بیشترین عارضه ای که در مبتلایان به تب مالت وجود دارد، عوارض گوارشی خفیف شامل تهوع، استفراغ، بی اشتهایی، یبوست، درد شکم و اسهال است که در 70 درصد از بیماران مبتلا مشاهده می شود.

در مورد علائم بیماری در حیوانات باید گفت مه در اغلب موارد باکتری برئسلا باعث سقط جنین در حیوانات آلوده شده و از سوی دیگر سبب لاغر شدن حیوان و حذف تدریجی آن از گله و یا مرگ آن می شود.

راه های انتقال بیماری :
میکروب بروسلا قادر است از طریق هر یک از بافتها وارد بدن شود چون در محل ورود خود آثار قابل رویتی از خد بر جای نمی گذارد، نمی توان به طور دقیق مشخص کرد که این میکروب به چه نسبتی از راه پوست یا بافت های مخاطی دهان، چشم و دستگاه تناسلی وارد بدن شده است. منبع طبیعی بروسلوز انسانی، حیوانات اهلی و بخصوص گاو،گوسفند، بز و خوک هستند. عفونت بروسلوز در انسان عمدتا از طریق خوردن بافت های آلوده حیوانات و یا فرآورده های لبنی و یا از طریق انتقال مستقیم از راه پوست صورت می گیرد. همچنین پژوهش ها در این زمینه نشان داد که انسان از طریق تنفس نیز ممکن است به بروسلوز مبتلا شود ولی انتقال بیماری در شرایط طبیعی از انسان به انسان ممکن نیست .

درمان بیماری:
پس از قطعی بیماری با انجام آزمایش خون، درمان شامل یک دوره استراحت در رختخواب و مصرف آنتی بیوتیک آغاز می شود. در این مورد معمولا لازم نیست که بیمار از دیگران جدا شود. درمان معمولا شامل استفاده از آنتی بیوتیک هایی نظیر تتراسایکلین و استفاده از دارو های کورتیزونی برای کاهش پاسخ التهابی در موارد شدید و همچنین استفاده از داروهای ضد درد برای تسکین دردهای عضلانی است که البته انجام همه این موارد می بایست تحت نضارت پزشک معالج صورت پذیرد.


این بیماری منشا غذایی دارد:
در کشورهای توسعه یافته، انتقال بیماری بروسلوز از طریق مواد غذایی در اثر پاستوریزاسیون شیر و ریشه کنی بروسلا آبورتوس به حداقل ممکن رسیده است و هم اکنون این بیماری به عنوان یک بیماری شغلی در این کشورها قلمداد می شود که افرادی نظیر دامپزشکان، کشاورزان و کارکران کشتارگاه را مبتلا می سازد. این در حالی است که همین بیماری در کشورهای در حال توسعه بصورت یک بیماری بومی و آندمیکبوده که راه عمده انتقال آن از طریق خوردن بافت های آلوده حیوانات، شیر و محصولات لبنی غیر پاستوریزه می باشد.

جالب اینکه این باکتری در طول مراحل ساخت پنیر زنده می ماند و می تواند ماه ها به زندگی خود در انواع پنیرهای سخت ادامه دهد. از سوی دیگر با توجه به اینکه باکتری تب مالت در خامه و بستنی از ماندگاری طولانی برخوردار است، چنین به نظر می رسد که بستنی ها به عنوان یکی از منابع آلوده پنهان برای تب مالت به شمار می روند و به این ترتیب استفاده ی زیاد از بستنی تابستانه امکان ابتلا به تب مالت را افزایش خواهد داد.

همچنین مصرف گوشتهای آلوده که بطور ناقص پخته شده است ممکن است بیماری را به انسان انتقال دهد.

پیشگیری :
بر اساس یک معیار جهانی، میزان شیوع تب مالت در هر کشوری بستگی بسیار نزدیکی با میزان شیوع بروسلوز حیوانات در آن کشور دارد که این موضوع ضرورت کنترل و ریشه کنی بیماری را در جمعیت دامی کشور دو چندان می کند.

در حالت حاضر پیشگیری از بروسلوز در گاو و گوسفند با بکارگیری دو نوع واکسن زنده تخفیف حدت یافته بروسلا انجام می گیرد. برای پیشگیری از این بیماری در انسان در اغلب کشور ها هیچ گونه واکسنی وجود ندارد اما در فرانسه واکسن ضد بروسلا آبورتوس در دسترس است. بنابراین تنها اقدام موثر در زمینه پیشگیری، رعایت نکات بهداشتی در جهت پرهیز از تماس با نسوج حیوانات مبتلای ذبح شده و همچنین عدم مصرف شیر، پنیر و لبنیات غیر پاسستوریزه است. به همین دلیل توصیه می شودتا شیر خام قبل از هرگونه استفاده، به مدت 15-20 دقیقه تحت حرارت مستقیم شعله قرار گیرد به نحوی که در طی این مدت حداقل 10 دقیقه شیر در حال جوشیدن باشد. باید توجه داشت که باکتری بروسلای موجود در شیر قادر است به راحتی به ذرات چربی موجود در آن متصل شده و به سطح آن منتقل شود که در چنین شرایطی برداشتن سر شیر بدون رعایت موارد ذکر شدهمی تواند از جمله راههای مهم انتقال تب مالت به انسان باشد.

به هر حال در کشور ما بروسلوز به عنوان یکی از بیماری های مهم و خطرناک مشترک بین انسان و دام مطرح است و هرگز نمی توان بدون حذف، کنترل ویا مبارزه جدی با این بیماری در حیوانات، آن را در جمعیت انسانی ریشه کن کرد که البته انجام هرگونه اقدامی در این زمینه می بایست مطابق با شرایط فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی جامعه صورت گیرد.

وبا

مقدمه:
بيماري وبا يکي از بيماري‌هاي عفوني است که همه ساله در بسياري از کشورها شيوع مي يابد. وبا يک بيماري واگيردار عفوني است که فقط در انسان ايجاد ميشود. اين بيماري شامل دو نوع "کلاسيک" و "التور" است که نوع دوم آن قدرت همه گيري بيشتري دارد.

"التور" نام يکي از ايستگاههاي قرنطينه در بندر اسکندريه مصر است که در سال 1906 نخستين بار اين نوع وبا در آن شناسايي شد.


عوامل انتقال وبا:
عامل ايجاد بيماري وبا يک باکتري به نام ويبريوکلرا است که بيشتر در آبهاي راکد ساحلي و آبهاي شور يافت مي شود.

عامل بيماري وبا در آب، محيط هاي مرطوب، ميوه، سبزي، صدف دريايي و گوشت زنده باقي ميماند بنابراين در سفرهاي فصل تابستان هنگام خريد قالبهاي يخ از يخ فروشيها از سالم بودن آنها بايد اطمينان داشت.
بطور کلي چهار فاکتور آب (آب آلوده به مدفوع انسان)، غذا، دستهاي آلوده و مدفوع در انتقال بيماري وبا نقش دارند.

محل هاي پر خطر کشور از نظر ابتلا به وبا:
مناطقي که آب آشاميدني سالم در دسترس ندارد، مناطقي که فاضلاب، زباله و فضولات حيواني بصورت غير بهداشتي دفع ميشوند، در محلهايي که بهداشت فردي رعايت نميشود و در زمان بروز سيل و حوادث طبيعي در اثر از بين رفتن شبکههاي آبرساني، امکان ابتلا و انتقال به بيماري وبا بيشتر ميشود.
گروه خوني (گروه خوني او بيشتر مبتلا مي شود)، سن، اسيديته معده، عدم رعايت بهداشت فردي و پادتن هاي موجود در شير مادر عوامل فردي مستعد کننده و مسافرت، بي سوادي ، فقر و عدم رعايت بهداشت عمومي عوامل اجتماعي مستعد کننده ابتلا به وبا است.

علايم و راههاي تشخيص:
عامل بيماري از راه دهان وارد معده و در روده تکثير مي شود به دنبال آن ترشح سم در روده باعث ترشح آب و املاح فراوان از سلولهاي روده به داخل فضاي روده ميشود که اين وضعيت، اسهال شديد را به دنبال دارد.

در نتيجه، بدن به شدت آب و املاح از دست ميدهد و چنانچه آب و املاح دفع شده جبران نشود، بيمار جان خود را از دست ميدهد.

علايم اين بيماري شامل اسهال آبکي شديد با دفعات اجابت مزاج غير قابل شمارش، نبود دل درد و دل پيچه، گرفتگي عضلات پشت ساق پا، عطش فراوان، استفراغ بدون حالت تهوع، احساس پري و غر غر شکم و فقدان تب است.

در صورت مشاهده اين علايم بايد به پزشک و يا مراکز بهداشتي و درماني مراجعه کرد. با استفاده از مايعات (سرم خوراکي او آر اس) و چنانچه فرد قادر به نوشيدن نباشد، از طريق تزريق سرم به صورت اورژانس در مراکز بهداشتي درماني بايد آب و املاح از دست رفته جبران گردد و دوره درمان با استفاده از آنتي بيوتيکها تکميل شود.

شايعترين منابع بيماري وبا:
آب آشاميدني که توسط مدفوع يا دست آلوده به مدفوع آلوده شده باشد، سبزيجات برگ دار که با آب آلوده آبياري و يا شسته شده باشد، غذاهاي آلوده و غذاهاي تهيه شده از آبزياني که از آب هاي آلوده گرفته شده اند به صورت خام و يا نيمه پخته ، شايعترين منابع شيوع بيماري وبا هستند.

راههاي پيشگيري از وبا:
مهمترين نکته در پيشگيري از وبا سالم سازي آب به روشهاي جوشاندن آب، ضد عفوني با محلول يا قرص کلر و استفاده از نور خورشيد است.

منظور از آب سالم آبي است که بو، رنگ و آلودگيهاي زيان بخش ميکروبي نداشته باشد و در آن مواد سمي نباشد و در عين حال مواد معدني و آلي موجود در آن از حد مجاز تجاوز نکند. براي پيشگيري از وبا هميشه بايد ميوه هاي خام و ظروف آشپزي را با آب پاکيزه شست، آبهايي را که از رودخانهها و سدها برداشت مي­شود هر چند پاک به نظر ميرسد، بايد ضد عفوني شوند.

شستن دستها قبل از آماده کردن و خوردن غذا، قبل از غذا دادن به بچهها و قبل از دست زدن به آب آشاميدني و بعد از استفاده از دستشويي و توالت نبايد فراموش شود.

جلوگيري از بازي کودکان در استخر آبهاي کثيف يا محل تجمع آبهاي راکد و نيز محافظت آب و غذاي مصرفي از آلودگي و تماس حشرات، از ديگر راههاي پيشگيري از وباست.

توجه به نکات ديگري همچون استفاده از شير و فرآورده هاي لبني پاستوريزه، استفاده از آب سالم در شستشو و طبخ مواد غذايي، توجه به تابلوهاي هشدار دهنده و مشخص کننده آب آشاميدني در پارکها، دقت در تهيه بهداشتي سالادهاي فصل در ساندويچها و رستورانها و کوتاه و تميز نمودن ناخنها در پيشگيري از وبا نقش بسيار موثري دارد.

پشه هاي خاکي و نقش آنها در سالک و راه مبارزه

پشه خاکیها حشرات کوچکی با اندازه ۵-۲ میلیمتر و بدنی پر مو، چشم های بزرگ و پاهای نسبتا ً بلند هستند.

پشه خاکیها دارای دگردیسی کامل بوده، ماده ها تخم خود را در نقاط مرطوب مانند: شکاف سنگ فرشها، شکافها و سوراخهای سطح زمین، ریشه خارجی درختان، شکافهای موجود در کف طویله و مرغداریها، میان شاخ و برگ های ریخته شده قرار می دهند.

تخم ها پس از گذارندن دوره خود تبدیل به لارو می شوند و دارای ۴ مرحله لاروی می باشند که پس از طی این دوره که بستگی به شرایط محیطی دارد تبدیل به شفیره و سپس بالغ میگردند.

پشه خاکیهای بالغ را میتوان در لابلای شاخه و برگ گیاهان در سطح زمین، لانه حیوانات، شکافها و سوراخ های درختان، شکاف سنگ ها، داخل غارها و اماکن انسانی و حیوانی مشاهده نمود.

سیکل زندگی پشه خاکیها ۱۰۰- ۳۰ روز است وبستگی کامل به شرایط محیطی دارد. پشه خاکیهای نر و ماده از شیره گیاهی تغذیه میکنند ولی مادهها برای تخمگذاری و رسیدن تخمها بایستی خونخواری نمایند. پشه خاکیهای ماده نقاط کم مو و باز بدن را مورد گزش قرار میدهند. میزبان این حشرات حیوانات اهلی، سگها، جوندگان اهلی و وحشی، مار، مارمولک و گاهی پرندگان می باشند.


بیماریهای منتقله:

بیماریهای منتقله توسط پشه خاکیها را لیشمانیوز گویند. لیشمانیوزها در اغلب نقاط جهان وجود دارند و از بیماریهای مشترک انسان و حیوانات بشمار میآیند که ممکن است به صورت ضایعات پوستی (سالک) و یا ضایعات احشائی (کالاآزار) و جلدی مخاطی تظاهر نمایند که توسط انگل لیشمانیا ایجاد ميشوند.

انگلهای لیشمانیا در داخل سلولهای تک هستۀ بیگانه خوار جوندگان، گوشتخواران و خزندگان رشد می کنند. انگلهای لیشمانیا توسط پشه خاکیها منتقل می شوند.


لیشما نیوزجلدي(سالک):

دو نوع سالک وجود دارد: نوع شهری و نوع روستایی که از نظر ناقل، تظاهرات بالینی دارای تفاوتهایی می باشند.
۱- سالک نوع شهری(نوع خشک)

الف) کانون:
تهران(قسمت های مختلف شهر که با گسترش شهرها و شهر نشینی و از بین رفتن باغها از شیوع آن کاسته شده است)، شیراز(جنوب غربی شهر)، کرمان(محله های مختلف)، مشهد، نیشابور، سبزوار، قم، ساوه، اردستان و نایین.

ب) ناقلین:
فلبوتوموس سرژانتی که در داخل اماکن به سر می برند این پشه در مرغداری ها، در لانه مرغها به وفور یافت می شوند و به خون پرندگان هم علاقه زیادی دارد.


ج) مخزن بیماری :
سگ ،گاهی انسان.

سیر بیماری :
پس از گزش پشه خاکی ماده آلوده در محل گزش برجستگی به رنگ قرمز ایجاد میشود که کمی خارش دارد ولی فاقد درد می باشد با گذشت چند هفته این برجستگی سفت می شود و اطراف آن ملتهب و به رنگ قرمز در می آید و در روی برجستگی فرو رفتگی به عمق ۱ میلیمتر ایجاد می شود که ترشحات زرد رنگی از آن به خارج تراوش می کندکه ترشحات کم کم به صورت دلمه در می آیند بتدریج رنگ دلمه قهوهای می شود و سرانجام به صورت زخم سر باز در می آید این زخم دارای حاشیه نامنظم و برجسته است اگر دلمه از روی زخم برداشته شود زخم دارای سطحی شفاف و قرمزرنگ میباشد که کف آن فرو رفته است، این زخم درد ندارد ولی گاهی دارای کمی خارش است .


فصل شیوع بیماری :
در تمام فصول سال.

تعداد زخم :
بسته به تعداد گزش پشه خاکی اغلب ۲-۱ زخم و گاهی بیشتر


بهبودی :
از مرکز زخم شروع می شود . دلمه شروع خشک شدن می نماید ، التهاب کاهش می یابد و پس ازگذشت ۱۲-۶ ماه زخم کاملاً خوب می شود ولی سطح زخم ناصاف است .


۲- سالک نوع روستایی(نوع مرطوب)

الف) کانون:
اصفهان، مورچه خورت، گاوخونی اطراف رودخانه زاینده رود، بادرود و بلوچستان، چابهار، کنارک، تبریز، خوزستان،

دزفول، سوسنگرد، جنوب اهواز، شاهرود، سرخس، ترکمن صحرا، لطف آباد، طبس و ورامین.


ب) ناقلين:
فلبوترموس پاپاتاسی که بصورت اهلی و به فراوانی یافت می شوند.


ج) مخزن بيماري:
جوندگان مانند: موش صحرایی که لانه عمیق داشته و از گیاهان کویری تغذیه می کند.

سیر بیماری:
پس از گزش پشه خاکی ماده آلوده و پس از چند هفته در محل گزش برجستگی جوش مانند: همراه با التهاب ایجاد می شود که پس از گذشت ۱۴-۱۰ روز به صورت زخم در می آید زخم به سرعت بزرگ و اطراف آن ملتهب و قرمز میشود و لبههای زخم دارای حاشیه است. این زخم با ترشحات چرکی توام می شود زخم به سرعت بهبود مییابد.


بهبودی:
از وسط و اطراف زخم به صورت همزمان صورت می گیرد ۶-۴ ماه پس از شروع آن کلاً خوب می شود.

فصل شیوع بيماري :
شروع بیماری از اول تابستان تا اوایل پاییز.


تعداد زخم:
بسیار زیاد گاهی تا ۳۰ عدد.

مبارزه با پشه خاکیها:
از آنجایکه پشه خاکیها ناقلین لیشمانیوز پوستی یا سالک (شهری ، روستایی) از بین بردن این حشرات در کاهش موارد بیماری بسیار اهمیت دارد لذا بایستی اقدام به مبارزه و کنترل این حشرات نمود .

با توجه به این که این حشره بیشتر در شکافهای موجود بر روی ریشه درختان و سنگها و … در نقاط مرطوب زندگی خود را می گذراندضمن اینکه تعدادی از پشه خاکیها در لانه جوندگان هم زندگی میکنند مبارزه با پشه خاکیها بسیار مشکل است ولی ناگزیر بایستی از حشره کشها استفاده کرد دیوارها و نقاط مرطوب را بایستی لااقل تا ارتفاع ۴۰-۳۰ سانتیمتر سمپاشی نمود زیرا پشه خاکیها پرواز کوتاه داشته ودر اثر تماس با حشره کش از بین خواهند رفت، در اماکن آلوده استفاده از توریهای ریز بافت و نصب آنها روی پنجره ها و دربها و استفاده ازمواد دور کننده حشرات جهت حفاظت شخصی توصیه میگردد.